پروفسور "حسابي"، دانشمندي كه حافظ كل قرآن بود
يادداشت زير به بررسي مختصري از زندگي پروفسور "محمود حسابي"، دانشمند بزرگي كه حافظ كل قرآن كريم بود ميپردازد؛ مردي كه تحقيق در قرآن كريم را در كنار مدارج عالي علمي تا پايان عمر ادامه داد.
در پنجم اسفند ماه 1281 هجري شمسي، در يكي از محلههاي شهر تهران كودكي چشم به جهان گشود كه او را "سيد محمود" مينامند و او از همان دوران كودكي از سرپستي پدر محروم ميشود و مادرش در نهايت فقر و محروميت، او و برادرش را به نيكي تربيت ميكند.
سيد محمود به دليل علاقه بسيار و زحمات مادر در همان دوران كودكي حافظ قرآن كريم ميشود و آنگاه مدارج علمي را يكي پس از ديگري با رتبه ممتاز سپري ميكند تا اينكه در هفده سالگي اولين رتبه كارشناسي خود را در رشته ادبيات دريافت ميكند.
سپس در طي هفت سال بعد، شش مدرك كارشناسي در رشته مهندسي راه و ساختمان، عمران، رياضيات، ستارهشناسي، زيستشناسي، مهندسي معدن، مهندسي برق و بالاخره دكتراي فيزيك را به دست ميآورد و اين در حالي است كه او 25 سال بيشتر ندارد.
از آن پس او سالها به تحقيق و بررسي در علم فيزيك مشغول ميشود تا اينكه نظريه جديدي را در علم فيزيك تحت عنوان نظريه "بينهايت بودن ذرات" براي اولين بار به جهان عرضه ميكند و مشوق و راهنماي اصلي او در طراحي و ارايه اين نظريه كسي نيست جز "آلبرت انيشتين" مشهورترين فيزيكدان جهان.
دكتر سيد محمود حسابي، اعتقادي عميق و انس بسيار با قرآن كريم داشت بهطوري كه در جلسات علمي و مذهبي، در ضمن بحث و گفتوگو از آيات قرآن و راويات معصومان(ع) بهره ميگرفت و به آنها استدلال ميكرد.
بهطور مثال يكي از اين جلسات، جلسهاي بود كه هر هفته با حضور اساتيدي كه از حوزه و دانشگاه چون استاد شهيد "مهطري" وعلامه "محمدتقي جعفري" در منزل وي تشكيل ميشد.
دكتر حسابي، مردي خوشرو و كمسخن و استادي باوقار و فروتن بود؛ وي فرزندانش را از كودكي به فراگيري قرآن و انجام واجبات ديني تشويق و ملزم ميكرد و از آنان ميخواست قرآن را با لهجه فصيح و زيباي عربي، با درك معناي آيات تلاوت كنند.
اين دانشمند فرزانه، علاوه بر آنكه ديوان اشعار "حافظ و سعدي" را از حفظ داشت، بر چهار زبان زنده دنيا يعني عربي، فرانسوي، انگليسي و آلماني تسلط داشت، همچنين در تحقيقات علمي خود از زبانهاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، اوستايي، تركي، ايتاليايي و روسي استفاده ميكرد.
به خاطر تلاشهاي خستگيناپذير علمي و پژوهشي دكتر حسابي بزرگترين نشان علمي فرانسه به وي اعطا شد و در سال 1366 هــ.ش نيز در ايران از خدمت او بهعنوان پدر فيزيك ايران تقدير و سرانجام در سال 1990 ميلادي بهعنوان مرد اول علمي جهان برگزيده شد.
اين پروفسور بزرگ پس از 90 سال تلاش خالصانه در شهريور 1371 هــ.ش دعوت حق را لبيك گفت ولي ايمان محكم و عشق و پشتكار بينظير او همواره الگوي دانشپژوهان و دانشآموزان با ايمان و پرتلاش است.
مرگ دلفينهاي خليج فارس در هالهاي از ابهام
قسمت اول
شهريورماه بود كه رسانهها خبري از "خودكشي" دلفينها در آبهاي جنوب در محدوده شهرستان جاسك پخش كردند. هنوز دليل مرگ اين دلفينها مشخص نشده بود كه خبر مرگ دستهاي ديگر از دلفينها كه در مجموع به حدود ? 150دلفين ميرسيد، جامعه طرفداران محيط زيست و آبزيان را شگفتزده كرد.
در پي انتشار اين اخبار كميتهاي متشكل از سازمانهاي محيط زيست، شيلات، كشتيراني و بنادر، دامپزشكي و وزارت نفت تشكيل شد تا علل و عوامل اين مرگ و مير دسته جمعي را مشخص كند.
همچنين در اين ميان كارشناسان بينالمللي پستانداران دريايي و دلفينها وابسته به موسسه اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت ( (IUCN?نيز در كنار كارشناسان داخلي به فعاليت و مطالعه در خصوص علت اين مرگ و مير مشغول شدند.
در ابتداي مطالعات دلايل مختلفي همچون صيد و صيادي، شناورهاي دريايي، آلودگي خليج فارس و دربرخي نظرات " خودكشي" به عنوان دلايل مرگ مورد بررسي قرار گرفت و دراين ميان جسد چند دلفين براي كالبد شكافي و بررسي بيشتر به تهران منتقل شد.
به دنبال كنجكاوي مردم براي دانستن دليل و يا دلايل اصلي اين فاجعه زيست محيطي، نظرات متعددي ارائه شد كه به اعتقاد عدهاي از كارشناسان اين نظرات غير كارشناسي و عجولانه بود.
يكي از اين نظرات، صيد و صيادي را دليل اصلي مرگ و مير دلفينها عنوان كرد، در حالي كه كارشناسان خارجي ? 95تا ? 98درصد علت مرگ و مير دلفينها در جهان را در ارتباط با صيد و صيادي ميدانند.
در همين ضمن گروهي ديگر از كارشناسان معتقدند كه "امواج شناورهاي دريايي" (سونار) را بايد عامل مرگ دلفينها دانست.
ظاهرا رسيدن به نظر قطعي، پس از گذشت حدود دو ماه از اين فاجعه دريايي، بازهم به زمان و بررسي بيشتري نياز دارد.
در اين راستا موسسه تحقيقات شيلات ايران كارگروهي يك روزه با عنوان "كارگاه همانديشي مروري بر علل مرگومير دلفينها در ايران و نگاهي به آينده" برگزار كرد كه طي آن كارشناسان بخش شيلات، محيط زيست و استادان دانشگاه به ارائه نظرات خود در خصوص علت مرگ و مير دلفينها پرداختند.
به اعتقاد كارشناسان در بسياري از سواحل دنيا اين پستانداران زيبا "ساحل گير" شده و تعداد زيادي از آنها تلف ميشوند كه عوامل اين علت به دو دسته عوامل "طبيعي" و "انساني" طبقه بندي شدند.
عوامل طبيعي شامل توفان، جريانهاي دريايي، جزر و مد در سواحل كم شيب، سواحل پرشيب ماسهاي، بيماريهاي عفوني و غير عفوني، شكارگران، تغذيه از ناحيه ساحلي و مسموميت در اثر شكوفايي مضر جلبكي است.
فعاليت صوتي اكتشاف نفت و گاز، اصوات ايجاد شده توسط رادار در كشتي هاي نظامي، آلودگي دريا، صيد و صيادي و كشتيراني از جمله عوامل انساني عنوان شده است كه به گفته كارشناسان در اين فاجعه زيست محيطي تمام اين عوامل مورد بررسي قرار گرفتند.
*** نظرات كارشناسان
رييس پژوهشكده اكولوژي خليج فارس و درياي عمان در خصوص علت مرگ و مير دلفينها معتقد است كه به احتمال زياد عامل اصلي مرگ و مير وجود امواج شناورها است كه سيستم راداري اين حيوانات را مختل ميكند.
دكتر محمدصديق مرتضوي افزود: تمام احتمالات از جمله آلودگي شيميايي، صيد و صيادي، بيماري، وجود گونههاي سمي و امواج توسط كارشناسان مورد بررسي قرار گرفت.
وي ادامه داد: در نهايت چهار عامل اوليه به دلايل مختلف رد شد و دراين ميان احتمال وجود امواج شناورها (سونار) به عنوان عامل قوي مورد بررسي قرار گرفت.
به گفته اين كارشناس، وجود مقداري آلودگي شيميايي و همچنين كادميوم و جيوه در بدن اين پستانداران به علت وزن زياد و طول عمر بالا غير طبيعي نيست و وجود انگل در شش دلفينها نيز امري طبيعي است و در همه جاي دنيا وجود دارد.
اما به گفته وي به عاملي كه در اين ميان كمتر پرداخته شده، وجود امواج شناورها و ايجاد اختلال در سيستم راداري دلفين هاست كه متاسفانه هيچ اقدامي درخصوص نتيجه اين تشعشعات صورت نگرفته است.
مرتضوي در خصوص رد عامل صيد و صيادي گفت: اگر دلفينها بر اثر صيد و صيادي تلف شده بودند بايد علائمي از تور بر بدن آنها مشاهده ميشد در حالي كه هيچ گونه علامتي مشاهده نشده است همچنين در زمان كالبد شكافي نيز معده اين جانوران خالي از غذا بود كه اين نشان ميدهد آنها در پي خوردن طعمه در تور گرفتار نشدند.
وي تصريح كرد: البته نميتوانيم از مجموع تمام عوامل به يك علت مشخص برسيم، بلكه احتمالات را مطالعه ميكنيم و قويترين آنها را مورد بررسي بيشتر قرار ميدهيم.
مرتضوي، وجود سونار را احتمال بالايي دانست كه ميتواند عامل مرگ و مير باشد.
ادامه دارد...
آموزشهاي قرآني
زبان در قرآن
قسمت سوم وپاياني
در قرآن در جايي از استفاده زبان براي حرفهاي نيش دار و تلخ ياد شده است که يک علت آن، حسودي است.
اشحة عليکم فاذا جاء الخوف رايتهم ينظرون اليک تدور اعينهم کالذي يغشي عليه من الموت فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحة علي الخير اولئک لم يومنوا فاحبط الله اعمالهم وکان ذلک علي الله يسيرا (احزاب 19)
"آنها نسبت به شما حسودند، اما چون خطري نزديک شود چشمانشان از ترس مانند کسي که مرگ به سراغش آمده در حدقه مي چرخد و به تو ( اي پيامبر) براي کمک نگاه مي کنند و چون خوف خطر دور شود با زخم زبان به شما مومنان حمله مي کنند و آنها بر مال دنيا حريص هستند و آنان کساني هستند که ايمان نياورده اند و خدا اعمالشان را تباه گردانيده و اين کار بر خداوند بسي آسان است"
ان يثقفوکم يکونوا لکم اعداء ويبسطوا اليکم ايديهم و السنتهم بالسوء وودوا لو تکفرون (ممتحنه 2)
"آنها اگر بر شما دست يابند خصمانه با شما رفتار مي کنند و دست و زبان به دشمني عليه شما مي گشايند و خيلي مشتاقند که شما را به کفر و کافري بکشانند"
در آيه ذيل خداوند از احتمال اين که رهبران ديني براي منافع خويش حرفايي زده و آنها را کلام وحي عنوان کنند، خبر داده است که اين خود نوعي دروغ بستن بر خداوند و تحريف است.
وان منهم لفريقا يلوون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب وما هو من الکتاب ويقولون هو من عند الله وما هو من عند الله ويقولون علي الله الکذب وهم يعلمون ( آل عمران 78)
"و از ميان آنها ( يعني علماي يهود) گروهي هستند که ( ضمن قرائت دست نوشته هاي خود) زبان خويش را به شيوه اي ماهرانه مي پيچانند ( که شبيه تلاوت تورات باشد) تا گمان رود که آنچه تلاوت مي کنند از جانب خداوند است و مي گويند: اينها از جانب خداست.در حالي که چنين نيست، آگاهانه بر خداوند دروغ مي بندند و خودشان هم از اين دورغ گويي خويش مطلع هستند"
من الذين هادوا يحرفون الکلم عن مواضعه ويقولون سمعنا وعصينا واسمع غير مسمع وراعنا ليا بالسنتهم وطعنا في الدين ولو انهم قالوا سمعنا واطعنا واسمع وانظرنا لکان خيرا لهم واقوم ولکن لعنهم الله بکفرهم فلا يومنون الا قليلا ( نسا 46 )
"برخي از يهوديان کلمات را ( به قصد تغيير معني) به عمد تحريف مي کنند، (مثلا) مي گويند: شنيديم و نافرماني کرديم. و نيز ( به پيامبر) مي گويند: بشنو که کاش نشنوي. و از روي استهزاء مي گويند: رعايت حال ما را بکن. ولي آنها به قصد طعنه زدن به اسلام ( با لهجه عبري) و با پيچاندن زبان مي گويند: ما را تحميق کن. ولي اگر مي گفتند: شنيديم و فرمان برديم، و رعايت حال ما را بکن، تند نخوان تا معني را بفهميم، قطعا براي آنها بهتر و درست تر بود. خداوند آنان را به واسطه کفرشان، لعنت فرموده و در نتيجه جز تعداد کمي از ايشان ايمان نمي آورند"
ويجعلون لله ما يکرهون وتصف السنتهم الکذب ان لهم الحسني لا جرم ان لهم النار وانهم مفرطون ( نحل 62)
"آنها آنچه را براي خود نمي پسندند آن را خاص خداوند قرار مي دهند و نيز زبانشان به دروغ مي گويد: آن چيز خوب ( يعني بهشت) از آن آنهاست. نه چنين نيست، سرانجام بدون شک آتش جهنم از آن آنهاست و مقدم بر ديگران به سوي آن روانه خواهند شد"
در آيه ذيل خداوند از اين که کساني هستند که به دروغ از بعضي چيز ها به عنوان حلال و از برخي به عنوان حرام با زبان خويش استفاده مي کنند، خبر مي دهد.
ولا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال وهذا حرام لتفتروا علي الله الکذب ان الذين يفترون علي الله الکذب لا يفلحون ( نحل 116 )
"از گفتن حرفهايي بي اساس که زبانهايتان عامل شيوع آن هستند اجتناب کنيد و نگوييد اين حلال است و آن حرام تا حکمي نادرست را به خداوند نسبت دهيد، کساني که بر خداوند دروغ مي بندند روي رستگاري را نخواهند ديد"
از آن جا که بنا به اعتقاد مسلمانان مردم در قيامت براي بازپرسي اعمال خويش در حضور الهي ظاهر مي شوند، خداوند به ما هشدار مي دهد مه مراقب اعمال خود باشيم در روزي که حتي زبان، دست و پا هم براي اعمال ما شهادت مي دهند.
يوم تشهد عليهم السنتهم وايديهم وارجلهم بما کانوا يعملون ( نور 24 )
"در آن روز که زبانها و دستها و پاهايشان عليه آنان در باره اعمالي که مرتکب شده اند گواهي مي دهند"
لعن الذين کفروا من بني اسرائيل علي لسان داوود وعيسي ابن مريم ذلک بما عصوا وکانوا يعتدون(مائده 78)
"آنهايي که از قوم بني اسرائيل کافر شدند، ( به امر خداوند) به زبان داوود و عيسي پسر مريم لعنت شدند، اين مجازات به سزاي نافرماني ( از امر خداوند و پيامبران) و تجاوز گري مصرانه آنها مقرر فرموده شد"
ووهبنا لهم من رحمتنا وجعلنا لهم لسان صدق عليا (مريم 50)
"و از رحمت خاص خود به آنها بخشيديم و براي آنها مقام عالي و نام نيکو مقرر فرموديم"
واجعل لي لسان صدق في الآخرين (شعرا 84)
"و براي من در بين آيندگان نام نيکو و ذکر خير نصيب فرما"