چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۴۶
 
۱۰ دانش و آموزش  
 
شماره قبل

شكل كيهان در قرآن

قسمت چهارم  و پاياني
**دستاوردهاي شكل حلزوني كيهان:
1. قطعيت بخشيدن به وجود گرانش بسنده در مركز حلزون كيهاني براي پايان‌دادن به ساختار جهان پيدا و معني‌بخشيدن به زندگي.(تابدار‌بودن كيهان)
2. تثبيت نظر اينشتين پيرامون خميدگي و بسته‌بودن كيهان و پيشگيري از نظرهاي انحرافي برخي كيهان‌شناسان از بررسي يافته‌هايشان كه هرازچندگاهي رخ‌ نشان‌مي‌دهد.
3. واقعيت‌بخشيدن به‌ "ثابت كيهان‌شناختي اينشتين" كه تاكنون ناشناخته باقي‌مانده‌است؛ زيرا اين ثابت، با معادلة گسترش حلزون كيهاني رابطة تنگاتنگي دارد.
4.ايجاد دگرگوني در ديدگاه كيهان‌شناسان پيرامون مسائل آيندة كيهان‌شناسي.
5. اصلاح اصل ثابت هابل: هابل مي‌گفت: ‹هرچه يك كهكشان از زمين دورتر باشد، با سرعت بيشتري دورمي‌شود›. ديدگاه او ناشي از آن بود كه از شكل كيهان آگاهي نداشت، ولي اگر از آن اطلاع داشت، چنين مي گفت: "هرچه كهكشاني از مركز حلزون كيهاني دورتر باشد، با سرعت بيشتري دورمي‌شود".
6.توجيه بيضي‌بودن مدار حركت سياره‌ها
از هنگامي كه كپرنيك كشف‌كرد كه مسير حركت سياره‌ها بيضي‌شكل است، و تا آن زمان كه كپلر قانون‌هاي سه‌گانة آن را تدوين‌كرد، تاكنون كسي نپرسيده و شايد هم كسي پرسيده و پاسخ درستي نشنيده كه چرا چنين است و دايره‌وار نيست؟ آري نيوتن ظاهراً پاسخي براي آن داشت و پاسخ او، كشف نيروي گرانش بود؛ اما نيروي گرانش ستاره‌ها، ‌تنها براي توجيه گردش سياره‌ها به‌ دور خورشيدهايشان كارايي داشت؛ ولي توجيهي براي بيضي‌شكل‌بودن مسير سياره‌ها نبود؛ كسي هم پيدانشد كه به اين نقص خرده‌بگيرد. نيروي گرانش ستاره‌ها به‌تنهايي براي پاسخ به اين پرسش بسنده نيست، بلكه گذشته از نيروي گرانش ستاره، نيروي گرانش كانون حلزون كيهاني، و نيز شتاب گسترش كيهان نيز بايد مورد توجه قرارگيرند؛ اما چگونه؟
زمين را فرض‌كنيد كه به دور خورشيد مي‌گردد. يك نقطه مثل ‹الف› را در نظربگيريد كه زمين از آنجا زير گرانش متعارف خورشيد، حركت‌كرده‌است. هنگامي كه زمين درحال نزديك‌شدن به مركز حلزون كيهاني است، بر اثر نيروي گرانش آن(با اينكه بسيار دور از آن است، با اين حال،به ميزان بسيار‌كمي جذب آن مي‌شود) از مسير معمولي و دايره‌وار خود منحرف‌مي‌گردد و به راه كج‌شدة خود ادامه‌مي‌دهد. تا كجا؟ تا آنجا كه گرانش خورشيد به او اجازةكار ‌مي‌دهد؛ و به نقطة ‹ب› كه رسيد، ديگر نمي‌تواند بيش از آن جلوبرود. در زبان نجوم به اين نقطة حضيض گويند. زمين از آن پس راه خود را زير تأثير گرانش خورشيد و گرانش كانون حلزون كيهاني ادامه‌مي‌دهد تا به نقطة ‹ج› كه درست مقابل نقطة ‹الف› است، برسد. مسير ‹الف ـ ب› درست اندازة ‹ب ـ ج› است؛ اگر زير تأثير نيروي گرانشي ديگري نباشد.
از اين پس مسير حركت زمين باز هم روند انحرافي مي‌پيمايد؛ ولي اين بار نه زير تاًثير گرانش مركز حلزون كيهاني، بلكه به دليل روند گسترش كيهان.(هرچيزي كه از مركز حلزون دورمي‌شود،‌ نيروي گريزازمركز و شتاب گريز بيشتري مي‌يابد.) اين روند نيز تا آنجا ادامه‌مي‌يابد كه زمين ديگر نتواند از چنگ نيروي گرانش خورشيد، بيش از آن دورشود. اين نقطه را ‹د› مي‌ناميم كه درست دربرابر نقطة ‹ب› قراردارد. در زبان نجوم به آن ‹اوج› گويند. سپس روند گردش زمين به دور خورشيد، به سوي نقطة ‹الف› ميل‌مي‌كند، كه در اين صورت مسير ‹ج ـ د› درست به‌مانند مسير ‹د ـ الف› است؛ اگر زير تأثير نيروي گرانشي ديگري نباشد.
بدين ترتيب است كه شكل مسير گردش زمين به دور خورشيد به‌جاي دايره‌اي‌بودن، بيضي‌شكل مي‌شود. در اين روند، ‹نقطة حضيض› به‌سوي مركز؛ و ‹نقطة اوج› به سوي لايه‌هاي بالايي حلزون كيهاني است.
ـ توجيه وجود نقطه‌هاي اوج و حضيض: ممكن است به اين پرسش نيز كسي پاسخ نگفته باشد كه چرا خورشيد يا هرستارة ديگري در مركز مدار بيضي‌شكل قرارندارد و نقطه‌هاي اوج و حضيض وجوددارند؟
دليل اين موضوع نيز آن است كه ‹شتاب ‌گسترش› كيهان از ‹كشش گرانش› مركز حلزون كيهاني بيشتر است. اگر كيهان‌شناسان اندازه‌هاي هريك از نقطه‌هاي اوج و حضيض را نسبت به مجموع اندازه‌هاي آنها، با توجه به زمان طي‌شدن(يك سال شمسي) محاسبه‌كنند، به معادله‌اي خواهندرسيد كه ممكن است نتايج خوبي براي آنان به‌همراه داشته‌باشد.
در اين ميان پاسخ پرسش‌هاي احتمالاً زيادي ازجمله: ‹چرا برمبناي قانون دوم كپلر، سرعت مسير حركت سياره‌ها متغير است؟›، و نيز ‹چرا حركت رجعي براي سياره‌ها وجوددارد؟› روشن‌مي‌شود.
 اين موضوع نيز قابل بررسي‌ است كه ممكن است زماني‌ مدار حركت سياره‌ها بيضي‌شكل نبوده باشد، زيرا زماني بوده كه ‹شتاب گسترش› و ‹كشش گرانش› به اين صورت نبوده‌اند. اگر كيهان‌شناسان بتوانند آن زمان را مشاهده‌كنند كه دستكم پنج ميليادسال نوري از ما به‌دورند، درستي يا نادرستي اين موضوع را بازخواهندشناخت.
ياداوري چند نكته:
ـ اين وضع براي كهكشان‌هاي بيضي‌شكل نيز صدق‌مي‌كند؛ زيرا اين كهكشان‌ها ممكن است، به روشي كه يادشد، بر اثر گرانش كانون حلزون كيهاني از يك سو، و شتاب گسترش از سوي ديگر، چنين شكلي را يافته‌باشند.
ـ در مورد سياره‌هاي كهكشان راه‌شيري و يا هركهكشان ديگري كه حلزوني‌شكل باشد، ممكن است به‌جاي مركز حلزون كيهاني، سياهچالة كانون كهكشان را درنظربگيريم؛ ولي بايددانست، سياهچالة كانون كهكشان نيز، زير تاًثير كانون حلزون كيهاني(عرش) است.
ـ براي تصويركردن شكل حلزون كيهاني، شكل حلزوني كهكشان راه شيري را در نظر آوريد، سياهچالة بزرگ مركز آن را كانون حلزون‌كيهاني(عرش) تلقي‌كنيد؛ و بقية آن را كل كيهان با هفت لايه تصوركنيد.
شكل حلزوني كيهان، شكلي مدرن!
اكنون شايسته است دربارة اين شكل انديشه و داوري‌كنيم و از خود بپرسيم: آيا شكل قرآني كيهان، بسيارمدرن نيست؟ و آنگاه پاسخمان مثبت است كه نگاهي بر شكل‌هايي كه نويسندگان علوم كيهاني براي منظورهاي مختلف در كتاب‌هايشان از كيهان مي‌كشند؛ بيفكنيم.
 شكل‌هاي چندين كتاب و چندين مقاله را ديده‌ام؛ و هنگامي‌كه با ‹شكل حلزوني› مقايسه‌شان مي‌كنم متوجه‌مي‌شوم آنها از قافلة كيهان‌شناسي قرآني بسيار پرت‌اند؛ همان‌گونه كه از ديگر موضوع‌هاي كيهاني نيز از قرآن عقب‌ترند.
 ديري نخواهد پاييد كه شكل حلزوني كيهان حقيقت خود را بازخواهديافت و آنگاه، دانشمندان تصويرهاي پيشين خود از كيهان را دوباره از نظرمي‌گذرانند، و به ياد نقشة پتولمي(بطلميوس) از عالم آن زمان خواهندافتاد؛ و تصورهاي پيشين خود از كيهان را به‌ ريشخند‌خواهندگرفت. در ميان اين تصويرها از مدل كيهاني، بهترينش از آن پروفسور هاوكينگ است كه در كتاب خود ‹جهان در پوست گردو› از آن يادكرده: ‹جهان گلابي‌شكل ما›. ‹گلابي›‌، شباهت زيادي به ناقوس كليسا دارد كه برخي كيهان‌شناسان به‌تازگي(سال 1383) شكل كيهان را شبيه به ‹شيپور›، ‹قيف› و ‹ناقوس› دانسته‌اند؛ كه همة اينها تازه شكل ناقصي از ‹حلزون›‌اند. با اين حال بايد گفت اگر پروفسور هاوكينگ مي‌دانست شكل كيهان حلزوني است، يقيناً عنوان كتاب خود را به‌جاي ‹جهان در پوست گردو›، ‹كيهان در لاك حلزون›(The cosmos in a snail shell) مي‌ناميد.
براي حسن ختام، به نقل يك گفته پيرامون مدل كيهان مي‌پردازيم:
"فيزيكدانان ليست طويلي از مدل‌ها را براي كيهان در حال انبساط پيشنهادكرده‌اند، ‌ولي اغلب اين راه‌حل‌ها، پايه و اساس كاملاً فيزيكي ندارند و براي سهولت كار، از يك سري ملاحظات و حذفيات رياضي نيز در آنها استفاده‌شده ‌است".
"ادوارد راكي كولب، اخترفيزيكدان ‹شتابدهندة فرمي› مي‌گويد: پس از بررسي تمامي تئوري‌هاي موجود دربارة مبحث تورم و انبساط عالم، به اين نتيجه مي‌رسيم كه هنوز نظريه‌اي كامل در اين مورد در اختيارنداريم".

بالای صفحه

"دانشنامه اعجاز علمي در قرآن و حديث"؛ پايگاه اينترنتي جامعي براي قرآن‌پژوهان جهان 

"دانشنامه اعجاز علمي در قرآن و حديث" از بزرگ‌ترين پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني اسلامي سوريه است كه به هشت زبان زنده درباره اعجاز علمي قرآن و حديث به كاربران سراسر دنيا خدمت‌رساني مي‌كند.
 اين سايت در سال 2004 با هدف معرفي اسلام، قرآن و گسترش نقطه‌نظرهاي اسلامي از طريق شبكه اينترنت، به رياست جوان سوري "فرانس نور الحق"، در دمشق پايتخت سوريه آغاز به كاركرد.
شرح اعجاز علمي قرآن با دلايل علمي و با هدف اثبات نزول قرآن از جانب خداوند تبارك و تعالي بر پيامبر اكرم(ص)، اثبات صدق سخنان پيامبر اكرم(ص) با بيان اعجاز برخي أحاديث، اثبات وجود خداوند تبارك و تعالى با دلايل علمي و نقلي از قرآن و سنت از جمله مباحث در اين سايت است.
ارائه دلايل علمي و نقلي كه بيانگر قدرت خداوند و علم او در آفرينش هستي است، ارائه ارزش‌هاي اسلامي همچون عدالت، هم‌پيماني اجتماعي و پاسخ به شبهاتي كه خاورشناسان و مبلغان مسيحي درباره قرآن كريم و سنت نبوي مطرح‌ و نيز پاسخ به شبهاتي كه ماديون و ملحدان ايجادكرده‌اند با دلايل و برهان‌هاي علمي از ديگر برنامه‌هاي اين پايگاه اطلاع‌رساني است.
اين سايت با ترجمه مقالات، سخنراني‌ها و ساير تازه‌هاي اسلامي و قرآني به زبان‌هاي عربي، فارسي، انگليسي، فرانسوي، چيني، اسپانيولي، آلماني، روسي و ايتاليايي سعي‌دارد تمامي اين مطالب را در اختيار كاربران سراسر جهان بگذارد.
اين سايت با آدرس www.55a.net اطلاعات ارزشمند قرآني و اسلامي مفيدي را عرضه‌مي‌كند كه حدود 120 كشور از آن استفاده‌مي‌كنند، همچنين بر اساس آخرين گزارش‌ها صفحات اين پايگاه اطلاع‌رساني روزانه توسط 20 هزار مراجعه‌كننده، صدهزار بار مشاهده‌مي‌‌شود.

بالای صفحه

دوربين عکاسي ضدغبار به بازار آمد 

 دوربين عکاسي ضدغبار با قابليت عکسبرداري فوق‌العاده سريع توسط سوني به بازار عرضه شد.
 اين دوربين که D-SLR مدل A700 نام دارد کاربران غيرحرفه‌اي را قادر مي‌کند تا به طور شگفت‌انگيزي عکس‌هاي حرفه‌اي بگيرند.
دوربين مذکور با ظرفيت 24/12 مگاپيکسل قادر است به طور سريع و پشت سر هم در هر ثانيه 5 فريم عکس را با کيفيت بسيار بالا و اصلاح شده ضبط کند.
اين دوربين داراي فناوري منحصر به فرد تثبيت تصوير به منظور جلوگيري از تار شده تصوير ناشي از لرزش دست است.
دوربين جديد علاوه بر حافظه داخلي از امکان بهره‌مندي از دو نوع کارت حافظه جانبي Compact Flash و Memory Stick برخوردار است.
مهم‌ترين ويژگي ديگر دوربين A700 فناوري ضد گرد و غبار است. گرد و غبار گرفتن لنز و ساير اجزاي دوربين يکي از دغدغه‌هاي اصلي کاربران است اما دوربين A700 با دو فناوري ضدالکتريسته ساکن و عملکرد ارتعاشي سنسور از هر نوع غباري مصون است.

بالای صفحه

جمع و ترتيب قرآن مجيد

1:- جمع آورى قرآن مجيد در عهد آنحضرت، صلى الله عليه وسلم
قرآن عظيم الشان در دورهء رسالت آنحضرت صلى الله عليه وسلم، به دستور و هدايت ايشان جمع وترتيب شده است. پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وسلم به نزول وحى وآمدن جبرئيل عليه السلام آنقدر عشق و علاقهء شديدى داشتند كه هنگاميكه پيك وحى آيات را برايشان مى خواند ، همراه او زبان خود را حركت ميدادند وعجله ميكردند تا اينكه خداوند جل جلا له ايشان را ازين كار منع فرمود چنانچه ميفرمايد:
لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ (16) إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآَنَهُ (17) فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآَنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19) ( سورة ا لقيامة )
زبانت را به (خواندن ) قرآن حركت مده تا ( بدين وسيله ) بآن شتاب كنى. واقعاً جمع نمودن آن و جارى شدن آن بر زبان تو بر عهدهء ما است پس وقتيكه آنرا خوانديم ، خواندن آنرا پيروى كن، سپس بيگمان توضيح آن ( نيز ) بر عهدهء ما است پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وسلم بعد ازينكه آيات كلام مجيد را از جبرئيل امين فرا ميگرفتند به كاتبان وحى املاء مى نمودند و ايشان حسب هدايت و دستور آنحضرت صلى الله عليه وسلم آيات و سور را ترتيب نموده بروى پوست ها ، شاخ هاى آهو و استخوان هاى پهن شترها و گوسفندان و سنگ هاى صاف وبرگ هاى پهن درختان خرما و غيره مى نوشتند. كاتبان وحى تعداد شان زياد بوده ولى مشهورترين آنها حضرت( على ابن ابى طالب ، ابى بن كعب ،زيد ابن ثابت ، ابودرداء ، معاذ بن جبل ،ابو زيد ، عبد الله بن مسعود و سالم مولى ابى حذيفه رضى الله عنهم ميباشد). امام بخارى رحمة الله عليه در حديثى كاتبان وحى را اين چنين بيان نموده است:
عن عبد الله بن عمرو بن العامر قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم ، يقول: ( خذوا القرآن من اربعة من عبدا لله بن مسعود وسالم و معاذو ابى بن كعب. ( صحيح البخارى )
از عبد الله پسرعمرو پسر عاص رضى الله عنه روايت شده كه گفت:
از آن حضرت صل الله عليه وسلم شنيدم كه ميفرمود : قرآن را ازين چهار نفر تعليم گيريد. عبد الله پسر مسعود ، سالم ، معاذ و ابى ابن كعب جبرئيل امين همه ساله در ماه مبارك رمضان قرآن مجيد را همراه آنحضرت صلى الله عليه وسلم تكرار و مراجعه مى نمود و حضرات اصحاب كرام نيز آنچه را از قرآن مجيد حفظ و نوشته داشته اند.به پيامبر اسلام صلى الله عليه وسلم عرضه مى نمودند. بنا ءً قرآن مجيددرعهد رسالت مآبى حفظ،نوشته،جمع و ترتيب گرديده است.
2- جمع آورى قرآن مجيد در دوره ء خليفه ء اول حضرت ابو بكر صديق رضى الله عنه
زمانيكه حضرت ابو بكر صديق رضى الله عنه بعد از رحلت آنحضرت صلى الله عليه و سلم زمام امور مسلمانانرا بعهده گرفت تعداد كثيرى از قبايل عرب مرتد شده از دادن زكات به بيت المال اباء ورزيدند، حضرت ابوبكرصديق رضى الله عنه لشكرى راجهت سركوبى شان تهيه ديد و در سر زمين يمامه جنگ شديدى ميان مسلمانان و مرتدين بوقوع پيوست كه در نتيجه هفتاد تن از قاريان و حفاظ قرآن كريم به شهادت رسيدند. حضرت عمر فاروق رضى ا لله عنه بعد از واقعهء يمامه از خوف اينكه مبادا قرآنكريم با شهادت قراء وحفاظ ضايع شودخدمت حضرت ابوبكر صديق رضى الله عنه رفته از وى خواست كه هيأتى را مركب از حفاظ و كاتبان وحى تشكيل و موظف جمع آورى قرآن عظيم الشان نمايد، حضرت ابوبكر صديق رضىالله عنه در بدو امر از جمع آورى قرآن اباء آورد و سپس نظرحضرت عمر رضىالله عنه را قبول فرموده به جمع آورى قرآن شريف هدايت داد و كميسونى مركب از كاتبان وحى را باين منظور تشكيل كرد. اعضاى اين كميسون بعد از گرد آورى مصاحف مختلف ، مصاحف موصوف را از نظر حفاظ گذراندند وبه خليفه مسلمانان تسليم داد.اين مصاحف به خانه ء حضرت ابوبكر صديق رضى الله عنه تا وقت وفات حضرت ابوبكر حفظ و نگهدارى مى شد.بعداً به خليفء دوم مسلمانان حضرت عمر فاروق رضىالله عنه سپرده شد وبعد از شهادت شان مصاحف مذكور به خانه ء زوجه مطهره ء پيامبر صلى الله عليه وسلم بى بى حفصه دختر عمر فاروق رضى الله عنه انتقال داده شد.
از بيان و توضيحات فوقى بخوبى دا نسته ميشود كه قرآن كريم در عهد نبى كريم صلىالله عليه و سلم به شكل متفرق و پراگنده بروى سنگ هاى صاف و اوراق درختان خرما ، پوست ها و شاخ هاى آهو و استخوانهاى پهن ، نوشته شده ودر زمان خلافت حضرت ابوبكر صديق رضى الله عنه اين نوشته ها از روى اشياء مذكور جمع آورى گرديد و بصورت مصف در آمد.

بالای صفحه

در کنگره بين‌المللي عفونت در پيوند و سرطان:‌
سرطان سومين عامل مرگ و مير ايرانيان به شمار مي رود

دبيرعلمي نخستين کنگره بين المللي عفونت در پيوند و سرطان،با اشاره به دگرگوني سريع بيماري‌ها در ايران گفت:طبق آمار سازمان بهداشت جهاني بعد از بيماري‌هاي قلبي و حوادث، انواع سرطان‌ها در ايران عامل مهم مرگ و مير به شمار مي روند. دکتر داوود يادگاري‌نيا امروز در افتتاحيه نخستين کنگره بين المللي عفونت در پيوند وسرطان در دانشگاه شهيد بهشتي افزود: طيف‌ بيماري‌ها به‌علت کنترل عفونت‌ها دردنيا دگرگون شده و در 10 سال گذشته مردم به واسطه بيماري‌هاي قلب و عروق و انواع سرطان‌ها تهديد مي شوند.
وي ادامه داد:بر اساس گزارش 2005 سازمان بهداشت جهاني، 6/7 ميليون نفردر همين سال در دنيا بر اثر سرطان فوت کردند که 70 درصد آنها در کشورهاي کم درآمد بوده اند.
يادگاري تصريح کرد:در 20 سال آينده بيماري‌هايي نظير اسهال، ايدز، سل و عفونت نوزادان و مالاريا نقش کمتري در مرگ و مير داشته و بيماري‌هايي چون طاعون و آبله که زماني باعث مرگ و مير زيادي نيز مي شدند کاملا ريشه کن شده‌ و اين تغيير و تحول ناشي از کنترل عفونت، تغييرات سريع در نحوه زندگي مردم و ويژگي‌هاي محيط زيستي است.
دبيرعلمي نخستين کنگره بين المللي عفونت در پيوند و سرطان گفت:در سال 2005،سرطان در ايران 8 /11 درصد علت مرگ و يا به عبارتي 470 هزار نفر بوده ، 3/41 درصد مرگ و ميرها ناشي از بيماري‌هاي قلب و عروق، 1/91 درصد و فقط 4/10 درصد به علت بيماري‌هاي واگير بوده است.
وي بيماري‌هاي قلب و عروق، حوادث عروق مغز، انواع سرطا‌نها، ديابت نوع 2، پرفشاري خون، چاقي و پوکي استخوان را در ميان بيماريهاي غير واگير يا اهميت عنوان کرد.
يادگاري‌ نيا گفت:ايران در منطقه جزو موفق ترين کشورها در زمينه پيوند اعضا به ويژه کليه، کبد، ريه، قلب، پانکراس و مغز استخوان بوده و بنابراين توجه به پيشگيري از عفونت و درمان مناسب در اين بيماران مي تواند باعث افزايش طول عمر بيماران و کاهش هزينه هاي درماني در کشور شود.
وي بر اهميت نقش عفونت در بيماران پيوندي و مبتلا به سرطان تاکيد کرد و افزود:توجه مسئولان کشور، تبادل نظر علمي و استفاده از تجربيات دانشمندان داخلي و خارجي و توجه بيشتر در پيشگيري از بيماري‌هاي غير واگير بسيار موثر خواهد بود.


رفتن ذره در تخته سنگ و در سيارات

" فرزند کوچکم! چنانچه عملي که انجام مي دهي به اندازه ذره ناچيزي از خردلي باشد، و در تخته سنگ يا در سيارات و يا در درون زمين رفته باشد خدا آنرا خواهـد آورد"!
نکات آيه:
1ـــ ذره ناچيز در تخته سنگ مي رود:
قشر خارجي زمين از لايـه هاي متعددي تشکيل ميشود که در حرکت هستند. در برخي جاهـا کناره يکي از آن لايه ها زير لايه ديگر مي رود و به مواد مذاب مي رسد. بعد با آتشـفـشان فوران مي کند و پس از سرد شدن به تخته سنگ تبديل مي شود.  به اين شکل ذره اي که روزي روي سطح زمين بوده الآن در دل يک تخته سنگ قـرار دارد.
2ـــ  ذره در سيارات مي رود:
 پيوسته گاز و انرژيها و گـرمـا و ذرات از محدوده اطـراف زمـين خارج شـده و به فـضـا مي رود. به ايـن شـکـل ذره اي که روزي روي زمين بوده الآن مي تواند در سياره ديگري باشد.
***زيگزاگي پيش رفتن در فضا
" چنانچه دري هم از جو رو به فضا براي اينها باز مي کرديم و در آن زيگزاگي پيش مي رفتند ــ باز هم مي گفتند: نه! ما در فضا نيستيم يا نه "ما را سحر زده" کرده اند"!
نکات آيه:
1ــ وقتي انسان رو به فضا مي رود در جو دري ايجاد مي شود. 2ـــ انسان در فضا زيگزاگي پيش مي رود. 3ـــ در فضا انسان احساس غير طبيعي دارد (احساس سحر زده شدگي ميکند).
1ــ وقتي انسان رو به فضا مي رود در جو دري ايجاد مي شود:
وقتي انسان زمين را ترک مي کند طبقه ازون جو سوراخ مي شود و بمثابه باز شدن دَر مي ماند.
2ـــ انـسان در فضا زيگزاگي پيش مي رود:
واژه عروج که قرآن براي حرکت و ادامه حرکت در فـضا از آن استفـاده  کرده است به معني "حرکت زيگزاگي" است. و اين به اين معني است که حرکت و پـيـش روي در فـضـا در يک رونـد و فـرايند زيگـزاگي صورت مي گيرد. واقعيت هم همين است. در فضا چيزي راست و مستقيم پيش نمي رود بلکه تحت تأثـيـر نيروي جاذبه کج مي شود. حتي مسير نور و امواج نيز تحت تأثير نيروي جاذبه کج  مي شوند و زيگزاگي پيش مي روند.
3ـــ در فضا انسان احساس غير طبيعي دارد:
احساس و وضعيتي که انسان در فضا دارد نسبت به احساس و وضعيتي که روي زمين دارد با هـم فـرق مي کند. از جمله:
ــ در فضا انسان سمت بالا و پائين را احساس نمي کند، چون سمت پائـيـن ناشي از کشش نيروي جاذبه زمين است که در فضا وجود ندارد. و وقتي سمت پائين احساس نشود طبعا سمت بالائي نيز احساس نخواهد شد.
ـــ در فضا انسان نمي تواند روي پاها راه برود چون وزن ندارد. براي جابـجـائـي خـود مي بايست دسـتاويزي را بگيرد و خود را بجلو بکشد و يا با پاي خود چيزي را به عـقـب هـل دهد که باعث جلو رفـتن وي بشود.
با اين و ضع و احساس در فضا، چنانکه آيه گفـته: "اگر آنها به فضا برده مي شدند"  باز هم مي گفـتند: "ما در فضا نيستيم بلکه ما را سحر زده کرده اند".
****مرگ و زندگي پديده هاي بزرگ در زمين و فضا
" و اين اوست که پديده ها را درست مي کند و دوباره به وضعيت خود بر مي گرداند. و برگرداندن آنها (تکرار آفرينش آنها) براي وي ساده تـر است. وي نمونه هاي بزرگي نيز از اين موارد در فضا و زمين دارد".
نکته آيه: تولد و مرگ پديده هاي بزرگ در فضا و زمين:
در فضا ستاره ها متولد مي شوند و مي ميرند. و در زمـين کوهها متولد مي شوند و با عوامل فـرسايش مي ميرند و با زمين يکسان مي شوند.