پنج شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۶
شماره ۹۲۲
 
۷ تازه هاي دانش  
 
شماره قبل

وزير بهداشت، درمان خبر داد
موافقت رئيس جمهور با ايجاد اولين پارک زيست فناوري کشور

وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي از موافقت رئيس جمهور با احداث پارک زيست فناوري خبر داد و گفت: خوشبختانه رئيس‌جمهور موافقت کرده است تا اين پارک در کنار مجموعه پاستور کرج راه اندازي شود که اميدواريم بتوانيم حمايتهاي لازم از نظر مکان و منابع مالي را براي تجهيز آن کسب کنيم.
دکتر کامران باقري لنکراني در گفتگو با مهر در خصوص طرح احداث نخستين پارک علم و فناوري در حوزه علوم پزشکي يادآور شد: به نظر مي آيد ايجاد اين پارک زيست فناوري زيرساخت مهمي است که باعث مي‌شود اين چرخه ايده تا محصول با سرعت بيشتري پيگيري شود و وزارت بهداشت بتواند محققان را بيشتر درگير تحقيقات معطوف به نتيجه و معطوف به محصول کند.
وي تأکيد کرد: اصول احداث پارک مورد موافقت رئيس جمهور واقع شده و دستور مساعد به اين منظور داده شده است و ما به دنبال اين هستيم که فضاي فيزيکي آن را تملک کنيم و در پي آن پارک را راه اندازي کنيم.
وزير بهداشت در ادامه در پاسخ به مهر در خصوص برنامه وزارت بهداشت براي توسعه مراکز رشد علوم پزشکي خاطرنشان کرد: ايجاد مراکز رشد و توسعه آنها جزو برنامه هاي وزارت بهداشت است و ايجاد اين مراکز رشد به ويژه در زمينه هاي دارويي مورد توجه قرار دارد.
وي گفت: اميدواريم طي يک سال آينده حداقل پنج مرکز رشد در حيطه علوم پزشکي در کشور راه‌اندازي کنيم.

بالای صفحه

با بهره‌گيري از سرباره‌ واحدهاي توليد آلومينيوم
ساخت بتن مقاوم در كشوربه همت يك دانشجوي مبتكر 
يك دانشجوي مبتكر دانشگاه آزاد اسلامي اراك موفق به ساخت بتن با بهره گيري از سرباره‌هاي توليد آلومينيوم شد.
مهدي مغفوري، مخترع جوان و عضو انجمن بتن ايران در خصوص بتن توليدي به ايسنا گفت: با توجه به فعاليت شرکت آلومينيوم ايران و توليد آلومينيوم به صورت گسترده و وسيع و نيز به دست آمدن سرباره‌هاي آلومينيوم که به عنوان ماده‌اي نه چندان ارزشمند حاصل از فرايند توليد آلومينيوم است، استفاده بهينه از اين پوزولان مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد.
وي تصريح کرد: بهره گيري از سرباره‌هاي توليد آلومينيوم، اقدامي در جهت استفاده بهينه از اين محصول ضايعاتي است.
مغفوري، ويژگي ساخت بتن‌ به اين شيوه را جايگزيني تمام يا قسمتي از سنگدانه هاي مصرفي بتن با سرباره‌هاي آلومينيوم عنوان کرد و اظهار داشت: اين سرباره‌ها پس از شست‌وشو و دانه بندي براساس طرح اختلاط مورد نظر جهت ساخت بتن مورد استفاده قرار مي گيرد و بدين ترتيب، ضمن اينکه بتني با وزن سبک و مقاومت بالا نسبت به بتن هاي معمولي به دست مي آيد، ساخت اين نوع بتن ها از لحاظ کاهش آلايندگي محيط زيست نيز مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد.
اين مخترع جوان تصريح کرد: در آزمايش هايي که درمورد مقاومت هاي فشاري اين بتن صورت گرفت مشخص شد مقاومت هاي حاصل در قياس با بتن هايي با سنگدانه هاي سيليسي، آهکي و منابع قرضه سنگدانه‌هاي مصرفي بيشتر بوده ومقاومت 500 تا 700 كيلوگرم بر سانتي مترنيز طي آزمايش‌ها چشمگير بود.
اين دانشجوي مهندسي عمران افزود: بتن هاي با وزن مخصوص 1500 كيلوگرم با بهره گيري از اين فن‌آوري نيز از ديگر نتايجي بود که طي ساخت نمونه هاي آزمايش بتن با سرباره‌هاي آلومينيوم به دست آمد.
بالای صفحه

توليد دستگاه تبديل متن به گفتار فارسي ويژه نابينايان توسط مبتکر ايراني
دستگاه برجسته نگار رايانه اي شامل مجموعه نرم افزاري و سخت افزاري Pac Jawse 8 جهت تبديل متن به گفتار فارسي ويژه نابينايان توسط مبتکر ايراني طراحي و راه اندازي شد.
مهندس صادق پور مجري طرح در گفتگو با مهر با بيان اين خبر گفت: دستگاه برجسته نگارکامپيوتري ويژه نابينايان داراي سه نوع ورودي شامل صفحه کليد بريل، صفحه کليد عادي، صفحه کليد بريل مدل شده بر روي صفحه کليد عادي و همچنين صفحه نمايش بريل است.
وي به کاربردهاي اين دستگاه اشاره کرد و گفت : اين دستگاه شامل 6 نرم افزار کاربردي ويرايشگر بريل و گويا، ديکشنري 4 حالته (انگليسي- انگليسي، فارسي- فارسي، انگليسي- فارسي، فارسي-انگليسي)، قرآن با ترجمه فارسي و انگليسي، کتابخانه الکترونيکي بريل و گريا با 2 هزار و 300 عنوان کتاب فارسي، بانک اطلاعات فردي شامل دفتر و آدرس و شطرنج است.
صادقپور به مزيتهاي رقابتي دستگاه برجسته نگار اشاره کرد و اظهار داشت: نمونه خارجي اين دستگاه داراي يک کيلو و 600 تا700 گرم وزن است در حالي که اين دستگاه با داشتن وزن يک کيلو و 350 گرم به راحتي قابل حمل براي نابينايان است.
وي با بيان اينکه Jaws نرم افزار ويژه نابينايان است، گفت: بر خلاف نمونه هاي خارجي که خروجي فارسي ندارند، اين دستگاه با نصب نرم افزار Jaws 8 در کنار Jaws توانايي پوشش زبان فارسي هم به صورت بريل و هم صوتي را دارد.
مدير عامل شرکت پکتوس تنها توليد کننده تجهيزات کامپيوتري نابينايان در کشور و آسيا در خصوص هزينه هاي خريد اين مجموعه گفت: اين دستگاه در خارج کشور 10 ميليون تومان است ولي  نمونه ايراني آن که ارائه شده است 4 ميليون و 850 هزار تومان است.
مجري طرح دستگاه برجسته نگار با بيان اينکه اين دستگاه به کشور آلمان صادر شده است، تاکيد کرد: با نصب اين دستگاه در مراکزي چون سازمان بهزيستي، مدارس نابينايان کشور، دانشگاهها، کتابخانه ها، مراکز آموزش فني و حرفه اي، و انجمنها و موسسات مردمي ويژه نابينايان مي توان خدمات مناسبي به نابينايان ارائه داد.
بالای صفحه

طراحي نرم افزار "ژن نگار" به همت دانشجويان ايراني

دانشجويان دانشگاه هاي علوم پزشكي تهران و صنعتي شريف موفق به طراحي نرم‌افزار ژن‌نگار شدند.
پوريا عظيمي، دانشجوي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران كه با همكاري مريم غفاري سعادت و حسين شهبازي از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف موفق به طراحي اين نرم‌افزار شده‌اند در نشستي خبري در دفتر خبرگزاري دانشجويان ايران در دانشگاه علوم پزشكي تهران اظهار داشت: نرم افزار ژن نگار الگوي ژنتيکي ارگانيسم هاي مختلف بدن را تبديل به فايل‌هاي اطلاعاتي مي‌كند كه قابليت به روز رساني قوي دارند. همچنين قابليت ثبت اطلاعات و جست‌وجوي پروفايل‌هاي جديد داده شده و مقايسه آن با اطلاعات قبلي را داشته و قادر به ترسيم دندروگرام است.
وي تصريح كرد: نرم افزار ژن نگار باعث افزايش دقت و كارايي فعاليت‌هاي ژنتيكي و نيز صرفه‌جويي در وقت مي‌شود. همچنين اين دستگاه در كارهاي اپيدميولوژي و ميكروبيولوژي بسيار كاربرد دارد.
وي خاطرنشان كرد: با پيشرفت تكنولوژي، آزمايشگاه‌هاي ميكروب‌شناسي از كارهاي ساده ميكروسكوپي به سمت فعاليتهاي ژنتيكي در حال تغيير هستند. لذا با پيشنهاد دكتر فيض آبادي، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران مبني بر احتياج كشور به چنين نرم افزاري و نيز وجود مشابه خارجي با قيمت بسيار بالا، طرح اوليه آن شكل گرفت.
عظيمي خاطرنشان كرد: اين كار با همكاري گروه ميکروب شناسي دانشگاه علوم پزشکي تهران و دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف در رشته‌هاي علوم كامپيوتر و مهندسي كامپيوتر صورت گرفته و نتيجه خوب آن حاصل يك كار تيمي مناسب است.
مريم غفاري، دانشجوي علوم كامپيوتر دانشگاه صنعتي شريف نيز با انتقاد از كمبود كار تيمي و بين رشته‌يي در دانشگاه‌هاي ايران گفت: متأسفانه در كشور ما تحقيقات بين رشته‌يي بسيار كم انجام مي‌شود در حالي که با انجام كارهاي بين رشته‌يي و آشنايي گروه‌ها با يكديگر، محققان مي‌توانند از امكانات و قابليت‌هاي ديگر رشته‌ها و گروه‌ها استفاده كنند.
عظيمي افزود: به عنوان مثال گروه هاي بين رشته‌يي مختلف مي توانند براي ژورنال كلاب هاي خود فراخوان عمومي بزنند تا افرادي كه در زمينه موضوع مورد نظر علاقمند هستند نيز بتوانند در آن شركت كنند. همچنين از جمله مسائل مهم ديگر در انجام اين پروژه‌ها، اعتماد محققان به يکديگر است که مي تواند زمينه ايجاد مباني چنين فرهنگي را در دانشگاه ها تقويت كند.

بالای صفحه

شامگاه جمعه
بارش شهابي جوزايي به اوج خود مي‌رسد

شامگاه جمعه، بارش شهابي جوزايي به اوج خود مي‌رسد. در اين بارش شهابي كه از بزرگ‌ترين بارش‌هاي شهابي در طول سال است، در شرايط ايده‌آل مي‌توان تا حدود 120 شهاب در ساعت مشاهده كرد.
حميدرضا شهشهان منجم آماتور در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: در طول يك بارش شهابي، قطعات كوچكي كه اغلب به جاي مانده از دنباله‌دارها هستند با سرعت زياد وارد جو زمين مي‌شوند و به شدت مي‌سوزند. ما يك شهاب را به صورت نقطه‌اي نوراني كه براي لحظه‌اي در بخشي از آسمان ظاهر مي‌شود و به سرعت حركت مي‌كند و سپس ناپديد مي‌شود، مي‌بينيم.
وي در ادامه تصريح كرد: كانون بارش شهابي جوزايي يعني محدوده كوچكي در آسمان كه از ديد ما امتداد همه شهاب‌ها به آن مي‌رسد در صورت فلكي جوزا (دوپيكر) قرار دارد. اين كانون با تاريك شدن آسمان از افق شمال شرقي طلوع مي‌كند. بايد دقت كرد كه در سراسر آسمان احتمال ديده شدن شهاب‌هاي يك بارش شهابي وجود دارد ولي در فاصله چند ده درجه‌اي كانون بارش، احتمال ديده شدن شهاب‌ها بيشتر است؛ در فاصله خيلي نزديك به كانون بارش، طول مسير حركت شهاب‌ها از ديد ما كوتاه است و رصد آن‌ها را مشكل مي‌كند.
شهشهان با بيان اين مطلب كه با تاريك شدن كامل آسمان و در ساعات اوليه شب، بيش‌ترين احتمال براي ديدن شهاب‌ها در نيمه شرقي آسمان وجود دارد، افزود: زمان اوج اين بارش شهابي در حدود ساعت 20:15 است. با توجه به اينكه در زمان اوج بارش شهابي جوزايي، كانون آن هنوز ارتفاع خيلي زيادي از افق نگرفته، نمي توان انتظار ديدن بيش از حدود 60 شهاب در ساعت را داشت.
وي اضافه كرد: تا ساعات آينده، با چرخش زمين به حول محورش، به تدريج كانون بارش از افق ارتفاع مي‌گيرد به طوري‌كه درحدود ساعت دو بامداد، كانون بارش در بالاي سر قرار خواهد داشت و شهاب‌ها در تمام جهات با احتمال برابر در آسمان قابل مشاهده خواهند بود. پس از اين زمان به تدريج كانون بارش به سمت افق غرب كاهش ارتفاع خواهد داشت و در ساعات پيش از طلوع خورشيد، احتمال ديدن شهاب‌ها در نيمه غربي آسمان كمي بيش‌تر است.
شهشهان خاطرنشان كرد: با توجه به شرايط گفته شده براي ديدن شهاب‌ها، در شهرها به هيچ عنوان نمي‌توان انتظار ديدن تعداد قابل توجهي شهاب داشت. براي ديدن شهاب‌ها بايد به مكان‌هايي دور از اجتماعات انساني (مثل شهرها) رفت تا به آسماني تاريك دست يافت و تا جاي ممكن تمام آسمان را براي ديدن شهاب‌ها زير نظر داشت؛ زيرا عددي كه براي تعداد شهاب‌هاي يك بارش شهابي گفته مي‌شود مربوط به تمام شهاب‌ها (كم نور تا پرنور) و مربوط به سراسر آسمان است. بنابراين فقط با داشتن آسماني كاملاً تاريك و ديدي كاملاً باز و داشتن صبر زياد مي‌توان تعداد قابل ملاحظه‌اي شهاب ديد.

بالای صفحه

آموزش هاي قرآني
فرق "قرائت، تلاوت و ترتيل"
قسمت دوم
در اين مورد، حديث ديگري از پيامبر "حق تلاوت"[13] را "پيرويِ راستين در عمل" معرفي مي‎نمايد:
"في قَوْلِهِ تَعالي: "... يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ...": يَتَّبِعُونَهُ حَقَّ اتّباعِهِ".[14]
مي‎بينيم اين آية شريفه، نظر به تلاوتِ جامع در پيرويِ لفظي، معنوي و عملي دارد.
پس "تلاوت قرآن"، "متابعت از قرآن در قرائت و دنبال كردن معاني و پيروي در عمل" مي‎باشد؛ بنابراين، "هر تلاوتي"، "قرائت" مي‎باشد امّا "هر قرائتي" لزوماً "تلاوت" ‌محسوب نمي‎شود؛ و اساساً "تلاوت" در مواردي بكار مي‎رود كه مطالب قرائت شده، وجوبِ پيروي را در پي آورد، از اين رو گفته نمي‎شود: "تَلَوْتُ رِقْعَتَكَ": "نامه‎ات را تلاوت كردم"، بلكه صحيح آن، "قَرَأْتُ رِقْعَتَكَ" مي‎باشد؛ اين معني را بوضوح در آيات مي‎بينيم:
"أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ".[15]
(آيا مردم را به نيكي فرمان مي‎دهيد و خود را فراموش مي‎كنيد حال آنكه شما كتاب را تلاوت مي‎كنيد! پس چرا تعقل نمي‎كنيد ـ و هواي نفستان را مهار نمي‎زنيدـ).
در آية شريفه با توبيخ، ‌سؤال مي‎كند، كه: "تلاوتِ كتاب"، چرا "موجبِ عمل" نگشته است و چرا هوايِ نفس را مهار ننموده است؟
در قرآنِ كريم، آنجا كه از "قرائت"، "تأني و دقت" نيز مقصود باشد فعلِ قرائت با قيد اضافي آورده مي‎شود:
"وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَي النَّاسِ عَلي مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلاً".[16]
(و قرآني عظيم را ـ نازل كرديم ـ كه جدا جدايش نموديم ـ قطعه قطعه نازل كرديم ـ به اين مقصود كه آن را برمردم با تأني و درنگ بخواني و به اين دليل كه به نحو خاصي آن را نازل كرديم).
3. "ترتيل": از ريشه "رَتَل" به معني "جمع شدن و هماهنگي و نظام يافتن چيزي بر طريقي مستقيم" مي‎باشد؛ از اين رو به شخصي كه دندانهايش از هماهنگي و تركيب و نظام سالمي برخوردار باشد مي‎گويند: "رَجُلٌ رَتَلُ الأسْنانِ".
اين معنيِ باب مجرد را اگر به باب تفعيل بريم معني "ترتيل" بدست خواهد آمد:[17]
"جمع كردن و هماهنگي و نظام بخشيِ چيزي بر طريق مستقيم"،‌ "طريقِ مستقيم" نسبت به هر چيزي، معنايي متناسب با آن را خواهد داشت.
همان گونه كه دندانها با نظمي خاص و براساسِ بنيادي محكم و صحيح، به منظورِ خرد كردن و هضم مناسبِ غذا چيده شده است و ترتيبِ دندانها با توجه به اين هدفِ خاص، شكل گرفته است، آياتِ‌قرآن نيز از نظم و چينش خاصي برخوردار مي‎باشد كه با هدفِ درمانِ فكر و روح بشر و هدايت و ارشاد آنها به قله‎هاي كمال انسانيت، هماهنگ گرديده است، از اين رو، "ترتيل قرآن":
"نظم وچينشِ خاص آيات، هماهنگ با تأمين نيازهاي فكري ـ روحي بشر، با اهداف درمان فكر و روح و ثبات بخشي به قلب مؤمنين و هدايت و ارشاد آنها به قله‎هاي كمالِ بشري"، خواهد بود.
اين معني از "ترتيل" به خداوند منسوب مي‎باشد:
"كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلاً".[18]
(بدين سان قرآن را يكباره فرو نفرستاديم به اين دليل كه از اين راه، دلِ پرالتهابِ تو را ثبات بخشيم و ـ دليل ديگر اينكه ـ آن را ما به نحوِ خاصي، چيده و نظام بخشيده‎ايم).
از آنجا كه قرآن با روحِ بشر، سروكار دارد، اين "چينش و انتظام" هم در بخش "الفاظ قرآن" و هم در حوزة "محتوا و معاني آيات" مطرح است كه هم زيبايي ظاهر و هم عمق باطن را گوياست.[19]
و در واقع، بخش الفاظ، انتظامش، مقدمه‎اي است براي ورود به حوزة معانيِ قرآن تا كه با توجه به چينش و نظامِ خاصِ معانيِ آيات، به ژرف انديشي و بررسي نتايج و آثارِ پيامِ قرآن بپردازيم.
با اين توضيحات، معنايي كه "راغب" در "مفرداتِ خويش" براي ترتيل آورده است نه با معنيِ بابِ مجردِ آن هماهنگ است و نه با كاربردِ واژه در قرآن، سازگاري دارد:
"الرَّتَلُ: إتِّساقُ الشَيْءِ وَ انتِظامُهُ عَلَي استِقامَةٍ، يُقالُ رَجُلٌ رَتَلُ الأسْنانِ".
"التَّرْتيلُ: إرْسالَ الكَلِمَةِ مِنَ الْفَمِ بِسُهُولَةٍ وَ اسْتِقامَةٍ، قالَ تَعالي "وَ رَتِّلِ الْقُرآنَ تَرتيلاً، وَ رَتَّلناهُ تَرتيلاً".
(ترتيل: فرستادن و خارج نمودن كلمه از دهان با سهولت و به شيوة صحيح مي‎باشد. چرا كه خداي تعالي مي‎فرمايد: وَ رَتِّلِ الْقُرآنَ...".
معنيِ "مفردات" به بخشي از معني ترتيل آن هم جزء مقدمي آن نظر دارد، حال آنكه عمده، بخشِ معنيِ قرآن مي‎باشد كه به غفلت سپرده شده است.
اين غفلتِ شگفت آور در اكثر تفاسير و كتب لغت به چشم مي‎خورد[20] با وجود اينكه آيات و احاديثِ در مورد "ترتيل" به وضوح، اين گونه تلقي از "ترتيل" را مردود مي‎شمارد.
منابع:
 [13] . قرآن بر ما حقوقي دارد و متقابلاً ما نيز بر قرآن حقوقي داريم، حقوقِ قرآن كليه مباحثِ اين رساله مي‎باشد امّا حقِ ما بر قرآن، هدايت و ارشاد و شفاي امراض فكري و روحي ما در دنيا، و دفاع و شفاعت از ما در روز سهمگينِ قيامت مي‎باشد؛ چرا كه شفاعتِ قرآن، بي‎چون و چرا پذيرفته مي‎شود و اگر از كسي شكايت كند آن كس بي‎چون و چرا محكوم مي‎باشد؛ پس "شفاعت و شكايتِ قرآن"، پيشاپيش، از جانبِ خداوندِ عالم، مهر تأييد خورده است: (ب 3، ح 13).
[14] . دارالمنثور، ج 1، ص 111.
[15] . بقره/ 44.
[16] . اسراء/ 106.
[17] . اين قسمت با استفاده از معني مطرح شده در مفردات مي‎باشد كه نقدي خواهد بود بر نظرِ "مفردات" كه با وجود معنيِ دقيق واژه در باب مجرد در قسمت مزيد، سطحي معني شده است.
[18] . فرقان/ 32.
[19] . "القُرآنُ ظاهِرُهُ أنيقٌ وَ باطِنُهُ عَميقٌ". (نهج)
[20] . در بحث اقوال در معنيِ ترتيل، بعضي از نظرات مفسرين و كتبِ لغت، خواهد آمد.
بالای صفحه

بعد علمى قرآن كريم

نگرشها به "آيات علمى‏" قرآن
قسمت دوم وپاياني
و موريس بوكاى در كتاب عهدين، قرآن و علم مى‏گويد:
"نه تنها وحى قرآن حاوى تناقضهايى نيست كه روايات‏اناجيل، در نتيجه دخالت افراد انسانى، با آنها دست‏بگريبانند، بلكه اگر كسى به عينيت و در پرتو علم به‏مطالعه قرآن بپردازد، به خصوصيتى ديگر كه ويژه اين‏كتاب است‏برمى‏خورد: هم‏آهنگى كامل قرآن بامعلومات علمى جديد. علاوه بر اين ديديم كه در قرآن‏نكات و مطالب علمى ديده مى‏شود، نكات و مطالبى‏كه نمى‏توان بيان كننده آنها را آدميزاده‏اى متعلق به عهدپيامبر دانست. در واقع معارف علمى جديدند كه به‏فهم برخى از آيات قرآنى (كه تاكنون غيرقابل تفسيرمانده بودند) يارى مى‏كنند." (61)
بعضى از مؤلفين دنبال اين بوده‏اند كه هر ايده مهم‏علم جديد را از قرآن بيرون بكشند و در اين راه از عرف‏زبان عربى تجاوز كرده‏اند. مثلا بعضى خواسته‏اند نظريه‏اتمى ماده را از قرآن استخراج كنند و در اين راه به آياتى‏نظير:
"... و ما يعزب عن ربك من مثقال ذرة فى الارض و لا فى‏السماء و لا اصغر من ذلك و لا اكبر الا فى‏كتاب‏مبيين‏" (يونس، 61)
(... بر پروردگار تو حتى باندازه يك ذره در زمين و آسمانهاپوشيده نيست و همينطور است هر چه كوچكتر از آن يا بزرگتراز آن باشد.)
متوسل شده‏اند. (62) در اينجا آنها كلمه عربى "ذره‏" رابا "اتم‏" تطبيق داده‏اند. در حاليكه معناى متداول آن‏"مور كوچك‏" يا "ذره كوچك غبار" است و هيچ دليل‏قانع‏كننده‏اى وجود ندارد كه باور كنيم خداونداصطلاحى غيرقابل فهم را براى معاصرين پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم‏بكار برده باشد. (63)
كوشش براى تطبيق يك كتاب آسمانى با علم‏معاصر منحصر به مسلمانان نيست مسيحيان نيزخواسته‏اند انجيل را با علم جديد تطبيق دهند و يهودنيز همين كار را در مورد تورات كرده‏اند.
2- قرآن بعنوان يك كتاب هدايت
ديدگاه اول از همان قديم مورد انتقاد قرار گرفته‏است. ابواسحاق شاطبى (متولد 790 هجرى) يكى ازمخالفان سرسخت اين ديدگاه است. او معتقد است كه‏پيشينيان با تقواى ما اطلاعاتشان درباره قرآن بيش از مابود و آنها درباره اينگونه علوم صحبت نكردند. اين‏حاكى از اين است كه از نظر آنها قرآن حاوى چنين‏مطالبى نيست.
ديدگاه اول را بعضى از علماى متاخر نيز مورد نقدقرار داده‏اند. استدلال آنها به قرار زير است:
الف) درست نيست كه كلمات قرآنى را به طريقى كه‏بر عرب عصر پيامبر آشكار نبود تعبير كنيم.
ب) قرآن براى آموزش علم و تكنولوژى نازل نشده‏است، بلكه آن كتاب هدايت است. صحبت از علوم‏طبيعى نيز جهت ترغيب آدميان به كشف اسرار طبيعت‏است. پس معناى آياتى نظير:
"... ما فرطنا فى الكتاب من شى‏ء ..."
اين است كه قرآن شامل همه چيزهايى است كه براى‏هدايت و سعادت ما لازم است.
ج) علم به مرحله نهائيش نرسيده است. بنابراين‏درست نيست كه قرآن را با تئوريهاى زودگذر علم‏تطبيق دهيم. يك نظريه زمانى مقبول واقع مى‏شود وسپس نظريه جامعترى جاى آن را ميگيرد. نظام‏بطلميوسى براى مدتى طولانى حاكم بود و سپس كنارگذاشته شد. اين اشتباه است كه فرض كنيم قرآن‏نظريه‏هاى معارض را تاييد ميكند.
دانشمندان برجسته‏اى نظير ابن سينا، بيرونى،ابن‏هيثم و خواجه نصيرالدين طوسى هيچگاه دنبال‏فرمولهاى علمى در قرآن نگشتند، گرچه سخت‏به قرآن‏معتقد بودند و اطلاعات وسيعى درباره آن داشتند.تطبيق قرآن با نظريه‏هاى ناپايدار علم اين خطر را داردكه حقائق قرآنى را مورد تعرض قرار مى‏دهد و راه رابراى تعابير نامعقول باز مى‏كند.
د) خداوند خواسته است كه بشر خودش حقائق‏طبيعت را از طريق حواس و عقلش كشف كند. اگر قرآن‏تمامى علوم طبيعت را بيان مى‏كرد عقل انسان عاطل‏مى‏ماند و آزادى انسان بى خاصيت.
3- برداشت ما
ما معتقديم كه قرآن كتاب هدايت‏براى انسانهاست‏و حاوى تمامى چيزهايى است كه بشر در حوزه ايمان وعمل بدانها نياز دارد. به نظر ما قرآن يك دائرة المعارف علمى نيست، و نبايد قرآن را با نظريه‏هاى متغير علمى‏الزاما تطبيق داده از طرف ديگر نمى‏توان كتمان كرد كه‏در قرآن اشارات مكرر به پديده‏هاى طبيعى است. امااينها براى تعليم علوم نيست. بلكه هدف آنها تشويق‏مردم است‏به تعلم علوم طبيعى و در نتيجه توجه به‏عظمت‏خلقت و در نهايت نزديكى به خالق جهان. همچنين ما معتقديم كه پيشرفت علم فهم بعضى ازآيات قرآنى را آسان مى‏سازد.
مثلا آيه شريفه:
"اولم يرالذين كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقاففتقنا هما و جعلنا من الماء كل شى‏ء حى ..." (انبياء ، 30)
( آيا كافران نمى‏بينند كه آسمانها و زمين يكپارچه بودند وما از هم بازشان كرديم و هر زنده‏اى را از آب پديد آورديم...)
اشاره به تحول منظومه شمسى و نقش آب در حيات‏دارد، و آيه شريفه:
"و من كل شى‏ء خلقنا زوجين لعلكم تذكرون‏"(ذاريات، 49)
(و از هر چيز يك جفت آفريديم، باشد كه ياد كنيد و عبرت‏گيريد)
از عموميت زوجيت در مخلوقات سخن مى‏گويد.بديهى است كه درك اينگونه مطالب در عصر ما بسيارساده‏تر از عصر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم است. به طور خلاصه نظر مادر تعبير "آيات علمى‏" قرآن همان است كه شيخ‏فقيدالازهر مصطفى المراغى در مقدمه كتاب الاسلام والطب الحديث متذكر شده است:
"هدف من اين نيست كه بگويم قرآن مجيد به طوراجمال يا به تفصيل تمامى علوم را به شكل كتابهاى‏درسى دربردار. بلكه مى‏خواهم بگويم كه آن اصول‏عامى را در بردارد كه به كمك آنها مى‏توان آنچه را كه‏براى رشد فيزيكى و معنوى انسان دانستن آنها لازم‏است استنتاج كرد...لازم است كه معناى يك آيه راآنقدر توسعه ندهيم كه قابل تعبير و بر حسب علم‏جديد باشد. همچنين نبايد تعبير حقائق علمى را آنقدرتوسعه داد كه بتوان آن را با يك آيه قرآنى تطبيق داد. امااگر معناى ظاهر يك آيه با يك حقيقت علمى جاافتاده‏سازگار باشد، اين آيه را به كمك آن حقيقت تعبيرمى‏كنيم." (64)
به عقيده ما در حالى كه قرآن دائرة‏المعارف علمى‏نيست، اما در "آيات علمى‏" آن پيامهاى مهمى وجوددارد و دانشمندان مسلمان بايد به اين پيامها توجه كنند.نه اينكه تمامى همشان را صرف اثبات اعجاز علمى‏قرآن و يا سازگارى آن با علم روز كنند.
منبع :عروة الوثقي


يونسكو سال 2009را به نام شيخ بهايي نامگذاري كرد

رييس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري گفت: يونسكو باپيشنهاد ايران مبني بر نامگذاري سال ? 2009به نام شيخ بهايي موافقت كرد.
به گزارش روز سه‌شنبه ايرنا از پايگاه اطلاع‌رساني سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، "سيدطه هاشمي" افزود: سال ? 2009مصادف با چهارصدمين سال رحلت شيخ بهايي است و با توجه به اينكه سازمان ميراث فرهنگي قصد دارد در اين سال همايش بين‌المللي شيخ بهايي را برگزار كند، اين پيشنهاد به يونسكو ارايه شد.
وي اظهار داشت: يونسكو بعدازانجام اقدامات لازم و بررسي‌هاي صورت گرفته با پيشنهاد ايران مبني بر نامگذاري سال ? 2009به نام شيخ بهايي موافقت كرد.
هاشمي با بيان اينكه سال ? 2009از سوي يونسكو سال نجوم معرفي شده است، گفت: شيخ بهايي نيز در زمينه علم نجوم آثار قابل توجهي داشته و سال 2009 نيز همزمان با چهارصدمين سال رحلت شيخ بهايي است و با توجه به ارتباط موضوعي، سازمان ميراث فرهنگي و پژوهشگاه درصدد نامگذاري سال ? 2009به نام شيخ بهايي از سوي يونسكو بودند.
او با اشاره به اينكه همايش يك روزه شيخ بهايي در زمينه آثار فني و مهندسي اين دانشمند ارديبهشت سال جاري در اصفهان برگزار شد، تصريح كرد:
قرار است در سال ? 87اين همايش در مشهد و با موضوع آثار عرفاني و فقهي اين عارف برگزار شود.
به گفته رئيس پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، همايش شيخ بهايي در سال ? 1388همزمان باچهارصدمين سالگرد رحلت شيخ بهايي،به صورت بين‌المللي برگزار مي‌شود تا تمام دنيا با آثار و شخصيت وي آشنا شوند.
بهاء‌الدين محمدبن‌حسين عاملي معروف به شيخ بهائي (? 1031 ، 953ه.ق ) دانشمند نامدار قرن دهم و يازدهم هجري است كه درعلوم فلسفه، منطق، هيات و رياضيات تبحر داشت.
مجموعه تاليفاتي كه از او برجاي مانده در حدود ? 88كتاب و رساله است، او در عرصه‌هاي گوناگون علمي، سياسي و هنري نيز شهرت جهاني دارد.
شيخ بهايي در بعلبك متولد شد، دوران كودكي را در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" زيست، او از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" از شخصيت‌هاي برجسته آغاز اسلام بوده است.
محمد ده ساله بود كه پدرش عزالدين حسين عاملي از بزرگان علماي شام به سوي ايران رهسپار شد و چون به قزوين رسيدند و آن شهررا مركز دانشمندان شيعه يافتند، در آن سكني گزيدند.
او در اندك مدتي چنان پيشرفت كرد كه به صورت يك چهره بارز و يكي از مشهورترين مردان دوره صفوي شد.
بهاء‌الدين نه تنها عالم ديني و مردي متكلم بود بلكه رياضيدان، معمار و كيميادان بود و از علوم غريبه نيز آگاهي داشت.
او تحصيل علوم رياضي را از نو زنده كرد و رساله‌هايي در رياضيات و نجوم نوشت كه آنها را از تلخيص آثار گذشتگان فراهم آورده بود.
شيخ بهايي در سال ? 1031ه.ق در اصفهان درگذشت و بنابر وصيت خودش پيكر او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا(ع)، جنب موزه آستان قدس به خاك سپردند.