حجت الاسلام والمسلمين سيد حسن خميني:
آيت الله خاتمي دين را براي تعالي جامعه مي خواست
سيد حسن خميني گفت:آيت الله خاتمي مبارزه را در اوج مبارزه مي فهميد.روشنفکر بود ومنطبق نياز زمان سخن مي گفت.انديشمندي ديني بود ودينداري را براي تعالي جامعه مي خواست.
به گزارش اعتدال به نقل از واحد خبر جماران، حجت السلام والمسلمين سيد حسن خميني که صبح پنجشنبه (30)آبان در مجمع بزرگداشت بيستمين سالياد آيت الله خاتمي دراردکان سخن مي گفت، به تشريح عوامل فرازوفرود اقبال مردم به روحانيت در پرداخت واظهار داشت:شناسايي دلايل توفيق روحانيت در جامعه وعوامل خدشه دار وجهه آنها، يک ضرورت است چرا که تزلزل در دينداري است.
يادگار امام راحل دوري از منيت وروي آوردن به اخلاق را نخستين شرط توفيق روحاني در جامعه عنوان كرد وگفت:شرط اساسي توفيق سخن وتبليغ اين است كخ مردم احساس كنند سخني كه ميشنوند داراي نفع وفائده به حال آنها است.
وي تشريح كرد: اينكه پيامبران در زندگي خود به مردم ميگويند:"ما اجرا نميخواهيم" براي اين است كه مخاطب مطمئن باشد در سخن مبلغ نفعي براي خود مبلغ نيست.
سيد حسن خميني در ادامه از عدم تناسب بين علت غايي و علت فاعلي در متون درسي حوزه علميه به عنوان يك مشكله جدي ياد كرد واظهار داشت :غايت طلبگي، حضور در ميان مردم وهدايت آنها به دين است. در حاليكه بستر اين غايت در متون درسي حوزه فراهم نيست.
وي تاكيد كرد:درسهايي كه طلبه ها ياد ميگيرند براي توفيق يك روحاني در جامعه كافي نيست آنچه مردم را به سوي دين خدا فرا ميخواند اخلاق طلبه است در حاليكه آنچه در حوزه ياد گرفته است، فقه واصول است.
يادگار امام ادامه داد:امام قبل از تدريس فقه واصول ، معلم اخلاق بود.شناخت اهميت اخلاق در انديشه امام، نقطه بزنگاه حضور روحانيت در جامعه است.
حجت السلام والمسلمين سيد حسن خميني با بيان اينكه روحانيت نبايد براي تبليغ دين هيچ انتظاري از مخاطبان خود داشته باشد.گفت:تفاوت پيامبران وفيلسوفان در اين است كه دانايان جامعه بودند كه دانائيشان آميخته به دلسوزي بود.
يادگار امام بنيانگذار نظام مقدس اسلامي در ادامه اظهار داشت:اگر جامعه در سيماي يك انسان ،اخلاق پيامبري ببيند. تابع مي شود..راه مي افتد وحرکت مي کند.
سيدحسن خميني با بيان اينکه روحانيت بايد پاسخگوي نياز جامعه خود باشد ،به تعريف روشنفکر پرداخت وگفت:روشنفکر آن کسي نيست که الزاما حرف نو مي زند روشنفکر کسي هست که نياز نوين جامعه خود را ميفهمد وپيرامون آن حرف مي زند.
وي دومين شرط توفيق روحانيت را شناخت نياز روز دانست واظهار داشت:متاسفانه بخشي از روحانيون پيرامون درد روز وبا ادبيات روز سخننمي گويند.
يادگار رهبر کير انقلاب اسلامي خاطر نشان ساخت:تمايز امام با اقران خود در فقيه ،فيلسوف، عارف، وسياستمدار بودن ايشان نبود، تمايز در اين بود که نگاه امام به دين وبرداشت وي از اسلام کاريکاتوري نبود.
وي با بيان اينکه در جامعه کنوني بسياري از مسلملنان ،اسلام کاريکاتوري دارند،خاطر نشان ساخت:باورهاي ما با دين الهي تناسب ندارد.گناهاني که هستند کم اهميت تلقي مي شوند.دروغ،غيبت وتهمت امري عادي شده است.
سيد حسن خميني تطابق گفتار وکردار روحانيت با نياز روز رارمز موفقيت اين طبقه در دها هاي چهل وپنجاه دانست وخاطرنشان ساخت:پيش از انقلاب روحانيت گفتار خود مطابق خواسته هاي جامعه ونياز مردم تنظيم کرد وپيشتاز مسائل سياسي واجتماعي جامعه خود شد.
آن روز مردم با ظلم مبارزه مي کردند. همراهي روحانيت باعث گرايش آنان به دين شد.
يادگار امام در ادامه به تشريح دلايل توفيق آيت الله خاتمي پرداخت واظهار داشت:شرط نخست توفيق آيت الله خاتمي پا بر نفس گذاشتن،خود نديدي وپايبندي به مباني اخلاقي بود.
وي ادامه داد:آيت الله خاتمي گرفتار مسائل عادي نبود که امروز ما ر دور خود تنيده ايم. زاد انديشي ودوري از حمود شرط دوم موفقيت ايشان بود. سيد حسن خميني در پايان با اشاره به پيام تسليت رهبر کبير انقلاب به مناسبت رحلت آيت الله خاتمي ، اين پيام را عجيب وحاوي نکات ارزنده زيادي دانست وگفت:آيت الله خاتمي مبارزه را دراوج مبارزه مي فهميد.روشنفکر بود ومطابق نياز زمان سخن مي گفت.انديشمندي ديني بود که دينداري مي کرد در راستاي تعالي جامعه بود.
يادگار امام راحل پنجشنبه شب نيز در مراسم يادبود آيت الله خاتمي در مصلاي اردکان در اجتماع پرشور مردم اين شهر گفت:بزرگداشت آيت الله خاتمي اگر چه تذکار اين عالم بزرگ است اما از آنچه آن بزرگوار به اين بزرگداشت نيازمند باشد جامعه به اين تذکارها نياز دارد.
همانطور که عزاداري سيد الشهدا نه نياز ابا عبد الله که نياز هميشگي ما است.
يادگار امام افزود:جامعه ما محتاج اين است که مردم در مناسبتها مختلف دور هم جمع شوند وبه ياد فضيلتهاي گذشتگان سخن بگويند وسخن بشنوند.وي اظهار داشت: اگر سنت تعظيم شعائر نبود امروز بسياري از معارف به دست ما نمي رسيد. بايد ياد آيت اله خاتمي به عنوان يک ضرورت براي امروز وفرداي جامعه مطرح شود. يادگار امام راحل با بيان اينکه اردکان در ذهن ها تداعي گر عبادت،صفا، وصميميت است، گفت:آيت الله خاتمي يک روحاني ويک شخصيت ديندار بود قبل از هر چيز ياد ونام اين بزرگوار نور ايمان، معنويت، جوهره دينداري ، خداباوري وخداترسي را دردلها زنده مي کند.
گفتني است ، مجمع بزرگداشت بيستمين سالياد آيت الله خاتمي ، 30آبان با حضور شخصيت هاي مطرحي از سراسر کشور وبا سخنراني آيت الله مصطفي محقق داماد، آيت الله موسوي بجنوردي، حجت السلام والمسلمين سيد حسن خميني ، حجت السلام والمسلمين سيد محمد خاتمي ، دکتر داوري اردکاني وحجت السلام والمسلمين فاضل ميبدي برگزار شد.
مس عملمان را چگونه طلا کنيم؟!
اين حديث در اصول كافى است كه بعضى از ملائكه عابدى را در دامنه كوهسارى مىديدند كه آنى از عبادت فارغ نيست. بعد آن ملائكه يا آن ملك بر غيب اين شخص-يعنى بر آنچه كه ما مىگوييم نامه عمل، بر باطنش، بر حقيقت كارش، بر جزا و پاداش او-اطلاع پيدا كرد، ديد او جزا و پاداش بسيار اندكى دارد، و تعجب كرد، آدمى كه جز عبادت كارى ندارد چرا اينقدر پاداشش كم است؟! از خداى متعال سؤال كرد:خدايا اين عابد چرا اينقدر پاداشش كم است؟ به او وحى رسيد كه برو او را امتحان كن، به اينكه به صورت يك انسان مجسم شو، مدتى پيش او باش تا از نزديك او را بشناسى، آنوقت ما جوابت را مىدهيم.او به صورت يك انسان در آمد و رفت در نزديكى او، او هم شروع كرد به عبادت كردن.مدتى با او هم شكلى كرد تا كم كم با او انس گرفت و توانست باب سخن را با او باز كند.يك وقت اين ملك رو كرد به اين عابد، نگاه كرد به آن دره و آن دشت كه خيلى سبز و خرم بود و سبزه زيادى داشت و گفت:عجب جاى با صفايى است، چه جاى خوبى است براى عبادت!عابد جواب داد: بله، چه جاى خوبى است، ولى يك غصه هميشه در دل من هست و از اين غصه خيلى ناراحتم.گفت:چه غصهاى دارى؟ گفت: اى كاش اين خداى ما يك الاغ سوارى مىداشت، مىفرستاد اينجا، ما برايش مىچرانديم. فرشته فهميد اين، معرفت در كارش نيست.
عمل بى معرفت ارزشى ندارد ليبلوكم ايكم احسن عملا .آدمى كه خدايى را عبادت مىكند كه درباره آن خدا فرض مىكند كه يك الاغ داشته باشد(مثل آنهايى كه مىگفتند:خداوند هر شب جمعه از آسمان برين به آسمان دنيا پايين مىآيد و از آسمان دنيا روى زمين مىآيد،و بودهاند افرادى كه مىرفتند روى پشت بامشان يك مقدار جو مىريختند كه اگر الاغ خدا روى پشت بام آنها آمد بى جو نماند و يك مقدار جو بخورد)چنين آدمى تمام عمر زحمت بكشد و جان بكند،چه ارزشى و چه اثرى دارد؟
******* معرفت، ارزش عمل را بالا مىبرد
پس يكى از چيزهايى كه ارزش عمل را از نظر كيفيت بالا مىبرد معرفت است.چرا در باب زيارات اينقدر آمده است كه مثلا"من زار الحسين عليه السلام عارفا بحقه..."هر كسى كه امام را زيارت كند به شرط اينكه او را بشناسد چنين و چنان است؟ زيرا اساس شناخت است.
اينكه بعضى از اشخاص شبهه مىكنند كه يك قطره اشك براى امام حسين مگر مىتواند اينقدر ارزش داشته باشد، پاسخ اين است كه گاهى ممكن است انسان آنقدر براى امام حسين بگريد كه اگر اشك همه عمر را جمع كنند يك استخر بشود و هيچ ارزشى هم نداشته باشد. ولى يك انسان ممكن است به اندازه يك بال مگس براى امام حسين اشك بريزد كه ارزشش از آن استخر اشك ديگرى خيلى بيشتر باشد. بنابراين يكى از چيزهايى كه عمل انسان را احسن مىكند، يعنى درجه عمل را بالا مىبرد و اصوب مىكند، صواب (1) عمل را بيشتر مىكند، حقانيت عمل را بيشتر مىكند معرفتخداوند است،و همان معرفت است كه به دنبال خودش هيبت و خشيت و احساس عظمت مىآورد. درباره پيغمبر اكرم و ائمه اطهار چقدر زياد رسيده است كه وقتى براى نماز آماده مىشدند[منقلب مىشدند.]
امام مجتبى عليه السلام تا مىخواست براى وضو گرفتن آماده شود، رنگ در چهرهاش باقى نمىماند."يابن رسول الله"چرا؟ مىدانى به حضور چه عظيمى دارم مىروم؟ يعنى شما انسانها اگر بخواهيد به حضور يك صاحب قدرتى، صاحب سلطهاى، پادشاهى برويد چطور خودتان را جمع و جور مىكنيد، من مىخواهم به حضور يك چنين ذاتى حاضر شوم. اين، حد و درجه معرفت را نشان مىدهد. دو ركعت نمازى كه با چنين حضورى خوانده شود بيشتر است از ميلياردها نماز ديگرى كه ديگران بخوانند.
******منبع:
آشنايى با قرآن جلد 8، استاد مرتضى مطهرى