بعد علمى قرآن كريم
نگرشها به "آيات علمى" قرآن
قسمت دوم وپاياني
و موريس بوكاى در كتاب عهدين، قرآن و علم مىگويد:
"نه تنها وحى قرآن حاوى تناقضهايى نيست كه رواياتاناجيل، در نتيجه دخالت افراد انسانى، با آنها دستبگريبانند، بلكه اگر كسى به عينيت و در پرتو علم بهمطالعه قرآن بپردازد، به خصوصيتى ديگر كه ويژه اينكتاب استبرمىخورد: همآهنگى كامل قرآن بامعلومات علمى جديد. علاوه بر اين ديديم كه در قرآننكات و مطالب علمى ديده مىشود، نكات و مطالبىكه نمىتوان بيان كننده آنها را آدميزادهاى متعلق به عهدپيامبر دانست. در واقع معارف علمى جديدند كه بهفهم برخى از آيات قرآنى (كه تاكنون غيرقابل تفسيرمانده بودند) يارى مىكنند." (61)
بعضى از مؤلفين دنبال اين بودهاند كه هر ايده مهمعلم جديد را از قرآن بيرون بكشند و در اين راه از عرفزبان عربى تجاوز كردهاند. مثلا بعضى خواستهاند نظريهاتمى ماده را از قرآن استخراج كنند و در اين راه به آياتىنظير:
"... و ما يعزب عن ربك من مثقال ذرة فى الارض و لا فىالسماء و لا اصغر من ذلك و لا اكبر الا فىكتابمبيين" (يونس، 61)
(... بر پروردگار تو حتى باندازه يك ذره در زمين و آسمانهاپوشيده نيست و همينطور است هر چه كوچكتر از آن يا بزرگتراز آن باشد.)
متوسل شدهاند. (62) در اينجا آنها كلمه عربى "ذره" رابا "اتم" تطبيق دادهاند. در حاليكه معناى متداول آن"مور كوچك" يا "ذره كوچك غبار" است و هيچ دليلقانعكنندهاى وجود ندارد كه باور كنيم خداونداصطلاحى غيرقابل فهم را براى معاصرين پيامبرصلى الله عليه وآله وسلمبكار برده باشد. (63)
كوشش براى تطبيق يك كتاب آسمانى با علممعاصر منحصر به مسلمانان نيست مسيحيان نيزخواستهاند انجيل را با علم جديد تطبيق دهند و يهودنيز همين كار را در مورد تورات كردهاند.
2- قرآن بعنوان يك كتاب هدايت
ديدگاه اول از همان قديم مورد انتقاد قرار گرفتهاست. ابواسحاق شاطبى (متولد 790 هجرى) يكى ازمخالفان سرسخت اين ديدگاه است. او معتقد است كهپيشينيان با تقواى ما اطلاعاتشان درباره قرآن بيش از مابود و آنها درباره اينگونه علوم صحبت نكردند. اينحاكى از اين است كه از نظر آنها قرآن حاوى چنينمطالبى نيست.
ديدگاه اول را بعضى از علماى متاخر نيز مورد نقدقرار دادهاند. استدلال آنها به قرار زير است:
الف) درست نيست كه كلمات قرآنى را به طريقى كهبر عرب عصر پيامبر آشكار نبود تعبير كنيم.
ب) قرآن براى آموزش علم و تكنولوژى نازل نشدهاست، بلكه آن كتاب هدايت است. صحبت از علومطبيعى نيز جهت ترغيب آدميان به كشف اسرار طبيعتاست. پس معناى آياتى نظير:
"... ما فرطنا فى الكتاب من شىء ..."
اين است كه قرآن شامل همه چيزهايى است كه براىهدايت و سعادت ما لازم است.
ج) علم به مرحله نهائيش نرسيده است. بنابرايندرست نيست كه قرآن را با تئوريهاى زودگذر علمتطبيق دهيم. يك نظريه زمانى مقبول واقع مىشود وسپس نظريه جامعترى جاى آن را ميگيرد. نظامبطلميوسى براى مدتى طولانى حاكم بود و سپس كنارگذاشته شد. اين اشتباه است كه فرض كنيم قرآننظريههاى معارض را تاييد ميكند.
دانشمندان برجستهاى نظير ابن سينا، بيرونى،ابنهيثم و خواجه نصيرالدين طوسى هيچگاه دنبالفرمولهاى علمى در قرآن نگشتند، گرچه سختبه قرآنمعتقد بودند و اطلاعات وسيعى درباره آن داشتند.تطبيق قرآن با نظريههاى ناپايدار علم اين خطر را داردكه حقائق قرآنى را مورد تعرض قرار مىدهد و راه رابراى تعابير نامعقول باز مىكند.
د) خداوند خواسته است كه بشر خودش حقائقطبيعت را از طريق حواس و عقلش كشف كند. اگر قرآنتمامى علوم طبيعت را بيان مىكرد عقل انسان عاطلمىماند و آزادى انسان بى خاصيت.
3- برداشت ما
ما معتقديم كه قرآن كتاب هدايتبراى انسانهاستو حاوى تمامى چيزهايى است كه بشر در حوزه ايمان وعمل بدانها نياز دارد. به نظر ما قرآن يك دائرة المعارف علمى نيست، و نبايد قرآن را با نظريههاى متغير علمىالزاما تطبيق داده از طرف ديگر نمىتوان كتمان كرد كهدر قرآن اشارات مكرر به پديدههاى طبيعى است. امااينها براى تعليم علوم نيست. بلكه هدف آنها تشويقمردم استبه تعلم علوم طبيعى و در نتيجه توجه بهعظمتخلقت و در نهايت نزديكى به خالق جهان. همچنين ما معتقديم كه پيشرفت علم فهم بعضى ازآيات قرآنى را آسان مىسازد.
مثلا آيه شريفه:
"اولم يرالذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقاففتقنا هما و جعلنا من الماء كل شىء حى ..." (انبياء ، 30)
( آيا كافران نمىبينند كه آسمانها و زمين يكپارچه بودند وما از هم بازشان كرديم و هر زندهاى را از آب پديد آورديم...)
اشاره به تحول منظومه شمسى و نقش آب در حياتدارد، و آيه شريفه:
"و من كل شىء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون"(ذاريات، 49)
(و از هر چيز يك جفت آفريديم، باشد كه ياد كنيد و عبرتگيريد)
از عموميت زوجيت در مخلوقات سخن مىگويد.بديهى است كه درك اينگونه مطالب در عصر ما بسيارسادهتر از عصر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم است. به طور خلاصه نظر مادر تعبير "آيات علمى" قرآن همان است كه شيخفقيدالازهر مصطفى المراغى در مقدمه كتاب الاسلام والطب الحديث متذكر شده است:
"هدف من اين نيست كه بگويم قرآن مجيد به طوراجمال يا به تفصيل تمامى علوم را به شكل كتابهاىدرسى دربردار. بلكه مىخواهم بگويم كه آن اصولعامى را در بردارد كه به كمك آنها مىتوان آنچه را كهبراى رشد فيزيكى و معنوى انسان دانستن آنها لازماست استنتاج كرد...لازم است كه معناى يك آيه راآنقدر توسعه ندهيم كه قابل تعبير و بر حسب علمجديد باشد. همچنين نبايد تعبير حقائق علمى را آنقدرتوسعه داد كه بتوان آن را با يك آيه قرآنى تطبيق داد. امااگر معناى ظاهر يك آيه با يك حقيقت علمى جاافتادهسازگار باشد، اين آيه را به كمك آن حقيقت تعبيرمىكنيم." (64)
به عقيده ما در حالى كه قرآن دائرةالمعارف علمىنيست، اما در "آيات علمى" آن پيامهاى مهمى وجوددارد و دانشمندان مسلمان بايد به اين پيامها توجه كنند.نه اينكه تمامى همشان را صرف اثبات اعجاز علمىقرآن و يا سازگارى آن با علم روز كنند.
منبع :عروة الوثقي
يونسكو سال 2009را به نام شيخ بهايي نامگذاري كرد
رييس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري گفت: يونسكو باپيشنهاد ايران مبني بر نامگذاري سال ? 2009به نام شيخ بهايي موافقت كرد.
به گزارش روز سهشنبه ايرنا از پايگاه اطلاعرساني سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، "سيدطه هاشمي" افزود: سال ? 2009مصادف با چهارصدمين سال رحلت شيخ بهايي است و با توجه به اينكه سازمان ميراث فرهنگي قصد دارد در اين سال همايش بينالمللي شيخ بهايي را برگزار كند، اين پيشنهاد به يونسكو ارايه شد.
وي اظهار داشت: يونسكو بعدازانجام اقدامات لازم و بررسيهاي صورت گرفته با پيشنهاد ايران مبني بر نامگذاري سال ? 2009به نام شيخ بهايي موافقت كرد.
هاشمي با بيان اينكه سال ? 2009از سوي يونسكو سال نجوم معرفي شده است، گفت: شيخ بهايي نيز در زمينه علم نجوم آثار قابل توجهي داشته و سال 2009 نيز همزمان با چهارصدمين سال رحلت شيخ بهايي است و با توجه به ارتباط موضوعي، سازمان ميراث فرهنگي و پژوهشگاه درصدد نامگذاري سال ? 2009به نام شيخ بهايي از سوي يونسكو بودند.
او با اشاره به اينكه همايش يك روزه شيخ بهايي در زمينه آثار فني و مهندسي اين دانشمند ارديبهشت سال جاري در اصفهان برگزار شد، تصريح كرد:
قرار است در سال ? 87اين همايش در مشهد و با موضوع آثار عرفاني و فقهي اين عارف برگزار شود.
به گفته رئيس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، همايش شيخ بهايي در سال ? 1388همزمان باچهارصدمين سالگرد رحلت شيخ بهايي،به صورت بينالمللي برگزار ميشود تا تمام دنيا با آثار و شخصيت وي آشنا شوند.
بهاءالدين محمدبنحسين عاملي معروف به شيخ بهائي (? 1031 ، 953ه.ق ) دانشمند نامدار قرن دهم و يازدهم هجري است كه درعلوم فلسفه، منطق، هيات و رياضيات تبحر داشت.
مجموعه تاليفاتي كه از او برجاي مانده در حدود ? 88كتاب و رساله است، او در عرصههاي گوناگون علمي، سياسي و هنري نيز شهرت جهاني دارد.
شيخ بهايي در بعلبك متولد شد، دوران كودكي را در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" زيست، او از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" از شخصيتهاي برجسته آغاز اسلام بوده است.
محمد ده ساله بود كه پدرش عزالدين حسين عاملي از بزرگان علماي شام به سوي ايران رهسپار شد و چون به قزوين رسيدند و آن شهررا مركز دانشمندان شيعه يافتند، در آن سكني گزيدند.
او در اندك مدتي چنان پيشرفت كرد كه به صورت يك چهره بارز و يكي از مشهورترين مردان دوره صفوي شد.
بهاءالدين نه تنها عالم ديني و مردي متكلم بود بلكه رياضيدان، معمار و كيميادان بود و از علوم غريبه نيز آگاهي داشت.
او تحصيل علوم رياضي را از نو زنده كرد و رسالههايي در رياضيات و نجوم نوشت كه آنها را از تلخيص آثار گذشتگان فراهم آورده بود.
شيخ بهايي در سال ? 1031ه.ق در اصفهان درگذشت و بنابر وصيت خودش پيكر او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا(ع)، جنب موزه آستان قدس به خاك سپردند.