چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۳۸
 
۱۲ گوناگون  
 
شماره قبل

دکتر علي محمد سجادي عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي ‏
او انسان و انسان ساز بود

موسوي گرمارودي ؛ دکتر علي محمد سجادي ؛ دکتر مهدي محقق ؛ مهندس مصطفي مير سليم ؛ عصر روز ‏دوشنبه در مراسم بزرگداشت دکتر سيد جعفر شهيدي درباره آشنايي خود با دکتر شهيدي سخنراناني ايراد ‏کردند كه به منظور پاسداشت ياد اين استاد فرزانه خلاصه آن را مي خوانيم.‏
قبل از آنکه افتخار شاگردي استاد شهيدي را داشته باشم ايشان را ابتدا در محفل استاد فيروز کوهي در محفل ‏شاعران و اديبان ديدم شايد پيش از آن هم که من معلم دبيرستان و دبير دختر ايشان بودم ايشان را ديده باشم. ‏اما آشنايي عميق با ايشان به دوره دکتري ادبيات دانشگاه تهران و سپس درسهاي نهج البلاغه در مؤسسه ‏دهخدا مربوط مي شود.‏
براي رساله دکتري ايشان استاد راهنماي من بودند و پنج سال تمام با ايشان در زمينه رساله ام درباره اديب ‏الممالک گفتگو و درس آموزي مي کردم. ترجمه نهج البلاغه هم در نتيجه پيشنهاد بنده در درسهاي نهج ‏البلاغه صورت گرفت.‏
دو بار با ايشان همسفر شدم يک سفر داخلي طولاني از تهران تا خوزستان در جريان جنگ و يک سفر حج . ‏گريه او را در سفر حج آهسته و بي صدا ديدم و خنده اش شاد و پر صدا بود. بسيار خوش سفر و مهربان بود.‏
دکتر شهيدي به نماز اول وقت بسيار اهميت مي داد، به قرآن بسار احترام مي گذاشت، به دانشجويان خود در ‏بزرگداشت قرآن سفارش مي کرد، هرگز غيبت کسي را از او نشنيدم در ختم هر متوفايي که مي شناخت ‏شرکت مي کرد و هرگز جز در برابر دانشجوي تنبل آن هم به طور غير مستقيم، ناراحت نمي شد.‏
وي تصريح کرد: انضباط و نظم از ويژگيهاي او بود و عشق عميقي به تاريخ و ادبيات داشت.‏
دکتر موسوي گرمارودي در ادامه دو شعر که در رساي دکتر سيد جعفر شهيدي سروده بود براي حاضران ‏خواند.‏
‏************* دکتر مهدي محقق رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي در بزرگداشت دکتر شهيدي ‏
دکتر شهيدي تجسمي از فرهنگ اسلامي و ايراني دانست‏ و گفت: دکتر شهيدي از چهره هاي شناخته در تمام ‏کشور ما بلکه در ساير کشورهاي عربي و اسلامي است. احاطه ايشان به ادبيات عرب و فارسي و تسلط به ‏قرآن، حديث و نهج البلاغه موجب شهرت او بود. بنده افتخار آشنايي 60 سال تمام با ايشان را داشتم و اولين ‏بار او را در مدرسه عالي سپهسالار ديدم و بعدها با ايشان در دبيرستان تدريس عربي مي کردم .‏
وي در ادامه گفت: بعد از آن هميشه با ايشان در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران بودم و در کنگره هاي داخلي و ‏خارجي شرکت مي کرديم. ‏
دکتر محقق در ادامه گفت: تحقيقات تاريخي او ازهمان آغاز با نگارش کتابهاي تاريخي برجسته بود.‏
رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي در ادامه به معلم بودن دکتر شهيدي اشاره کرد و گفت: او به درس اهميت ‏مي داد و شاگردان را تشويق به مطالعه مي کرد و خود نيز اهل مطالعه بود. ‏
وي گفت: شهيدي اوصاف و سجاياي بسياري داشت . هر جا مي رفتيم به علت تسلط به فقه ، اصول ، فلسفه ، ‏کلام ، حکمت و منطق مورد احترام بود و جالب آنکه زبان عربي را در حوزه در جريان نوشتن و خواندن ‏آموخته بود و مي توانست علاوه بر زبان علما به زبان رايج نيز سخن بگويد. ‏وي در پايان گفت: از دست رفتن دکتر شهيدي از دست رفتن چهره اي سرشناس و برجسته در فرهنگ ايراني ‏است .‏
‏*************** مهندس مصطفي مير سليم رئيس هيئت امناي بنياد دايرةالمعارف جهان اسلام در ‏مراسم بزرگداشت دکتر شهيدي
آن مرحوم را در بيان ديدگاهها قابل ستايش خواند و با اشاره به آشنايي خود با دکتر شهيدي در سال 1362 ، ‏در سال تأسيس دايره المعارف جهان اسلام گفت: در زمان وزارت ارشاد با جنبه ديگري از شخصيت ايشان ‏يعني خدمات او در زمينه زبان فارسي آشنا شدم.‏
دکتر شهيدي طي سالهايي که در دايرة المعارف بود بي ملاحظه سايرين نظر خود را ابراز مي کرد و مسائل ‏علمي و کارشناسي را تحت تأثير جو غالب سياسي قرار نداده، به چيزي جز مسائل علمي توجه نکرده و ‏هيچگاه نظريه علمي و ادبي خود را قرباني مسائل حاشيه اي مرتبط به جو غالب نمي کرد.‏
دکتر شهيدي مطالب تاريخ اسلام مانند زندگي معصومان (ع) را به گونه اي طرح مي کرد که در مرحله اول ‏نشانگر آشنايي و شناخت عميق کامل از اين تاريخ دارد و در مرحله بعد اين کار تحقيقي دکتر شهيدي بر جان ‏انسان اثر مي گذارد. با آثار دکتر شهيدي به کنه تاريخ صدر اسلام آشنا مي شويم و اثرات آن را در دوران ‏خود مي شناسيم. دانشجويان و دانش آموزان ما با استفاده از اين آثار مي توانند تحقيقات خود را پي گيرند.‏
رئيس هيئت امناي بنياد دايرةالمعارف جهان اسلام در پايان گفت: بايد بکوشيم با درس گرفتن از دکتر شهيدي، ‏کار علمي خود را تحت تأثير ملاحظه کاري ها قرار ندهيم و اين کار را به گونه اي صورت دهيم که مورد ‏استقبال فرهنگ قرار گيرد.‏

‏************* دکتر علي محمد سجادي عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي بزرگداشت دکتر شهيدي  ‏
امثال دکتر شهيدي نبايد فراموش شوند  ‏
بنده علاوه بر شاگردي استاد شهيدي، علاقه اي عاطفي نيز به ايشان دارم و نزديک 34 سال با ايشان محشور ‏بودم و مي توانم خود را پسر ايشان بخوانم.‏
وي تأکيد کرد: امروز حق استادي و دانشجويي رعايت نمي شود و سلسله مراتب استادي، استادياري و ‏دانشجويي رعايت نمي شود. همچنين در قديم استاد پروري رايج بود که امروز متأسفانه رعايت نمي شود، ما ‏نبايد بگذاريم امثال شهيدي‌ها از ياد بروند.‏
دکتر سجادي در پايان لوحي تقديم به استاد دکتر شهيدي خواند  و گفت: دکتر شهيدي پارسي را به جان پاس ‏داشت و معلم بود و معلم زيست و جز از اين منظر به چيزي ننگريست . او انسان و انسان ساز بود. ‏

بالای صفحه

حديث
امام على(ع)
قوت الاجساد الطعام و قوت الارواح الاطعام
غذا خوراك بدن است و خوراك جان ها، به ديگران غذا دادن است
مشكاة الانوار، ح 1894

الگوهاي مديريت
درقرآن و اسلام

نويسنده: ‎‏ ناهيده پاكي‏
توگمان مي كني موجود كوچكي هستي درحالي كه عالم بزرگ در تو خلاصه شده است در بينش قرآني و تعاليم اسلامي از يك سو سايه توحيد الهي ‏برجامعه انساني افتاده وهمه را با هر زبان ونژاد در يك مجموعه قرار داده است و اصولا در اسلام جامعه اسلامي جدا از مجموعه عالم هستي ‏نيست و جزئي از عالم بزرگ است. از سوي ديگر درجهان بيني اسلامي، انسان دنياي كوچكي است كه تمام عالم بزرگ را در خود خلاصه كرده ‏و جاي داده است چنان كه در بيان پيشواي بزرگ ما امام علي (ع) آمده است: "تو گمان مي كني  موجودكوچكي هستي؟ در حالي كه عالم بزرگ ‏در تو خلاصه شده است." اين بر اساس تمام اصولي كه در مديريت عالم بزرگ و در مديريت جسم و جان يك انسان حاكم است، بر جوامع انساني ‏حكم فرماست. اين مسئله مي تواند الهام بخش مسائل زيادي گردد و براي يافتن اصول مديريت اجتماعي،سياسي ،اقتصادي و آموزشي و غيراز  آن ‏ما را به دنبال جستجوي اصول مديريت الله در عالم هستي رهنمون گردد. براي نمونه امور زير را مي توان ذكر كرد: ‏
‏1-‏ مديريت خداوند در جهان هستي بر پايه رحمت عام و خاص اوست، چنان كه در سوره حمد كه همه روزه آن را در نمازها مي خوانيم ‏بعد از توصيف خداوند به " رب العالمين " او را به رحمان و رحيم توصيف مي كنيم، يعني عالم هستي صحنه اين دو صفت الهي " ‏بخشندگي ومهرباني" است. مديريت ما نيز د رتمام زمينه ها بايد بر اساس رحمت عام ( محبت به دوست و دشمن ) و رحمت خاص ‏‏(محبت ويژه به دوستان شايسته ) اسوار باشد . بنابراين آنجه مديران را با كاركنان يك مجموعه پيوند مي دهد ،همان پيوند دوستي ، صفا ‏،صميميت و محبت است كه يك مجموعه را با قدرت و توانايي تمام به پيش مي برد.‏
‏2-‏ مسئله رحمت عام و خاص خداوند هرگز به معناي رسيدگي نكردن به تخلفات نيست. چنانچه توصيف به " مالك يوم الدين" (او صاحب ‏روز جزاست) بعد از توصيف به رحمت درسوره حمد گواه اين مدعاست . واكنش هاي مطلوبي كه از سوي علل واسباب جهان به ‏هنگام بي اعتنايي نسبت به آنها دامان ما را مي گيرد، نوعي مجازات الهي در عالم آفرينش است. مثلا بيماري كه از مراقبت ويژه و ‏پرهيز لازم ،سرباز مي زند و بيماريش شديد مي شود به طور خودكار محاكمه وجريمه مي شود، همين امر در مورد تمام مشكلاتي كه ‏دامان ما مي گيرد، صادق است و در الگوهاي مديريت اجتماعي ما نيز مي تواند به صورت يك قانون حاكم باشد . ‏
‏3-‏ قلب ما را خداوند براي اداره اين بدن ازنظر تغذيه آفريده است با اين كه شبكه خون رساني بدن چنان است كه ده ميليون ميليارد سلول ‏بدن را به آساني تغذيه ميكند، اما قلب تنها با دو سه شاهرگ سرو كار دارد و به آنها در كار خود اعتماد ميكند وهرگز با تمام مويرگ ها ‏ارتباط مستقيم ندارد. اين الگوها به ما مي گويد مديريت صحيح تنها در پرتو اعتماد مستقيم ، معاونان محدود مورد اعتماد است و اگر ‏مديري بخواهد ارتباط مسقيم خود را تمام نفرات برقرار سازد، راه خطا پيموده است و درست مثل آن است كه تمام مويرگ هاي بدن ‏،مستقيما با قلب ارتباط داشته باشند. اين اصل در مورد مديريت مغز و سلسله اعصاب نيز كاملا صادق است.‏
‏4-‏ درتكوين نطفه انسان و تمام جانداران و بذر گياهان، نقطه شروع بسيار كوچك است اما هدف دريك مرحله  بسيار بالا، با اين كه قدرت ‏خداوند برترين قدرتهاست ،اين الهامي است به همه مديران كه نقطه شروع را كوچك بگيرند و با گسترش آن به اهداف بسيار بالا ‏برسند. مسئله آفرينش عالم هستي در چندين روز (دوران عظيمي كه هر يك ميليون ها سال طول كشيده ) نيز تاكيد ديگري بر اين ‏موضوع است. ‏
‏5-‏ درمديريت الهي ، اصل ساخته شدن انسان هاست وهر گونه دگرگوني را با دگر گوني انسان مرتبط مي سازد، آيات كتاب آسماني ما ‏،شاهد زنده اي بر اين مدعاست پروردگار جهان در سوره رعد، آيه 11 مي فرمايد: " خداوند سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نمي دهد ‏مگر اينكه خودشان بخواهند." در مديريت جوامع انساني نيز مسئله اصلي ساخته شدن انسانهاست و آنها كه تكيه اصلي را بر ابزارمي ‏كنند، راه خطا مي پيمايند ،همان گونه كه با چشم ديديم ابرقدرتهايي كه پايه انساني را در ايدئولوژي خود بر تحول ابزار توليد قرار دادند ‏وانسان را مقهور آن شناختند ، چگونه گرفتار عواقب دردناك سوء مديريت ناشي از اين تفكر گشتند و سرانجام فروپاشي و مجازات ‏خود را در اين جهان ديدند.‏
‏6-‏ مسئله سازماندهي و هماهنگي را كه مديريت نقش بسيار مهمي ايفا مي كند مي توان در جهان طبيعت و عالم خلقت به عالي ترين ‏صورت مشاهده كرد و از آن الهام گرفت.مثلا در برابر يك حادثه ناگهاني و سخت كه براي يك انسان پيش مي آيد در يك لحظه ،تمام ‏نيروهاي جسمي و روحي او با هماهنگي خاصي بسيج مي شوند. مغز بروز حادثه را درك مي كند. يك فرمان از طريق اعصاب صادر ‏مي شود و مقار ن آن ،ضربان قلب به سرعت بالا مي رود تا خون را هر چه بيشتر به مغز برساند براي اين كه عضلات كارهاي ‏بيشتري را انجام دهند ، تنفس نيز سرعت مي گيرد تا خون را با سرعت كار قلب، همگون سازد، هوشياري بيشتر مي شود ،چشم تيز ‏بين تر و گوش شنواتر مي شود ، معده كار خود را موقتا تعطيل مي كند و احساس تشنگي و گرسنگي كه يك عامل بازدارنده است، ‏ناگهان از بين مي رود و جالب اين كه تمام اينها به صورت خودكار انجام مي گيرد ،يعني اين وظيفه بر عهده بخش نا آگاه اعصاب ‏گذارده شده است نه بخش آگاه . سازماندهي و هماهنگي در مديريت نيز بايد چنين در عمق تشكلات نفوذ كند تا در برابر حوادث به ‏صورت خودكار عمل كند ، در غير اين صورت فرصتهايي كه هر لحظه آن سرنوشت ساز است ،ممكن است از دست برود.‏