حکاياتي از ميرزا جواد آقا ملکي
**تمجيد امام از مقام ميرزا جواد آقا
علامه طهراني مي فرمود :
مرحوم صديق ارجمند آية الله شيخ مرتضي مطهري ـ رحمة الله عليه ـ به حقير گفت: من خودم از رهبر انقلاب، آيه الله خميني ـ اعلي الله تعالي مقامه ـ شنيدم که مي فرمود:
در قبرستان قم يک مرد خوابيده است و او حاج ميرزا جواد آقاي تبريزي است!
**شاهکار ملاحسينقلي همداني در تربيت شاگردان
علامه طهراني مي فرمايد:
" ... گويند علت انحراف حسين بن منصور حلاج در اذاعه و اشاعه مطالب ممنوعه و اسرار الهيه، فقدان تعلم و شاگردي او در دست استاد ماهر و کامل و راهبر راهرو و به مقصد رسيده بوده است.
او از نزد خود به راه و سلوک افتاد، و بدين مخاطر مواجه شد و لذا بزرگان از ارباب سلوک و عرفان ، او را قبول ننموده و رد کرده اند و در مکتب معرفت داراي وزني به شمار نياورده اند.
و مانند شيخ احمد احسائي که از نزد خود خواست به مقام حکمت و عرفان برسد و صِرف مطالعه کتب فلسفيه خود را صاحب نظر دانست و
اشتباهات فراواني مانند التزام به تعطيل و انعزال ذات مقدس الهي از اسماء و صفات و ... به بار آورد که موقعيت او را در نزد ارباب و نقادان بصير و خبير شکست و تأليفات او را در بوته نسيان و عدم اعتناء قرار داد.
در مکتب تربيتي آية الحق مرحوم آخوند ملا حسينقلي همداني ( استاد ميرزا جواد آقا ملکي ) هيچ يک از اين خطرات در هيچ يک از شاگردان او ديده نشده است.
با اينکه هر يک از آنها در آسمان فضيلت و کمال چنان درخشيدند که تا زمان هايي را بعد از خود روشن نموده و در شعاع وسيعي اطراف محور و مرکز وجود مثالي و نفسي خود را نور و گرمي بخشيده و مي بخشند. معارف الهيه و سلوک علمي آياتي از شاگردان او را مانند سيد احمد کربلايي طهراني و حاج شيخ محمد بهاري و حاج ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي و سيد محمد سعيد حبوبي ، کجا تاريخ مي تواند به دست محو و نابودي سپرده و در محل انزوا بايگاني کند ....؟! "
**سليقه معنوي ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي
مرحوم ميرزا عبدالله شالچي تبريزي مي فرمايد:
... مرحوم استادم حاج ميرزا جواد آقاي ملکي تبريزي که هم مجتهد در فقه بود و رساله عمليه داشت و هم در معارف اسلامي صاحب نظر، دستوراتي مي دادند که انسان در خوردن، خوابيدن، نشستن، صحبت و عمل کردن چگونه رفتار کند. يکي از دستورات ايشان اين بود که :
انسان نبايد معصيت کند.
خوش سليقگي را ببينيد آقا! اين عالمي است که خوش سليقه است و پيروانش را به راه راست هدايت مي کند. اولين دستوري که مي دهد اين است که انسان نبايد معصيت کند. مي فرمود:
انسان در خوردن نبايد به قدري نخورد که ضعف پيدا کند و نه به قدري بخورد که کسل شود و از اطاعت باز بماند. ايشان به شب خيزي خيلي اهميت مي داد.
**انتقال معارف با نگاه عارفانه
از قول مرحوم شالچي نقل شده :
يک وقت بنده رفته بودم خدمت آقا، ايشان آمد رو به روي من نشست به طوري که زانوهاي من به زانوهاي ايشان چسبيد و نگاه هاي ممتدي به من کرد.
من فهميدم مطلب چيست، من هم شروع کردم به ايشان نگاه کردن چون بعضي از بزرگان با نگاه کردن معارفي را منتقل و القاء مي کنند؛ بعد [ ميرزا جواد آقا] فرمودند: پاشو برو!
**چرا تکليف را انجام ندادي؟!
مرحوم شالچي فرمودند:
" روزي در درس حاج ميرزا جواد آقا شرکت کردم. پس از درس، آقا دستوري را به من فرمودند تا انجام دهم. من با اين که تصميم به انجام آن در نيمه هاي شب داشتم به علت کار زياد موفق به بيتوته و انجام دستور استاد در سحرگاه نشدم. فردا چون به درس استاد رفتم هنگام بازگشت چون برخاستم بيايم استاد فرمود: شما تشريف داشته باشيد!
آنگاه که شاگردان رفتند، فرمود: چرا تکاليف تعيين شده را ديشب انجام ندادي؟! من به يکباره در حيرت شدم که من با کسي اين حال نگفتم و کسي جز خدا از اين واقعه خبردار نبود.
پس، از ايشان عذر تقصير خواستم. اين بي توفيقي در شب بعد نيز رخ داد و باز استاد به من خاطر نشان کرد که دستورش را انجام نداده ام. پس از آن با تلاش و همت دو چندان موفق به انجام دستور استاد شدم و از آن بهره مند گشتم."
**ديد ملکوتي
استاد شالچي تبريزي مي فرمود :
" يکي از روزها صبح پس از نماز براي شرکت در جلسه اخلاق ميرزا جواد آقا به فيضيه رفتم.
استاد به من فرمودند: ميرزا عبدالله چه مي بيني؟!
اين صحبت استاد گويا خود تصرفي بود که آن بزرگ در جان من کرد و حجاب ملکوت از برابر چهره ام برداشته شد.
ديدم اشخاصي را که در فيضيه هستند و در ظاهر مي بينم، اما باطن آنان را نيز مشاهده مي کنم به صورت هاي گوناگون اند!
بار ديگر فرمودند: فلاني چه مي بيني؟ و من چون توجه کردم دريافتم ارواح مؤمنين روي صحن مدرسه فيضيه دور هم نشسته اند و با هم مذاکره مي کنند!
پس از آن استاد به من فرمودند: ميرزا عبدالله فکر نکني اينها مقاماتي است و به جايي رسيده اي؟! اينها در برابر آنچه در سير و سلوک و تقرب الي الله به سالک مي دهند هيچ است."
جفت بودن گياهان مختلف که در خود اعجاز کامل دارد
در هستي گياهان وجود دارد که بعضي ها رايحه خوب وديگري رايحه بد,گياهاني که رايحه و بوي خوشي از خود در محيط پراکنه کنند هميشه آدمي را در روياهاي شيرين و حالتي از سرزندگي و شادي و نشاط عميقي فرو ميبرند که با توضيح قبلي آنها را ميتوان براي سلامت روان و شادي و طراوط روح استفاده نمود و به بدنبال آن سرزندگي و نشاط جسمي را نيز کسب کرد. وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ)[سورة الرعد الآيات: 3،4]. و او كسى است كه زمين را گسترد; و در آن كوهها و نهرهايى قرار داد; و در آن از تمام ميوهها دو جفت آفريد; (پرده سياه) شب را بر روز مىپوشاند; در اينها آياتى است براى گروهى كه تفكر مىكنند! انسانها گاهي يا رايحه يا بو هاي خاصي ارتباطاط معنوي عميق و سرشار از خاطره براي خود ميسازند که هر گاه همان رايحه به مشامشان ميرسد باز همان خاطراط را در ذهن و روان خود مرور ميکنند. همينطور و با همين تفصيل براي گياهان دارويي نيز ميتوان اين نکته را بيان کرد که هر گاه فرد دچار بيماري شود که با مصرف برخي داروهاي گياهي رو بهبودي نهد هر چند که بر طبق اصول فارموکوپه ها يا داروشناسان مصرف نکرده باشد اما بهبودي نسبي را يافته باشد از آن پس هر گاه مشابه همان بيماري براي فرد اتفاق بيفتد همينکه فرد از نظر روحي و بعد تلقيني خود را ارضا نمايد که با فلان گياه دارويي بالاخره رو به بهبودي مينهد همين انديشه کافيست تا روح فرد در بازسازي جسمي فرد بيمار دستبکار شود و فرد بهبودي نسبي را بازيابد. همه اينها وقتي به اتفاق ميفتدکه فرد از نظر روحي آمادگي درمان را داشته باشد. يعني مردم در زمانهاي قبل از اين اطلاع نداشتند كه گياهان حاوي جفت هستند(نر و ماده).لينه
گياه شناس فرانسوي در اواسط قرن 18 ميلادي موفق به كشف اين مساله شد كه زوجيت گياهان يك قانون عملي وهمگاني است و كياهان نيز همچون حيوانات از طريق اميزش نطفه نر و ماده بارور مي شوند. *ترنجبين: و ابر را بر شما سايبان قرار داديم; و "من" ( شيره مخصوص و لذيذ درختان ) و "سلوى"( مرغان مخصوص شبيه كبوتر) را بر شما فرستاديم; (و گفتيم:) "از نعمتهاى پاكيزهاى كه به شما روزى دادهايم بخوريد!" (ولى شما كفران كرديد!) آنها به ما ستم نكردند; بلكه به خود ستم مىنمودند. [سوره بقره] آيه 57 بر اساس تحقيقات علمي كه تاكنون انجام شده، مي توان گفت كه منّي كه در قرآن آمده از دو گونه مختلف گياه به دست مي آمده است. يكي گياهي به نام "الحاج" يا "عاقول"(خارشتر) به نام علمي"الحاجي موروروم" كه بوته اي خاردار و خوراك مناسبي براي شتر است و از اين رو "شوك الجمل" و يا در فارسي "شتر خار" نام دارد. طول اين بوته معمولاً كمتر از يك متر است اما ريشه هاي بسيار بلند دارد كه گاهي تا عمق بين 5 تا 7 متر در زمين فرو مي رود. علاوه بر صحراي سينا وبلاد شام و ديگر كشورهاي عربي اين گياه در ايران و هند و پاكستان نيز ديده مي شود و بيشتر در شوره زار مي رويد. ايران امروزه منبع اصلي منّ است كه محصول آن ترنجبين ناميده مي شود.خرما، اوست كه باغهاى معروش ( باغهايى كه درختانش روى داربستها قرار دارد)، و باغهاى غيرمعروش ( باغهايى كه نياز به داربست ندارد) را آفريد; همچنين نخل و انواع زراعت را، كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند; و (نيز) درخت زيتون و انار را، كه از جهتى با هم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند; (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، در حالى كه طعم ميوه آنها متفاوت مىباشد.) از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مىنشيند، بخوريد! و حق آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد! [سوره انعام ايه] 141
خرما از نظر پزشكي بسيار با ارزش است( دائرة المعارف پزشكي اسلام) آرام بخش و مليّن و محرك قلب است و از فراموشي جلوگيري مي كند. براي ناراحتيهاي تنفسي به طور كلي و به ويژه براي تنگي نفس( آسم) مفيد است. خرما لينت آور، مدِرّ و مقوي قويه باه است. و با توجه به تمام خواص و تركيباتش مي توان آن را غذايي كامل و نيروبخش دانست. ضماد آرد هسته خرما براي شفاي بيماريهاي چشمي مخصوصاً ورم قرنيه و چشم درد مفيد است.سدر،اما آنها (از خدا) روىگردان شدند، و ما سيل ويرانگر را بر آنان فرستاديم، و دو باغ (پربركت) شان را به دو باغ (بىارزش) با ميوههاى تلخ و درختان شوره گز و اندكى درخت سدر مبدل ساختيم![ سوره سبا] ايه چوب سدرالواري مرغوب است. چوبي است درخشان، روشن و با دوام و به علت داشتن رزيني به نام روغن سدر داراي بويي خوش است. به اين دلايل بود كه در دوران قبل از مسيح معابد بزرگ با چوب سدر ساخته مي شد. نياز به دقت بسيار براي نظافت و شستشوي چنين بناهايي نبود. نقل شده كه قصر باشكوه سليمان از چوب اين درخت شگفت انگيز ساخته شده بود و هشتاد هزار كارگر را براي بريدن و بردن چوب اين درخت به اورشليم به كار گرفته بودند
*سير:و آن زمان را كه گفتيد: اي موسي، ما بر يك نوع طعام نتوانيم ساخت، از پروردگارت بخواه تا براي ما از آنچه از زمين مي رويد چون سبزي و خيار و سير و عدس و پياز بروياند.[بقره ايه] 61سير را به علت خواص دارويي آن همه مي شناسند و به علت فراواني آن كه در دسترس همه قرار دارد آن را به عربي ترياق الفقرا ( پادزهري براي فقيران) مي نامند. سير براي مداواي امراض مختلف و براي معالجه فشار خون مفيد است. گياهي است گرم، محرك، ضد نفخ، قاعده آور ( براي زنان) ضد درد استخوان، ضد كرم، مقوّي، و براي درمان تنگي نفس بسيار مؤثر است. سير براي درمان ناراحتي هاي روده اي به عنوان ماده اي ضد عفوني كننده به كار مي رود. در مورد سل ريوي عصاره سير سرفه هاي شديد را كاهش مي دهد. و به عنوان ماده اي خلط آور به كار مي رود و براي سرباز كردن دمل نيز مؤثر است. بوي مشمئز كننده سير كه براي برخي از افراد زننده است، از طريق تنفس و حتي پوست بدن فرد پس از مصرف آن قابل حس است. به رغم اين، كارشناسان گياهان دارويي در سرتاسر جهان اين گياه را به عنوان يكي از مهمترين داروهاي گياهي تلقي مي كنند. اين گياه در ميان بسياري از فرهنگها در طول هزاران سال هم مصرف غذايي و هم مصرف دارويي داشته است. كارگران ساختماني كه اهرام مصر را مي ساختند براي مراقبت از خود در قبال بيماريها مقدار معتنابهي سير مصرف مي كردند. گوركنان اوايل قرن نوزدهم در فرانسه دم كرده سير خرد شده را به صورت عرق مصرف مي كردند تا ابتلاي آنها به طاعون را كه جان بسياري از انسانها را در اروپا تلف كرد، پيشگيري كند. در طول جنگ جهاني اول و دوم به سربازان سير داده مي شد، تا از بيماري قانقاريا پيشگيري شود. پياز : و آن زمان را كه گفتيد: اي موسي، ما بر يك نوع طعام نتوانيم ساخت، از پروردگارت بخواه تا براي ما از آنچه از زمين مي رويد چون سبزي و خيار و سير و عدس و پياز بروياند.[ بقره] ايه 61انجير:قسم به انجير و زيتون (يا: قسم به سرزمين شام و بيت المقدس)، انجير ماده اي سرشار از موادغذايي است و چون اليافي ندارد خوردن آن مخصوصاً پس از بهبود از بيماريهاي طولاني تجويز مي شود. گذشته از حدود شصت درصد مواد قندي موجود در آن، داراي مقدار محسوس جوهرليمو و اسيدماليك نيز مي باشد. آنزيم مهمي به نام فيسين Ficinنيز در انجير ديده مي شود. انجير غذايي است كامل و به سادگي هضم مي شود. از نظر طبي ماده اي است كه سنگ كليه و صفرا را برطرف مي كند و در رفع انسداد خفيف كبد و طحال مؤثر است. اين ميوه براي بهبود بواسير و نقرس تجويز مي شود و براي نارسايي كبد نيز مفيد است. درحديثي حضرت محمد صلي الله عليه و آله به بيماران مبتلا به بواسير توصيه مي كند كه مرتباً انجير بخورند[ سوره تين] ايه انار،او كسى است كه از آسمان، آبى نازل كرد، و به وسيله آن، گياهان گوناگون رويانديم; و از آن،
ساقهها و شاخههاى سبز، خارج ساختيم; و از آنها دانههاى متراكم، و از شكوفه نخل، شكوفههايى با رشتههاى باريك بيرون فرستاديم; و باغهايى از انواع انگور و زيتون و انار، (گاه) شبيه به يكديگر، و (گاه) بىشباهت! هنگامى كه ميوه مى دهد، به ميوه آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن، نشانههايى (از عظمت خدا) براى افراد باايمان است: [سوره انعام] ايه 99انار ماده اي غذايي مطبوع و داراي خواص طبي بسيار است. دارويي مقوي براي قلب است و براي التهاب معده و جلوگيري از درد دل نافع است. آب انار شربتي مبّرد و بسيار عالي است و به هنگام اسهال تشنگي را برطرف مي كند. در درمان اسهال ساده و اسهال خوني مؤثر است. آب انار براي انواع ناخوشيها از قبيل التهاب قولون، كم خوني، يرقان، فشارخون، بواسير و درد مفاصل دارويي مفيد است. و اگر با عسل خورده شود صفرا را كم مي كند. در بسياري از ناراحتيهايي كه با روش هومياپاتي ،يك روش درماني كه در آن بيماران را با داروهايي درمان مي كنند كه همان داروها در بدن سالم علايم همان بيماري را ايجاد مي كند.( فرهنگ پزشكي انگليسي- فارسي، احدوت)- معالجه مي شوند ميوه انار تجويز مي شوند انگور،باغهايى سرسبز، و انواع انگورها، [سوره نبا] ايه 32انگور يكي از بهترين منابع طبيعي گلولز و فروكتوز است و 20درصد انگور را اين مواد تشكيل مي دهد. علاوه بر قندها، انگور داراي اسيد تارتاريك و اسيد ماليك فراوان است. مواد معدني مانند سديم، پتاسيم، كلسيم، و آهن به مقدار زياد در آن وجود دارد. در صورتي كه پروتئين و چربي آن بسيار ناچيز است. بوي مخصوص انگور به علت ژرانيول و لينالول موجود در آن است. اخيراً تركيب ديگري به نام ويتامين Pاز آن تهيه مي شود گفته مي شود اين ويتامين در جلوگيري از خونريزيهاي ناشي از بيماري قند بسيار موثر است، تورم وريدي و تصلب شرائين بدن را به خوبي بهبود مي بخشد انگور به علت مواد معدني موجود در آن خاصيتي محرك، هاضم، آرام بخش، اشتها آور، مبرّد و مدّر دارد.