او اینگونه بود

سوخت گيرى با قرآن
از تلاوت قرآن حضرت امام خمينى قدّس سرّه بسيار شنيده ايم. يكى از فقهاى شوراى نگهبان مى گفت: امام روزى چندبار قرآن مى خواند، وسط كارهاى اجتماعىاش مى نشست و قرآن مى خواند.
آرى، انسان تا بنزين گيرى نكند، قدرت حركت ندارد. اگر پيوسته براند بنزين تمام مى شود و به روغن سوزى مى افتد.
شرط براى تفريح
حضرت امام خمينى قدّس سرّه در كنار درس و بحث به تفريح هم علاقه داشت. در جوانى روزهاى جمعه با طلاب براى تفريح از شهر خارج مى شدند، امّا قبل از حركت مى فرمود: به چند شرط با شما بيرون مى آيم :
1- نماز را اوّل وقت بخوانيم .
2- در تفريح غيبت نشود.
عزّت مسلمين
كانون پرورش فكرى كودكان ونوجوانان از حضرت امام سؤ ال كردند كه مى خواهيم بعضى از كتاب هاى كودكان را از خارج تهيه و به زبان فارسى ترجمه كنيم ، تكليف چيست؟ ايشان فرمودند: به شرطى اينكار را بكنيد كه كافر را براى بچه مسلمان ها قهرمان نكنيد
والله نترسيدم
پانزده خرداد 42 بود كه دو سرهنگ امام را از قم به تهران مى بردند، امام مى گويد: سرهنگ ها دوطرف من نشسته بودند، اواسط راه احساس كردم مى خواهند مرا سر به نيست كنند. به خودم مراجعه كردم، واللّه نترسيدم .
آرى، اين شجاعت را از پدر و مادرش به ارث برده بود. امام يك ماهه بود كه پدرش به دست دژخيمان حكومت به شهادت رسيد و مادر امام، بچه يك ماهه را به تهران آورد و آنقدر در تهران ماند تا حكم اعدام قاتل را گرفته و به شهرستان خمين برگشت و او را اعدام كرد.
گردنبند قيمتى
خانمى از ايتاليا گردنبندى قيمتى براى حضرت امام به رسم هديه فرستاده بود، گردنبند روى ميز حضرت امام بود تا اينكه دختر شهيدى به ملاقات امام آمد، امام گردنبند را به او هديه كرد.
باز اين سيّد نمازش را نخوانده
يكى از علماى قم مى گفت: در مدرسه دارالشفا نزد امام خمينى قدّس سرّه درس مى خواندم، اواسط درس متوجّه شدم كه نمازم را نخوانده ام، نزديك غروب آفتاب بود. پيش خود گفتم اگر وسط درس بلند شوم زشت است، به نظرم رسيد دستمالى جلوى بينى ام بگيرم و به بهانه خون دماغ جلسه را ترك، كنم، يكباره امام فرمود: باز اين سيّد نمازش را نخوانده است !!
ورزش و وقت شناسي
عده اى از سران كشور خدمت حضرت امام بودند كه يكمرتبه امام ساعتشان را نگاه كرده فرمودند: دير شد، پرسيدند: آقا چى شده؟! فرمود: وقت ورزش است .
استفاده از فرصت
وقتى كه امام خمينى قدّس سرّه را به تركيه تبعيد كردند، با هواپيماى مسافربرى نبردند چون مى ترسيدند امام مسافران را به شورش وادارد، لذا با هواپيماى بارى بردند. ايشان از فرصت استفاده كرده وباب سخن را با خلبان باز مى كند.
وقتى به تركيه رسيدند، امام را در اتاقى محبوس كردند حتّى اجازه نمى دادند ايشان پرده اتاق را كنار بزند و بيرون را ببيند و نگهبانى را براى ايشان گماشتند. امام عزيز از اين فرصت هم استفاده كرد و باب گفتگو را با نگهبان ترك زبان باز كرده و مرتّب از كلمات تركى مى پرسيد. و آنگاه كه در محلّ تبعيد مستقر شد به تاليف كتاب گرانقدر تحريرالوسيله پرداخت .
استفاده از عمر
يكى از پزشكان امام خمينى قدّس سرّه به ايشان گفته بود: شما بايد به پشت دراز بكشيد و پاهايتان را به صورت دوچرخه حركت دهيد.
يكى از همراهان امام مى گفت : وارد اتاق شدم و ديدم امام مشغول انجام دستورات پزشك است ، نوه اش را روى سينه اش نشانده ، تلويزيون را هم روشن كرده ولى صدايش را بسته و به صداى راديو گوش مى دهد و ذكر هم مى گويد. با خود گفتم : اين را مى گويند استفاده مفيد از عمر.
قهر با ظالم
در طول 14 سالى كه حضرت امام در نجف بودند، هر شب به حرم حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام مى رفتند. يك شب امام به حرم نرفتند، بعداً معلوم شد كه در آن شب سفير ايران يعنى نماينده شاه به حرم آمده و فيلمبردارى مى شده است .
احترام به اموال عمومى
شهيد حاج آقا مصطفى خمينى مى فرمودند: در خدمت حضرت امام در شهر همدان قدم مى زديم ، به پاركى رسيديم كه چمن بود. حضرت امام مسافت بسيار طولانى را طى كرد تا پايش را روى چمن نگذارد و فرمود: ما رژيم طاغوت را قبول نداريم، ولى اين چمن ها با پول مردم درست شده و من پا روى آن نمى گذارم .
عزّت نفس
زمانى كه حضرت امام در نجف بودند، در جلسه اى كه علما همه بودند، نماينده صدام وارد شد، (در آن زمان كسى نمى دانست كه صدام چه جرثومه اى است ) عدّه اى جلو پاى نماينده صدام بلند شدند، امّا امام بلند نشد!!
تواضع عالم
شور و شوق انقلابى، همه شهرها را فراگرفته بود. جوانان انقلابى جهرم نيز انتظار داشتند حضرت آية اللّه حق شناس - يكى از علماى وارسته ديار فارس و از عاشقان امام خمينى- با حرارت بيشتر وارد صحنه شود، ايشان هم مى فرمود: بايد از طرف امام دستور برسد تا ما با شدّت حركت كنيم .
جوانان انقلابى گفتند: بايد حال اين پيرمرد را بگيريم، به در خانه او رفتند و گفتند: شما آخوند انقلابى نيستى، شما آخوند عصر ناصرالدين شاه هستى، شما بدرد صد سال پيش مى خورى. ايشان در جواب آنان با خوشرويى فرمود: به جدّم قسم بدرد صد سال پيش هم نمى خورم، حالا بيائيد تو با هم يك چايى بخوريم .
جوانها به هم نگاهى كرده و خود را خلع سلاح ديدند.
پيوند دلها
ايامى كه امام خمينى قدّس سرّه در نوفل لوشاتو فرانسه بودند، با تولّد حضرت مسيح عليه السلام مقارن شد، امام فرمودند: هدايا و آجيل و شيرينى هايى كه دوستان براى ما آورده اند همه را بسته بندى كنيد و به همسايه ها هديه دهيد. امام با اين ابتكارش آنچنان دلهاى همسايه هاى مسيحى را جذب كرد كه شبى كه نوفل لوشاتو را ترك مى كرد، با بدرقه پرشكوه و بسيار عاطفى آنان روبرو گشت
تلخ يا شيرين
در دوران جنگ وبمباران هوايى، بمبى افتاد روى يكى از كلاس هاى نهضت سوادآموزى و همه نوسوادان شهيد شدند و خانم آموزشيار نيز دو پايش قطع شد، واقعه دلخراشى بود. خدمت حضرت امام رسيدم تا گزارشى از اين واقعه عرض كنم ، امّا قبل از من نماينده امام، مرحوم شهيد محلاتى گزارش عمليات كربلاى پنج را داد و گفت : در اين عمليات دويست طلبه شهيد شدند. امام فرمود: به سعادت رسيدند.
وقتى اين صحنه را ديدم ديگر هيچ نگفتم واحساس كردم شهادت نزد اولياى خدا شيرين و لذّت بخش است، نه تلخ .
نظامى نمونه
اوّلين نظامى كه نماينده امام شد، تيمسار شهيد نامجو بود، او اعتقاد داشت كه حزب اللهى خسته نمى شود، وتا يك هفته قبل از شهادتش در منزل اجاره اى زندگى مى كرد. هنگام اخذ درجه بالاتر گفته بود: من با همين درجه اى كه دارم مى توانم كار كنم و درجه را قبول نكرد.
زندگينامه آيت الله احسان بخش

گيلان موقعيت ممتازي دارد نه فقط از لحاظ اقليمي و جغرافيايي بلکه از لحاظ تاريخي و انساني . . .
گيلان سرزميني نابغه پرور است، علماي بزرگ، فقيهان، فيلسوفان ، شاعران واديبان و صنعتگران و دانشمندان، مردان و زنان از خود گذشته، شجاع در تجربه هاي گوناگون اين کشور سرتاسر تارسيخ اين خطه عزيز و پر برکت را انباشته اند.
از بيانات مقام معظم رهبري درد سفر به استان گيلان
افتخار هر ملتي و قومي به چهره هاي علمي و شخصيت هاي برجسته آن است و اين نشان از گستردگي تاريخ و فرهنگ جامعه دارد.
بي شک يکي از چهره هاي برجسته فرهنگ و علم، ادب، انديشه، اين سامان، عالم بزرگوار و مجاهد خستگي ناپذيرآيت الله شيخ صادق احسان بخش است. ميدان هاي علم وانديشه، تعليم و تعلم، جهاد و مبارزه، مقومت و دفاع، چهره مصمم و گام هاي پرتوان او را خوب به خاطر دارند.
نور وجود و گرماي حضورش روشنگر محفل مؤمنان و کلام و بيانش راهگشاي زندگي هر انسان، تهذيب نفس، پاکي اخلاق، شور و شوق، شجاعت کم نظير و بيداري سياسي و درک صحيح از زمان شناخت و تعهد و مسئوليت پذيري و مهم تر مجاهدت و ايثارش و همراهي او با امام راحل و رهبر معظم انقلاب و حضور شبانه روزي و خستگي ناپذير او در جبهه هاي دفاع مقدس و پشتيباني بي دريغ او از رزمندگان اسلام، همه و همه سبب شد تا او چهره اي کم نظير در استان باشد.
آيت الله احسان بخش در روستاي ليف شاگرد، سال 1309 ديده به جهان گشود قرآن و ادبيات فارسي را نزد ملاي مکتب، شيخ عزت الله طالقاني آموخت. در سال 1324 به رشت آمد و در مدرسه مهدويه سه سال و اندي، نزد اساتيدي مانند شيخ کاظم صادقي، آيت الله شيخ حسين اوحدي و حجت الاسلام وحيد خورگامي و ديگر علما و اين منطقه صرف و نحو، مقدمات و سطح را به پايان رسانيد.
در سال 1327 وارد قم شد و سطوح عاليه و فلسفه و تفسير را نزد اساتيدي مانند آيات عظام نجفي، صدوقي، مجاهدي و امير سلطاني و علامه طباطبايي خواند از محضر آيت الله العظمي بروجردي و امام خميني و آيت الله العظمي گلپايگاني و آيت الله لنگرودي استفاده ها برد.
مرحوم احسانبخش علاوه بر فعاليت هاي فرهنگي و آموزشي در شهرستان رشت در جريان وقايع سالهاي 56.57 رهبري مبارزات عليه رژيم پهلوي را در گيلان بر عهده داشت و از تهديد هاي و ارعاب ماموران امنيتي نمي هراسيد. جلسه هاي سخنراني او با استقبال شديد مردم روبرو شد و مبارزان گيلاني علي رغم سختگيري و فشار سازمان امنيت و ماموران پليس از نقاط مختلف در مجالس وعظ و خطابه ايشان حضور مي يافتند.
اين فقيه فاضل و دانشمند، همزمان با مبارزات سياسي لحظه اي از ارشاد خلق و تحقيق و مطالعه غافل نبود و بيش از 60 جلد تاليف در مسائل مختلف ديني و عرفاني از جمله "آثار الصادقين" را از خود بجا گذاشت وي با توجه به جراهات ناشي از ترور منافقين و هفته اي 3 بار دياليز روزانه حدود 5 ساعت مطالعه مي کرد.
زنده ياد احسانبخش که در راس روحانيت مبارز گيلان قرار داشت همواره خار چشم دشمنان اسلام و قرآن بود و به عنوان نماينده امام (رض) در منطقه گيلان منشاء خدمات ارزشمند و وحدت و انسجام مردم و روحانيت گرديد و در سال 1361 توسط گروهک منافقين مورد حمله تروريستي در مسجد کاسه فروشان رشت قرار گرفت که پس از آن دچار بيش از 70 درصد جانبازي شد.
پس از ترور گرفتار عوارض قلبي و کليوي ناشي از سوء قصد شد و همواره تحت درمان بود در سال 1371 يکبار تحت عمل جراحي قلب باز قرار گرفت و از 28 ارديبهشت سال 80 نيز با تشديد عارضه کليوي در بيمارستان خاتم الانبياء تهران بستري شد و سرانجام در روز دوشنبه 14 خرداد ماه همزمان با سالروز ارتحال ملکوتي مرادش امام راحل (رض) به ملکوت اعلي پيوست.
براي اين شهيد شاهد و يادگار هشت سال دفاع مقدس همين کافي است که در وصفشان مقام عظماي ولايت براي مردم گيلان در پيام تسليت مي نويسند:
اين روحاني بزرگوار و پرتوان (مرحوم حجت الاسلام و المسلمين آقاي احسانبخش رحمت الله عليه) محور مجاهدت ها وتلاش هاي مردم غيور و مومن رشت و استان گيلان و منشاء خدمات فراواني در سراسر آن منطقه بود و تحرک شبانه روزي و خستگي ناپذير او، نمونه يي کم نظير محسوب مي شد حضور او در جبهه هاي دفاع مقدس و پشتيباني بي دريغ او از رزمندگان دلاور گيلان از يادگارهاي فراموش نشدني آن دوران پر افتخار است و آثار ماندگار او در رشت و ساير شهرهاي گيلان موجب نام نيک هميشگي اوست فقدان اين روحاني خدوم، براي مردم وجامعه ي روحانيت گيلان، ضايعه بزرگي محسوب مي شود.
چراغ يادش هميشه فروزان
فهرست آثارآيت الله احسان بخش
1. آثار الصادقين.قم: دارالعلم؛1366 1377 ، 35 جلد
2. انقلاب اسلامي در گيلان با استفاده از مدارک و اسناد ساواک و شهرباني گيلان.(بي.م.نا.بي تا)،344ص.
3. تفسير سوره احزاب و فتنه يهود.(رشت):نشر صادقين، 1378 ، 566ص.
4. تفسير سوره نحل.(رشت):نشر صادقين، 1377 566ص.
5. تفسير سوره يوسف (احسن القصص) . (رشت): نشر صادقين، 1378 ، 435ص.
6. خوارج و علل پيدايش آن .(رشت): صادق احسانبخش، 1369 - 1370 ،3ج.
7. سي گفتار(موعظه رمضان).(رشت): نشر صادقين ، (4) 137 ، ج.
8. شرح حال شيخ مرتضي انصاري و شاگردان گيلاني ايشان. قم: کنگره جهاني بزرگداشت دويستمين سالگرد تولد شيخ انصاري ، دبير خانه ؛ تهران: سازمان تبليغات اسلامي ، 1373 ، 34ص.
9. قيامت از ديدگاه قرآن و احاديث. (رشت): ستاد برگزاري نماز جمعه شهرستان رشت؛ 1373 ، 34 ص.
10. مناسک حج. قم : بي نا ، 1371.
11. نقش دين در خانواده. (رشت): صادق احسانبخش؛ 1373 - 1374 ، 2ج.
همچنين آيت الله احسان بخش کتاب هاي ديگري با اين عنوان ها دارد: فلسطين و مردم فلسطين، خاطرات صادق، تفسير سوره کهف، تفسير سوره اسراء قرآن و حديث و شخصيت هاي بزرگ گيل و ديلم.
آگاهان مجموعه کتاب هاي آيت الله احسان بخش را 54 جلد در زمينه هاي مختلف تاريخي و علوم ديني ذکر کرده اند که 35 جلد از اين تعداد، آثار الصادقين نام دارد.