سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۳۷
 
۷ خانواده  
 
شماره قبل

صحيفه اي از صفات امام در خانواده

قسمت دوم (پاياني)
احترام به همسر
ميزان علاقه امام به خانواده و به ويژه همسر بزرگوارشان، در نامه ها و سخنان و پندهايي كه به فرزندان خويش داشته اند، كاملاً مشخص و مشهود است. علاقه امام به همسرشان تا آن جاست كه همسر ايشان مي گويد:
" احترام مرا نگه مي داشتند و حتي حاضر نبودند كه من در خانه كار كنم. هميشه مي گفتند: جارو نكن. و اگرمي خواستم لب حوض روسري بچه را بشويم، مي آمدند و مي گفتند: بلند شو، تو نبايد بشويي. من پشت سرايشان اتاق را جارو مي كردم... يك روز وقتي ناهار تمام شد من نشستم لب حوض تا ظرف ها را بشويم. ايشان همين كه ديدند من دارم ظرف ها را مي شويم، به فريده، يكي از دخترها كه در منزل ما بود، گفتند: فريده! بدو، خانم دارد ظرف مي شويد حتي وقتي وارد اتاق مي شدم، به من نمي گفتند كه در را پشت سرم ببندم."
با توجه به تعاليم و دستورهاي دين مبين اسلام در روايات و آيات، انجام امور خانه و به عبارت ديگر خانه داري، جزء وظايف واجب زن به شمار نمي آيد؛ حتي شيردادن به فرزند نيز بر زنان واجب نيست. انجام كارهاي مربوط به خانه از سوي زن جنبه احسان و لطف دارد. اگر متون روايي را بررسي كنيم، مي بينيم خدمت زن در خانه مستحب است. چنان كه در "وسايل الشيعه" بابي به عنوان " باب استحباب خدمة المراة زوجها في البّيت" وجود دارد. در اين باب مي خوانيم:" زن صالحه از هزار مرد غير صالح بهتراست و هر زني به مدت هفت روز در خانه به همسرش خدمت كند، خدا هفت در از درهاي جهنم را بر او ببندد و هشت در از درهاي بهشت را بر او بگشايد و او از هر دري كه خواست، وارد شود"، پس گر چه امور خانه وظيفه زن نيست، ولي به قصد تقرب به خداوند متعال، وي در انجام آنها بايد كوشا بوده، با اخلاص، به امر خانه داري بپردازد.  در همين كتاب شريف آمده است:
" اگر بانويي با ظرف آبي همسرش را سيراب كند، به اندازه عبادت يك سال كه روزها روزه باشد و شب ها در حال عبادت، به او خير عطا مي شود."
اكنون كه دانستيم اسلام در مورد "زن" و وظايف او چه ديدگاهي دارد، به سيره عملي حضرت امام بر مي گرديم و مصداق بارز برخورد ديني و اسلامي را بررسي مي كنيم.
حضرت امام هرگز از همسر خويش توقعي نداشتند و انجام امور منزل را جزء  وظايف ايشان نمي دانستند و حتي از انجام برخي از امور خانه توسط همسر خود ممانعت كرده، به فرزندان خويش متذكر مي شدند كارها را انجام دهند.
يكي از فرزندان امام مي گويد: " اگر روزي خانم غذا را تهيه مي كردند، هر چقدر هم كه بد مي شد، كسي حق اعتراض نداشت و امام از آن غذا تعريف مي كردند. خانم اگر كاري در خانه انجام مي دادند، حتي اگر استكاني را جا به جا مي كردند و ما نشسته بوديم، امام با ناراحتي به ما مي گفتند: شما نشسته ايد و خانم كار مي كنند!".
يكي از نتايج مهم و ارزشمند احترام به ديگران، آموزش و تعليم اخلاق نيكو به ديگران و به ويژه كودكان است. آن گاه كه مرد در خانه به عنوان همسري و ظيفه شناس همواره همسر خود را مورد احترام قرار داده، در مقابل فرزندان از زحمات وي سپاسگزاري كند و نيز زن، مقام همسر را در نظر داشته، با او محترمانه و مهربانانه برخورد كند، فرزندان آن ها نيز، اين سجيه اخلاقي را در زندگي خويش خواهند داشت.
در سخنان فرزندان امام اثر شگرف احترام و تكريم بسيار واضح و بارز است. فرزند امام مي گويد:" اگر ما دو سه نفري با هم نزد امام مي رفتيم و صحبت مي كرديم امام مي فرمودند:
چرا اين جا نشسته ايد و مادرتان در آن حياط تنهاست؟ برويد پهلوي مادرتان صحبت كنيد".
ابراز علاقه و محبت به همسر كه نماد بارز آن در احترام به او ظهور مي كند، فرزندان را نسبت به عظمت مادر آگاه كرده، آنان نيز برخوردي كريمانه و محترمانه خواهند داشت. فرزند امام در جاي ديگر مي گويد:" ( امام ) هميشه خيلي به خانم احترام مي گذاشتند و خيلي به ايشان اظهار محبت و علاقه مي كردند و مقيد بودند اين اظهار محبت و علاقه را جلوي ما فرزندان علني كنند."23
يكي ديگر از فرزندان امام مي گويد:
" يك روز من ايستاده بودم و دخترهايم نشسته بودند. ايشان ( امام) با ناراحتي گفتند:
بلند شويد، برويد، مادر شما جلوي شما ايستاده، چرا شما نشسته ايد، بلند شويد از جايتان!"
احترام به مادر درمباني ديني ما بسيار مهم شمرده شده و بر آن تأكيد فراوان شده است؛ به همين دليل پيشوايان ديني و رهبران مذهبي ما اين نكات را در زندگي خود رعايت مي كردند. بر ماست كه به عنوان پيروان آنها دنباله روي شيوه و منش آنها باشيم و رفتار آنها را سرلوحه ي زندگي خود قرار دهيم.

بالای صفحه

تربيت ديني كودك 
  در نظام تربيتي اسلام مسئله تكريم و شخصيت دادن به فرزندان از اهميت شاياني برخوردار است، رسول‌اكرم(ص) دراين‌باره مي‌فرمايد: "فرزندان خود را تكريم كنيد و به آنها احترام بگذاريد و روش‌ها و آداب آنان را نيكو گردانيد كه در اين صورت مورد مغفرت و آمرزش قرار خواهيد گرفت."
وي مي‌افزايد: هرانساني دوست دارد كه در جامعه داراي شخصيت باشد، فرزندان نيز مانند ديگر ‌انسان‌ها خواهان اين مسأله هستند، اولين محيط اجتماعي براي كودكان خانواده است، اگر در اين محيط همواره مورد احترام بوده و مورد توهين و تحقير قرار نگيرند، ضمن آنكه احترام به ديگران را مي‌آموزند، طبيعي است كه فردي با شخصيت هم بار خواهند آمد.
والدين با استقلال دادن به كودك و ايجاد اعتماد به نفس در او سبب مي‌شوند تا او خود را فردي مؤثر و فعال احساس كند، نتيجه واگذاري مسئوليت به كودكان و به‌ويژه نوجوانان در محيط خانواده، متعهد و مسئول بار آمدن آنهاست و در سطوح بالاتر مي‌توانند به خوبي از ايفاي نقش خود برآيند.
برخورد مؤدبانه با آنها گرچه در سنين پايين باشند نقش مهمي در رشد شخصيت و احترام به آنها دارد، وقتي فرزندان در دامان والدين و آغوش خانواده مورد احترام قرار گيرند و شخصيت آنها مورد توهين و تحقير قرار نگيرد از حيث روحي تأمين مي‌شوند و داراي صفت پسنديده عزت نفس مي‌شوند.
رفتار تحقيرآمير و آميخته به طعن و ملامت سبب مي‌شود تا آنها به تدريج خود را موجودي بي‌ارزش دانسته و احساس كرامت و شخصيت خود را از دست بدهند و اين احساس، سرآغاز سقوط و انحطاط آنهاست.
اهميت دادن به شخصيت كودكان و نوجوانان باعث مي‌شود تا آنها در زمينه‌هاي مختلف زندگي متكي به خود بوده و در تصميم ‌گيري‌ها شخصاً اقدام كرده و چشم اميد به ديگران نداشته باشند، چنين افرادي در زندگي اجتماعي هرگز دچار خود باختگي در برابر بيگانگان نمي‌شوند و براي جامعه و ملت خود هويت و شخصيتي مستقل قائل هستند.
بالای صفحه

در دانشگاه پيام‌نور اسدآباد برگزار شد 
همايش "ازدواج در سيره اهل بيت(ع)" 
 همايش "ازدواج در سيره اهل بيت(ع)"، چهارم خردادماه با حضورحجت‌الاسلام "عليرضا پناهيان" و به‌همت بسيج دانشگاه پيام‌نور در سالن ارشاد اسدآباد، برگزار شد.
در اين مراسم، حجت‌الاسلام "عليرضا پناهيان" در رابطه با موضوع ازدواج در سيره اهل بيت(ع) گفت: درباره ازدواج، مشكلاتي وجود دارد كه از چند عامل نشأت مي‌گيرد كه از جمله آن، عامل فرهنگي است.
وي افزود: ما نمادهاي فرهنگي بسيار زيبايي داريم، اما فرهنگ غرب با تبادل‌هاي نابجايش باعث شده است كه ما آنها را غربي ببينيم كه البته ازدواج در فرهنگ ما يك تجربه است كه مختص ايراني‌هاست و البته در ازدواج تحميل‌هاي مادي نابجا براي پسرها وجود دارد كه در حدمتعادل ريشه در فرهنگ ما دارد؛ نه به صورت افراطي.
 **حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان: 
در فرهنگ ما نكات فقهي فراواني در مورد ازدواج وجود دارد و بايد كارهاي دراز مدت در اين زمينه انجام گيرد و با ابزار متفاوت همچون سخنراني، فيلم و كتاب به اين مقوله پرداخته شود، نه اينكه در رابطه با موضوع عشق به‌صورت اشتباهي برخورد شود كه از فرهنگ غربي بعد از رونسانس كه دچار ابتذال شده بود، استفاده شود
پناهيان افراط در امر جهيزيه را يكي ديگر از فرهنگ‌هاي نابجا دانست و تصريح كرد: در فرهنگ ما نكات فقهي فراواني در مورد ازدواج وجود دارد و بايد كارهاي دراز مدت در اين زمينه انجام گيرد و با ابزار متفاوت همچون سخنراني، فيلم و كتاب به اين مقوله پرداخته شود، نه اينكه در رابطه با موضوع عشق به‌صورت اشتباهي برخورد شود كه از فرهنگ غربي بعد از رونسانس كه دچار ابتذال شده بود، استفاده شود.
وي گفت: متأسفانه غربي‌ها قصد دارند نظرات خود را به‌صورت رمان و فيلم به گونه‌اي بين جوانان تبليغ كنند و به آنها ياد مي‌دهند كه بايد عاشق هم باشند و در اين زمينه به موسيقي اكتفا مي‌كنند و اگر معني عشق به معني دوست داشتن زن و شوهر است، مانعي ندارد و اگر معني آن شديدترين محبتي است كه در دل انسان مي‌تواند به وجود بيايد، بايد بگوييم كه در رابطه با معني عشق در اشتباه هستند چون اين عشق فقط بين انسان و خدا مي‌تواند وجود داشته باشد.
پناهيان اذعان كرد: به نظر شما ترجمه اين لغت در ادبيات فارسي چه مي‌تواند باشد و اصلاً عشق در ادبيات كهن براي چه منظوري استفاده مي‌شد كه 90 درصد طلاق‌ها به‌دليل همين اشتباهات در معناي عشق صورت مي‌گيرد، به‌نظر شما آيا هر علاقه بين زن و مرد را عشق مي‌نامند، نه، شديدترين علاقه‌اي كه در وجود يك انسان به وجود مي‌آيد عشق است.
وي اظهار كرد: اصولاً ما بايد كلمه عشق را در امر ازدواج به كار نبريم، در ازدواج بايد محبت، وفاداري، صداقت و صميميت باشد و محبت بين زن و مرد بايد به گونه‌اي باشد كه روز به روز اين محبت بين آنها بيشتر شود نه اينكه با مرور زمان اين محبت از بين برود و حالت تكراري به خود بگيرد، البته عشق يك محبت بسيار با عزت است و كساني كه ايمان دارند، شديديرين محبت‌ها را به خدا دارند، اگر عشق در معناي شديدترين محبت را براي انسان در نظر بگيريم شديديرين سرخوردگي‌ها نيز براي انسان به وجود مي‌آيد كه نتيجه آن تنفر از طرف مقابل است درحالي كه چنين عشقي هرگز براي انسان در نظر گرفته نمي‌شود و اين بحث به اين منظور بيان شد كه دخترها و پسرها محبتي را كه براي خدا مي‌پندارند براي معشوقشان نپندارند.
حجت‌الاسلام پناهيان يكي از عوامل مهم را كه به‌عنوان پايگاه پذيرش عنصر فرهنگي وارداتي دوست‌يابي وجود دارد كمبود محبت دانست و خاطرنشان كرد: اين محبت بايد توسط خانواده براي فرد فراهم شود تا او با يك لبخند دچار توهم نشود كه در فرهنگ اسلامي ما فرهنگ‌هاي خوبي وجود دارد؛ اما آنچه امروز در جامعه ما يافت مي‌شود، يك فرهنگ اسلامي تحريف شده است.
وي در ادامه بيان كرد: در امر ازدواج هم مردها و هم زن‌ها ممكن است دچار اشتباهاتي بشوند؛ ولي در هر دو صورت مديريت امر ازدواج بيشتر با خانم‌هاست چون به بلوغ عقلاني زودتر از بلوغ جسماني مي‌رسند و به همين دليل است كه حق انتخاب نهايي به خانم‌ها وابسته است و همواره علاقه‌اي كه بر اثر انس افزايش پيدا مي‌كند، حلاوت و اصالتش خيلي بيشتر است.
حجت‌الاسلام پناهيان تأكيد كرد: در جامعه بايد بين نارسايي‌هاي فرهنگي و كاستي‌هاي موجود تعادل برقرار شود، در فرهنگ اسلامي زن و مرد، نه مساوي هستند و نه رياست مطلق با يكي از آنهاست بلكه رياست حقوقي با مرد است و رياست عاطفي با زن، اين تركيب يك تركيب تعادل‌بخش است و محبت را پايدار مي‌كند و حتي لذت جنسي را هم بين همسران تشديد مي‌كند و زن به‌عنوان محور معنويت خانواده و اجتماع به شمار مي‌رود و اگر كاستي معنوي در جامعه ديده شد، مقصر اصلي خانم‌ها هستند به همين دليل حجاب براي خانم‌ها مهم‌تر و برجسته‌تر است و آنان براي اداره كردن روابط خيلي مسلط هستند كه مردها اين قدرت را ندارند چون زن‌ها هم مي‌توانند مديريت كنند و هم معنويت را در جامعه پوشش دهند.
بالای صفحه

طلاق يا يك زندگي پر تنش؟

 قسمت اول
 حتما بارها شنيده‌ايد كه جدايي والدين زندگي فرزندان را تباه مي‌كند و عامل اصلي تمامي مشكلات روحي و رواني و رفتاري فرزندان به شمار مي‌آيد .
 تحقيقات بسيار زيادي در مورد تأثير جدايي والدين بر زندگي فرزندان انجام شده است كه اغلب آنها بدون بررسي علل مشكلات رفتاري يا ذهني كودكان طلاق، با نگاهي سطحي و ساده، جدايي والدين را عامل تمامي اختلالات رفتاري ذكر كرده‌اند و با توجه به اين فرضيه اشتباه، مانع جدايي بسياري از زوج‌ها شده‌اند .
ولي آيا زندگي كردن كودك در يك خانه پرتشنج كه افراد آن رابطه سرد و بي‌روحي با يكديگر دارند آسيب كمتري به روح و روان او وارد مي‌آورد ؟
سارا مك لين، پژوهشگر آمريكايي در اين مورد مي‌گويد: علت مشكلات روحي فرزندان طلاق، جدايي والدين يا زندگي كردن آنها با يكي از والدين نيست، بلكه تشنج‌ها و درگيري‌هاي خانوادگي و اختلافات والدين پيش از جدا شدن، باعث بر هم خوردن آرامش ذهني آنها مي‌شود و به دنبال خود معضلات رفتاري را به همراه مي‌آورد .
وي معتقد است جدايي به تنهايي آسيبي به هيچ يك از افراد خانواده وارد نمي‌كند بلكه مشكلات پيش از آن و عواملي كه موجب رسيدن خانواده به نقطه پايان مي‌شود، موجب ايجاد مشكل در روح و روان كودك و حتي والدين خواهد شد .
جوزف هوپر، پژوهشگر مسائل خانواده مي‌گويد: زماني بقاي يك زندگي خانوادگي براي كودك مفيد است كه درگيري‌ها و مشكلات اعتقادي  و سليقه‌اي والدين محسوس نباشد، زيرا در غير اين صورت دوام يك زندگي نه تنها به سود كودك نيست بلكه باعث تشديد تشويش‌هاي ذهني و مشكلات روحي او مي‌شود .
پل آماتو، استاد جامعه‌شناسي در دانشگاه نبراسكا و آلن‌بوث، استاد دانشگاه پنسيلوانيا تحقيق همه جانبه‌اي انجام داده و اعلام كردند واقعيت اين است كه بسياري از خانواده‌ها بدون اينكه درگيري‌هاي شديد يا اختلافات عميق داشته باشند از هم پاشيده مي‌شوند .
آمار نشان مي‌دهد هفتاد درصد از كل طلاق‌هاي صورت گرفته در ايالت متحده آمريكا مربوط به زوج‌هايي بوده كه با يك دوره مشاوره كوتاه و حتي با تفكر و همدلي بيشتر، قادر به ادامه زندگي بوده‌اند و بدون ترديد اين شرايط براي فرزندان مناسب‌تر است .
آنها پيشنهاد مي‌كنند والديني كه مشكلات جدي با يكديگر ندارند سريع تصميم به جدايي نگيرند زيرا نمي‌توان از اثرات منفي اين پديده اجتماعي بر فرزندان غفلت كرد. بهتر است زوج‌ها تا زماني كه فرزندان‌شان دوران بلوغ را پشت سر مي‌گذارند كانون خانواده خود را حفظ كنند و در صورت باقي ماندن مشكل، پس از سپري شدن دوران بحراني  فرزندان‌شان تصميم به جدايي بگيرند .
 البته اين مسأله تنها شامل خانواده‌هايي مي‌شود كه مشكلات و درگيري‌هاي آنها اندك است، زيرا زندگي كردن كودك در يك خانه پر تشنج و پردرگيري، نه تنها تأثيري مثبت بر ذهن و رفتار او ندارد بلكه آسيب‌هاي بسيار جدي به روح و روان وي وارد مي‌كند .
مگي گالاگر در كتاب "يك جدايي مسالمت‌آميز" آورده است: معمولاً طلاق به عنوان راه حلي براي پايان بخشيدن به درگيري‌ها و تنش‌ها پيشنهاد مي‌شود اما آيا واقعا طلاق موجب خاتمه يافتن درگيري بين زوجين مي‌شود؟
****************
آمارها نشان مي‌دهد تنها 12 درصد از زوج‌ها پس از طلاق رابطه‌اي مسالمت‌آميز و بدون درگيري با يكديگر دارند و مي‌توانند براي تأمين خواسته فرزندشان يا ايجاد آرامش براي وي رابطه‌اي نسبتاً آرام و دوستانه داشته باشند، اما 50 درصد از زوج‌ها پس از طلاق با يكديگر رفتاري تندتر دارند و مشاجرات و درگيري‌هاي آنها با شدت بيشتر و اغلب در حضور فرزندان صورت مي‌گيرد .
اين روابط با گذشت مدت زماني حدود 5 سال از تاريخ طلاق به يك كينه و دشمني ديرينه بدل مي‌شود و كودكان را وارد يك ميدان جنگ مي‌كند. پس در واقع، راه حل در جدايي نيست، در تغيير شرايط است، زيرا تا پيش از آن زوج‌ها در يك محيط و زير يك سقف بودند و حالا اغلب مشاجرات به صورت تلفني يا از طريق رابط و واسطه انجام مي‌  شود .
حال اين سؤال پيش مي‌آيد كه آيا طلاق باعث كاهش درگيري‌ها و تنش‌ها در خانواده مي‌شود و آرامش را به كودكان آن خانواده‌ها باز مي‌گرداند؟
روشن است كه براي پايان بخشيدن به درگيري‌ها و تنش‌هاي موجود بين زوجين، جدايي و طلاق آخرين راه است، اما بدون ترديد اين درگيري‌ و مشاجره دو زوج نيست كه باعث بر هم خوردن آرامش كودك مي‌شود بلكه درگيري و اختلاف والدين كودك است كه امنيت را در محيط خانه از بين مي‌برد و او را موجودي ضعيف و افسرده مي‌كند و طلاق نيز باعث كاهش اين مشاجرات نخواهد شد پس تأثير مثبتي روي فرزندان ندارد مگر اينكه والدين با آگاهي از موقعيت خود و فرزندان‌شان عملكرد خود را تغيير دهند و كاري كنند كه هم به نفع آنها باشد و هم باعث حفظ سلامت فرزندشان شود .
مگي گالاگر، در صفحه 103 كتاب "برافكندن ازدواج"، ( The Abolition Of Marriage) مي‌گويد: طلاق باعث تشديد درگيري‌هاي والدين و مشاجرات آنها مي‌شود و آسيب‌هاي وارد شده به فرزندان را افزايش مي‌دهد. آمار نشان مي‌دهد دو سوم از زوج‌ها حتي پس از 5 سال از تاريخ جدايي خود نسبت به يكديگر احساس عصبانيت و خشونت مي‌كنند و به دنبال راهي هستند تا اين كاستي‌هاي روحي و رواني را جبران كنند در اين شرايط، اغلب به منافع و مصالح فرزندشان يا نظريات كارشناسان توجهي ندارند و تنها با پرخاشگري و خشونت موجب سبك شدن بار مشكلات خود مي‌شوند، اما اين سبك شدن باعث تشديد اختلالات روحي و رواني فرزندان مي‌شود كه شاهد اين رفتارهاي پرتشنج در محيط خانواده هستند .
* يك طلاق خوب و مسالمت‌آميز از دوام يك ازدواج پرتنش بهتر است
تا پيش از دهه 70 ميلادي، اغلب والدين خود را موظف مي‌كردند كه براي تأمين آرامش و سلامت رواني فرزندان‌شان حرفي از جدايي به ميان نياورند و علي‌رغم اختلافات و درگيري‌هاي بسيار به زندگي زناشويي خود ادامه دهند اما پس از آغاز اين دهه، نظريه تازه‌اي مطرح شد كه بر ساختار ذهني و فكري خانواده‌ها تأثير گذارد .
نظريه جديد بر اين مبنا بود كه زندگي فرزندان در خانواده‌هايي كه پر از تنش و درگيري است اثرات بسيار مخربي بر فكر و روح آنها دارد، پس جدايي والدين براي اين دسته مفيدتر و بهتر است. با اعلام اين نظريه جديد تعداد زيادي از خانواده‌هاي پرتشنج به اين راه حل تازه روي آوردند و جدا شدن والدين باعث بازگشت آرامش به زندگي فرزندان شد .
روزاليند بارنت، پژوهشگر استراليايي مي‌گويد: فرزندان خانواده‌هاي پرتنش، مشكلات رفتاري بيشتري نسبت به فرزندان طلاق دارند، بنابراين اگر والدين به جاي تلاش براي تداوم يك رابطه پر از درگيري و مشاجره اقدام به جدايي كنند و پس از جدايي يك رابطه سالم و مسالمت‌آميز با همسر سابق خود كه پدر يا مادر فرزندشان است برقرار سازند، خواهند توانست به سلامت روان فرزندشان كمك كنند و باعث ارتقاي شخصيت او شوند .
وي افزود : در بسياري از موارد، طلاق باعث رها شدن زنان از تنش و افسردگي مي‌شود. مادران سالم‌تر و شاداب‌تر مي‌توانند فرزنداني آرام‌تر و فعال‌تر تربيت كنند و موجب تقويت اعتماد به نفس آنها شوند .
شاداب‌تر شدن مادر و بازگشت وي به زندگي عادي باعث ايجاد انگيزه در فرزندان مي‌شود و به آنها اطمينان مي‌دهد كه در هر مرحله از زندگي مي‌توان با مشكلات مبارزه كرد و سربلند بيرون آمد .
اغلب والدين پس از جدايي، مقاومت بيشتري در برابر مشكلات پيدا مي‌كنند و فرزندان‌شان را براي پذيرش شرايط سخت زندگي آماده مي‌كنند. به همين دليل اكثر فرزندان طلاق استقلال بيشتري دارند و در تصميم‌گيري‌هاي خود با اقتدار بيشتري حركت مي‌كنند. اندرسون، پژوهشگر آمريكايي در مورد دليل اين مسأله مي‌گويد: زماني كه يك زن خود را از زندگي پرتشنج رها مي‌كند، از نظر ذهني و روحي با مشكلات زيادي مواجه است كه براي از ميان بردن آنها احتياج به استقلال فكري و اقتدار شخصيتي دارد و به تدريج به تقويت اين نيروهاي دروني مي‌پردازد و براي اينكه فرزندانش در شرايط مشابه آسيب كمتري ببينند، سعي مي‌كند اين نيروها را در آنها ايجاد كند .
بنابراين فرزندان اين مادران مقتدر و توانمند، گام‌هاي محكم‌تري در زندگي خود برمي‌دارند و موفقيت‌هايي مشابه با ديگر افراد جامعه خواهند داشت البته تنها در صورتي كه والدين پس از جدايي، رفتاري خشونت‌بار و كينه‌جويانه با يكديگر نداشته باشند و محيطي نسبتاً آرام را براي فرزندان‌شان فراهم كنند .
پژوهش‌ها نشان مي‌دهد فرزنداني كه پس از جدايي والدين بتوانند با هر دو والد خود ارتباط نزديك داشته باشند و در هر دو محيط احساس امنيت و آرامش كنند كمترين آسيب را مي‌بينند .
طبق آمارهاي موجود، درصد شكست رفتاري در اين قشر، كمتر از فرزندان والديني است كه پس از جدايي هنوز مشاجرات پي‌درپي دارند و نتوانسته‌اند به آرامش لازم دست پيدا كنند .
 همچنين نسبت مشكلات رفتاري در فرزندان خانواده‌هايي كه هميشه شاهد درگيري و مشاجره والدين هستند بيشتر از فرزندان طلاق است. اين در حالي است كه مشكلات رفتاري در فرزندان خانواده‌هايي كه يكي از والدين به‌دليل مشكلات اخلاقي و جرايم مختلف در زندان هستند يا به هر دليلي منزل را ترك كرده‌اند، بسيار زياد است . 

بالای صفحه

در عربستان برگزارمي‌شود
دوره آشنايي با سيره نبي‌اكرم(ص) 
طرح تكريم جايگاه و منزلت پيامبر گرامي اسلام و آشنايي با سيره و سنت رسول اعظم(ص) به همت مؤسسه خيريه مكه‌ مكرمه در شهر مدينه‌ برگزارمي‌شود.
 به گزارش خبرگزاري رسمي عربستان(IINA)، "شيخ عبدالمحسن بن معيض الحربي"، مدير مؤسسه خيريه مكه‌ در اين‌ باره گفت: اين طرح به مدت ده هفته و با برپايي دوره‌ آموزشي در زمينه سيره و سنت نبوي(ص) برگزار خواهدشد و موضوعات و مواد درسي اين دوره‌ توسط مبلغان، علماي ديني و كارشناسان دانشگاهي عربستان تدريس‌مي‌شود.
وي افزود: با هدف ايجاد انگيزه بين جوانان و نوجوانان براي شركت در برنامه‌‌ها و فعاليت‌هاي اين طرح، در پايان از موضوعات تدريس‌شده در دوره آشنايي با سيره و فضايل اخلاقي پيامبر(ص) آزمون گرفته‌شده و به پنج نفر برتر جوايز نفيسي اهدامي‌شود.
عبدالحسين الحربي تصريح‌كرد: ديدار از آثار تاريخي اسلامي مدينه، آشنايي با حوادث تاريخي غزوات پيامبر(ص)، ديدار از مسجد النبي(ص) و مؤسسه انتشاراتي قرآن كريم مدينه و همچنين، ديدار و گفت‌وگو با انديشمندان و امامان مساجد از ديگر برنامه‌هاي اين طرح است.

هشتم خرداد در تهران برگزار مي‌شود 
مسابقات تواشيح و هم‌خواني بانوان 
مسابقات تواشيح و هم‌خواني بانوان استان تهران، چهارشنبه هشتم خرداد ماه جاري برگزار خواهد شد.
"حسن رحماني" سرپرست امور ديني و فرهنگي اداره اوقاف و امور خيريه استان تهران در گفت‌وگو با خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا) با بيان اين خبر اظهار كرد: زمان برگزاري رقابت‌هاي هم‌خواني و تواشيح بانوان بنا به اعلام سازمان اوقاف و امور خيريه كشور، در كليه استان‌ها از اول تا دهم خرداد ماه جاري برگزار مي‌شود و استان تهران نيز زمان برگزاري اين مسابقات را هشتم خرداد ماه اعلام كرده است.
وي در ادامه بيان كرد: اداره اوقاف و امور خيريه استان تهران به كليه مراكز و ادارات تابعه خود براي اعزام گروه تواشيح، فراخوان فرستاده است و كار ثبت‌نام از گروه‌هاي تواشيح و هم‌خواني بانوان براي حضور در رقابت‌هاي استان تهران تا هفتم خرداد ماه جاري ادامه دارد.
 رحماني با اشاره به ثبت‌نام چندين گروه تواشيح، تصريح كرد: از بين تمامي گروه‌هاي شركت‌كننده به گروه‌هاي اول تا سوم جايزه نقدي اهدا خواهد شد و گروه اول اين مسابقات به رقابت‌هاي مرحله كشوري اعزام مي‌شود.
سرپرست امور ديني و فرهنگي اداره اوقاف استان تهران به حضور پنج تا شش نفر در هر گروه تواشيح اشاره كرد و گفت: هر گروه هم بايد برنامه هم‌خواني قرآن كريم داشته باشد و هم تواشيح، همچنين سوژه تواشيح نيز بايد در مدح حضرت فاطمه زهرا(س) و ائمه اطهار(ع) باشد.
وي مكان برگزاري مسابقات تواشيح و هم‌خواني بانوان استان تهران را، مكتب الزينب واقع در خيابان 15 خرداد خيابان شهيد اكبرآبادي اعلام و اظهار كرد: رقابت‌هاي مرحله كشوري با حضور منتخبان استان‌هاي كشور همزمان با ولادت با سعادت حضرت فاطمه‌زهرا(س) در تهران برگزار خواهد شد.

کارشناس مسئول کنترل دخانيات وزارت بهداشت
کمپاني هاي سيگار مشتريان خود را از بين زنان و دختران انتخاب مي کنند
کارشناس مسئول کنترل دخانيات وزارت بهداشت از تلاش کمپاني هاي توليد سيگار براي جذب مشتري از بين گروه زنان و دختران خبر داد.
مهندس خديجه محصلي با اظهار خوشبيني از ميزان مصرف مواد دخاني در بين زنان و دختران ايراني در مقايسه با کشورهاي منطقه و دنيا، به خبرنگار مهر گفت: گرچه افزايش مصرف سيگار در بين اين گروه از جامعه زياد نيست ولي اين نگراني هست که جمعيت بيشتري از زنان و دختران به سمت استفاده از مواد دخاني گرايش پيدا کنند.
وي با اشاره به اينکه شرکت هاي توليد کننده سيگار در دنيا، به دنبال اين هستند که مشتريان خودشان را از بين گروههاي نوجوان و زنان و دختران انتخاب کنند، افزود: اين قبيل شرکت ها با استفاده از مسائل جاذبه دار به دنبال جلب مشتري از بين زنان و دختران هستند.
کارشناس مسئول کنترل دخانيات وزارت بهداشت با عنوان اين مطلب که وزارت بهداشت براي گروههاي نوجوان و زنان و دختران، برنامه دارد، گفت: در سال 1378، 12 درصد جمعيت بالاي 15 سال مصرف کننده مواد دخاني بوده اند که سهم مردان، 9/23 درصد و زنان 7/1 درصد بوده است.
محصلي اين وضعيت را در سال 1384، 2/14 درصد اعلام کرد و افزود:  سهم مردان 1/24 درصد و زنان 3/4 درصد بوده است.
وي همچنين به بررسي مصرف سيگار در بين نوجوانان 13 تا 15 سال طي سالهاي 82 تا 86، اشاره کرد و گفت: در سال 82، دو درصد از نوجوانان 13 تا 15 مصرف کننده سيگار بوده اند که اين آمار در سال 86 به 3 درصد افزايش يافته است.
محصلي سهم پسران در اين گروه سني (13 تا 15 سال) را 1/5 درصد و دختران را 9 دهم درصد اعلام کرد.