يکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۴۳
 
۹ فرهنگ و هنر اسلامي  
 
شماره قبل
رنگ و نور و طريقت تعليم نقاشى در عصر اسلامى
قسمت دوم و پاياني
***تكرار نقوش در هنر عصر اسلامى
يكى از مميزات عالم اساطيرى شرق و عالم دينى مسيحى و اسلامى تكرار طرح ونقش و الحان در آثار هنرى آنها است.اين وضع در همه هنرهاى اساطيرى و دينى مشترك‏است.بنابر اين بايد بينش واحدى وجود داشته باشد تا همه هنرمندان با وجود گذرهزاران سال همواره يك نقش را با قدرى تغيير نا محسوس ابداع كنند.
اين بينش در نگاه هنرمندان اعصار گذشته نسبت‏به زمان و تاريخ و ماهيت اثر هنرى‏حضور پيدا مى‏كند،بدين معنى كه هنرمند از زمان،احساسى مكانيكى و تدريجى كه درافق مكان تكوين يابد و نابود شود،ندارد.بلكه زمان و مكان چون انسان واجد مراتبى‏است كه هر مرتبه دانى جلوه امر عالى است.انسان همواره نسبت‏به زمان و مكان احساس‏بستگى مى‏كند اما اين احساس امرى تاريخى است.گاه چنان تصورى از زمان و مكان دراو پيدا مى‏شود كه با زمان و مكان در دوره ديگر متفاوت است. به هر تقدير زمان و مكان در نگاه انسان مفهومى تاريخى دارد.چنانكه تاريخ نيز سيرمعنوى انسان در زمان و مكان و از آنجا در عوالم است.بدين معنى انسان همواره كون درزمان و مكان دارد و در هر دوره احساس او از عالم متفاوت مى‏شود.به همين جهت نيزپيشينيان سير تاريخ را ادوارى تلقى مى‏كردند.هندوان به چهار دوره تاريخى كريتا،تريتا،دواپارا و كالى كه هر دوره مميزات خاص خود را دارد قايل بودند.در دوره اول‏كه همان عصر طلايى يا كمال است،حقايق ودايى(كتاب مقدس)نيازى به تفسير و تعبيرنداشتند (8) .آدميان حقايق آنها را با مكاشفه درك مى‏كردند و ليكن بر اثر گردش دائمى‏چرخ گيتى و پيدايش ادوار بعدى كه هر يك در حكم سقوط و فقدان تدريجى معنويت‏بوده،علوم شهودى رو به فناء رفتند و آيينه دل غبار آلوده شد و پليديهاى گوناگون‏نفسانى،آدمى را از درك حقايقى كه نياكان دوران عصر طلايى بدان شاعر بودند،بازداشت در اساطير يونان چنانكه‏"هسيود"طرح مى‏كند و در تفكر چينى و ايرانى و مصرى وبين النهرينى نيز از عصر طلايى و در مقابل آن از عصر آن سخن به ميان آمده است.دراين نظرگاه همانطورى كه عصر طلايى كاملترين ادوار است،كاملترين آثار فكرى،هنرى‏و تدابير سياسى و اعمال اخلاقى و حماسى نيز در اين دوره به وجود آمده است.پس براى‏هر كس هر نظر و عمل و ابداعى كه در اين عصر وقوع حاصل كرده،حقيقى‏ترين وبه عبارتى نزديكترين امور به (Archetype) اثر حقيقت است.هنرمند با تاسى به نمونه اصلى و نقش ونگارهاى عرشى هنرى كه در گذشته ابداع شده و"صورت نوعى ازلى‏"آثار هنرى محسوب مى‏شود،سعى به تقرب به اين نمونه دارد.پس او به گذشته طلايى كه‏هنرمند به حقيقت تقرب داشته نزديك مى‏شود و رو به سوى آن دارد و به اين جهت نقشى‏كه مى‏زند يا هر اثرى كه ابداع مى‏كند از نظرى تكرار محسوب مى‏شود،در حالى كه‏در واقع الهام جديدى در سعى هنرمند براى تقرب به حقيقت و صورت نوعى ازلى در كاراست كه هنرمند در دوره‏اى متاخر نسبت‏به آن دچار بعد و دورى است.او در اينجا سعى مى‏كند به مبدا نزديك شود و به معرفت نياكان عصر طلايى خويش و به بهشت گم شده وفراموش گشته تقرب جويد در مقابل اين بينش و نگاه دينى و ميتولوژيك،هنرمند دوره جديد همه چيز را در افق‏پيشرفت و سير تكاملى مى‏بيند،مشكل هنرمندان جديد انحراف و دورى تدريجى ازمبدا حقايق الهى نيست.آنان عصر طلايى را در آينده مى‏جويند.به همين سبب نيز هر چه‏از عصر رنسانس دور مى‏شود تفاوت ميان سبكهاى جديد بسيار فزونى مى‏يابد.اگرمقايسه‏اى ميان مكتب هرات و تبريز يا مكاتب هندى و چينى در نقاشى و پيكرتراشى ومعمارى با تفاوت سبك كلاسيك و رومانتيك و كوبيسم داشته باشيم،آنگاه در مى‏يابيم‏كه چگونه هنرمندان دوره جديد همواره در حال گريز از گذشته و روى آوردن به سوى‏آينده‏اند.
****صنايع مستظرفه
هنر مقدس همواره دو غايت‏بنيادى داشته است.اول زيبايى صورت عبادات و دوم‏نگهبانى و حفاظت از آن.دومين مميزه هنر مقدس بدان حقيقت رجوع مى‏كند كه اسلام‏صرف زيبايى را مطلوب تلقى نكرده،بلكه زيبايى را با كمال مورد تامل قرار مى‏دهد. آنچه منشا نقوش پراكنده و مايه پراكندگى خاطر است در قلمرو هنر اسلامى نفى مى‏شود،از اينجا هرگونه آرايش زرين يا جامه‏هاى فاخر در عبادات طرد مى‏گردند.
به تعبير بوركهارت آداب دينى هنر الهى است از آنجا كه گونه‏اى جلوه‏گرى و سمبوليسم-در سطحى از شكلها و حالتهاى آدمى-براى جستجوى راهى به ماوراى همه مظاهر واعيان وجود است.در مسيحيت اين آداب نيايشى است-مانند عشاى ربانى و آداب‏خاص مسيحى-متضمن هنر مقدس يعنى معمارى و شمايل نگارى مسيحى كه ازبرجسته‏ترين مظاهر هنر مسيحى هستند  .با توجه به معناى ذاتى عبادات اسلامى،و هنرى‏كه به زيبا كردن آن متوجه است،در عالم اسلامى به گونه‏اى ديگر فيضان و انعكاس هنرى‏آداب دينى را مى‏بينيم،يعنى جدا از مفهوم شمايل نگارى در عبادات مسيحى كه درضمن نوعى هنر تلقى مى‏شود.
مسجد نخستين جايى است كه اين فيضان خود را در آن منعكس مى‏سازد.از اين جمله‏است منبر كه در كنار محراب مساجد قرار دارد.منبر همان‏"كرسى‏"است و چونان اريكه‏انبياء و اولياء و وارثان آنان.اگر نخستين مركز فعاليت‏سياسى و فرهنگى در اسلام مسجداست،اثاث آن نيز بايد نخستين تجليات هنر اسلامى را داشته باشد.سنت منبر سازى ازعصر پيامبر باقى است كه از ستون حنانه در مسجد مدينه با سه پله براى موعظه و هدايت‏مؤمنان ساخته شد منبر از ابتدا شكل بخصوصى پيدا كرد و همين شكل در تكامل بعديش كاملا تعيين كننده‏بود،دو جانب مثلثى با پله‏ها و بعدا نوعى سايبان هلالى شكل بر بالاى آن زده شد و درى‏در برابر پايين‏ترين پله تعبيه گرديد.قديمترين نوع منبر به روايتى در مسجد"سيدى عقبه‏"قرار دارد و با وجود آنكه در عصر عباسيان از بغداد به مسجد قيروان هديه گرديد ولى از كنده كاريهاى روى آن هنوز به خوبى مى‏توان تاثير دوره امويان را باز شناخت.طرحهايى‏از نباتات كه به وسيله پيچكهاى نباتى احاطه شده نشاندهنده طرحهايى هندسى است.
تعداد طرحهاى گره‏اى و نرده‏اى كه در اينجا به كار رفته به قدرى زياد است كه به آن حالتى‏حيرت‏آور مى‏دهد.حالت فوق منحصر به منابر عصر اموى نمى‏شود بلكه همه اشياء وظروف و جلد كتب از اين نقوش پر مى‏شود.صندوقهاى از جنس عاج با منت كاريها وكتيبه‏ها و كاشيها همه چنين حالتى دارند.سفالكارى و به كارگيرى ظروف شيشه‏اى كه دردوره عباسى رواج مى‏يابد از جهاتى مربوط به تحريم استفاده از ظروف طلا و نقره‏براى غذا و وضو است.در اين دوره ظروف با نقشهاى متعدد،زيبايى بسيارى پيداكرده‏اند.
كاشيكارى با طرحهايى از نقوش حيوانات و انسان و بعضى از اشكال تزيينى ازديگر صنايع مستظرفه وابسته به معمارى اين عصر است.حكاكى و قلمزنى سطحى برروى بشقابها و سطلها و قنديلها و ماهى تابه‏ها با طرحهاى حيوانات،ساقى،شاهين،و سواران كه بعضا از طرحهايى با صور مقدسين دين مسيحى در تمدن اسلامى‏عصر فاطمى ساخته مى‏شد، برجسته‏ترين صنايع مستظرفه زمان به شمارمى‏آمده‏اند.ساختن تنگها و ديگر وسايل شيشه‏اى و صنايع نساجى نيز چنين اهميتى‏داشته‏اند.
نقوش برجسته محرابها همسان با ديگر نقوشى است كه در صنايع چوب و فلز و شيشه‏و چرم و پارچه و غيره به كار گرفته مى‏شود.از اين لحاظ مرزى ميان هنر دينى(شايد بتوان‏شعر، معمارى مساجد،خوشنويسى و تذهيب قرآن را به اين نام تعبير كرد)و غير دينى‏وجود ندارد نقشها و صور تزيينى در همه بناها و اشياء مشابه است و هيچكدام در مرتبه‏دينى و تقديس نيستند(ضمن اينكه مرتبه‏اى روحانى دارند)و همان طورى كه گفتيم اسلام‏چون مسيحيت و ديگر اديان و اساطير،هنر را رسما در مرتبه دين و به عنوان شارح‏مستقيم و بيواسطه اعتقادات دينى قرار نداد،تا آنجا كه آثار هنرى به تدريج مورد پرستش قرار گيرد،اما اين به معنى فقدان روحانيت در هنرهاى اسلامى نيست.
از همين روحانيت هنر در اسلام است كه بسيارى از هنرمندان(على الخصوص درصنايع)اهل سير و سلوك بوده و آدابى معنوى را در صنايع اسلامى ايجاد كردند وبه همين جهت صوفيه براى آنان آدابى معنوى پرداختند كه از معمارى گرفته تا چيت‏سازى‏را در بر مى‏گرفت و به اين فنون روحانيتى عميق مى‏بخشيد.علاوه بر اين،اوضاع خاص‏حاكم بر هنرهاى مستظرفه خود بر اين حالت مى‏افزود و آن عبارت از ريزه كاريهاى‏مندرج در كار صنايع بود.
در جامعه اسلامى صنايع پارچه و از اينجا جامه و لباس متناسب با روح اسلام تكوين‏يافته است.پيامبر اكرم(ص)ابتدا عناصر از تن پوشهاى گذشته را انتخاب و در آنهااصلاحاتى كردند و آنها را در نظام معنوى اسلام درآورند از اين پس هر جامه‏اى صبغه‏روحانيت و آداب اسلامى گرفته و در جهت تسهيل آن به كار مى‏آيد.
فرش و زير اندازها ريشه در هنر بدويان دارد.فرش به همراه منقوش كردن چرمها ازاين قلمرو به مناطق ديگر نفود كرده است.در حالى كه نقشهاى فرش در عصر بسط نقاشى‏و موزائيك تنوع پيدا مى‏كند،اما نقشهاى اصيل فرشبافى دشت نشينان فضاى پهناورجهان را تا حد امكان پيش چشم داريم كه نهايتا به نمايش بهشت قرآنى با باغها و جويبارهامى‏گرايد.از اينجا فرش چونان هر صنعت دينى روح متعالى خود را به نمايش مى‏گذارد. فرش تصويرى است از وضع زندگى كه در آن همه چيز باهم بافته و در آميخته است، مانندوجودى يكتا و تداوم يك هستى كلى.
از نظر پوپ هنر شناس معاصر در قاليهاى اردبيل است كه نقشها اهميت پيدا مى‏كند.دراين قاليها سطوح روى هم انباشته مى‏شوند و تضادها و شگفتيهايى پديد مى‏آورند ومرتبه‏هاى مختلف يك طرح متنوع را ايجاد مى‏كنند.در اين سطوح چندگانه،هر سطحى‏بر حسب نظمى دقيق،انتظام و ترتيب اسليمى،موضع برگها و نقشهاى گلها را تعيين‏مى‏كند.اين امر به كمك تركيب نظامهاى متعدد اسليمى كه هر يك عملكرد و حركت وثقل مخصوص خويش را دارند و در نتيجه مجموعه‏شان طبق يك هماهنگى پيشين،بايكديگر همنوايى مى‏كنند،انجام مى‏شود.سطوح اول،ثانى و ثالث‏بى‏آنكه همديگر راخنثى كنند درهم مى‏پيچند،اما در عين حال فضايى در عمق پديد مى‏آورند كه از خورشيد مركزى قالى تشعشع مى‏يابد.اين فضا روشنگر تنوع همان باغى است كه مانند واحه‏اى‏افسونگر،دور از گزند زمان،و مثالى ازلى از بارورى و فراوانى است كه همواره ايده‏آل‏ايرانيان بوده است.اينجا هم عنصر بهره‏مندى را باز مى‏يابيم:نظامهاى اسليمى،اعمال‏ادراك،تحليل و ذكاء ما را تكرار مى‏كند و ما را به دنبال استحاله‏هاى هر چه ژرفتربه طرف شگفتيهاى مرموز و نهانى هدايت مى‏كند كه معناى نهايى آن در آخرين نظر،مركز وجود ماست.در تذهيبها،گچ‏بريها،و معمارى و كاشيكارى،هر تصويرى، نشان ازبهشت مثال روح دارد.ضمنا آنچه فرش را پيوند و يگانگى مى‏دهد همانا پود است كه درحواشى ظاهر مى‏شود.از نظرگاه سمبوليسم هنر دينى تارهاى پود مانند"اسماء و صفات‏خدا"است كه زير بناى همه هستى است.اگر آن را از فرش بكشيم سراسر مى‏پاشد.
با كمى تعمق روشن مى‏گردد كه هنرمندى كه همه نيروهاى باطنى خود را براى‏به وجود آوردن آثارى كه ابعاد آن از چند سانتيمتر فراتر نمى‏رود گرد مى‏آورد و همه‏پريشانيهاى خاطر را به هنگام طرح دقيق و رنگ آميزى و قلمزنى و اتصال ظريف چوب وفلز و ايجاد خطوط و نقوش بر روى فلزات و شيشه و پارچه و چوب،از ياد مى‏برد وجمعيت‏خاطر را جايگزين آنها مى‏سازد،در آن حال،آمادگى براى الهامات و پذيرش‏صور خيالى ابداعى،پيدا مى‏كند.استادانى كه با قلم‏گيرى ظريف سر و كار دارند مجبورندنفس را در سينه حبس نمايند و مرتبا لحظاتى چند به اين حالت كار كنند معلوم است كه‏در آثار اين گونه هنرمندان چه اندازه رنج و درد و زحمت وجود داشته كه طبيعتا در نفوس‏آنان اثرى تهذيبى و پالايشى دارد،و خود يك نحوه رياضت روحانى است كه درمراحل بعد با آدمى همراه مى‏شود كه سير و سلوك هنرمند را هنگام كار بيان مى‏كند.
در كتاب حكمت معنوى و ساحت هنر نوشتيم كه صنعتگر در اعصار گذشته على الخصوص عصر دين و اساطير صنعت را جلوه‏اى از صنع الهى مى‏دانسته و اسم‏"صنعت‏"را به اسم و صنعت صانع و صنع رجوع مى‏داده و در حقيقت‏خود را سالك وسائر در صنعت و اسم‏"صانع و صنيع‏"و مظهر آن مى‏دانسته است .چنين تلقيى ازاسماء الله و سير و سفرهاى چهارگانه معنوى نسبت‏به اين اسماء قدسى،قول به ظاهر وباطن و مراتب را نيز مطرح مى‏ساخته و درجات معنوى را جلوه‏گر مى‏كرده است.
اين چنين مبانى اعتقاديى صنعتگران از جمله چيت‏سازان مسلمان در تمدن اسلامى-همچنانكه هر حرفه و صنعتى با تفكر معنوى پيوند مى‏خورد-اصل خود را به‏على بن ابيطالب و ائمه مى‏رساند،چيت‏سازان نيز،استاد اول اين حرفه را،امام على و امام‏جعفر صادق سلام الله عليهما دانسته‏اند.از نظر آنان چهار پير معرفت‏شيخ عطار،شمس‏تبريزى،مولانا و حافظ شيرازى هستند و استادان معنويشان،چهار پيامبر،چهار فرشته وچهار شاعرند كه به صنعتگران مدد مى‏رسانند و به اين ترتيب سلسله مراتب ملكوتى باسلسله مراتب صنفى پيوند مى‏خورد.جبرئيل در اين بين اثر اصلى يعنى مقام الهام به‏هنرمند را در فن چيت‏سازى يا هنر طراحى روى پارچه دارد.جبرئيل استاد تهيه رنگ نيزتلقى مى‏شود.
همه اعمال و تمام ابزارهايى كه به كار مى‏رود داراى همين نوع معانى مجازى و حقيقى‏است. در اينجا هر عمل و ابزارى در آن واحد معانى مادى و ملكوتى دارد.هر عملى كه‏براى هر يك از مراحل كار انجام مى‏گيرد با نقل يكى از آيه‏هاى قرآن همراه است.دررنگرزى حيث هر رنگى تمثيلى از مرتبه و اسمى است.فى المثل رنگ سياه را رنگ قديم‏و عين ذات حق گرفته‏اند سياهى گر بدانى عين ذات است كه تاريكى در او آب حيات است
با اين اجمال در باب صنعتگران و ملاحظه آداب رمزى صنعتگرى در تمدن اسلامى‏مى‏توان اندكى از روحانيت هنر را به وضوح مشاهده كرد.
بالای صفحه

"دايره المعارف اسلامي" به زبان آلماني منتشر شد
مهر:کتاب "دايره المعارف اسلامي؛ تاريخ، تفکرات و گستره" از سوي مؤلفان: خوري، هاگمان، هاينه و توسط انتشارات هردر اشپکتروم در فرايبورگ در 768 صفحه منتشر شد.
اين کتاب به گونه‌اي الفبايي به توضيح واژگان اسلامي و يا مرتبط با اسلام مي‌پردازد و بدين ترتيب نقش يک دايره‌المعارف اسلامي را ايفا مي‌کند، گرچه بسياري از مفاهيمي که توضيح مي‌دهد، محتاج شرح و توضيحات بيشترند و برخي از توضيحات آن نيز نيازمند پالايش اساسي است؛ ضمن آنکه اين کتاب فاقد برخي از مفاهيم جدي اسلامي است.
اين کتاب پس از يک مقدمه کوتاه به راهنماي تلفظ حروف عربي، گستره اسلام و موضوعات از الف تا ياء اشاره دارد.
سپس مواضع قرآني که در اين بخش ترجمه آيات فراواني از کتاب ترجمه قرآن کريم اثر "پروفسور عادل تئودور خوري" گنجانده شده است.
جدول زماني، راهنماي عمومي منابع اسلامي و ثبت اسامي از ديگر مطالب اين کتاب است.
عادل تئودور خوري، استاد بازنشسته دانشگاه، دکتراي فلسفه، متخصص در علوم اديان و اسلام شناس دانشگاه مونستر؛ لودويگ هاگمان، استاد سابق الهيات سيستماتيک و تاريخ اديان در دانشگاه مانهايم؛ پتر هاينه، استاد اسلام شناسي حوزه غير عرب زبان و مدير مؤسسه علوم آسيايي و افريقايي دانشگاه هومبلدت برلين از مؤلفان اين کتاب هستند.
بالای صفحه

اول تير ،آخرين مهلت شركت در مسابقه عكس "قرآن در ابنيه‌هاي تاريخي"
علاقمندان به شركت در مسابقه عكاسي و نمايشگاه تخصصي "قرآن در ابنيه‌هاي تاريخي" تا اول تيرماه سال‌جاري مهلت دارند تا عكس‌هاي خود را به دبيرخانه مسابقه ارسال كنند.
موضوع اين مسابقه، نماي كلي بنا، قرآن و كتيبه‌نگاري و قرآن در ابنيه‌هاي تاريخي است.
اين مسابقه با هدف گسترش فرهنگ قرآني، تعامل هنرهاي عكاسي، خوش‌نويسي‌، معماري، تهيه‌ي منبعي براي دسترسي پژوهشگران و فرهيختگان داخلي و خارجي و پرداختن به هنرهاي نمادين و تزييني هنر اسلامي تدارك ديده شده است.
آيه يا عبارت عربي و فارسي به‌كار رفته در كتيبه ضروري است ارسال شود و در صورت استفاده از حروف ابجد در بنا يا كتيبه ذكر آن الزامي است. در صورت امكان ضروي است آيات و عبارات عربي ترجمه شوند. كتيبه‌هايي كه در موزه‌هاي شهرهاي مختلف نگهداري مي‌شوند هم مورد نظر برگزاركنندگان است. همچنين عناصر منقول در مساجد مثل محراب، منبر و... نيز مي‌توانند به عنوان موضوع استفاده شوند.
طبق فراخوان تنها آثاري پذيرفته مي‌شود كه مرتبط با موضوع بوده و پيش‌تر در مسابقه‌اي استفاده نشده باشد و هنرمنداني كه آثارشان به نمايشگاه راه يابد، گواهي شركت در جشنواره و يك جلد كتاب نمايشگاه اهدا خواهد شد.
شركت‌كنندگان موظف شده‌اند آثار خود را به‌صورت فايل كامپيوتري روي CD با فرمت Tiff ،CMYK و دقت 300 dpi و پرينت اثر با كيفيت مناسب در قطع A4 به دبيرخانه جشنواره ارسال كنند. عكس‌ها بايد از زواياي مختلف تهيه شده و تمام اطلاعات موجود در مورد عكس‌ها مثل تاريخ كتيبه، تاريخ ساخت بنا، جنس كتيبه، خط كتيبه، كاتب به‌صورت فايل متني به‌همراه مشخصات عكاس ارسال شود.
نمايشگاه يادشده همزمان با ماه رمضان مصادف با شهريور در فرهنگسراي نياوران برپا مي‌شود.
مسؤول جشنواره و رييس شوراي سياست‌گذاري محمدرضا كمره‌اي است و هيأت داوران را غلامعلي حاتم(سبك‌هاي معماري)، محمدرضا كمره‌اي(عكاسي و فن‌شناسي)، تندي(خط در كتيبه‌ها)، مجيد آزادبخت(خط كتيبه‌ها و تاريخ آنها)، سامانيان(جنس كتيبه‌ها)، يداله عبدي (عكاسي و زيبايي‌شناسي)، نظام‌الدين نوري(ادبيات و حروف ابجد) تشكيل داده‌اند.
جوايز در هر بخش به ترتيب سه، دو و يك سكه بهار آزادي به‌همراه تنديس، لوح افتخار است. همچنين جايزه مؤسسه به يك اثر ويژه هفت سكه بهار آزادي تعيين شده است.
مقرر است اين نمايشگاه به‌صورت دوره‌اي در مراكز استان‌هاي بزرگ كشور و مجامع هنري و بين‌المللي به‌نمايش گذاشته شود.
دبيرخانه مسابقه در تهران، خيابان وليعصر (عج)، بالاتر از پارك ساعي، نبش خيابان 34، ساختمان 1157، طبقه اول واقع است.
بالای صفحه

امير آتشاني كارگردان و نمايش‌نامه‌نويس:
برخورد به شيوه فصلي با تئاتر قرآني به آن خدشه ئارد مي کند
با نزديك شدن به مناسبت‌هاي ديني مسئولان هنري به صرافت برگزاري جشنواره‌اي موضوعي و قرآني مي‌افتند و اين شيوه فصلي برخورد كردن به كليت تئاتر قرآني خدشه وارد مي‌كند.
"امير آتشاني" كارگردان و نمايش‌نامه‌نويس در مورد نامگذاري سال 87 با عنوان نوآوري و شكوفايي و تاثير آن بر تئاتر ديني و قرآني گفت: در حال حاضر در شوراي نظارت مركز هنرهاي نمايشي فعاليت دارم و اتاقي تا چندي پيش با اين عنوان وجود داشت؛ اتاق "نمايش‌هاي ديني" هرچه پيگير شدم كه بايد با توجه به نامگذاري امسال درب اتاق باز شود و فعاليت‌هاي پويايي در آن صورت بگيرد اما هيچ تلاش و كوششي از جانب مسئولان براي راه‌اندازي و شروع به كار اين اتاق صورت نگرفت.
كارگردان "خنجره‌ها" افزود: مثلثي در مركز هنرهاي نمايشي وجود دارد كه متعلق به خودي‌ها است و جايي براي بچه‌هاي تئاتري وجود ندارد. در نظر بگيرد زمان ارتحال حضرت امام خميني (ره) است و من‌نوعي به عنوان يكي از اهالي تئاتر دوست دارم نمايشي با اين مضمون اجرا كنم. مدتي است طرح و ايده نمايش را ارائه كرده‌ام و اميدوارم كه جواب روشن و واضحي براي شروع كار بگيرم اما امكان اجراها متعلق به تعداد آدم‌هاي محدودي شده است.
وي بيان كرد: خيلي تلاش كردم متوجه شوم چرا اين نوع روابط و شرايط در كار اعمال مي‌شود ولي با اين جواب مواجه شدم كه سرم به كار خودم گرم باشد. در حالي كه همه مسائل بايد شفاف و واضح باشد الان جشنواره ديني و قرآني نظير تئاتر رضوي فراخوانش تا مدتي ديگر اعلام مي‌شود اما متاسفانه فراخوان جشنواره هر سال نسبت به سال قبل دچار كمبود و ضعف بيشتري مي‌شود.
آتشاني خاطرنشان كرد: در حال حاضر طرحي با عنوان "چهار فصل تئاتر" طراحي شده كه شامل تئاتر شهرستان‌ها، تئاتر ديني و ... است گرچه اين طرح‌ها براي نوآوري و رشد تئاتر قرآني و كليت تئاتر خيلي خوب است اما زمان تحقق آن نامشخص است.
وي با تاكيد بر كار و تحقيق بيشتر در حوزه تئاتر قرآني افزود: در اين حوزه نويسنده خوب و مسلط كمتر در تئاتر ما وجود دارد زيرا دغدغه‌هاي زندگي مجالي براي خلق آثار درخشان باقي نگذاشته است.
آتشاني تاكيد كرد: هزينه‌هاي هر سال برگزاري جشنواره تئاتر رضوي به جاي اينكه روند روبه افزايشي داشته باشد متاسفانه كمتر هم مي‌شود. اين كمبودها به كيفيت كارها و اجراها لطمه وارد مي‌كند. به اعتقاد وي، انتظار مي‌رود مديران فرهنگي به فرمايشات مقام معظم رهبري توجه بيشتري مبذول كنند و گام‌هايي اساسي در راه اعتلاي هنرهاي ديني بردارند و نه اينكه حتي بودجه‌ها را هم كاهش دهند.
اين نويسنده در ادامه افزود: گاه اين‌گونه احساس مي‌شود كه فقط قصد اين است كه جشنواره‌اي با هر كيفيتي برگزار شود و اصلاً كيفيت آثار مطرح نيست.
اين كارگردان اشاره كرد: به علت مشكلات اقتصادي برخي از كارگردان‌ها نظير من كه كار اصليشان نويسندگي و كارگرداني است به كارهاي اجرايي، اداري و كارمندي مي‌پردازند. با اين شرايط نيرو و توان كارگردان‌ها به هدر مي‌رود‌.
كارگردان نمايش "خسيس" در بخش ديگر گفته‌هايش با تاكيد بر نقش مديريت درست عنوان كرد: در وضعيت فعلي وظيفه مدير فرهنگي اين است كه با اعلام فراخواني انواع طرح‌ها و سوژه‌هاي خلاقانه را جمع‌آوري و از آنها استفاده كند. شكوفايي و خلاقيت با چنين شيو‌ه‌هايي تحقق پيدا مي‌كند.
اين نويسنده در پايان اشاره كرد: متاسفانه با تئاتر قرآني به شيوه فصلي و موسمي برخورد مي‌شود. به طور مثال تا زمان ماه محرم نزديك مي‌شود سريع به ياد فراخوان تئاتر عاشورايي مي‌افتيم و سريع به صورت برق‌آسايي تعدادي متن نگاشته مي‌شود و تعدادي از كارگردان‌ها نيز آنها را اجرا مي‌كنند و پرونده جشنواره مذكور سريع هم بسته مي‌شود.
بالای صفحه

کتاب "امام حسين(ع) و قرآن"چاپ شد
کتاب"امام حسين(ع) و قرآن" پژوهشي جامع پيرامون پيوند سيره‌ي امام حسين(ع) با آيات قرآن است که در آن با استفاده از آيات و روايات معتبر در شأن و منزلت امام حسين(ع) نکاتي گردآوري شده است. 
کتاب"امام حسين(ع) و قرآن" پژوهشي جامع پيرامون پيوند سيره‌ي امام حسين(ع) با آيات قرآن است که در آن با استفاده از آيات و روايات معتبر در شأن و منزلت امام حسين(ع) نکاتي گردآوري شده است.
اين کتاب شامل 5 بخش است:
بخش اوّل با عنوان "امام حسين(ع) آينه‌ي آيه‌هاي قرآن" با استفاده از روايات و آيه‌هاي قرآني سعي در تطبيق رفتارامام(ع) با آيات قرآن دارد.
روش كتاب به اين صورت است كه در ابتدا آيه‌اي را ذکر مي‌کند، سپس توضيحي کوتاه در مورد آيه با نقل روايت ازامام حسين(ع) و رفتار و سيره‌ي امام در آن مورد ذکر مي‌نمايد.
 بخش دوم با عنوان "پرسمان قرآني امام حسين(ع)" داراي 3 فصل است:
فصل اوّل با عنوان قرآن در نگاه امام حسين(ع) به بررسي ديدگاه امام حسين(ع) پيرامون اهمّيّت آموزش معارف عميق قرآن و موضوعاتي ازاين دست مي پردازد.
فصل دوم ؛ به بررسي وتفسيرآياتي که درشأن امام حسين(ع) است اختصاص دارد.
و موضوع فصل سوم ، تبيين قيام امام حسين(ع) براساس قرآن است.
بخش سوم با عنوان کلّي ضمائم به پرسش‌هايي تاريخي و جالب چون علّت سکوت امام علي(ع) در برابرخلفا و عدم قيام امام حسن(ع) و... پاسخ داده است.
"مأخذشناسي وصفي قرآني امام حسين(ع)" عنوان بخش چهارم کتاب است که به معرّفي اجمالي برخي کتب در وصف امام حسين(ع) و قرآن پرداخته است.
همچنين اين بخش نگاهي روانشناختي- ديني به مراسم عزاداري امام حسين(ع) و آسيب شناسي آن دارد.
در بخش پنجم "آيه‌ي تطهير،نگرش‌ها و چالش‌ها" به بررسي تحليلي، تفسيري و روايي اين آيه‌ي شريفه پرداخته شده است.
مولف اين کتاب مرکزفرهنگ ومعارف قرآن مي باشد و توسط انتشارات بوستان کتاب قم در 280 صفحه منشر گرديده است.

گزيده بيانات امام خميني (ره) به زبان آلبانيايي منتشر شد
نمايندگي فرهنگي ايران در آلباني اقدام به ترجمه و انتشار کتاب گزيده بيانات امام خميني(ره) به زبان آلبانيايي کرد.
اين کتاب به مناسبت گراميداشت نوزدهمين سالگرد ارتحال ملکوتي امام خميني (ره) منتشر شده است.
هدف از ترجمه و انتشار اين اثر معرفي و ارائه ديدگاههاي امام خميني (ره) رهبرفقيد انقلاب اسلامي است  که موجبات آشنايي بيشتر مردم و جامعه فرهنگي آلباني با شخصيت فرزانه رهبر و بنيان گزار انقلاب اسلامي ايران را فراهم مي‌آورد.
ترجمه آلبانيايي اين اثر که از زبان انگليسي ترجمه شده است در سمينار و نشست "بررسي انديشه هاي عرفاني امام خميني (ره)" و نيز در مراسم نوزدهمين سالگرد ارتحال ملکوتي رهبر فقيد جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره)، به شرکت کنندگان مراسم ارائه شد.       
اين اثر توسط فاتيون کولدوني ترجمه و در 1000 نسخه از سوي مؤسسه انتشاراتي ايدارت منتشر شده است.