يکشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۶
شماره ۸۱۶
 
۷ سياسي  
 
شماره قبل

آشنائي با ستاره هاي دمكراسي غرب

سيد عمار کلانتري
روز چهارشنبه 3/5/86 پس از اعلام خبر مرگ "محمد ظاهر شاه"، بسياري از رسانه‌هاي متعلق به آمريكا و انگليس به تمجيد ظاهرشاه و تجليل از اين آخرين مهره نظام سلطنتي در افغانستان پرداختند و از دوران او با نام "دهه دمكراسي"، "عصر طلايي" و القابي از اين دست، ياد كردند.
رسانه‌هاي غربي، همواره دمكراسي را به عنوان اصلي‌ترين ارزششان تبليغ كرده و همواره ممالك ديگر را به پيروي از خود و پياده كردن كامل پروژه دمكراتيزاسيون دعوت مي‌كنند، اما تمجيد از ظاهرشاه، آخرين شاه و سلطان افغانستان، نخستين تجميد آنان از شاهان و سلاطين كشورهاي خاورميانه و حول و حوش آن نيست. آنان چه تعاريفي كه از ملك فهد سعودي نكردند! و البته همين‌گونه حمايت‌ها از شاهان زنده و ديگر امراي غيردمكراتيك كه منافع غرب را تأمين كرده، اما حق انتخاب و آزادي دمكراسي را براي مردم خود به رسميت نمي‌شناسند، نيز انجام مي‌شود.
اين قطعا تناقض آشكار غرب است كه چه در دوران حكومت اصلاح‌طلبان و چه در هنگام قدرت گرفتن اصولگرايان در ايران، همواره جمهوري اسلامي را كه "جمهوريت" بخشي از نام آن را تشكيل مي‌دهد، متهم به غيردمكراتيك بودن مي‌كند و حتي مخالفت خود با فناوري هسته‌اي آن را اين‌گونه توجيه مي‌كند كه حكومتي دمكراتيك در رأس آن نيست و در عوض از پادشاهان و شيوخ ريز و درشت منطقه كه در قرن بيست‌ويكم كشورهاي خود را با انتصاب‌هاي موروثي خاندان سلطنتي اداره مي‌كنند، حمايت مي‌كند؛ رئيس‌جمهور كودتاچي پاكستان را كه حتي حاضر نيست لباس نظامي‌اش را به در كند، مورد حمايت قرار داده و از بمب اتم او نيز پيشتيباني مي‌كند؛ حسني‌مبارك، رئيس‌جمهور مادام‌‌العمر مصر را براي آغاز بيست‌وپنجمين سال حكومتش ارج مي‌نهد و ملك‌عبدالله، شاه اردن را كه همه‌گونه خدمتي به غرب كرده و در كشورش براي زرقاوي عزاداري مي‌شود نه تنها مخالف دمكراسي نمي‌خواند، كه از او در رسانه‌هاي جهان يك ستاره صلح و دمكراسي و آزاديخواهي مي‌سازد.
با اين حال در آن سوي ميدان، زماني كه جبهه نجات اسلامي الجزاير بازي دمكراسي را در انتخابات مي‌برد، غرب از كودتايي حمايت مي‌كند كه منتخبان مردم را به زندان افكند، زماني كه حماس در فسلطين پيروز مي‌شود، به زور تحريم بر دولت فلسطين، زنداني كردن ده‌ها تن از نمايندگان مردم و جنگ مسلحانه، دولت منتخب مردم را به زير مي‌افكند و بلافاصله پس از روي كار آمدن دولتي كه به هيچ روي قانوني نيست و حمايت پارلمان را ندارد،‌ ناگاه همه سدهاي تحريم‌ها را مي‌شكند و از آن حمايت مي‌كند و ... .
شايد همه اين موارد از نگاه قدرت‌محورانه و ماكياوليستي كه ممكن است چندان تناقضي با نگاه قدرتمداران غربي به سياست نداشته باشد، توجيه‌شدني باشد، اما به نظر مي‌رسد به تازگي استراتژي غرب و به ويژه ايالات متحده، دستخوش تحول شده است.
***
دولتمردان آمريكا به ويژه پس از حادثه مهم 11 سپتامبر، از يك سو با تظاهر به مبارزه ريشه‌اي با نطفه‌هاي تروريسم و از سوي ديگر در راستاي آرمان نظام ليبرال دمكراسي به اين نتيجه رسيدند كه اگر بخواهند قدرت و امنيت را در درازمدت براي خود تضمين كنند، اساسا بايد كشورهايي را كه محل تمركز آنها خاورميانه است، دچار تحول جدي ارزشي و ساختاري كنند تا بستر تربيت‌كننده كساني چون "اسامه بن‌لادن" يا عوامل او كه هواپيما به برج‌هاي تجارت جهاني زدند، از ميان برود. اين طرح‌ريزي‌ها ريا كارانه سرانجام باعث شد تا نخستين بار در 12 سپتامبر 2002؛ يعني دو سال و يك روز پس از حادثه 11 سپتامبر، برنامه آمريكا براي ايجاد "خاورميانه بزرگ"، اعلام شود.
درونمايه اصلي اين طرح مزورانه ، انجام پاره‌اي اصلاحات سياسي و اقتصادي براي نزديك كردن جوامع خاورميانه به جوامع ليبرال دمكراسي از طريق آزادسازي اقتصادي و استقرار دمكراسي در اين كشورها بود.
از آن زمان تا حدود يك سال پيش، اين طرح با واكنش‌هاي متفاوتي چه از سوي اروپا و چه كشورهاي هدف اين طرح روبه‌رو شد، اما اينها به معناي مرگ اين طرح‌ نبود، بلكه اين انتقادات، منجر به اصلاحاتي در طرح آمريكا شد و با كاهش برخي نگراني‌هاي حكام منطقه و اروپا و دادن پاره‌اي امتيازات اقتصادي ـ هرچند با چاشني زور ـ حكام غيردمكراتيك منطقه، مجبور به پذيرش تحولات اندكي شدند. شايد بتوان كاهش نسبي فشار بر شيعيان عربستان سعودي، كسب اكثريت پارلمان بحرين ـ كه البته نقش آن حداكثر مشورت دادن به خاندان سلطنتي است ـ توسط برخي گروه‌هاي شيعه در اين كشور كه اكثريت آن را شيعيان تشكيل مي‌دهند، حضور نمادين نامزدي پرسروصدا و تبليغاتي به نام "ايمن نور" در كنار مبارك در پنجمين دور بيرون آمدن نام "مبارك" از صندوق‌هاي انتخاباتي مصر و ايجاد تغييراتي در برخي قوانين كشورهاي اينچنيني را پيامدهاي اين طرح در خاورميانه دانست.
هم‌زمان با اين تحولات رياكارانه ي بعضا مثبت، جنگ عراق و لبنان نيز انجام و از نگاه برخي، اين دو جنگ در كنار برنامه‌اي براي ايران، جزو طرح خاورميانه بزرگ شمرده شد. حتي در مقطعي نقشه مورد ادعايي درباره جهان پس از اجراي خاورميانه جديد در رسانه‌ها منتشر شد كه در آن، مرزهاي بسياري از كشورهاي منطقه نيز تغييرات جدي مي‌كرد.
با اين حال به نظر مي‌رسد در يك سال گذشته و به ويژه پس از پيروزي حزب‌الله در لبنان، تثبيت نسبي حكومت حماس و استقرار دولت مردمي در عراق، سران هيأت حاكمه آمريكا كمتر از "خاورميانه بزرگ" سخن به ميان مي‌آورند.
رايس در مقطع جنگ اسرائيل در لبنان، ضمن مخالفت با آتش‌بس اظهار كرده بود كه تولد "خاورميانه جديد" درد زايمان هم دارد و تلويحا هزاران كشته و آواره لبناني را ناشي از همين درد زايمان دانست. با اين حال، پس از پيروزي آبرومند حزب‌الله بر اسرائيل كه گاه از آن به عنوان دمكراتيك‌ترين رژيم منطقه و محور خاورميانه جديد ياد مي‌شد، چندان توصيفي از خاورميانه بزرگ به گوش نمي‌رسد.
به نظر مي‌رسد غرب با مشاهده چندين واقعيت چون پيروزي حزب‌الله و توان دمكراتيك آن در به حركت درآوردن جامعه لبنان، تشكيل حكومتي مردمي و مدافع اصول اسلامي در عراق، پيروزي حماس در خاورميانه و ... اكنون پروژه دمكراسي را چندان به سود خود ارزيابي نمي‌كند و اين بار نه تنها اهرم فشار خود بر شيوخ مرتجع منطقه براي تن دادن اجباري به دمكراسي را آرام آرام برمي‌دارد، بلكه هم‌زمان پروژه‌هايي چون تشديد جنگ‌هاي مذهبي و تحريك اهل سنت و شيعيان عليه يكديگر را كه پيامدهاي آن، تشديد فضاي امنيتي و كاهش فضاي آزاد، همه به سود تثبيت حكومت‌هاي ديكتاتوري است دنبال مي‌كند، چراكه اكنون گويا به اين نتيجه رسيده كه كار كردن با امراي تك و گوش به فرمان منطقه بسيار كم‌هزينه‌تر از حكم راندن بر ملت‌هاي منطقه است كه موج تنفر آنان از غرب بسياري از آنان را حتي به مشاركت در پروژه‌هاي تروريستي كشانده است.
در اين ميان، تركيه كه همين هفته شاهد پيروزي كم‌سابقه حزب اسلامگراي عدالت و توسعه بود، پديده‌اي ويژه است. هرچند عده‌اي تلاش مي‌كنند روابط خوب سران اين حزب با آمريكا، اتحاديه اروپا و حتي اسرائيل و نيز رويكرد بسيار محتاطانه سران آن در برابر حكومت لائيك و سكولار تركيه را نشان‌دهنده پيروزي اراده آمريكا در اين كشور جلوه دهند، اما اين تمام ماجرا نيست، چراكه با نفوذ كنوني ارتش ديكتاتورمنش تركيه و حفاظت مسلحانه آن از نظام سكولار تركيه، حكومت كنوني چه بسا اسلامي‌ترين نوع حكومت به شمار مي‌رود كه بر شانه مردم مسلمان تركيه بالا آمده و اتفاقا تدابير سران حزب عدالت و توسعه براي تغييرات گام به گام در تركيه، نشان از رويكرد عاقلانه و نتيجه‌بخش آنان در برآورده كردن آرزوهاي مردم متدين اين كشور در كنار ارمغان آوردن نيازهاي رفاهي آنان است.
اما جمهوري اسلامي ايران در كجاي اين ميدان ايستاده است؟ آيا خود هدف پروژه‌هايي به "اسم دمكراسي" است، يا خود نمونه‌اي عملي از سازگاري اسلام و دمكراسي پيش روي ملت‌هاي منطقه است؟ و اساسا چه نقشي در تحولات منطقه بازي مي‌كند؟
بيست سال پيش در همين روزها بود كه امام خميني(ره)، رهبر كبير انقلاب اسلامي، در پيام خود به حجاج بيت‌الله‌الحرام، بر ضرورت پاكسازي منطقه از حكام مرتجع آن روز نظير "حسني مبارك"، "حسين اردني"، "ملك فهد" و ... تأكيد كردند. اين رويكرد ايشان در كنار برائت حجاج، هرچند واكنشي تروريستي از سوي سعودي‌ها را در پي داشت، اما آرام آرام تأثيراتي بر جهان اسلام گذارد كه برخي از آنها را اكنون به نظاره نشسته‌ايم.
با وجود اين، دو تحول، يكي بيروني و ديگري دروني موجب شد تا اندازه‌اي موج تحول‌آفريني در منطقه با تمركز امت اسلامي بر آرمان امام دچار توقف و ركود شود. از يك سو پس از پيامدهاي ناگوار دكترين امام خميني براي غرب، آنان به تشكيل نسخه‌اي جعلي از اسلام سياسي تحت عنوان "القاعده" و "طالبان" همت گمارند كه هرچند در ميانه راه از دست آنان خارج شد و به حكومت‌هاي غربي نيز ضربات زيادي وارد كرد، ‌اما مي‌توان گفت در منحرف كردن نگاه مسلمانان انقلابي از نگاه امام خميني توفيق‌چشمگيري داشت.
همزمان جمهوري اسلامي به دلايل گوناگون با كاهش موضع امتي، ديني (اسلامي) به تقويت موضع ملي، مذهبي(شيعي) پرداخت و در ادامه راه، رويكرد‌هاي دولت اصلاح‌طلبان نيز اين تغييرات را تقويت كرد.
با اين حال، اكنون با نگا‌ه‌هاي متفاوت رئيس‌جمهور جديد ايران و احساس ضرورت‌هاي رهبر انقلاب كه نشانه آن انتخاب عنوان "انسجام اسلامي براي سال جاري است، از يك سو زمينه‌ براي تأثير گذاري جدي بر جهان اسلام به وجود آمده و از سوي ديگر، در صورت كارآمد نبودن نگاه جمهوري اسلامي به منطقه و جهان اسلام و بروز تحركات غير هوشمندانه، اين تأثيرگذراي دستخوش آفات و چه بسا هزينه‌هاي سنگين براي كشور مي‌شود. در اين ميان، آنچه مهم است، حفظ هويت مردمي و مدل دمكراسي اسلامي در جمهوري اسلامي و توجه جدي به كارآمدي آن است كه موجب تأثيرپذيري ملت‌ها و نخبگان منطقه مي‌شود، چرا كه نزديك‌ترين و در دسترس‌‌ترين الگوي آنان به شمار مي‌رود.
به هر حال، ناكامي‌هاي جدي و توفيقات نسبي مزورانه ي غرب در پروژه‌ دمكراسي‌سازي در منطقه،‌ همزمان با فرصت‌هاي طلايي جمهوري اسلامي براي استقرار حاكميت همزمان مردم و اسلام عزيز در منطقه، يك رقابت پيچيده چند وجهي را به وجود آورده كه به نظر مي‌رسد، دقت‌نظر مسئولان و نخبگان مذهبي و سياسي ايران، عنصر تعيين‌كننده آن به شمار مي‌رود و چه بسا بتواند تأثيرات جدي در سرنوشت آينده منطقه و جهان بر جاي گذارد.

 
بالای صفحه

رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار هزاران نفر از مردم بيان كردند
نشانه هاي پيروي از علي (ع)
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح روز شنبه در ديدار هزاران نفر از مردم، امير مؤمنان علي (ع) را خورشيد فروزان و بي‌غروب تاريخ بشر و اقيانوس عظيم شگفتي‌ها و زيبايي‌ها خواندند و تأکيد کردند: عدالت‌خواهي، دين‌داري و ايستادگي در مقابل ستمگران و زورگويان، ويژگي‌ها و نشانه‌هاي راه اميرمؤمنان است و پايداري مردم و مسوولان در اين مسير، تنها راه تحقق آرمان‌ها و آرزوهاي بزرگ ملت ايران به شمار مي‌رود.
رهبر انقلاب اسلامي با تبريک عيد سعيد ميلاد مولي‌الموحدين به آحاد امت اسلامي به ويژه ملت عزيز ايران، حضرت علي بن ابيطالب (ع) را متعلق به همه انسان‌ها دانستند و خاطرنشان کردند: آن چه همه مسلمانان اعم از شيعه و سني، پيروان اديان الهي و حتي دشمنان اميرمؤمنان را در مقابل ايشان خاضع و خاشع کرده است، عظمت شخصيت آن بزرگوار است.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، درک ابعاد و اعماق اقيانوس عظيم شخصيت اميرمؤمنان، علي (ع) را جز براي معصومان (عليهم السلام) ممکن ندانستند و افزودند: شجاعت، عبادت، جوانمردي، جهاد، ايثار، انسان شناسي، رحم و مروت ، پافشاري بر عدالت، دشمني با ظلم و جور، بي‌باکي در مقابل گردن‌کشان و مستبدان، حکمت‌هاي عميق جاري در نهج البلاغه و ديگر ويژگي‌ها و زيبايي‌هايي که بشريت از اميرمؤمنان درک کرده است، فقط ظواهر اقيانوس ژرف و عميق شخصيت ايشان است و دست يافتن به اعماق اقيانوس پيچيده و شگفت‌آور وجود اميرمؤمنان، حتي براي فرزانگان و صاحبان علم و عقلِ ژرف نيز امکان‌پذير نيست.
ايشان، همه دوران‌هاي زندگي حضرت علي بن ابيطالب (ع) را الگوي کاملي براي سعادت و رستگاري خواندند و افزودند: نوجواني، جواني، ايام هجرت مسلمانان، دوران تشکيل حکومت اسلامي، 25 سال سکوت پس از رحلت پيامبر به خاطر حفظ وحدت و انسجام امت اسلامي و تلاش بي‌وقفه براي اجراي عدالت در لحظه لحظه دوران خلافت، علي بن ابيطالب (ع) را به اسوه کامل براي همه دوران‌هاي عمر انسان تبديل کرده و او را بر قله آفرينش بني بشر نشانده است.
رهبر انقلاب اسلامي، پايداري در راه خدا، نهراسيدن از سرزنش ديگران و تلاش خستگي‌ناپذير براي اجراي عدالت را از جمله زيبايي‌هاي شخصيت اميرمومنان برشمردند و خاطرنشان کردند: منطق و راه علي (ع)، سلوک راه خداست و شيعه يعني کسي که علاوه بر محبت و تمجيد از اميرمومنان، در اين راه "حرکت و تلاش" مي‌کند؛ چرا که ستايش و تعريف از امير مؤمنان و محبت قلبي به آن بزرگوار، بدون حرکت در راه او، فايده‌اي ندارد و مورد رضايت امير مؤمنان نيست.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، تشکيل جمهوري اسلامي را مصداقي هر چند ناقص از راه امير مومنان خواندند و افزودند: هويت نظام اسلامي، مبتني بر اهداف اميرمومنان يعني عدالتخواهي و مقابله با ظلم و زور و تبعيض است؛ به همين علت ستمگران و صاحبان زر و زور که با تبليغات مزورانه خود و "به اسم دموکراسي و آزادي و حقوق بشر"، به بشريت ظلم مي‌کنند با جمهوري اسلامي، سر ناسازگاري و ستيزه گذاشته‌اند.
ايشان، ايستادگي جمهوري اسلامي را در مقابل شبکه صهيونيستي زورگويان جهاني، مظهر راه اميرمؤمنان دانستند و تأکيد کردند: آحاد ملت و مسوولان، با شناخت کامل اين راه، پيگيري دقيق "عدالت خواهي و دين داري"، تأسي به مجاهدت‌ها و روش‌هاي امام راحل عظيم‌الشأن و ايستادگي کامل در مقابل دشمنان زورگو، راه اميرمؤمنان را به عنوان تنها راه تحقق آرمان‌هاي بزرگ ملي و دستيابي به عزت و عظمت و افتخار، ادامه خواهند داد و جمهوري اسلامي ايران را هر چه بيشتر به الگوي اصلي يعني راه امير مؤمنان ، نزديک خواهند کرد.
رهبر انقلاب اسلامي، رژيم صهيونيستي و دولت آمريکا را دشمنان اصلي ملت ايران برشمردند و با اشاره به نفرت روزافزون ملت‌ها از رژيم آمريکا تصريح کردند: امروز، برخلاف تلاش‌هاي ناکام دشمنان نظام اسلامي، ملت ايران در ميان ملت‌هاي مسلمان عزيز است و به برکت شعار عدالت و مردم‌دوستي که بحمدالله به طور دائم بر زبان دولتمردان جاري است، ايران اسلامي، راه خود را با نشاط و اقتدار ادامه مي‌دهد.
بالای صفحه

جاي خالي ما در دنياي "بي‌رنگ" ماندلا
نرفتيم يا دعوتمان نكردند؟

جاويد قربان اوغلي
نلسون ماندلا رهبر نامدار ضد آپارتايد آفريقاي جنوبي در مراسم هشتاد و نهمين سالگرد تولد خود بنياد جديدي را تاسيس کرد که هدف آن مبارزه با فقر، ايدز و حل مسائل بغرنج و پيچيده جهان است. ماندلا در مراسمي که به همين مناسبت برگزار مي‌شد، آن را گردهمايي افراد و شخصيت‌هايي همچون رهبران پيشين دولت‌ها، برندگان جايزه صلح نوبل، کار آفرينان بزرگ و خير انديشان جهاني ذکر کرد که "عقلانيت، استقلال راي و همبستگي" خود را براي مواجهه با سخت‌ترين مشکلات جهان به کار خواهند گرفت.
در بنياد يا به قول برخي رسانه‌ها "باشگاه" تازه‌تاسيس ماندلا شخصيت‌هايي همچون جيمي کارتر(رييس جمهور اسبق امريکا)،خانم مري رابينسون(نخست وزير سابق ايرلند)،کوفي عنان(دبير کل سابق سازمان ملل متحد)،محمد يونس(فعال اجتماعي بنگلادشي) همچنين خانم گراسا ماشل همسر ماندلا(بيوه سامورا ماشل رهبر فقيد استقلال موزامبيک) و اسقف دزموند توتو (برنده جايزه صلح نوبل و شخصيت برجسته مبارزات ضد آپارتايد آفريقاي جنوبي)حضور دارند.
"اين گروهي است که مي‌تواند آزادانه و جسورانه سخن گفته و با عقلانيت، مستقل و همبستگي در مواجهه با پيجيده ترين مشکلات جهاني به صورت علني و يا در پشت صحنه در صورت نياز اقدام نمايد". ماندلا با بيان اين مطلب در توصيف ويژگي‌هاي گروه تازه تاسيس افزود: آنها در کنار هم شجاعت و اميد را جايگزين ترس و ياس کرده و توافقات محکمتر در درگيري‌هاي جهاني را تشويق خواهند نمود.
فارغ از اينکه ساز و کار اجراي آمال و آرزوهاي ماندلا توسط اين بنياد چگونه خواهد بود، نمي‌توان از تحسين رهبري غافل شد که حتي در واپسين سالهاي‌هاي زندگي خود نيز در آروزي برپايي جهاني است که عمري را براي تحقق آن در سرزمين آباء و اجدادي خود مبارزه کرد و 27 سال از بهترين دوران عمر خود را در سياهچالهاي زندانهاي مخوف رژيم آپارتايد گذراند. شايد عبارتي که او در کتاب معروفش "راه دشوار آزادي ـLong Walk to freedom" گفته تفسير زيبايي از زندگيش باشد:
"اين داستان،داستان ساده‌اي است.اما پيامي جاودانه دارد. به پاکدامني،بخشندگي وجوانمردي به شکلي که ما هيچ‌گاه تصور آن را نمي‌توانيم بکنيم پاداش داده خواهد شد."**
روزي که خبر تاسيس اين گروه جديد را به وسيله پست الکترونيکي "اخبار آفريقاي جنوبي" دريافت کردم، در گوشه سمت راست خبر، عکسي را گذاشته بود که شخصيت‌هاي موسس اين بنياد (گراسا ماشل، مري رابينسون، جيمي کارتر، ماندلا، کوفي عنان، محمد يونس و دزموند توتو) دور ميزگردي که تصويري از کره زمين بر آن نقش بسته بود نشسته بودند. نمي‌خواهم بگويم همه اين افراد و شخصيت‌ها به يقين کساني نيستند که يکسان بوده و با افکاري مشترک دور اين ميز جمع شده‌اند. اين هنر ماندلاست که آنان را حول يک ايده دور اين ميز جمع کرده تا از توانمندي، نفوذ و احيانا قدرت سياسي و مالي آنان براي تاثير گذاري يا حل ولو يک مشکل از مشکلات عديده جهان کاري انجام دهند.
در همان روز تاسيس "باشگاه پيرمردان و زنان" يا بهتر بگويم "بازنشتگان سياسي"، در فاصله بيش از 1500 کيلومتر، ورزشگاه "نيولند" شهر زيباي "کيپ‌تاون" با حضور 35000 تماشاگر، ميزبان ستارگان بازنشسته فوتبال جهان بود تا براي بزرگداشت هشتاد و نهمين سالگرد تولد ماندلا در قالب دو تيم ستارگان فوتبال منتخب جهان در يکسو و منتخب آفريقا در سوي ديگر رو در روي هم قرار گيرند و در پي گشودن دروازه حريف توسط توپي باشند که به نام "ماديبا" مزين شده بود. مسابقه‌اي که پس از 90 دقيقه تلاش 3-3 مساوي پايان يافت و حتي نيتجه آن سمبليک بود.
ماندلا علاوه بر سياستمداران، اسطوره‌هاي فوتبال و صاحبان ساقهاي طلايي را نيز گرد هم آورده بود تا در کنار هم پيام رسان صلح، دوستي، آزادگي و رهايي از رنگ و نژاد به جهانيان باشند و همانطور که سب بلاتر رئيس فيفا گفت: اين بازي به افتخار کسي برگزار شد که عمرش را صرف پيشرفت حقوق بشر و دموکراسي کرد.او مبارزه بي پاياني را براي آزادي بشريت و نه تنها مردم خويش در آفريقاي جنوبي رهبري کرد.
ماندلا نيز در توصيف اين رويداد برزگ ورزشي به زبان هميشگي خود که منادي جهاني بدور از رنگ و نژاد و برتري جويي‌هاي ناشي از تفاوتهاست گفت: اين فراتر از يک بازي و نمايانگر قدرت فوتبال در گرد هم آوردن مردم سراسر جهان بدون توجه به زبان يا رنگ پوستشان است.
اين دو رويداد سياسي و ورزشي مرا به ياد روزهايي انداخت که ماندلا با صلابت و صداقت در مقابل فشارهاي آمريکا براي تحديد روابط آفريقاي جنوبي با ايران ايستادگي کرده و صراحتا اعلام کرد: ما دوستاني را که در روزهاي سخت و تاريک ما را کمک کرده‌اند، فراموش نکرده و به هيچ‌کس اجازه نخواهيم داد به ما بگويد چه کساني دوستان و يا دشمنان ما هستند.
در تيم منتخب جهان "علي دايي" ستاره فوتبال سالهاي اخير ايران حضور داشت و در کنار ستارگاني چون "پله" در نقش آفريني اين رويداد بزرگ حضور داشت. به يقين اين افتخاري براي ايران است که کاپيتان سالهاي اخير تيم ملي اش درکنار اسطوره‌هاي فوتبال جهان يک رويداد فراموش نشدني منحصر به فرد را رقم زد. اما نماينده‌اي از ايران که منادي ايده‌هاي انساني صلح، برادري و مبارزه با فقر و تبعيض است، دور آن ميز حضور نداشت.
شخصا از ارادت ماندلا به شخصيت‌هاي بزرگي همچون آيت‌الله خامنه‌اي، هاشمي رفسنجاني و خاتمي آگاهم. هم او در نهايت صداقت به نگارنده گفت: روز ورود امام به ايران از روزهاي فراموش نشدني در زندگي من است. روزي که امام خميني به تنهايي وارد ايران شد و اسطوره 2500 ساله شاهنشاهي را درهم شکست.
بعيد مي‌دانم شخصيتي با آن همه صداقت از روي مجامله و تعارف با انقلاب ايران و شخصيت‌هايش سخن گفته باشد.
دريغم آمد اين سوال را از خود نکنم که "چرا جاي ايران دور آن ميز خالي است؟"
چه کسي بايد به اين سوال پاسخ دهد؟ به راستي چرا؟
-----------------
**ماندلا ـ نلسون. راه دشوار آزادي ـ ترجمه مهوش غلامي-انتشارات موسسه اطلاعات- صفحه 23.
It was a simple tale, but its message is an enduring one: virtue and generosity will be rewarded in ways that one cannot know.(p 11)

بالای صفحه

درگيري‌هاي شديد در کربلا

کشته و زخمي شدن دهها تن در درگيري ميان جيش المهدي و نظاميان آمريکايي در کربلا و کشته شدن 8 نظامي آمريکايي در روزهاي گذشته از جمله تحولات امنيتي عراق به شمار مي رود.
به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه، منابع بيمارستاني و امنيتي عراق از کشته شدن 9تن و مجروح شدن 23 نفر در درگيري ميان نظاميان آمريکايي و گروه جيش المهدي در کربلا خبر دادند.
يک افسر پليس کربلا که خواست نامش فاش نشود، اظهار داشت: اين درگيري ها از نيمه هاي شب گذشته آغاز شد و تا ساعت 3 بامداد امروز ادامه يافت.
ارتش آمريکا همچنين روز گذشته اعلام کرد که 8 تن از نظاميانش در روزهاي گذشته در عراق کشته شده اند.
در حال حاضر حدود 10 هزار نيروي آمريکايي و عراقي عمليات گسترده اي را عليه مخفيگاههاي القاعده اجرا مي کنند.
4 نظامي آمريکايي در جريان درگيري ها در استان ديالي واقع در شمال بغداد به قتل رسيدند.با کشته شدن اين 8 نظامي شمار نظاميان کشته شده آمريکايي در عراق از سال 2003(حمله نظامي به عراق) تا کنون به 3 هزار و 642 نفر رسيده است.

 

سفر احتمالي دبيركل سازمان ملل متحد به ايران

"بان كي مون" دبيركل سازمان ملل متحد، در حال بررسي سفر به ايران است.
روزنامه "الشرق الاوسط" به نقل از منابع آگاه در سازمان ملل نوشت: در پي دعوت رسمي "محمد خزاعي" نماينده جديد تهران در نيويورك از "بان كي مون" دبيركل اين سازمان براي سفر به ايران، وي سفر احتمالي به را ايران بررسي مي‌كند.
از سوي ديگر، سخنگوي دبيركل سازمان ملل تاكيد كرد، بان كي مون قصد دارد به ايران سفر كند و زماني كه اقدامات و تدابير مناسب براي اين كار صورت گيرد وي آماده سفر به ايران خواهد بود.
وي به الشرق الاوسط گفت: تحولات جديد درباره ايران، زمان سفر "بان كي مون" را مشخص خواهد كرد.
اين سخنگو تصريح كرد، وي قصد دارد اين سفر را انجام دهد ولي پيش از مشخص‌شدن تاريخ اين سفر، بايد تدابير و اقدمات پشتيباني و ديگر مسائل مربوط به آن صورت گيرد.
وي افزود: دبيركل سازمان ملل در گذشته نيز تمايل خود را براي سفر به بسياري از كشورها از جمله ايران ابراز كرده بود.

 

عربستان: تعرض به اماكن متبركه را محكوم مي‌كنيم

وزير فرهنگ و معاون وزير كشور عربستان در ديدار سفير ايران با تاكيد بر اين كه هيچ يك از علما و مفتيان رسمي عربستان فتوايي را درخصوص هتك حرمت اماكن مقدس شيعيان صادر نكرده‌اند، تاكيد كردند: دولت عربستان هرگونه عمليات عليه اماكن مقدس شيعيان و اهل سنت را به شدت محكوم مي‌كند.
به گزارش ايسنا، حسيني - سفير جمهوري‌اسلامي‌ايران - با اياد مدني - وزير فرهنگ و اطلاع رساني - و محمد نايف - معاون وزير كشورعربستان - پيرامون بازتاب خبر صدور فتواي برخي ازعلماي عربستان سعودي در تخريب اماكن مقدسه مورد احترام شيعيان بحث و تبادل نظر كرد.
مدني - وزير فرهنگ واطلاع رساني عربستان - و محمد نايف - معاون وزير كشور عربستان - اظهارداشتند: ما از انتساب چنين فتوايي به مسئولان وعلماي عربستان ابراز تعجب مي كنيم و تاكيد مي داريم كه دولت عربستان همچنان كه در رخداد انفجار حرمين عسكريين(ع) در سامراء آنرا محكوم كرده اين‌گونه افكار را سرزنش كرده و آنرا به مصلحت جهان اسلام نمي داند و همواره اعلام داشته‌ايم كه هر گونه عملياتي كه اماكن مقدسه‌ شيعيان و اهل سنت را مورد هدف قرار دهد به شدت محكوم مي كنيم.
آنها همچنين اين موضع را كه هيچ يك از علما و مفتيان رسمي عربستان چنين فتوايي را درخصوص هتك حرمت اماكن مقدس شيعيان صادر نكرده‌اند مورد تصريح قرار دادند.

 

ماموريت خاتمي براي جلوگيري از تخريب اماكن‌مقدس

برخي از مراجع معظم تقليد حجت‌الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي را مامور كردند تا به نمايندگي از آنها در موضوع جلوگيري از تخريب اماكن متبركه‌ عراق با مقامات رسمي جهان به گفت‌وگو بنشيند.
آيت‌الله توسلي در گفت‌وگو با ايسنا، با اعلام اين خبر افزود: واقعيت اين است كه مراجع عالي‌قدر شيعه از حوادث دردناك عراق، وضعيت شيعه و نيز اماكن مقدسه مراقد اهل البيت عليهم‌السلام نگراني جدي دارند و بارها اين نگراني را اعلام كرده بودند و به دنبال پيدا كردن يك راهكار جدي براي جلوگيري از نسل‌كشي مسلمين و حفاظت از اماكن متبركه بودند. اخيرا يكي از مراجع بزرگ شيعه از جناب آقاي خاتمي به خاطر جايگاه معتبري كه در افكارعمومي دنيا و احترامي كه در بين رهبران منصف جهاني دارند، خواسته بودند كه از اين نفوذ استفاده كنند و با مقامات جهاني براي حفاظت از جان مسلمين و به خصوص شيعيان گفت وگو كنند تا شايد از تكرار اين فجايع بزرگ ديني و شيعي جلوگيري شود.
وي با بيان اينكه "پيرو اين درخواست من به اتفاق حضرات حجج اسلام جناب آقاي جماراني و موسوي لاري در قم خدمت اكثريت مراجع معظم تقليد رسيديم و آنان نيز همين موضوع را مورد تاكيد قرار دادند"، اظهارداشت: طبيعتا ديدگاه و درخواست آنان را براي فعال شدن آقاي خاتمي به ايشان اطلاع داديم و ايشان قرار شد از سوي مراجع تقليد با مقامات رسمي جهان كه در اين كار مي‌توانند تاثيرگذار باشند اين مساله را در ميان بگذارند.
وي در پايان تاكيد كرد: با توجه به اعتماد مراجع تقليد به جناب آقاي خاتمي و جايگاه پذيرفته شده و مقبول ايشان در جهان و با كمك ذات اقدس حق و تاييدات حضرت بقيه الله(عج) اميدوارم اين اقدام بتواند به طور نسبي جلوي مشكلات بزرگ فعلي عراق را بگيرد و از محنت و رنج مردم عراق بكاهد و قبور منوره ائمه اطهار(ع) از گزند حوادث مصون بماند.