چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷
شماره ۱۱۵۲
 
۴ عترت  
 
شماره قبل

اداي دين به اسلام، با بازسازي عتبات عاليات 

فرماندار شهرستان مانه‌وسملقان گفت: كمك به بازسازي عتبات عاليات جامه عمل پوشاندن به اهداف و شعاير اسلامي و موجب تقويت اسلام است. ...
"علي‌اكبر جهاني" روز دوشنبه در نشست ستاد بازسازي عتبات عاليات اين شهرستان گفت: با توجه به اينكه دشمنان اسلام هميشه درصدد ضربه زدن به اسلام هستند وظيفه حكم مي‌كند كه نسبت به اهداف و شعاير اسلام احساس مسووليت كنيم.
او افزود: كمك و همياري در زمينه امور ديني و تقويت حوزه‌هاي علميه، اماكن مقدسه عراق و بازسازي هر چه بهتر آنها در واقع تقويت دين اسلام است.
وي افزود: همه مسلمانان بخصوص شيعيان بايد در امر بازسازي عتبات عاليات در حد توان خود اداي دين نمايند.وي اتحاديه‌ها، اصناف، كاركنان دولت و همه آحاد و اقشار مختلف مردم را به همكاري و داشتن احساس مسووليت در اين زمينه فراخواند و به مشاركت بيشتر در اين زمينه سفارش كرد.
فرمانده بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مانه‌وسملقان نيز گفت: وظيفه همه است كه در برابر هجمه‌هاي دشمنان اسلام ايستادگي كنيم و اجازه ندهيم كه دشمن كوچكترين نفوذي براي تضعيف معتقدات ما داشته باشد.
سرهنگ فاتحي‌نيا سهم شهرستان مانه‌وسملقان در ساخت صحن مطهر حضرت فاطمه زهرا (س) در مجاورت مضجع شريف علي (ع) در نجف را ? 25تن ميلگرد عنوان كرد و گفت: انتظار مي‌رود اين سهميه با مساعدت مردم منطقه تامين شود.

بالای صفحه

محمد ناظمي اردکاني:
حرم حضرت معصومه (س) 80 هزار متر مربع توسعه مي يابد
استاندار قم گفت: در طرح توسعه حرم 80 هزار متر مربع اين مکان مقدس توسعه خواهد يافت.
به گزارش خبرنگار مهر در قم، محمد ناظمي اردکاني ظهر امروز در جمع خبرنگاران در خصوص طرح توسعه حرم مطهر گفت: در حال حاضر طرح توسعه حرم مطهر در سه ضلع پيگيري مي شود که در ضلع غربي 20 هزار متر مربع به صحن هاي حرم اضافه خواهد شد.
وي تصريح کرد: منابع مالي پروژه تامين شده و اميد است تا پايان سال به بهره برداري برسد.
ناظمي اردکاني ادامه داد: در ضلع شمالي نيز 40 هزار مترمربع در طرح توسعه حرم قرار مي گيرد که اعتبار اين پروژه نيز 80 ميليارد تومان است.
استاندار قم در خصوص ضلع شرقي حرم مطهر نيز گفت: در ضلع شرقي نيز 20 هزار متر مربع در طرح توسعه حرم قرار مي گيرد که اعتباري معادل 10 ميليارد تومان براي اين فاز نيز لازم است.
وي گفت: ضلع شرقي حرم توسط وزارت مسکن و شهرسازي، شلع غربي توسط بنياد مسکن و ضلع شمالي نيز توسط پيمانکار بخش خصوصي توسعه خواهد يافت.
ناظمي اردکاني در ادامه گفت: با توجه به ميلاد حضرت معصومه (س) و دهه کرامت طرحهاي عمراني در قم به بهره برداري مي رسد.
استاندار قم آغاز فاز جديد طرح آبرساني به قم را يکي از اين طرح ها عنوان کرد و اظهار داشت: اين طرح همزان با ميلاد حضرت معصومه (س) در قم اجرايي مي شود که حرکتي بسيار ارزنده براي استان است.
وي افزود: همچنين در اين ايام اعتبار 50 ميلياردي قطار شهري در قم به تصويب رسيد که بايد مسئولان در جذب آن تلاش کنند.
ناظمي اردکاني از موافقت تامين اعتبار قطار پر سرعت قم - تهران خبر داد و گفت: در دهه کرامت موافقت نامه تامين اعتبار اين قطار به مبلغ 40 ميليارد تومان امضا شد.
بالای صفحه

كتيبه سر در حرم حضرت ابوالفضل(ع) در راه کربلا

كاروان كتيبه سر در بارگاه مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع) دوشنبه شب وارد دزفول شد و در خيابانهاي اين شهر به حركت در آمد. ... اين كتيبه كه با طلاي ناب توسط صنعتگران اصفهاني ساخته شده در آستانه متبركه سبزقباي دزفول براي لحظاتي قرار گرفت و در حاليكه شمار زيادي از زايران و مردم حضور داشتند با شور وشعفي وصف ناپذير در فضايي معنوي با دعا و نيايش به زيارت اين كتيبه پرداختند.
سپس كاروان حامل كتيبه در از آستانه متبركه سبزقبا، و طي مسير خيابان امام خميني (ره )، تا حسينيه عاشقان ثارالله حمل شد.
در اين محل كه شمار زيادي از شيفتگان اهل بيت (ع) حضور داشتند تا پاسي از شب ضمن مناجات، قرايت زيارت عاشور، مراسم نوحه خواني توسط مجيد ابراهيمي از مداحان اهل بيت (ع) انجام شد.
كتيبه سردر بارگاه مقدس حضرت ابوالفضل العباس بنا به سفارش ستاد عتبات عاليات خوزستان در اصفهان ساخته شده است.
كاروان حامل اين كتيبه در آييني براي انتقال به كربلاي معلا دزفول را به مقصد اهواز ترك كرد.

بالای صفحه

زندگي فرد منتظر بايد در مسير منويات قرآني باشد 

عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم آذربايجان گفت: زندگي فرد منتظر بايد در مسير منويات قرآني و عدالت‌گستري و مبارزه با ظلم و جور در جامعه باشد.  
حجت الاسلام والمسلمين علي جديد بناب، عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم آذربايجان در گفت‌وگو با خبرنگار آينده روشن، با اشاره به ضرورت توجه به آموزه‌هاي انتظار و مهدويت گفت: آماج حمله‌‌ها و القاي شبهات اعتقادي در دوران غيبت، نمود و ظهور دارد و توجه به آموزه‌هاي ديني و مهدويت مي‌تواند در مصونيت از تهاجمات فرهنگي و جلوگيري از تشويش و اضطراب‌ها مؤثر باشد.
وي افزود: ظلم و فجور حاکم بر جهان در دوران غيبت امام عصر (عج) و دردها و مشکلاتي که جوامع، مبتلا به آن‌ها هستند، آرامش را از انسان عصر غيبت سلب مي‌کند و اعتقاد به مسئله مهدويت انسان را به آرامش مي‌رساند.
جديدبناب با اشاره به ضرورت فرهنگ‌سازي مهدويت اظهار کرد: انسان در دوران غيبت با فراهم‌سازي زمينه براي ظهور امام عصر (عج) بايد قرآن و عترت و آموزه‌‌هاي روايي را مورد توجه قرار دهد و فرد منتظر بايد با منطبق کردن خواسته‌هاي خود در راستاي رسيدن به اهداف جامعه منتظر گام بردارد.
وي اضافه کرد: زندگي فرد منتظر بايد در مسير منويات قرآني و منطبق و در راستاي عدالت‌گستري و مبارزه با ظلم و فسق و فجور باشد و حاکميت اين شرايط در جامعه زمينه‌ساز ظهور است.
عضو هيئت علمي دانشگاه تربيت معلم آذربايجان خاطرنشان کرد: شيعيان با وجود خفقان و ظلم حاکم بر جهان و شکنجه‌هايي که  به جرم حب ائمه مي‌بينند، با اميدي که به ظهور حضرت مهدي (عج) دارند، تمام اين مشقت‌‌ها را تحمل مي کنند و با زمينه‌سازي منتظر ظهور منجي موعود هستند تا انسان را از ناملايمات برهاند و حق و عدالت را بر جهان مسلط گرداند.

بالای صفحه

توليت آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه (س)
دولت براي توسعه حرم مطهر اقدام اساسي کند

مسئولان ستاد برگزاري دهه کرامت در جمع خبرنگاران، برنامه‌هاي اين دهه را تشريح کردند. 
آيت‌الله مسعودي‌خميني در اين نشست گفت: بناهاي موجود حرم مطهر حضرت معصومه (س) جوابگوي زائران نيست و دولت بايد فکر اساسي براي توسعه حرم بکند.
وي با تشريح برنامه‌هاي حرم مطهر در دهه کرامت افزود: آستانه مقدسه برنامه‌هاي خود را در دهه کرامت در 12 شب اجرا خواهد کرد که از سخنراني بزرگان و اساتيد حوزه مانند حجت‌الاسلام والمسلمين  شيخ حسين انصاريان و آيت‌الله ري‌شهري استفاده خواهد شد.
توليت آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) هدف از اجراي برنامه‌هاي دهه کرامت را شناخت بيشتر اهل بيت (ع) بيان کرد و خاطرنشان کرد: بايد باورهاي ديني را بارور کنيم و با اجراي برنامه‌هاي مختلف با روش اخلاقي، عبادي و حديثي حضرت فاطمه معصومه (س) بيشتر آشنا شويم.
آيت‌الله مسعودي گفت: بايد از اهل بيت (ع) استفاده نورانيت دروني کنيم و تنها به ظواهر اکتفا نکنيم.
مدير کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قم نيز به عنوان دبير برگزاري دهه کرامت گفت: در شهر قم و مراکز استان‌ها برنامه‌هاي متنوعي همچون جشن‌ها، مراسم برگزاري بزرگداشت حضرت فاطمه معصومه (س) در ادارات، و به خصوص در مجامع عمومي اجرا خواهد شد.
استادآقا از برگزاري جشنواره بين‌المللي امام رضا (ع) در دهه کرامت در قم خبر داد و گفت: جشنواره و نمايشگاه کريمه اهل بيت (ع) در شبستان نجمه خاتون حرم مطهر حضرت معصومه (س) 9 آبان افتتاح مي‌شود و تا 18 آبان ادامه خواهد داشت.
در ادامه اين نشست دکتر ناظمي اردکاني استاندار قم نيز برگزاري دهه کرامت را فرصت مناسبي براي ذخيره معنوي بيان کرد و گفت: دستگاه هاي اداري و اجرايي استان قم، ويژه برنامه‌هاي خاصي را در اين دهه پيش‌بيني کرده‌اند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود به توسعه حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) اشاره کرد و افزود: توسعه حرم، پيشرفت مناسبي دارد و اميدواريم آن را در سال آتي به بهره‌برداري برسانيم.
دکترناظمي گفت: از ضلع غربي 20 هزار مترمربع، از ضلغ شمالي 40 هزار متر مربع و ضلع شرقي 20 هزار متر مربع اضافه خواهد شد.
وي افزود: پروژه توسعه زير صحن حرم با 170 هزار متر مربع با هزينه‌اي بالغ بر 80 ميليارد تومان از تسهيلات بانکي و فروش مغازه هاي تجاري و بخش ديگري نيز از سوي دولت تامين خواهد شد.

بالای صفحه

غيبت امام عليه السلام؛ بزرگترين گرفتاري عصر(1)
انتظار فرج امام عصر عليه السلام
همان طور که ميدانيم ، معمولاً انسان ها در گرفتاري هاي سخت تر توجه بيشتري به خداي خود دارند و به همين دليل "انتظار فرج" در ايشان شديدتر مي شود. هر چه گرفتاري دشوارتر و شديدتر باشد، اميد به رحمت خدا و دستگيري او در انسان بيشتر است و اتّکا و توجّه به اسباب و وسائط، کمتر و ضعيف تر مي گردد. پس شدّت و قوّت انتظار فرج، بستگي مستقيم به شدّت گرفتاري انسان دارد، يک بيماري سخت و صعب العلاج بيشتر از يک بيماري معمولي انسان را گرفتار مي کند و در نتيجه، حال انتظار فرج در اوّلي بيش از حالت دوم است.
نکته ديگر اينکه: گرفتاري در انسان يک حالت روحي و معنوي است که مي تواند منشا مادّي داشته باشد يا نداشته باشد. يک بيماري خاص ممکن است از جهت شدّت گرفتاري تأثيرات متفاوتي بر افراد مختلف داشته باشد؛ يکي را بيشتر و ديگري را کمتر گرفتار کند. و اين بستگي دارد به اينکه شخص از لحاظ روحي در مقابل آن بيماري چه عکس العملي نشان دهد. لذا نوع بيماري تنها عاملي نيست که شدّت گرفتاري را معيّن مي کند و عامل مهمتر، تأثّر روحي شخص از آن بيماري است.
پس به طور کلّي ميزان گرفتاري انسان را تعلّقات روحي و عاطفي او در يک مورد خاص تعيين مي کند. هر چه اين تعلّقات عميق تر و شديدتر باشد، گرفتاري سخت تر و شديدتر خواهد بود.
بهترين مثال براي اين مسأله وقتي است که فرزند کوچک انسان مريض مي شود. در اين حالت، هر چند که پدر و مادر خودشان مريض نشده اند، ولي در بسياري موارد گرفتاري ايشان در بيماري فرزندشان بيش از زماني است که خود آنها بيمار مي شوند. مادر که عاطفه و محبّتش به فرزند معمولاً بيش از پدر مي باشد، بيماري خودش را بسيار راحت تر تحمّل مي کند تا بيماري فرزندش را.
در اين مورد هر چه فرزند کوچکتر باشد، اين تعلّق عاطفي قوي تر است و گرفتاري مادر نيز وقتي که کودکش رنجور مي شود، طاقت فرساتر و سخت تر است. مادر حقيقتاً آرزو مي کند که اي کاش خود او به جاي فرزندش بيمار شده بود و به واقع در بيماري فرزند، خودش هم بيمار مي شود.
علّت اين امر تعلّق روحي شديدي است که مادر نسبت به کودک خويش دارد و آنجا که اين اندازه وابستگي روحي وجود ندارد چنين نيست. لذا همين مادر وقتي که فرزند شخصي ديگر را به همان بيماري مبتلا مي بيند، آنچنان گرفتار نمي شود و اگر بشنود يک کودکي به آن مرض گرفتار شده است، قدري از لحاظ روحي متاثر مي شود ولي خيلي زود اين تالّم روحي از بين مي رود و آن مساله زندگي عادي او را به هم نمي زند و فکرش را مشغول نمي سازد. در حالي که همين مادر نسبت به بيماري فرزند خودش هرگز چنين نيست و آسايش و راحتي او در آن هنگام از بين مي رود و تا وقتي کودکش بهبود نيافته است از فکر ناراحتي اش بيرون نمي رود.
اين مساله، مخصوص اطرافيان انسان که رابطه نَسَبي نزديک با او دارند، نمي باشد، بلکه نزديکي عاطفي و روحي مهم است. چه بسا کسي از لحاظ ارتباط نسبي رابطه نزديکي با انسان نداشته باشد، ولي چون وابستگي شديد روحي با او دارد، در سختي ها و گرفتاري هاي او، ناراحت و گرفتار مي شود.
با اين مقدمه مي توانيم به سراغ مقصود اصلي خود برويم. در بحث "انتظار فرج امام عصر عليه السلام" مهمترين عامل اين است که ببينيم غيبت آن حضرت چقدر انسان را گرفتار کرده است. اگر دوري از امام عليه السلام کسي را گرفتار کرده باشد، انتظار فرج براي او معنادار مي شود و هر چقدر اين گرفتاري شديدتر باشد، انتظار فرج شديدي تري خواهد داشت.
هر کس به تناسب ارتباط معرفتي و روحي خود با امام زمانش، مي تواند ميزان گرفتاري اش در غيبت ايشان را بسنجد. ممکن است کساني باشند که از غيبت امام خود، هيچگونه احساس گرفتاري نکنند و اصلاً برايشان مساله آنقدر مهم نباشد که ذرّه اي فکرشان را مشغول سازد و آنها را به فکر چاره اين درد بيندازد! آيا براي اين گونه افراد، انتظار فرج امام عصرعليه السلام مطرح مي شود؟!
همين افراد، اگر يک اسکناس هزارتوماني از جيب لباس يا کيف دستي آنها بدزدند، چه بسا ناراحت و نگران مي شوند و فکرشان مشغول مي شود که چه کار کنند، از چه کسي کمک بگيرند، دزد را چگونه پيدا کنند و ... اين نگراني و دل مشغولي حداقل دقايقي طول مي کشد، ولي آيا تاکنون دوري از امام زمان عليه السلام به همان اندازه آنها را گرفتار و مشغول کرده است؟! آيا براي چند لحظه فکر کرده اند که چه کاري از دست ايشان براي رفع اين گرفتاري بر مي آيد؟!
هر چيزي که براي انسان اهميت بيشتري داشته باشد، گرفتاري نسبت به آن برايش سخت تر است و فکر و قلب انسان را بيشتر به خودش مشغول مي سازد. تحمّل بعضي گرفتاري ها، آنچنان براي انسان مشکل مي شود که خواب و آسايش را از او مي گيرد و عيش و نوش زندگاني را برايش تلخ مي سازد.
شايد هرکس در زندگي خود کمابيش اين مساله را چشيده باشد و درگيري با آن را اين گونه تجربه نموده باشد. ولي جاي اين سوال وجود دارد که: درد دوري از امام عليه السلام چند درصد شيعيان را اين چنين گرفتار ساخته است؟ چند نفر هستند که در اين مصيبت، راحتي و آسايش خويش را- هر چند موقّت و محدود- از دست داده اند؟
براي کداميک از ما اتفاق افتاده که حتي براي چند دقيقه از درد فراق حضرت عليه السلام نتوانسته باشيم به خواب برويم؟ البته اين را نمي توان از همه انتظار داشت، ولي آيا هر يک از ما تاکنون فکر کرده ايم که چرا اماممان غايب شده اند و چرا اين مصيبت تاکنون بيش از 1163 سال طول کشيده است؟ براستي اين موضوع چقدر ما را به خود مشغول ساخته است؟
اگر متوجه شويم که خداي ناکرده به بيماري سرطان گرفتار شده ايم، ناگهان هم غم ها و غصه هاي عالم بر دلمان مي نشيند و به فکر فرو مي رويم که براي خلاصي از اين درد چه بايد بکنيم. ولي از وقتي شنيده ايم که امام زمان ما عليه السلام به امر خدا و خواست او از ما دور شده و غيبت کرده اند، چقدر غصه خورده ايم؟ چقدر انديشيده ايم که اين بلا از کجا به سرمان آمد و راه نجات و خلاصي از آن چيست؟
فرمايش امام باقرعليه السلام را شنيده ايم که فرمودند:
اِذا غَضـِبَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالي عَلي خَلقِهِ نـَحّـانا عَن جَـوار ِهِم.
هر وقت خداي تبارک و تعالي بر خلق خود غضب فرمايد، ما (امامان) را از کنار ايشان دور مي سازد.
معناي اين سخن آن است که دور ي از امام عليه السلام نتيجه غضب و ناخشنودي خداوند از مردم است. و اگر چنين است بايد بينديشيم که چرا به چنين تنبيهي گرفتار آمده ايم و براي رفع آن چه کاري از دست ما ساخته است.
بالای صفحه

از ولايت چه مي دانيد
قسمت صد وسي ام:
و نيز در نامه‏اى كه معاويه براى آن حضرت مى‏نويسد متذكر مى‏گردد كه تو اى على همان كسى هستى كه بعد از رحلت رسول خدا حتى چهل نفر ناصر و معين نداشتى، و وقتى كه پدرم ابو سفيان آمد با تو بيعت كند به او گفتى كه اگر چهل نفر معين و ناصر مى‏داشتم بر عليه مخالفان قيام مى‏نمودم.[303] لذا چون آن حضرت را تنها يافتند ناصران آن حضرت كه عبارت بودند از سلمان، ابوذر، مقداد، زبير، عمار بن ياسر، عباس بن عبد المطلب، ابى بن كعب، عتبة بن ابى لهب، براء بن عازب، سعد بن ابى وقاص، طلحة بن عبيد الله[304] و تمام بنى هاشم و بسيارى ديگر از مهاجرين و انصار در خانه فاطمه عليها السلام متحصن شدند و براى حفظ جان خود از گزند، جائى را بهتر از خانه دختر رسول خدا مامن نيافتند.ابو بكر عمر را براى احضار آنان براى بيعت فرستاد و گفت: فان ابوا فقاتلهم[305] "اگر نيامدند با آنها مقاتله و كارزار كن‏".
كيفيت بيعت گرفتن از امير المؤمنين عليه السلام به اجبار
عمر با جماعتى از اعوان خود آمد و در خانه فاطمه عليها السلام وارد شد.ابن ابى الحديد گويد:
ثم دخل عمر فقال لعلى: قم فبايع فتلكا و احتبس،[306] فاخذ بيده فقال: قم، فابى ان يقوم، فحمله و دفعه كما دفع الزبير حتى امسكهما خالد و ساقهما عمر و من معه سوقا عنيفا، و اجتمع الناس ينظرون و امتلات شوارع المدينة بالرجال، ورات فاطمة ما صنع عمر فصرخت و ولولت و اجتمع معها كثير من الهاشميات و غيرهن فخرجت الى باب حجرتها و نادت: يا ابابكر ما اسرع ما اغرتم على اهل بيت رسول الله، و الله لا اكلم عمر حتى القى الله.[307]
مى‏گويد: پس از آنكه در خانه فاطمه ريختند و شمشير زبير را از دستش گرفته و به سنگ زده و شكستند و او را گرفته و به ست‏خالد بن وليد و جماعتى كه با آنها آمده بودند تحويل دادند سپس عمر داخل شد و به على بن ابيطالب گفت: برخيز و بيعت كن، حضرت خوددارى فرموده و ابا و امتناع نمودند، عمر دست‏حضرت را گرفت و گفت: برخيز و بيعت كن، حضرت از برخاستن خوددارى نمود، عمر و ياران او همگى همانطور كه زبير را گرفته بودند على بن ابيطالب را گرفته و به شدت دفع نمودند، و خالد و عمر با جميع همراهانشان با وضع بسيار فظيع و فجيعى با شدت و غلظتى هر چه تمام‏تر آنها را به مسجد بردند، مردم نيز در تمام شوارع و كوچه‏هاى مدينه جمع شده و نگاه مى‏كردند.چون فاطمه اين عمليات خشن را از عمر ديد، ناله كرد، فرياد زد، ولوله نمود و به دنبال على از منزل به سوى مسجد خارج شد و جماعتى بسيار از زنان بنى هاشم با فاطمه به سوى مسجد رفتند.فاطمه آمد تا در حجره خود در مسجد ايستاد و چون نظرش بر ابو بكر افتاد گفت: اى ابو بكر چقدر زود از روى عصبيت جاهلى و نخوت و حميت نفسانى بر اهل بيت رسول خدا يورش برديد و تاختيد، سوگند به خدا كه ديگر من با عمر سخن نمى‏گويم تا آن كه خداى خود را ملاقات كنم‏".
بارى با اين وضع عجيب امير المؤمنين را به مسجد بردند و ريسمان بر گردنش افكنده كالجمل المخشوش او را براى تسليم و تبعيت از ابى بكر از منزل خارج كردند.
شاهد بر اين آن كه طلحة بن عبيد الله در زمان خلافت عثمان روزى كه امير المؤمنين در حضور جماعت‏بسيارى از مردم فضائل و مناقب خود را مى‏شمرد در جواب آن حضرت گفت: بنابر اين با اين فضائل و مناقب ما با ادعاى ابو بكر و عمر چه كنيم در روزى كه تو را ريسمان به گردن انداخته و براى بيعت‏به مسجد آوردند؟[308]
و ديگر نامه‏اى است كه معاويه به امير المؤمنين عليه السلام نوشته و در آن نوشته است كه تو همان مردى هستى كه مانند جمل مخشوش تو را براى بيعت‏با ابو بكر به مسجد آوردند.جمل به معناى شتر است و مخشوش شترى است كه استخوان بينى او را از عرض سوراخ نموده و در آن خشاش كه چوبى است قرار مى‏دهند و دو طرف آن چوب را طناب مى‏اندازند كه تا ديگر آن شتر سركشى نكند و رام شود.امير المؤمنين در نامه بسيار جالب و ديدنى كه محامد و محاسن خود و قبايح و سيئات معاويه را در آن گنجانيده است پاسخ نامه او را داده و نسبت‏به اين جمله، حضرت جواب داده است كه: درست، مرا با اين حال به مسجد بردند ولى تو مى‏خواهى مرا تعييب كنى و نفهميده‏اى كه اين تحسين من است كه براى عدم تحمل بار ظلم و ستم تا اين درجه ابا و امتناع نمودم.
و قلت انى كنت اقاد كما يقاد الجمل المخشوش حتى ابايع، و لعمر الله لقد اردت ان تذم فمدحت و ان تفضح فافتضحت، و ما على المسلم من غضاضة فى ان يكون مظلوما ما لم يكن شاكا فى دينه و لا مرتابا بيقينه و هذه حجتى الى غيرك قصدها و لكنى اطلقت لك منها بقدر ما سنح من ذكرها[309].
"و اما آنچه در نامه خود نوشته‏اى كه مرا مانند شترى كه چوب در استخوان بينى او نموده و او را مهار كرده باشند براى بيعت مى‏كشيدند سوگند به خدا كه خواستى مرا بدين سرگذشت مذمت و عيب كنى لكن نفهميده مرا ستايش نموده و تمجيد كرده‏اى، و خواستى مرا رسوا كنى و ندانسته خود را رسوا كرده‏اى (چون عدم بيعت من از روى اختيار، دليل بر بطلان آنهاست و تو كه خود را تابع آنها مى‏دانى بر بطلان خود و سيره خود اعتراف نموده و خود را رسوا كرده‏اى).بدان كه براى مؤمن هيچ نقص و خوارى نيست در اينكه مظلوم واقع شود مادامى كه از آن ستم شكى در دين او پيدا نشود و در يقين او ريب و شكى داخل نگردد (بلكه خوارى و مذلت‏براى ظالم است در دنيا به لعن و طعن و در آخرت به رسوائى جزا و عقوبت).و اين حجت و دليل من است‏براى غير تو از گروه ستمكاران، زيرا كه تو شايسته خطاب و اقامه برهان نيستى و ليكن من صورت آن دليل ‏و حجت را به مقدار مختصرى كه پيش آمد بيان كرده و راه گفتار را در آن آزاد گذاشتم‏".[310]
ادامه دارد...
پاورقي:
[303] نامه معاويه كه از جواب امير المؤمنين در "نهج البلاغه‏" ص 33 مكاتيب معلوم مى‏گردد.
[304] در كتاب "عبد الله بن سبا" طبع مصر ص 65 گويد: اين گروه از بيعت تخلف نموده و در خانه فاطمه متحصن شدند، فى "الرياض النضرة‏" 1/167 و "تاريخ الخميس‏" 1/188 و "ابن عبد ربه‏" 3/64 و "تاريخ ابى الفداء" 1/156 و "ابن شحنة‏" بهامش "الكامل‏" 112 و "جوهرى‏" حسب رواية ابن ابى الحديد ج 2 ص 130- 134 و "سيرة الحلبية‏" 3/394 و 397.
[305] "كنز العمال‏" ج 3/140.
[306] تلكا به معنى اينستكه كندى كرد و توقف نمود و نيز احتبس به معنى توقف و تانى است.
[307] "شرح نهج‏" ج 2 ص 19 و نيز درج 1 ص 134 اين داستان را آورده است.
[308] كتاب "سليم بن قيس‏" ص 117 و نيز در كتاب سليم ص 89 از سلمان فارسى نقل مى‏كند كه: نادى على عليه السلام قبل ان يبايع و الحبل فى عنقه: يا بن ام ان القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى، و عين اين عبارت را در "غاية المرام‏" ص 552 از كتاب سليم از سلمان نقل مى‏كند.
[309] "نهج البلاغه‏" ص 33، از مكاتيب نامه 28.
[310] ابن ابى الحديد در "شرح نهج البلاغه‏" ج 3 ص 455 الى ص 457 كه اين نامه را نقل كرده و در مقام شرح برآمده گويد كه: من از ابو جعفر نقيب يحيى بن زيد راجع به اين نامه سئوال كردم او گفت‏حضرت امير المؤمنين دو كاغذ در جواب دو كاغذ معاويه نوشتند.كاغذ اول را كه معاويه فرستاد در آن لفظ كالجمل المخشوش نيست‏بلكه در آن اين الفاظ هست: حسدت الخلفاء و بغيت عليهم، عرفنا ذلك من نظرك الشزر و قولك الهجر و تنفسك الصعداء و ابطائك عن الخلفاء.و اين نامه را به وسيله ابو مسلم خولانى به حضور امير المؤمنين فرستاده است.چون حضرت جواب او را نوشتند نامه ديگرى به وسيله ابو القاسم باهلى فرستاد و در آن اين لفظ كالجمل المخشوش موجود است. (ابو جعفر نامه معاويه را بر ابن ابى الحديد املا كرده و او نوشته است ص 456) و حضرت جواب اين نامه را همان طور كه در "نهج البلاغه‏" ملاحظه مى‏شود نوشته‏اند.ابو جعفر نقيب گويد كه: بسيارى از مردم از دو نامه معاويه اطلاع ندارند و گمان مى‏كنند كه فقط نامه‏اى را كه فرستاده است همان نامه اول است و اشتباها لفظ كالجمل المخشوش را در آن گذارده‏اند و اين اشتباه است.و علامه امينى در ج 7 ص 78 از "الغدير" در پاورقى مى‏گويد كه: اين جمله (كالجمل المخشوش) را در "العقد الفريد" "ص 285، "صبح الاعشى‏" ج 1 ص 228، "شرح ابن ابى الحديد" ج 3 ص 407 آورده‏اند.