ترجمه «لاله بختیاری» از قرآن و واکنش ها
شنيده شده نسخه جديد قرآن به زبان انگليسي توسط لاله بختياري، زن مسلمان فعال در امور مذهبي به زودي در آمريکا چاپ مي شود.
به گزارش خبرگزاري آريا، برخي رهبران جوامع مسلمان در آمريکا معتقدند ترجمه وي (لاله بختياري) با نسخه اصلي قرآن تفاوت آشکاري دارد!
بختياري استاد اسبق دانشگاه اسلامي شيکاگو به گفته خود به منظور از بين بردن برداشت هاي نادرست از آيات قرآن در مورد رفتار با زنان، از ايران به آمريکا آمده است، در ترجمه اين قرآن به زبان انگليسي سعي دارد با توجه به آيات و مفاهيم قرآني، دستورالعمل جديدي از رفتار مردان با همسران خود را ارايه دهد.
وي در مورد واژه "اضرب" که در قرآن آمده و به معناي زدن ترجمه شده است، مي گويد: اين واژه در هنگام ترجمه به زبان هاي ديگر مورد تحريف واقع شده است، در واقع اين واژه به معناي زدن نيست، بلکه به اين معنا است که مرد مي تواند در صورت خيانت همسر و يا بداخلاق بودن وي، همسر خود را ترک کند(؟!)
علاوه بر اين رهبران مسلمان نسبت به تسلط لاله بختياري به زبان عربي ترديد دارند، در حالي که خود وي ادعا مي کند که به زبان عربي به طور کامل مسلط است.
گفته مي شود که اين نسخه از ترجمه قرآن با رويکردهاي فمنيستي و با طرفداري از زنان ترجمه شده است و به همين دليل نمي توان آن را درست و قابل استناد دانست.
منتخب همايش بينالمللي بانوان قرآنپژوه:
بهزيستي بهايي به فعالان قرآني تحت پوشش خود نميدهد
نگاه مسئولان سازمان بهزيستي به فعالان قرآني به ويژه افرادي كه موفق به كسب رتبههاي برتر در مسابقات و جشنوارهها شدهاند، تحقيرآميز است.
"حميده كريميان" حافظ نمونه و معلم توانمند قرآن كريم منتخب همايش بينالمللي بانوان قرآنپژوه در سال 84، در گفتوگو با خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: سازمان بهزيستي كشور متأسفانه بهايي به فعالان قرآني تحت پوشش خود نميدهد و در برخي بخشها از جمله شهرستان استهبان حتي رابط قرآني هم وجود ندارد تا به موضوعات و مسائل قرآنآموزان رسيدگي كند.
وي با بيان اينكه با وجود تحت پوشش بهزيستي بودن هيچ مستمري از اين سازمان دريافت نميكند افزود: در سال 80 كل قرآن كريم را حفظ كردم تا سال 84 كه به عنوان حافظ نمونه و معلم توانمند قرآن كريم در همايش بينالمللي بانوان قرآنپژوه از سوي نماينده رئيس جمهور مورد تقدير قرار گرفتم.
كريميان با اشاره به مشكلات فعالان قرآني تحت پوشش بهزيستي، اظهار كرد: مسئولان سازمان بهزيستي نميخواهند بپذيرند كه بايد براي فعالان قرآني تحت پوشش خود تسهيلات ويژهاي در نظر بگيرند و به طور مثال در مسابقهاي كه مهلت ارسال آثار آن تا پايان ارديبهشتماه اعلام شده بود هنوز برگههاي پاسخنامه را به علاقهمندان تحويل ندادهاند.
اين حافظ نمونه قرآن تصريح كرد: هيچگونه كمك فكري و روحي به فعالان قرآني تحت پوشش سازمان بهزيستي نميشود و مسئولان اين سازمان اهميتي به مباحث قرآني نميدهند و از سوي ديگر امكاناتي براي اين كار در نظر گرفته نشده است.
اين معلم قرآن يادآور شد: برخي از شاگردان من در روستاهاي اطراف شهرستان استهبان زندگي ميكنند و از كمترين امكانات برخوردار هستند و تعدادي از آنان نيز تحت پوشش سازمان بهزيستي و كر و لال يا داراي مشكلات ذهني و حركتي هستند و براي من كه خودم نيز بيمار هستم و در بيمارستان بستري بودم بسيار مشكل است تا هر روز به اين قرآنآموزان تلفن بزنم يا براي پاسخ به سوالات به آنها سركشي كنم.
وي با اشاره به ناكافي بودن تعداد مربيان قرآني تحت پوشش سازمان بهزيستي، گفت: در شهرستان استهبان بايد براي كوچكترين مشكلي به بهزيستي قم مراجعه كنيم و باوجودي كه خودم در زمينه علوم قرآني و تجربه كلاسداري آمادگيهاي لازم را دارم اما به سبب بيماري، نيرويي ندارم تا به همه كلاسها رسيدگي كنم و حال اگر مربيان قرآني بهزيستي قم عوض شوند يا بركنار شوند، ما بايد چه كار كنيم.
كريميان در ادامه اظهار كرد: در حال حاضر سه رشته حفظ، مفاهيم و روخواني قرآن كريم را در روستاي شمسآباد استهبان داير كردهايم كه حدود 50 قرآنآموز در آن به فراگيري علوم قرآني مشغول هستند و تعدادي از آنان نيز تحت پوشش سازمان بهزيستي هستند و من خودم با شرايط جسمي كه دارم و بايد تحت كنترل پزشك باشم، در روستا ماندهام تا دروس قرآني را به اين افراد آموزش بدهم.
اين حافظ نمونه قرآن در پايان خطاب به رئيس جمهور، تصريح كرد: بچههاي معلول نيز جزئي از جامعه هستند، اگر فردي در يك مسابقه ورزشي مقام آورده بود همه گونه امكانات را در اختيارش ميگذاشتند اما به فعالان قرآني هيچ بهايي نميدهند، به طوري كه حتي اجازه ملاقات با رئيس سازمان بهزيستي هم به ما داده نشده است.
مدير نشر پيام آزادي:
نگاه ناشران به نشر قرآني بايد تغيير كند
مدير نشر پيام آزادي، چاپ كتابهاي مرجع و تاريخ اسلام را با سبكها و نگرش جديد، از راههاي ايجاد تحول و شكوفايي در حوزه نشر قرآني دانست.
"محمدرضا جاسبي" در گفتوگو با خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) با اشاره به اينكه بايد نگاههاي تازهاي به حوزه نشر قرآني حاكم شود بيان كرد: نگاههاي ناشران باتوجه به شعار امسال بايد تغيير كند و بايد اهالي نشر ديد خود را نسبت به چاپ كتابهاي قرآني و ديني براي كودكان و نوجوانان عوض كنند.
او يكي از مشكلات فعلي ناشران قرآني را نبود كاغذ يارانهاي دانست و تصريح كرد: يكي از مشكلات امروز ناشران مشكل نبود كاغذ باكيفيت و يارانهاي است. مسئولان كاغذهايي با گراماژ پايين وارد كرده و پوششي به اين قضيه دادهاند؛ اما در حوزه كتابهاي ديني بايد كاغذها با بهترين كيفيت به ناشران اختصاص داده شود.
مدير نشر پيام آزادي با انتقاد از چاپ و نشر قرآن در خارج از كشور افزود: برخي از كتابهاي علوم قرآني و قرآن به دليل چاپ ارزان در خارج از كشور چاپ ميشوند؛ اين مشكلي بزرگ براي نشر قرآني است كه قرآنهاي ما در كشورهايي مانند چين و لبنان چاپ شود.
جاسبي حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را از ناشران كتابهاي ديني الزامي دانست و تأكيد كرد: كتابهاي ديني بايد بيش از بقيه كتابها حمايت شود و اين كتابها بايد با مطالبي به چاپ برسد كه براي نسل جوان در مدارس و دانشگاهها داراي جذابيت و خلاقيت باشد.
اين خادم برگزيده نمايشگاه بينالمللي قرآن كريم با توجه به تأثير سياست خريد كتاب از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر حوزه نشر قرآني تأكيد كرد: يكي از كارهايي كه ميتواند بر حوزه نشر مؤثر باشد خريد كتابهاي چاپ اول استغ اما در حوزه نشر قرآني بيشتر كتابها تجديد چاپ هستند كه اين كتابها از سوي وزارت ارشاد خريداري نميشود.
او در پايان براي بهبود فعاليت ناشران ديني و قرآني برپايي يك نمايشگاه را پيشنهاد داد و گفت: بايد نمايشگاهي مانند "ياد يار مهربان" برگزار شود و كتابهاي تجديد چاپشده ناشران در آن به نمايش دربيايد تا اين كتابها هم به خوبي معرفي شوند و به فروش برسند.
حجتالاسلام محمد حاجابوالقاسمي خواستار شد:
حمايت دولت از تحقيقات قرآني در زمينه ترجمه
زبان قرآن داراي لايههاي متعدد معنايي است و ما نميتوانيم زبان قرآن را به زباني ديگر با حفظ تمام اين لايههاي معنايي متعدد ترجمه كنيم.
حجتالاسلام "محمد حاجابوالقاسمي" در گفتوگو با خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: بحثي در ميان علاقهمندان به علومقرآني درباره ترجمهپذيري يا ترجمهناپذيري قرآن وجود دارد كه عدهاي مخالف ترجمهپذيري و عدهاي موافق آن هستند؛ مخالفان ترجمهپذيري قرآن نيز دو دستهاند.
او ادامه داد: عدهاي معتقدند كه اصلا هيچ متني قابل ترجمه به زبان ديگر نيست و اين تنها مختص قرآن نيست بلكه همه متنها را در بر ميگيرد؛ دسته دوم معتقد هستند كه تنها قرآن را به دليل ويژگيهايي كه دارد نميتوان ترجمه كرد.
اين قرآنپژوه گفت: دسته اول (ترجمهناپذيري همه متنها) معتقدند زبان به طور كلي مجموعهاي از الفاظ و معاني نيست؛ بلكه زبان يك فرهنگ است و در پس مباني هر زباني يك فرهنگ نهفته است، بنابراين با يك ترجمه لفظي نميتوان يك فرهنگ را به فرهنگي ديگر تبديل كرد.
او ادامه داد: دسته دوم (ترجمهناپذيري قرآن) معتقدند كه قرآن داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است كه ترجمه به زبان ديگر را ناممكن ميسازد. قرآن اولا حكيمانه است و باطل به هيچ عنوان در آن راه ندارد در حاليكه زبانهاي ديگر اينچنين نيست و ممكن است مبتني بر تصورات نادرست از جهان باشد كه اينگونه مسائل در مورد كلام خدا وجود ندارد.
بهعبارت ديگر منظور از ترجمه قرآن حفظ همه ويژگيهاي زبان قرآن در برگردان فارسي نيست، منظور از ترجمه اين است كه قرآن را متناسب با توان براي درك مخاطب ترجمه كنيم
او ادامه داد: دوما قرآن يك زبان جاودانه است و زبان جاودانه با زبانهاي ديگر متفاوت است. هر زباني يك تاريخ مصرف دارد و ممكن است واژگاني از آن در طول زمان منسوخ شود اما زبان قرآن چنين نيست، بنابراين قابل ترجمه نيست.
حجتالاسلام حاجابولقاسمي تصريح كرد: بنابراين اگر كسي ميگويد قرآن قابل ترجمه نيست مقصودش اين است كه نميتوان قرآن را ترجمه كرد و همه ويژگيهاي منحصر به فرد قرآن از جمله جاودانه بودن، حكيمانه بودن و داشتن لايههاي معنايي متعدد را در ترجمه گنجاند.
داور بينالمللي رشته حسن حفظ قرآن كريم گفت: اما اگر كسي قائل باشد به اينكه ميتوان قرآن را ترجمه كرد، طبيعتا منظور او از ترجمه، ترجمهاي نيست كه همه ويژگيهاي قرآن را در بر داشته باشد. معجزه بودن قرآن روشن است و ترجمه ويژگي معجزهوار بودن را نخواهد داشت.
او افزود: اما اينكه قرآن را در حد توان متناسب با فهم مخاطب دربياوريم، امري ممكن است. به عبارت ديگر منظور از ترجمه قرآن حفظ همه ويژگيهاي زبان قرآن در برگردان فارسي نيست. منظور از ترجمه اين است كه قرآن را متناسب با توان براي درك مخاطب ترجمه كنيم.
اين حافظ كل قرآنكريم تصريح كرد: ترجمهها چند دستهاند؛ برخي به شدت تحت تأثير ادبيات و به تعبير عاميانهتر ترجمه ملا لغتي هستند؛ برخي ديگر ترجمهاي آزادند و در هيچ قيد و بندي نبوده و مترجم برداشت خود از آيه را با زبان و ادبيات خود بيان ميكند. بايد گفت، يكي از سختترين كارها در ترجمه قرآن اين است كه ما بتوانيم اولا دقت بسيار در زبان قرآن داشته باشيم و ثانيا ظرافتهايي را كه در قرآن به كار رفته تا حدممكن در ترجمه نيز بياوريم.
حاجابوالقاسم گفت: ترجمه بايد براي مخاطب قابلفهم باشد و احساس نامأنوس بودن را نداشته باشد؛ به علاوه در ترجمه قرآن ما بايد كاري كنيم كه حالتي را كه مخاطبان در عصر نزول داشتند به مخاطب ترجمه ما نيز دست دهد. مخاطبان عصر نزول وقتي آيات قرآن را ميشنيدند احساس ميكردند از همان الفاظ و كلمات متعارف و رايج بينشان پيامهاي معنوي را برداشت ميكنند. به عبارت ديگر كلمات عاميانه ديروز، امروز پرمعنا شدهبودند.
او گفت: اما متأسفانه ترجمههاي ما در حال حاضر خالي از اين ويژگيها هستند. هر عصر و دورهاي ويژگيهاي خاصي دارد، بايد از اصطلاحات رايج هر عصر و زبان در ترجمه استفاده كنيم و هراز چندگاهي نير بايد ترجمهها تجديد چاپ و ويراستاري شوند؛ چون ما يك ترجمه ماندگار و ابدي نميتوانيم داشته باشيم.
اين استاد حوزه وضعيت فعلي ترجمه در كشور را چنين ارزيابي كرد: در حدود 7 الي 8 سال است كه نهضتي در حوزه ترجمه قرآن پديد آمده و بزرگان و انديشمنداني به ترجمه قرآن روي آوردهاند و اين، رويداد مباركي است؛ اما طي يكي دو سال اخير اين توجه رو به افول گذاردهاست.
اين قرآنپژوه اضافه كرد: از نظر منطق پيشرفت اين علم، اكنون وقت آن است تا به بررسي اصول ترجمه بيشتر بپردازيم و مباحثي درباره روش و مباني ترجمه صحيح و كارشناسانه در فضاي بين انديشمندان قرآني مطرح شود و بر اين اساسا ترجمههاي قرآني جديد پديد آيند.
اكنون وضعيت ترجمه نامطلوب است
او ادامه داد: اكنون وضعيت ترجمه نامطلوب است؛ گاهي اوقات با كمال تعجب ديده ميشود كه اكثريت مترجمان يك آيه را به اشتباه معني ميكنند و معناي اصلي آيه را درست درك نميكنند. اين موارد نياز به بررسي اصول ترجمه را بيشتر نشان ميدهد.
حاجابوالقاسمي در پايان گفت: دولت بايد از تحقيقات قرآني در زمينه ترجمه ـ كه در دانشگاهها و حوزهها و موسسات قررآني صورت ميگيرد ـ حمايت لازم را به عمل آورد و در جهت ضابطهمند كردن ترجمههاي قرآني تلاش كند.
تفاسير قرآني
قسمت هشتم
*** تفسيرهاى شيعه
تفسير على بن ابراهيم
بطورى كه در بعضى از كتابهاى رجالى آمده ، بخشى از اين تفسير املاى على بن ابراهيم است كـه بـه وسـيـله شـاگـردش ، ابـوالفـضـل العـبـاس تـدويـن شـده و بـخـش ديـگـر آن را خـود ابـوالفـضـل بـا سـنـد خـاص خـود از قـول ابـوالجـارود نـقـل كـرده اسـت . بـنـابـرايـن تـفـسـير معروف به تفسير على بن ابراهيم ، كار مشتركى از او و ابوالجارود است .
تفسير فرات كوفى
عـلى بـن ابـراهـيـم روايـات خـود را از امـام صـادق (ع ) و ابـوالجـارود از امـام بـاقـر(ع ) نقل كرده است .
تفسير على بن ابراهيم داراى خصوصيات زير است :
الف ـ اين تفسير اصل و منبع براى تفسيرهاى فراوانى بوده كه بعد از آن تدوين شده است .
ب ـ روايـات تـفـسـيـرى در ايـن كـتـاب بـا واسـطـه خـيـلى كم از امام باقر(ع ) و امام صادق (ع ) نقل شده است .
ج ـ مؤ لف در زمان امام حسن عسكرى (ع ) آن را تاءليف كرده است .
د ـ پدرش كه بيشتر روايات از او نقل شده ، از اصحاب امام رضا(ع ) بوده است .
فراوان است .
و ـ اين تفسير، يك تفسير روايى محض است .
شـرح حـال مـؤ لف : مـؤ لف بـخـش عـمـده ايـن تفسير، على بن ابراهيم قمى است . وى شخصيتى بـزرگـوار و عاليقدر است كه شيخ كلينى از شاگردان او به شمار مى آيد و 7068 روايت از او نـقـل كـرده اسـت . عـلى بـن ابراهيم علاوه بر تفسير، داراى تاءليفاتى به نامهاى ((الناسخ والمنسوخ ))، ((الشرايع )) ، ((قرب الاسناد)) و... بوده است .
او بـخـشـى از عـمـر خـود را در اواخـر قـرن سـوم و بـخـشـى را در اوايـل قـرن چـهـارم هـجـرى سـپرى كرد. سال وفات او بطور دقيق مشخص نيست . برخى آن را در سال 329 ه. ق دانسته اند.
تفسير عياشى
اين تفسير حدود يازده قرن پيش تدوين شده و ازآن زمان تاكنون مورد توجه و استفاده دانشمندان و مفسران قرار گرفته است . علامه طباطبائى (ره ) در مقدمه اى كه بر تفسير ياد شده نوشته ، آورده است : يكى از بهترين چيزهايى كه از گذشتگان به ما ارث رسيده ، تفسير عياشى است .
تـفـسـيـر عـيـاشـى از تـفـسيرهاى روايى و ماءثور بسيار مشهور و مورد اطمينان است كه از طرف دانـشـمـندان گذشته و حال مورد توجه قرار گرفته است . متاءسفانه در اين ميراث گرانقدر دو اشـكـال ايجاد كرده اند:اول اين كه روايات اين تفسير هرچند ابتدا با سلسله سند ذكر شده ولى بـعـدهـا نسخه برداران براى اختصار، سندها را حذف كرده اند. دوم اين كه اين تفسير در دو جزء نـوشـتـه بـوده (و ظـاهـرا شـامـل هـمـه قـرآن بـوده است )، ولى متاءسفانه جزء دوم آن به دست ما نرسيده است .
آيـات پـرداخـتـه و بـه تـرتـيـب ، روايـات مربوط به هر يك را ذكر كرده است . تفسير عياشى مـوجـود تـا انـتـهـاى سـوره كـهـف ادامـه يـافـتـه و در مـجـمـوع 2680 روايـت را نقل كرده است .
مـؤ لف تـفـسير: نويسنده اين تفسير محمد بن مسعود بن عياش ، كنيه اش ابو نصر و معروف به عياشى است . وى يكى از بزرگان شيعه و از استوانه هاى علم حديث و تفسير به شمار مى آيد. هـمـه دانـشـمندان بر عظمت ، بزرگوارى ، فراوانى دانش و مورد اطمينان بودن او نظر دارند. او دراحـيـا و گسترش علوم دينى بسيار جدى و كوشا بود و سيصد هزار دينار را كه از پدرش به او ارث رسـيـده بـود، در ايـن راه مـصـرف كـرد. خـانـه او مـحـل بـحـث و درس دانـش پـژوهـان و طلاب علوم دينى بود و علاوه بر جلسه هاى خصوصى كه بـراى خـواص و شاگردان خود داشت ، جلسه اى نيز براى عوام و توده مردم برگزار مى كرد. عـيـاشـى حـدود دويـسـت كـتـاب در رشـتـه هـاى مـخـتـلف تـاءليـف كـرد و در سال 320 ه. ق به رحمت ايزدى پيوست .
عـلاوه بـرچـنـد تـفـسـيـر يـاد شـده ، دانـشمندان آن زمان كتابهاى تفسيرى ديگرى نيز به رشته تحرير در آورده اند، ولى متاءسفانه در گذر ايّام از بين رفته است . از جمله مفسرانى كه در آن عـصـر دسـت بـه تـاءليـف كـتـابـهـاى تـفسيرى زده اند، ولى كتابهايشان به دست ما نر سيده ، عبارتند از:
1 ـ فضل بن شاذان نيشابورى از فقها و متكلمان شيعه و از اصحاب امام رضا و امام جواد(ع ).
2 ـ على بن اسباط بن سالم كوفى .
3 ـ حسن بن محجوب بن سرّاد (زرّاد) كوفى .
4 ـ على بن حسين بن موسى معروف به ابن بابويه (پدر شيخ صدوق ).
5 ـ محمد بن على بن حسين بن موسى معروف به شيخ صدوق از بزرگان دانشمندان شيعه .
***
تفسيرهاى مشهور اهل سنت
جامع البيان عن تاءويل آى القرآن
ايـن تـفـسـيـر كـه در قـرن سـوم هـجـرى تـدويـن شـده از آن جـهـت كـه بـراى عـقـل و اسـتـدلال عـقـلى ، جـايگاهى باز كرد، براى مفسران آن عصر كه از شيوه نقلى پيروى مى كردند، خوشايند نبود؛ ولى به تدريج جايگاه خود را نزد دانشمندان و مفسران باز كرد و مورد استفاده آنان قرار گرفت .
تـفـسـيـر يـاد شـده در گـذشـتـه نـيز يكى از تفسيرهاى مهم و مورد توجه محسوب مى شده است ؛ بـطـورى كه بسيارى از علماى اهل سنت آن را بى نظير دانسته اند. سيوطى درباره تفسير طبرى مى نويسد:
((كتاب او شكوهمندترين و مهمترين تفسيرهاست ؛ زيرا طبرى در تفسير خود متعرض توجيه آرا و تـرجـيـح پاره اى از آنها بر پاره اى و اعراب و استنباط مى گردد. بنابراين تفسير طبرى بر تفاسير ديگر به خاطر همين جهات فزونى و برترى دارد.))
ادامه دارد....