دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۳۶
 
۵ عبرت آموزی  
 
شماره قبل
ياد كردى دوسويه
تو كار بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن
 كه خواجه خود روش بنده پرورى داند
 
خداوند به آدمى مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. اُذْكُرْني تَذَلُّلا، اءَذْكُرْكَ تَفْضُّلا.
2. اُذْكُرْني بِمُجاهَدَةٍ، اءَذْكُرْكَ بِمُشاهَدَةٍ.
3. اُذْكُرْني في فَوْقِ الاَْرْضِ، اَذْكُرْكَ تَحْتَ الاَْرْضِ.
4. اُذْكُرْني فِي النِّعْمَةِ وَالصِّحَّةِ، اءَذْكُرْكَ فِي الشِّدَّةِ وَالْوَحْدَةِ.
5. اُذْكُرْني بِالطّاعَةِ، اءَذْكُرْكَ بِالْمَغْفِرَةِ.
6. اُذْكُرْني فِي الصِّحَّةِ وَالْغِناءِ، اءَذْكُرْكَ فِي الْفَقْرِ وَالْعَناءِ.
7. اُذْكُرْني بِالصِّدْقِ وَالصَّفاءِ، اءَذْكُرْكَ بِالْمَلاَِ الاَْعْلى .
8. اُذْكُرْني بِالاِْحْسانِ إِلَى الْفُقَراءِ، اءَذْكُرْكَ بِالْجَنَّةِ الْمَاءْوى .
9. اُذْكُرْني بِالْعُبُوديَّةِ، اءَذْكُرْكَ بِالرُّبُوبيَّةِ.
10. اُذْكُرْني بِالتَّضَرُّعِ، اءَذْكُرْكَ بِالتَّكَرُّمِ.
11. اُذْكُرْني بِالتَّلَفُّظِ، اءَذْكُرْكَ بِالتَّلَطُّفِ.
12. اُذْكُرْني بِتَرْكِ الدُّنْيا، اءَذْكُرْكَ بِنَعيمِ الْبَقاءِ.
13. اُذْكُرْني فِى الشِّدَّةِ الْهالِكَةِ، اءَذْكُرْكَ بِالنَّجاةِ الْكامِلَةِ.
اى فرزندآدم !
1. خاضعانه يادم كن ، بزرگوارانه يادت مى كنم .
2. مجاهدانه يادم كن ، آشكارا و با مشاهده يادت مى كنم
3. روى زمين يادم كن ، زير زمين [در قبر] يادت مى كنم .
4. با نعمت و سلامت يادم كن ، در سختى و تنهايى يادت مى كنم .
5. با طاعت يادم كن ، با مغفرت يادت مى كنم .
6. در سلامت و ثروت يادم كن ، در فقر و تنگنا يادت مى كنم .
8. با احسان به بينوايان يادم كن ، در آرامشگاه بهشت جاودان يادت مى كنم .
9. به بندگى يادم كن ، به پروردگارى يادت مى كنم .
10. با تضرّع و خشوع يادم كن ، با كرامت وتجليل يادت مى كنم .
11. ثناگويانه يادم كن ، مهربانانه يادت مى كنم .
12. با وانهادن دنيا يادم كن ، با نعمتهاى جاودان يادت مى كنم .
13. در تنگناهاى هلاكتبار يادم كن ، با حيات كامل و زندگى پايدار يادت مى كنم .
از ارجمندترين الطاف الهى به ما آدميان ، فراخواندنمان به سخن گفتن با خداوند است واذن دادنمان به گفتگويى روياروى با او و گشودن رازدل در محضرش و بيان خواسته هامان در پيشگاه كبريايى اش . و همچنين ، نويد دادنمانبه شنودن رازهامان و برآوردن خواستهامان و اجابت دعاهامان .
به فرموده امام عارفان و ذاكران ، حضرت سجّاد:
((إِلهى ! ... مِنْ اءَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنا، جَرْيانُ ذِكْرِكَ عَلى اءَلْسِنَتِنا وَإِذْنُكَ لَنا بِدُعائِكَ وَتَنْزيهِكَ وَ تَسْبيحِكَ.
خداى من !... از عظيمترين نعمتها بر ما، جارى شدن ذكر تو است بر زبانهامان ؛ و اذن ورخصتى است كه به ما داده اى تا تو را بخوانيم و دعا كنيم و تنزيهت كنيم و تسبيحت گوييم .))
ورود در اين گفت و شنود ((دوسويه )) و بى واسطه و سپاس اين نعمت و صميمى باخداوند، استوارترين پشتوانه آدمى در زندگى پرتلاطم اين جهان است . گشودن پنجرهآسمان به روى آدميان به دست پر مهر خداى رحمان و دادن رخصت براى نگريستن به آفاق كرانْ ناپديد جهان ملكوتيان و شنيدن صداى لطيف بالهاى فرشتگان و نهادن جان درمسير وزش نسيمهاى الطاف روح افزاى خداى سبحان و سرودن نغمه هاى عابدانه وعاشقانه به درگاه او و بازشنودن نجواهاى پروردگار مهربان ، موهبتى است بىبديل كه حيات مردمان در اين خاكدان طبيعت را تفسير مى كند و بدان معنا مى بخشد.
رابطه مبارك را پيوسته ، استوار داريم و به ناتوانى خويش از سپاسگزارى خداوندبر اين نعمت ، اعتراف كنيم و خاضعانه بگوييم : خداوندا! هرچه هست ، از آنِ تو است و اين توفيق عبادت و نيايش هم از الطاف تو است.
هم دعا از تو، اجابت هم ز تو
 ايمنى از تو، مهابت هم زتو
 
و ملتمسانه از او بخواهيم كه اين باب را به رويمان گشوده بدارد و سعادت همسخنى باخويش را هرگز از ما نستاند و اين عيش مباركِ همنشينى با خويش را هرگز از ما دريغ ندارد.
اى خدا اين وصل را هجران مكن
 سرخوشان عشق را نالان مكن
بالای صفحه

مراحل بنده خوب بودن

قسمت دوم

لازم به ذكر است همين انديشه كه مي خواهيد و تصميم گرفته ايد به كمالات معنوي نزديك و نزديك تر شويد خود يك توفيق الهي است كه خداوند در قلب پاك شما قرار داده و به شما حالت اقبال به كمالات عطا كرده است. پس حركت را آغاز كنيد و هرگز از روي كسالت و ضعف و بي اعتمادي به خود و نااميدي به آينده، انديشه اي را در سر خود بپرورانيد. با يك رويكرد مثبت و اميدوارانه به اين امر نگاه كنيد و با تقويت اعتماد به نفس و اجتناب از خودكم بيني، در فكر كمالات معنوي بالاتر و بيشتر باشيد.
فلسفه بندگي:
خداوند سرچشمه همه خوبيهاست و دارنده همه توانمنديهاست . و عبادت و بندگي خدا به معناي گام نهادن در مسير خوبيها و توانمندي ها است و ثمره آن آزادي از هرگونه محدوديتها و اسارت ها است. در پرتو بندگي خدا علاوه بر اينکه آدمي به "ازادي" دست مي يابد بلکه به مقام "ازادگي" در برابر هواي نفس خويش نيز مي رسدبنابراين اگر چه واژه بندگي با محدوديت و تحميل اميخته است دليل براي پرستش و بندگي خداوند ان است که خداوند "بي نياز" است و از هرگونه ظلم و ستيز منزه و پاک است. بنابراين هر دستوري که به انسان بدهد از روي خير خواهي و در مسير رشد و سعادت بشر است.
اما تجربه هاي شخصي و يا ايين نامه هاي محصول فکر بشري چه بسا، ناقص و حتي براساس سود جويي و خود خواهي تنظيم شده باشد. درباره اهميت عبادت و آثار آن در زندگي توجه شما را به مطالب زير جلب مي کنيم:
"عبادات" هدف و فلسفه‏اى دارد كه اگر انسان به آن بى‏توجه باشد نصيبى از آن نمى‏برد. اگر انسان شرايط باطنى عبادت‏ها را رعايت نكند، بهره لازم از عبادت را نخواهد برد. برخى هستند كه رنج و مشقت عبادت را بر خود هموار مى‏سازند؛ اما از روح عبادت غافل‏اند! عبادات آنها به جاى اينكه در روح‏شان خشوع و خضوع و كمالات ديگر را به وجود آورد؛ عجب و غرور و رذايل ديگر را ايجاد مى‏كند! چنين عبادتى قطعا جز خستگى نتيجه‏اى ندارد؛ اما نبايد اين نكته كسى را از انجام عبادت باز دارد و نا اميد كند؛ بلكه فقط هشدارى است كه عبادت انسان بايد داراى باطن باشد و وى روح عبادت را دريابد و مراقبت كند كه عبادتش همراه با خشوع و حضور قلب باشد تا از آن بهره برده و مصداق اين آيه قرار گيرد: "الذينهم فى صلاتهم خاشعون". (مؤمنون (23)، آيه 2.)
پس فلسفه عبادات را تنها در پرتو بينش توحيدى اسلام، مى‏توان دريافت كرد. بديهى است تا زمانى كه ابعاد مختلف اين بينش، به درستى شناخته نشود، جايگاه عبادات و نيز ديگر برنامه‏هاى عملى آن، روشن نخواهد شد. در بينش اسلام و اديان توحيدى، انسان و مجموعه هستى، آفريده‏هاى خداوند و در مسير حركت به سوى او و معرفت مبدأ خويش‏اند.
در اين ديدگاه، هيچ غايتى جز معرفت خداوند، براى انسان متصوّر نيست و كمال انسان، تنها در اين محدوده رقم مى‏خورد و تمامى جاذبه‏هاى ديگر، جملگى براى به حركت درآوردن آدمى و فراخوان وى به معرفت خداوند هستند. در اين مسير است كه "عبادت" جايگاه خود را پيدا مى‏كند؛ آن هم به صورت عبادتى موزون و حساب شده كه بايد به صورتى خاص به جاى آورده شود. بدون اين عبادت، سرّ حيات بى‏رنگ خواهد شد و انسان در بيغوله جاذبه‏هاى ديگر، راه اصلى را به فراموشى خواهد سپرد؛ مثلاً نمازهاى پنج گانه در تمامى عمر، همانند تابلوها و چراغ‏هايى است كه در مسيرى سخت، طولانى و پرحادثه، انسان را به تبعيت از خود فرا مى‏خواند تا او را از پرتگاه‏هاى سقوط و گزند حوادث سنگين، باز دارد. بدون نماز، آدمى در مسير زندگى، گوهر عبوديت خويش را در برابر ذات لايزال احديت، به فراموشى خواهد سپرد و در نتيجه از كمال خويش باز خواهد ماند. از همين‏رو، تمامى پيامبران الهى و كتاب‏هاى آسمانى، آدمى را به نماز دعوت كرده‏اند. آنچه گفته شد، تنها اشاره‏اى كوتاه به فلسفه فردى نمازبود و نماز و ديگر عبادات، از جهات مختلف اجتماعى، فرهنگى، سياسى و ... داراى حكمت‏هاى عميقى است. خلاصه سخن آنكه:
1. خداى متعال كمال محض است و جامع همه كمالات بلكه عين كمال است.
2. يكى از كمالات الهى حكمت است؛ به همين دليل تمام افعال الهى هدفمند است.
3. از افعال الهى، آفرينش جهان هستى و گل سرسبد آن (انسان) است.
4. هدف آفرينش، رسيدن به كمال (تكامل) است.
5. اين حقيقت جز از راه صحيح (صراط مستقيم) ميسر نمى‏شود.
6. صراط مستقيم همان بندگى خداوند است: "أَنِ اعْبُدُونِى هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ" ؛ (يس (36)، آيه 61.) بندگى؛ يعنى، اطاعت از همه دستورات و قانون الهى كه مهم‏ترين و بارزترين آنها، در قالب عبادت تجلى مى‏يابد. (براى آگاهى بيشتر ر.ك: حكمت عبادات، آيت‏اللّه‏جوادى آملى.)

سخن در اين زمينه زياد است ولي بهتر آن است که ويژگى مؤمنان و بندگان خوب خدا را در دو ساحت فردى و اجتماعى با توجه به آيات شريفه قرآن و روايات اهل بيت(ع) براي شما شمارش كنيم. البته تذكر اين نكته لازم است كه در صلاح و ايمان تفاوتي ميان زن و مرد نيست و هر دو صنف در صفات خير اشتراك دارند:
1ـ فردى:
1-1. توكل بر خدا (انفال / 2)
1-2. هنگام ياد خدا قلبشان ترسان و لرزان (انفال / 2، توبه / 51)
1-3. محافظت بر اداء فرايض خصوصا نماز (مؤمنون / 9)
1-4. عفت و پاكدامنى (مؤمنون / 5)
1-5. خشوع در نماز (مؤمنون / 2)
1-6. رويگردانى از امور لغو و بيهوده (مؤمنون / 3)
1-7. افزايش ايمان هنگام شنيدن آيات الهى (انفال / 2)
1-8. همسان مرد در طاعت و کمالات معنوي (احزاب / 35).
2ـ اجتماعى
1ـ2ـ امر به معروف و نهى از منكر (توبه / 71، آل عمران / 114)
2ـ2ـ تأمين حوائج مادى ديگران (توبه / 71، انفال / 3)
3ـ2ـ تعاون و هميارى با برادران ايمانى (توبه / 71)
4ـ2ـ تواضع با مردم (فرقان / 63)
5ـ2ـ پيشى گرفتن در انجام امور خير (مؤمنون / 59)
6ـ2ـ عدم طرح دوستى با كافران (مجادله / 22)
7ـ2ـ كوشش در امانتدارى (مؤمنون / 8)
8ـ2ـ وفاى به تعهدها و قراردادها (مؤمنون / 8)
9ـ2ـ اطاعت از رسول خدا(ص) (انفال / 1)
امام صادق(ع) در يك روايت 8 ويژگى براى مؤمن ذكر فرموده‏اند:
1ـ به هنگام شدايد و سختى‏ها سنگين و آرام،
2ـ در برابر گرفتاريها و آزمونهاى ناخوش‏آيند دنيا بردبار،
3ـ به هنگام وسعت روزى و آسايش سپاسگذار و شاكر،
4ـ به همان اندازه از روزى كه خداوند متعال به او ارزانى داشته قانع و راضى،
5ـ به دشمنان ستم و تجاوز ننمايد،
6ـ بارش را به دوش دوستان نيفكند و يا آنكه به خاطر عوالم دوستى بار گناه آنان را به دوش نكشد،
7ـ بدنش در طاعت از خداوند و خدمت به خلق، در رنج و سختى است،
8ـ مردم از ناحيه او در آسايش و آرامش خاطرند،
در پايان فرمود: علم يار و همدم مؤمن، حلم و بردبارى وزير، راهبر و مشاور او، عقل و خرد فرمانرواى اعمال او.رفق و مدارا برادر و بازوى او و احسان و نيكوكارى پدر دلسوز و مهربان اوست. (سفينه البحار، ج 1، ص 37). به هر روى مؤمن حقيقى عالَمى بى منتهاست.
الحذر اى مؤمنان كآن در شماست

*صلاح و تقوي در بيان امير المومنين علي (ع)
سخنان اميرالمؤمنان(ع) درباره تقوا بسيار است كه نقل همه آنها از عهده اين پاسخ خارج است؛ بنابراين در اين جا تنها به يكى از خطبه‏هاى آن حضرت درباره ويژگى‏هاى متقين اشاره مى‏كنيم:
يكى از ياران امام به نام "همام" به حضرت على(ع) عرض كرد: اى اميرالمؤمنين! پرهيزكاران را براى من آن چنان وصف كن كه گويا آنان را با چشم مى‏نگرم! حضرت در پاسخ او درنگى كرد و فرمود: "اى همام! از خدا بترس و نيكوكار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است". همام كه مردى مشتاق و مستعد كمالات معنوى بود، قانع نشد و در تقاضاى خود اصرار ورزيد. سرانجام امام(ع) تصميم گرفت تا صفات پرهيزكاران را براى همام بيان فرمايد. پس بعد از حمد و ثناى خداوند و درود بر پيامبر، سيماى پرهيزكاران را چنين ترسيم فرمود:
* سيماى پرهيزكاران
پرهيزكاران، در دنيا داراى فضيلت‏هاى برترند: سخنانشان راست، پوشش آنان ميانه‏روى، و راه رفتنشان همراه تواضع و فروتنى است. چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده است، مى‏پوشانند، و گوش‏هاى خود را وقف دانش سودمند كرده‏اند. و در روزگار سختى و گشايش، حالشان يكسان است. و اگر نبود مرگى كه خدا بر ايشان مقدر فرموده است، روح آنان از شوق ديدار بهشت و از ترس عذاب جهنم حتى به اندازه چشم بر هم زدنى در بدن‏هايشان قرار نمى‏گرفت.
خدا درجاتشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند. بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت‏هاى آن به سر برده‏اند و جهنم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتار گشته‏اند. دل‏هاى پرهيزكاران اندوهگين، و مردم از آزارشان در امان، درخواست‏هايشان اندك و نفس و دامنشان پاك است. در روزگار كوتاه دنيا چندى صبر پيشه كردند تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند... .نهج‏البلاغه، همان، خطبه 193، (معروف به خطبه همام).
* شب پرهيزكاران
پرهيزكاران شب هنگام بر پا ايستاده مشغول نمازند. قرآن را جزء جزء و با تفكر و انديشه مى‏خوانند و با آن جان خود را محزون مى‏دارند و داروى درد خود را در آن مى‏يابند.
وقتى به آيه‏اى برسند كه تشويقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند و با جان پر شوق در آن خيره شوند و گمان مى‏برند كه نعمت‏هاى بهشت برابر ديدگانشان قرار دارد، و هرگاه به آيه‏اى مى‏رسند كه ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى‏سپارند و گويا بر هم خوردن شعله‏هاى آتش، در گوششان طنين افكن است. پس قامت به شكل ركوع خم كرده و پيشانى و دست و پا بر خاك ماليده، از خدا آزادى خود را از آتش جهنم مى‏طلبند.همان.
* روز پرهيزكاران
پرهيزكاران در روز، دانشمندانى بردبار و نيكوكارانى با تقوايند كه ترس الهى آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است. كسى كه به آنها مى‏نگرد، پندارد كه بيمارند، اما آنان را بيمارى نيست و گويد خردهاشان آشفته است، در صورتى كه آشفتگى ظاهرشان نشأت گرفته از امرى بزرگ است. از اعمال اندك خود خشنود نيستند و طاعت فراوان خود را بسيار نمى‏شمارند. نفس خود را متهم مى‏كنند و از كردار خود ترسناكند. هر گاه يكى از آنان را بستانيد، از آنچه در تعريف او گويند، در هراس افتد و گويد: "من خود را از ديگران بهتر مى‏شناسم و خداى من، مرا بهتر از من مى‏شناسد. بار خدايا! مرا به آنچه مى‏گويند محاكمه نفرما! و بهتر از آنم قرار داده كه مى‏گويند! و گناهانى را كه از من نمى‏دانند، بيامرز!".همان.
* نشانه‏هاى پرهيزكاران
از نشانه‏هاى پرهيزكاران اين است كه او را در ديندارى‏اش نيرومند، نرم‏خو و دور انديش مى‏يابى كه داراى ايمانى پر از يقين، حريص در كسب دانش، با داشتن علم بردبار، در توانگرى ميانه‏رو، در عبادت فروتن، در تهيدستى آراسته، در سختى‏ها بردبار، در جست‏جوى كسب حلال، در راه هدايت شادمان، و پرهيز كننده از طمع‏ورزى مى‏باشد... .
هر يك از پرهيزكاران را چنين مى‏بينى كه آرزويش نزديك، لغزش‏هايش اندك، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراكش كم، كارش آسان، دينش حفظ شده، شهوتش در حرام مرد و خشمش فرو خورده است. مردم به خيرش اميدوار و از آزارش درامانند.
اگر در جمع بى‏خبران باشد، نامش در گروه يادآوران خدا ثبت مى‏گردد و اگر در يادآوران باشد، نامش در گروه بى‏خبران نوشته نمى‏شود. ستمكار در حق خود را عفو مى‏كند. به آن كه محرومش ساخته است، مى‏بخشد به آن كس كه با او بريده است، مى‏پيوندد. از سخن زشت دور، گفتارش نرم، بدى‏هاى او پنهان، كار نيكش آشكار، نيكى‏هاى او به همه رسيده و آزار او به كسى نرسيده است. در سختى‏ها آرام، در ناگوارى‏ها بردبار و در خوشى‏ها سپاس‏گزار است... مردم را با لقب‏هاى زشت نمى‏خواند، همسايگان را آزار نمى‏رساند، در مصيبت‏هاى ديگران شاد نمى‏شود و... .همان.
براى آشنايى بيشتر با صفات و ويژگى‏هاى عملى مؤمنان خطبه همام در نهج البلاغه را مطالعه فرماييد.

بالای صفحه

متهم به قتل منكر ارتكاب جرم شد

مرد ميانسال متهم به ارتكاب قتل در آخرين جلسه بازجويي و دفاع از خود منكر ارتكاب قتل شد.
به گزارش فارس،‌ شامگاه روز 8 مرداد سال 85 مأموران كلانتري 160 خزانه از وقوع يك فقره دريگري و نزاع منجر به ضرب و جرح با خبر شدند.
مأموران با حضور در محله نازي آباد روبروي اداره برق دريافتند 5 مرد با يكديگر درگير شده‌اند كه در اين درگيري جوان 32 ساله‌اي به نام محمود بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسيده است و جسدش در اين محل رها شده است.
اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران درخصوص اين پرونده گفت: تحقيقات نشان داد شاهدان پرونده مدعي‌اند فردي به نام ابراهيم حدودا 45 ساله محمود را مجروح و به قتل رسانده است كه اين فرد دستگير شد و در اعترافاتش منكر هرگونه وارد كردن ضربه چاقو به بدن محمود شد.
ابراهيم مدعي شد به فردي به نام مصطفي 2 ميليون تومان پول بدهكار بوده است كه در روز حادثه مصطفي به همراه محمود و دو نفر ديگر از دوستانش راه وي را بسته و خواستار گرفتن پولشان شده‌اند.
ابراهيم مدعي شد از آنجا كه پولي همراه نداشتم با آنها درگير شدم اما در اين درگيري چاقو نداشته و ضربه‌اي هم به محمود نزدم.
اصغرزاده ادامه داد: مصطفي يكي ديگر از شركت كنندگان در نزاع دستگير شد و مورد بازجويي قرار گرفت و مدعي شد از ابراهيم 2 ميليون طلب كار بوده اما به محمود 2 ميليون تومان بدهكار بوده و در روز حادثه با محمود به سراغ ابراهيم رفته تا زماني كه از ابراهيم پول مي‌گيرد به محمود بدهد.
مصطفي مدعي شد زماني كه ابراهيم از دادن پول امتناع كرده است با وي درگير شده اما مطمئن است كه ابراهيم به محمود ضربه زده است.
بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران گفت: در حال حاضر متهم اصلي پرونده ابراهيم است كه صبح امروز نيز در آخرين جلسه بازجويي منكر ارتكاب قتل شد.

بالای صفحه

كلاهبرداري ميليوني زن رمال؛
چهره‌تان را تغيير مي‌دهم، لاغرتان هم مي‌كنم

زن رمال كه با جلب اعتماد افراد ساده لوح، آن‌ها را به منزل خود كشانده و به بهانه دعانويسي، مبالغ هنگفتي را از آنان كلاهبرداري مي‌كرد، با شكايت تعداد زيادي از مالباختگان و اقدام ضربتي پليس آگاهي گيلان دستگير شد.
سرهنگ عباداله كريمي ـ رييس پليس آگاهي استان گيلان ـ در گفت‌وگو با ايسنا، درباره اين خبر، گفت: اين شياد به نام "ر ـ ع" معروف به "دكتر" با فريب و حيله، تعداد زيادي از زنان را به بهانه دعانويسي و حل اختلافات خانوادگي به منزل خود مي‌كشاند و پس از ادعاهاي واهي، مبالغ هنگفتي را از آنان اخذ مي‌كرد.
سرهنگ كريمي افزود: با دريافت شكايت يكي از شهروندان تلاش براي دستگيري متهم حرفه‌اي آغاز شد، به طوري كه در شكايت يكي از زنان فريب خورده عنوان شده بود، كلاهبردار به بهانه فالگيري و با استفاده از ابيات واهي و خرافي و اين كه قادر است، چهره افراد را تغيير داده و در كار لاغر كردن افراد چاق تبحر دارد و همچنين ازدواج و جدايي همسران را با دعا به سرعت حل كند، مبلغي در حدود 500 هزار تومان از وي اخاذي كرده است.
وي ادامه داد: كارآگاهان بلافاصله با شناسايي تعداد زيادي از افراد مالباخته و تطبيق تصاوير چهره نگاري شده و استفاده از اطلاعات منابع محلي، هويت متهم شهياد را شناسايي و پس از تكميل تحقيقات، وي در يك عمليات غافلگيرانه دستگير كردند كه در منزل وي، تعداد بسيار زيادي دست نوشته‌هاي بي‌معنا، به عنوان دعا و نوارهاي ضبط شده صداي متهم در برابر شاكيان نيز كشف و ضبط شد.
وي گفت: در نهايت پس از شناسايي كليه مالباختگان، كلاهبردار رمال كه از اين طريق، ميليون‌ها تومان كلاهبرداري كرده بود، با قرار وثيقه روانه زندان شد.

بالای صفحه

سخنان حکیمانه

جبران خليل جبران : به فرزند عشق خود توانيد داد، اما انديشه تان را هرگز ، که وي را افکاري ديگر به سر است ، تفکراتي از آن خويشتن.
ژرژ هگل : ملت ها احکام صحيح خود را از تاريخ دريافت مي دارند.
فردريش  نيچه :زمين روزي از آن ابرانسان مي شود .
اُرد بزرگ : تبهکار هميشه نگران کيفر خويش است حتي اگر بر زر و زور لميده باشد و اين بسيار زجر آور است چرا که سايه کيفر همواره در برابر ديدگانش است .
اشتيل : انسان ترکيب عجيبي است و در عين ناچيزي خود را برتر از همه مي شمارد .
اُرد بزرگ : تنهايي براي جوان ارزشمند ، و براي پير آزار دهنده است .
بزرگمهر  : خردمند به چيزي که اگر به دستش نيايد غمگين و دل آزرده شود ، هرگز دل نمي بندد .
ادوارد فيليپس : مردي که اشتباه نکند ارزش کارهاي بزرگ را نخواهد داشت .
اُرد بزرگ : ترس از جدايي ، جدايي ببار مي آورد .
فردريش  نيچه :حتي از ميان پر دلترين کسانمان چه اندک اند آنان که دانايي خويش را تاب توانند آورد.
کمار : تمرکز در معناي اصلي و درست کلمه توانايي دقت و توجه ذهن روي يک موضوع واحد است.
بودلر : شعر راستين ، انکار بي داد است.
جبران خليل جبران : کسي که بخشش مي کند زماني به نشاط واقعي دست مي يابد که پس از جستجوي فراوان نيازمندي را پيدا کند که عطاي وي را بپذيرد .تلاش براي يافتن چنين شخصي ، از ايپار لذت بخش تر است .
بولور : افکار ما بسان درختان نارنج در گلدان نگهداري مي شوند . به نسبت بزرگي گلداني که ريشه هاي آنها را در خود زنداني دارد رشد مي کند .
اُرد بزرگ : تن پوشي زيباتر از خوي نيکو نمي شناسم .
آلجر : مردمان غالباً نقص دليل خويش را با خشم مي پوشانند .
جبران خليل جبران : درختان شعرهايي هستند كه زمين بر آسمان مي نويسد و ما آنها را بريده و از آنها كاغذ مي سازيم تا ناداني و تهي مغزي خويش را در آنها به نگارش درآوريم .
اُرد بزرگ : توان آدميان را، با آرزوهايشان مي شود سنجيد.
بزرگمهر  : خود را با هوس نزديک مکن که خرد از تو روي بر مي تابد .
فردريش  نيچه :خدا پنداريست ! اما چه کسي است که اين پندار را بياشامد و نميرد؟
بورنز : ازدواج مثل اجراي نقشه جنگي است که اگر انسان يک مرتبه اشتباه نمايد کارش تمام شده و ديگر جبران آن به هيچ صورت نمي شود .
بردون : با زني ازدواج کنيد که اگر مرد مي بود بهترين دوست شما مي شد .
کونگ تين گان : فرزانگان سخن نمي گويند، بلکه با استعدادان سخن مي گويند و تهي مغزان بگومگو مي کنند.
ارد بزرگ : چهارچوب فرازمندي شهر در دو چيز است نخست  گرامي داشت آدميان و دگر ديوار .
ادوارد يانک : تولد چيزي غير از آغاز مرگ نيست
فردريش  نيچه :خير و نبايد همگاني باشد وگرنه ديگر خير نيست زيرا چيزهاي همگاني ارزشي ندارند.
کولتون : افرادي هستند که نور چشمي شانس و اقبالند و هر وقت سقوط مي کنند مانند گربه روي دو پا بر زمين مي نشينند .
تورئو : حقيقتي از اين سراغ ندارم که انسان مي تواند با تلاش زندگي خود را  متعالي سازد .
جبران خليل جبران : و مردم هرگز نمي دانند پيشوا جز ذات عظيم آنها که به سوي آسمان سير مي کند ، شکاري ندارد .
اُرد بزرگ : پيرامونيان ما چه بخواهيم و يا نخواهيم بر انديشه هاي ما رخنه و اثر خواهند کرد .
اتومي : جاه طلبي شهوتي است که هرگز فرو نمي نشيند ، بلکه با لذتي که از آن فراهم مي شود پيوسته مشتعل تر و جنون آميز تر مي شود .
اُرد بزرگ : دارايي با ارزشتر از تندرستي ، نمي شناسم .
باس : بزرگترين بدبختي آن است که طاقت کشيدن بار بدبختي را نداشته باشيم .
بزرگمهر  : پادشاهان مردم دوست برگزيدگان پروردگارند .
بارتول : آداب خوب و اخلاق ، دوستان قسم خورده اند و بزودي با يکديگر متحد مي شوند .
آندره مورا : افراد دانا کوشش دارند خود را همرنگ محيط سازند ولي اشخاص ديوانه سعي مي کنند محيط را به رنگ خود در آورند ، به همين جهت تحولات و ترقيات اجتماع به دست ديوانگان بوده است .
اُرد بزرگ : ريگهاي ساحل خرد ، نشيمنگاه پندارهاي پاک و شبانه توست .
سامرست مرآم : پول مانند حس ششم است که بدون آن نمي توان از پنج حس ديگر به طور کامل استفاده کرد . بدون درآمد کافي نصف امکانات زندگي به روي ما مسدود خواهد شد .
جبران خليل جبران : هيچ کس نمي تواند چيزي را به شما بياموزد جز آنچه که در افق ديد و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده ايد .
برنارد روسن پي ير : جستجوي حقيقت ديوانگي مطلق است ، چه موقعيکه به حقيقت رسيديد ممکن نيست به کسي بگوييد و دشمن شما نشود .
بروکس آدامز : با مشکلات مي جنگيم که به آسايش برسيم ، وقتي به آسايش رسيديم آسايش را غير قابل تحمل مي دانيم .
فردريش  نيچه :خطر خوشبختي در اين است که آدمي در هنگام خوشبختي هر سرنوشتي را مي پذيرد و هرکسي را نيز.
ارد بزرگ : ريش سفيد داراترين به انديشه است نه به زر.
آندره مصورا : بشر به خوشبختي خيلي زود عادت مي کند و چون خيلي زود عادت مي کند خيلي زود هم فراموش مي کند که خوشبخت است .
اُرد بزرگ : ريش سفيدان ، زنجير ارتباط دودمان ها هستند . و خاندان بي ريش سفيد ، گذشته اي کم رنگ دارد و  آيين هاي به جاي مانده از نياکان آنها، به هزار گونه برداشت مي شود .
الين چانک : آدم شجاع يکبار مي ميرد ولي ترسو هزار بار .
بازيل : حافظه پرونده تخيل و گنجينه عقل دفتر ثبت وجدان و مخزن انديشه است .
بايزيد بسطامي : يا چنان نماي که هستي ، يا چنان باش که مي نمايي .
جبران خليل جبران : قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت مي يابد ولي گوشهايتان در حسرت و آرزويند که آواي چنين شناختي را که بر قلبهايتان فرود مي آيد ، بشنوند .
اُرد بزرگ : راهي جز نرمش و بازي با زندگي نيست .
هانري استانتون : تمام دنياي پهناور را بگرديد ، دري بر روي آدم بي پول گشاده نخواهيد يافت .
بزرگمهر  : خرد ، آدمي را گرانبهاترين چيز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است . و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجويد ، چه دانشور سرور سروران است . و اگر از آن هم بي بهره بود بايد دلير باشد و در ميدان نبرد بي باک باشد تا در نظر پادشاه گرامي ، و پيوسته شاد و فرمانروا باشد .و اگر اين نيز نداشت  ديگر درخور زنده ماندن نيست ، و بهتر است که مرگ وي را دريابد . 
ارد بزرگ : رازهاي بزرگ ، در ژرفاي کمي نيست .
هربرت مارکوزه  : آزادي تلاش خردمندانه آدمي در جستجوي علت حادثه هاست .
نرمن وينسنت پيل: وقتي همه نيروهاي جسمي و ذهني متمرکز شوند توانايي فرد براي حل مشکلات به طور حيرت انگيزي چند برابر مي شود.
نت رايلي : اگر در کارتان در حال پيشرفت نيستيد و بهتر نمي شويد ، پس داريد بدتر مي شويد.
فردريش  نيچه :حرف کساني که مي گويند عشق بري از خودخواهي ست  خنده دار است زيرا  همه چيز طبق خواست قدرت ما است.
ارد بزرگ : درون ما از نگاه تيزبين خردمندان ، پنهان نيست .
هنري گيلر : انسان بزرگتر از يک جهان و بزرگتر از مجموعه جهانهاست ، در اتحاد جان با تن رازي بيش از راز آفرينش جهان نهفته است .
لويي پاستور: مسرات حقيقي در اثرازدواج بدست ميآيد
اُرد بزرگ : در هر سرنوشتي  راز و انديشه اي نهفته است .
اشپنگلر : مردان بزرگ تاريخ سرنوشت ملتها را تعيين مي کنند.
جبران خليل جبران : نصيحت  جبران خليل جبران به زوج هاي جوان به هنگام شادي :و همگام نغنمه ساز کنيد و پاي بکوبيد و شادمان باشيد ، اما امان دهيد که هر يک در حريم خلوت خويش آسوده باشد و تنها .
چون تارهاي عود که تنهايند هر کدام ، اما به کار يک ترانه ي واحد در ارتعاش.
بزرگمهر  : دانايان روشندل مي دانند که دوران زندگي دراز نيست ، تن آدمي از اين جهان است و روان از سراي ديگر .
جبران خليل جبران : شادماني اسطوره ايست که در جستجويش هستيم.
نيدو کيوبين : هيچ چيز به اندازه تمرکز انرژي روي تعداد محدودي از هدف ها به زندگي تان توان و نيروي بيشتر نمي دهد.
اُرد بزرگ : ديدگاه  توده آدميان بهترين پشتيبان برگزيدگان است .
هوراس : وقتي که پرکاهي به چشمتان مي رود ، آن را بيرون مي آوريد . وقتي عادتي بد وارد روح شما مي شود ، مي گوييد : سال ديگر معالجه اش مي کنيم .
لابروير : سخاوت در زياد دادن نيست، در به موقع دادن است.
اُرد بزرگ : در کنارمان دلروبايمان هست و اگر نيست ، رهسپار رسيدن به اويم ، پس تنهاي وجود ندارد .
کاترين پاندر : يکي از عظيم ترين اسرار عشق و محبت اين است که بياموزيد: چگونه آرمان ها و انديشه هاي ناهماهنگ را از ذهن خود بزدائيد و همواره آرزوهايي کنيد که صادقانه مي خواهيد نه آن چرا که فکر مي کنيد شايد بتوان بدست آوريد.
نانسي سيمس :هر روز همان روز را زندگي کن و بدين سان تمامي عمر را زندگي کرده اي.
اُرد بزرگ :  کژي و ناراستي ، شکافنده و رخنه گاه انديشه اهريمن خواهد شد . 
لقمان: شر با شر خاموش نمي شود چنان که آتش با آتش، بلکه شر را خير فرو مي نشاند و آتش را آب.
بزرگمهر  : در آيين خرد در هر کاري انديشه بايد .
اُرد بزرگ : کسي که مي ماند و نمي پرد به يک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است.
جبران خليل جبران : گنجي که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه اي که خود نمي دانيد ، کشف خواهد شد .
هنري وان رايک : حافظه آفريده اي هوس باز و مستبد است . هرگز نمي توانيد بگوييد که از کرانه درياي زندگي چه سنگريزه اي را بر مي گيرد و در گنجينه خود نگاه مي دارد ، يا کدام گل ناشناخته اي را از مزرعه مي چيند ، و به عنوان رمز انديشه هايي که در اعماق قرار گرفته اند و روزي اشک به چشم مي آورند حفظ مي کند . و با اين همه در اين شک ندارم که مهمترين چيزها آنها هستند که بهتر به ياد مي آيند .
لامنه : درسهائي که بر زانوي مادر آموخته شده ، آموزش هايي که پدر داده ، همراه با داستانهاي شيريني که در کنار بخاري به گوش خورده ، يادگارهاي شيريني است که هرگز کاملاً از ياد نمي رود .
ارد بزرگ : کسي که کردار شايسته را زير پا مي گذارد توانايي نمي يابد تا  پا بر نخستين پله پيروزي بگذارد 
فردريش  نيچه :حقيقت مانند آب دريا است چون نمک  آب دريا زياد است تشنگي را رفع نمي کند. اگر حقيقت آدمي تحريف شود مثل آب شور دريا خواهد بود که تشنگي اش را رفع نخواهد کرد.
هانري بروکس آدامز :ما با مشکلات مي جنگيم تا آسايش بيابيم ، ولي وقتيکه آسايش يافتيم آن را غير قابل تحمل مي يابيم .
بيل‌گلد : من در زمان خودم با معدود افرادي مواجه شدم كه اشتياق شديدي به كار سخت داشتند. خوشبختانه همه آنها همكاران من بودند.
بيگن : تن درست براي روان ، مهمانخانه ، و براي تن ناسالم بيمارستان است .
اُرد بزرگ : کين خواهي از خاندان يک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه توانايي انسانهاي  فرهمند .
سيسرون : آنچه را که با خوشي و لذت آموخته ايم ، هرگز فراموش نمي کنيم .
لايب نيتس : من احساس مي کنم مختارم پس مختارم.
ارد بزرگ : کوششهاي سياسي براي جوانان ، مردابي مرگبار است .
بزرگمهر  : در نظر خردمند شاديي که غم به دنبال دارد بي ارزش است .
همر : آغاز و پايان جنگ توسط خون صورت مي گيرد .
لوتر : دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر مي شود .

بالای صفحه

راهنمايي گرفتن ازخدا به واسطه قرآن کريم

از شنيدن حرفهاي دکتر، مات و مبهوت شده بود. يعني ممکن بود؟ با چشمان گريان از مطب خارج شد. تمام راه اشک ريخت توجهي به نگاههاي متعجب اطرافيانش نداشت. اصلاً هيچ کس را نمي‌ديد. انگار در اين عالم نبود. وارد خانه که شد ، بچه‌ها با خوشحالي به طرفش دويدند : " مامان ، بابا تلفن کرد و گفت حالش خوبه، تازه رسيده اهواز " محبوبه سعي کرد خودش را خوشحال نشان بدهد.
- خوب بابا محسن ديگر چي گفت ؟
- گفت دوباره زنگ مي‌زنه.
غم محبوبه دو برابر شد. چگونه حقيقت را به محسن مي‌گفت؟ تا به‌ حال به او دروغ نگفته بود. بغض گلويش را مي‌فشرد اما سعي کرد خودش را کنترل کند تا بچه‌ها اشکهايش را نبينند.
چند روزي غم تمام خانه‌ي فكرش را اشغال كرده بود. هرچه سعي مي‌كرد آن را لااقل براي ساعتي از ذهنش خارج كند موفق نمي‌شد. آخر ماه بود و او بايد كرايه‌ي خانه را دو دستي تقديم صاحبخانه مي‌كرد اوضاع مالي خانواده اصلاً مناسب نبود. از وقتي هم كه محسن به جبهه رفته بود زندگي آنها با كمك‌هاي پدرش مي‌گذشت. بسيار اتفاق مي‌افتاد كه بار زندگي نفس محبوبه را مي‌گرفت.
نبود محسن خودش بزرگترين مشكل زندگي‌اش بود، زيرا او بايد جاي پدر را هم براي بچه‌ها پر كند. همه‌ي مشكلات را تحمل كرده بود اما در مقابل اين يكي به قول معروف كم آورده بود. در چنين شرايطي حتي تصور فرزند سوم هم تنش را مي‌لرزاند عقلش براي حل اين مشكل جديد هزار راه رفته و برگشته بود. گويا اين مشكل تنها يك راه داشت هرچند فكر آن نيز لرزه به اندامش مي‌انداخت.
گويا روزگار عزم خود را جمع كرده بود كه او را به زانو درآورد و او براي رهايي از اين گرداب بايد زودتر كاري مي‌كرد و تصميمي مي‌گرفت زيرا هرچه زمان مي‌گذشت بار گناهي كه قصد انجامش را داشت سنگين‌تر مي‌شد. مي‌دانست اگر محسن از فكر او باخبر شود براي منصرف كردن او حتي جبهه را رها كرده و به خانه برمي‌گردد. وقتي بچه‌هايش را در آغوش مي‌گرفت، حس مادرانه‌اش بر او سايه مي‌انداخت. از خودش متنفر مي‌شد كه چطور جرأت و اجازه فكر كردن به چنين موضوعي را به خود داده است. چطور دلش مي‌آمد موجودي را كه از گوشت و خون او به وجود آمده را از بين ببرد. بارها از دوستان خود جريان مادراني را كه حق حيات را از فرزندان خود گرفته و اجازه نداده بودند رنگ اين دنيا را ببينند، شنيده بود. آن وقت‌ها محبوبه پيش خود تصور مي‌كرد كه اين مادران عجب موجودات قسي القلبي هستند ، در نظر او آنها جنايت‌كار بودند. حالا خودش در چنين شرايطي قرار گرفته بود. شرمنده بود و از عقوبت اين كار مي‌ترسيد.
يك روز كه محسن تلفن كرده بود تا حال محبوبه و فرزندانش را بپرسد متوجه شد كه همسرش مثل هميشه سرحال نيست. پرسيد : محبوبه جان اتفاقي افتاده؟
اتفاق ؟ نه ، يعني راستش مي‌خواستم در مورد كاري باهات مشورت كنم.
محسن مكثي كرد و پرسيد : چه كاري؟ و محبوبه تازه متوجه شد كه چه اشتباهي كرده است چون حالا مجبور است جريان را براي همسرش تعريف كند ، با دستپاچگي گفت : هيچي، اصلاً ول كن ، هر وقت برگشتي برايت تعريف مي‌كنم.
محسن كه نگران شده بود ادامه داد : اما تو مي‌خواستي يك چيزي بگي! بگو، گوش‌ مي‌كنم.
محبوبه كه از دست خودش پاك كلافه شده بود گفت : گفتم كه چيزي نيست، اصلاً تا صداي تو را شنيدم مشكلم حل شد حالا از خودت و جبهه برام بگو.
- بميل خودته، اما اگر نتونستي تصميم بگيري استخاره كن.
محبوبه در دلش به راهنمايي محسن خنديد، استخاره كند آن هم براي گناه مسلماً با شديد‌ترين آيات عذاب روبرو مي‌شد. اما وقتي با محسن خداحافظي كرد احساس كرد راه جديدي به رويش باز شده .
بد هم نگفت ، ضرري نداره.
وضو گرفت انگار پناهگاهي پيدا كرده بود و مي‌خواست زودتر خود را در پناه آن جاي دهد. اضطرار و درماندگي اشك را از چشمانش جاري ساخته بود. از شيطان رانده شده به پروردگارش پناهنده شد و قرآن را گشود.
وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيرًا. الاسراء/31
و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشيد! ما آنها و شما را روزى مى‏دهيم؛ مسلماً کشتن آنها گناه بزرگى است!
اكنون سالهاست محبوبه با شنيدن و يا ديدن اين آيه به صورت زيباي منير خيره مي‌شود و خداوند را به خاطر راهنماييهايش سپاس مي‌گويد.
بر اساس خاطره‌اي از م- جامي


دستگيري دزد خواب آلود
تبهکاري که هنگام ورود و خروج رانندگان به توقفگاه خانه شان ، از غفلت آنان سو استفاده مي کرد و خودرو مي دزديد با تلاش پليس پايتخت نقره داغ شد.
به گزارش ايسکانيوز، مرد ميانسالي به نام "بهروز" چندي پيش هراسان به اداره آگاهي مرکز رفت و گفت:داشتم در پارکينگ خانه ام را باز مي کردم تا ماشينم را داخل ببرم که ناگهان مرد جواني "مزدا" مرا در حالت روشن دزديد.
به دنبال اين شکايت ، پليس از چندين فقره دستبرد مشابه باخبر شد و رسيدگي تخصصي به پرونده را در دستور کار خود قرار داد.
با گذشت يک ماه از چهره نگاري رايانه اي ، سرانجام ديروز متهم 25 ساله به نام "محسن" در خيابان خاوران ، رديابي شد.او داخل يکي از خودروهاي مالباختگان ، خوابيده بود که دستگير شد.
"محسن" در بازجويي ها به دزديدن چندين دستگاه پژو 405، زانتيا، مزدا، پژو 206 و ... اعتراف کرد و به تشريح شگردهايش پرداخت.
 او روز يکشنبه از سوي "قريشي زاده" رييس شعبه ششم دادياري داسراي ناحيه 27 روانه بازداشتگاه شد و تجسس هاي کارآگاهان براي کشف خودروهاي مورد نظر ادامه يافت.

سقوط يک فروند بالگرد توريستي در لوس‌آنجلس 6 کشته و زخمي برجاي گذاشت
سقوط يک فروند بالگرد توريستي در نزديکي لوس آنجلس سه کشته و سه مجروح بر جاي گذاشت.
بالگرد Eurocopter AS-350 يک هواپيماي توريستي بوده که ساعت 9:20 صبح به دليل شرايط آب و هوايي نامطلوب، در يک منطقه تفريحي و قايقراني واقع در 35 کيلومتري جنوب غرب لوس آنجلس سقوط کرد. دو مرد و يک زن پس از بروز حادثه در دم جان سپردند و دو مجروح ديگر سانحه نيز حالشان وخيم اعلام شده و هنوز هويت زخمي ها مشخص نشده است.
علت وقوع حادثه هنوز مشخص نيست و هيچ يک از مسوولان شرکت ايسلند اکسپرس، اپراتور بالگرد سانحه ديده براي توضيح درباره حادثه فوق تاکنون در دسترس نبوده‌اند.
يکي از شاهدان حادثه در گفت‌وگو با يک شبکه تلويزيوني محلي ABC7 گفت‌:‌ بالگرد پس از سقوط، دچار حريق شده كه اين امر باعث آتش سوزي فضاي سبز اطراف محل سانحه شد.
ماموران آتش نشاني لوس آنجلس، سه بالگرد براي رساندن بازماندگان به بيمارستان و پيدا کردن قربانيان به منطقه اعزام کردند. هنوز معلوم نيست که خلبان بالگرد مرده يا زنده است.