شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۴۸
 
۴ قرآن  
 
شماره قبل

فراخوان جايزه بين‌المللي قرآن دبي براي 140 كشور جهان 

كميته برگزاري مسابقات جايزه بين‌المللي قرآن كريم دبي با ارسال دعوت‌نامه‌هاي ويژه‌اي به مناطق مختلف جهان، حضور نمايندگان 140 كشور را در دوازدهمين دوره اين رقابت‌ها خواستار‌شد.
به گزارش خبرگزاري رسمي امارات، "محمد بوملحه" رييس كميته برگزاري اين مسابقات‌ در اين‌باره گفت: سال گذشته حدود 84 كشور در اين رقابت قرآني حضورداشتند و پيش‌بيني‌مي‌شود فعالان قرآني بيش‌تري در اين دوره از مسابقات مشاركت‌كنند.
بر اساس اين گزارش، كميته برگزاري جايزه بين‌المللي قرآن دبي زيباترين پوستر تبليغاتي اين رقابت را از بين ده‌ها طرح ارسال‌شده به كميته انتخاب خواهد‌كرد.
مسئولان اين جايزه در حال حاضر براي انجام اقدامات لازم در راستاي برگزاري هرچه‌ بهتر اين رقابت قرآني در سال جديد قبل از آغاز تعطيلات تابستاني تلاش‌مي‌كنند.
همچنين اسامي كانديداهاي مسابقه برترين پژوهشگر قرآني نيز با اهتمام به معيارهاي ويژه‌اي بررسي‌ خواهد‌شد و تاكنون شماري از دانشگاه‌ها و مراكز اسلامي كشورهاي مختلف جهان نظرات خود را در اين زمينه ارايه داده‌اند.

بالای صفحه

سي‌وششمين دوره از مسابقات قرآن سودان در منطقه ي بحران زده دارفور برگزار مي شود 

"ابوبكر دينق" معاون وزارت اوقاف و ارشاد اسلامي سودان از برپايي سي‌وششمين جشنواره قرآني اين كشور در ايالت دارفور شمالي خبرداد.
به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني محيط، ابوبكر دينق در اين‌باره گفت: اين جشنواره قرآني در روز 25 آگوست برابر با چهارم شهريورماه امسال و به همت وزات فرهنگ و ارشاد اسلامي سودان برگزارمي‌شود.
وي افزود: وزارت اوقاف كميته‌هاي ويژه‌اي براي بررسي فعاليت‌ها و برنامه‌هاي سي‌وششمين جشنواره قرآني سودان در دارفور تشكيل‌داده و مقدمات لازم براي برپايي هرچه بهتر اين جشنواره فراهم شده‌است.
معاون وزارت اوقاف و امور اسلامي سودان در پايان تصريح‌كرد: اين وزارت براي مشاركت بيشتر ساكنان دارفور در عرصه‌هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي و نيز جمع‌آوري اسناد و نسخه‌هاي خطي قديمي اسلامي تشكيل كميته داده‌است.

بالای صفحه

تحقيقات درباره ذات خداوند مسلمانان و مسيحيان در فرانسه 
اسقف هاي فرانسه مجموعه اي تحقيقاتي براي مشخص شدن مسائل اساسي در مورد ذات خداوند از ديدگاه اسلام و مسيحيت منتشر کرده اند.
کميسيون دکترين اسقف هاي فرانسه مجوعه اي تحقيقاتي با عنوان "مسلمانان و مسيحيان چگونه در مورد خدا صحبت مي کنند" منتشر کرد.
"ميشل سانتير" رييس شوراي روابط بين مذاهب و جريان هاي جديد ديني در فرانسه در مورد اين مجموعه گفت: در نوامبر 2006 تصميم تاسيس گروهي با عنوان "کاتوليک ها و مسلمانان در فرانسه امروز" گرفته شد.
وي تصريح کرد: در اين راستا اسقف ها در زمينه پاسخ به اين سئوال که "آيا خداي کاتوليک ها و مسلمانان يکي است؟" کار کرده اند و اين مجموعه پاسخي به اين پرسش است.
سانتير تاکيد کرد: افراط گرايان به نام خداوند، مرتکب سوقصد و جناياتي مي شوند و اين طبيعي است که مسلمانان و مسيحيان بگويند اين همان خدايي نيست که که به آن اعتقاد دارند.
وي افزود: اين ادعا که مي توان به نام خدا کسي را کشت، نماياندن تصويري دروغين از خدا است. اين دکترين در نظر دارد اين وضعيت را روشن و سوءتفاهم ها را برطرف کند.
ميشل سانتير در خصوص اهميت و ارزش گفتگوي بين مذاهب نيز گفت: براي برقراي گفتگو با مسلمانان پيش از هر چيز بايد با احترام به آنها نگاه کرد.
بنابر گزارش پايگاه خبري "اي.بي.ال نيوز"، رييس شوراي روابط بين مذاهب و جريان هاي جديد ديني در فرانسه ادامه داد: يکي از اهداف گفتگوي مذاهب تقويت زندگي مسالمت آميز در صلح و آرامش است. در اين نوع گفتگو ها بايد تنها به نقاط مشترک توجه کرده و از تکيه بر اختلاف خودداري کرد.
بالای صفحه

در سوريه بررسي‌شد
"تأثير قرآن كريم بر تمدن اسلامي و زبان عربي" 

نشست "بررسي تأثير قرآن كريم بر تمدن و فرهنگ اسلامي و زبان عربي"، 23 خرداد در كتابخانه ملي شهر "حلب" سوريه برگزارشد.
به گزارش روزنامه كويتي "الوطن"، "عبدالرحمن عطبه" پژوهشگر مطالعات قرآني سوريه با ارايه سخناني در اين نشست گفت: قرآن كريم، با آموزه‌ها و مفاهيم ارزشمند خود، تمدن اسلامي و زبان عربي را بسيار غني‌ و ويژگي‌هاي منحصر به فردي به آن اعطاكرد كه هيچ زباني در جهان و در طول تاريخ بشري اين خصوصيات را ندارد.
وي افزود: زبان عربي، زبان قرآن كريم است و جايگاه ويژه‌ و ارزشمندي نزد مسلمانان دارد؛ چنانچه "ديرو كلمان" انديشمند و متفكر غربي، گستردگي و برتري زبان عربي را به فضل تعاليم و مبادي قرآن مي‌داند كه 14 قرن پيش نازل شده‌است.
عبدالرحمن عطبه در ادامه به توانمندي زبان عربي و چالش‌هاي داخلي و خارجي آن اشاره‌ و تصريح‌كرد: زبان عربي با وجود تمامي موانع و چالش‌ها، فصاحت، استواري، اصالت و صيغه‌هاي بياني خود را حفظ‌ كرده‌است.
وي خاطرنشان ‌كرد: تمامي زبان‌هاي دنيا دچار تغييرات و تحولات گسترده‌اي شده‌اند، اما زبان عربي به فضل وحياني‌بودن قرآن كريم، معاني و ارزش‌هاي والاي خود را تاكنون حفظ كرده‌است.
يادآوري‌مي‌شود "عبدالرحمن عطبه" داراي مدرك دكتراي زبان عربي از دانشگاه "عين شمس" قاهره است و در بسياري از دانشگاه‌هاي عربي تدريس‌كرده و داراي مؤلفات زيادي در زمينه زبان عربي و ارايه تصوير حقيقي اسلام به غيرمسلمانان است.

بالای صفحه

عسگر اولادي:
تسمك به قرآن و اطاعت از مرجعيت سرلوحه شهداي مؤتلفه اسلامي است

دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري در جمع نمازگزاران تهراني گفت: تمسك به قرآن، توسل به عترت و اطاعت از مرجعيت سرلوحه سرمايه‌هاي شهداي مؤتلفه اسلامي است.
حبيب‌الله عسگراولادي، دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري ديروز، جمعه در آستانه 26 خرداد؛ سالروز گراميداشت شهداي مؤتلفه اسلامي در جمع نمازگزاران تهراني به بيان ويژگي‌هايي از اين شهدا پراخت.
وي با اشاره به آيه 4 سور "صف"؛ "إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ"، تصريح كرد: شهداي مؤتلفه اسلامي به اين آيه تمسك كرده و تمام برنامه‌هاي خود را چه در تهيه مقدمات و چه در مراحل اجرا، بازجويي، بازپرسي و دادگاه براساس اين آيه انجام مي‌دادند؛"در حقيقت‏خدا دوست دارد كسانى را كه در راه او صف در صف چنانكه گويى بنايى ريخته شده از سرب‏اند جهاد مى‏كنند"
عضو شوراي مركزي حزب مؤتلفه اسلامي ادامه داد: از اين 6 شهيد، 4 نفر (صادق اماني، محمد بخارايي، مرتضي نيك‌نژاد و رضا صفارهرندي) در روز 26 خرداد به شهادت رسيدند و دو نفر ديگر (مهدي عراقي و علي اندرزگو) نيز همراه آنها بوده و در همه تصميم‌ها با آنها هم‌راي بودند.
عسگراولادي با بيان اينكه اين شهدا آغازگر راهي تازه در خدمت به مرجعيت بودند، ابراز كرد: تمسك به قرآن، توسل به عترت و اطاعت از مرجعيت سرلوحه سرمايه‌هاي شهداي مؤتلفه اسلامي است.
دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري در ادامه با بيان خاطراتي از شهداي مؤتلفه و تأكيد بر اين نكته كه آنها برنامه خود را در ترور حسنعلي منصور، با فتواي آيت‌الله ميلاني انجام داده‌ بودند، عنوان كرد: آنها جز آهنگ مرجعيت و روحانيت، آهنگ ديگري نداشتند.
وي با نقل خاطره‌اي از شهيد اماني، بيان كرد: وي در پاسخ به اين سؤال كه چرا اين كار را كرده، گفت: مرجع تقليد ما فرموده مسلمان نيست كسي كه فرياد نزد و ما به اين نتيجه رسيديم كه رساترين فرياد، فرياد از لوله اسلحه است تا همه مسلمانان و جهانيان اين فرياد را بشنوند.
نماينده ولي‌فقيه در كميته امداد يادآور شد: اين شهدا برنامه خود را در روز 17 ماه رمضان كه مطابق با سالروز جنگ "بدر" بوده، انجام دادند و نام آن را نيز بدر نهادند.
عضو شوراي مركزي حزب مؤتلفه اسلامي در ادامه سخنان خود در جمع نمازگزاران تهراني با اشاره به پيام مقام معظم رهبري به مجلس هشتم و سخنان ايشان در ديدار با نمايندگان مجلس، خاطرنشان كرد: اين سخنان نورانيت ولايت را در جهان آشكار كرد.
وي در پايان با تشكر از حضور مردم در انتخابات مجلس هشتم، گفت: همه مسئولان به شكرانه اين همه نعمت، آهنگ ولايت را به ويژه در هماهنگي قوا براي خدمت به مردم و حل مشكلات آنها، با تمام وجود به كار گيرند.

بالای صفحه

برنامه‌هاي امروز شبكه قرآن و معارف سيما و صداي قرآن 
در بخش نخست برنامه‌هاي بيست و پنجم خرداد شبكه قرآن و معارف سيما در آغازين روزهاي سال نوآوري و شكوفايي دعاي عهد در ساعت 6 و 20 دقيقه، يك روز نوراني در ساعت 7 صبح، تفسير سوره نحل به كارشناسي آيت الله جوادي آملي در ساعت 8، زاهدان وارسته در ساعت 8 و 30 دقيقه، برنامه زنده راه روشن در ساعت 9، اخبار قرآني در ساعت 10، تلاوت در ساعت 10 و 15 دقيقه، ادبستان قرآن 10 و 20 دقيقه، تلاوت در ساعت 10 و 50 دقيقه، خانه هاي آسماني در ساعت 11 و 30 دقيقه، ايمان در قرآن با كارشناسي آيت الله ري شهري در ساعت در ساعت 12 و 15 دقيقه، برنامه زنده اذانگاهي وقت حضور در ساعت 12 و 30 دقيقه، سخنراني مذهبي در ساعت 13 و 30 دقيقه، تفسير موضوعي نبوت در قرآن حجت الاسلام محمدي در ساعت 14 و 30 دقيقه، ن و القلم (تاثير قرآن و حديث بر ادب فارسي)در ساعت 15،‌ برنامه زنده چشمه هاي جاري در ساعت 16، مسابقه سفر قرآني در ساعت 17 و 30 دقيقه، سريال روزهاي قرآني در ساعت 18، پنجره در ساعت 19 و نردبان آسمان(ويژه برنامه اذانگاهي مغرب) در ساعت 19 و 10 دقيقه پخش مي‌شود.
همچنين در بخش دوم برنامه هاي سيماي قرآن تكرار برنامه تفسير سوره نحل آيت الله جوادي آملي، تكرار ايمان در قرآن در ساعت 21، تكرار برنامه راه روشن در ساعت 21 و 50 دقيقه، دعاي كميل در ساعت 22 و 30 دقيقه و سيره نبوي با زيرنويس انگليسي در ساعت 23 و 30 دقيقه، پخش مي شود.
تكرار نور هدايت در ساعت يك بامداد، به سوي سعادت به كارشناسي آيت الله مصباح يزدي در ساعت 3 بامداد و تكرار برنامه تفسير موضوعي نبوت در قرآن به كارشناسي حجت الاسلام محمدي در ساعت 4 و 45 دقيقه و ويژه برنامه اذان صبح در ساعت 5 و 15 دقيقه بامداد ديگر برنامه هاي شبكه قرآن و معارف سيما است.
در بخش نخست برنامه‌هاي بيست و پنجم خرداد شبكه قرآن و معارف سيما با دعاي عهد در ساعت 6 و 20 دقيقه، يك روز نوراني در ساعت 7 صبح، پيام سبحان به كارشناسي حجت الاسلام والمسلمين كازروني در ساعت 8، مجله تصويري نهضت قرآن آموزي 8 و 30 دقيقه، قرآن، مشاوره و زندگي در ساعت 9، اخبار قرآني در ساعت 10، تلاوت در ساعت 10 و 15 دقيقه، عقيق 10 و 20 دقيقه، تلاوت در ساعت 10 و 50 دقيقه، مدرسه قرآن در ساعت 11 و 10 دقيقه، وقت حضور در ساعت 11 و 30 دقيقه، تلاوت تحقيق استاد عبدالباسط در ساعت 11 و 45 دقيقه، سخنراني مذهبي در ساعت 13، تلاوت در ساعت 14، تفسير موضوعي امامت در قرآن حجت الاسلام نقي پور در ساعت 14 و 30 دقيقه، تلاوت در ساعت 15 و 15 دقيقه، تكرار " الف، لام، ميم" مجله تصويري نهضت قرآن آموزي در ساعت 15 و 30 دقيقه، برنامه زنده چشمه هاي جاري در ساعت 16 و نردبان آسمان "ويژه اذان مغرب" در ساعت 17 و 15 دقيقه، پخش مي‌شود.
همچنين در بخش دوم برنامه هاي سيماي قرآن محفل قرآني در ساعت 18، تکرار عقايد اسلام در قرآن كريم در ساعت 18 و 45 دقيقه، تكرار عقيق در ساعت 19 و 30 دقيقه، تلاوت در ساعت 20 و15 دقيقه، تکرار پيام سبحان به كارشناسي حجت الاسلام والمسلمين كازروني در ساعت 20 و 30 دقيقه، تكرار برنامه قرآن، مشاوره و زندگي در ساعت 21 و 30 دقيقه، زيارت جامعه كبيره در ساعت 22 و 30، حديث كساء در ساعت 23، تكرار تفسير موضوعي نبوت در قرآن حجت الاسلام محمدي در ساعت 23 و 30 دقيقه پخش مي شود.
اين گزارش مي افزايد: تكرار برنامه "بياييد اينگونه باشيم" در ساعت يك بامداد، تا آسمان در ساعت 2 بامداد، ويژه فضيلت انس با قرآن در ساعت 3 و 30 دقيقه، ويژه برنامه اذان صبح در ساعت 4 و 20 دقيقه و فرازي از مناجات خمسه عشر در ساعت 5 و 30 دقيقه ديگر برنامه هاي شبكه قرآن و معارف سيما است.
علاقه مندان به معارف قرآني و اهل بيت (ع) مي‌توانند برنامه‌هاي متنوع ‏‏قرآني، تفسيري و آموزشي ‏توليد شده از شبكه قرآن سيما را همه روزه به صورت ‏‏شبانه‌روز از طريق باند يو اچ اف در استان هاي مختلف و همچنين اخبار و اطلاعات قرآني را در ساعات ‏‏هشت، يازده و نوزده در سه ‏بخش خبري از راديو قرآن بر روي موج ‏FM‏ رديف 30/91 و يا ‏‏موج AM رديف 585 دريافت كنند‏.
بالای صفحه

يك گرافيست:
قدرت تجسم ذهن از مفاهيم آيات با خواندن قرآن ارتباط مستقيم دارد 
هر چه بيشتر قرآن بخوانيم، ذهن ما با تصوير، انس بيشتري گرفته و قدرت تجسم از مفاهيم آيات قرآن بالاتر مي‌رود.
"حسين آزاد"، مسئول واحد تجسمي حوزه هنري استان اردبيل و گرافيست، با بيان اين مطلب افزود: مطالعه آيه‌هاي قرآن در نخستين مرحله، باعث توليد تصوير در ذهن مخاطب مي‌شود و اين تحركات ذهني بر انديشه و روح انسان‌ها اثر مستقيم و عميقي به جا مي‌گذارد.
او تاكيد كرد: هر يك از سوره‌هاي قرآن بر حسب محتوا، از يك تصويرسازي خاص برخوردارند و وقتي ما با محتواي محبت‌آميز، هشداردهنده، هيجان‌انگيز، آرامش‌بخش و ... قرآن روبرو مي‌شويم، تصويرسازي و رنگ‌هاي متناسب با اين محتواها را نيز مشاهده مي‌كنيم.
اين گرافيست ادامه داد: همين ويژگي اعجازانگيز قرآن، باعث مي‌شود انساني كه روزها با تصوير سر و كار دارد و هنگام خواب نيز ناخودآگاه تصويرهاي ساخته شده در طول روز را مرور مي‌كند، از مفاهيم آيات الهي به دركي عميق‌تر برسد.
بالای صفحه

شناخت تحليلى قرآن

شهيد مرتضى مطهرى
قسمت سوم(پاياني):
مخاطبهاى قرآن
يکى ديگر از نکاتى که در شناخت تحليلى مى بايد از قرآن استنباط کرد , تعيين و تشخيص مخاطبان قرآن است . در قرآن تعبيراتى نظير & هدى للمتقين ( 2 ) 0 هدى و بشرى للمؤمنين ( 3 ) 0 و لينذر من حى & ( 4 ) زياد آمده است . اينجا مى توان سؤال کرد که هدايت براى پرهيزکاران لزومى ندارد زيرا آنها خود پرهيزکارند . از سوى ديگر در قرآن مى بينيم که خود را چنين معرفى مى کند .
& ان هو الا ذکر للعالمين و لتعلمن نبأه بعد حين & ( سوره ص آيه 87 )
اين قرآن نيست مگر مايه بيدارى همه جهانيان و خبرش را بعد خواهيد شنيد ( 5 )
پس آيا اين کتاب براى همه جهانيان است يا صرفا براى مؤمنين ؟ باز در آيه ديگر پروردگار سبحان خطاب به پيامبر مى گويد :
و ما ارسلناک الا رحمة للعالمين
( سوره انبياء آيه 107 )
ما تو را نفرستاديم مگر آنکه رحمتى هستى براى همه عالميان . توضيح مفصل اين مطلب آنجا که مبحث تاريخ در قرآن طرح بشود , ارائه خواهد شد . اما در اينجا با جمال بايد گفت در آياتى که خطاب قرآن به همه مردم عالم است , در واقع مى خواهد بگويد قرآن اختصاص به قوم و دسته خاصى ندارد .
هر کس به سمت قرآن بيايد نجات پيدا مى کند , و اما در آياتى که از کتاب هدايت بودن براى مؤمنين و متقين نام مى برد , مى خواهد اين نکته را روشن کند که در نهايت چه کسانى رو به سوى قرآن خواهند آورد و چه گروههايى از آن دورى خواهند گزيد . قرآن از قوم خاص و قبيله معينى به عنوان علاقمندان و ارادتمندان خود ياد نمى کند . نمى گويد قرآن در تيول اين يا آن قوم قرار دارد . قرآن برخلاف ساير مکاتب انگشت روى منافع يک طبقه خاص نمى گذارد . نمى گويد مثلا صرفا براى تأمين منافع فلان طبقه آمده است . مثلا نمى گويد تنها و تنها هدفش حمايت از طبقه کارگران است يا پشتيبانى از طبقه کشاورزان . قرآن در مورد خودش تأکيد مى کند که کتابى است براى برقرارى عدالت . درباره پيامبران مى گويد :
و انزلنا معهم الکتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط .
( سوره حديد آيه 25 )
قرآن قسط و عدالت را براى کل جامعه انسانى مى خواهد نه فقط براى اين طبقه يا آن قوم و قبيله . قرآن براى جلب انسانها به سمت خود , برخلاف بعضى مکتبها مثل نازيسم , بر روى تعصبات آنها انگشت نمى گذارد . همچنين برخلاف برخى ديگر از مکتبها مثل مارکسيسم , بر روى منفعت طلبى و نفع پرستى انسانها تکيه نمى - کند و آنها را از راه منافعشان به حرکت در نمىآورد ( 1 ) قرآن همانطور که براى وجدان عقلى انسان اصالت قائل است , براى او يک اصالت وجدانى و فطرى نيز قائل است و بر اساس همان فطرت حق جويى و عدالت طلبى است که انسانها را به سير و حرکت وامى دارد . و از اينرو پيامش منحصر به طبقه کارگر يا کشاورز يا محروم و مستضعف نمى شود . قرآن به ظالم و مظلوم , هر دو خطاب مى کند که به راه حق بيايند . موسى , هم به بنى اسرائيل و هم به فرعون پيام خدا را ابلاغ مى کند و از آنها مى خواهد که به پروردگار ايمان بياورند و در راه او حرکت کنند , حضرت محمد رسالت و دعوت خود را هم به سران قريش و هم به ابوذر و عمار عرضه مى کند . قرآن نمونه هاى متعددى از برانگيختن فرد عليه خودش و بازگشت از مسير گمراهى و تباهى ( توبه ) ذکر مى کند . البته قرآن خود به اين نکته توجه دارد که بازگشت آنها که در رفاه و تنعم بسر مى برند به مراتب دشوارتر از بازگشت محرومان و ستمديدگان است .
گروه دوم باقتضاى طبع در راه عدالت حرکت مى کنند , اما گروه اول بايد از منافع شخصى و گروهى خود صرفنظر کنند و پا روى اميال و خواستهاى خود بگذارند .
قرآن مى گويد گروندگان به او آنها هستند که روحشان پاک و تصفيه شده است . و اين گروندگان صرفا بر اساس حقيقت جويى و عدالت طلبى که فطرى هر انسانى است , به قرآن گرايش پيدا کرده اند نه به اقتضاى منافع و تمايلات مادى و جاذبه هاى دنيوى .
***پينوشت:
2 - مذهب اخلاق , و مقصودش مذهبى است که بر مبناى مصالح اخلاقى استوار است .
آنگاه از مذهب ديگرى ياد مى کند که نامش را مذهب هستى مى گذارد و اين تعبير او همان تعبيرى است که ما از آن به دل ياد کرديم . به اعتقاد اينشتين , اين مذهب در واقع ميخواهد بگويد زمانى براى انسان حالتى معنوى و روحى حاصل مى شود که در آن حالت از اين خود محدود که بواسطه آمالها و آرزوهاى حقير و خرد احاطه شده و از ديگران جدا گرديده و همچنين از عالم هستى طبيعى که براى او حصارى شده است , به ناگاه بيرون مىآيد و از اين زندان رها مى شود و در آن هنگام است که به نظاره کل هستى مى نشيند و وجود را همچون حقيقتى واحد درمى يابد و عظمتها و شکوه ها و جلالهاى ماوراى پديده ها را به عيان مى بيند و حقارت و ناچيزى خود را متذکر مى گردد و آنگاه است که مى خواهد با کل هستى متصل گردد .
اين تعبير اينشتين , داستان همام را به ياد مىآورد که از امير المؤمنين ( ع ) صفات مؤمن را باز مى پرسد . حضرت در جواب او به پاسخى کوتاه اما جامع قناعت مى کنند و مى فرمايند :
يا همام اتق الله و احسن ان الله مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون .
( نهج البلاغه خطبه 183 ) .
اى همام تو خود از خدا بترس و نيکوکار باش که خدا با پرهيزکاران و نيکوکاران است . ( 1 ) ائمه ( ع ) قرآن را با چنان شورى مى خواندند که رهگذرانى که صداى آنها را مى شنيدند بى اختيار مى ايستادند و منقلب مى شدند و مى گريستند .
1 - مثل آيه 58 از سوره مريم و آيات اول سوره صف و . . .
2 - هدايت است براى پرهيزکاران .
3 - هدايت و بشارت است براى مؤمنين .
4 - آمده است تا زنده ها را انذار کند .
5 - اين آيه از آيات عجيب قرآن است . در هنگام نزول آيه پيامبر در مکه بود و در واقع با اهل يک دهکده گفتگو مى کرد . براى مردم مضحک بود که فردى تنها با اين اطمينان بگويد که خبر اين آيه را بعد خواهيد شنيد . به زودى خواهيد شنيد که اين کتاب در اندک مدت با جهانيان چه خواهد کرد.
1 - زيرا در اينصورت ديگر عدالت و حق براى گروندگان هدف نخواهد بود , بلکه رسيدن به منافع و ارضاى خواسته ها , هدف قرار مى گيرد .
آشنايى با قرآن ج1-2ص31

بررسي ويژگي‌هاي علمي و اخلاقي استاد عطاردي

استاد عطاردي نويسنده و محققي است كه با بيش از نيم‌قرن تلاش خستگي‌ناپذير علمي، در جهت اعتلاي فرهنگ تشيع در ايران، كارنامه‌اي درخشان در عرصه‌ پژوهش، تأليف، تصحيح و ترجمه دارد و با بيش از پنجاه عنوان اثر در يك‌صد مجلد، از نوادر روزگار به شمار مي‌رود.
براي آشنايي هرچه بيشتر با اين روحاني محقق و در عين حال ساده‌پوش و ساده‌زيست و ساده‌گو در محضرش زانو زديم تا جرعه‌اي از آن درياي بيكران را براي ما به تصوير بكشد و استاد اين‌گونه شروع كردند:
آغازين قدم‌ها
من صحبت‌هاي خودم را از آغاز ورود به مسائل علمي و تحقيقي شروع مي‌كنم. در آذرماه 1331 از مشهد مقدس به تهران مهاجرت كردم و در مدرسه مرحوم شيخ عبدالحسين در بازار تهران حجره گرفتم. چون از دوره كودكي و جواني علاقه‌مند به مسائل علمي و فرهنگي بوده‌ و روحيه كتابخواني داشتم، در تهران با تعدادي از ناشران و محققان و مؤلفان آشنا شدم كه يكي از آن‌ها مرحوم علي‌اكبر غفاري بود.
همكاري من با ايشان در تصحيح متون، با چاپ كتاب كافي شروع شد. اين كتاب تا دهه 30 چاپ حروفي نشده بود و تنها چاپ سنگي قديم بود. اين براي من بركتي بود كه وارد كارهاي تصحيح متون شدم. حدود 5 سال با ايشان همكاري داشتم. برخي از كتاب‌هايي كه در آن‌ها با ايشان همكاري كردم عبارت‌اند از: كتاب فروع كافي در 6 جلد، برخي از آثار شيخ مفيد و شيخ صدوق مثل اختصاص و معاني الاخبار، كتابي از طبرسي به نام اعلام‌الوري باعلام‌الهدي كه قبلا چاپ سنگي بود و آن را چاپ سربي و حروفي كرديم و در اواخر دهه سي چاپ شد. انجام اين كارها موجب شد كه من با منابع و مأخذ و كتب حديثي، تاريخي، رجال، لغت، ادب، جغرافيا و انساب آشنا شوم.
من تا سال 1340 مقيم مدرسه شيخ عبدالحسين بودم و چند ساعتي از روز را در كتاب‌فروشي به ايشان كمك مي‌كردم. البته هر روز به آن‌جا نمي‌رفتم و بيشتر در مواقعي كه كتابي چاپ مي‌شد براي مقاله كردن آن كتاب به آن‌جا مراجعه مي‌كردم. گاهي 2 - 3 ساعت يا بيشتر در روز همراه ايشان بودم. از سال 1340 به طور مستقل شروع به كار كردم. در اين دوره من با روش كار در كتاب كافي و كتاب‌هاي شيخ صدوق و مفيد و طبرسي كه از متون احاديث شيعه است، آشنا شده بودم و اين كار من را هر چه بيشتر با اصول و مباني آشنا كرد.
در ضمن مطالعات كتاب‌ها متوجه شدم اخبار و رواياتي از حضرت عبدالعظيم (ع) وجود دارد. بنده تا آن روز حضرت عبدالعظيم(ع) را يك شخصيت علمي ـ‌ فقهي و حديثي هم نمي‌دانستم و فقط او را يك امام‌زاده مي‌دانستم ولي هنگام كار بر اين كتاب‌ها معلوم شد كه ايشان يك محدث و راوي مورد اعتماد امامان زمان خودش بوده است. اين موجب شد كه انگيزه‌اي در من پيدا شود كه اخبار اين بزرگوار را جمع كنم. با تحقيق در تمام كتب، هفتاد و چند حديث پيدا كردم و براي اين‌كه فارسي‌زبانان هم بتوانند استفاده كنند ان را ترجمه كردم. به اين صورت كه متن عربي را آورده و در زير آن را به فارسي ترجمه كردم.
در سال 1342 كتاب مسند حضرت عبدالعظيم (ع) به عنوان اولين اثر تأليفي مستقل بنده چاپ شد. در آغاز اين كتاب شرح حالي از خود حضرت عبدالعظيم (ع)‌ تا زيدبن‌الحسن‌المجتبي ـ عليه‌السلام ـ نوشتم زيرا نسبت ايشان با چهار واسطه به امام حسن مجتبي ـ عليه‌السلام ـ مي‌رسد. در بخش دوم كتاب، اساتيد و مشايخ و شاگردان ايشان را نوشتم. در بخش بعد درباره باغي كه حضرت عبدالعظيم (ع) در آن دفن شدند توضيح دادم كه چه كسي باغ را به اين صورت درآورد، گنبد و اتاق‌ها را چه كسي ساخت. اين كتاب در حدود 350 صفحه چاپ شد و مورد استقبال زيادي واقع شد و در واقع بركت و منشأ فوايد علمي، معنوي و مادي زيادي براي كارهاي بعدي من در آينده شد.
دومين اثر بنده ترجمه كتابي با عنوان "زندگاني چهارده معصوم" است. اين كتاب ترجمه كتاب اعلام‌الوري نوشته طبرسي است كه عربي آن را قبلا با همكاري آقاي غفاري چاپ كرده بوديم و با توجه به شناختي كه نسبت به اين كتاب پيدا كردم و آن را يك متن خوب و قوي مي‌دانستم، تصميم به ترجمه آن گرفتم. كارنامه تأليفي من تا سال 1345 يك كتاب تأليف و يك كتاب ترجمه را در خود داشت.
اولين كاري كه در زندگي به تنهايي شروع كردم، كتاب فرهنگ خراسان بود. در واقع نقطه آغازين اين كتاب از سال 40 در من به وجود آمد يعني زماني كه من به دنبال رجال و اشخاص براي تحقيقات بودم متوجه شدم، علما و رجال زيادي در طول تاريخ متعلق به خراسان هستند. در قرن سوم و چهارم و پنجم هجري اين سرزمين مملو از ادب و فرهنگ است؛ افرادي مثل بيهقي، نيشابوري، خوارزمي، مرزوي، طوسي، سمرقندي، بخارايي كه بيش از صد نفر اهل خراسان هستند. اين كار نوري را در دل من تابيد كه در اين زمينه تلاش كنم.
من در سال 1344 براي اولين بار به عتبات عاليات و زيارت قبور اهل بيت مشرف شدم. در آن‌جا با مرحوم شيخ آغابزرگ تهراني صاحب الذريعه، آشنا شدم. البته قبلا ايشان را در تهران ديده بودم و ايشان را مي‌شناختم. خدمت ايشان رفتم و نسخه‌اي از كتاب مسند حضرت عبدالعظيم(ع) در نجف به ايشان هديه دادم. روزي به ايشان گفتم كه من قصد كار كردن روي خراسان را دارم، ولي كاري سنگين است كه به من گفتند: "شما جوان هستي همت كن". راهنمايي كه اين عالم بزرگوار در من اثر گذاشت و شروع به كار كردم.
از جمله مشوقان من به اين كار مرحوم شيخ عبدالحسين اميني صاحب الغدير و مرحوم مرتضي مطهري، جلال‌الدين همايي و مرحوم شهاب‌الدين مرعشي نجفي بود كه ايشان هميشه از من درباره اين كتاب سؤال مي‌كرد تا آن‌جا كه حتي تا آخرين روزهاي حيات‌شان هم پيگير اين كتاب بود.
من درباره خراسان كار خود را با فيش‌برداري شروع كردم. در مرحله اول كار، محدوده خراسان را از كتب جغرافيايي قديم متعلق به قرن سوم و چهارم به دست آوردم. در مرحله بعد امكنه، شهرها و قرا و قصبات را در اين محدوده از كتب جغرافيايي استخراج كردم كه بيش از دو هزار مورد به دست آمد. در سومين مرحله، به استخراج رجال اين مناطق مثل نيشابور، بيهق، سرخس، نيشابور، خوارزم، ابيورد، نساء، جوين، جاجرم، قومس، بسطام، گناباد، هرات، سمرقند، بخارا، جوزجانات، بداخشان و بلخ و ... پرداختم.
من براي انجام اين كار دو نكته در نظرم بود؛ يكي اين‌كه، انتهايي براي آن قرار ندادم و دوم اين‌كه مراجعه به همه كتاب‌ها اعم از كتاب‌هاي چاپي و خطي را آغاز كردم. كار را با مطالعه كتاب‌هاي موجود در ايران در شهر‌هاي قم، اصفهان، يزد، شيراز، اهواز، تبريز، خوي، مراغه، اروميه، همدان شروع كردم و ده‌ها كتابخانه را بررسي كردم. در آخر به اين نتيجه رسيدم كه نبايد به اين‌ها كفايت كرد و بايد رحل سفر بست و به خارج از كشور رفت.
نخستين سفر خود را از مكه مكرمه و مدينه منوره در نوروز 1345 شروع كردم. دو ماه در آن‌جا اقامت كرده و از كتابخانه‌هاي حرمين شريفين استفاده بردم. چندين سفر به هندوستان رفتم و در پاكستان از شهرهاي كراچي، لاهور، حيدرآباد، پيشاور و ده‌ها شهر در جنوب و مركز آن ديدن كردم. سفر ديگري به يمن و مصر و سوريه و لبنان رفتم. سفر ديگر به اروپا و شهرهاي پاريس و لندن و استانبول داشتم و در سفري نيز به مسكو، سن پطرزبورگ، بخارا، سمرقند، تاشكند و دوشنبه رفتم. به همه جاي افغانستان سفر كردم، چون بخش اعظم آن متعلق به خراسان قديم بوده است. همه كتابخانه‌ها را ديدم و با علما و دانشمندان و رجال ديدار ‌كردم و آثار تاريخي را ديدم. در واقع تا سال 1370 دائم‌السفر بودم و در طي سي سال مشغول جمع آوري اسناد و مدارك بودم.
از سال 70 سفرها را به پايان رسانده و شروع به تنظيم مطالب جمع‌آوري‌شده كردم. در مرحله بعد نوشته‌ها را تنظيم كردم. ناگفته نماند كه بنده بين سال‌هاي 40 تا 70 كارهاي ديگري را نيز انجام داده‌ام، كار اصلي من كار خراسان بوده است ولي در اين سفر‌ها، شب‌ها از وقتم استفاده كرده و كتاب‌هاي عربي را ترجمه كردم. اعلام‌الوري را در مشهد، كتاب مقتل‌الحسين نوشته مقرم را در تهران، كتاب زيد شهيد را نيز ترجمه كردم. كتاب الغارات نوشته ثقفي را كه متوفاي 274 است در كشمير ترجمه كردم. اين كتاب از كتب معتبر شيعه است، كتاب النصايح الكافيه را در نجف، كتاب ايمان و كفر جلد 15 بحارالانوار را در دو جلد ترجمه و چاپ كردم.
با تشکر از (ايکنا)