دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۳۶
 
۱۲ گوناگون  
 
شماره قبل
به مناسبت سالگرد ارتحال بلال ایران
رقص آسمان در حنجره موذن
سال 1329 بود كه حاج شيخ كريم (پدر صاحب اذان معروف) به رحمت خدا رفت. رحيم 25 سال بيشتر نداشت و در مسجد امام اذان مي گفت. جعفر، فرزند ارشد حاج رحيم مي گويد: آن موقع مسجدها بلندگو نداشتند و پدرم بدون بلندگو مي رفتند و اذان مي گفتند، صداي رسايي داشت. پدر كه مرد، از رحيم خواسته شد به مسجد ارك رفته و جاي پدر را پر كند. اي كاش حاج رحيم مي توانست خودش داستان اذان معروفش را باز هم براي ما تعريف كند، مثل گذشته.
صبح و ظهر و عصر و شب در مسجد و اماكن مذهبي هر روز اذان مي خوانديم،  تا اينكه يك شب كه پدرم در خيابان ايران اردبيل ساكن شد. او عادت داشت هر كجا كه ميهماني هم برود صبح پشت بام رفته و اذان بگويد، صبح آن روزي كه پدرم اذان گفت: امام جمعه اردبيل گفته بود كه من يك صداي ملكوتي مي شنوم، ببينيد اين صدا از كجا مي آيد. آنها همه خانه ها را گشته بودند تا اينكه صاحب خانه ما گفته بود شيخ عبدالكريم اردبيلي اينجا آمده و اوست كه اذان گفته است. ما را خواستند و آوردند در مسجد و در داخل مسجد به ما دو تا اتاق دادند. مرحوم پدرم سال 1322 براي نخستين بار اذان را در راديو گفت و همين طور تا 1326 كه برنامه سحري را به صورت زنده اجرا مي كرد. در سال 1329سكته كرد و من قبول كردم جاي او اذان بگويم تا الا ن كه با اين سن و سال هنوز مشغولم.
جعفر تاكيد مي كند: موقع ظهر كه مي خواستند از راديو اذان پخش كنند، پدر توي مسجد ارك اذان مي گفت و از راديو پخش مي شد.
از همان زمان بود كه فاميل پدرم هم تغيير كرد. فاميل پدرم موذن است اما وقتي شيخ كريم مي ميرد و پدرم به جايش اذان مي گويد، مجريان راديو ايران، زاده اردبيلي را به فاميل پدرم اضافه مي كنند تا به خوانندگان بگويند او پسر شيخ  كريم است.
حاج رحيم مي خواهد چيزي بگويد. نزديك مي رويم براي شنيدن صدايش. بايد گوشت را تا نزديك لب هايش ببري. آرام و بريده بريده: هر روز تلفن مي زنند و مي گويند كه اين اذان خيلي زيبا گفته شده است، مي دانيد چرا؟ من جوابتان را مي دهم براي اينكه باطن (اشاره به قلب) خوشگل است، براي اينكه اين اذان را با دهن روزه پر كردم تا قربه الي الله باشد. اين يك كار مادي نبود، بلكه معنوي بود. حاج رحيم به سختي ادامه مي دهد.
واعظ تهراني در جايي گفته بود اذان همه قبول باشد، اذان است، اما اين اذان موذن زاده آدم را وادار مي كند كه به مسجد بيايد.من اذانم را در 5 دقيقه و در دستگاه بيات گفتم. اكثر اذان ها 10دقيقه كمتر نيست.
حاجي گمان مي كند مي گويم برايم اذان بگو. به آرامي اذان را در گوشم نجوا مي كند. به همان زيبايي اما بي صدا، شايد اين اولين و آخرين باري باشد كه اذان حاج رحيم را از زبان خودش مي شنويم
جعفر مي گويد: اذان گفتن در خانواده ما موروثي است. 150 سال است كه خانواده ما اذان مي گويند. حتي زماني كه در اردبيل آن موقع ها شناسنامه مي دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگي انتخاب مي كردند. به پدربزرگم هم گفته بودند تو چيكاره‌اي؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگي شما موذن است.
حاج رحيم آب گلويش را فرو مي دهد: پارسال در عرفات هم خواندم، با لباس احرام. دوست دارم امثال من زياد باشند. از دبي هم دعوت كردند، گفتم حال ندارم. آقاي ... مجري تلويزيون گفت ضرر كردي، قرار بود يك ماشين بدهند به شما. مي خندد، آرام و به پنجره اتاق خيره مي شود؛ به نوري كه به داخل اتاق تابيده.
و پسرش ادامه مي‌دهد: پدرم بابت اذاني كه خوانده يك ريال از كسي پول نگرفته. همه عمرش را قرآن خوانده و مطالعه كرده است. الا ن در آمريكا، آلمان و اكثر كشورهاي اسلا مي اذان پدرم را پخش مي كنند. انگار حاج رحيم باز هم مي خواهد چيزي بگويد. دوباره نزديك مي شويم، اما آنقدر صدايش آرام و كلمات بريده است كه متوجه نمي شويم. جعفر سعي مي كند كلمات را به هم بچسباند: شجريان گفته رحيم در 5 دقيقه دستگاه بيات را گفته است.
پدرم و سليم عمويم، دستگاه موسيقي را كاملا  مي دانند. بيات ترك و ماهور را بلدند و سه گاه را. پدر در مكتب حاج ابراهيم طلبگي مي كردند و قرآن ميخواندند.
جعفر از دوران نوجواني اش مي گويد: پدر خروس ها را نشان مي داده و مي گفته: خروس خانه ما صدايش با خروس خانه همسايه فرق مي كند، خوب گوش كن.
هنوز از مسوولا ن سياسي يا فرهنگي كشور كسي به عيادت حاج رحيم نيامده است.
حاج آقا كروبي مي خواست بيايد كه گفتم نه.
به خاطر انتخابات؟
نه، پدر در كما بود، گفتيم نيايند.
مي گويد: يكي از مسوولا ن هم قول داده بود پدر و مادرم را بفرستد كربلا ، اما نفرستادند. اولين و آخرين باري كه حاج رحيم به كربلا  رفت دهه 50 بود.
جلو مي روم نزديك حاج رحيم، توي گوشش مي گويم: دوست داري دوباره بروي كربلا ؟ مگر كسي هست كه بگويد دوست ندارم.
حاجي اذان خودش را خيلي دوست دارد، مخصوصا عليا  ولي  الله و حي علي خيرالعمل را. اين دو جمله سخت ترين و زيباترين بخش اذان من است. يك روز تصميم گرفتم تا يك اذان يادگاري را بگويم. در استوديوي 6 صدا و سيما هر گوشه اي انداختم نشد تا اينكه آن را در روح الا رواح آواز بيات ترك به اين شكل كه بيش از 50 سال پخش مي شود گفتم.الا ن 50 سال است كه كسي نتوانسته روي اين اذان من اذان بگويد حتي برادرم سليم كه آن صداي گيرا و زيبا را دارد.
20 سال پيش مي خواستم يك اذان ديگر به مدت 15 دقيقه كه در وسط آن دعا است را پر كنم اما نگذاشتند و گفتند كه اذان شش دقيقه بيشتر نمي شود.
مي‌پرسم :  با توجه به اشراف پدر به موسيقي، نظرشان در مورد كارهاي (ودود) پسرعمويتان كه پاپ مي خواند، چيست؟
اولش مخالف بود، بعد كه قانع شدند اين نوع خواندن هنري است و مورد قبول نظام است، پذيرفتند. حاجي از ميان شعرا شعرهاي مرحوم حسين منزوي و استاد شهريار را دوست دارد، به خصوص حيدرباباي سلا م شهريار را. حيدربابا دنيا يالا ن دنيادي نوح دان سليمانان قالا ن دنيادي..
نوارهاي سليم را هم گوش مي كنند؟ پدر عاشق سليم است و سليم مرده و كشته پدر است. هميشه نوارهايش راگوش مي كند.
پدرش، شيخ عبدالکريم موذن بود
رحيم موذن زاده در سال 1304 در استان اردبيل به دنيا آمد. پدرش، شيخ عبدالکريم موذن بود و زماني که در مسجد امام تهران اذان مي خواند، صدايش به طور زنده از راديو پخش مي شد.
صداي رحيم موذن زاده، پس از مرگ پدرش در سال 1329 در راديو جايگزين صداي او شد.
اذان معروف موذن زاده که در گوشه روح الارواح در آواز بيات ترک خوانده شده، نخستين بار در سال 1334 از راديو پخش شد.
موذن زاده خود در گفتگويي به خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا گفت بود: " يک روزي تصميم گرفتم تا يک اذان يادگاري را بگويم. در استوديوي ‌6 صدا و سيما، هر گوشه‌اي انداختم نشد، تا اينکه آن را در روح ‌الارواح آواز بيات ترک به اين شکل که بيش از ‌50 سال پخش مي‌شود گفتم."
آقاي موذن زاده در اين گفتگو به ايسنا گفت: "ما ايراني هستيم و اذان ما بايد برخاسته از خودمان باشد. الان اذان خوان‌هايي هستند که تقليد مي‌کنند از عربستان و اين پسنديده نيست و خود ما بايد ابتکار به خرج دهيم. الآن ‌50 سال است که کسي نتوانسته روي اين اذان من اذان بگويد، حتي برادرم سليم که آن صداي گيرا و زيبا را دارد و اين خواست خداست."
دسته گلي براي بلند ترين گلدسته اذان
خبرگزاري مهر -  گروه فرهنگ و هنر : عرفا مي گويند مرد خدا و انسان خوب کسي است که وقتي او را ببيني به ياد خداوند افتي... و او همواره انسان را و بيننده اش را به ياد خدا مي انداخت.
زنده ياد عبدالرحيم موذن زاده اردبيلي فرزند شيخ عبدالکريم ( اولين موذن راديو ) که به همين دليل ( موذن بودن پدر) به نام خانوادگي موذن زاده ناميده گرديد درخرداد 84 پس از80سال عمردعوت حق را پذيرفت اذان معروف وماندگاري که توسط او ادا واجرا شده است به دلايل فني وتخصصي ونيزازمنظرزيبا شناختي ، به واقع وبدون اغراق شيعي ترين وايراني ترين اذان درجهان اسلام به شمارمي آيد .
درمصاحبه اي گفته بود " آن روز روزه داشتم وبه نيت اذان ( اذاني منحصربه فرد ) به راديو آمدم .. اول هرجا انداختم نشد تا اينکه دربيات ترک وگوشه روح الارواح (1)و..." ( نقل به مضمون)
به مقدمه وموخره فرمايش ايشان کاري ندارم ومقصود نکته‌اي است که اهل آوازواهالي خوانندگان مي دانند منظورازچند جا انداختم نشد چيست وبه راستي تاکسي درحد واندازه هاي بسياربالا وبا ظرايف آوازايراني آشنا نباشد نمي تواند اين ادعا را بيان نمايد دعويي که درذات خويش مهمترين شاخصه هنرايراني يعني بداهه را مستتردارد .
موذن زاده اردبيلي در روزهاي پاياني حيات دنيوي
واما اين که گفتم شيعي ترين وايراني ترين اذان به اين دليل که : ايشان اذان مزبوررا درمقدمه وقبل ازتکبير4گانه با شهنازشروع مي کند : افوض امري الي الله ان الله بصيربالعباد ... صاحبتا ولا ولدا (2)
که به لحاظ فني ( درست وصحيح خواني  ) کامل وبه لحاظ شکلي ( رعايت قوس وانحناي صوتي ) بابم خواني وازتناليته متناسب با ارتفاع صوتي وحجم حنجره خواننده ( آگاهي برتوانايي هاي تارهاي صوتي خود ) شروع مي نمايد وبه تدريج با حرکتي روبه بالا به شکلي طراحي مي کند که درتکبيرچهارگانه ( شروع اذان ) به اوج رسيده ودرهمان پرده با انحنايي زيبا شهادت برنبوت پيامبراکرم داده وبازدراداي شهادت برولايت حضرت اميرعلي (ع ) ونيزايشان ، جمله بندي آوازرا به شکلي برمي گزيند که تقريبا مي توان گفت غيرقابل تقليد مي باشد ( حداقل به لحاظ نفس گيري واداي جمله طولاني درآن ارتفاع صوتي بي نظيراست )
ونيزپس ازاداي جمله " اشهد ان مولانا " با مکثي خفيف جمله " اميرالمومنين علي والي الله " ( ودرتکرارحجت الله ) را بيان مي کند که به قول عرفا مکث وسکوت قبل ازنام بزرگان به عنوان رعايت ادب وکنايه ازواقع شدن درمقام حيرت وحيراني است سپس به عنوان تاکيد وتاييد جمله " حي علي خيرالعمل " را نيزبه شکلي منحصربه فرد ودرتفاوت آشکاربا جملات حي علي الصلاه وحي علي الفلاح ادا مي نمايد .(3)
واما آواز بيات ترک که قدما بدان آوازخدايي مقام الهي مي گفتند ومناسب ترين بستروجايگاه براي خواندن مناجات ها ونيايش ها است که اساسا " بيات زند " نام صحيح واصلي آن است که اشارت به زندها وپشت ها وگاثه ها درزبان وآئين ها ومناجات کهن وديرپاي ايرانيان دارد وشرح تاريخچه وسيرحرکت واطلاق کلمه بيات ترک و.. تحقيق پژوهشي جداگانه اي مي طلبد واينکه برخي معتقدند که درزمان سلسله زند بدان بيات زند مي گفتند ودرزمان قاجاربه بيات ترک معروف شده اعتقاد وبيان غلطي است چرا ک پرواضح است تاريخ 12ساله وپرمشغله حکومت کريم خان وکيل الرعايا وآنهم تقريبا بربخشي ازايران ( نه همه ايران آن روز) اصلا نمي توانسته تاثيرگذارويا عامل نام گذاري بريک آوازايراني باشد وشرايط فرهنگي واجتماعي وديگرمقولات هم که جاي خود را دارد .
مرحوم موذن زاده اردبيلي دراجرا وبيان وويژگي هاي آوازي متاثرازآنچه به مکتب تبريزمرسوم است وبه ويژه شخص اقبال السلطان ( ابوالحسن ) مي باشد نکته اي که گويا برادرخوش صداي ايشان ( آقاي سليم موذن زاده ) درمصاحبه اي آن را تاييد کرده اند که درکودکي ونوجواني به محضراقبال آذررسيده اند .
شهراردبيل درتاريخ ايران وازصفحه ايران جاودان وپاک ناشدني است نه بدين دليل که بيش از200روزسال سردترين نقطه ايران است ونه اينکه با فرزنداني چون يعسوب واحد جوان صالح واحد بازاج وعلي دايي وحسين رضا زاده براي کشورافتخارآفريده است وبازهم نه اينکه چون درست کرداري پيامبرگونه مثل مقدس اردبيلي را پرورانده وبرکشيده است که همه اينها به تنهايي البته کافي است اما نگارنده دليل مهم تري دارد وآن هم تاثيرچند بعدي وحضورکثيرالوجه وفراگير اثر معنوي آن مرد خدا درذهن وضميرافراد وآحاد ملت وگستره عظيم جغرافيايي وتاريخي تاثيرشگرف اذان اوست .
1- ادبا وفضلاي حوزه لغت فارسي معتقد هستند که واژه " روح " درترکيب هايي چون "فزاينده روح " ، " روح الارواح " يا " روح فزا "صحيح نمي باشد .
چرا که روح ، عنصري غيرمادي وفراجسمي است ولاجرم بي نيازازافزودن بوده ويا قابليت اضافه شدن را ندارد . بلکه اين واژه بايد " روح " ( بروزن حول ) تلفظ شود که به مفهوم نسيم يا باد شبانه ( متداول ترين مفهوم ) است وراح ورايحه و...نيزازاين خانواده اند . گرچه اين برداشت جاي بحث درنزد عده ديگري دارد اما به دليل استناد به فرمايش استاد بي بديل ادب فارسي ومرحوم بديع الزمان فروزانفر، فرمايش استاد فروزانفررا مي توان فصل الخطاب وحرف نهايي دانست .
2- چون دراجراي اذان مثل آوازنمي توان درآمد را با تحريرادا کرد مرحوم موذن زاده هوشمندانه جمله آخرقبل ازاذان  (ولا ولدا ) را به جاي تحريرمي نشاند .
3- حضرت حافظ مي فرمايد :
صد نکته غيرحسن بيايد که تا کسي
                                     مقبول طبع مردم صاحب نظرشود
ازاين صد نکته که اي بسا به لحاظ تنوع وگستردگي مقوله حسن وزيبايي همگي يا اغلب اين نکات جزوحسن محسوب شوند . اما بايد گفت يک نکته اصلي واساسي جان موضوع است اين که چگونه مي شود که هنرمند خلق مي کند ( وشايد خودنيزمطلع نباشد ) وتحليل گراي بسا که مي داند اما ازخلق وايجاد ، عاجزوناتوان است وآن نکته همان "آن " وبا " عنايت معبود " يا " لطيفه نهاني " يا به تعبيرعرفا " خلوص " است که رمزجاوداني يک اثربوده وديگرموارد ، قواعد وروش ها وهنجارهايي تعريف پذيرمحسوب مي شوند که ابزاردست وارثان وتحليل گران والبته براي آموزش مفيدند .
ما كه نه ثروت داريم و نه مكنت و همين يك اذان برايمان بهترين خير است.
هر روز تلفن مي‌زنند و مي‌گويند كه اين اذان خيلي زيبا گفته شده است، مي‌دانيد چرا؟ من جوابتان را مي‌دهم براي اين كه باطن - اشاره به قلب- خوشگل است، براي اين كه اين اذان را با دهن روزه پر كردم تا قربه الي الله باشد.
اين يك كار مادي نبود بلكه معنوي بود نتيجه‌اش را هم مي‌بينيد. واعظ تهراني درجايي گفته بود اذان همه قبول باشد اذان است اما اين اذان موذن‌زاده آدم را وادار مي‌كند كه به مسجد بيايد.
البته اين اذان گفتن در خانواده‌ي ما موروثي است. 150 سال است كه خانواده‌ي ما اذان مي‌گويند. حتي زماني كه در اردبيل آن موقع‌ها شناسنامه مي‌دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگي انتخاب مي‌كردند. به بابايم هم گفته بودند تو چيكاره‌اي؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگي شما موذن است.
زماني كه سال 1329 پدرم فوت كرد و من جاي او رفتم. گوينده‌ها مي‌گفتند اذان، اذاني كه به وسيله استاد موذن، " زاده اردبيلي" گفته شده است. لذا اين "زاده اردبيلي" از آن موقع به اسم ما اضافه شد.
رقص آسمان در حنجره موذن
محمدرضا يزدان پرست :
 نوجوان سيزده، چهارده ساله اي بودم كه عشق موسيقي داشتم و ويلن؛ شايد به زعم خيلي ها سخت ترين ساز، اما عشق كه باشد همه چيز آسان است و تازه: بي رنج كي توان كه رسيدن به قله ها؟
كلا س، روز سه شنبه ها بعدازظهر برگزار مي شد و ساعتي هم كه معمولا  نوبت من بود، حدود غروب. خيلي وقت ها حواسم به تمرين بود و تا نوبتم مي شد، با انگشت و بي صدا، درسم را تمرين مي كردم كه انگار... انگار خورشيد نارنجي بار سفر بسته غروب، همه غمش را به ساز استاد مي داد و نت ها كنار هم چيده كه نه، معجزه مي شدند و اشهد ان محمدارسول الله... با همان آواي آسماني معروف كه بعدها كه پيشرفت كردم، فهميدم بيات ترك بود. يك گوشه از دستگاه شور كه انگارغروب را از هنوز تا هميشه روي دوشش داشت؛ استاد، اذان موذن زاده اردبيلي را مي نواخت. اندوه موذن زاده اردبيلي اذان نمي گفت گويي جادو مي كرد.
رقص ملودي ها در حنجره اش مناره هاي همه عبادتگاه ها را به وجد و جنب مي آورد. مي پرسيدم... تا مي آمد اولين هجاي نخستين كلمه سوال از دهانم خارج شود، ساز فرياد مي زد اشهدان عليا ولي الله... و همان ترقص تحرير. همه جواب ها ريخته مي شد جلوي من و انگار همه بغض ها درگلويم.
حالا  كه بزرگتر شده ام و بنا به هزار دليل از ساز فاصله گرفته ام، فكر مي كنم كه تنها آرزويم اين بود كه بتوانم اين اذان را شيرين و خوش پنجه بنوازم، ولي...
رمضان كه مي شود بايد همه كانال هاي راديو و تلويزيون را دم افطار براي مادرم بگردم تا اين اذان را پيدا كنم. خيلي راحت مي گويد: افطار بهم نمي چسبه، يه جا رو بگير، اون اذانو بگه. براي او مي گردم تا روزه اش با حسي زيباتر باز شود، ولي براي خودم... خدا خدا مي كنم پيدا نكنم كه تمام خاطره ها مي آيند و انگار همه نت هايش يكي يكي، گلوله گلوله غصه مي شوند.
مگر اندوه اينقدر هم زيبا مي شود؟ ذره اي تامل كني، بله. شادي كه به خودي خود زيباست، قدر مسلم آنچه ظاهري زيبا ندارد، ولي ذاتي پر از زيبايي دارد، اصالت شادي اش بيشتر است. عمري است از همين تناقض ها، دنبال تازه ها و زيبايي ها مي گردم مثل حال اين آخري ها.
شنيده ايد كه مي گويند فلا ن كلمه نشسته در فلا ن شعر؟ صداي او هم نشسته است در غروب، نشسته است در اذان و اذان نشسته در بيات ترك. اي كاش خودش در غروب ننشيند.
بالای صفحه

فضيلت شهيد

پيامبر اكرم (صلّي ‌الله‌ عليه‌ وآله):
فَوقَ کُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتَّي يُقْتَلَ الرَّجُلُ في سَبيلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ.
بالاي هر نيکي، نيکي ديگري است، مگر كشته شدن در راه خداوند ـ عزّ و جلّ ـ؛ که هيچ نيكي بالاتر از آن نيست.بحار الأنوار، ج 2، ص 156


استخاره امروز

قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ?6?
بگو آن را كسى نازل ساخته است كه راز نهانها را در آسمانها و زمين مى‏داند و هموست كه همواره آمرزنده مهربان است (6)
 سوره 25: الفرقان

 

راهي كه به ما نشان دادند

اوصاف شيعه در نگاه اهل‏بيت عليهم‏السلام

اين نوشته كه ترسيم‏كننده سيماي شيعه راستين است، پاسخي است به اين پرسش كه شيعه در عصر حاضر تا چه ميزان از فرهنگ و اوصاف شيعيان واقعي برخوردار بوده و رفتار و كردار او تا چه اندازه با آنچه امامان معصوم عليهم‏السلام فرموده‏اند و از وي به عنوان يك شيعه انتظار داشتند، مطابقت دارد؟ افزون بر آن الگويي است براي پيروان مكتب تشيع كه خودشان را در آئينه روايات ائمه اطهار عليهم‏السلام ملاحظه نموده و جسم و جانشان را تطهير نمايند.
آنچه در پيش رو است، مجموعه‏اي است فشرده درباره فرهنگ و اوصاف شيعه كه در پرتو گردآوري روايات نقل شده از امامان معصوم عليهم‏السلام تنظيم و ترتيب يافته است.
*تواضع و فروتني
از امام‏عسكري عليه‏السلام روايت شده كه فرمود:... هر كس در دنيا در برابر برادر ديني خود فروتني نمايد، او در پيشگاه خداوند از "صديقين" و از شيعيان علي عليه‏السلام است.... (1)
امام صادق عليه‏السلام فرمود: از شيعيان ما هر كس كه عاقل باشد، دوستش مي‏داريم... آنگاه فرمود: خداوند بزرگ پيامبران را به مكارم اخلاق اختصاص داده است؛ پس هر كس آنها را دارا است، بايد بر آن به درگاه الهي شكر گزارد و هر كس آنها را ندارد، بايد از درگاه الهي درخواست كند. يكي از آنها تواضع و فروتني است. (2)

راستگويي
امام باقر عليه‏السلام فرمود:
مردي از شيعيان علي عليه‏السلام در قبيله‏اي بود كه مايه زينت آن قبيله به شمار مي‏رفت... زيرا راستگوترين آنان بود... و چون از اهل قبيله درباره او پرسش مي‏شد، مي‏گفتند: او در اداي امانت و راستگويي از همه ما بهتر است.(3)
امام صادق عليه‏السلام فرمود:
همانا ما دوست مي‏داريم از شيعيان خود كسي را كه... راستگو و وفادار باشد... آنگاه فرمود: خداي بزرگ پيامبران را به مكارم اخلاق اختصاص داده استكه يكي از آنها راستگويي است.... (4)
امام عسكري عليه‏السلام به شيعيان خود فرمود:
شما را به تقواي الهي... و راستگويي توصيه مي‏كنم.... (5)


اهل عمل
امام باقر عليه‏السلام فرمود:
به آنچه نزد خدا است، جز با عمل دست نمي‏توان يافت، و به شيعيان ما بگوييد كه بيشترين حسرت‌ها در روز قيامت براي كسي است كه عدالت و درستي را وصف كند ولي غير آن را به كار بندد، و به شيعيان اين حقيقت را برسانيد كه هرگاه براي انجام آنچه مامور شده‏اند به پا خاستند، تحقيقاً در روز قيامت رستگارند. (6)

امام باقر عليه‏السلام درباره سخن خداي تعالي: " وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ " به آنان که ايمان آورده اند ، و کارهاي شايسته کرده اند ، بشارت ده. (بقرة/25)
فرمود: "الذين آمنوا و... " درباره علي‏بن ابي‏طالب عليه‏السلام و اوصياي بعد از او و شيعيان آنان است. (7)
امام باقر عليه‏السلام فرمودند:
هنگامي كه اين آيه نازل شد: " إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ "؛ کساني که ايمان آورده‌اند و کارهاي شايسته مي‌کنند، بهترين آفريدگانند.(بينة/7)
 پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به علي عليه‏السلام فرمود:
اين آيه درباره تو و شيعيان توست؛ تو و شيعيانت در حالي كه خشنوديد و مورد رضاي الهي هستيد، حضور خواهيد يافت.... (8)
-----------------------
پي‌نوشتها:
1. بحارالانوار، ج 41، ص 55، ح 5 .
2. بحارالانوار، ج 66، ص 397، ح 86.
3. بحارالانوار، ج 34، ص 306، ح 1071.
4. بحارالانوار، ج 66، ص 397، ح 86.
5. بحارالانوار، ج 75، ص 372، ح 12.
6. بحارالانوار، ج 2، ص 29، ح 12.
7. بحارالانوار، ج 36، ص 129، ح 78.
8. بحارالانوار، ج 35، ص 346، ح 22.
----------------------
منبع:
غفاري، حسين،  فصل نامه شيعه شناسي - شماره 2