چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۴۶
 
۳ عترت  
 
شماره قبل

حواريون ائمه (عليهم السلام)

واژه حواري به معناي سپيد کننده و جمع آن حواريون است. در اصطلاح نيز به ياران و پيروان پاک و يکرنگ گفته مي‌شود. از آنجا که اصحاب حضرت عيسي (عليه ‌السلام) جامه‌شوي بودند و با شستن جامه، خود را پاک و سفيد مي‌کردند، آنان را حواريون مي‌خواندند. از امام کاظم (عليه ‌السلام) روايت شده است که فرمود: "روز قيامت منادي ندا مي‌کند که کجايند حواريون محمد (صلي الله عليه و آله) که پيمان نشکستند و با عهد درست از جهان رفتند؟ سلمان و ابوذر و مقداد از جاي برمي‌خيزند. آنگاه منادي ندا مي‌کند: کجايند حواريون علي بن ابي‌طالب وصي رسول خدا؟ عمرو بن حُمق خُزاعي و محمد بن ابي‌بکر و ميثم تمّار و اويس قرني از جاي برمي‌خيزند. آنگاه ندا مي‌کند: کجايند حواريون حسن بن علي و فاطمه بنت رسول الله (صلي الله عليه و آله)؟ سفيان بن ابي‌ليلا هَمداني و حُذَيفَةِ بن اسد غفاري از جا برمي‌خيزند. آنگاه منادي ندا مي‌کند: کجايند حواريون حسين بن علي (عليه ‌السلام)؟ جُبَير بن مُطعم و يَحيي بن ام‌الطويل و ابوخالد کابلي و سعيد بن مسيب از جا بر مي‌خيزند. آنگاه منادي ندا مي‌کند: کجايند حواريون محمد بن علي و جعفر بن محمد (عليهما السلام)؟ عبدالله بن شريک عامري و زُرارة بن أعين و ساير حواريون اين دو امام از جا بر مي‌خيزند. به همين ترتيب ديگر شيعيان ائمه ندا داده مي‌شوند. اينان سابقان و مقرّبانِ حواريون از تابعان هستند."
از امام صادق (عليه ‌السلام) روايت است که حواريون عيسي‌ (عليه ‌السلام) نسبت به او چنين مطيع نبودند که حواريون ما نسبت به ما مطيع هستند. اينها شکنجه و سوزانده و تبعيد و کشته مي شوند و از ياري و دفاع ما دست برنمي‌دارند.

 
بالای صفحه

طرح جامع بين‌الحرمين شيراز به‌زودي اجرا مي‌شود  

 طرح جامع فرهنگي ـ مذهبي بين‌الحرمين شيراز كه مراحل آخر بررسي و تصويب را مي‌گذراند، به‌زودي وارد فاز اجرا خواهد شد.
حجت‌السلام سيد "يدالله شيرمردي"، مديركل اوقاف و امور خيريه استان فارس، در اين باره گفت: اجراي طرح فرهنگي ـ مذهبي بين‌الحرمين شيراز يكي از مصوبات هيئت دولت در سفر مقام معظم رهبري است كه به استحضار و تائيد ايشان نيز رسيده است.
وي افزود: بر اساس اين طرح، سه حرم شريفه احمدي، محمدي و سيد علا‌الدين حسين به يكديگر متصل و با صحن‌ها، رواق‌ها و بخش‌هاي مختلف تكميل خواهد شد.
حجت‌الاسلام شيرمردي با تصريح اينكه وضعيت پيمانكار و سرمايه‌گذار فعلي طرح نيز بررسي و حل خواهد شد، گفت: اين مجتمع از يك سمت به خيابان لطفعلي خان‌زند، از يك طرف به مصلي فعلي نماز و از طرفي هم به خيابان حسيني محدود مي‌شود.
وي با بيان اينكه پيش‌بيني ساخت حوزه‌هاي متعدد علميه، مهمانسرا و زائرسراها، صحن‌ها و سالن‌هاي بزرگ اجتماعات و يك مجتمع عظيم فرهنگي، ديني و مذهبي در اين مكان شده است، اظهار كرد: علي‌رغم اينكه مصلاي نماز شيراز در خيابان احمدي نو مشخص شده؛ اما پيشنهاد ما پيش‌بيني اين محل در طرح جامع بين‌الحرمين است.
مديركل اوقاف و امور خيريه با بيان اينكه اين اداره در اجرايي شدن طرح مزبور وظيفه سنگيني را عهده‌دار است، گفت: با اجراي اين طرح، مشكل بافت فرسوده و مشكل‌دار قديمي شهر در اطراف حرمين شريفين نيز تا حدي مرتفع شده و شيراز گامي به سمت رسيدن به جايگاه واقعي‌اش كه همان شهر علما و فضلا است نزديك‌تر مي‌شود.
شيرمردي تصريح كرد: اين اقدام زمينه حضور زوار و گردشگران متعددي را فراهم مي‌كند و حضور گردشگر به معناي تحول اقتصادي و رشد درآمدهاي سرانه مردم است.
مديركل اوقاف و امور خيريه استان فارس گفت: اين اداره آمادگي كامل خود را براي كمك و مشاركت و همكاري در طرح‌هاي مختلف اعلام كرده و بر لزوم توسعه گردشگري با حفظ فرهنگ ديني ـ ملي تأكيد دارد.

بالای صفحه

گنجهاي معنوي قرآن روايتي از امام صادق(ع) 

به روايت امام صادق(ع) در چهار حالت بحراني انسان مي تواند با چهار ذکر خلاصي يابد.
 نويسنده وبلاگ "گنجهاي معنوي قرآن" روايتي از امام صادق(ع) را بيان مي کند که در آن چهار ذکر از چهار آيه قرآن آورده شده است که انسان در حالات درد و رنج مي تواند از خداوند کمک بگيرد.
امام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم براي کسي که از چهار چيز بيم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمي برد. کسي که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر"حسبنا الله و نعم الوکيل" (آل عمران آيه 171) پناه نمي برد. در صورتي که خداوند به دنبال ذکر ياد شده فرموده است: پس آن کساني که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخويف شياطين در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند.
نويسنده اين وبلاگ به نشاني http://isbn.parsiblog.comآيات ديگري را ذکر مي کند که هر انساني مي تواند در زماني که اندوهگين و يا مورد مکر و حيله واقع شده است از ذکر هاي ياد شده اين آيات بهره جويد.
بر اساس روايت امام حتي کسي که طالب دنيا و زيباييهاي دنياست چگونه به ذکر "ماشاءالله لا قوه الا بالله" پناه نمي برد، زيرا خداوند بعد از ذکر ياد شده فرموده است: "مردي که فاقد نعمتهاي دنيوي بود، خطاب به مردي که از نعمتها برخوردار بود فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود مي داني اميد است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد."

بالای صفحه

باب‌الفراديس؛ مقبره حضرت رقيه عليها سلام

حضرت رقيه عليها سلام دختر امام حسين عليه السلام در ماه صفر سال 61 هجري در خرابه شام وفات كرد و در همان مكان دفن شد، سن مباركش 3 و يا 4 سال و شايد اندكي بيشتر بود.
قبر شريف حضرت رقيه عليها سلام در فاصله صدمتري مسجد اموي شهر دمشق و شايد بيشتر از آن و در باب‌الفراديس واقع شده است.
باب‌الفراديس يكي از دروازه‌هاي مشهور و متعدد دمشق و بسيار قديمي است كه ملك اسماعيل پسر ملك ابي‌بكربن ايوب (639) آن را مجدداً ساخت، چنانكه از مرمر موجود در درب كنوني آن پيداست و خياباني كه اكنون قبر آن حضرت در آن قرار دارد و نام هم ايشان نام‌گذاري شده است.
براي ورود به اين خيابان بايد از خيابان اصلي ملك فيصل وارد شد كه در كوي عمارت الجوانيه، منطقه‌اي از مناطق هفتگانه شهر قديمي دمشق قرار دارد.
اطراف قبر شريف حضرت رقيه پيوسته ساختمان‌هاي متعددي بنا شده است، اما مقبره ايشان قديمي و معروف است. صاحب "معالي السبطين" به نقل از كتاب "المنن شعراني" در فصل دهم آن آورده است: بعضي از خواص دين گفته‌اند كه قبر حضرت رقيه دختر امام حسين عليه‌السلام در نزديكي مسجد (خليفه يزيد) قرار دارد كه همراه با آن حضرت گروهي از اهل بيت (ع) نيز مدفون هستند. آنجا به مسجد "شجره‌الدر" معروف است كه طرف چپ سمت سيده نفسيه قرار دارد و مقبره حضرت رقيه عليها سلام در طرف راست آن واقع است. بر روي سنگي بالاي درش نوشته شده است اين خانه مقبره شريف خاندان پيامبر (صلي ا... عليه و آله و سلم) و دختر حضرت امام حسين شهيد، رقيه عليها سلام است.
زمان دقيق ساختن اولين بنا بر روي مقبره حضرت رقيه عليها سلام مشخص نيست، اما ساختمان‌هاي معروفي پيوسته بر روي مقبره‌اش ساخته شدند.
در سال 1280 بود كه مقبره قديمي تجديد بنا شد. چنانچه "شبلنجي" و شيخ "هاشم بن محمد علي خراساني" حكايت كرده اند: "شبلنجي" در "نورالابصار" آورده است: برخي از شاميان به من خبر دادند كه مقبره حضرت رقيه عليها سلام دختر امام علي عليه السلام در شهر شام است. چون
ديواره‌هاي قبر خراب شده بود، مي‌خواستند پيكرش را از قبر خارج كنند تا آن را بازسازي كنند، اما هيچ كس به خاطر هيبت صاحب قبر جرات نمي‌كرد وارد آن شود. بالاخره شخصي از سادات سيد "مرتضي" وارد قبر شد، پارچه‌اي روي پيكر مقدس انداخت و او را از قبر بيرون آورد و دريافت كه او دختري است كوچك كه به سن بلوغ نرسيده است. من اين جريان را براي يكي از بزرگان نقل كردم. پس او نيز سخني را از بزرگان خويش برايم نقل كرد.
لازم به ذكر است كه شبلنجي، سيد "مومن بن حسن شافعي مدني" بود كه در اوايل قرن چهارم هجري مي‌زيست. رقيه نيز دختر حضرت علي عليه‌السلام نيست، بلكه او دختر امام حسين عليه السلام است، زيرا حضرت علي عليه السلام در سال 41 هجري به شهادت رسيد و واقعه كربلا و رفتن اسرا به دمشق در سال 61 هجري اتفاق افتاد. پس ممكن نيست كه در آن وقت به سن بلوغ نرسيده باشد. چنانكه شبلنجي گفته است بنابراين او دختري در سن 7 و يا 8 سالگي بود و لذا دختر امام حسين است.
مرحوم خطيب سيدعلي هاشمي گفته است: در تاريخ نيامده كه رقيه دختر حضرت علي عليه‌السلام در شام دفن است، بلكه نقل است كه اين طفل دختر حسين بن علي عليه السلام است كه در خرابه شام وفات يافت. شبلنجي تأكيد مي‌كند كه او دختري كوچك بود.
دومين عمارت ( كه بازسازي عمارت پيشين است) در اعيان الشيعه مرحوم سيد محسن امين عاملي قدس سره آمده است: ميرزا علي‌اصغر خان نخست وزير ايران در سال 1323 هجري مقبره حضرت رقيه را تجديد بنا كرد.
سومين بار تجديد بنا به صورت كامل صورت نگرفت، بلكه بيشتر بناي مقابل جايگاه شريف آن حضرت تجديد شد و اين كار را محمدعلي و كامل آل‌نظام، دو پسر مرحوم محمد نظام دمشقي در سال 1334 هجري به عهده گرفتند. بعضي معتقدندكه خانواده آل نظام توليت و سرپرستي بارگاه حضرت رقيه عليها سلام را عهده‌دار بوده‌اند.
موسسه بني‌الزهرا تهران در سال 1376 هجري قمري ضريحي از طلا به مرقد شريف حضرت رقيه هديه كرد، كه بر روي آن نوشته شده بود: "اهدايي موسسه بني‌الزهرا به مقبره دختر امام حسين عليه السلام، فاطمه عليهاسلام، اميد است مورد قبول واقع شود، گمان كرده بودند كه متعلق به مقبره فاطمه دختر امام حسين عليه السلام است، حال آنكه اين اشتباه است و چنانكه گفته شد اين مقبره به حضرت رقيه تعلق دارد و بر روي اين ضريح حديث شريف نبوي خطاطي شده كه ترجمه آن چنين است: "هركس كه بر دوستي آل محمد بميرد شهيد مرده است. بدانيد هر كس بر دوستي آل محمد بميرد بخشيده مي‌شود. آگاه باشيد هر كس بر دوستي آل محمد بميرد با ايمان كامل از دنيا رفته است. هر كس بر دوستي آل محمد بميرد با ايمان كامل از دنيا رفته است. هر كس بر دوستي آل محمد بميرد ملك الموت و سپس نكير و منكر به او بهشت را بشارت مي‌دهند. آگاه باشيد هر كس با حب آل محمد بميرد وارد بهشت مي‌شود، همچنانكه عروس به خانه داماد مي‌رود. بدانيد هر كس بر دوستي آل محمد بميرد خداوند دري از درهاي بهشت را به روي او باز مي‌كند."
محدث شيخ قمي در اشاره به فضايل اهل البيت عليهم السلام مي‌گويد: اهل بيت عليهم‌السلام داراي مراتب عالي هستند، چرا كه خداوند تبارك و تعالي درود بر اين خاندان را در نماز واجب كرده است و نماز بدون درود بر آل محمد ‌(ص) صحيح نيست، اين منزلتي است كه جن و انس به آن اذعان دارند.
جمعي از مومنين خبر در اوايل دهه هفتاد اين قرن ستادي به نام كميته بازسازي مسجد و بارگاه حضرت رقيه عليها سلام تشكيل دادند. از معروف‌ترين اعضاي تشكيل‌دهنده اين كميته مرحوم علامه شيخ نصرا... خلخالي، امام موسي صدر و مرحوم حاج ابوالقاسم همداني بودند كه بعداً مرحوم سيد رضا وردي كاظمي متوفي به سال 1413 هجري به جمع آنها پيوست. مرحوم وردي برايم نقل كرد كه با مرحوم حاج مهدي بهبهاني در ساخت بارگاه حضرت زينب عليها سلام نيز شركت داشت.
به منظور توسعه بارگاه حضرت، بعضي از خانه‌ها و مغازه‌هاي اطراف حرم خريداري شد. كار بازسازي در سال 1404 آغاز شد و در سال 1410 هجري به پايان رسيد. اطراف حرم توسعه يافت، گنبد و گلدسته بلندي ساخته شد، ايوان‌ها در اطراف و يك صحن بزرگ براي زائران بنا شد و مسجد جامعي متصل به مقبره شريف به منظور برگزاري نماز جماعت نيز ساخته شد. بر سردر بارگاه شريف نوشته شده است: "اين بارگاه حضرت رقيه دختر امام حسين عليه‌السلام (شهيد كربلا) است، بر در خارجي بارگاه نيز بيت زير نوشته شده است. "اليكم كل مكرمه توول/ اذا ما قبل جدكم الرسول/ هر كرامتي به شما باز مي‌گردد آنگاه كه بگويند جدتان رسول خداست."
بنا به گفته يكي از زائران حرم، در پشت حرم مطهر خانه‌اي قديمي و تقريباً متروكه وجود دارد كه بعد از موافقت صاحبان آنها خريداري خواهد شد و اين به منظور افزودن آن به ساختمان جديدي است تا درمانگاه پزشكي متصل به بارگاه براي مداواي بيماران مجاور و مسافر بنا كنند. همچنين آشپزخانه‌اي براي پخت غذا در مناسبت‌هاي عمومي اهل بيت عليهم السلام، اطعام زائرين و هيات‌هاي مذهبي بنا كنند در نظر است تا كشتارگاهي مثل آنچه در حرم حضرت زينب وجود دارد بسازند، زيرا بسياري از زائرين نذر مي‌كنند، قرباني به آنها بدهند و شايد دفتري متصل به ساختمان جديد ساخته شود و بر آن نظارت داشته باشد.
كساني كه به زيارت بارگاه حضرت رقيه عليها سلام مشرف شده‌اند در اطراف ضريح و رواق‌ها اسباب بازي‌هاي بچه‌گانه‌اي مي‌بينند، اين امر نشان‌دهنده اين است كه صاحب بارگاه طفلي كوچك است و اين ‌موضوع موجب هم‌دردي با او مي‌شود و اندوه بر مصيبت‌هايش را در انسان بر مي‌انگيزد.
در حرم اسباب‌بازي‌هاي گوناگوني ديده مي‌شود كه معمولاً برخي زائران هديه كرده‌اند. ‌وقتي زائران آنها را اهدا مي‌كنند حزن و اندوه در چهره‌هايشان نمايان مي‌شود، زيرا آن حضرت د‌ر طفوليت از دنيا رفته است، بدون اينكه مفهوم كودكي و آزادي را بداند و يا از آن روزها بهره‌مند شده باشد، چه او محروم از مهر و عواطف پدرانه شد و در اندوه و درد زندگي كرد. او بعد از واقعه دردناك و غم‌بار كربلا بازي نكرد و از زندگي آزاد كودكانه نيز بهره‌اي نبرد. همه اين امور حزن و غم و اندوه فرد را برمي‌انگيزد و آنچه را به خاندان محمد صلي ا... عليه و آله و سلم در كربلا و غير آن وارد شده است تداعي مي‌كند.

بالای صفحه

مسابقه اينترنتي "ريحانه عشق" برگزار مي‌شود 

 مسابقه فرهنگي مذهبي ريحانه عشق" به مناسبت ميلاد حضرت فاطمه زهرا(س) در اينترنت برگزار خواهد شد.
 مسابقه فرهنگي مذهبي "ريحانه عشق" به مناسبت ميلاد حضرت فاطمه زهرا(س) به منظور شناخت و آشنائي هرچه بيشتر با شخصيت و سيره حضرت فاطمه در اينترنت برگزار شده‌است.
شركت‌كنندگان بايد پس از پاسخ به سؤالات، فرم مشخصات را با دقت تكميل و ارسال كرده تا در مسابقه شركت داده‌شوند.
كساني كه به 10 سؤال مسابقه پاسخ صحيح داده در قرعه‌كشي "ريحانه عشق" جوايز شركت داده خواهند شد.
مهلت ارسال پاسخ سؤالات تا تاريخ 2/4/1387 بوده و اسامي برندگان مسابقه در تاريخ 4/4/1387مصادف با سالروز ميلاد با سعادت حضرت زهرا(س) از طريق وبلاگ"حاج حميد" اعلام خواهد شد.
همچنين شركت‌كنندگان محترم مي‌توانند سؤالات، نظرات، پيشنهادات خود را از طريق پست الكترونيكي info@hajhamid.com در ميان بگذارند.

بالای صفحه

مکاشفه آيت الله نائيني با امام زمان (عج) 
نائيني در تاليف کتاب تنبيه الامه مکاشفاتي با حضرت حجت(عج) در عالم رويا داشته و امام ايشان را در درستي راهش تاييد کرده اند.
 آيت الله محمد حسين نائيني در سال 1277 قمري در شهر نائين و در خانداني فاضل و محيطي روحاني و خانه اي پرمهر و عطوفت، قدم به عرصه گيتي نهاد.
ميرزا محمد حسين تحصيلات ابتدايي حوزوي خود را در زادگاه خويش ‍ گذراند و پس از آن بار سفر بست و در هفده سالگي به شهر اصفهان هجرت کرد و در آن حوزه علمي بزرگ تحصيل علوم ديني را ادامه داد و دروس عالي فقه، اصول، فلسفه و حکمت را از اساتيد فرهيخته ذيل آموخت: ابوالمعالي، شيخ محمد باقر ايوانکي، جهانگير خان قشقايي و در حوزه سامرا به محضر سيد محمد طباطبايي فشارکي و سيد اسماعيل صدر، ميرزا محمد حسن شيرازي حضور يافت و به اجتهاد رسيد.
در عصر ميرزا شيرازي انقلابي مردمي به منظور مهار استبداد و تحصيل استقلال و امنيت به رهبري عالمان دين در ايران انجام شد که به نهضت مشروطه معروف شده است. در اين نهضت آيت الله نائيني را مي توان از پيشگاماني به شمار آورد که در کنار عالماني ديگر چون آخوند خراساني نقش موثري را در پيروزي آن ايفا کرد. از جمله فعاليت ها و اقدامات نائيني در تحقق نهضت مشروطه، تاليف کتاب تنبيه الامه است.
آيت الله ناييني اين کتاب را در بحران انقلاب مشروطه در سال 1327 ق . به زبان فارسي نوشت و از سوي آية الله آخوند خراساني و آية الله شيخ عبدالله مازندراني مورد تايييد و تقريظ قرار گرفت. ميرزا در اين کتاب حاکميت اسلام ناب محمدي (ص) را با دليل و برهان قاطع اثبات کرده و پرده از چهره حکومتهاي استبداد برداشته است او زندگي در زير سلطه استبداد را مساوي با برده بودن مي داند و در اين باره چنين مي نويسد:
"خداوند متعال در قرآن مجيد و ائمه معصومين عليه السلام در مواقع عديده ، زندگي همراه با پذيرش سلطه حکمرانان استبدادگر را نوعي بردگي و ضد آزادي مي دانند."
نائيني از قائلين به ولايت مطلقه فقيه است که در اين کتاب تمام مناصب و شئون اعتباري امام معصوم (ع) را براي فقيه جامع الشرايط ثابت مي داند. بنابر نظريه ايشان، بدون شک علما شرعا مسئول دستگاه حکومتي هستند و جلوگيري از بي نظمي و بي عدالتي در جامعه از مسائل پر اهميتي است که از وظايف و مسئوليت هاي آنهاست و در غيبت امام عصر(عج ) - همانند زمان ما - رهبري جامعه به عهده آنان مي باشد.
در جريان نگارش اين کتاب مکاشفاتي با امام عصر براي وي رخ داده که بسيار قابل توجه است. نائيني در دو مرحله به محضر حضرت مشرف گرديد: در مرحله اول ضمن سوال و جوابي از حضرت درباره مشروعيت مشروطه مي پرسد و حضرت ضمن بيانات زيبا، تشبيه بليغي از آن ارائه مي دهند و دولت مشروطه قاجار را به زني سياه پوست تشبيه مي کنند که به او فرمان دهند دستهايش را بشويد. اين سياهي جزو ذات دست اين زن است و با شستن اين سياهي رفع نمي شود.
بالای صفحه

از ولايت چه مي دانيد

قسمت سي ونهم
قال الله الحكيم فى كتابه الكريم:
"عَالِمُ الغَيبِ فَلَا يُظهِرُ عَلَى غَيبِهِ أَحَدًا إلّا مَنِ ارتَضَى مِن رَسُولٍ فَإنَّهُ يَسلُكُ مِن بَينِ يَدَيهِ وَ مِن خَلفِهِ رَصَدًا لِيَعلَمَ أن قَد أبلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِم وَ أحَاطَ بِمَا لَدَيهِم وَ أحصَى كُلَّ شَيئٍى عَدَدًا"[51]
انسان همانطورى كه داراى اعضاء و جوارح مختلفى است، داراى غرائز و صفات متفاوتى است، مانند غضب و ميل بطعام و دفاع از نفس و حبّ جاه و ساير لذائذ، و غريزه انتقام و عبوديت و ايثار و غيرها.
و معلوم است كه هر يك از آنها را بايد در جا و محل خود بكار بندد و باندازه معيّنى مصرف كند، و الّا موجب ضرر و چه بسا سبب هلاكت‏ خواهد شد.
و اين بعلّت‏ بكار نبستن دستگاه منظم كننده قواى عقل و ادراك است، مثلاً اگر شخصى در حال غذا خوردن بخواهد كاملاً از لذت غذا بدون حدّ معين و مقدار ثابتى بهرمند گردد، مسلّماً به علت تكثير در اكل و شرب ميميرد، و اگر كسى در اعمال غريزه جنسى از عقل پيروى نكند، بسبب زياده ‏روى خود را از پاى در آورده در آغوش مرگ مى‏خسبد.
يكى از غرائز حبّ بخدا و رسيدن بكمال اطمينان و كامياب شدن از لقاى‏
خدا و وصول بمقام عزّ اوست، و تا انسان به اين مطلوب نرسد آرام نمى‏گيرد، و براى وصول به اين مقام نياز بمجاهده با نفس امّاره دارد، يعنى در هر لحظه بايد مراقب بوده، كارى خلاف رضاى خدا از او سر نزند و كردارش صالح باشد.
اخلاص در عمل صالح يگانه وسيله نيل بمقصود است.
"فَمَن كَانَ يَرجُوا لِقَآءَ رَبِّهِ فَليَعمَل عَمَلاً صَالِحًا وَ لَا يُشرِك بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أحَدًا"[52] در هر قدمى كه برمى‏دارد از تسويلات نفس و تزيينات ابليس روى گردانيده، دل بخداى خود بسپارد و خواطر شيطانى را از ضمير خود بدور ريخته، نفس متحرك و مواج و مضطرب خود را بياد خدا آرام كند.
اين عمل احتياج بمجاهده دارد، مجاهده با نفس و رسيدن بمنزل اخلاص، تا از مخلِصين گردد، و در تمام كارها از عبادت و غير آن در هيچ چيز غير خدا را منظور و مقصود خود نداند، و صرفاً كردارش خالصاً لوجهه الكريم بوده باشد.
چون انسان در هيچ حال از تهاجم افكار و خيالات وارده در قلب خالى نيست، حتّى در حال سكوت و استراحت، خواطر بدون اختيار مانند سيل به دل انسان هجوم مى‏آورند، و حتّى در حال خواب، خواطر از انسان دست‏ برنمى‏دارند;
لذا براى سكون و آرامش دل بايد با ذكر خدا و مجاهده بسيار قوى در مقابل هجوم خاطرات مقاومت نمود، و دل را از دستبرد آنان محفوظ نگاهداشت، و در هر لحظه از منويات شخصى دست‏ برداشت، و اختيار و رضاى حضرت بارى تعالى را بر رضا و اختيار خود ترجيح داد.
اگر انسان بيارى و توفيق خدا در اين مرحله ايستادگى بنمايد، و مجاهده خود را ادامه بدهد كم كم همه مراتب شخصيت‏ طلبى و استكبار و استقلال منشى او خداحافظى نموده و ميروند، و ذلّ عبوديت نسبت‏ به ساحت‏ حضرت معبود و روح خداطلبى و نياز و فقر بدرگاه او جانشين آن مى‏گردد.
از خودپرستى برون رفته خداپرست مى‏گردد و حقيقت عبوديت را در خود ملاحظه و مشاهده مى‏كند، قلب او آرام مى‏گيرد، و از نوسان و حركت مى‏ايستد، و از اضطراب و آشفتگى به اطمينان و سكون رهبرى مى‏شود، وجودش و سرّش پاك و پاكيزه مى‏گردد و خواطر شيطانى ديگر بدو راه پيدا نمى‏كند، و ساير خواطر با اجازه او بدرون دل راه مى‏يابند، و بدون اجازه، حق ورود ندارند.
چون دل در اين هنگام بتمام معنى الكلمه پاكيزه شده و صيقلى بصيقل محبت و عبوديت‏ شده است، لذا جمال و انوار الهى در او مشهود، و آئينه تمام‏ نماى ذات و اسماء و صفات حضرت معبود مى‏گردد، و اين مقام مخلَصين است كه بسيار مقامى‏ والا و ارجمند است.
خصوصيات مخلَصين در قرآن كريم: الف: عجز شيطان از اغواي آنها، ب: قدرت بر ستايش ذات مقدس الهي بدانسان كه شايسته اوست
طبق آيات قرآن اين دسته داراى آثار و خصوصياتى مختص بخود خواهند بود: اولاً شيطان و نفس اماره به آنها دسترسى ندارد، و از آنها كاملا مأيوس است، و نمى‏تواند باندازه سر سوزنى در دل آنها رخنه نموده و اثرى بگذارد
"وَ لَأغوِيَنَّهُم أجمَعِينَ إلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِينَ‏"[53]
"قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأغوِيَنَّهُم أجمَعِينَ ألَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ المُخلَصِينَ‏"[54]

خود شيطان در اين حال اعتراف دارد كه عاجزتر از آنستكه بتواند آنان را از راه منحرف بنمايد، چون دل آنها محل خدا شده، و معلومست كه شيطان قدرت غلبه و استيلا بر جايگاه خدا را ندارد.
اين چنين افراد دائماً در حرم خدا مصون و محفوظ از هر گناه فعلى و قولى و فكرى و قلبى و سرّى، و نيز خالى از هر گونه خطا و اشتباه بوده، فعل آنان فعل حق، زبان آنان زبان حق، چشم آنان چشم حق، گوش آنان گوش حق، و بالأخره تمام كانون وجودى آنان متعلق بحضرت حق و خانه قلب و سرّ آنان در بسته به تسليم خداى منان داده شده است.
و معلومست كه واردات قلبيه آنان بإذن حق، بامر حق بوده، آنچه را كه ضمير آنان از عوالم بالا تلقى كند خواه بطور وحى و تشريع شريعت‏ باشد، خواه بعنوان ادراك مطالب كليه و علوم حقيقيه، و اطّلاع بر اسرار و مغيبات كه شأن امام و اولياى خداست، در هر حال قلب آنان معصوم و عارى از هر گونه گناه و خطائى خواهد بود.
و ثانياً چون فكر و سرّ آنان وسيع شده، و آنان از تمام مراحل هستى عبور نموده و متحقق بذات حق شده‏‌اند، لذا مى‏توانند خدا را چنانكه شايد و بايد حمد و ستايش كنند، ستايشى كه لايق ذات مقدس اوست.
"سُبحَانَ اللهِ عَمَّا يَصِفُونَ ألّا عَبَادَ اللهِ المُخلَصِينَ‏"[55]
چون هر موجودى كه بخواهد خدا را حمد كند باندازه استعداد و ظرفيت و بقدر فكر خود و علم خود حضرت معبود را مى‏ستايد.
ادامه دارد
پاورقي
[51] سوره جن: 72 - آيه 26 - 28
[52] سوره كهف: 18 - آيه 110
[53] سوره حجر: 15 - آيه 40
[54] سوره ص: 38 - آيه 83
[55] سوره صافات: 37 - آيه 160


نعمت در پرده غيبت

قسمت دوم(پاياني)
آن دسته از سنت‏هاى الهى، كه از كانال وجودى امام جارى مى‏شود، همان چيزى است كه، آن را فوايد "بود" امام مى‏ناميم. مهم‏ترين اين فوايد، "اصل بر پايى عالم، و بقا و استمرار خلقت به سبب وجود امام و حجت الهى" است.
همان طور كه پا بر جايى هر خيمه به ستون و محور آن وابسته است و استمرار برپايى و بقاء آن نيز منوط به استوارى همان ستون مى‏باشد، عمود خيمه عالم هستى نيز، وجود حجت الهى است ؛ چنان كه در روايات متعددى آمده است: لوبقيت الارض يوما بغير امام لساخت.(3)
عالم، تا زمانى برپاست كه حجت الهى در روى زمين باقى باشد. جعلهم الله اركان الأرض ان تميد بأهلها...(4)
امّا عمود يك خيمه، ممكن است، ستون آشكارى در ميان آن باشد، كه هر كس وارد مى‏شود بلافاصله آن را ببنيد و جايگاهش را بشناسد و يا از نوع ديگرى تعبيه گردد كه به راحتى قابل رؤيت نيست. در هر دو حال، واقعيت وجودى خيمه، وابسته به همان ستون است؛ چه آشكار باشد چه پنهان. در عالم خلقت نيز، هر چند ممكن است كه مردم در شرايطى امام را نشناسند، ولى بدون وجود امام اراده خداوند بر وجود و بقاى جهان تحقق نمى‏گيرد.
از امام رضا(ع) پرسيدند: آيا زمين به غير امام باقى مى‏ماند؟ فرمودند: خير، باقى نمى‏ماند، در اين صورت فرو مى‏ريزد.(5) بر اين اساس، بر پايى عالم و حيات خود ما و استفاده از بركات عالم، مهم‏ترين اثر وجودى و فايده‏اى است كه با بودن آن حضرت بر ما و جهان خلقت جارى است و اين سنت و قانون الهى تغييرناپذير مى‏باشد.
دومين فايده "بود" امام، بقا و قوام دين است. در روايات متعدّدى آمده است كه پيامبر(ص) فرمودند: لايزال هذا الدين قائما حتى يكون عليكم اثنى عشر خليفة(6)
بر پايه اين كلام، قوام و استوارى دين به وجود دوازده نفر جانشين پيامبر است كه چون عدد آنان در روايت معين شده، پس از يازدهمين ايشان، پايدارى دين به وجود آخرين امام خواهد بود.
حضرت امير(ع) در كلامى، وجود امام ظاهر يا غايب را در هر زمان، رمز عدم بطلان حجت‏ها و بيّنات الهى مى‏داند: اللهم بلى، لاتخلو الارض من قائم لله بحججه امّا ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا، لئلاّ تبطل حجج الله و بينّاته(7)
بنابراين، وجود امام ضامن حفظ و سلامت دين براى بشريت است و با اين شرط هرگز تعاليم اسلام، حتى در سخت‏ترين شرايط از بين نمى‏رود. به عبارت ديگر، ديندارى و عبادت همه هدايت شدگان و راه يافتگان به حق در كره خاكى، مديون و وابسته به امام است.
سومين فايده: در بسيارى از روايات، امام واسطه رسيدن فيض الهى به بشريت معرفى شده است؛ يعنى آنچه از بركات، نعمت‏ها، رحمت و لطف خداوند بر عالم نازل مى‏گردد، به واسطه امام و از كانال وجودى او است.
اين مفهوم اساسى بارها در سخنان ائمه(ع) تكرار شده است. امام سجاد(ع) مى‏فرمايند؛ خداوند به واسطه ما رحمت را منتشر مى‏سازد و به ما باران مى‏فرستد و بركات را از زمين بيرون مى‏آورد.
و امام صادق(ع) مى‏فرمايد: بنا اثمرت الاشجار و أيعنت الثمار وجرت الأنهار و ينزل الغيث. گويا طبيعت نظام خلقت، داراى مراتبى همانند هرم است كه در رأس آن، وجود حجت الهى است، بركات و فيض و رحمت پروردگار، نخست، بر آن قُله نازل شده و سپس از آن جا بر همه جوانب، تا قاعده هرم سرازير مى‏گردد. موسى بن جعفر(ع) مى‏فرمايد: "... ما من ملك يهبطه الله فى امر لما يهبطه له الا بدأ بالامام فعرض ذلك عليه..."(8) هيچ فرشته‏اى را خداوند براى امرى فرو نمى‏فرستد مگر اينكه از امام آغاز كرده و آن امر را بر او عرضه مى‏دارد.
چهارمين فايده وجود حجت الهى، مسئله رفع عذاب و امان اهل زمين مى‏باشد. يكى از سنت‏هاى الهى آن است كه وجود يك فرد مؤمن و صالح در يك جمع، باعث دور كردن عذاب و حفظ همه آن جمع مى‏گردد. جابربن عبدالله از پيامبر(ص) نقل مى‏كند:
"خداوند به واسطه صلاح فرد مسلمانى، فرزندان و فرزندان فرزندان و اهل خانه و خانه‏هاى اطرافش را نگه مى‏دارد و همه آنان در پناه خداوندند تا زمانى كه او در ميان ايشان است."(9)
گويا، صرفنظر از شايستگى و استحقاق مردم، قانونى در جهان حكمفرماست، كه اساس آن، اثر وضعى ايمان و عمل صالح مى‏باشد و طبق اين قانون، حضور يك انسان صالح موجب رفع گرفتارى‏ها و بلايا مى‏گردد.
امام صادق(ع) در ذيل آيه 74 سوره هود "يجادلنا فى قوم لوط" كه به گفت و گوى حضرت ابراهيم(ع) با فرشتگان اشاره دارد، مى‏فرمايند: "زمانى كه فرشتگان بر ابراهيم(ع) وارد شدند و مأموريت خود را براى عذاب قوم لوط باز گفتند، حضرت ابراهيم به آنان فرمود:... اگر در اين قوم يك مؤمن باشد، آيا آنان را عذاب مى‏كنيد؟ گفتند: نه. حضرت فرمود: پس لوط در ميان آنان است. فرشتگان پاسخ دادند: ما به كسانى كه در ميان آن قوم هستند آگاه‏تريم، البته لوط و خانواده‏اش، غير از زنش را نجات خواهيم داد."(10)
اين معنا، در امت پيامبر خاتم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، در سطح بسيار وسيعش، در گستره زمانى و مكانى، با وجود دائمى امام در بين ايشان جارى است.
روايات معصومين(ع) مؤيد اين است كه به بركت وجود حضرت، بسيارى از عذاب‏ها از جامعه بشرى رفع مى‏گردد.
از امام باقر(ع) سؤال شد: أبالناس حاجة الى الامام؟ در پاسخ فرمود: أجل ليرفع العذاب عن اهل الارض، سپس به آيه قرآنى استشهاد كردند كه پيامبر اسلام(ص) را مخاطب قرار داده و حضرت را عامل رفع عذاب از امّت معرفى مى‏كند: "و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم".(11)
روايت امام، از يك سو اثر وجودى ذكر شده در آيه را، به ائمه نيز تعميم مى‏دهد و از سوى ديگر با عبارت "اهل الارض"، امان حاصل از وجود حجت الهى را، شامل همه اهل زمين، اعم از مؤمن و كافر مى‏داند.
امام صادق(ع) درباره امام دوازدهم مى‏فرمايد: اين امت چرا باور ندارد كه خداوند عزوجل با حجت خود همان كند كه با يوسف كرد؟ كه در بازارهايشان آمد و شد كند و بر زير اندازهايشان گام نهد؛ در حالى كه او را نمى‏شناسند... تا زمانى كه خداوند اذن دهد و خود را به ايشان بشناساند؛ چنان كه به يوسف اجازه داد.
چنان كه امام صادق(ع) در حديث ديگرى مى‏فرمايد: "لن يزالو فى امان ان تسيح بهم الارض مادمنا بين أظهرهم".(12)
دسته دوم از فوايد وجود امام، چنان كه اشاره شد، حاصل رفتارها و عملكرد امام است. در اعتقاد شيعه امام غايب، غافل از مردم و جداى از جامعه نيست، بلكه على رغم ناشناخته بودن چهره، به عنوان حجت در ميان مردم حاضر است و به حكم امامت، وظايف الهى خود را انجام مى‏دهد؛ هر چند جزئيات و چگونگى اين رفتارها براى مردم روشن نباشد. براساس روايات مى‏توان مهم‏ترين اثرات وجودى امام در اين حوزه را به شرح زير بر شمرد:
عظيم‏ترين فايده وجودى امام كه همان وظيفه اصلى اوست، مسئله "هدايت" مى‏باشد.
اين مسئوليت در زمان همه ائمه(ع) در رأس اهتمامات ايشان بوده و هرگز متوقف نشده است و لازمه انجام آن نيز شناخت چهره امام و ارتباط مستقيم با او نبوده است.
-----------------
نيكو ديالمه
منبع:
مجله انتظار، شماره 11