شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۴۰
 
۵ عبرت آموزی  
 
شماره قبل

نداى اسرافيل

خداوند رحمان به مردمان مى فرمايد:
يَابَني آدَمَ!
1. كَيْفَ تَعْصُوني وَاءَنْتُمْ تَجْزَعُونَ مِنْ حَرِّ الشَّمْسِ وَالرَّمْضاءِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَها سَبْعُ طَبَقاتٍ فيها نيرانٌ تَاءْكُلُ بَعْضُها بَعْضا؟! ...
2. فَارْحَمُ وااءَنْفُسَكُمْياعَبيدي ! فَإِنَّ الاَْبْدَانَ ضَعيفَةٌ.
3. وَالسَّفَرُ بَعيدٌ.
4. وَالْحِمْلُ ثَقيلٌ.
5. وَالصِّراطُ دقيقٌ.
6. وَالنّارُ لَظى
7. وَالْمُنادي إِسْرافيلٌ.
8. وَالْقاضي رَبُّ الْعالَمينَ.(45)
اى فرزندان آدم !
1. شمايانى كه از گرماى آفتاب و سوزندگىِ [ناچيز دنيا] بى تابى مى نماييد،چگونه مرا معصيت و نافرمانى مى كنيد، در حالى كه جهنم را هفت طبقه است با آتشهايى [درهم پيچنده ] كه همديگررا مى خورند؟!...
2. بر خويشتن رحم كنيد اى بندگانم ! كه ((بدن ها)) ضعيف است .
3. و ((سفرِ)) [آخرت ] دور است .
4. و ((بار))، سنگين است .
5. و ((صراط))، باريك و دقيق است .
6. و ((آتشِ)) [دوزخ ]، سوزناك و شعله ور است .
7. و ((ندادهنده ))، اسرافيل است .
8. و ((قاضى ))، پروردگار جهانيان است .

تا نمرده است اين چراغ پرگهر
هين فتيله ش ساز و روغن ، اى پسر
 هين مگو ما را به دان شه بار نيست
 با كريمان كارها دشوار نيست
 هين مگو فردا، كه فرداها گذشت
تا به كلّى نگذرد ايام كَشت
 
فرو نشاندن خشم

خداوند رحمان به خشم آلودگان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
اُذْكُرْني حينَ تَغْضِبُ، اءَذْكُرْكَ حينَ اءَغْضَبُ، فَلا اءَمْحَقُكَ فيمَنْ اءَمْحَقُ .(46)
اى فرزندآدم !
هنگامى كه خشمگين شدى [و خواستى خشمناكانهعمل كنى ] مرا به ياد آر [و خشمت را فرونشان و طغيان مكن ] تا من نيز هر گاه خشمگرفتم ، تو را به ياد آرَم [و مراعاتت كنم و خشمگينانه كيفرت ندهم ] و مانند كسانى كههلاكشان كردم ، هلاكت نكنم .
وقت خشم و وقت شهوت مرد، كو؟!

 طالب مردى چنينم كو به ك
كو در اين دو حال ، مردى در جهان
 تا فداى او كنم امروز جان !
 
ماهيت حلال و حرام

خداوند سبحان به انسان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. إِنَّ الْحَلالَ لَيْسَ يَاءْتيكَ إِلاّ قَطْرَةً قَطْرَةً.
2. وَ الْحَرَامُ يَاءتيكَ كَالسَّيْلِ!
2. فَمَنْ صَفا عَيْشُهُ، صَفَادينُهُ.(47)
اى فرزندآدم !
1. همانا ((حلال )) به سويت نمى آيد، مگر قطره قطره .
2. و [امّا] ((حرام )) چونان سيل ، به سويت مى آيد!
به يقين بدان :] كسى كه [حيات خويش را برحلال و پارسايى بنا كند و به مرزهاى ممنوع الهى ، حرمت نهد و جان ومال خويش را به حرام نيالايد و در نتيجه ،] زندگانى اش صفا و پاكى يابد، دينش [وايمان و آخرتش نيز] صفا مى يابد [و سعادت دو جهان را نصيب خود مى كند.و امّا آن كهزيستن دنيايى اش را به حرام و ناپاكيها بيالايد، شقاوت دو جهان نصيبش مى شود].

عاقلاوّل بيند آخر را به دل
 اندر آخر بيند از دانش مق
 چون كه ايمان برده باشى زنده اى
 چون كه با ايمان روى پاينده اى
 زبان ، چونان شيرى !

خداوند رحمان به انسان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. لِسانُكَ اءَسَدٌ؛ إِنْ اءَطْلَقْتَهُ اءَهْلَكَكَ.
2. وَهَلاكُكَ في طَرَفِ لِسانِكَ.(48)
1. زبانت ، چونان شيرى [درنده ]است ؛ اگررهايش كنى ، هلاكت مى كند.

ظالم آن قومى كه چشمان دوختند
 وز سخن ها عالَمى را سوختن
 عالمى را يك سخن ويران كند
 روبهان مرده را شيران كند!
 
آغاز از خويشتن

خداوند به هاديان آلوده مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
كَيْفَ تَتَكَلَّمُ بِالْهُدى ، وَاءَن ْتَلاتَفيقُ مِنَ الرَّدى ؟! .(49)
اى فرزندآدم !
چگونه در باب ((هدايت )) سخن مى گويى ، در حالى كه ، خود، بر بديها پيروز نگشتهاى [و خويشتن را از پستيها و زشتيها نرهانده اى ]؟!

شستشويى كن و آنگه به خرابات خرام
 تا نگردد ز تو اين دِيْر خراب ، آلوده !
 ...
و امّا تو!
خداوند رحمان به گناهكاران عبرت ناموخته مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
لاتَنْظُرْ إِلى بَهيمَةٍ ماتَتْ فَانْتَفَخَتْ وَصارَتْجيف َةً؛وَهيَبَهيمَةٌ وَلَيْسَ لهاذَنْبٌ؛ وَلَوْوَضَعْتَ اءَوْزارَكَ عَلَى الْجِبالِ الرّاسياتِ لَهَدَّتْها!.(50)
اى فرزندآدم !
انى كه مرده و به لاشه اى آماس كرده و بويناك تبديل شده است ، منگر [و به ديده حقارت و نفرت در آن نظر ميفكن و به خود مغرور مشو]؛زيرا آن ، حيوانى است و گناهى بر عهده ندارد. [و امّا تو! به خويشتن بنگر كه ] اگربارها و گناهانت را بر كوههاى ستُرگ بنهى ، آنها را درهم مى شكنند!

شنيدم كه در دشت صنعا، جُنيْد
 سگى ديد بر كنده دندان صى
 شنيدم كه مى گفت و خوش مى گريست :
 كه داند كه بهتر ز ما هر دو، كيست ؟!
 به ظاهر، من امروز از اين بهترم
 دگر تا چه رانَد قضا بر سرم !
 گرَم پاى ايمان نلغزد ز جاى
 به سر بر نهم تاج عفو خداى
وگر كسوت معرفت در برم
نمانَد، به بسيار از اين كمترم
 كه سگ با همه زشتنامى ، چو مُرد
 مر او را به دوزخ نخواهند بُرد
 ره اين است ((سعدى ))! كه مردان راه
 به عزّت نكردند در خود نگاه
 از آن بر ملائك شرف داشتند
 كه خود را بِهْ از سگ نپنداشتند
 
شرط انصاف ؟!...
خداوند رحمان به گناهكاران مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. ما مِنْ يَوْمٍجَديدٍ إِلاّ وَيَاءْتي فيهِ رِزْقُكَ مِنْ عِنْدي .
2. وَما مِنْ لَيْلَةٍإِلاّ وَيَاءْتِي الْمَلائِكَةُ مِنْ عِنْدِكَ بِعَمَلٍقَبيحٍ.
3. خَيْري إِلَيْكَ نازِلٌ وَشَرُّكَ إِلَىٍَّّ صاعِدٌ.(51)
اى فرزندآدم !
1. هيچ روز جديدى نيست ، مگر اينكه در آن ، رزق و روزى ات از ناحيه من [برايت ] مى آيد.
2. و هيچ شبى نيست ، مگر اينكه فرشتگان ، از جانب تو [با پرونده اى از ] كردار زشت[به سوى من ] مى آيند.
3. خير و نيكى من [همواره ] به سوى تو روان است ، و [امّا] شرّ و بدى تو به سوى منبالا مى آيد! [آيا اين ، شرط انصاف است ؟!]
ابر و باد و مَه و خورشيد و فلك در كارند
 تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخور
 اين همه بهر تو سرگشته و فرمانبردار
 شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى
 واى بر تو!...

خداوند سبحان به سنگدلان غافل مى فرمايد:
وَيْحَكَيَابْن َآدَمَ!
ما اءَقْسى قَلْبَكَ! اءَبُوكَ وَاءُمُّكَ يَمُوتانِ، وَلَيْسَ لَكَ عِبْرَةٌ بِهِما؟!(52)
واى برتواى فرزندآدم !
چه سنگدل شده اى ! پدر و مادرت مى ميرند و تو از مرگشان عبرت نمى گيرى [و ازغفلت ، به در نمى آيى و نمى انديشى كه تو نيز سرنوشتى همانند آنان دارى ]؟!

هر كس كه هميشه بر مراد دل رفت
 از خانه عمر خويش ، بى حاصل رف
 وان كس كه براى نفْس برگشت ز ((حق ))
 سرگشته و حيران شد و بر باطل رفت

بالای صفحه

قضا و قدر و اراده انسان

نويسنده :  حسن محمدي
- قسمت دوم و پاياني -
مرد گفت :" كيف لا نكون مضطرين و القضاء و القدر ساقانا و عنهما كان مسيرنا؟  فقال اميرالمومنين (ع) : لعلك اردت قضائاً حتماً و قدراً لازماً، لوكان كذالك لبطل الثواب و العقاب. و سقط الوعد و الوعيد و الاَمر من الله و النهي. و ما كانت تأتي من الله لائمه لمذنب و لا محمده لمحسن، و لا كان المحسن اولي بثواب الاحسان من المذنب و لا المذنب. اولي به عقوبه الذنب من المحسن. تلك مقاله اخوان عبده الاوثان و جنود شيطان و خصماء الرحمن و الشهداء الزور و البهتان و اهل العمي و العصيان. هم قدريه هذه الامه و مجوسيها ان الله امر تخيراً كلفّ يسيراً ... ثم تلا عليهم"و قضي ربك الا تعبدوا الا ايّاه"
مرد گفت: چطور ما مجبور نبوديم در حاليكه قضاء و قدر ما را بسوي شام راندن و طي طريقي ما بموجب قضاء و قدر بود.
امير المؤمنين(ع) فرمود: شايد مقصود تو قضاء لازم و قدر حتمي مي باشد. و اگر اين طور بوده باشد:
1-    ثواب و عقاب بيهوده است
2-    وعده و انذار ساقط است.
3-    امر و نهي خداوند ساقط مي باشد.
4-    خداوند نكوكاران را ستايش، و گناه كاران را سرزنش نمي كرد.
5-    اصلاً نكوكار به ثواب احسان خود از گناه كار اولويت نداشت، و نيز گناه كار به مجازات گناه خود از محسن اولويت نداشت.
اين مقاله از گروه هايي اند كه آنها:
1-    برادران بت پرست هستند.
2-    سربازان شيطان هستند.
3-    دشمنان خداوند، شاهدان تهمت و زور هستند.
4-    اهل معصيت و كور هستند.
5-    آنان قدريه اين ملت و مجوس آن هستند.
خداوند در حال اختيار فرمان داده است و تكليف كرده اما نا چيز و اندك مي باشد. پس امام(ع) اين آيه را به عنوان شاهد تلاوت نمود "قضاء پروردگار شما اين است كه جز او چيزي ديگر را نپرستيد[1]"
اميرالمؤمنين(ع) با تفكيك ميان قضاء و قدر حتمي و غير حتمي، اشتباهي كه در فكر سائل ايجاد شده بود، از ذهن او خارج كرد، و با دلائل متقني كه همه ريشه در قرآن دارد، مطلب را براي او باز كرد و توضيح داد كه آنچه در قرآن كريم قطعي است امر و نهي خداوند مي باشد. و نيز بشارت و انذار در قرآن مكرر آمده اند تا آنجا كه قرآن كريم پيامبر(ص) را به عنوان بشير و نذير توصيف مي كند. همين قرآن به ستايش نكوكاران و مذمت خطاكاران و مجرمان پرداخته است، و براي هر كدام پاداش و كيفر تعيين نموده است. چنانچه قضاء و قدر حتمي در مورد افعال انسان حاكم باشند، تمام اين مسائل كه در قرآن مطرح گرديده ساقط مي گردد و بيان آن ها لغو مي باشد. و هر كه اعتقاد و انديشه اين گونه داشته باشند جز همان گروه و انسان هاي قر ار مي گيرند كه امام (ع) به توصيف آنان پرداخت و آنان را مجوس امت اسلامي ناميد. و در آخر آيه كريمه را كه با كلمه "قضاء" دستور به عبادت و پرستش خداوند ميدهد، شاهد نظر خود مياورد.
4- مرد گفت:"پس قضاء و قدر كه شما ذكر كرديد[و طي مسير ما را بسوي شام و بازگشت از آنجا را طبق قضاء و قدر شمرديد] چيست؟
امير المؤمنين(ع) جواب داد: قضاء و قدر الهي فرمان به طاعت، و نهي از معصيت مي باشد. توفيق كارهاي خوب و توفيق ترك معصيت از قضاء و قدر الهي است. براي رسيدن به قرب او كمك نمودن و معصيت كاران را به حال خود رها كردن، وعد و وعيد، بشارت و انذار همه از قضاء خداوند در افعال ما است و قدر او در اعمال ما است. اما غير از اين معنا و مفهوم را گمان نكن، كه گمان محبط و نابود كننده اعمال است.
اين روايت جايگاه قضاء و قدر را مشخص مي كند و ارتباط آنرا با افعال انسان كاملاً معين مي كند، جاي ترديد باقي نمي گذارد كه افعال انسان مقهور قضاء و قدر نيست بلكه بر عكس قضاء و قدر همان فضل و رحمت بي پايان خداوند و نصرت و توفيق او نسبت به افراد مؤمن و معتقد به او مي باشد، و نسبت به افراد كافر خذلان و بحال خود رها ساختن آنان مي باشد. و هر كسي چه آنكه مؤمن باشد يا كافر هر كدام به اراده و اختيار خود آزادانه مسيري كه انتخاب كرده است مي پيمايد و اعمالي را انجام مي بدهد، و هيچ گونه اجبار و اكراهي وجود ندارد. و تمام افعال با وصف آزادي و استقلال انجام مي پذيرند. نه فضل الهي انسان را اجباراً بهشتي، و نه خذلان او انسان را قهراً جهنمي مي سازد. تأثير فضل و خذلان تأثير قهري نمي باشد بلكه در حد كمك و نصرت و فقدان آن مي باشد.
بحار الأنوار روايتي از قرب الإسناد در مورد تأثير تعويذ ذكر مي كند، كه در آن از پيامبر(ص) سوال شده است كه "تعويذي كه از آن شفاء خواسته مي شود آيا قدر خداوند را ردّ مي كند؟ پيامبر فرمود: آن تعويذ خود از قدر خداوند مي باشد" و اين روايت مضمون روايت قبلي را تأييد مي كند، كه قضاء و قدر افعال انسان را از اختيار و آزادي خارج نمي سازند.

بالای صفحه

نقره داغ شدن سه دزد يک خانواده
از داخل پرايدم 15 ميليون تومان تراول چک، دو دستگاه موبايل و کارت عابر بانکم را دزديده اند، به دادم برسيد.
سه عضو يک شبکه خانوادگي که به خودرو هاي مردم تهران دستبرد مي زدند با تلاش پليس ، نقره داغ شدند.
به گزارش ايسکانيوز مرد جواني به نام "مسعود - خ" ابتداي هفته جاري به کلانتري 138 جنت آباد رفت و از دستبرد به پول و لوازم داخل خودرو خود خبر داد.
شاکي اظهار داشت:از داخل پرايدم 15 ميليون تومان تراول چک، دو دستگاه موبايل و کارت عابر بانکم را دزديده اند، به دادم برسيد.
رسيدگي به پرونده در دستور کار قرار گرفت و افسران اداره آگاهي با رديابي تلفني متوجه شدند چهار نفر از اعضاي يک خانواده ، نقشه دستبرد را اجرا کرده اند.شواهد نشان مي داد مجرمان با ترفندي منحصر به فرد ، پولهاي مالباخته را از دستگاه خودپرداز بانک نيز غارت کردند.
با کشف سرنخ ها، سرانجام کارآگاهان مخفيگاه تبهکارن را در خيابان "بهارستان" شناسايي کردند و "نادر"، "سعيد" و "رحيم" را طي عمليات ضربتي به زانو درآوردند.
آنان که ابتدا خود را بي گناه مي خواندند سرانجام با ديدن مدرکهاي دادگاه پسند، قفل سکوتشان را گشودند و به چند فقره جرم مشابه اعتراف کردند:"20 ميليون تومان پولي که دزديده ايم در خانه مان است."
"احمد درخشنده" رييس مرکز اطلاع رساني پليس تهران بزرگ اعلام کرد:هم اکنون تلاش ماموران براي دستگيري همدست فراري اعضاي اين شبکه و افشاي ساير دستبردهاي احتمالي آنان ادامه دارد.گزارش ايسکانيوز مي افزايد، همچنين کارآگاهان ، تبهکار جواني به نام "منصور - پ" را هنگام دزديدن باطري خودروهاي شهروندان دستگير کردند.
او به 70 فقره دستبرد مشابه اعتراف کرد و گفت: باطري ها را در خيابان "خاوران" به دوستم "داوود - ج" فروخته ام.کارآگاهان با اطلاعاتي که به دست آوردند به چهره نگاري رايانه اي پرداختند و "داوود" را در خيابان "طيب" بازداشت کردند.تاکنون شش نفر از مالباختگان شناسايي شده اند و تحقيق جامع تر ادامه دارد.
بالای صفحه

سخنان حکیمانه
ارد بزرگ : تمناي واپسين آدمي ، شناور شدن در بسامدهاي (امواج) گيتي است.
فردريش  نيچه :زيبايي غير از اينکه نعمت خداست. دام شيطان نيز هست.
جي.هيليس ميلر : تنها زماني مي توانيد چيزي را كه ريشه هاي عميق در فرهنگ شما دارد به وضوح ببينيد كه آن چيز در كار دور شدن از شما و فرو رفتن در دور دست باشد
بزرگمهر  : خوشا به حال پيمان منشاني که وجودشان به پيرايه پاکي و شرم آراسته شده .
جان راسکن : حيات آدمي در دنيا همچون حبابي است در سطح دريا .
اگوست کنت : چرا بايد در انتظار بهشت موعود احتمالي باشيم ؟ما خود قادريم يک بهشت واقعي در عرصه زمين به وجود آوريم.
اُرد بزرگ : تنها مادر و پدر خواست هاي فرزند را بي هيچ چشم داشتي بر آورده مي سازند .
کولتون : انسانها با دو چشم و يک زبان به دنيا مي آيند تا دو برابر آنچه مي گويند ببينند ، ولي از طرز سلوکشان اين طور استنباط مي شود که آنه با دو زبان و يک چشم تولد يافته اند ، زيرا همان افرادي که کمتر ديده اند بيشتر حرف مي زنند و آنهاييکه هيچ نديده اند ، درباره همه چيز اظهار نظر مي کنند .
بزرگمهر  : تن به تن آساني و کاهلي نبايد سپرد . کاري باش و از اين راه شادي  و آسايش فراهم کن . 
فردريش  نيچه :آينده از آن کساني است که به استقبالش مي روند .
چارلي چاپلين : خودپسندي زنان بزرگترين علت بد بختي ايشان و زوال خانواده هاست . هيچ چيز به اندازه خودپسندي زنها بناي خانواده ها را ويران نکرده است .
ويکتور کوزن : آزادي حقيقي آن نيست که هرچه ميل داريم انجام بدهيم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داريم بکنيم .
فردريش  نيچه :توان خواهي مي تواند بر گذشت زمان پيروز شود .
ارد بزرگ : با بردباري همه چيز در چنگ توست .
ولسواني: هر افتادني همان برخاستن است. آن کس که به اين حقيقت ايمان دارد به راستي خردمند است.
اُرد بزرگ : بزرگواري ، بي مهرو دوستي بدست نمي آيد .
جبران خليل جبران : در رنجي که ما مي بريم ، درد نه تنها در زخم هايمان ، که در اعماق قلب طبيعت نيز حضور دارد.در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهري دگرگونه مي يابند ، همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربيات و احساساتش تحول مي يابد. در دل هر زمستان ، تپشي از بهار و در پوشش سياه شب، لبخندي از طلوع نمايان  است .
آبراهام لينكلن : کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمي کند .
اُرد بزرگ : بزرگترين کارخانه نابودي توانمنديها ، آيين آموزشي نادرست است.
شاتو بريان : وقتي انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش مي خواهد بخرد ، مي بيند معده اش بيمار است و همه چيز را هضم نمي کند .
ارد بزرگ : بزرگترين نابکاري آن است که بپنداريم براي آنکه برترين باشيم بايد دست به ويرانگري چهره ديگران بزنيم .
گراسيان : برتري هميشه منفور بوده است ، و هنگاميکه برتر از همه اي بيشتر منفوري .
فردريش  نيچه :تکبر زائيده قدرت مادي است و تواضع زاييده ضعف معنوي.
جبران خليل جبران : جهت الهي شما ، دريايي است پهناور و بي ساحل . ذات الهي شما از ازل پاکيزه بوده است و تا ابد نيز خالص و پاک خواهد ماند .
گولاس: محبت نيرومندترين جادوها است.
جوجيا اوکيف: مهم نيست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگي کرده ام. مهم اين است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاري داشته ام.
بزرگمهر : توانگر کسي است  که به آنچه خداوند توانا نصيبش کرده خرسند باشد . زيرا شوريده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسي نيست .
چارلز لويي مونت کيو: بايد زياد مطالعه کنيد تا بدانيد که هيچ نمي دانيد.
ارد بزرگ : براي ربودن دلهاي آدميان بايد بر هم پيشي بگيريم و اين زيباترين آورد (مسابقه) زندگي است .
گاليله : هرگز مردي ولو بسيار نادان را نديدم که از وي چيزي نتوانسته ام بياموزم .
بزرگمهر  : پرحرف را که دشمن راستي و خصم روان پاک است هرگز نپذير .
فردريش  نيچه :براستي ؛ اي كاش جنون شان را حقيقت نام بود يا وفاداري يا عدالت . اما دريغ كه فضيلت شان در خدمت دراز زيستن است و آسودگي نكبت بار.
ارد بزرگ : براي پرش هاي بلند ، گاهي نياز است چند گامي پس رويم .
گاليله: قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد.
اُرد بزرگ : براي پويايي و پيشرفت ، گام نخست از پشت درهاي بسته برداشته مي شود .
جبران خليل جبران : به هنگام باز ايستادن تنفس ،نفس از تکرار پي در پي آزاد  مي شود و تلاش براي آزادي از زنداني مخوف و اوج گرفتن در فضايي گسترده و پر از آثار حيات به سوي پروردگار ادامه مي يابد ، تا بي پرده به وصال برسد .
گاليله : شما نمي توانيد به يک نفر چيزي را که خودش از قبل نمي داند ياد بدهيد . فقط مي توانيد او را از آنچه مي داند با خبر و آگاه کنيد.
اُرد بزرگ : هيچ گاه دشمن خويش را کوچک مپندار چون او بهترين دوستت نيز هست ، او انگيزه پيشرفت و پويش بيشتر به تو خواهد داد .
گابريل گارسيا مارکز: تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ،‌ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
اُرد بزرگ : هيچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنيد .
سعدي : در ميان دو کس دشمني ميفکن ، که ايشان چون صلح کنند تو در ميانه شرمسار باشي .
فردريش  نيچه :براي گله ي انساني تمام نشانه هاي ابرانسان چون نشانه هاي بيماري يا ديوانگي ظاهر مي شوند.
ارد بزرگ : هنگامي که مي خواهي کار و بايسته خويش را انجام دهي از کسي فرمان مگير .
گوليو : حقيقت مي تواند مدتي در حجاب تعويق و تأخير بماند ولي هميشه جوان بوده و خود را معرفي خواهد نمود .
گارفيلد  : انديشه ها بزرگترين جنگنده هاي جهانند و جنگي که انديشه اي در دنبال دارد چيزي جز وحشيگري نيست .
جبران خليل جبران : آنگاه مردم را درست مي ببيني که در بلنديهاي سر به آسمان کشيده حضور داشته باشي و نيز در منزلگاههاي دور .
بزرگمهر  : چون دل راست انديش و زبان راستگو باشد در کاستي و نادرستي بسته مي شود .
اُرد بزرگ : براي رسيدن به نيکنامي ، گواهي برتر از راستي نيست .
چينگ : هرگز نمي توانيم صفت خوبي را در ديگران بشناسيم مگر اينکه از آن بويي برده باشيم .
چاحيت : اگر امروز حتي يک کلمه از ديروز بيشتر بدانيد مسلماً شخص ديگري هستيد .
هاينه : در اين روزگار ما به خاطر انديشه ها مي جنگيم و روزنامه ها سنگرهاي ما هستند .
ارد بزرگ : موشکافي در شکست ، پيشرفت  در پي خواهد داشت .
فردريش  نيچه :به سراغ زنان مي روي ؟ تازيانه را فراموش مکن !
هزلت : آنکه از دشمن داشتن مي ترسد ، هرگز دوست واقعي نخواهد داشت .
چايمن : حسد همچون مگس است که همه جاي بدن سالم را رها مي کند و بر روي زخمهاي آن مي نشيند .
ارد بزرگ : براي کامروايي ، هموار نگاهت به راستي باشد و درستي .
جبران خليل جبران : شايد بتوانيد دست و پاي مرا به غل و زنجير کشيد و يا مرا به زنداني تاريک بيافکنيد ولي افکار مرا که آزاد است نمي توانيد به اسارت در آوريد.
هرود : زن کودکي است که با اندک تبسم خندان و با کمترين بي مهري گريان مي شود .
بزرگمهر  : چون دانستي که خدا از خاکت آفريده کردنکشي و خود رايي مکن .
چترفيلد  : بعضي ها طوري هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پايين تر باشند بيشتر دوستشان دارند .
ارد بزرگ : براي دلهره شبانگاهان ، نسيم گرما بخش خرد را همراه کن .
فردريش  نيچه :باري ؛ زرتشت در مردم نگريست و حيران بود. سپس چنين گفت :
انسان بندي است بسته ميان حيوان و ابر انسان ؛ بندي بر فراز مغاکي.
فرارفتني ست پر خطر ؛ در - راه - بودني پر خطر ؛ واپس نگريستني پر خطر ؛ لرزيدن و درنگيدني پر خطر.
آنچه در انسان بزرگ است اين است که او پل است نه غايت ؛ آنچه در انسان خوش است اين است که او فراشدي ست و فروشدي.
اوبالديا : جهان را نگه داريد، مي خواهم پياده شوم.
اُرد بزرگ : براي شناخت آدميان ، بجاي کنکاش در انديشه آنها ، بدنبال شناخت پيشواي انگاره (فکر)آنها باشيد .
هيوز: زياد زيستن تقريبا آرزوي همه مي باشد ولي خوب زيستن آرمان يک عده معدود.
اُرد بزرگ : براي بدست آوردن و گسترش خرد ، سختي را بر خود هموار کن .
جبران خليل جبران : عشق هنگامي که شما را مي پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس مي کند .
ارسطاطاليس : کسيکه پشت الاغ باد به غبغب بيندازد ، چون اسب سوار شود پاک ديوانه خواهد شد .
ارد بزرگ : براي بدست آوردن گنج خموشي ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز .
چارلز مورگان : هيچ چيز در زندگي شيرين تر از اين نيست كه كسي انسان را دوست بدارد. من در زندگاني خود هر وقت فهميده ام كه مورد  محبت كسي هستم, مثل اين بوده است كه دست خداوند را بر شانه خويش احساس كرده ام .
بزرگمهر  : خردمندي که بخشنده و دانشور و دادگر و نژاده باشد هرگز بد خو نمي شود .
فردريش  نيچه :بايد بر فريب حواس خود پيروز شويم .
ارسطا طاليس : حکيمان مال را از براي آن دارند که محتاج لئيمان نگردند .
اُرد بزرگ : براي پاکزاد (مقدس) شمردن ، بيداري و آگاهي باشد .
آرت بوخونواله : تنها علاج عشق ، ازدواج است .
جبران خليل جبران : با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت کنيد که چشمهايشان ، چهره ي سالها را  ديده و گوشهايشان ، نواي زندگي را شنيده است .
اُرد بزرگ : براي نزديکي و همگرايي دودمان خويش ، کمک بهم و ستيز با ناداني و ناراستي را در پيش گيريد .
هنري لانگ فلو: کسي که براي خود احترام قائل است، از گزند ديگران در امان است. او کتي را بر بدن دارد که کسي را ياراي پاره کردن آن نيست.
ارد بزرگ : براي ماندگاري ، پنداري جز پاکي روان نداشته باش .
فردريش  نيچه :تقريبا هر چيزي كه وجود دارد در معرض تاويل است؛ زندگي خود چيزي نيست جز ستيزه و جدال ارزش ها و مبارزه براي تاويل انديشه ها و آرمان ها.
حسن صباح : اگر قدرت نداريد که با نيروي خود مشکل ها را در هم بشکنيد لااقل مرد باشيد که در برابر حوادث بايستيد .
حميد مصدق : در سرزمين هرز سرشاخه هاي سبز نمي رويد
فردريش  نيچه :بايد دنبال شادي ها گشت ولي غمها خودشان ما را پيدا مي کنند.
ابوالعلاء معري  : زمين نيز مانند ما در جستجوي خوراک است و از اين مردم مي‌خورد و مي‌آشامد
بزرگمهر  : خردوران هميشه به راه آزادگان و راستان مي روند
ارد بزرگ : براي گردش دوروزه ، توشه اي سه روزه همراه ببر ، و اگر توان رسيدن به خواسته زندگي ات را  دو هزار گام مي داني خود را آماده پيمودن سه هزار گام بنما ، چرا که شتاب در هنگام رهسپاري نبايد کم شود .
جبران خليل جبران : طبيعت با آغوشي باز و دستاني گرم ، از ما استقبال کرده و مي خواهد که از زيبايي اش لذت بريم.چرا انسان بايد آنچه در طبيعت ساخته شده است را از بين برد ؟
جبران خليل جبران : چنانکه برگ ناچيز درخت نمي تواند رنگ سبز خود را تغيير دهد و آن را به زردي درآورد ، جز با خواست طينت درخت و نوعي شناخت که در نهاد آن به کار گرفته شده است ، کسي هم که مرتکب گناهي مي شود قادر نيست بدون خواست و اراده ناپيداي شما و نيز بدون آگاهيهاي مرموز دل شما مرتکب بزهکاري شود ، زيرا شما همگي در يک قافله رو به سوي ذات الهي در حرکتيد (راه شماييد و رهروان شما ) .
كريستين‌ : براي‌ ازدواج‌ كردن‌، بيش‌ از جنگ‌ رفتن‌، شجاعت‌ لازم‌ است‌.
بزرگمهر  : چون به کسي اجازه دادي که در حضورتو سخن بگويد بر او درشتي و تندي مکن و بمان تا سخنش را به پايان برد
ارد بزرگ : براي آنکه به پايين پرتاب نشويي ، دست گير آدميان شو .
فردريش  نيچه :جهان هيولاي انرژيست که آغاز و پايان ندارد وتنها خود را دگرگون مي سازد.
آلن لاکين : برنامه ريزي ، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الان کاري براي آن انجام دهيد.
ارد بزرگ : براي آنکه پرواز کني ، پيکر خويش را به حال خود رها مکن .
هنري ترو : از اين نکته مشوق تر نمي توان که بشر داراي داراي قدرت انکار ناپذيري است که مي تواند با يک مجاهدت آزادي زندگي خود را اعتلا دهد اگر کسي در جهت رويا و تخيل هاي خويش راه برود و کوشش کند و آن زندگاني اي را که در عالم خيال براي خود مجسم کرده است فراهم سازد با موفقيتي که در لحظه هاي عادي غير منتظره است مواجه خواهد شد.
ارد بزرگ : براي آنکه فربه شوي ، نخست با خود يکي شو .
بالای صفحه

کرامات صالحين
نوجواني را سيم برق گرفته، خشك كرده است

جناب حجه الاسلام آقاي شيخ محمدتقي نحوي واعظ قمي در تاريخ 16 محرم الحرام 1417 ق از مرحوم پدرشان، آقاي حاج شيخ ابوالقاسم نحوي، ماجراي زير را نقل كردند:
مرحوم نحوي، در آن زمان كه به امر حضرت آيه الله العظمي بروجردي (ره) همراه پسرشان در نجف اشرف اقامت داشتند، در ايام زيارتي مخصوصة حضرت سيدالشهدا اباعبدالله الحسين عليه السلام كه مصادف با شب نيمة شعبان است به كربلا مي‌رفتند و در آنجا نخست به حرم حضرت امام حسين عليه السلام سپس به حرم سردار كربلا حضرت قمر بني هاشم عليه السلام مشرف مي‌شدند. يك روز كه براي عتبه بوسي به حرم حضرت ابوالفضل عليه السلام رفته بودند، مشاهده مي‌كنند نوجوان 13 - 14 ساله‌اي را سيم برق گرفته، خشك كرده است.
پدر بچه داشت با حضرت قمر بني هاشم عليه السلام حرف مي‌زد و مي‌گفت: آقا جان، تو مي‌داني من مي‌خواستم بيايم به پابوس شما، اما مادر بچه راضي نبود كه او را با خود بياورم. حالا اگر بدون او به خانه برگردم، جواب مادرش را چه بگويم؟! مرحوم نحوي مي‌فرمود: يكدفعه ديدم كه بچة مرده، به كرامت حضرت قمر بني هاشم عليه السلام به حركت آمد! آري، نوجوان زنده شد و همراه پدرش به منزل بازگشت.

چند تن از نيروهاي سپاه در درگيري با پژاك به شهادت رسيدند 
 . شش نفر از نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سردشت سه شنبه شب در درگيري با اعضاي گروهك پژاك( از شاخه هاي گروهك پ.ك.ك )به شهادت رسيدند و دو تن ديگر نيز زخمي شدند . فرماندار سردشت روز چهارشنبه با تاييد اين خبر گفت، اين افراد در دره " آلوتان "اين شهرستان به كمين نيروهاي پژاك افتاده و در درگيري با آنها به شهادت رسيده اند . به گفته ي خضر كاك درويشي ، حال افراد مجروح رضايت بخش مي باشد . فرماندار سردشت، همچنين از انفجار يك قبضه مين در منطقه " دوله تو "اين شهرستان در شب گذشته خبر داد و گفت، در همين ارتباط نيز متاسفانه دو تن از نيروهاي انتظامي اين شهرستان به درجه رفيع شهادت نايل آمدند . كاك درويشي از ارايه اطلاعات بيشتري در زمينه جزييات اين درگيري و انفجار مين خودداري كرد . شهرستان سردشت در جنوب آذربايجلان غربي و هم مرز با كشور عراق واقع شده است

گرايش جوانان به جرم ؛ چرا؟
رئيس مرکز مشاوره فرماندهي پليس هرمزگان علل گرايش برخي از جوانان به جرم را تشريح کرد.
به گزارش " ايسکانيوز" "محمود مبارکي" گفت: بسياري از اين معضلات ريشه در مراحل اوليه رشد و تربيت خانوادگي آنان دارد. گستاخي مفرط و خود خواهي عجولانه اي که در برخي افراد عامي و طغيانگر بروز مي کند بستگي به تنفر و کينه اي دارد که در دوره کودکي آنها پديد آمده است.
وي ادامه داد: از کسي که احترام به قانون و افراد جامعه و امر و نهي صحيح از والدين فرا نگرفته نمي توان انتظار داشت در بزرگسالي به مقررات اجتماعي به سهولت تن دهد.
"مبارکي" توضيح داد: چگونگي غلبه فرد در کودکي بر اختلال هايي که از آشفتگي روابط خانوادگي ناشي مي شود سرنوشتش را ترسيم مي کند.ظهور بيماري رواني ، اختلالات شخصيتي و يا بزهکاري از واکنش هايي هستند که در نتيجه نبود تطبيق رفتار شخص با متقاضيات خانوادگي و يا اجتماعي حاصل مي شود.البته ترديدي نيست که ناکامي ها يا محروميت هاي جوانان و نوجوانان در ارضاي نيازهاي اصلي از علل بزهکاري آنهاست.
وي تصريح کرد: فرد ناکام هنگامي که مي کوشد تا خود را از اين بي تعادلي رهايي بخشد ناخوداگاه دو راه بيشتر ندارد؛ بزهکاري يا روان نژندي.
اين کارشناس اظهار داشت: اگر تمايلات و نيازها سرکوب شدند، روان نژندي بروز مي کند و اگر فرد امکان مقاومت در برابر فشار محيط را از دست بدهد دست به بزهکاري مي زند.هر انساني به ويژه در نوجواني و جواني نيازمند محبت است ، مي خواهد ديگران را دوست بدارد و ديگران نيز او را دوست بدارند ، احساس امنيت کند، رشد کند و مورد تاييد قرار بگيرد.
"مبارکي" خاطر نشان ساخت:بيشتر جوانان و نوجوانان از کمبود عاطفي رنج مي برند و مرگ پدر يا مادر، جدايي والدين، بي تفاوتي عاطفي، سردي و بي علاقگي بين اعضاي خانواده، ضربه هاي عاطفي شديدي بر روحيه حساس و زود رنج آنها مي زند.
 به اعتقاد رئيس مرکز مشاوره فرماندهي پليس هرمزگان:برآورده نشدن نيازهاي عاطفي فرد در ميان اعضاء خانواده، تحمل نکردن تبعيضات عاطفي و فقر مالي منجر به فاصله گرفتن و گريز خانه مي شود.
*بانوان در ساختن فضايي امن ، نقش کليدي دارند
از سوي ديگر معاون اجتماعي فرمانده پليس استان تهران با بيان اينکه به صرف برخورد با مزاحمان خياباني نمي توان شاهد افزايش احساس امنيت بين بانوان بود گفت: خود دختران و زنان در ساختن فضايي امن ، نقش تعيين کننده اي دارند.
سرهنگ "علي رمضاني" ادامه داد: بر اساس مطالعات انجام شده در طرح ارتقاي امنيت اجتماعي به ويژه در شاخه برخورد با مظاهر بدحجابي، مهم ترين عامل مزاحمت و تعرض به زنان به خاطر رعايت نکردن پوشش مناسب در اجتماع بوده است.
وي با تاکيد بر اينکه بيشتر وقتها ، خود قربانيان هم در ايجاد ناهنجاري ، سهم دارند خاطرنشان ساخت: صرف نظر از عوامل متعدد در بروز جرايم مختلف خود ، قربانيان هم عامل ايجاد بزه از سوي مجرمان محسوب مي شوند.
معاون اجتماعي فرمانده پليس استان تهران با انتقاد از شرايط حاکم در اطلاع رساني و آموزش مسايل اخلاقي به ويژه براي جوانان اظهار داشت:امروز شاهد ناهنجاري هاي اجتماعي اخلاقي از سوي برخي جوانان هستيم و يکي از دلايل اصلي آن ، کمبود آموزش از سوي 27 سازمان و نهاد متولي فرهنگسازي است.
"رمضاني" با اشاره به اينکه پليس، وظيفه خاصي در آموزش مسائل اخلاقي ندارد اضافه کرد: اگرناجا در طرح برخورد با بدپوششي ورود کرده به اين خاطر است که موضوع به جد، امنيت اجتماعي به خصوص زنان را تحت تاثير قرار داده است.
معاون اجتماعي استان تهران در ادامه به افزايش هجوم تبليغات سوعليه کشورمان اشاره کرد و گفت: رسانه هاي بيگانه و دشمن با استفاده از هر روشي سعي در ايجاد آشوب اجتماعي در کشورمان را دارند، غافل از اينکه رسانه هاي داخلي متاسفانه هنوز کارکرد قابل قبول و مناسبي در مقابل اين همه تهاجم فرهنگي نداشته اند.
وي خاطرنشان ساخت: آموزش مسائل اخلاقي در محيط هاي اجتماعي بايد همگرا و همزبان مخاطب باشد وگرنه هيچ تاثيري در روند اخلاق گرايي نخواهد داشت.