دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۳۶
 
۴ قرآن  
 
شماره قبل

مهكام:
اعتراض 12 شركت‌كننده در جشنواره ملي قرآني دانشجويان مورد بررسي قرار گرفت

12 شركت‌كننده در بيست و سومين جشنواره ملي قرآن دانشجويان به نتايج مسابقه اعتراض داشتند كه تعدادي از آن‌ها رسيدگي شد و برخي هم به علت مغايرت با ضوابط اعتراض، قابليت رسيدگي نداشت.
"حبيب مهكام" استاد پيشكسوت قرآني و ناظر بيست و سومين جشنواره ملي قرآن دانشجويان ايران گفت : حدود 12 اعتراض به دست من رسيد كه البته بايد توجه داشت برخي متسابقين بدون درنظر گرفتن اصول و ضوابط مربوط به اعتراض، اقدام به اين كار كرده بودند كه قابليت رسيدگي نداشت.
اين استاد پيشكسوت قرآني افزود: با راهنمايي من برخي از اين موارد را بر اساس آيين‌نامه و مقررات مربوطه اصلاح و مورد رسيدگي قرار داديم چراكه هدف از اعتراض رسيدگي به منظور احقاق حق به معناي واقعي كلمه بوده و من در اين موارد به طور جدي و با برخورد منصفانه و مستدل رفتار مي‌كنم.
ناظر كل بيست و سومين جشنواره ملي قرآن دانشجويان ايران در پايان تصريح كرد: در اعتراضات، غالب شركت‌كنندگان در يك رشته معترض بودند و اصولأ بايد همين‌طور هم باشد زيرا اگر اعتراض كلي باشد امكان بررسي از جهاتي با مشكل مواجه مي‌شود البته بايد توجه داشت كه شخص معترض فقط بايد در ارتباط با امتيازات خودش تقاضاي تجديدنظر كند و اين موضوع ربطي به ديگر شركت‌كنندگان ندارد.
وي با بيان اينكه انتخاب دانشگاه سيستان‌و‌بلوچستان براي برگزاري جشنواره ملي قرآن انتخاب احسن بود، گفت: در استان سيستان و بلوچستان كه اغلب ناشناخته باقي مانده، دانشگاه‌هاي زيادي وجود دارد كه باعث شده شهر زاهدان را به يك شهر دانشگاهي در كشور تبديل كند.
وي افزود: قبل از ورود به جشنواره و در سالن برگزاري مسابقات به اين موضوع فكر مي‌كردم كه خداوند شهدا و امام(ره) را مشمول رحمت خود قرار دهد چون خود من از سال 1345 تا 1349 در دانشگاه تهران دانشجو بودم و حال كه اوضاع آن زمان را با امروز مقايسه مي‌كنم، بيداري نويني به من دست مي‌دهد و اين‌كه چرا گاهي آن زمان‌ها را فراموش مي‌كنيم.
مهكام اظهار كرد: در آن سال‌ها تنها تعداد معدودي دانشجو در مسجد نماز مي‌خواندند ولي حالا قرآن در سطوح مختلف دانشگاهي به صورت ويژه‌اي مطرح است و كار فكري زيادي درباره قرآن انجام شده است، همچنين در حالي كه در دوران طاغوت خبري از قرآن در دانشگاه‌ها نبود، امروز رقابت‌هاي قرآني فراواني را بين دانشجويان كشور شاهد هستيم.
اين استاد پيشكسوت قرآني با اشاره به سطح رقابت‌هاي بيست و سومين جشنواره ملي قرآن دانشجويان ايران، تصريح كرد: كيفيت مسابقات بسيار بالا بود و به طور مثال در رشته ترتيل، دانشجويي قرائت كرد كه خيلي عالي به نظر مي‌رسيد و بايد گفت باوجود رشته‌هاي مختلف در اين جشنواره، كيفيت مسابقات نيز در حد مطلوبي بود.
ناظر كل بيست و سومين جشنواره ملي قرآن دانشجويان ايران درباره هيئت داوري بيست و سومين جشنواره، يادآور شد: تركيب هيئت داوري خيلي هم جوان نيستند چراكه داور جوان فردي است كه كمتر از سه سال تجربه داوري داشته باشد و در اين رقابت‌ها ما شاهد بوديم افرادي كه قضاوت مي‌كردند تجربه و بصيرت زيادي در رشته‌هاي قرآني داشتند.
وي گفت: من در اين مسابقات بر همه امور از جمله داوري نظارت دارم و با توجه به اعتراضاتي كه از طرف شركت‌كنندگان دختر و پسر به دست من رسيده، امر نظارت را به شيوه معمول خودم انجام داده‌ام كه در اين زمينه با حضور استاد "سليمي" به عنوان رئيس هيئت داوران، اميدوارم تكليف و وظيفه محوله را به خوبي انجام داده باشيم.

بالای صفحه

فريد جواهركلام:
گنج‌هاي پنهان قرآن كريم با ترجمه آشكار مي‌شود

قرآن كريم سرشار از داستان‌ها و پندهاي الهي است و اين گنج‌ها با ترجمه و برگردان واژه‌ها آشكار مي‌شود.
"فريد جواهركلام" مترجم متون ديني و ادبي ، ترجمه قرآن كريم را امري ضروري دانست و با بيان مطلب بالا تصريح كرد: كساني كه به ترجمه قرآن مي‌پردازند بايد در درجه نخست نويسنده باشند و به ادبيات اسلامي و قرآني آشنايي كامل داشته و در انتخاب معاني واژه‌ها، واژگاني را به عنوان معادل انتخاب كنند كه معاني را به درستي منتقل مي‌كنند.
او با انتقاد از ترجمه‌هايي كه به زبان فارسي از قرآن كريم صورت گرفته است گفت: 50 درصد قرآن‌هايي كه هم‌اكنون توسط فارسي‌زبانان به زبان‌هاي ديگر ترجمه مي‌شود نمي‌تواند به خوبي اصالت روحانيت قرآن مجيد را منتقل كند؛ اما در حال حاضر ترجمه‌هايي كه برخي از فارسي‌زبانان به انگليسي، فرانسه و آلماني انجام دادند رساتر شده و با معنويت بيشتر به مخاطبان منتقل مي‌شود.
مترجم كتاب "تاريخ مردان عرب" ادامه داد: قرآن‌هايي هم كه به زبان‌هاي انگليسي و اسپانيولي ترجمه مي‌شود، در برخي موارد آن قدر روان هستند كه روح آيات كلام‌الله مجيد به خوبي در آن‌ها حاكم است.
جواهركلام برخي سخت‌گيري‌ها را در زمينه ترجمه قرآن ضروري دانست و تأكيد كرد: مترجم زماني كه قرآن را ترجمه مي‌كند، بايد كار خود را سرسري نگيرد و با بسياري از علوم ادبي و قرآني مانند صرف و نحو آشنا باشد.
اين مترجم با بيان اين‌كه ضرورتي ندارد مترجمان با ادبيات به طور كامل آشنا باشند گفت: زماني كه مترجم متني را ترجمه مي‌كند، اگر ذوق ادبي داشته باشد كافي است و آشنايي با فنون نويسندگي در ترجمه متون چندان ضروري نيست.
مؤلف كتاب "صعود و سقوط اتحاد جماهير شوروي" وضعيت ترجمه‌هاي قرآن را در سال‌هاي اخير مطلوب ارزيابي كرد و افزود: در سال‌هاي گذشته ترجمه‌هاي قرآن با رشد خوبي مواجه شده است، اما ترجمه قرآن محدوديت‌هايي دارد كه باعث مي‌شود مترجم با دستان بسته به ترجمه بپردازد.
او ترجمه قرآن را كاري دشوار، وقت‌گير و هزينه‌بر خواند و گفت: هم‌اكنون شيوه‌ روان‌نويسي در ترجمه‌ها افزايش يافته است و بايد نهادها زمينه‌ حمايت و تشويق را از مترجمان و مؤلفان قرآني بيشتر كنند.
جواهركلام در پايان با انتقاد از برخي از مترجمان قرآن در دوران معاصر افزود: در حال حاضر عده‌اي براي رونق بازار خود به ترجمه قرآن روي آورده‌اند؛ در حالي‌كه مترجمان بايد علاوه بر اطلاعات كلي و عمومي از دين مبين اسلام مقداري ذوق داشته باشند تا در جذب مخاطبان موفق عمل كنند.
يادآوري مي‌شود فريد جواهركلام فرزند مترجم و مؤلف معروف "علي جواهركلام"، در سال 1304 در تهران متولد شده است. از وي ترجمه‌ي كتاب‌هايي چون "صعود و سقوط اتحاد جماهير شوروي"، "امپراتوري اينكا"، "تاريخ مردان عرب"، "سفرهاي ماركوپولو" و "رمان جن و پري" به چاپ رسيده است.
اين مترجم كه پيش از اين سوره‌ مريم را ترجمه كرده است، هم‌اكنون ترجمه و شرح سوره‌ انعام و سوره يوسف را در دست تأليف دارد.

بالای صفحه

رئيس انجمن قرآن پژوهي:
زندگي امام خميني(ره) با قرآن پيوند عميقي داشت
رئيس انجمن قرآن پژوهي با اشاره به اينکه امام خميني (ره) به قرائت و تدبر روزانه قرآن توجه ويژه‌اي داشتند گفت: ايشان همواره تلاش مي‌کردند مباني قرآن را در جامعه پياده کنند که اين امر موجبات برقراري پيوندي جدي ميان زندگي امام و قرآن را فراهم کرده بود.
حجت الاسلام دکتر سيد رضا مؤدب رئيس انجمن قرآن پژوهي در رابطه با انديشه هاي قرآن پژوهي امام راحل گفت: حضرت امام خميني (ره) انديشه هاي خود را براساس قرآن قرار داده و معتقد بودند قرآن کتاب زندگي است و براي زندگي بايد همه رفتارها و عقايد خود را از قرآن يافته و براساس آن مسير زندگي را ادامه دهند.
وي افزود: امام به قرائت قرآن اهتمام ويژه داشته و حتي گاهي طي روز 3 جزء قرآن را قرائت مي کردند و در کنار قرائت به تدبر و فهم کلمات و معاني عنايت داشته و معتقد بودند قرآن را بايد به مثابه کتاب دستور العمل در زندگي مورد توجه قرار داد.
وي با اشاره به اين امر که امام با خواندن هر آيه احساس مي کردند که گويي خداوند خود در اين آيه صحبت کرده و پيامي را مبادله مي کند، گفت: امام در هنگام مطالعه قرآن خود را در مقام شنونده و بهره گيري از کلام الهي قرار مي دادند از اين رو اعتقاد داشتند که قرآن کتاب الهي و هديه خداوند به بشر است و انسان بايد به اين هديه توجه داشته و از آن بهره برد.
حجت الاسلام مؤدب گفت: امام خميني آياتي که در بحث قيامت و يا آخرت بود را جدي تر در نظر گرفته و از آنها براي برنامه روزانه خود پيام مي گرفتند.
اين استاد حوزه و دانشگاه با تأکيد بر ارتباط و پيوند جدي زندگي حضرت امام خميني (ره) و قرآن تصريح کرد: حضرت امام تلاش کردند قرآن را در جامعه پياده کنند که اين امر در سخنرانيها، نامه ها و وصيتنامه گرانقدر وي مشخص است و اساس ايده اين بود که حال که خود از قرآن بهره بردند جامعه نيز از آن بهره برند.
دکتر مؤدب يادآور شد: حضرت امام جمع کثيري از افرادي که قرآن را تنها مقدس و متبرک مي دانستند متوجه محتوا و دستورات اين کتاب آسماني کرد.
عضو هيئت علمي دانشگاه قم با اشاره به سوره انبياء آيه 35 که مي فرمايد "هر انسانى طعم مرگ را مى‏چشد! و شما را با بديها و خوبيها آزمايش مى‏کنيم؛ و سرانجام بسوى ما بازگردانده مى‏شويد" گفت: امام معتقد بودند هر انساني در مسير سعادت خود حرکت کرده و مرگ حقيقت و واقعيتي است که بايد با آن رو به رو شود .
وي افزود: امام بر اين باوربودند که اگر کلامات قرآن در زندگي روزانه اجرا شود جامعه مي تواند به سمت کمال حرکت کند، لذا امام از قيام 16 خرداد تا پيروزي انقلاب اسلامي فراوان از قرآن ياد مي کردند و اکنون مجموعه انديشه هاي قرآني حضرت امام اعم از نامه ها، دست نوشته‌ها و سخنراني‌هاي ايشان در کتابي با عنوان "تبيانها" منتشر شده که مجموعه سخنراني و کلمات امام به صورت موضوعي است و تبيان دفتر سيزدهم، به انديشه هاي قرآني امام اختصاص دارد و تمام سخنان امام در اين بخش قابل مشاهده است.
حجت الاسلام مؤدب تأکيد کرد: امام به معناي حقيقي مرد قرآني بودند و اين امر موجب شده بود از استواري، صلابت و شجاعت بي نظيري برخوردار باشند و ولايت فقيه در معناي حقيقي در ايشان محقق شده بود و پس از ايشان مقام معظم رهبري رهرو و ادامه دهنده اين مسير حق هستند.
بالای صفحه

علل پراكنده به نظر آمدن قرآن

مؤلف : عبدالهادي فقهي زاده
قسمت سوم:

2ـ ناديده گرفتن حذفها و ايصالها در جمله‌بنديهاي قرآن
دومين عامل از مجموع عواملي كه موجب شده است مفاهيم قرآن گسيخته و بي‌ربط جلوه كند، ناديده انگاشتن حذف و ايصال در عبارت پردازيهاي قرآناست . اين حذفها و ايصالها كه بر طبق قواعد دقيق و باريك ادبي صورت گرفته است صورتهاي مختلفي دارد:
" از جمله در قرينه‌بنديهاي قرآن است كه ميان دو جمله تقابل برقرار مي‌شود و قسمتي از دو جمله متقابل حذف مي‌شود و قسمت ديگر بجا مي‌ماند و قسمت بجامانده در يك طرف به حذف طرف ديگر گواهي مي‌دهد. اين گونه قرينه‌بندي در علم بيان به " صنعت احتباك" خوانده مي‌شود و به كثرت در قرآن ديده مي‌شود و اغلب از ديد مفسرين و مترجمين بدور مانده است.
مثلاً "كما" حرف تشبيه است و ميان دو جمله همسان قرار مي‌گيرد ولي فراوان ديده مي‌شود كه در قرآن ميان دو جمله همسان قرار ندارد . گاهي يك جمله همسان بكلي حذف مي‌شود. مانند آيه 5 از سوره انفال : " كما اخرجك ربك من بيتك بالحق و ان فريقاً من المومنين لكارهون " كه مربوط به جنگ احد است و قسمت همسان و متقابل آن بكلي حذف شده است كه مربوط به جنگ بدر است و ترجمه آيه چنين خواهد بود : آن سان كه خداوندت در جنگ بدر با حق و حقيقت از خانه برون برد تا در خارج شهر با مشركان به جهاد بپردازي ... و گاهي هست كه قسمتي از هر دو طرف حذف مي‌شود و قسمتي ديگر برجا مي‌ماند، مانند آيه 26 از سوره اعراف : "يا بني آدم لايفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنة ينزع عنهما لباسهما" كه ظاهراً ميان دو جمله همسان قرار ندارد ولي با توجه به قانون مقابله بندي معلوم مي‌شود كه بايد هر دو جمله را به قرينه هم تكميل نمائيم و در نتيجه ترجمه آيه چنين خواهد بود:" اي فرزندان آدم به جمله را به قرينه هم تكميل نمائيم و در نتيجه ترجمه آيه چنين خواهد بود:" اي فرزندان آدم به هوش باشيد. مبادا شيطانتان با وسوسه‌هاي خود بفريبد كه جامه خود را بر زمين نهيد و در برابر هم عريان شويد و صلاحيت بهشت را از دست بدهيد آن چنانكه پدرتان آدم و مادرتان حوا را فريفت و صلاحيت حضور در بهشت را از آنان سلب كرد، به اين صورت كه لبانش را از تنشان برآورد و عريانشان كرد".
از نمونه‌هاي بارز حذف و ايصال، حذف معطوف عليه است كه در قرآن به كثرت ديده مي شود . مثلاً به وضوح مي‌بينيم كه در پنج مورد قرآن مجيد مي‌گويد:الم يروا كه حرف عطف ندارد و بيش از ده مورد مي‌گويد :اولم يروا كه حرف عطف دارد. جمله اَوَلَمْ يَرْوا با حرف عطفي كه دارد بر جمله مشابه خود عطف شده است و اگر در متن قرآن ديده نمي‌شود بايد به قرينه سابق و لاحق و يا مراجعه به موارد مشابه، متن معطوف عليه را كه گاهي چند جمله طولاني است، استخراج و در تفسير و ترجمه اضافه نماييم . از همين قبيل است فرق ميان أَرَاَيْتَ و فرق ميان اَرَأيْتُمْ با اَفَزَاَيْتُمْ كه اولي حرف عطف ندارد و دومي فاء تفريح دارد و بايد بر مسائل قبلي متفرع گردد. بنابراين فرق ميان اَوَلايرون با اَفَلايرون كه اولي واو عطف دارد و دومي فاء تفريع دارد و در ظاهر قرآن از معطوف عليه آن خبري نيست و از اين قبيل است اَم كه بايد معادل همزه استفهام باشد ولي در مواردي كه حرف عطف را ديده‌اند و معطوف عليه آن را جستجو نكرده‌اند ايه 60 سوره مائده است:"قل هل انبئكم بشر من ذلك مثوبة عندالله من لعنه‌الله و غضب عليه و جعل منهم القرده و الخنازير و عبدالطاغوت ".
در اين آيه عبدالطاغوت به منزله تعليل است براي غضب و لعنت و مسخ شدن به صورت بوزينه و خوك و با آنكه حرف عطف دارد، معطوف عليه آن ديده نمي‌شود و بايد با توجه به شواهد قرآني و رديابي آن اعمالي كه موجب لعنت و خشم و مسخ آنان شده است، معطوف عليه آن را بيابيم و بر ترجمه و تفسير قرآن بيفزاييم . ترجمه درست آيه چنين خواهد بود:
" آيا ميل داريد كه رسواترين اعمال را افشا كنيم كه در پيشگاه خدا بدترين سزاها را دربر داشته است؟ به آن كساني بنگريد كه خدايشان لعنت كرد و بر آنان خشم گرفت تا آن حد كه برخي را به صورت بوزينه و خوك درآورد، از آن رو كه انبيا را كشتند و كتابهاي آسماني را تكذيب كردند و تعطيل روز شنبه را شكستند و شيطان بت را پرستش كردند".تنها با توجه به اين حذف و ايصال است كه مصداق "شرمن ذلك مثوبة " روشن مي‌شود . نمونه اين گونه حذف و ايصال فراوان استو ساده‌ترين موردي كه در حرف عطف خودنمائي مي‌كند و كسي به جستجوي معطوف عليه آن برنيامده است، آيه 75 از سوره انعام است :" و كذلك نري ابراهيم ملكوت السماوات و الارض و ليكون من الموقنين ". در اينجا ليكن تعطيل است ولي معطوف عليه آن محذوف است و بايد به قرينه سابق و لاحق و ساير آيات مشابه معطوف عليه آن را بياوربيم و بر ترجمه و تفسير قرآن بيفزاييم، نمونه اين حذف و ايصال به صدها مورد مي‌رسد كه در همه موارد بدان بي‌توجهي كرده‌اند.
يك نمونه ديگر، صله‌هاي طولاني قرآن است كه بدان توجه نكرده‌اند. مثلاً در سوره والشمس كه مي‌گويد:" و نفس و ماسويها فالهمها فجورها و تقويها، قدافلح من زكيها و قدخاب من دسيها، كذبت ثمود بطغويها اذانبعث اشقيها" از آغاز اين سوره كه بيش از ده قسم وجود دارد، آخرين قسم در اين آيه است:" و نفس و ماسويها" و سه آيه بعد آن با قسمتهاي قبلي بي‌ارتباط است و هرسه آيه، صله همين قسم آخرين است كه طرداللباب و به تناسب اينكه هدف اصلي از نزول قرآن تزكيه نفس و دوري از پليدهاست به آن پرداخته است. و بعد از اين صله طولاني يكجا به جواب قسمها مي‌پردازد كه محكوميت جمع است به خاطر محكوميت يك فرد، در صورتي كه جبهه‌بندي آنان متحد باشد. يعني همان موقعي كه شقي‌ترين فرد قوم ثمود به راه افتاد كه ناقه را پي كند، همه قوم ثمود محكوم شدند كه با عذاب الهي يكسر هلاك شوند، از آن رو كه باخبر شدند و ساكت ماندند . با توجه به اين نكته روشن مي‌شود كه برخلاف مفسرين قد افلح من زكيها..." جواب قسم نيست و از اين قبيل است آيه 83 تا 87 از سوره واقعه:
" فلولااذابلغت الحلقوم . وانتم حينئذ تنظرون و نحن اقرب اليه منكم و لكن لاتبصرون. فلولاان كنتم غيرمدينين. ترجعونها ان كنتم صادقين". در اينجا آيه 84 85 صله شرط است و به خاطر طولاني شدن صله، جواب شرط را وانهاده و به عنوان تجديد مطلع دوباره گفته است: " فلولاان كنتم غير مدينين " تا جمله "غير مدينين" با جمله " ابذابلغت الحلقوم" پيوند بخورد و به صورت شرط واحد در آيد و جمله "ترجعونها ان كنتم صادقين" جواب آن بوده باشد[21]".
آنچه در اينجا درباره حذف و ايصال گفته آمد، بر ما آشكارمي‌سازد كه اگر بر مبناي نكات دقيق ادبي و معارف اصيل قرآني كوشش كنيم قسمتهايي را كه به قرينه‌هاي لفظيه و حاليه حذف شده است، بيابيم و در ترجمه‌ها و تفسيرها داخل نماييم، در آن صورت تا حدودي موفق شده‌ايم ارتباط معاني بخشهاي مختلف يك سوره يا يك گروه آيات را كشف كنيم.
بدين روش، هرپاره از آيات به صورت مجموعه‌اي به هم پيوسته و يكپارچه برجسته مي‌گردد كه جز در حالتي آنگونه نمي‌تواند در نظر گرفته شود.
از اين رو دور از واقع نخواهد بود اگر بگوييم اصلي‌ترين عاملي كه امروزه حاجتمندمان كرده است قسمتهاي محذوف جلوه‌اي روشنتر داشته باشد، فاصله چهارده قرنه‌اي است كه از عصر نزول گرفته و در نتيجه بخشي از زمينه‌هاي نزول آيات را از كف داده‌ايم. بدون ترديد در عصر نزول. آشنايي كامل با اين زمينه‌ها بوده كه در فهم بي‌ابهام آيات و نيز در شناخت وجه ارتباط سابق بالاحق آنها نقشي تعيين كننده و قاطع ايفا مي‌كرده است.
در هر صورت اگر در بعضي جايها پاره‌هايي از كتاب مقدس، غير مرتبط با قبل و بعد به نظر مي‌آيد. چه بسا به نظر آمدن اين عدم اتحاد از بي‌دقتي در درك ارتباط ادبي‌اي ناشي شده باشد كه چونان كادري سراسر سوره را در برگرفته است. بديهي است كه در اين حالت، براي دريافت دقيق معني آيات و فهم چگونگي آنها باهم، لازم است نقض مذكور تدارك گردد.
ادامه دارد...
*******پينوشت:
[21] معاني القرآن ، ص 5 تا 7 مقدمه

بالای صفحه

اهميت شناخت قرآن

محسن رضواني

سپاس و ثناي بي‌حد و بي‌انتها خداوند علي اعلي را كه بر ما منـّّت نهاد و با نزول آياتي روشنگر و راهنما زمينه? نجات ما از ضلالت و اتصال به حضرتش را بر ما ممكن نمود.
تشكر بيكران ،خداوند توانا را كه آيات شريفه‌اش را صيانت و حفاظت فرمود،تا امكان دستيابي تمامي انسان‌ها تا قيامت به اين انوار قدسي همواره فراهم باشد،و از اين چراغ روشنگر در ازمنه? دوران بهره گيرند... و حمد مخصوص او را كه بر اين آيات،آورنده‌اي امين و مايه? رحمةً للعالمين يعني حضرت خاتم النبيين(ص) و خاندان پاكش را در راه تبيين معارف قرآن و اساس دين تعيين فرمود.
پس بر ماست كه اين نعمتِ گران را،قدر دانسته و در راه فراگيري،ترويج و تكريم آن از هيچ كوششي فروگذار نكنيم؛امّا براستي اگر بخواهيم قرآن را در حدّ منزلت ارج نهيم، چه بايد بكنيم؟
لازمه? تكريم هر چيزي شناخت و پي بردن به ويژگي هاي آن چيز است.
قرآن را نيز اگر به واقع بشناسيم"كه برترين گفتار،بهار دل‌ها و شفاي سينه‌ها و سرچشمه? علوم است و راه سامان دادن كارها در آن است"،1 بيش از آنچه امروز آن را ارج مي‌گذاريم قدر و منزلت آن را مي‌دانيم،و در بكارگيري دستوراتش تعجيل خواهيم نمود.
پر واضح است تا وقتي انسان چيزي را نشناسد براي آن نيز قدر و منزلتي قائل نيست؛اگر شما فلزي در دست داشته باشيد و ندانيد آن فلز"طلا" يا "آهن" است چه مي‌كنيد؟شايد بي‌تفاوت و بي‌اهميت،آن را كناري بيندازيد و بي‌اعتنا رد شويد،امّا اگر "شناخت" حاصل كنيد كه آن فلز مثلاً طلا است،آيا باز هم آن را دور مي‌اندازيد؟!
اگر قرآن را نيز در حدّّ امكان و توان بشناسيم و به معجزات مختلف ظاهري و باطني آن پي ببريم،آن را همچون گوهري گرانقدر صيانت مي‌كنيم و از جانمان عزيزتر مي‌داريم،پس مطالعه كنيم،بينديشيم و به عيان ببينيم كه قرآن هميشه داروي شفابخش است و راه درمان دردهاست، و قرآن هميشه و حتي در عصر اتم و پيشرفت علم بشري معتبرترين كتاب علمي و مايه? تحيّر و تعجب دانشمندان جهان است.2
جوانان ما بايد ببينند و بر خود ببالند كه پيرو قرآني هستند كه "همه چيز در آن است".3
آنچه امروز  به عنوان رشد علمي و تكنولوژيك در جهان مطرح است،ذرّه‌اي از اشارات قرآن مجيد است كه بيش از هزار سال قبل بر بشر عرضه گرديده است.4
اي عزيز هر چه را كسي براي ما به يادگار گذارد،آن را پاس مي‌داريم و حفظ مي‌كنيم و به هيچ  قيمتي نمي‌فروشيم تا آن كه در آخرين لحظات عمر به امانتدار باوفايي بسپاريم.قرآن شريف نيز يادگار بزرگ پيامبر مكرّم ماست كه حضرتش نيز بدان و به عترت پاك خويش(ع) تأكيد فراوان فرمودند.5 سؤال اين است كه ما چگونه اين يادگار ارزشمند را صيانت نموده‌ايم و چگونه بايد بنماييم؟
ما بايد قرآن را به عنوان بزرگترين و ارزشمند‌ترين يادگار ماندني براي بشر،ضمن تكريم،تبليغ،ترويج،تعليم و تعلّم پاس بداريم و در راه پياده نمودن دستوراتش از هيچ تلاشي فرو گذار نكنيم.
به بيان بزرگان، بهترين دوست، كتاب خوب است؛سؤال اين است كه در بيان كتب مفيد چه كتابي از همه بهتر و درجه? اعتبار آن بالاتر است؟
راه پي بردن به جواب اين سؤال در اين است كه بهترين و آگاه‌ترين و دانشمندترين مؤلف را بشناسيم و آن وقت قدر مسلّم،كتاب تأليف يافته او بهترين كتاب خواهد بود.
مؤلف قرآن مجيد، خداوندِ عالمِ به كلّ شيء،يعني بهترين و بالاترين آگاهان،خداوند ارحم الرّاحمين و دلسوزترين راهنمايان است؛نتيجه اين كه قرآن مي‌بايست به عنوان بهترين دوست در زندگي مسلمانان از جايگاه و منزلت خاصّ خود برخوردار باشد،تا ما نيز از يك زندگي سعادتمندانه و سالمي بهره‌مند شويم.به عبارت ديگر مي‌بايست، عملاً زندگي ما منشعب و مطابق با دستورات و فرمول‌هاي قرآني باشد.
از آنجا كه انسان در راه رسيدن به كمال و سعادت محتاج يك برنامه? دقيق و بي‌نقص است،خداوند سبحان با لطف بي‌انتهايش،اين برنامه را در قالب كتاب مقدس قرآن كريم،در اختيار ما مسلمانان نهاده است.پس انسان به جهت اين كه فارغ از اين برنامه،هرگز نمي‌تواند به راه مستقيم هدايت شود،لذا ناگزير از تمسّك و توسل به اين برنامه خواهد بود.
پس بياييم با اراده‌اي مستحكم و مصمّم،قدم در راه انس روزافزون با قرآن عزيز گذاريم،تا هر روز از سعادت بيشتري بهره‌مند باشيم.

*****پينوشت:
1.نهج البلاغه،خطبه? 158، جامع الاخبار و الآثار، ج 1، ص 211.
2.تاريخ عمومي.آلبر ماله؛آيات قرآن،الاشتهارديّة؛پنجگام،دكتر مجذوب صفا؛تفسيرنمونه،ج 1.
3.اشاره? به آيه? "ما فرطنا في الكتاب من شيء" ما در قرآن از هيچ چيز فروگذار نكرديم(سوره? انعام،آيه? 38).
4.جهت مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك:تاريخ قرآن، سيد محمد باقر حجتي؛دانستني‌هاي قرآن، مصطفي اسرار.
5.اشاره به حديث معروف و متواتر ثقلين.


انجمن مصرف‌كنندگان مسلمان مالزي خواستارشد
صدور فتواي ممنوعيت استفاده از آيات قرآن براي تلفن‌همراه در مالزي 
دبير انجمن مصرف‌كنندگان مسلمان مالزي ديروز، چهارم خرداد، از شوراي ملي فتواي اين كشور خواست نسبت به ممنوعيت استفاده از آيات قرآن كريم به‌عنوان زنگ تلفن‌همراه، فتوا صادركند.
به گزارش خبرگزاري رسمي مالزي"برناما"، "ناظم جوهان"،(Nadzim Johan)، دبير انجمن مصرف‌كنندگان مسلمان مالزي در اين‌باره گفت: تقدس آيات قرآن كريم بايد حفظ و از اين آيات در مكان‌هاي مناسب استفاده‌شود.
وي ضمن ابراز اميدواري درباره صدور فتوايي درباره ممنوعيت استفاده از آيات قرآن كريم به عنوان زنگ تلفن همراه، افزود: آيات قرآن به‌راحتي روي تلفن‌هاي همراه نصب مي‌شوند و حتي غيرمسلمانان نيز كه معاني قرآن كريم را درك‌ نمي‌كنند، به اين كار مبادرت مي‌ورزند.
يادآوري‌مي‌شود شوراي مفتيان عربستان سعودي چندي پيش استفاده از آيات قرآن كريم به عنوان زنگ تلفن همراه را ممنوع‌اعلام‌كرده بود.

ماه رمضان
"درس‌هايي از قرآن" به كرمانشاه مي‌رود
برنامه‌هاي مربوط به ماه مبارك رمضان "درس‌هايي از قرآن" همه ساله در يكي از استان‌ها كشور و با موضوعات مختلف ضبط تهيه، تدوين و آماده پخش مي‌شود.
برنامه‌هاي مربوط به ماه مبارك رمضان برنامه "درس‌هايي از قرآن" در استان كرمانشاه 31 ارديبهشت تا 6 خرداد ضبط مي‌شود.
بنا بر اين گزارش، اين برنامه‌ها در ماه رمضان همه روزه از شبكه يك سيما (به جز روزهاي جمعه) پخش مي‌شود.
مسابقات درس‌هايي از قرآن فقط روزهاي پنجشنبه برقرار است كه در قالب اينترنت از طريق سايت‌هاي اينترنتي www.qaraati.ir و www.TarvijeQuran.com و پيامك شماره 3000114 برگزار مي‌شود.
‌مهم‌ترين عناوين و موضوعات مباحث امسال كه در استان كرمانشاه در حال تهيه است، شامل: امام زمان(عج)، ميزبان شب قدر، سوءظن، تجسس و غيبت، توبه و دعا، چهره‌هاي متضاد در قرآن، راه‌هاي نفوذ شياطين، توجيه گناه و آثار گناه و ... است.