علل پراكنده به نظر آمدن قرآن
مؤلف : عبدالهادي فقهي زاده
قسمت چهارم:
3ـ نزول تدريجي آيات
نزول تدريجي قرآن كريم از مسلمات تاريخ و حديث [22]كه آياتي از خود قرآن نيز بر اين معنا دلالت دارد.
" بسياري از آيات وسور قرآن كريم ابتدائاً و بدون اينكه مسبوق به موجب و انگيزه خاصي باشند نازل شدهاند و به هيچ حادثه و واقعه و يا سؤال و پرسشي كه همزمان با نزول وحي روي داده باشند مربوط نيستند... بلكه فقط ميتوان سبب و انگيزه عام و كلي براي آنها جستجو كرد و آن عبارت از نياز همه انسانها به رهنمودهاي الهي و جبران نارسايي انديشههاي بشري به وسيله وحي ميباشد تا از اين رهگذر. حق را از باطل در سراسر شؤون حياتي خويش تشخيص دهد. اين نوع آيات و سور كه فاقد اسباب النزول خاصي ميباشند، شامل بخشي از قرآن ميگردند كه ما در زير از آنها ياد ميكنيم:
الف ـ آيات و سوري كه تاريخ زندگاني و حوادث و رويدادهاي مربوط به امتهاي گذشته در طي آنها مطرح است. البته بايد يادآور شد كه بخشي از قصص و تاريخ زندگاني امتهاي گذشته احياناً داراي سبب خاصي از لحاظ نزول ميباشند، از قبيل تاريخ زندگاني ذوالقرنين كه از پي سؤال مردم در قرآن كريم بازگو شده است...
ب ـ آيات و سور ديگري نيز در قرآن كريم به چشم ميخورد كه شامل بسياري از اخبار غيبي و ترسيم دورنماي عالم برزخ و بهشت و دوزخ و حالات روز قيامت و گزارش احوال بهشتيان و دوزخيان وامثال آنها ميباشد كه سبب نزول خاصي را نميتوان براي آنها جستجو كرد[23]".
در قرآن كريم آيات و سوري هم هستند كه سبب نزول خاصي دارند و اين آيات و سور در پي آن سبب نازل شدهاند و آن سبب و علت نيز همزمن با نزول وحي روي داده است.
اين سبب نزول مشخص گاه حادثهاي است جالب يا سخت خطرناك و گاهي سؤالاتي كه مردم با رسول خدا(ص) ر ميان مينهادند . زماني هم اوضاع و شرايطي براي مسلمانان پديد ميآمد كه لازم بود چگونگي عمل و موضعگيري آنها در برابر اين اوضاع و مسائل، مشخص گردد. در اين احوال، آيات و سوري فرود ميآمد و وضعيت مسلمانان را روشن ميكرد[24]. از اين نمونه ميتوان از آيات لِعَان[25] و ظِهَار[26]ياد نمود كه داستان آنها در كتب تفسير و روايت مشهور است. در بين آياتي كه بر نازل شدن تدريجي قرآن دلالت دارند، از جمله ميتوان از آيه 106 سوره بني اسرائيل: "و قرآناً فرقناه لتقراه علي الناس علي مكث " و آيه 32 سوره فرقان كه ميگويد:" و قال الذين كفروا لولانزل عليه القرآن جملة واحدة كذلك لنثبت به فؤادك " ياد نمود. اساسيترين انگيزهاي كه قرآن كريم براي نزول تدريجي آيات. خود بدان تفوه كرده است. در متن آيه اخير قرار دارد كه عبارت از آرامش بخشيدن به حضرت رسول(ص) در سايه ارتباط پيوسته فرشته وحي با اوست.
در هر صورت در كنار اعتقاد به نزول تدريجي آيات. اين تصور ايجاد شده است كه آيات قرآن بعد از وفات حضرت رسول(ص) توسط صحابيان تنظيم شده است و از آنجا كه بنابر عوامل گوناگون و در وقايع مختلف فرود آمده، فاقد هر گونه ارتباط بوده است بنابراين هيچ وحدتي در سورهها وجود ندارد[27].
دكتر محمد عبدالله دراز در بيان موضع خود نسبت به اين رأي و نظر خيالي و سست مينويسد:
" اين تفسيرهاي سطحي و پندارگونه را نبايد در خور اعتنا دانست، زيرا بر طبق حديث صحيح ، سورههاي قرآن كريم همزمان با حيات رسول اكرم (ص) تنظيم شده است و چنين هيأت و تركيبي در زمان زندگاني آن حضرت وجود داشته است. بنابراين بيهيچ ترديدي روشن است كه يك طرح و نقشهپردازي واقعي جهت تعيين حد و مرز سوره موجود بوده و اين طرح و برنامه براي هر يك از سورهها به روشني ديباچه ، موضوع و خاتمهاي شكل داده است[28]".
باري، دلايلي كه بر جمع قرآن تحت نظارت مقام رسالت و دستورهايي كه ايشان در زمينه جاي دادن آيات از فرشته وحي دريافت ميكردهاند چنان انكار نشدني و وافي به مدعاست كه جاي هيچ ترديدي در اين باب باقي نميگذارد. پارهاي از اين دليلها در بخش توقيف يا اجتهاد در ترتيب آيات و سور، ضمن فصل جمع قرآن در زمان حضرت رسول(ص) از نظر گذشته است.
بايد توجه داشت سخناني كه درباره شكستن تسلسل مطالب قرآن به نقل آمد از آنجا سرچشمه گرفته است كه مدعيان با معيار نظم و ترتيب مطالب در كتب نوشته شده انسانها به سراغ مفاهيم قرآني رفتهاند و آنها را به سنجش و ارزيابي كشاندهاند . بر همين اساس بوده است كه اين صاحبنظران به خود اجازه دادهاند تا در زمينه تعيين جايگاه واقعي آيات به اظهار نظر بپردازند . به هر حال:
" بلاشر خود تا حدودي جواب داده كه اعتماد مطلق به روش انتقادي و استنتاج اينكه تسلسل مطلب خوب رعايت شده يا نه، با منطق غربي سازگار نيست(تا چه رسد با منطق انساني)[29]".
4ـ ترجمههاي لفظ به لفظ
يكي ديگر از عواملي كه در گسسته و بيربط به نظر آمدن مفاهيم و محتواي قرآن، كمك عمدهاي كرده است، ترجمههاي تحت اللفظي و دور از فهمي است كه از قرآن كريم در دسترس همگان قرار گرفته است. راست است كه :
" ترجمه كلام الهي و گنجانيدن آن در قالب كلام بشري، همچون گنجانيدن آب اقيانوس در كاسه و سنجيدن نور خورشيد با پيمانه است[30]".
اما بايد دانست از قرنها پيش با شروع كار ترجمه قرآن، مترجمان و مفسران نخستين كه سخت پايبند متن تقدس آميز قرآني بودند، در برگردان ايات، دقتي توأم با وسواس از خود نشان دادند و به دام ترجمههاي لفظ به لفظ و استقلالي آنها در افتادند . اينچنين بود كه الفاظ و تعابير قرآن در ترجمههايي كه اينان ارائه دادند ، گاه رنگ و بويي ديگر جدا از آنچه در متن اصلي احساس ميشود ، به خود گرفت. وقتي اين ترجمهها در دسترس عموم قرار گرفت، ملاحظه شد در اغلب آنها رشته مطلب پاره شده و ابهامي اعجاب انگيز برقرآن چيره گشته است. افزون بر اين، التهاب و شور متن مبدأ نيز در متن مقصد به سردي ركود زايي تبديل شده است.
گفتگو در مورد نقايص و اشتباهاتي كه به ترجمهها رخنه كرده است، بحث مستقل و دامنهداري را ميطلبد كه در جاي خود بايد پيگيري شود، اما آنچه در اينجا به بحث ما مربوط ميشود همان نقشي است كه ترجمههاي قرآن در پراكنده به نظر رسيدن مفاهيم كتاب مسلمانان بازي كرده است. ناگفته خود روشن است كه بخشي از اين نقايص، اجتناب ناپذير است ولي آنچه اهميت دارد تكيه بر عوامل تأثيرآفريني است كه ترجمهها براي زنده و يكپارچه جلوه دادن متن ايفاي نقش ميكند.
ادامه دارد...
********پينوشت:
[22] براي نمونه ر.ك به : المسعودي، مروج الذهب في معادن الجوهر (دارالفكر ـ بيروت ـ 1409 هـ . ق) ج 2، ص 282، و نيز: محمد رضا جلالي نائيني، تاريخ جمع قرآن كريم(نشر نقره تهران ـ 1365 هـ . ش) ص 193 و نيز : دراسات قرآنيه، تاريخ القرآن، ص 37.
[23] محمد باقر حجتي، اسباب النزول (وزارت ارشاد اسلامي ـ تهران ـ 1365 هـ . ش)ص 19 و 20.
[24] ر.ك به : نمونه بينات در شان نزول آيات، ص "و" مقدمه و نيز : اسباب النزول ، ص 20.
[25] نور/9ـ6(براي اطلاع از سبب نزول اين آيات ر. ك به الميزان ج 15، ص 85 و 86).
[26] مجادله/2 و 3(براي آگاهي از سبب نزول اين آيات ر.ك به : الميزان في تفسير القرآن ، ج 9) ص 181 و 182).
[27] ر.ك: نظم الدررفي تناسب الآيات و السور، ص 7 و الاتقان في علوم القرآن، ج 2، ص 108 و البرهان في علوم القرآن، ج 1،ص 63.
[28] مدخل إلي القرآن الكريم، ص 119.
[29] در آستانه قرآن، ص 218(زيرنويس آقاي دكتر محمود راميار).
[30] تفسير كاشف ، ج 1، ص 9 مقدمه.