سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۳۷
 
۵ عبرت آموزی  
 
شماره قبل

بهاى بهشت

هم دعا از تو، اجابت هم ز تو
 ايمنى از تو، مهابت هم زتو
 
و ملتمسانه از او بخواهيم كه اين باب را به رويمان گشوده بدارد و سعادت همسخنى باخويش را هرگز از ما نستاند و اين عيش مباركِ همنشينى با خويش را هرگز از ما دريغ ندارد.

اى خدا اين وصل را هجران مكن
 سرخوشان عشق را نالان مكن

بهاى بهشت

خداوند سبحان به انسان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. لايَدْخُلُجَنَّتي إِلاّ مَنْ تَواضَعَ لِعَظَمَتي .
2. وَ قَطَعَ نَهارَهُ بِذِكْري .
3. وَ كَفَّ عَنِ الشَّهَواتِ مِنْ اءَجْلي .
4. وَ يُواخِى الْغَريبَ.
5. وَيُواسِي الْفَقيرَ.
6. وَ يَرْحَمُ الْمُصابَ.
7. وَ يُكْرِمُ الْيَتيمَ وَ يَكُونُ لَهُ كَالاَْبِ الرَّحيمِ.
9. وَلِلاَْرامِلِ كَالزَّوْجِ الشَّفيقِ.
10. فَمَنْ كانَ هذِه صِفَتُهُ، يَكُونُ إِنْدَعاني لَبَّيْتُهُ.
11. وَ إِنْ سَاءَلَني اءَعْطَيْتُهُ.(39)
اى فرزندآدم !
1. به بهشتم راه نمى يابد، مگر كسى كه براى عظمتم فروتنى ورزد.
2. و روز [و روزگار]ش را به يادم بگذراند.
3. و خويشتن را به خاطر من از شهوات باز دارد.
4. و با مردمان غريب ، برادرى كند.
5. و با مردمان فقير، مواسات و ايثار نمايد.
6. و به بينوايانِ مصيبت زده ، رحمت آرَد.
7. و يتيم [و بى سرپرست ] را اكرام و احترام نمايد و براى او چونان پدرى مهربانباشد.
9. و براى بيوه زنان ، همانند همسرى دلسوز و مِهروَرز باشد.
10. پس ، هركس كه اوصاف [و رفتار]ش چنين باشد، اگر مرا بخواند به ندايش لبّيكو پاسخ مى گويم .
11. و اگر از من درخواست كند عطايش مى كنم .
از الطاف حكيمانه خداوند سبحان به آدميان ، آن است كه شوق وصول به سعادت را در نهاد آنان بر مى انگيزد و سپس راهوصول به حيات خجسته را به آنان مى نماياند و آن گاه درطول مسير، راهنماييشان مى كند و در تنگناها و گذرگاههاى خطير، دستگيرى و ياريشان مىنمايد... و سرانجام به سر منزل مقصود و جايگاه موعودشان مى رساند.
اى خوش آن روز كه پرواز كنم تا بَرِ دوست
 
به هواى سر كويش پر و بالى بزنم !
 
كُرنشى صادقانه در پيشگاه معبود و پيوندى ماندگار با آن محبوب و اُنس هميشگى با يادو نام او و بازداشتن خويشتن از خواهشهاى ناروا، براى جلب رضاى خداى سبحان ، و سپس شفقت ورزيدن با خلق خدا، باريابى به بارگاه كبريايى پروردگار را ثمر مى دهد. وآن گاه است كه لطف بى كران الهى ، آبشارگونه بر سر و جان انسان فرو مى بارد وآدمى به هدف نهايى و كمال مطلوب نائل مى آيد.
هشدار پروردگار!
خداوند به آدمى مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. تَسْاءَ لُني فَاءَمْنَعُكَ، لِعِلْمي بِما يَنْفَعُكَ.
2. ثُمَّ تُلِحُّ عَلَيَّ بِالْمَسْاءَلَةِ، فَاُعْطيكَ ما سَاءَلْتَ.
3. فَتَسْتَعينُ بِه عَلى مَعْصيَتي .
4. فَاءَهُمُّ بِهَتْكِ سِتْرِكَ فَتَدْعُوني ، فَاءَسْتُرُ عَلَيْكَ.
5. فَكَمْ مِنْ جَميلٍ اءَصْنَعُ مَعَكَ، وَ كَمْ مِنْ قَبيحٍ تَصْنَعُ مَعي ؟!
6. يُوشِكُ اءَنْ اءَغْضَبَ عَلَيْكَ غَضْبَةً لااءَرْضى بَعْدَها اءَبَدا!(40)
اى فرزندآدم !
1. از من درخواست مى كنى [و خواسته هايى مى طلبى ] امّا از تو دريغ مى دارم ؛ زيرا منبه آنچه برايت سودمند [و يا زيانبار] است آگاهم .
2. سپس بر خواسته ات اصرار مى ورزى ، پس آن گاه آنچه را خواسته اى عطايت مى كنم.
3. سپس از آنچه عطايت كرده ام ، در راه معصيت من بهره مى برى [و از آن نعمت ، سوءاستفاده مى كنى و آن را در راه نافرمانى ام به كار مى گيرى ].
4. پس آن گاه به پرده درى [و مجازات ] و رسوايى ات همّت مى گمارم ؛ امّا تو مرا مىخوانى [و به تضرع و پوزش ، طلب بخشايش و عفو مى نمايى ] و من بر تو پرده پوشى مى كنم و رسوايت نمى سازم .
5. چقدر با تو خوبى مى كنم و چقدر با من بدى مى كنى ؟!
6. [از خشم و قهر من پروا گير و به راه صلاح و صواب بازگرد، و گرنه ] نزديك است كه چنان بر تو خشمناك شوم كه پس از آن ديگر هرگز از تو راضى و خشنود نگردم!
بينش بسيارى از ما آدميان ، در باب دعا و نيايش ، بينشى ناصواب و نادرست است ؛ به اين گونه كه : مى پنداريم ((دعا)) يعنى خواستن نيازهاى شخصى و معيشتى از خداوند وبس . و نيز، هرچه ما از خدا خواسته ايم بايد به همان گونه و بى كم و كاست عطايمانكند، و اگر نكرد، معلوم مى شود كه به ما عنايتى ندارد و دعايمان مستجاب نگشته وسودى به حالمان ندارد!...
اين نگرشِ خطا، زيانمند است و اى بسا كه سبب نااميدى و رميدگى آدمى از درگاه خداوندگردد و يا حوادث و مسائلى دل آزار و مصيبت بار در زندگى انسان پديد آورد.
ما بندگان كه از آينده مان بى خبريم و مصلحت و مفسدت خويش را به خوبى نمى دانيم ،همان بهتر كه زمام همه امور و شؤ ون حياتمان را به خداوند بسپاريم و در دعاها و خواسته هامان نيز ((مصلحت اجابت )) را به خداى رحمان وانهيم . البته خدا خود به دعا دعوتمان فرموده و وعده اجابت نيز داده است و وعده او حق است و تخلّف ناپذير؛ امّا ما چون به اسرارغيب آگاه نيستيم ، وظيفه خويش را كه همانا دعا كردن است بايد انجام دهيم و اجابت را كههمانا لطف خداوند است به او واگذاريم .
((چون نه اى آگاه از اسرار پنهان ، غم مخور.))
و امّا مطلب فراتر و عاليتر آن است كه : دعا و نيايش ، فى نفسه و به خودىِ خود و باقطع نظر از اجابت يا عدم اجابت آن ، مطلوب و بلكه واجب است . و نيز اينكه : در دعاهامان به خواسته ها و نيازهاى معيشتى اكتفا نكنيم ؛ بلكه خويشتن و آرمانهايمان را فراترببريم و مطلوبهاى ((فرامعيشتى )) را بطلبيم و باز هم بيشتر اوج گيريم و محبوب ومطلوب نهايى ، يعنى خودِ خداوند را بجوييم ! او را كه بيابيم همه چيز داريم : ((چون كه صد آيد، نود هم پيش ماست !)). به فرموده امام حسين 7:
((ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَاالَّذي فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ :(41)
آن كه تو را باخت ، چه دارد؟! و آن كه تو را يافت ، چه ندارد؟!))
لذت انس با خداى مهربان و چشيدن حلاوت لقاى او و درك همنشينى با محبوب و همسخنى وراز و نياز نجواگونه با وى ، از تمامى نعمتهاى هستى ، ارزنده تر است .
هركس ز درِ تو حاجتى مى طلبد
 
من آمده ام از تو، تو را مى خواهم !
 
عاقبت انديشى

خداى سبحان به آدميان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. لَمّا رَزَقْتُكُمُ اللِّسانَ وَ اءَطْلَقْتُ لَكُمُ الاَوْصالَ وَ رَزَقْتُكُمُ الاَْمْوالَ، جَعَلْتُمُ الاَْوْصال َكُلَّها عَوْنا عَلَى الْمَعاصي ؛ كَاءَنَّكُمْ بي تَغْتَرُّونَ وَ بِعُقُوبَت ي تَتَلاعَبُونَ!
2. وَ مَنْ اءَجْرَمَ الذُّنُوبَ وَ اءَعْجَبَتْهُ حُسْنُهُ فَلْيَنْظُرِ الاَْرْضَ كَيْفَ لَعِبَتْ بِالْوُجُوهِ فِيالْقُبُورِ وَ تَجْعَلُها دَميما!
3. إِنَّمَا الْجَمالُ جَمالُ مَنْ عُوفيَ مِنَ النّارِ.
4. وَ إِذا فَرَغْتُمْ مِنَ الْمَعاصي ، رَجَعْتُمْ إِلَىٍَّّ.
5. اءَحَسِبْتُمْ اءَنّي خَلَقْتُكُمْ عَبَثا؟!
6. إِنّي إِنَّما جَعَلْتُ الدُّنْيا رَديفَ الا خِرَةِ.
7. فَسَدِّدُوا وَ قارِبُوا!
8. وَ اذْكُرُوا رِحْلَةَ الدُّنْيا وَ ارْجُوا ثَوابي وَ خافُوا عِقابي !
9. وَاذْكُرُوا صَوْلَةَ الزَّبانيَةِ وَ ضيقَ الْمَسْلَكِ فِي النّارِ وَ غَمَّ اَبْوابِ جَهَنَّمَ وَ بَرْدَالزَّمْهَريرِ!
10. اءُزْجُرُوا اءَنْفُسَكُمْ حَتى تَنْزَجِرَ وَ اءَرْضُوها بِالْيَسيرِ مِنَ الْعَمَلِ.
سُبْحانَ خالِقِ النُّورِ.(42)
عضاى بدن در اختيارتان نهادم و اموال و ثروت عطايتان كردم ، همه اندام و اعضاى خويشرا در مسير گناهان به كار گرفتيد! گويا با من نيرنگ 2. و آن كه خويشتن را بهگناهان مى آلايد و زيبايى چهره اش وى را به خودپسندى و غرور وامى دارد، بايد[انديشناكانه ] به زمين بنگرد كه چگونه با چهره ها در قبرها بازى مى كند و آنها را چهسان زشت و بدمنظر مى نمايد!
3. همانا زيبايى از آنِ كسى است و كسى زيباست كه از آتش دوزخ بِرَهَد و معاف گردد.
4. و آن هنگام كه از گناهان فارغ گشتيد، به سوى من بازخواهيد گشت !
5. آيا پنداشتيد كه بيهوده تان آفريده ام ؟!
6. من اين جهان را تابع [و ذخيره گاه ] جهان آخرت قرار دادم .
7. پس ، استقامت ورزيد و به اصلاح و صلاح بپردازيد وتوشه برگيريد.
8. و كوچيدن و رحلت از دنيا را به ياد آريد و به ثواب و پاداش من اميد بنديد و آن رابجوييد و بطلبيد و از كيفرم بهراسيد!
9. و صَولت و هيبت شعله هاى آتش و تنگى راه جهنم و سوزندگى و هولناكى دوزخ وسرماى زمهرير را به ياد آوريد!
10. نَفْسهاتان را [مهار زنيد و از سركشى و طغيان ] بازداريد تا باز ايستند و آنها رابه ارتكاب كارها [و خواهشهاى ] اندك ، راضى كنيد.
ستايش و تسبيح بر آفريدگار نور [و هدايت ] باد!
دورنگرى و نيز سنجش موشكافانه پديده ها و حوادث جهان ، شرط خردمندى است .نگرشى ژرف در سرنوشت و مسير حيات انسان ، آدمى را به انديشناكى و عاقبت انديشىهمه جانبه فرامى خواند. نعمتهاى اين جهان و ابزارهايى كه خداوند در زندگانى گذراىدنيا در اختيار مردمان نهاده است ، همگى وسيله امتحانند و توشه راه براى به سلامتگذشتن از اين جهان و رساندن خويشتن به منزلت تقدير شده براى آدميان . ((حسن استفاده)) و بهره بردن نيكو از اين رهتوشه ها، ((حُسن عاقبت )) به ارمغان مى آورد، و ((سوءاستفاده )) از آنها، فرو افتادن در بيراهه و ((سوء عاقبت )) را در پى دارد.

هر كه اوّل بين بُوَد، اَعمى بُوَد
 هر كه آخربين ، چه با معنا بُوَد
 حكم چون بر((عاقبت انديشى ))است
 پادشاهى بنده درويشى است
 ((عاقبت بينان )) بُوَند اهل رشاد
 درنگر، واللّه أَعلم بالسَّداد

بالای صفحه

مراحل بنده خوب بودن
قسمت سوم
هيچ غايتى جز معرفت خداوند، براى انسان متصوّر نيست و كمال انسان، تنها در اين محدوده رقم مى‏خورد و تمامى جاذبه‏هاى ديگر، جملگى براى به حركت درآوردن آدمى و فراخوان وى به معرفت خداوند هستند. در اين مسير است كه "عبادت" جايگاه خود را پيدا مى‏كند؛ آن هم به صورت عبادتى موزون و حساب شده كه بايد به صورتى خاص به جاى آورده شود. بدون اين عبادت، سرّ حيات بى‏رنگ خواهد شد و انسان در بيغوله جاذبه‏هاى ديگر، راه اصلى را به فراموشى خواهد سپرد؛ مثلاً نمازهاى پنج گانه در تمامى عمر، همانند تابلوها و چراغ‏هايى است كه در مسيرى سخت، طولانى و پرحادثه، انسان را به تبعيت از خود فرا مى‏خواند تا او را از پرتگاه‏هاى سقوط و گزند حوادث سنگين، باز دارد. بدون نماز، آدمى در مسير زندگى، گوهر عبوديت خويش را در برابر ذات لايزال احديت، به فراموشى خواهد سپرد و در نتيجه از كمال خويش باز خواهد ماند. از همين‏رو، تمامى پيامبران الهى و كتاب‏هاى آسمانى، آدمى را به نماز دعوت كرده‏اند. آنچه گفته شد، تنها اشاره‏اى كوتاه به فلسفه فردى نمازبود و نماز و ديگر عبادات، از جهات مختلف اجتماعى، فرهنگى، سياسى و ... داراى حكمت‏هاى عميقى است. خلاصه سخن آنكه:
1. خداى متعال كمال محض است و جامع همه كمالات بلكه عين كمال است.
2. يكى از كمالات الهى حكمت است؛ به همين دليل تمام افعال الهى هدفمند است.
3. از افعال الهى، آفرينش جهان هستى و گل سرسبد آن (انسان) است.
4. هدف آفرينش، رسيدن به كمال (تكامل) است.
5. اين حقيقت جز از راه صحيح (صراط مستقيم) ميسر نمى‏شود.
6. صراط مستقيم همان بندگى خداوند است: "أَنِ اعْبُدُونِى هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ" ؛ (يس (36)، آيه 61.) بندگى؛ يعنى، اطاعت از همه دستورات و قانون الهى كه مهم‏ترين و بارزترين آنها، در قالب عبادت تجلى مى‏يابد. (براى آگاهى بيشتر ر.ك: حكمت عبادات، آيت‏اللّه‏جوادى آملى.)
سخن در اين زمينه زياد است ولي بهتر آن است که ويژگى مؤمنان و بندگان خوب خدا را در دو ساحت فردى و اجتماعى با توجه به آيات شريفه قرآن و روايات اهل بيت(ع) براي شما شمارش كنيم. البته تذكر اين نكته لازم است كه در صلاح و ايمان تفاوتي ميان زن و مرد نيست و هر دو صنف در صفات خير اشتراك دارند:
1ـ فردى:
1-1. توكل بر خدا (انفال / 2)
1-2. هنگام ياد خدا قلبشان ترسان و لرزان (انفال / 2، توبه / 51)
1-3. محافظت بر اداء فرايض خصوصا نماز (مؤمنون / 9)
1-4. عفت و پاكدامنى (مؤمنون / 5)
1-5. خشوع در نماز (مؤمنون / 2)
1-6. رويگردانى از امور لغو و بيهوده (مؤمنون / 3)
1-7. افزايش ايمان هنگام شنيدن آيات الهى (انفال / 2)
1-8. همسان مرد در طاعت و کمالات معنوي (احزاب / 35).
2ـ اجتماعى
1ـ2ـ امر به معروف و نهى از منكر (توبه / 71، آل عمران / 114)
2ـ2ـ تأمين حوائج مادى ديگران (توبه / 71، انفال / 3)
3ـ2ـ تعاون و هميارى با برادران ايمانى (توبه / 71)
4ـ2ـ تواضع با مردم (فرقان / 63)
5ـ2ـ پيشى گرفتن در انجام امور خير (مؤمنون / 59)
6ـ2ـ عدم طرح دوستى با كافران (مجادله / 22)
7ـ2ـ كوشش در امانتدارى (مؤمنون / 8)
8ـ2ـ وفاى به تعهدها و قراردادها (مؤمنون / 8)
9ـ2ـ اطاعت از رسول خدا(ص) (انفال / 1)
امام صادق(ع) در يك روايت 8 ويژگى براى مؤمن ذكر فرموده‏اند:
1ـ به هنگام شدايد و سختى‏ها سنگين و آرام،
2ـ در برابر گرفتاريها و آزمونهاى ناخوش‏آيند دنيا بردبار،
3ـ به هنگام وسعت روزى و آسايش سپاسگذار و شاكر،
4ـ به همان اندازه از روزى كه خداوند متعال به او ارزانى داشته قانع و راضى،
5ـ به دشمنان ستم و تجاوز ننمايد،
6ـ بارش را به دوش دوستان نيفكند و يا آنكه به خاطر عوالم دوستى بار گناه آنان را به دوش نكشد،
7ـ بدنش در طاعت از خداوند و خدمت به خلق، در رنج و سختى است،
8ـ مردم از ناحيه او در آسايش و آرامش خاطرند،
در پايان فرمود: علم يار و همدم مؤمن، حلم و بردبارى وزير، راهبر و مشاور او، عقل و خرد فرمانرواى اعمال او.رفق و مدارا برادر و بازوى او و احسان و نيكوكارى پدر دلسوز و مهربان اوست. (سفينه البحار، ج 1، ص 37). به هر روى مؤمن حقيقى عالَمى بى منتهاست.
الحذر اى مؤمنان كآن در شماست
*صلاح و تقوي در بيان امير المومنين علي (ع)
سخنان اميرالمؤمنان(ع) درباره تقوا بسيار است كه نقل همه آنها از عهده اين پاسخ خارج است؛ بنابراين در اين جا تنها به يكى از خطبه‏هاى آن حضرت درباره ويژگى‏هاى متقين اشاره مى‏كنيم:
يكى از ياران امام به نام "همام" به حضرت على(ع) عرض كرد: اى اميرالمؤمنين! پرهيزكاران را براى من آن چنان وصف كن كه گويا آنان را با چشم مى‏نگرم! حضرت در پاسخ او درنگى كرد و فرمود: "اى همام! از خدا بترس و نيكوكار باش كه خداوند با پرهيزكاران و نيكوكاران است". همام كه مردى مشتاق و مستعد كمالات معنوى بود، قانع نشد و در تقاضاى خود اصرار ورزيد. سرانجام امام(ع) تصميم گرفت تا صفات پرهيزكاران را براى همام بيان فرمايد. پس بعد از حمد و ثناى خداوند و درود بر پيامبر، سيماى پرهيزكاران را چنين ترسيم فرمود:
* سيماى پرهيزكاران
پرهيزكاران، در دنيا داراى فضيلت‏هاى برترند: سخنانشان راست، پوشش آنان ميانه‏روى، و راه رفتنشان همراه تواضع و فروتنى است. چشمان خود را بر آنچه خدا حرام كرده است، مى‏پوشانند، و گوش‏هاى خود را وقف دانش سودمند كرده‏اند. و در روزگار سختى و گشايش، حالشان يكسان است. و اگر نبود مرگى كه خدا بر ايشان مقدر فرموده است، روح آنان از شوق ديدار بهشت و از ترس عذاب جهنم حتى به اندازه چشم بر هم زدنى در بدن‏هايشان قرار نمى‏گرفت.
خدا درجاتشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند. بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت‏هاى آن به سر برده‏اند و جهنم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتار گشته‏اند. دل‏هاى پرهيزكاران اندوهگين، و مردم از آزارشان در امان، درخواست‏هايشان اندك و نفس و دامنشان پاك است. در روزگار كوتاه دنيا چندى صبر پيشه كردند تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند... .نهج‏البلاغه، همان، خطبه 193، (معروف به خطبه همام).
* شب پرهيزكاران
پرهيزكاران شب هنگام بر پا ايستاده مشغول نمازند. قرآن را جزء جزء و با تفكر و انديشه مى‏خوانند و با آن جان خود را محزون مى‏دارند و داروى درد خود را در آن مى‏يابند.
وقتى به آيه‏اى برسند كه تشويقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند و با جان پر شوق در آن خيره شوند و گمان مى‏برند كه نعمت‏هاى بهشت برابر ديدگانشان قرار دارد، و هرگاه به آيه‏اى مى‏رسند كه ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى‏سپارند و گويا بر هم خوردن شعله‏هاى آتش، در گوششان طنين افكن است. پس قامت به شكل ركوع خم كرده و پيشانى و دست و پا بر خاك ماليده، از خدا آزادى خود را از آتش جهنم مى‏طلبند.همان.
* روز پرهيزكاران
پرهيزكاران در روز، دانشمندانى بردبار و نيكوكارانى با تقوايند كه ترس الهى آنان را چونان تير تراشيده لاغر كرده است. كسى كه به آنها مى‏نگرد، پندارد كه بيمارند، اما آنان را بيمارى نيست و گويد خردهاشان آشفته است، در صورتى كه آشفتگى ظاهرشان نشأت گرفته از امرى بزرگ است. از اعمال اندك خود خشنود نيستند و طاعت فراوان خود را بسيار نمى‏شمارند. نفس خود را متهم مى‏كنند و از كردار خود ترسناكند. هر گاه يكى از آنان را بستانيد، از آنچه در تعريف او گويند، در هراس افتد و گويد: "من خود را از ديگران بهتر مى‏شناسم و خداى من، مرا بهتر از من مى‏شناسد. بار خدايا! مرا به آنچه مى‏گويند محاكمه نفرما! و بهتر از آنم قرار داده كه مى‏گويند! و گناهانى را كه از من نمى‏دانند، بيامرز!".همان.
* نشانه‏هاى پرهيزكاران
از نشانه‏هاى پرهيزكاران اين است كه او را در ديندارى‏اش نيرومند، نرم‏خو و دور انديش مى‏يابى كه داراى ايمانى پر از يقين، حريص در كسب دانش، با داشتن علم بردبار، در توانگرى ميانه‏رو، در عبادت فروتن، در تهيدستى آراسته، در سختى‏ها بردبار، در جست‏جوى كسب حلال، در راه هدايت شادمان، و پرهيز كننده از طمع‏ورزى مى‏باشد... .
هر يك از پرهيزكاران را چنين مى‏بينى كه آرزويش نزديك، لغزش‏هايش اندك، قلبش فروتن، نفسش قانع، خوراكش كم، كارش آسان، دينش حفظ شده، شهوتش در حرام مرد و خشمش فرو خورده است. مردم به خيرش اميدوار و از آزارش درامانند.
اگر در جمع بى‏خبران باشد، نامش در گروه يادآوران خدا ثبت مى‏گردد و اگر در يادآوران باشد، نامش در گروه بى‏خبران نوشته نمى‏شود. ستمكار در حق خود را عفو مى‏كند. به آن كه محرومش ساخته است، مى‏بخشد به آن كس كه با او بريده است، مى‏پيوندد. از سخن زشت دور، گفتارش نرم، بدى‏هاى او پنهان، كار نيكش آشكار، نيكى‏هاى او به همه رسيده و آزار او به كسى نرسيده است. در سختى‏ها آرام، در ناگوارى‏ها بردبار و در خوشى‏ها سپاس‏گزار است... مردم را با لقب‏هاى زشت نمى‏خواند، همسايگان را آزار نمى‏رساند، در مصيبت‏هاى ديگران شاد نمى‏شود و... .همان.
براى آشنايى بيشتر با صفات و ويژگى‏هاى عملى مؤمنان خطبه همام در نهج البلاغه را مطالعه فرماييد.
بالای صفحه

ترفند فرقه ي منحط بهائيت براي جذب دختران و پسران جوان 

 گروه يادشده با اين ترفند به ترويج انديشه هاي بهايي نيز مي پردازند و تاکنون در نقاط مختلف تهران جذب هايي نيز از بين دانش آموزان دبيرستان هاي دخترانه و پسرانه داشته اند.
افراد گروهي که خود را "کنيا" مي نامند، موظف شده اند تا با اهداي هدايا و بعضاً کمک هاي نقدي به جوانان دختر و پسر، آنان را جذب محافل پنهاني خود کنند.
 بر پايه اين گزارش، گروه يادشده با اين ترفند به ترويج انديشه هاي بهايي نيز  مي پردازند و تا کنون در نقاط مختلف تهران جذب هايي نيز از بين دانش آموزان دبيرستان هاي دخترانه و پسرانه داشته اند.
در ماه هاي اخير جريان بهائيت در برخي از نقاط تهران و برخي از شهرهاي شمال غربي و مرکزي ايران فعاليت خود را تشديد کرده است.
 چندي پيش نيز خبري مبني بر فروش سي دي هاي آموزشي اين گروه در سيستان و بلوچستان منتشر شد که در قالب آموزش، شيعه را نيز تکفير مي کرد.

بالای صفحه

سخنان حکیمانه
الين چانک : آدم شجاع يکبار مي ميرد ولي ترسو هزار بار .
بازيل : حافظه پرونده تخيل و گنجينه عقل دفتر ثبت وجدان و مخزن انديشه است .
بايزيد بسطامي : يا چنان نماي که هستي ، يا چنان باش که مي نمايي .
جبران خليل جبران : قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت مي يابد ولي گوشهايتان در حسرت و آرزويند که آواي چنين شناختي را که بر قلبهايتان فرود مي آيد ، بشنوند .
اُرد بزرگ : راهي جز نرمش و بازي با زندگي نيست .
هانري استانتون : تمام دنياي پهناور را بگرديد ، دري بر روي آدم بي پول گشاده نخواهيد يافت .
بزرگمهر  : خرد ، آدمي را گرانبهاترين چيز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است . و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجويد ، چه دانشور سرور سروران است . و اگر از آن هم بي بهره بود بايد دلير باشد و در ميدان نبرد بي باک باشد تا در نظر پادشاه گرامي ، و پيوسته شاد و فرمانروا باشد .و اگر اين نيز نداشت  ديگر درخور زنده ماندن نيست ، و بهتر است که مرگ وي را دريابد . 
ارد بزرگ : رازهاي بزرگ ، در ژرفاي کمي نيست .
هربرت مارکوزه  : آزادي تلاش خردمندانه آدمي در جستجوي علت حادثه هاست .
نرمن وينسنت پيل: وقتي همه نيروهاي جسمي و ذهني متمرکز شوند توانايي فرد براي حل مشکلات به طور حيرت انگيزي چند برابر مي شود.
نت رايلي : اگر در کارتان در حال پيشرفت نيستيد و بهتر نمي شويد ، پس داريد بدتر مي شويد.
فردريش  نيچه :حرف کساني که مي گويند عشق بري از خودخواهي ست  خنده دار است زيرا  همه چيز طبق خواست قدرت ما است.
ارد بزرگ : درون ما از نگاه تيزبين خردمندان ، پنهان نيست .
هنري گيلر : انسان بزرگتر از يک جهان و بزرگتر از مجموعه جهانهاست ، در اتحاد جان با تن رازي بيش از راز آفرينش جهان نهفته است .
لويي پاستور: مسرات حقيقي در اثرازدواج بدست ميآيد
اُرد بزرگ : در هر سرنوشتي  راز و انديشه اي نهفته است .
اشپنگلر : مردان بزرگ تاريخ سرنوشت ملتها را تعيين مي کنند.
جبران خليل جبران : نصيحت  جبران خليل جبران به زوج هاي جوان به هنگام شادي :و همگام نغنمه ساز کنيد و پاي بکوبيد و شادمان باشيد ، اما امان دهيد که هر يک در حريم خلوت خويش آسوده باشد و تنها .
چون تارهاي عود که تنهايند هر کدام ، اما به کار يک ترانه ي واحد در ارتعاش.
بزرگمهر  : دانايان روشندل مي دانند که دوران زندگي دراز نيست ، تن آدمي از اين جهان است و روان از سراي ديگر .
جبران خليل جبران : شادماني اسطوره ايست که در جستجويش هستيم.
نيدو کيوبين : هيچ چيز به اندازه تمرکز انرژي روي تعداد محدودي از هدف ها به زندگي تان توان و نيروي بيشتر نمي دهد.
اُرد بزرگ : ديدگاه  توده آدميان بهترين پشتيبان برگزيدگان است .
هوراس : وقتي که پرکاهي به چشمتان مي رود ، آن را بيرون مي آوريد . وقتي عادتي بد وارد روح شما مي شود ، مي گوييد : سال ديگر معالجه اش مي کنيم .
لابروير : سخاوت در زياد دادن نيست، در به موقع دادن است.
اُرد بزرگ : در کنارمان دلروبايمان هست و اگر نيست ، رهسپار رسيدن به اويم ، پس تنهاي وجود ندارد .
کاترين پاندر : يکي از عظيم ترين اسرار عشق و محبت اين است که بياموزيد: چگونه آرمان ها و انديشه هاي ناهماهنگ را از ذهن خود بزدائيد و همواره آرزوهايي کنيد که صادقانه مي خواهيد نه آن چرا که فکر مي کنيد شايد بتوان بدست آوريد.
نانسي سيمس :هر روز همان روز را زندگي کن و بدين سان تمامي عمر را زندگي کرده اي.
اُرد بزرگ :  کژي و ناراستي ، شکافنده و رخنه گاه انديشه اهريمن خواهد شد . 
لقمان: شر با شر خاموش نمي شود چنان که آتش با آتش، بلکه شر را خير فرو مي نشاند و آتش را آب.
بزرگمهر  : در آيين خرد در هر کاري انديشه بايد .
اُرد بزرگ : کسي که مي ماند و نمي پرد به يک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است.
جبران خليل جبران : گنجي که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه اي که خود نمي دانيد ، کشف خواهد شد .
هنري وان رايک : حافظه آفريده اي هوس باز و مستبد است . هرگز نمي توانيد بگوييد که از کرانه درياي زندگي چه سنگريزه اي را بر مي گيرد و در گنجينه خود نگاه مي دارد ، يا کدام گل ناشناخته اي را از مزرعه مي چيند ، و به عنوان رمز انديشه هايي که در اعماق قرار گرفته اند و روزي اشک به چشم مي آورند حفظ مي کند . و با اين همه در اين شک ندارم که مهمترين چيزها آنها هستند که بهتر به ياد مي آيند .
لامنه : درسهائي که بر زانوي مادر آموخته شده ، آموزش هايي که پدر داده ، همراه با داستانهاي شيريني که در کنار بخاري به گوش خورده ، يادگارهاي شيريني است که هرگز کاملاً از ياد نمي رود .
ارد بزرگ : کسي که کردار شايسته را زير پا مي گذارد توانايي نمي يابد تا  پا بر نخستين پله پيروزي بگذارد 
فردريش  نيچه :حقيقت مانند آب دريا است چون نمک  آب دريا زياد است تشنگي را رفع نمي کند. اگر حقيقت آدمي تحريف شود مثل آب شور دريا خواهد بود که تشنگي اش را رفع نخواهد کرد.
هانري بروکس آدامز :ما با مشکلات مي جنگيم تا آسايش بيابيم ، ولي وقتيکه آسايش يافتيم آن را غير قابل تحمل مي يابيم .
بيل‌گلد : من در زمان خودم با معدود افرادي مواجه شدم كه اشتياق شديدي به كار سخت داشتند. خوشبختانه همه آنها همكاران من بودند.
بيگن : تن درست براي روان ، مهمانخانه ، و براي تن ناسالم بيمارستان است .
اُرد بزرگ : کين خواهي از خاندان يک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه توانايي انسانهاي  فرهمند .
سيسرون : آنچه را که با خوشي و لذت آموخته ايم ، هرگز فراموش نمي کنيم .
لايب نيتس : من احساس مي کنم مختارم پس مختارم.
ارد بزرگ : کوششهاي سياسي براي جوانان ، مردابي مرگبار است .
بزرگمهر  : در نظر خردمند شاديي که غم به دنبال دارد بي ارزش است .
همر : آغاز و پايان جنگ توسط خون صورت مي گيرد .
لوتر : دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر مي شود .
بالای صفحه

21 کشته يا زخمي در تظاهرات عليه اهانت به قرآن
دست کم سه نفر به دنبال تازه ترين اعتراض خياباني مردم افغانستان به هتک حرمت کتاب آسماني مسلمانان از سوي ارتش آمريکا، کشته شدند.
 
به گزارش ايسکانيوز: بيش از يک هزار نفر ازمردم غرب افغانستان به نزديکي پايگاه نظامي ناتو در "چقچران" رفتند و نسبت به اهانت ارتش آمريکا به قرآن اعتراض کردند.
اين اقدام با دخالت پليس به خون کشيد و سه کشته و 18 زخمي برجا گذاشت.
سازمان بين المللي موسوم به " ياري امنيتي" مستقردرافغانستان در بيانيه اي اعلام کرد :طي اين درگيري دو شهروند و يک سرباز ناتو جان باختند و 10 پليس به همراه هشت افغاني خشمگين به شدت زخمي شدند. گزارش ايسکانيوز مي افزايد، يک سرباز آمريکايي ، مارس 2008 در افغانستان از قرآن به عنوان هدف (سيبل) تمرين تيراندازي استفاده کرده بود که انزجار گسترده مسلمانان سراسراين کشور را به دنبال داشت.

قتل يک بسيجي در حين نهي از منكر در کرج

روز گذشته فرمانده پايگاه بسيج شهيد دستواره در فرديس كرج تاييد کرد که يكي از بسيجيان اين پايگاه هنگام مراجعه به محل كار خود با مشاهده خودرويي كه خانم و آقايي برآن سوار بوده‌اند، به آن‌ها تذکر مي‌دهد كه منجر به درگيري و قتل او مي‌شود.
به گزارش شهاب‌نيوز، اين بسيجي با نام "محمود توفيقيان" صبح ديروز هنگام مراجعت به محل كار خود در فرديس با مشاهده خودرويي كه خانم و آقايي برآن سوار بوده‌اند، به آن‌ها تذکر مي‌دهد و کار به درگيري کشيده مي‌شود.
در همين رابطه، "واحد كولواري" فرمانده پايگاه بسيج شهيد دستواره در فرديس كرج به خبرگزاري فارس گفته است: راننده اين خودرو توجهي به تذكرات وي نكرده و با حركت خودرو و دنده عقب گرفتن توفيقيان را محكم به ديوار كوبيده و وي را به شدت مجروح مي‌كند.
اين مسئول گفت: در اين راستا مأموران نيروي انتظامي و مردم به صحنه آمده و متهم را دستگير و فرد مجروح را به بيمارستان تأمين اجتماعي واقع در فرديس مي‌رسانند.
كولواري تصريح كرد: متأسفانه توفيقيان قبل از رسيدن به بيمارستان بر اثر شدت جراحات وارده جان باخت.
محمود توفيقيان بيست و دو ساله بوده و سال‌ها در بسيج فعاليت داشته است.


زلزله به تاريخ چين هم رحم نکرد
اداره ميراث فرهنگي "سي چوان" چين از ويراني شمار چشمگيري يادگار باستاني اين استان در زلزله مرگبارخبر داد.
به گزارش ايسکانيوز:زلزله 8/7 ريشتري عصر 23 ارديبهشت 1386 علاوه بر زنده به گور کردن دهها هزارنفر در"سي چوان" بيش از400 اثر باستاني را با خاک يکسان کرد.
يک کارشناس سازمان ميراث فرهنگي چين که به منظور ارزيابي خسارت هاي زلزله به "سي چوان" رفته است گفت: بسياري از بناهاي باستاني اين استان به طور کلي نابود شده‌ است يا در معرض نابودي قرار دارد.
"شان ژيزانگ" تصريح کرد:ساختمان تاريخي "اروانگ" که به "معبد دو شاه" شهره است و همچنين قديمي ترين سامانه آبياري منطقه که قدمت 2000 ساله داشتند در زلزله به طور کامل از بين رفت.
 اداره ميراث فرهنگي "سي چوان"ازمديران موزه‌هاي شهرهاي اطراف خواست قطعه هاي باستاني باقي مانده در اين استان را به منظور سالم ماندن ، امانت بگيرند.

اين دختر 3 تا 10 سال زنداني مي شود
دختري که نامزد غير رسمي‌اش را در تهران از پا درآورد و پيش از اجراي حکم اعدام ، رضايت خانواده داغدار را گرفت به سه تا 10 سال زندان محکوم مي شود.
به گزارش ايسکانيوز:"سميه - ن" 24 ساله 22 مهر 84 نامزدش "مجيد - الف" را با کارد از پا در آورد و روز بعد دستگير شد.
در نشست رسيدگي به پرونده که در شعبه 71 دادگاه کيفري به رياست قاضي "حسيني کوه کمره‌اي" برگزار شد ابتدا نماينده دادستان به دفاع از کيفر خواست پرداخت.
"حيدري" اعلام کرد:روز جنايت ، سميه و شوهر خواهرش (خدايار) با مجيد 21 ساله ديدار کردند اما اين دختر به دنبال درگيري خونبار، مردي را که به او علاقه‌مند بود قرباني خشم خود کرد.
وي ادامه داد: سميه، بدن نيمه جان مجيد را به خانه اش رساند و سپس او را به همراه خانواده‌اش به بيمارستان برد.مرد نگون بخت اما پس از چند ساعت بر اثر شدت خونريزي جان باخت.23 روز از پاييز 1384 گذشته بود که سميه با شکايت اولياي دم دستگير شد.
نماينده دادستان توضيح داد:دختر چاقوکش در حضور بازپرس دادسراي ناحيه 27 پايتخت به آدمکشي اعتراف کرد و بازداشت موقت شد.اکنون با توجه به اظهارات شاهدان ، اقرار سميه و ديگر مدارک موجود براي او تقاضاي اشد مجازات دارم.
سپس پدر و مار مجيد در جايگاه ويژه قرار گرفتند و گفتندخون فرزندشان به ناحق ريخته شده و سميه بايد به اعدام محکوم شود.
دختر عصيانگر در دفاع از خود ، اظهار داشت: قتل عمد را قبول ندارم. من و مجيد قرار ازدواج گذاشته بوديم اما حاضر نبود به قولش وفا کند.احساس مي کردم به دختر ديگري دل بسته است و در آخرين ملاقات 24 ساعت به او مهلت دادم تا تکليفم را روشن کند و مرا به عقد خود درآورد.من نمي‌خواستم مجيد را بکشم و تلاش مي‌کردم که چاقو را از دستش خارج کنم که ناگهان...
قاضي کوه کمره‌اي و چهار مستشار پس از شور به انشاي راي پرداختند و "سميه" به مرگ محکوم شد.
 حکم به تاييد قضات شعبه 33 ديوان عالي کشور رسيد و ضرباهنگ اعدام اين دختر نواخته شد.
هفته گذشته اما با تلاش قاضي "عصمت ا... جابري" رييس دايره اجراي احکام دادسراي جناييي تهران و همکارش "پورمکري" سرانجام خانواده داغدار به جواني "سميه" رحم کرد و به خاطر رضاي خدا از خونخواهي گذشت.
از آنجا که جنايت "سميه" منجر اخلال در نظم عمومي شده است روز دوشنبه پرونده به شعبه 74 دادگاه کيفري تهران فرستاده شد تا او مطابق ماده 612 قانون از جنبه عمومي جرم به 3 تا 10 سال زندان محکوم شود.

نشست ناگهاني زمين در جاده مخصوص كرج 

اعتدال : پديدار شدن ناگهاني گودالي در مسير شرق به غرب جاده مخصوص كرج، تردد خودروهاي عبوري از اين معبر شهري را دچار مشكل كرد.
اين حادثه در ساعت 16 و 42 دقيقه روز يکشنبه  به سامانه 125 اطلاع داده شد و ستاد فرماندهي هم بلافاصله ماموران امدادي ايستگاه 407 را راهي محل ايجاد اين گودال كرد.
به گفته يكي از آتش نشانان اعزامي به محل حادثه، اين گودال به قطر 2 متر و عمق بيش از يك متر به علت نشست آسفالت در ابتداي جاده مخصوص كرج و در مقابل شهرك شهيد فكوري ايجاد شد و ماموران امدادي هم بلافاصله با رسيدن به محل، در اولين اقدام، با استفاده از علائم هشدار دهنده، رانندگان خودروهاي عبوري را متوجه اين گودال كردند. سپس ماموران شهرداري منطقه پنج را در جريان قرار دادند تا اقدامات لازم را براي اصلاح معبر انجام دهند.
اين گودال حدود يك ساعت بعد با تلاش ماموران شهرداري ترميم و دوباره براي تردد خودروها آماده شد. آتش‌نشانان هم بعد از اطمينان از ايمن بودن محل تردد خودروها به ايستگاه بازگشتند.