شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۴۸
 
۳ عترت  
 
شماره قبل

راويان مدفون در قم

شهر قم بي‌ترديد در برخي ادوار تاريخي از جايگاه علمي بلندي برخوردار بوده و نقشي برجسته در حيات علمي و فکري جهان اسلام داشته است. اين شهر که يکي از قديمي‌ترين شهرهاي شيعه‌نشين ايران است, در قرون اوليه اسلامي پايگاه ارزنده‌اي براي بسط و گسترش فرهنگ شيعي بوده و راويان و محدثان بسياري را پرورانده و پذيرا گشته است.
اگرچه برخي از محدثان دانش‌آموخته در آن روزگار با انتقال مرکز علمي از قم به ري و بغداد بدان شهرها مهاجرت نموده‌اند, اما شمار زيادي از ايشان را مي‌توان جست که در اين شهر زيسته و در آن مدفون گرديده‌اند, هر چند مزار برخي از آنها مشهود نيست و محل دفن آنها را گذشت روزگار از حافظه تاريخيِ اين شهر پاک نموده است.
از محدثات شيعه حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها) دختر گرامي امام موسي کاظم (عليه ‌السلام) در قم مدفون است و برخي از مشهورترين محدثان مدفون در قم عبارت‌اند از: زکريا بن آدم بن عبدالله اشعري قمي (از اصحاب امام ششم و هشتم), احمد بن محمد خالد برقي (صاحب کتاب المحاسن), علي بن ابراهيم قمي (صاحب تفسير القمي), محمد بن جعفر بن قولويه (م حدود 300ق), احمد بن محمد بن عيسي قمي (از اصحاب امام رضا, امام جواد و امام هادي عليهم السلام), محمد بن حسن بن فروخ صفّار (صاحب کتاب بصائر الدرجات), علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي (پدر شيخ صدوق), عبد العزيز بن مهتدي اشعري قمي (وکيل امام رضا عليه ‌السلام), عبدالله بن جعفر حميري قمي (صاحب کتاب قُربُ الأسناد), سعد بن عبدالله اشعري (صاحب کتاب المقالات و الفِرق), محمد بن خالد برقي (پدر احمد بن محمد, صاحب المحاسن), سعد بن سعد اشعري قمي (صاحب کتاب المسائل), حسين بن سعيد اهوازي (صاحب کتاب الزهد), آدم بن اسحاق قمي (از اصحاب امام هادي عليه ‌السلام), زکريا بن ادريس (از اصحاب امامان ششم, هفتم و هشتم), ادريس بن عبدالله اشعري, آدم بن عبدالله اشعري و ابراهيم بن هاشم قمي.

بالای صفحه

طلاكاري ضريح جديد امام حسين (ع) آغاز شد
مدير پروژه ساخت ضريح جديد حرم مطهر امام حسين (ع) در قم گفت: با پايان يافتن ساخت بدنه چوبي، مرحله طلاكاري، نقره كاري و نقوش اسلامي ضريح حضرت اباعبدالله الحسين(ع) آغاز شد. 
  محمود پارچه باف افزود: بدنه چوبي ضريح به مدت شش ماه و از چوب درخت ساج به وزن دو هزار و ? 200كيلوگرم ساخته شده كه پس از نصب تاج به سه هزار كيلوگرم افزايش مي‌يابد.
وي ادامه داد: زمان تحويل اين ضريح دوسال تعيين شده كه شش ماه آن گذشته و طي 18ماه آينده بايد ضريح جديد به طور كامل آماده تعويض با ضريح قديم شود.
وي افزود: پس از فراخوان طراحي و مطالعات انجام شده بر روي سازه آن، طرح فعلي طي صورت جلسه اي با حضور متوليان و مهندسان پروژه در چهاردهم آذر سال ? 86به تصويب رسيد.
پارچه باف خاطرنشان كرد: به توصيه حضرات آيات عظام سيستاني و بهجت ضريح مطهر در همان ابعاد قبلي و به صورت شش گوش ساخته مي‌شود و ابعاد پلان ضريح هيچ تفاوتي با ضريح فعلي ندارد.
وي افزود: ارتفاع ضريح جديد نسبت به ضريح فعلي بيشتر است و از نظر شكل، طراحي و نقوش تفاوت بسياري داشته و درساخت اين ضريح از طرح هاي اسلامي و شيعي استفاده خواهد شد.
پارچه باف اعلام كرد: پيكره ضريح مطهر هم اكنون در كارگاه ساخت ضريح مطهر در مدرسه علميه معصوميه قم قرار دارد و نيز كار قلمزني، طلاكاري و نقره كاري نقوش، ساخت سقف و تاج ضريح در اين كارگاه توسط هنرمندان در حال انجام مي‌باشد.
وي ابراز اميدواري كرد كه با دعاي خير مردم ولايت دوست، ضريح جديد در شان حضرت سيدالشهدا (س) ساخته شود.
وي با بيان اينكه تاكنون ? 40درصد اعتبار پيش بيني شده تامين شده است، افزود: با وجود اينكه افرادي اعلام آمادگي براي پرداخت مبالغ زياد جهت تامين بودجه مورد نظر كردند، ولي به توصيه مراجع براي كمك‌ها سقفي معين كرده‌ايم تا همه مشتاقان امام حسين (ع) با كمك هاي خود بتوانند در اين امر خداپسندانه شريك شوند.
 پارچه باف گفت: طلاي مورد نياز به طور كامل تهيه شده و طلاهاي اهدايي مردم ذوب و در ضريح استفاده مي‌شود و طلاهايي كه از اين به بعد اهدا شود فروخته شده و براي ساير امور ضريح هزينه مي‌گردد.
درهمين حال استاندار قم نيز در بازديد از اين كارگاه، ساخت اين ضريح را يكي از افتخارات مردم استان برشمرد و گفت: همه توان اداري استان در خدمت ساخت ضريح جديد حضرت سيدالشهدا (ع) قرار مي‌گيرد.
حجت‌الاسلام محمدرضا آشتياني نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي اظهار داشت: سرعت، استحكام و زيبايي در ساخت اين ضريح مورد تاكيد مقام معظم رهبري، مراجع عظام، رياست جمهوري و مسوولان حرم حسيني است.
دفتر مركزي هيات امناي ساخت ضريح جديد حرم مطهر امام حسين (ع) در قم، ? 45متري عمار ياسر قرار دارد و دفتر جمع آوري نذورات مردمي نيز در صحن آينه حرم مطهر حضرت معصومه (س) مي‌باشد.
علاقه مندان مي‌توانند كمك هاي نقدي خود را به شماره حساب 1530077000 بانك تجارت واريز نمايند و براي كسب اطلاعات بيشتر در قم با تلفن7715728 تماس گيرند.
بالای صفحه

آيت الله العظمي صافي گلپايگاني:
به ولايت اهل بيت (ع) افتخار مي کنيم

جمعي از مستبصرين کشور ترکيه با آيت الله العظمي صافي گلپايگاني ديدار کردند.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني در اين ديدار با اشاره به علاقه مردم مسلمان ترکيه به اهل بيت عليهم السلام گفت: مردم کشور ترکيه هر چند از اهل سنت بودند ولي ارادت خاصي به اهل بيت (ع) داشتند.
وي اظهار اميدواري کرد: با کتاب هايي که در فضيلت اهل بيت (ع) نوشته شده است و سوابق ارادت مردم ترکيه به اهل بيت عليهم السلام وضعيت در ترکيه بهتر شود و اين امر توسعه يابد.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني با استناد به متون ديني بيان داشت: مساله ولايت اهل بيت (ع) بر حسب روايات متواتر از حضرت رسول (ص) نقل شده است و در قيامت نيز از ولايت و محبت اهل بيت (ع) سوال مي‌شود.
وي ادامه داد: ما بايد افتخار کنيم که و اين امر را براي خودمان ارزشمند مي دانيم که خداوند توفيق داده تا وارد ولايت اهل بيت (ع)شويم. به گزارش ايسکانيوز به نقل از مرکز خبر حوزه ،آيت الله العظمي صافي گلپايگاني، با اشاره به حديث ثقلين بيان داشت: بر اساس اين روايت تنها راه سعادت در دنيا و آخرت تمسک به قرآن و اهل بيت (ع) است.
وي افزود: ما بايد دين اسلام و راه زندگي را از ائمه اطهار (ع) بگيريم و در مسير ولايت اهل بيت (ع) ثابت قدم باشيم.
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني با اشاره به نقش امامت در حفظ و ثبات عالم گفت: بقاء عالم به وجود حضرت ولي عصر (عج) است و امروز محبت خدا بر روي زمين به واسطه او جاري مي‌شود و دنيا را پر از عدل مي‌کند.

بالای صفحه

گل آرايي روزانه ضريح مطهر حضرت رضا (ع)  
ضريح مطهر حضرت رضا (ع) با 400 شاخه گل روزانه گل آرايي مي شود .
مدير امور خدمه آستان قدس رضوي گفت : هر روز صبح قبل از ساعت 8 چهار دسته گل زيبا که هرکدام متشکل از صد شاخه گل است با آواي دلنشين صلوات زائران بارگاه منور رضوي در چهار گوشه بالاي ضريح مطهر رضوي قرار
مي گيرد .
احمد کمال الديني افزود : گلهاي متبرک ضريح پس از 24 ساعت جمع آوري و پس از بسته بندي به زائران اهدا مي شود .
وي گفت : مراسم تلاوت قرآن کريم و ذکر مصيبت اهل بيت عصمت و طهارت (ع) نيز هر روز از ساعت 30/5 تا 30/6 صبح در دارالقرآن کريم حرم رضوي برگزار مي شود .
کمال الديني افزود : فراشان حرم مطهر پس از اين مراسم 800 بسته متبرک را بين زائران توزيع مي کنند. 
بالای صفحه

آيت الله العظمي مکارم شيرازي:
مسوولان با مدعيان دروغين مهدويت به شدت برخورد کنند

مدير و کارکنان پژوهشکده مهدويت با آيت الله العظمي مکارم شيرازي شيرازي ديدار کردند.
 آيت الله العظمي مکارم شيرازي با اشاره به جايگاه انديشه مهدويت در تفکر شيعي گفت: واقعيت مساله اين است که هر چه ما به ظهور نزديک تر مي شويم بايد تلاش بيشتري در معرفي فرهنگ مهدويت و برنامه جهاني حضرت مهدي موعود صورت بگيرد.
وي با انتقاد از برخي تفکرات انحرافي مبني بر اشاعه فساد در جامعه براي ظهور بيان داشت: آن چه در قرآن آمده بايدمورد توجه قرار گيرد، زيرا در قرآن تصريح شده است مومنان و بندگان صالح، هسته اصلي انقلاب جهاني حضرت مهدي را تشکيل مي‌دهند و بندگان صالح کساني هستند که امر به معروف و نهي از منکرمي کنند و با فساد و مظاهر ظلم و جور مبارزه مي‌ کنند.
اين مرجع تقليد با بيان اين که دو گروه با تعاليم مربوط به امام زمان (عج) مبارزه مي‌کنند ابراز داشت: گروه اول دشمنان خارجي هستند که با شبهه افکني سعي مي‌کنند عقيده به مهدويت را از شيعه بگيرند تاآينده روشني را براي خود تصور نکنند و به راحتي بر آنان غلبه کنند.
وي افزود: گروه دوم افرادي هستند که در درون خود ما هستند و دانسته و يا ندانسته اين برنامه جهاني را سست مي‌کنند و به آن شکل خرافي مي‌دهند و دشمنان خارجي نيز از آن براي تضعيف دين استفاده مي‌کنند.
آيت الله العظمي مکارم شيرازي با تأکيد بر لزوم مقابله با افکار انحرافي پيرامون مساله مهدويت بيان داشت: چنين مدعيان دروغيني بايد معرفي شوند و به مقامات مسوولين نيز سفارش مي کنم که چنين جرياناتي را در نطفه خفه کنند و جلوي افراد خرافي و دروغ پرداز و سوء استفاده کننده را بگيرند.
وي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اين که احاديث مهدويت بايد به طور اساسي پالايش شود گفت: بسياري از احاديث که در کتب آمده از منابع موثق نقل نشده و احاديث ضعيف در آنها وجود دارد که خطرناک است.
اين مرجع تقليد افزود: برخي از اهل سنت از روي ناآگاهي و از روي عداوت با شيعه کتابهايي عليه شيعه نوشته اند و از منابع ضعيف استفاده کرده‌اند که بايد اين منابع اصلاح شوند. درابتداي اين ديدار حجت الاسلام پور سيدآقايي، مدير پژوهشکده مهدويت با ارائه گزارش از روند فعاليت‌هاي اين موسسه گفت: 80 طلبه پژوهشکده از سطح سه وچهار حوزه در 8 گروه پژوهشي با رويکردهاي تاريخ، کلام، اديان، روانشناسي، جامعه شناسي و علوم سياسي مشغول پژوهش و استخراج احاديث مهدويت هستند و دستاورد آن انتشار فصلنامه هاي علمي تخصصي، شرق موعود و انتظار است.
وي حضور در عرصه هاي بين المللي و هنري را از ديگر اهداف اين پژوهشکده بر شمرد و يادآور شد: تلاش مي کنيم در زمينه مهدويت فيلم بسازيم و داستان بنويسيم و با ديگر کشورها به طور فعال ارتباط برقرار کنيم.
مدير پژوهشکده مهدويت با اشاره به اين که همايش دکترين مهدويت 12 و 13 شعبان برگزار مي شود گفت: تاکنون 200مقاله به زبان فارسي و 95 مقاله به زبان هاي عربي، انگليسي،فرانسه و آلماني به اين دبيرخانه ارسال شده است که از بين آنها تا کنون 75 مقاله پذيرفته شده‌اند.

بالای صفحه

از ولايت چه مي دانيد
قسمت چهل ويکم
د: پاداش و جزاي مخلَصين در مقابل عمل نبوده و بيحد و حصر است
رابعاَ خداوند على أعلى، براى بندگان مخلَص خود جزائى محدود و معين قرار نداده است، چون هر چه از بهشت و نعمتهاى بهشتى به آنها بدهد، كمتر از مقام و منزلت آنهاست، بلكه جزاى آنها خود ذات أحديت و مشاهده انوار جمال اوست و بس.
"وَ مَا تُجزَونَ ألّا مَا كُنتُم تَعمَلُونَ إلّا عِبَادَ اللهِ المُخلَصِينَ‏"[63]
مزد و جزاى آنها بيحد و بى‏حساب بوده، چون آنها از نفس و عالم مقدار عبور كرده و به درياى عظمت و جلال رسيده‌‏اند، لذا نفس تحقق در آن مقام جزاى لامتناهى و بى ‏عدّ و حدّ آنان خواهد بود.
بارى از اين آياتى كه درباره مخلَصين و مقام و منزلت آنان ذكر شد، استفاده ميشود كه مخلَصين از بندگان خدا من جميع الوجوه غير از ساير بندگانند، آنان مصون بصيانت‏ حضرت ذوالجلال بوده، و هيچ آفتى از گناه و معصيت كه لازمه سيطره شيطان و نفس اماره است در آنها نيست.
و اين معنى عصمت از گناه است كه خداوند در قرآن مجيد مى‏فرمايد: ما كه حضرت يوسف را از ابتلاى بگناه با زليخا حفظ كرديم، بعلّت آن بود كه او ازبندگان مخلَصين ما بود
"كَذَلِكَ لِنَصرِفَ عَنهُ السُوءَ وَ الفَحشَآءَ إنَّهُ مِن عِبَادِنَا المُخلَصِينَ‏"[64]
پس هر كه بمقام و مرتبه مخلَصين برسد، از هر گونه زشتى و منكرى در حفظ و امان الهى است، و علاوه چون حيات آنها حيات حق شده و از عالم مقدار عبور كرده‏‌اند، و خواطر مغيّره و مبدّله نفس ديگر در آنها وجود ندارد، بنابراين در تلقى معارف الهيه و علوم كليه و حفظ و تبليغ و تحويل نيز داراى مقام عصمت، و مصون بصيانت‏ حضرت احديت‏ خواهند بود.
استفاده تمام مراتب سه‌گانه عصمت براي پيام آوران الهي از آيه مباركه عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الا من ارتضى من رسول
از آيه مباركه ‏اى كه در مطلع گفتار قرائت‏شد مى‏توان تمام مراتب سه گانه عصمت را در فرستادگان خدا كه براى هدايت و ارشاد مردم مبعوث شده‏اند استفاده نمود: "عَالِمُ الغَيبِ فَلَا يُظهِرُ عَلَى غَيبِهِ أََحَداً إلَّا مَن ارتَضَى مِن رَسولٍ‏"
خداوند عالم غيب است و از اين علم غيب خود بكسى اطلاع نمى‏دهد مگر به آن فرستادگانيكه مورد رضاى او واقع شوند، يعنى من جميع الجهات از نقطه نظر فعل و صفت، از نقطه نظر ملكات و عقائد، و از نقطه نظر صفات نفسيه و روحيه مورد رضاى حضرت او قرار گيرند، كسانيكه بمرحله عبوديت محضه نائل آمده، از خودپسندگى و خودبينى در جميع مراحل بيرون آمده، خداپسند و خدابين شده‏ اند.
چون معلومست كه تا انسان باين سر منزل نرسد مورد ارتضاى مطلق پروردگار واقع نخواهد شد[65] و اين همان مرتبه مخلصين است، در اينصورت خداوند پرده و
حجاب قلبى او را بكنار زده و از علم غيب خود باو مى‏فهماند، و از آنچه از دستبرد تمام افراد جن و انس و ملك خارج است او را آگاه و مطلع مى‏گرداند.
البته چون علم غيب خود را بدون تغيير و تبديل و بدون كم و كاست ‏به او مى‏فهماند، بنابراين قلب او بايد در مقام عصمت ‏خدا و مصونيت ‏حضرت او واقع شود، و گرنه در تلقى آن علم غيب از خود تصرفاتى نموده و در اخذ آن دچار انحراف و تبديل واقع خواهد شد، و اين مرحله عصمت در تلقى معارف حقه است.
"فَإنَّهُ يَسلُكُ مِن بَينِ يَدَيهِ وَ مِن خَلفِهِ رَصَداً لِيَعلَمَ أن قَد أبلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِم وَ أحَاطَ بِمَالَديهِم وَ أحصَى كُلَّ شَيئىٍ عَدَداً"[66]
و نيز پس از تلقى صحيح، چون قلب او صافى است، و از دستبرد شيطان خارج شده است، لذا آن معارف و علوم كليّه را همانطور كه اخذ نموده، در خود نگاهداشته و تحويل مى‏دهد، و اين مرحله عصمت در تبليغ و رسانيدن احكام و معارف است.
خداوند از جلو و عقب در اطراف و جوانب قلب او پاسبانانى مى‏گمارد، و رصد مى‏گذارد تا القاءآت جنّى و انسى در او اثر نكنند، و وساوس نفس و ابليس در او راه نيابند، و اين همان مصونيت الهى است.
چون اگر او را بخود واگذارد، و از حمايت و حفظ او دست‏بردارد، مواجه با هزاران آفت ‏خواهد شد، آن قلب از جميع شرور محفوظ است، از"شَرِّ الخَنَّاسِ الَّذِى يُوَسوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ‏"، و از"شَرِّ جَميع ما خَلَقَ‏"، و از"شَرِّ النَّفّاثَاتِ فِي العُقَدِ وَ حاَسِدٍ إذَا حَسَدَ"نه سحرى مى‏تواند در او كار كند، و نه طلسمى، و نه قدرت نفس اماره موجود شريرى، ابدا در او اثرى نمى‏گذارد.
اگر تمام مخلوقات مجتمع شوند، و دست‏بدست‏يكديگر داده بخواهند او را از رويه و مقصد خود بازدارند، يا بر خلاف علوم كليه و معارف حقه در او تصرفى كنند، يا در معلومات و ادراكات او تغييرى دهند، نمى‏توانند، چون قلب مؤمن در تحت مصونيت و رصد خداوندى قرار گرفته، و خدا از جلو و از عقب براى حفظ و حراست او موكلّينى را تعيين فرموده است، براى آنكه او را حفظ كنند، و اين براى آنستكه آنها رسالات و احكام خدا را درست و صحيح ابلاغ نموده، و از وظيفه خود
تجاوز و تخطّى نكنند، و خداوند بتمام امور آنها احاطه كامل داشته و از جزئيات و كليّات جريان آنها مطّلع است.
اين مرحله عصمت در تبليغ و تحويل است، و اما مرحله عصمت از معصيّت نيز بتقريب سابق از مدلول آيه خارج نيست، و آن اينكه اگر رسولى گناه كند با فعل خود ترخيص آنرا اعلام نموده، و چون با قول خود حرمت آنرا اعلام نموده است، لذا دعوت بمتناقضين نموده و متناقضين حق نيست، بلكه يكطرف مسلم باطل است و رسول خدا كه قلبش از دستبرد شيطان خارج است، پيوسته متحقق بحقّ بوده و خواهد بود.
در سوره مريم اين حقيقت را ملائكه وحى به پيغمبر عرضه مى‏دارند كه:
"وَ مَا نَتَنّزَّلُ إلَّا بِأَمرِِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَينَ أَيدِينَا وَ مَا خَلفَنَا وَ مَا بَينَ ذلكَ وَ مَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيِّاً"[67]
خداوند ما را به امر خود بسوى تو اى پيغمبر نازل فرموده، ما از خود هيچ دخل و تصرفى نداريم، آنچه در بين دو دست و در مقابل ماست، و آنچه در عقب سر ماست، و آنچه در بين اين دو مرحله است، همه اختصاص بخدا داشته، و در آن تاثير و دخالتى از موجود دگر نيست، و خداوند در حفظ اين معنى دچار نسيان و فراموشى، و در نتيجه اشتباه و خطا نمى‏گردد.
ادامه دارد
-------------------
[63] سوره صافات: 37 - آيه 40
[64] سوره يوسف: 12 - آيه 24
[65] در اينجا اين سئوال پيش مى‏آيد كه چطور در اينجا مراد از اتضاء ارتضاى مطلق است ولى در آيه مباركه 28 از سوره انبياء: "و لا يشفعون الا لمن ارتضى‏"، مراد از ارتضاء ارتضاى در دين و عقيده است، جواب آنستكه چون شفاعت راجع باهل معصيت است، آنهم معاصى كبيره، بدليل آيه 32 از سوره و النجم: "ليجزى الذين اسآءوا بما عملوا و يجزى الذين احسنوا بالحسنى، الذين يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش الا اللمم‏"، افرادى را كه فقط از گناه كبيره اجتناب كنند آنها را محسن شمرده است، و پيغمبر فرموده است‏ شفاعت ‏براى محسنين نيست: شفاعتى لاهل الكبائر من امتى فاما المحسنون فما عليهم من سبيل، و در سوره نساء آيه 30 وارد است كه: "ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم‏"، بنابراين نفس اجتناب از كبائر خود بخود مكفِّر سيئآت و معاصى صغيره است، روى اين زمينه مراد از ارتضاء در آيه شفاعت‏ بمناسبت ‏حكم و موضوع حتما بايد ارتضاء در دين و عقيده باشد نه ارتضاء در سر و ذات و عمل، زيرا كسيكه ذاتش و سرش مورد ارتضاء واقع شود، ديگر درباره او شفاعت معنى ندارد و مؤيد اين معنى رواياتيست كه از حضرت امام رضا عليه السلام وارد شده است و در آنها ارتضاء در آيه شفاعت را بارتضاء در دين تفسير نموده‏‌اند (جلد اول از تفسير الميزان ص 171 ببعد و جلد هفتم در سوره انبياء در آيه 28 رواياتيست كه بر مقصود دلالت دارد) آن آيه ارتضاء در مورد علم غيب بمناسبت‏ حكم و موضوع، باطلاق خود باقى است. در مورد شفاعت ‏باز بمناسبت‏ حكم و موضوع فقط اطلاق در مورد دين و عقيده خواهد داشت.
[66] سوره جن: 72 - آيه 27 - 28
[67] سوره مريم: 19 آيه 64

نايبان خاص حضرت مهدى در دوران غيبت صغرى

قسمت اول
 چهار تن از اصحاب با سابقه امامان پيشين و از علماى پارسا و بزرگ شيعه بودند كه "نوّاب اربعه" ناميده شده‏اند. اينان به ترتيب زمانى عبارت بودند از:
1 - ابو عَمرو عثمان بن سعيد عَمرى،
2 - ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عَمرى،
3 - ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى،
4 - ابو الحسن على بن محمد سَمَرى.
البته امام زمان - عليه السلام - وكلاى ديگرى نيز در مناطق مختلف مانند: بغداد، كوفه، اهواز، همدان، قم، رى آذربايجان، نيشابور و... داشت كه يا به وسيله اين چهار نفر، كه در رأس سلسله مراتب وكلاى امام قرار داشتند، امور مردم را به عرض حضرت مى‏رساندند (1) و از سوى امام در مورد آنان "توقيع" هايى (2) صادر مى‏شده است. (3) و يا - آن گونه كه بعضى از محققان احتمال داده‏اند - سفارت و وكالت اين چهار نفر، وكالتى عامّ و مطلق بوده ولى ديگران در موارد خاصى وكالت و نيابت داشته‏اند (4). مانند:
محمد بن جعفر اسدى، احمد بن اسحاق اشعرى قمى، ابراهيم بن محمد همدانى، احمد بن حمزة بن اليسع (5)، محمد بن ابراهيم بن مهزيار (6)، حاجز بن يزيد، محمد بن صالح (7)، ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى، محمد بن على بن بلال، عمر اهوازى، و ابو محمد و جنائى (8).
1 - ابو عَمرو عثمان بن سعيد عَمرى
عثمان بن سعيد از قبيله بنى اسد بود و به مناسبت سكونت در شهر سامرّأ، "عسكرى" نيز ناميده مى‏شد. در محافل شيعه از او به نام "سمّان" (= روغن فروش) ياد مى‏شد، زيرا به منظور استتار فعاليتهاى سياسى، روغن فروشى مى‏كرد و اموال متعلق به امام را، كه شيعيان به وى تحويل مى‏دادند، در ظرفهاى روغن قرار داده به محضر امام عسكرى مى‏رساند. (10)او مورد اعتماد و احترام عموم شيعيان بود. (9) گفتنى است كه عثمان بن سعيد قبلاً نيز از وكلا و ياران مورد اعتماد حضرت هادى و حضرت عسكرى - عليهما السلام - بوده است. "احمد بن اسحاق" كه خود از بزرگان شيعه مى‏باشد، مى‏گويد:
روزى به محضر امام هادى رسيدم و عرض كردم: من گاهى غايب و گاهى (در اينجا) حاضر و وقتى هم كه حاضرم هميشه نمى‏توانم به حضر شما برسم. سخن چه كسى را بپذيرم و از چه كسى فرمان ببرم؟
امام فرمود: "اين ابو عَمرو (عثمان بن سعيد عَمرى)، فردى امين و مورد اطمينان من است، آنچه به شما بگويد، از جانب من مى‏گويد و آنچه به شما برساند، از طرف من مى‏رساند".
احمد بن اسحاق مى‏گويد: پس از رحلت امام هادى - عليه السلام - روزى به حضور امام عسكرى - عليه السلام - شرفياب شدم و همان سؤال را تكرار كردم.
حضرت مانند پدرش فرمود: اين ابو عَمرو مورد اعتماد و اطمينان امام پيشين، و نيز طرف اطمينان من در زندگى و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگويد از جانب من مى‏گويد و آنچه به شما برساند از طرف من مى‏رساند. (11)
پس از رحلت امام عسكرى، مراسم تغسيل و تكفين و خاكسپارى آن حضرت را، در ظاهر، عثمان بن سعدى انجام داد.(12) نيز همو بود كه روزى در حضور جمعى از شيعيان به فرمان امام عسكرى - عليه السلام - و به نمايندگى از طرف آن حضرت، اموالى را كه گروهى از شيعيان يمن اورده بودند، از آنان تحويل گرفت و امام در برابر اظهارات حاضران مبنى بر اينكه با اين اقدام حضرت، اعتماد و احترامشان نسبت به عثمان بن سعيد افزايش يافته است، فرمود: گواه باشيد كه عثمان بن سعيد وكيل من است، و پسرش محمد نيز، وكيل پسرم مهدى خواهد بود. (13) همچنين، در پايان ديدار چهل نفر از شيعيان با حضرت مهدى كه شرح آن در اوائل اين بخش گذشت - حضرت خطاب به حاضران فرمود:
آنچه عثمان (بن سعيد) مى‏گويد، از او بپذيريد، مطيع فرمان او باشيد، سخنان او را بپذيريد، او نماينده امام شماست و اختيار با اوست. (14)
تاريخ وفات عثمان بن سعيد روشن نيست. برخى احتمال داده‏اند او بين سالهاى 260 - 267 در گذشته باشد و برخى ديگر فوت او را در سال 280 دانسته‏اند. (15)
2 - محمد بن عثمان بن سعيد عَمرى
محمد بن عثمان نيز همچون پدر، از بزرگان شيعه و از نظر تقوا و عدالت و بزرگوارى مورد قبول و احترام شيعيان (16) و از ياران مورد اعتماد امام عسكرى - عليه السلام - بود، چنانكه حضرت در پاسخ شؤال "احمد بن اسحاق" كه به چه كسى مراجعه كند؟ فرمود: عَمرى (عثمان بن سعيد)، و پسرش، هر دو، امين و مورد اعتماد هستند، آنچه به تو برسانند، از جانب من مى‏رسانند، و آنچه به تو بگويند از طرف من مى‏گويند. سخنان آنان را بشنو از آنان پيروى كن، زيرا اين دو تن مورد اعتماد و امين منند. (17)
پس از درگذشت عثمان، از جانب امام غايب توقيعى مبنى بر تسليت وفات او و اعلام نيابت فرزندش "محمد" صادر شد. (18)

"عبد الله بن جعفر حِميَرى" مى‏گويد: وقتى كه عثمان بن سعيد در گذشت، نامه‏اى با هما خطى كه قبلاً امام با آن با ما مكاتبه مى‏كرد، براى ما آمد كه در آن ابو جعفر (محمد بن عثمان بن سعيد) به جاى پدر منصوب شده بود. (19)
همچنين اما، ضمن توقيعى در پاسخ سؤالات "اسحاق بن يعقوب"، چنين نوشت: خداوند از عثمان بن سعيد و پدرش، كه قبلاً مى‏زيست، راضى و خشنود باشد. او مورد وثوق و اعتماد من، و نوشته او نوشته من است (20).
ابو جعفر تأليفاتى در فقه داشته است كه پس از وفاتش، به دست حسين بن روح، سومين نايب امام (و يا به دست ابو الحسن سمرى، نايب چهارم) رسيده است. (21)
محمد بن عثمان، حدود چهل سال عهده دار سفارت و وكالت امام زمان بود و در طول اين مدّت، وكلاى محلّى و منطقه‏اى را سازماندهى و بر فعاليتشان نظارت مى‏كرد و به اداره امور شيعيان اشتغال داشت. توقيع‏هاى متعددى از ناحيه امام صادر، و توسط او به ديگران رسيد. او سرانجام در سال 304 يا 305 درگذشت. (22)
او پيش از مرگ، از تاريخ وفات خود خبر داد، و دقيقاً در همان تاريخى كه گفته بود، در گذشت. (23)
ادامه دارد
پي نوشت ها
1- چنانكه طبق نقل شيخ طوسى، حدود ده نفر در بغداد به نمايندگى از طرف محمد بن عثمان فعاليّت مى‏كردند (الغيبة، ص 225).
2- توقيع به معناى حاشيه نويسى است و در اصطلاح علماى شيعه به نامه‏ها و فرمانهايى كه در زمان غيبت صغرى از طرف امام به شيعيان مى‏رسيده توقيع گفته مى‏شود.
3- صدر، المهدى،، ص .189
4- امين، سيد محسن، أعيان الشيعة، ج 2، ص .48
5- طوسى،، الغيبة، ص 257، .258
6- كلينى،، اصول كافى،، ج 1، ص 518، ح .5
7- كلينى، همان كتاب، ص 521، ح 14 و .15
8- طبرسى،، اًعلام الورى، ص .444
9- طوسى،، الغيبة، تهران، مكتبة نينوى الحديثة ص .214
10- طوسى، همان كتاب، ص .216
11- طوسى،، الغيبة، ص .215
12- طوسى،، همان كتاب، ص .216
13- طوسى،، همان كتاب، ص .216
14- طوسى،، همان كتاب، ص .217
15- دكتر حسين، جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سيد محمد تقى آيت اللّهى، چاپ اوّل، تهران، مؤسسه انتشارات امير كبير، 1367 ه'. ش، ص 155 و .156
16- طوسى،، همان كتاب، ص .221
17- طوسى،، همان كتاب، ص .219
18- طوسى،، همان كتاب، ص 219 - .220
19- طوسى،، همان كتاب، ص 220 - بحار الأنوار، ج 51، ص .349
20- طوسى،، همان كتاب، ص 220 - مجلسى،، بحار الأنوار، ج 51، ص 350 - طبرسى اًعلام الورى، الطبعة الثالثة، ص 452 - على بن عيسى اربلى،، كشف الغمة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى،، 1381 ه'. ق، ج 3، ص .322
21- طوسى، الغيبة، ص .221
22- طوسى،، الغيبة، ص .223
23- طوسى، الغيبة، ص 222 - بحار الأنوار، ج 51، ص .351