همايش "تغذيه از نگاه قرآن كريم" در مياندوآب برگزار ميشود
همايش "تغذيه از نگاه قرآن كريم" هفته دوم آذرماه سال جاري در مياندوآب برگزار ميشود.
"دولت فرهادي" مدير مؤسسه جامعةالقرآن و عترت مياندوآب گفت: اين همايش استاني هفته دوم آذرماه سال جاري با حضور جمعي از پزشكان، دانشجويان، استادان دانشگاه و خانوادهها برگزار ميشود.
وي تصريح كرد: " ايرج خداداي" از پژوهشگران حوزه علوم قرآني در اين همايش دو روزه به سخنراني پرداخته و درباره آيات قرآني كه به تغذيه و علاج دردها ميپردازد، مطالبي بيان ميكند.
فرهادي تصريح كرد: وي همچنين در اين همايش به درمان 120 بيماري حاد و درمان آن توسط آيات قرآني اشاره ميكند.
اين فعال قرآني يادآور شد: در هفته اول اعلام فراخوان ثبتنام اين همايش كه از اول آبانماه آغاز شده 800 نفر از اقشار مختلف ثبتنام كردهاند.
وي در پايان اظهار كرد: در برگزاري اين همايش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي مياندوآب، اداره تبليغات اسلام، دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه پيام نور مياندوآب، دفتر خبري صداو سيما، ادارهكل اوقاف و امور خيريه استان، دارالقرآن امام حسين(ع)، سازمان ملي جوانان استان، دانشگاه آزاد و مهدقرآنها و دارالقرآنهاي شهرهاي مختلف استان از جمله نقده، تكاب، چالدران و... مشاركت داشتهاند.
در دومين نمايشگاه رسانههاي ديجيتال صورت گرفت
ارائه بيش از 30 نرمافزار ديني و فرهنگي توسط موسسه فرهنگي هنري "رسائل"
مدير عامل موسسه فرهنگي هنري رسائل از حضور اين موسسه در دومين نمايشگاه ملي رسانههاي ديجيتال و ارائه 30 محصول ديني به كاربران خبر داد.
"نعماني" مديرعامل موسسه فرهنگي هنري "رسائل" با بيان اين مطلب در تشريح فعاليتهاي اين موسسه گفت: اين مركز هفت سال است كه تاسيس شده و با هدف ارتقاي كيفي و كمي توليداتي همچون سرود و مداحي ويژه ائمه(ع) بدون استفاده از موسيقي فعاليت ميكند.
وي افزود: ويژگي برتر اين سرودها و مداحيها نبود عنصر موسيقي است و ما از افكتهاي صوتي رايانهاي براي ويرايش سرودها استفاده كرده و از فرمت audio بهره گرفتهايم.
نعماني تاكيد كرد: وجه تمايز ما با ديگر موسسات در گزينش اشعار و احياي اشعار قديمي است، اما به اشعاري كه توسط برخي مداحان بر وزن آهنگهاي جديد خوانده ميشود اعتنايي نميكنيم.
مديرعامل موسسه فرهنگي هنري رسائل تصريح كرد: تاكنون اين موسسه پنج محصول براي كودكان و 30 محصول براي بزرگسالان توليد و توزيع كرده است.
وي موضوع محصولات اين موسسه را مناسبتهاي ديني دانست و به عنوان نمونه از موضوعاتي همچون نيمه شعبان، غديريه، فاطميه، رجب، ولادت پيامبر(ص) و ... نام برد.
نعماني همچنين از توزيع انحصاري دو نرمافزار قرآني با نامهاي "بركه" و "نرگس" خبر داد و گفت: "بركه" نرمافزاري است كه شامل متن خطبه غدير بهصورت فارسي و عربي با دو گويش فارسي و عربي است، از موضوعات ديگر بركه ميتوان صحنه غدير(ترسيمي از مراسم سه روزه در غدير خم)، بر آستانه غدير (پاسخگويي به چند سوال در موضوع غدير)، كتابشناسي غدير(آشنايي با زندهياد علامه اميني)، نواي غدير(مديحه، سرود و قصه)، اشعار غدير با گويش سيد مصطفي گرمارودي، ارزش و آداب روز غدير در سخن معصومان را نام برد.
نرمافزار نرگس مجموعهاي شامل بخشهاي سراي نور(گزيده آيات قرآن)، سراي تلاش (اجراي مسابقه)، سراي هنر، سراي كاوش (سرود و نغمه) و سراي كودك(قصهگويي) است.
نعماني در پايان از نبود كپيرايت اظهار نارضايتي كرد و از وبلاگها و وبسايتهايي كه نواها و مداحيهاي اين موسسه را در پايگاههاي اينترنتي خود براي دانلود گذاشتهاند خواست كه به اصول كپيرايت پايبند باشند.
تاريخچه علوم قرآني
قسمت دوم
تـقـسيمهاى زبان شناختى و سبك شناسى همانگونه كه در آغاز اشاره شد, اهل بيت(ع) بـراى شـنـاخـت و فهم قرآن به گونه هاى كلى موضوعات, هدفهاى هدايتى قرآن, مسائل زبـان شـناختى عام (كه هم در قرآن هست و هم در غير قرآن) و مسائل مربوط به سبك ويژه قرآنى اشاره داشته اند.
تـوجـه به اين تقسيم بنديها و عناوين مطرر شده در مكتب اهل بيت(ع) و مقايسه آن بـا آنچه كه بعدها به نام ((علوم قرآن)) گسترش يافت, به ما نشان مى دهد كه ريشه مـبـاحث علوم قرآن در گفتار اهل بيت پيامبر(ص) است. آنان كه علومشان از تعاليم وحى و آموزش محمدى سر چشمه گرفته است.
در تـفـسير نعمانى(كه رساله اى است مستقل, و تمامى آن در جلد 93 بحارالانوار نقل شـده است) از امام صادق(ع) اين روايت آمده است: ((شيعيان على(ع) از آن حضرت در بـاره گـونـه هـاى آيـات قـرآن سوال كردند آن حضرت در پاسخ فرمود: خداى تبارك و تـعـالـى قـرآن را به هفت گونه فرستاده است كه هر كدام از آن گونه ها داروى درد اسـت و بـسـنـده (بـراى سعادت بشر) آن هفت قسم عبارتند از: 1. امر, 2. نهى, 3.ترغيب, 4. ترهيب (ترساندن و انذار), 5. جدل, 6.مثل, 7.قصص.
و در قـرآن ناسخ و منسوخ, محكم و متشابه, خاص و عام, مقدم و موخر,عزائم(فرائض) و رخص(مـباحها), حلال و حرام, فرائض و احكام,منقطعى كه معطوف است,منقطعى كه معطوف نيست و حرفى كه به جاى حرفى ديگر قرار گرفته است, وجود دارد.
برخى از قسمتهاى قرآن, لفظش خاص است ومعنايش عام و برخى ديگر كه لفظش عام و احـتـمـال عـموميت دارد. برخى از قسمتها لفظش واحد و معنايش جمع است و در قرآن نـاسـخ و مـنـسـوخ, مـحـكـم و مـتشابه,خاص و عام, مقدم و موخر, عزائم(فرايض) و رخـص(مـباحها), حلال و حرام, فرائض و احكام, منقطعى كه معطوف است, منقطعى كه معطوف نيست و حرفى كه به جاى حرفى ديگر قرار گرفته است, وجود دارد.
برخى ازقسمتهاى قرآن, لفظش خاص است, ومعنايش عام و برخى ديگر كه لفظش عام و احتمال عموميت دارد. برخى از قسمتها لفظش واحد و معنايش جمع است و برخى ديگر لفظش جمع و معنايش واحد. برخى از قسمتها لفظش ماضى است و معنايش آينده, برخى از قسمتها لفظش خبر است, ولى معنايش نظر به قومى ديگر دارد.
بـرخـى از قـسمتها به حال خود باقى اند, ولى از جهتى كه داشته برگردانده شده اند (تفسـير يـا جهت تفسيرى آنها عوض شده) و برخى از قسمتهاى آن, معنايش بر خلاف تـنـزيـلـش هست و برخى ديگر تاويلش در همان تنزيلش است, برخى از قسمتها تاويلش قبل از تنزيلش و برخى ديگر بعد از تنزيلش.
بـرخى از قسمتها به گونه اى هستند كه قسمتى از آيه در يك سوره, و قسمتى ديگر از آن در سـوره اى ديـگـر قرار گرفته است. در برخى از قسمتها, آياتى وجود دارند كه نـصـف آنـها منسوخ و نصف ديگر به حال باقى اند. آياتى را مى توان شاهد بود كه از نـظـر لفظ متفاوت, ولى از نظر معنا به يك جهت نظر دارند و نيز آياتى را مى توان يافت كه الفاظى هعمانند و معنا و نظرگاهى متفاوت دارند.
آيـاتـى كـه در آنها رخصتى بعد از وجوب است چه اين كه خداوند عزوجل, دوست دارد اجـازه هـا و رخصتهايش همان گونه مورد عمل قرار گيرند كه واجباتش مورد عمل قرار مـى گـيـرنـد. در برخى از قسمتهاى قرآن رهنمودهايى است كه مردمان در به كارگيرى آنها مختارند, اگر خواستند انجام مى دهند و اگر نخواستند, ترك مى كنند.
در بـرخـى از قـسـمتها, آياتى وجود دارند كه ظاهر آنها بر خلاف باطنشان است, در هـنگام تقيه به ظاهر آن عمل مى شود و نه به باطن آنها. برخى از آيات قرآن, خطاب بـه قـومـى خاص دارند, ولى مضمون و معناى آنها براى ديگران است. برخى از آيات, بـه پـيـامـبر(ص) خطاب دارند, ولى در حقيقت نظر به امت آن حضرت دارند, برخى از قـسـمتها به گونه اى است كه تحريم آنها جز با تحليلشان شناخته نمى شود و برخى از قـسـمتها تاليف و تنزيلشان بر غير معنايى است كه در آن نازل شده اند...)) پس از ايـن, امام(ع)مسائلى را در تقسيم بندى موضوعى مطرر مى فرمايند كه در خور توجه و ژرف نگريند.
در آغـاز هـمـان كتاب امام صادق(ع) روايت شده است: ((خداى متعال محمد(ص) را به پـيـامـبرى بر انگيخت و او را خاتم انبيا... قرار داد, بنابر اين پيامبرى بعد از او نـخـواهـد بـود, و بر آن حضرت كتابى فرو فرستاد و آن را ختم كتابهاى آسمانى قـرار داد و از ايـن رو بعد از آن كتابى نازل نخواهد شد. خداوند در آن چيزهايى را حـلال و چيزهايى را حرام كرده است, پس حلال آن تا روز قيامت حلال و حرام آن تا روز قيامت حرام است. شريعت شما و اخبار گذشتگان و آيندگان در آن است.
پيامبر(ص) آن را به عنوان دانشى در ميان اوصياى خويش قرار داد. اوصياى پيامبر, شـاهـدان بـر اهل تمام عصرهايند(اما مردم) از آنان روى گرداندند و ايشان را به قـتـل رساندند و از ديگران پيروى كردند و در پيروى ديگران اخلاص نشان دادند, تا جـايـى كـه هـر كـس اعتقاد خود را به ولايت ((اوليا... امر)) آشكار كرد, اينان به دشـمـنى با وى برخاستند, به طلب دانش از غير اوصيا پيامبر(ص) پرداختند. خداوند مـى فـرمـايـد: ((و نـسـوا حظا مما ذكروا به و لا تزال تطلع على خائنه منهم...)) مـائده/ 13 و بـخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود, فراموش كردند و هر زمان از خيانتى (تازه) از آنها آگاه شوى.
و ايـن بـدان سـبب است كه آنان قسمتى از قرآن را با قسمتى ديگر رد كرده اند, به مـنـسـوخ احتجاج كرده اند, به پندار اين كه ناسخ است, به متشابه احتجاج كرده اند بـه ايـن اعتقاد كه محكم است, به خاص تمسك كرده اند و گمان كرده اند كه عام است, بـه اول آيـه احـتـجاج كرده اند, ولى سبب تاويل آن را فرو گذاشته اند, به مطلع و خـتـام سـخن توجه نكرده اند, به موارد و مصادر سخن نينديشيده اند, زيرا آن را از اهلش فرا نگرفته اند, در نتيجه گمراه شده و گمراه كرده اند.
خـدا شـما را بيامرزد, بدانيد كه هر كس در كتاب خدا, ناسخ را از منسوخ, خاص را از عـام, مـحـكـم را از متشابه, رخص (مباحات) را از عزائم (واجبات), مكى را از مـدنـى, اسـباب نزول, مبهمات قرآن در الفاظ مقطعه و غير مقطعه, مطالب مربوط به قـضـا و قدر, تقديم و تاخير, مبين و عميق, و ظاهر و باطن, ابتدا و انتها, سوال و جـواب, قـطـع و وصل, مستثنى را از غير مستثنى, و صفت ما قبل را كه در ما بعد جـارى اسـت, مـوكـد, مـوصـول را از محمول بر ما قبل و ما بعدش نشناسد و امتياز نـدهـد, آگـاه بـه قـرآن نـيـست, و اهل قرآن به شمار نمى رود. هر گاه فردى بدون آشـنـايـى بـا ايـن امـور ادعاى فهم قرآن كند دروغ گو و مفترى است كه بر خدا و پـيـامبرش(ص) به دروغ افترا مى بندد, جايگاه او جهنم است, كه بد جايگاهى است.)) 3. ((عـن سـلـيـم بـن قيس عن امير المومنين(ع) قال: كنت اذا سالت رسول الله(ص) اجـابـنى و ان فنيت مسائلى ابتدانى, فما نزلت عليه آيه فى ليل و لانهار و لاسما... و لا ارض و لا دنـيـا و لاآخره و لا جنه و لانار, و لا سهل و لا جبل و لاضيا... و لا ظلمه الا اقـرانـيها و املاها على و كتبتها بيدى, و علمنى تاويلها و تفسيرها و محكمها و مـتـشـابـهـهـا و خاصها و عامها, و كيف نزلت و اين نزلت و فيمن نزلت الى يوم الـقـيـامـه دعا الله لى ان يعطينى فهما و حفظا فما نسيت آيه من كتاب الله و لا عـلـى مـن انزلت الا املاه على.)) سليم بن قيس از امير مومنان على(ع) روايت كرده اسـت: مـن, هر گاه چيزى را از حضرت رسول(ع) مى پرسيدم, پاسخم را مى داد و اگر من مى پرسيدم آن حضرت خود آغاز به سخن مى كرد. هيچ آيه اى بر آن حضرت نازل نشد, در شـب و يا در روز, در آسمان يا در زمين, در باره دنيا و آخرت, بهشت يا جهنم, در دشـت يـا در كـوه, در تـاريـكى يا روشنايى, مگر اين كه آن آيه را براى من تلاوت فرموده و آن را براى من املا كرده و من آن را با دست خود نوشته ام.
ادامه دارد....