ناهماهنگى ظاهر و باطن
خداوند حكيم به آدمى مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. إِذا كانَ قَوْلُكَ مَليحا وَعَمَلُكَ قَبيحا فَاءَنْتَ رَاءْسُ الْمُنافِقينَ.
2. وَإِنْكانَظاهِرُكَمَليحاوَباطِنُكَقَبيحافَاءَنْتَاءَهْلَكُ الْهالِكينَ.(53)
اى فرزندآدم !
1. اگر كلام و سخنت ، مليح و نمكين [و زيبا و دلنشين ] باشد، و [امّا]عمل و كردارت ، زشت و ناپسند؛ پس تو سركرده منافقان و دورويانى !
2. و اگر ظاهر و بيرونت ، مليح [و دلپسند] باشد و باطن و درونت ، قبيح و پليد، پستو نكو سيرتى ، بى تكلّف برون
بِهْ از نيكنامى ، خراب اندرو
به نزديك من ، شب روِ راهزن
بِهْ از فاسق ((پارسا پيرهن ))!
بس كن اين ياوه سرايى ، بس كن
تا به كىْ خويش ستايى ؟ بس ك
مخلصان لب به سخن وا نكنند
بر كَن اين ثَوْبِ ريايى ، بس كن
تو خطا كارى و حق آگاه است
حيله گر! زهد نمايى بس كن (54)
اندوه نابه جا
خداوند به آدمى مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. في كُلِّ يَوْمٍ يَاءْتي رِزْقُكَ وَاءَنْتَ تَحْزَنُ،
2. وَيَنْقُصُ مِنْ عُمْرِكَ وَاءنْتَ لاتَحْزَنُ؟!
3. تَطْلُبُ ما يُطْغيكَ، وَعِنْدَكَ ما يَكْفيكَ!(55)
اى فرزندآدم !
1. با اين كه در هر روز، رزق و روزى ات برايت مى آيد، باز بر آن اندوهناكى ،
2. در حالى كه [پيوسته ] از عمرت كاسته مى شود، امّا بر آن انديشناك نيستى ؟!
3. آنچه را [از ثروت و شهرت و مقام ...] كه سبب طغيان و سركشى ات مى شود، مى طلبى[و نزدت موجود است .
اى تو در پيكار، خود را باخته
ديگران را تو ز خود نشناخت
در زمين مردمان خانه مكن
كار خود كن ، كار بيگانه مك
كيست بيگانه ؟ تنِ خاكى تو
كز براى اوست غمناكى تو!
جفاكاران
خداوند رحمان به جفاكاران مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. ماتَنْصِفُني !
2. اءَتَحَبَّبُ إ لَيْكَ بِالنِّعَمِ وَتَتَمَقَّتُ إِلَيَّ بالْمَعاصي ؟!
3. خَيْري إِلَيْكَ مُنْزَلٌ وَشَرُّكَ إِلَيَّ صاعِدٌ.
4. وَلايَزالُ مَلَكٌ كَريمٌ يَاءْتيني عَنْكَ كُلَّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ بِعَمَلٍ غَيْرِصالِحٍ.(56)
اى فرزندآدم !
1. با من انصاف نمى ورزى !
2. من با نعمتهايى كه عطايت مى كنم با تو دوستى مى نمايم و [امّا] تو به سبب گناهان ،با من دشمنى مى ورزى ؟!
3. خير و احسان من بر تو فرو مى ريزد و [ امّا] شرّ و جفاى تو به سوى من بالا مى آيد وپيوسته هر روز و شب فرشته اى بزرگوار از جانب تو با كردارى ناشايست ، نزد منمى آيد!
صد هزاران دام و دانه است اى خدا
ما چو مرغان حريص بى نو
مى رسانى هر دمى ما را و باز
سوى دامى مى رويم اى بى نياز!
پارساترين مردمان
خداوند رحمان به كمالجويان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
إِجْتَنِبْ ما حَرَّمْتُ عَلَيْكَ؛ تَكُنْ مِنْ اءَوْرَعِ النّاسِ.(57)
اى فرزندآدم !
از آنچه بر تو حرام كرده ام پروا گير و دورى گزين ، تا از پارساترين مردمانباشى .
نيست جز تقوا در اين ره ، توشه اى
نان و حلوا را بِنِهْ در گوشه اى !
سودايى پرسود!
خداوند مهربان به عاقبت انديشان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
زارِعُوني وَعامِلُوني وَاءَسْلِفُوني ، اءُرَبِّحْكُمْ عِنْدي ما لا عَيْنٌ رَاءَتْ وَلا اءُذُنٌ سَمِعَتْ وَلا خَطَرَعَلى قَلْبِ بَشَرٍ.(58)
اى فرزندان آدم !
در كشت و كار و تجارت و داد و ستدهاتان ، با من معامله كنيد و مرا شريك خويش گردانيد،تا چنان سودى كلان از نزد خودم به شمايان عطا كنم كه هيچ چشمى [ بهره اى اين چنين ]
از غم و شادى نباشد جوش ما
با خيال و وهم نَبْوَد هوش م
حالتى ديگر بود، كان نادر است
تو مشو منكر،كه حق بس قادر است
حيات جاودانه
خداوند سبحان به سعادتخواهان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
اِعْمَلْ بِمااءَمَرْتُكَ وَانْتَهِ عَمّانَهَيْتُكَ، اءَجْعَلْكَحَيّا لاتَمُوتُ اءَبَدا.(59)
اى فرزندآدم !
آنچه را فرمانت داده ام ، انجام ده و از آنچه نهى ات كرده ام دورى گزين ، تا چنان زنده اتبدارم [ و حياتى خجسته ات عطا كنم ] كه هرگز نميرى ! [ و به زندگانى فرخنده وسعادت جاودانه ، دست يابى ]
من كه ره بردم به گنج حُسن بى پايان دوست
صد گداى همچو خود را بعد از اين قارون كنم !
قانعان سرافراز
خداوند سبحان به كرامتْپيشگان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. مَنْ قَنَعَ، اسْتَغْنى
1. كسى كه قناعت ، پيشه كند[و زهادت ورزد] بى نياز [و سرافراز] مى شود.
خداوند بزرگ ، اعتماد و اطمينان ورزيده است .
اى دل ! تو ز خلق ، هيچ يارى مطلب
وز شاخِ برهنه ، سايه دارى مطل
عزّت به قناعت است و خوارى به طلب
با عزّت خود بساز و خوارى مطلب
دانش پيشگان بى كردار
خداوند رحمان به دانش پيشگان بى كردار مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
اءَنْتَ بِما تَعْلَمُ لاتَعْمَلُ، كَيْفَ تَطْلُبُ ما لا تَعْلَمُ؟!(60)
اى فرزندآدم !
تو به آنچه مى دانى ، عمل نمى كنى [و به دانشهاى اندوخته ات و تجربه هاى آزموده ات، جامه كردار نمى پوشانى ]، چگونه آنچه را كه نمى دانى ، طلب مى كنى ؟!
علم هر چه بيشتر خوانى
چون عمل در تو نيست نادانى
عالِم كه به اخلاص نياراسته خود را
علمش به حجابى شده تفسير و دگر هى
عارف كه ز عرفان كُتُبى چند فرا خواند
بسته است به الفاظ و تعابير و دگر هيچ !(61)
دنيا پيشگان
خداوند رحمان به دنياپيشگان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
اءَفْنَيْتَ عُمْرَكَ في طَلَبِ الدُّنْيا، فَمَتى تَطْلُبُ الاَّْخِرَةَ؟!(62)
اى فرزندآدم !
عمرت را در پى طلب دنيا تباه كردى ، پس كىْ آخرت را مى طلبى ؟!
پس بگرديد و بگردد روزگار
دل به دنيا در نبندد هوشيا
اى كه دستت مى رسد! كارى بكن
پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار
گل بخواهد چيد، بى شك ،باغبان
ور نچيند، خود فرو ريزد ز دار
دنيا زدگان
خداوند سبحان به مردمان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
مَنْ اءَصْبَحَ حَريصا عَلَى الدُّنْيا:
1. لَمْ يَزِدْ مِنَ اللّهِ إِلاّ بُعْدا.
3. وَاءَلْزَمَ اللّهُ تَعالى قَلْبَهُ هَمّا لايَنْقَطِعُ اءَبَدا.
4. وَفَقْرا لايَنالُ غِناهُ اءَبَدا.
5. وَاءَمَلا لايَنالُ مُناهُ اءَبَدا.(63)
اى فرزندآدم !
كسى كه با حرص بر دنيا روزگار بگذراند [و آزمندى و طمع بر او چيرگى يابد]زندگانى اش اين گونه خواهد بود :
1. همواره از خداوند، دور و دورتر مى شود.
2. و در جهان آخرت ، به سختى و مشقّت مى افتد.
3. و خداوند، دل و جانش را با پريشانى و اندوهى هميشگى همراه مى سازد.
4. و خداوند، اورا به فقرى كه هرگز به بى نيازى نينجامد، مبتلامى كند.
5. و خداوند، وى را به آرزويى كه هرگز برآورده نشود، دچار مى كند.
چيست دنيا؟ از خدا غافل بُدَن
نى قماش و نقره و ميزان و ز
مال را كز بهر دين باشى حمول
((نِعْمَ مالٌ صالِحٌ)) خواندش رسول
آب در كشتى ، هلاك كشتى است
آب اندر زير كشتى ، پُشتى است
راه بهشت
خداوند سبحان به سعادتخواهان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. اءُذْكُرُوا نِعْمَتىٍَّ الَّتِي اءَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ...
2. كَما لاتَهْتَدُونَ السَّبيلَ إِلاّ بِالدَّليلِ فَكَذلِكَ لاتَهْتَدُونَ طَريقَ الْجَنَّةِ إِلاّ بِالْعِلْمِ.
3. وَكَما لاتَجْمَعُونَ الْمالَ إِلاّ بِالتَّعَبِ وَكَذلِكَ لاتَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ إِلاّ بِالصَّبْرِ عَلَىالْعِبادَةِ.
4. فَتَقَرَّبُوا بِالنَّوافِلِ.
5. وَاطْلُبُوا رِضائي بِرِضاءِ الْمَساكينِ فَإِنَّ رِضائي لايُفارِقُهُمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ اءَبَدا.
6. وَارْغَبُوا في مُجالَسَتِكُمُ الْعُلَماءَ فَإِنَّ رَحْمَتي لا تُفارِقُهُمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ اءَبَدا.(64)
اى فرزندان آدم !
1. نعمتهايى را كه به شمايان عطاكردم به يادآريد[و سپاس گزاريد]...
2. همان سان كه ((راه )) را نمى يابيد، مگر با ((راهنما))؛ به ((بهشت )) نيز راه نمىيابيد، مگر با ((دانش )) و معرفت .
3. و همچنان كه ((مال )) را جمع نمى آريد، مگر با ((زحمت )) و تلاش ، به ((بهشت )) نيزوارد نمى شويد، مگر با ((صبر بر عبادت )) و پرستش و نيايش .
4. پس ، با ((نافله ها))[ عبادتهاى مستحبّى ]، [به من ] نزديك شويد.
5. و خشنودى مرا با خرسند كردن بينوايان ، طلب كنيد؛ زيرا رضايت من هرگز ازخرسندى آنان جدا نمى شود.
6. و به همنشينى با عالِمانِ [راستين و پارسا]، رغبت ورزيد؛ زيرا رحمت من هرگز از آناندور نمى گردد.
سعى نابرده در اين راه به جايى نرسى
مزد اگر مى طلبى طاعت استاد ببر
نفرين پيشگان
خداوند رحمان به نفرين پيشگان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
لاتَلْعَنُوا الْمَخْلُوقينَ فَتَرْجِعَ اللَّعْنَةُ عَلَيْكُمْ.(65)
اى فرزندان آدم !
آفريدگان [و مخلوقان من ] را [بى استحقاق ودليل ،] لعنت نكنيد و بر آنان نفرين نفرستيد و [بدانان ناسزا مگوييد]، كه آن لعنت ونفرين ، به خودتان باز مى گردد.
هيچ كافر را به خوارى منگريد
كه مسلمان مردنش باشد امى
چه خبردارى ز ختم عمر او
كه بگردانى از او، يكباره رو؟!
غفلت تا كى ؟!
خداوند رحمان به غافلان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. كُلَّ يَوْمٍ يَنْقُصُ مِنْ عُمْرِكَ وَاءنْتَ لاتَدْري .
2. وَيَاءْتي كُلَّ يَوْمٍ رِزْقُكَ مِنْ عِنْدي وَاءَنْتَ لاتَحْمَدُهُ.
3. فَلا بِالْقَليلِ تَقْنَعُ.
4. وَلابِالْكَثيرِ تَشْبَعُ!(66)
اى فرزندآدم !
1. همه روزه از عمرت كاسته مى شود و تو نمى دانى [و هشيار نمى شوى و از غفلت بهدر نمى آيى ]!
3. نه به اندك قانع مى شوى ،
4. و نه به بسيار سير مى گردى !
بعد از اين ، ما ديده خواهيم از تو بست
تا نپوشد بحر را خاشاك و خس
خواهى از غم شوى آزاد، مكن خو به طمع
مرغ را گر نَبُوَد حرص ، نيفتد در دام
پسربچه 8 ساله خود را حلقآويز كرد
يك پسربچه 8 ساله بريتانيايي كه مادر و پدربزرگش را ظرف 8 ماه بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود خود را حلق آويز كرد. به گزارش فارس به نقل از ديلي ميل، خانواده "جوشووا آلدرد" گمان ميكردند كه وي با ضربه روحي وارده ناشي از مرگ مادر 42 سالهاش تنها چند ماه پس از مرگ پدربزرگش كنار آمده است. اما روز گذشته "جيسون" پدرش اعلام كرد كه تحمل اين تألمات خارج از توانايي وي بوده است. وي گفت:" غم از دست دادن اين دو عزيز براي جوشووا در اين سن منجر به وقوع يك تراژدي شده است." جسد "جوشووا" پنجشنبه بعد از ظهر توسط مادربزرگش پيدا شد كه در پي آن به سرعت به اورژانس اطلاع داده شد اما امدادگران موفق به نجات جان وي نشدند. پسر سريعاً به بيمارستان منتقل شد اما حدود يك ساعت بعد اعلام شد كه جان باخته است. آقاي "آلدرد" 41 ساله افزود:" وي در زندگي كوتاهش با دو تراژدي بزرگ روبرو شده بود. مرگ سارا مادرش در مارس گذشته بر اثر سرطان سينه و مرگ پدربزرگش جان در جولاي سال 2007 بر اثر سرطان پروستات. وي بعد از مرگ مادرش اغلب از وي صحبت ميكرد." مقامات مدرسه اعلام كردهاند كه بعد از مرگ مادرش به خوبي او را تحت نظر داشتهاند و عملكرد وي در مدرسه خوب بوده و در روابطش هم با شادماني به بازي با كودكان ديگر ميپرداخته است.