شناخت تحليلى قرآن
شهيد مرتضى مطهرى
قسمت دوم:
آشنايى با زبان قرآن
مسئله ديگر , مسئله آشنائى با زبان قرآن و تلاوت آن است . گروهى مى پندارند منظور از تلاوت قرآن , تنها خواندن قرآن بقصد ثواب بردن است بدون آنکه چيزى از معانى آن درک گردد . اينها دائما قرآن را دوره مى کنند اما اگر يکبار از ايشان سؤال شود که آيا
معنى آنچه را مى خوانيد مى دانيد , از پاسخ گويى عاجز مى مانند . خواندن قرآن از اين جهت که مقدمه ايست براى درک معانى قرآن , لازم و خوبست و نه صرفا بقصد کسب ثواب .
درک معانى قرآن نيز ويژگيهايى دارد که بايد به آن توجه داشت در يادگيرى بسيارى از کتابها , آنچه که براى خواننده حاصل مى شود يک سلسله انديشه هاى تازه است که قبلا در ذهن او وجود نداشت . در اينجا تنها عقل و قوه تفکر خواننده است که به فعاليت مشغول مى شود . در مورد قرآن بدون شک بايد آن را بقصد آموختن و تعليم يافتن مورد مطالعه قرار داد . قرآن خود در اين زمينه تصريح مى کند :
کتاب انزلناه اليک مبارک ليدبروا آياته و ليتذکر اولوا الالباب
( 1 )( سوره ص آيه 29 )
يک وظيفه قرآن ياد دادن و تعليم کردن است . در اين جهت مخاطب قرآن عقل انسان خواهد بود و قرآن با زبان منطق و استدلال با او سخن مى گويد .
اما بجز اين زبان , قرآن زبان ديگرى نيز دارد که مخاطب آن عقل نيست بلکه دل است و اين زبان دوم , احساس نام دارد . آنکه مى خواهد با قرآن آشنا گردد و بدان انس بگيرد مى بايد با اين دو زبان هر دو آشنايى داشته باشد و هر دو را در کنار هم مورد استفاده قرار دهد . تفکيک اين دو از هم مايه بروز خطا و اشتباه و سبب خسران و زيان خواهد بود .
آنچه را که ما دل مى ناميم عبارتست از احساسى بسيار عظيم و عميق که در درون انسان وجود دارد که گاهى اسم آن را احساس هستى مى گذارند يعنى احساسى از ارتباط انسان با هستى مطلق . کسى که زبان دل را بداند و با آن انسان را مخاطب قرار دهد , او را از اعماق هستى و کنه وجودش بحرکت درمىآورد آن وقت ديگر تنها فکر و مغز انسان تحت تأثير نيست بلکه سراسر وجودش تحت تأثير قرار مى گيرد .
بعنوان نمونه اى از زبان احساس شايد بتوان موسيقى را مثال آورد . انواع مختلف موسيقى ها در يک جهت اشتراک دارند و آن سر و کار داشتن با احساسات آدمى است . موسيقى روح انسان را به هيجان مىآورد و او را در دنياى خاصى از احساس فرو مى برد . البته نوع هيجانات و احساسات ايجاد شده بسته به نوع موسيقى تفاوت مى کند . ممکن است يک نوع موسيقى با حس دلاورى و سلحشورى سر و کار داشته باشد و با همين زبان با انسان گفتگو کند . ديده ايد در ميدانهاى جنگ مارش و سرود نظامى مى نوازند و گاهى تأثير اين سرودها و آهنگها آنقدر قوى است که سربازى را که از ترس دشمن از سنگر بيرون نمىآيد وادار مى کند عليرغم حملات خصم , بى باکانه به پيش رود و با او به نبرد برخيزد . نوع ديگرى از موسيقى ممکن است با حس شهوت رانى سر و کار داشته باشد و انسان را به سستى و خود را رها نمودن و تسليم پليديها شدن دعوت نمايد . ديده شده که تأثير موسيقى در اين جهت بسيار زياد است و شايد هيچ چيز ديگرى نمى تواند تا اين اندازه در از بين بردن ديوارهاى عفت و اخلاق مؤثر واقع شود . در مورد ساير غرايز و احساسات نيز آنگاه که با زبان اين احساسات سخن گفته مى شود , حالا چه بوسيله موسيقى و چه به هر وسيله ديگر , مى توان آنها را تحت کنترل و نظارت در آورد .
يکى از متعاليترين غرايز و احساسات هر انسان , حس مذهبى و فطرت خداجويى اوست . و سر و کار قرآن با اين حس شريف و برتر است ( 1 ) .
قرآن خود توصيه مى کند که او را با آهنگ لطيف و زيبا بخوانند . با همين نواى آسمانى است که قرآن با فطرت الهى انسان سخن مى گويد و آنرا تسخير مى کند ( 1 ) قرآن در توصيف خود , براى خود دو زبان قائل مى شود . گاهى خود را کتاب تفکر و منطق و استدلال معرفى مى کند و گاهى کتاب احساس و عشق . و بعبارت
اما همام با اين جواب راضى نمى شود و توضيح بيشترى مى خواهد , از نحوه زيستن و طرز عبادت و گذران روزها و شبها و نحوه معاشرتهايشان و . . . سؤال مى کند . آنگاه حضرت على ( ع ) به توصيف صفات مؤمن مى پردازند و حدود 130 خط از خطوط چهره متقين را ترسيم مى کنند و از جمله مى فرمايند :
لولا الاجال التى کتب الله لهم لم تستقر ارواحهم فى ابدانهم طرفة عين .
اگر اجل الهى نبود براى يک چشم برهم زدن روح اينان در بدنشان قرار نمى گرفت . اين همان حالتى است که اينشتين به آن اشاره مى کند و مى گويد انسان مذهبى وجود خود را يک نوع زندان محصور مى پندارد چنانکه مى خواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستى را يکباره بعنوان يک واحد دريابد . در کلمات حضرت امير ( ع ) اين حقيقت پررنگتر و شديدتر و جامعتر بيان شده است , از ديد حضرت , مؤمن , گوئى تمام هستى را در بدن مادى خود جمع کرده و از همين روست که ناگهان قالب را رها مى کند و روحش را آزاد مى سازد . در داستان همام اين نکته را هم نوشته اند ک ه وقتى سخن حضرت به پايان رسيد , فريادى از همام برآمد و قالب تهى کرد .
ادامه دارد...
***پينوشت:
1 - اميرالمؤمنين ( ع ) در نهج البلاغه در خطبه اى که بنام متقين معروفست ( خطبه 193 ) صفات متقين را برمى شمرد و بعد از آنکه توضيح مى دهد که در رفتار چنين اند و در گفتار چنان و . . . از جمله حالات آنها را در شب شرح مى دهد و به قول سعدى شب مردان خدا را توصيف مى کند و مى فرمايد :
| اما الليل فصافون اقدامهم |
هنگام شب پاهايشان براى عبادت جفت مى شود .
| تالين لاجزاء القرآن |
آنگاه قسمتهاى مختلف قرآن را تلاوت مى کنند .
| يرتلونها ترتيلا |
قرآن خواندنى از سر تأمل و انديشه نه مانند قرآن خواندنهاى بعضى از ما , تند و بدون فهم معانى .
| يحزنون به انفسهم |
کلمات و آيات را با آهنگ و حزن مخصوص معنوى که از قلبشان پيدا مى شود مى خوانند . پس هر گاه به آيه اى برسند که رحمت الهى از آن فهميده مى شود , با شوق به آن نظر مى کنند و وقتى به آيات بيانگر خشم الهى مى رسند , غرق دنياى انديشه مى شوند , گويى که صداى دوزخيان را مى شنوند .
1 - & لتجدن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود و الذين اشرکوا و لتجدن اقربهم مودة للذين آمنوا , الذين قالوا انا نصارى & . . . ( سوره مائده آيه 82 )
هر آينه دشمن ترين مردم را نسبت به مسلمانان , يهود و مشرکان خواهى يافت و با محبت ترين مردم نسبت به مسلمانان آنان هستند که گويند ما نصرانى هستيم .
1 - اين قرآن کتابى است که ما به تو فرستاديم تا مردم را بامر خدا از تاريکى بسوى نور بيرون برى .
ستودهنيا، داور بينالمللي:
نبود قانون و شاخصهاي اصولي در صدور مدارك قرآني
قسمت دوم(پاياني):
آشفتگي در صدور مدرك علوم قرآني ناشي از نبود قانون، چار چوب و شاخصهاي اصولي و اساسي در اين حوزه است.
دكتر "محمدرضا ستودهنيا" قاري و داور بينالمللي قرآن كريم گفت : در كشور ما نحوه و مرجع اعطاي مدرك قرآني مشخص نشده و هنوز مبهم است، مدرك قرآني آن مرجعيت قرآني را ندارد در حقيقت اينكه چه كساني ميتوانند اين اجازه را به شاگردان در زمينه تواناييهايشان به آنها بدهند، معين نشدهاند.
اين استاد علوم قرآني يادآور شد: در خارج از كشور به ويژه در كشور مصر بيش از هزار سال است كه مدرك به قاريان، حافظان و مدرسان توانمند تحت عنوان "اجازه" اعطا ميشود، اعطاي مدرك به اين نحو است كه استاد، شاگرد را در زمينه قرائت، تلاوت، حفظ يا نحوه تدريس قرآن كريم كنترل ميكند و وقتي از مهارت و تسلط فراگير مطمئن شد برگه اجازه در حوزه قرائت، حفظ و تدريس علوم قرآني را به قرآنآموز اعطا ميكند.
وي در ادامه افزود: موضوع صدور اجازه حتي به نقل از راويان، بين اهل سنت و اهل تشيع از قديم مرسوم و از اعتبار بسيار بالايي نيز برخوردار بوده است مثل اجتهاد كه فقهاي بزرگ به شاگردان اجازه اجتهاد ميدادند، همين موضوع در كشورهاي عربي به ويژه در مصر كه چندين مورد را خودم حضور داشته و شاهد بودم، رعايت ميشود به طوري كه شاگرد در جلسهاي در محضر استاد مهارت و تكنيكهاي مدنظر استاد را ارائه ميكند تا بتواند اجازه يا مدرك را دريافت كند.
وي تاكيد كرد: مدرك قرآني توسط سازمانهاي دولتي و غيردولتي از جمله سازمان دارالقرآن الكريم از قديمالايام به فراگيران اعطا ميشود اما مشكل اساسي، مراكز خصوصي هستند كه بدون ملاكهاي روشن دست بهكار اعطاي مدرك شدهاند اين موسسات شايد معيار، ملاك و قوانيني براي صدور مدارك قرآني داشته باشند اما از اعتبار لازم برخوردار نيستند حتي بعضي از مراكز دولتي كه اقدام به صدور مدرك قرآني ميكنند ميزان اعتبار آنها نيز روشن نيست.
ستودهنيا يادآور شد: فردي در زمينه رشته قرآني از سازماني مدركي اخذ ميكند و جهت فعاليت به سازمان ديگري مراجعه و متاسفانه در كارگزيني آن با مشكل مواجه ميشود اينجا ميطلبد كه يك هماهنگي در سازمانهاي دولتي جهت اعطاي مدرك قرآني صورت گيرد؛ سازمانهاي قرآني جهت اعطاي مدرك قرآني بايد همچون مدارك امور مختلف، تكنولوژي و حرفهاي كه توسط سازمانهايي همچون وزارتخانه و نهادهايي صادر ميشود و در ايران و خارج از كشور از اعتبار برخوردار است، عمل كنند.
اين قاري بينالمللي قرآن كريم گفت: اعطاي مدرك قرآني براي قاريان، حافظان و مربيان قرآني بايد جز يكي از فعاليتهاي مهم دولت قرار گيرد اما هنوز مدارك قرآني جايگاه مشخصي در كشور ندارند و اين مشكل متوجه كساني كه سالها وقت خود را صرف دوره آموزشي كردهاند، ميشود.
ستودهنيا اظهار كرد: ارزيابي دورهها و اعطاي مدرك براساس ميزان معلومات فراگيران وظيفه مسئولان است كه به داد افرادي كه در دورههاي آموزشي فاقد اعتبار شركت ميكنند، برسند و اين مدارك را داراي اعتبار خاص خود كنند.
وي يادآور شد: علمي و معتبر بودن مدارك قرآني هنوز از ديدگاه دانشگاه يا سازمان معتبر علمي ثابت نشده و در راستاي صدور مدرك قرآني ميتوان از استاداني كه هم از تحصص قرآني كافي و تبحر لازم برخوردار و هم داراي مدارك بالا نظير دكترا هستند و هم از كارشناسان معتبر وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري جهت تدوين چارچوب و قوانين لازم براي اينكار بهره گرفت و با تاييد و كنترل آنها مدارك قرآني به فراگيران علوم قرآني اعطا شود.
وي تصريح كرد: اگر بخواهيم اين مدرك داراي اعتبار مانند ديگر مدارك كشور باشد بايد از شاخصهايي كه براي مدرك علمي ديگر لحاظ ميشود در اينجا نيز لحاظ شود از جمله براي افرادي كه ميخواهند مدركي اخذ كنند امتحان كاملي زير نظر استادان متبحر يا توسط سازمان قرآني در زمينه علمي و مهارت از او گرفته شود نه اينكه هر مركز يا مدرسهايي يا هر موسسه آموزشي راسا اقدام به اعطاي مدرك كند، صدور مدرك بايد از يك محل معتبر تغذيه و كنترل شود و دولت نيز بعد از طي اين مراحل و تثبيت معتبر بودن مدارك قرآني، ميتواند اعلام به رسمي و معتبر بودن اين مدارك به لحاظ استخدامي در همه سازمانها كند.
اولين مكتبالقرآن استان بلخ افغانستان افتتاح شد
اولين مكتبالقرآن استان بلخ هفته گذشته ثبت نام خود را آغاز كرد و صبح دوشنبه 20 خردادماه سال جاري اولين كلاس درس خود را در يكي از مناطق جنوبي شهر مزارشريف داير كرد.
اين تنها مكتبالقرآن موجود در استان بلخ است كه به كوشش و هماهنگي موسسه علوم قرآني شفاء طي چند ماه گذشته، اكنون در اين استان داير شد و روز گذشته اولين كلاس آن با حضور عده زيادي از دانشآموزان قرآني و اولياي ايشان آغاز به كار كرد.
در اولين روزهاي آغازين اين مكتب، بيش از 200 قرآنآموز در ردههاي سني زير 10 سال و شامل دختران و پسران، به مدت دو ساعت و به صورت جداگانه به آموزش قرآن كريم ميپردازند.
تمامي اساتيد اين دوره از كلاسها بانواني هستند كه چندي پيش با گذراندن دومين مرحله تربيتمربي قرآني به موفقيت رسيده بوده و توانايي اداره كلاسهاي قرآني را دارند.
در حال حاضر اولين مكتبالقرآن در مزار شريف داراي 20 معلم قرآن است و اين معلمان تحت پوشش موسسه علوم قرآني شفاء به فعاليت ميپردازند
قرار است به زودي كلاسها و مكاتب قرآني جديد در چند قسمت ديگر از شهر مزارشريف افتتاح شود.