يکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۴۹
 
۳ عترت  
 
شماره قبل

کتابهاي شرح حديث

شناخت و درک عميق احاديث نيازي بوده است که از همان سده نخستين تاريخ اسلام, عالمان مسلمانان را در کنار ساير عرصه‌هاي حديث‌پژوهي به تکاپو در اين عرصه واداشت. آنان براي نيل به اين عرصه مقصود از جنبه‌هاي گوناگون ـ مانند شرح لغات, توضيح نکات بلاغي و توضيح مفاد حديث ـ به شرح احاديث پرداختند و آثار گران‌سنگي از خود به يادگار گذاشتند.
از نظر تاريخــي، عهد صفويه پر برگ و بارتــرين دوران تدوين کتب شرح حديث به شمار مي‌آيد و بخش زيادي از ميراث حديثي عالمان شيعي در اين باب در همين دوران نگاشته شده است که از آن جمله مي‌توان از آثار ذيل نام برد:
1ـ روضة المتقين، شرح کتاب من لا يحضره الفقيه، محمدتقي مجلسي (مجلسي اوّل)، متوفاي 1070ق.
2ـ لوامع صاحبقراني، شرح فارسي کتاب من لا يحضره الفقيه، محمدتقي مجلسي.
3ـ شرح اصول کافي، ملاصداري شيرازي متوفاي 1050ق.
4ـ توضيحات ملا محسن فيض کاشاني (متوفاي1090ق.) ذيل احاديث کتاب وافي.
5ـ شرح اصول و روضه کافي، محمدصالح مازندراني متوفاي 1081 يا 1086ق.
6ـ مراة العقول، شرح کتاب کافي، محمدباقر مجلسي.
7ـ ملاذ الأخيار، شرح کتاب تهذيب‌ الاخبار، محمدباقر مجلسي.
شيخ آغابزرگ تهــراني در کتاب " الذريعه "، از 43 شرح و حاشيه بر کتاب کافي، 34 شرح و حاشيه بر تهذيب ‌الاحکام، 2 6شرح و حاشيه بر استبصار و 15 حاشيه بر کتاب من لا يحضره الفقيه، نام برده است.
اين همه جز موارد بسياري است که عالمان به شرح يک حديث يا يک موضوع حديثي يا به شرح اربعينها پرداخته‌اند.

بالای صفحه

بازديد آيت الله مومن از کارگاه ساخت ضريح امام حسين(ع)

آيت الله مومن، عضو مجلس خبرگان رهبري، در بازديد از کارگاه ساخت ضريح امام حسين (ع)، بر حمايت گسترده از اين طرح تاکيد کرد. 
 آيت الله محمد مومن، عضو مجلس خبرگان رهبري از کارگاه ساخت ضريح مطهر امام حسين بازديد کرد و از نزديک در جريان مراحل ساخت اين ضريح مقدس قرار گرفت.
وي با ابراز خرسندي از پيشرفت کار ضريح بر اساس برنامه زمان بندي شده، بر حمايت گسترده مادي و معنوي علما، مردم و مسئولان کشور در اجراي هر چه بيشتر اين طرح تاکيد کرد.
در اين ديدار پارچه باف، مدير پروژه ساخت ضريح جديد حرم مطهر امام حسين(ع) در قم گفت: هيت امنا تلاش مي کند امکان بازديد از اين کارگاه را در ايام خاص براي عموم فراهم نمايد.

بالای صفحه

در اراك برگزار مي‌شود 
نخستين كنگره بين‌المللي "فاطمه‌شناسي"

نخستين كنگره بين‌المللي "فاطمه‌شناسي" پنجم‌تيرماه جاري به‌مدت دو روز و با حضور سه‌هزار انديشمند در استان مركزي برگزار مي‌شود.
 اين كنگره بين‌المللي با هدف معرفي حضرت زهرا(س) به‌عنوان الگوي كامل در همه ابعاد و يگانگي ايشان به‌عنوان يك بانو، دختر، همسر، مادر در عرصه سياست، فرهنگ، اجتماع و تربيت فرزند برگزار مي‌شود.
مقدمات برگزاري كنگره بين‌المللي "فاطمه‌شناسي" ‌از يك‌سال و نيم گذشته با همكاري استاندار استان مركزي و فرماندار اراك و ساير دستگاه‌هاي فرهنگي آغاز شده است و بر اساس هماهنگي‌هاي به عمل آمده با مجمع جهاني اهل‌بيت (ع) سه‌هزار انديشمند داخلي و خارجي از كشورهاي مختلف در اين كنگره حضور دارند.
منزلت و اصالت زن در اسلام، زن از نگاه بزرگان، حضرت فاطمه(س) از ولادت تا ازدواج، ديدگاه‌هاي دفاعي و امنيتي ايشان، تحليل رويكردهاي تاريخي، اعتقادي، ديني، اخلاقي، عرفاني، سياسي، اجتماعي و اقتصادي در زندگي و آثار حضرت فاطمه(س)، تحليل آثار ايشان و رويكردهاي فلسفي و كلامي در كلام حضرت فاطمه(س) از جمله محورهاي اين كنگره است.
همچنين كنگره بين‌المللي "فاطمه‌شناسي" از چهارشنبه پنجم تيرماه سال جاري در سالن "پيامبر اعظم(ص)" استانداري استان مركزي در اراك آغاز مي‌شود و به مدت دو روز نيز ادامه دارد.

بالای صفحه

مسئول عتبات عاليات سازمان حج و زيارت:
بازگشايي مرز شلمچه شايعه بود 

 مسئول عتبات عاليات سازمان حج و زيارت كشور با اشاره به خبرهاي چند روز اخير در خصوص بازگشايي مرز شلمچه گفت: اين حرف‌ها شايعه‌اي بيش نبوده و هنوز اين مرز بسته است.
   حسين اكبري در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: به صورت مستمر در حال رايزني هستيم تا مرز را باز كنيم ولي تاكنون به نتيجه نرسيده‌ايم.
وي اظهار داشت: مرز شلمچه به دليل درگيري‌هاي داخلي و نا امني موجود در عراق بسته شده و در حال حاضر به نظر مي‌رسد مشكلات برطرف شده ولي هنوز آن‌ها معتقدند برخي از مشكلات باقي مانده است.
‌مسئول عتبات عاليات سازمان حج و زيارت كشور با اشاره به اين‌كه روزانه 1500 نفر به عتبات عاليات اعزام مي‌شوند، گفت: آمادگي داريم روزانه 2500 نفر را به عراق اعزام كنيم.
اكبري همچنين از اينترنتي شدن ثبت‌نام عتبات عاليات از اواسط تابستان سال جاري خبر داد.
وي اظهار داشت: براي اجراي اين كار با بانك توافقاتي انجام شده و به محض اين‌كه موانع برطرف شود كار را اجرايي خواهيم كرد.
مسئول عتبات عاليات سازمان حج و زيارت كشور ادامه داد: مردم مي‌توانند از اين طريق بدون اين‌كه وقت زيادي را صرف رفت‌و آمد كنند، جاي خود را براي سفر، رزور و آژانس مورد نظر خود را انتخاب كنند.
به گفته اكبري، در تلاش هستيم تا هر چه سريع‌تر اين كار را اجرايي كنيم.

بالای صفحه

نگهداري دومين كتاب چاپ سربي ايران در كتابخانه آستان قدس رضوي

كتاب "مآثر سلطانيه" نوشته عبدالرزاق دنبلي سال 1234 هجري قمري به صورت چاپ سربي منتشر شده و در كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي نگهداري مي‌شود.
   به گزارش خبرگزاري فارس، سيدمحمدرضا فاضل هاشمي، رئيس اداره مخطوطات سازمان كتابخانه‌ها، موزه‌ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي گفت: "مآثر سلطانيه" دومين كتاب چاپ سربي است كه در تبريز چاپ شده است.
به گفته وي، اين اثر بعد از كتاب "جهاديه" نوشته قائم‌ مقام در سال 1234 هجري قمري با تلاش عباس‌ميرزا، نايب‌السلطنه و وزير دانشمندش قائم مقام فراهاني كه سهم عمده‌اي در نشر تمدن و فرهنگ ايران داشته‌اند، چاپ شده است.
فاضل هاشمي گفت: كتاب "مآثر سلطانيه" به خاطر شرح مفصل رويدادهاي تاريخي عصر فتحعلي شاه قاجار و روايت مستقيم جنگ‌هاي اول ايران و روس، اهميت ويژه‌اي دارد و به همين علت در زمان حيات مؤلف چاپ شده است.
اين كتاب را سر هارفورد جونز، دومين سفير انگليس در ايران در همان زمان به زبان اگليسي ترجمه كرد.
به نوشته پايگاه اينترنتي آستان قدس رضوي، در ميان مجموعه‌هاي اهدايي به سازمان كتابخانه‌ها، موزه‌ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي كتاب‌هاي منحصر به فرد و كميابي ديده مي‌شوند كه يادداشت واقفان و مالكان نسخه بر حاشيه اوراق آن‌ها، ارزش علمي و تاريخي نسخه‌ها را چند برابر كرده است.
فاضل هاشمي گفت: از جمله اين واقفان مي‌توان از مقام معظم رهبري، آيت‌الله شيرازي، علي‌اصغر حكمت، صادق گوهرين، مقتدري و سيدجلال‌الدين تهراني نام برد كه كتاب‌هاي اهدايي ايشان با توجه به اظهارنظرهاي علمي و تخصصي در حاشيه متن از امتياز خاصي برخوردار است.
كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي علاوه بر داشتن 80 هزار نسخه كتاب و قرآن خطي داراي مجموعه 50 هزار جلد كتاب چاپ سربي و سنگي است.

بالای صفحه

معاون آموزش و پژوهش بعثه مقام معظم رهبري:
برخي از زايران ما کارهايي انجام مي دهند که
در انديشه ديني اسلام وجودندارد

دخيل بستن به پنجره بقيع ، برداشتن خاك بقيع ، عريضه انداختن روي قبور ائمه و.... وهابيت از اين عريضه ها بهره برداري سوء مي كند . كدام مرجع تقليد و فقيهي اين اجازه را به ما داده است . ...
 معاون آموزش و پژوهش بعثه مقام معظم رهبري گفت: مبادا در دام توطئه اي كه دشمنان عليه ما طراحي كرده اند بيفتيم. آنها مي خواهند اين سفر نوراني را به سفر جنگ بين شيعه و سني تبديل كنند ما بايد مراقب اين توطئه ها باشيم. حساب اهل وهابيت از حساب اهل سنت جداست.
به گزارش خبرنگار پايگاه اطلاع رساني حج ، حجت الاسلام والمسلمين قاضي عسكر در همايش زايران عمره دانشجويي با بيان اينكه شما در ابتداي جواني و در بهترين دوران زندگي به عمره مشرف مي شويد گفت:عمره دانشجويي در چند سال گذشته بركات فراواني داشته است الان دانشجويان ما در عمره الگو هستند . خيلي ها مي خواستند اين فرصت را كه براي شما به وجود آمده خراب كنند .
وي خاطر نشان كرد : برخي از زائران ما كارهايي انجام ميدهند كه در انديشه ديني اسلام و تشيع وجود ندارد . دخيل بستن به پنجره بقيع ، برداشتن خاك بقيع ، عريضه انداختن روي قبور ائمه و.... وهابيت از اين عريضه ها بهره برداري سوء مي كند . كدام مرجع تقليد و فقيهي اين اجازه را به ما داده است .ما بحث خاك برداشتن در اسلام نداريم. آن تربتي كه مستحب است ما همراه داشته باشيم و روي آن سجده كنيم تنها تربت امام حسين (ع) است تا از اين طريق همواره به ياد شهادت، مبارزه و جهاد در راه خدا باشيم .
 قاضي عسكر با بيان اينكه برخي از حرفهاي وهابيون هيچ ريشه و اساسي ندارد اظهار داشت : آنها به ما قبوريون مي گويند و در اين زمينه عليه ما كتاب مي نويسند كه ما مثلا ائمه را مي پرستيم در حالي كه همه مي دانند شيعه هرگز پيشوايان خود را نمي پرستد و فقط به خاطر مقام ومنزلتي كه نزد خدا دارند و به دليل پيشوايي آنان شيعيان آنها را احترام مي كنند و آنها را واسطه بين خود و خدا قرار مي دهند . حتي علماي ما مي گويند كسي كه پيامبر و ائمه را از مقام و مرتبه اي كه هستند بالاتر ببرد و درباره آنها غلو كند، مشرك است و شرك به خدا پيدا كرده است . ما در تشهدنماز پيامبر را اول عبد خدا مي دانيم بعد رسول خدا. وقتي هم به زيارت ائمه مي رويم، مي گوييم آمده ايم تا شما را كه در پيشگاه خدا پاك و مقرب هستيد بين خود و خدا واسطه قرار دهيم تا از خدا بخواهيد ما هم راه را پيدا كرده و در مسير درست قرار بگيريم .
وي با طرح اين سوال كه حالا بايد با اين انديشه هاي متحجر چه كنيم ؟گفت : ما بايد با صبر و حوصله و متانت از كنار اين مسائل بگذريم تا بتوانيم تشيع را به جهان معرفي نموده و وحدت امت اسلامي را رقم بزنيم . ما براي درگيري با آنها به آنجا نمي رويم بلكه براي بهره برداري از زيارت خانه خدا آنجا مي رويم.
 قاضي عسكر افزود : آنها به ما گفتند شما خاك پرستيد چون روي مهر سجده مي كنيد. ما برايشان تشريح كرديم كه قرآن سجده را بر خاك واجب كرده و چون همه جا خاك وجود ندارد ما بخشي از خاك را برمي داريم تا بر روي آن براي خدا سجده كنيم . آنها درپايان از ما عذر خواهي كردند و ما از آنها خواستيم كه به جاي طرح اين مباحث بين مردم زمينه اي را فراهم كنند تا علماي ما با علماي آنها بنشينند و اين مباحث را مطرح كنند .
 قاضي عسكر اظهار داشت : خوشبختانه ما در تعامل با برادران اهل سنت مشكلي نداريم. اين وهابيت است كه عليه  شيعه تبليغ مي كند. خيلي از مسائلي كه آنها ايراد مي گيرند اهل سنت هم باور دارد و به آن عمل مي كند. مثلا در مصر جايي به نام راس الحسين ، سيده نفيسه و حتي مكاني به نام حضرت زينب داريم كه اهل سنت آنجا را زيارت مي كند . در عراق هم اهل سنت به زيارت قبور ائمه مي روند .در پاكستان و هندوستان بارگاه و امامواره هست و به نام امام حسين دسته جات راه مي اندازند. حتي بسياري از آنها شعر براي امام حسين سروده اند. ما با اهل سنت مشكلي نداريم .اين وهابيت است كه در جهان فتنه به پا كرده است.
 وي تاكيد كرد : مبادا در دام توطئه اي كه دشمنان عليه ما طراحي كرده اند بيفتيم آنها مي خواهند اين سفر نوراني را به سفر جنگ بين شيعه و سني تبديل كنند ما بايد كاملا مراقب اين توطئه ها باشيم حساب وهابيت از حساب اهل سنت جداست .مراقب باشيد آنها به يك عده پول مي دهند تا عليه شيعه تبليغ كنند. بي دليل اعصاب خود را خسته نكنيد و با آنها درگير نشويد چرا كه بحث با افرادي كه اجير شده اند فايده اي ندارد.سعي كنيد از فرصتهاي مكه و مدينه بهترين استفاده معنوي را ببريد.

بالای صفحه

از ولایت چه می دانید؟
قسمت چهل ودوم
مقام اميرالمؤمنين عليه السلام
اما درباره اميرالمؤمنين عليه السلام كه معلوم است‏ سررشته‏ دار معارف حقه و صاحب لواى حمد و پيشقدم در مراحل توحيد بوده‏ اند، خداوند آن حضرت را در خانه خود و حرم خود در كعبه بدنيا آورد بعد از آنكه نور مقدّس او را از آدم تا حضرت ابوطالب، در اصلاب نسلا بعد نسل حفظ فرمود.
نام مباركش علىّ، كنيه‏‌اش ابوالحسن، پدرش حضرت ابو طالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بود، و ابو طالب برادر اعيانى حضرت عبدالله والد رسول الله بود، بنابراين آن حضرت ابن عم اعيانى رسول خدا بوده ‏
و نسبت او و حضرت رسول در جدّشان حضرت عبدالمطلب مجتمع مى‏گردد.
ابوطالب از بزرگان مكّه و خدمتگزاران برسول خدا بود، و از آن حضرت بسيار حمايت مى‏كرد، بطوريكه تا در قيد حيات بود كسى از مشركين قريش نتوانست‏ به آن حضرت آسيبى وارد كند، سه سال آن حضرت و ساير بنى هاشم را در شعبى كه معروف به شعب ابوطالب است در مكّه حفظ و حراست نمود، و بتمام معنى فدوى و حامى رسول الله بود، تا هنگاميكه از دنيا رخت‏ بربست، دستِ تجاوز و تجاسرِ مشركين به رسول خدا باز شد و پيغمبر اكرم ناچار از هجرت به مدينه گرديد.
حضرت ابوطالب از مؤمنين واقعى، و مسلمين حقيقى برسول خدا بود[68] و اشعاريكه در مدح آن حضرت سروده بسيار، و در كتب احاديث و تواريخ ثبت است، لكن بعللى كه عمده آن حفظ و حراست از حضرت رسول الله بوده، ايمان خود را از قريش كتمان مى‏نمود و حضرت رسول بسيار او را دوست داشتند و به او پدر خطاب مى‏كردند.
در احوالات حضرت فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين عليه السلام
نام مادرش فاطمه، دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف است، و چون اسد برادر عبدالمطلب است لذا ابوطالب و فاطمه پسر عمو و دختر عمو بوده ‏اند.
حضرت فاطمه بنت اسد مادر اميرالمؤمنين از زنان بزرگوار اسلام است، و اول زنيست كه بعد از حضرت خديجه ايمان آورد و بحضرت رسول بسيار محبت مى‏نمود، حضرت او را مادر خطاب مى‏كردند، و چون بمدينه هجرت نمودند بدون فاصله با پاى برهنه حافية بمدينه هجرت نمود.
ابن جوزى مى‏گويد: وَ هِىَ اَوَّلُ امرَأَةٍ هَاجَرَت مِن مَكَّةَ اِلى المَدينَةِ مَاشِيَةً حَافِيَةً وَ هِىَ أَوَّلُ امرَأَةٍ باَيَعَت رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ بِمَكَّةَ بَعدَ خَديجَة[69]
ابن صباغ مالكى مى‏گويد: فاطمه بنت اسد برسول خدا ايمان آورد و با حضرتش بمدينه هجرت نمود، چون در مدينه رحلت نمود پيغمبر اكرم او را در پيراهن‏
خودشان كفن نمودند و دستور دادند كه اسامة بن زيد و ابو ايوب انصارى قبر او را حفر كنند.
چون حفر نموده بموضع لحد رسيدند، خود رسول الله در قبر پائين رفته و لحد او را با دست مبارك خود حفر كردند، و خاك لحد را با دست‏ خود بيرون ريختند، چون از كار حفر فارغ شدند، خود در درون قبر به پشت‏ خوابيدند، و گفتند:
اَللهُ الَّذِى يُحيِى وَ يُميتُ وَ هُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ اَللّهُمَّ اغفِر لِامُّى فَاطِمَةَ بِنتِ اَسَد وَ لَقِّنهَا حُجَّتَهَا وَ وَسِّع عَلَيهَا مُدخَلَهَا بِحَقِّ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ الَانبياءِ الَّذِينَ مِن قََبلى فَاِنَّكَ اَرحَمُ الرَّاحِمِينَ[70]
خداست كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند و اوست كه ابدا نمى‏ميرد.
بار پروردگار من، مادرم فاطمه بنت اسد را مورد مغفرت خود قرار داده، و حجت او را بزبان او القاء بفرما، و قبر را بر او وسيع گردان بحق فرستاده ‏ات و پيامبرت محمّد و پيامبرانى كه قبل از من آمده ‏اند، تو ارحم الراحمين هستى.
اصحاب به حضرت عرضه داشتند[71] يا رسول الله ما ديديم تو را كه در اين عمل با فاطمه كارى كردى كه با هيچكس قبل از او ننموده بودى، پيراهن خود را كفن او نمودى، و لحد او را خود كندى، و در قبر او خوابيدى، و دعا براى او نمودى.
حضرت فرمودند من پيراهن خود را باو پوشانيدم تا خدا از لباسهاى بهشتى در بر او كند، و در قبر او خوابيدم تا فشار قبر بر او آسان گردد، فاطمه در رعايت امر من و مراقبت و حمايت من بهترين خلق بود بعد از ابوطالب سلام الله عليهما[72]
سبط ابن جوزى گويد كه: وفات فاطمه بنت اسد در سنه چهارم از هجرت بوده است.[73]
از ابو طالب و فاطمه بنت اسد چهار پسر بوجود آمد كه بترتيب طالب و عقيل و جعفر و على نام داشتند، و سن هر يك با ديگرى بترتيب ده سال فاصله داشت و يك
‏دختر بنام فاخته كه لقبش ام هانى بوده است[74]
جاى ترديد نيست كه على عليه السلام در جوف كعبه خانه خدا متولد شد حميرى سيد اسمعيل بن محمد مي‌‏گويد:
وَلَدَتهُ فِى حَرَمِ الاِلهِ وَ اَمنِهِ وَ البَيتِ ‏حَيثُ فِنائُهُ وَ المَسجِدُ
بَيضاءُ طاهِرَةُ الثِّيابِ كَريمَةٌ طابَت وَ طاَب وَليدُها وَ المَولدُ
فى لَيلةٍ غابَت نُحوسُ نُجومِها وَ بَدَت مَعَ القَمَرِ المُنِيرِ الأسعَدُ
مَا لُفَّ فِِِِِِِِِِِِِِِى خِرَقِ القَوابِلِ مِثلُهُ إلَّا ابنُ آمِنَةَ النَبِىِّ مُحَمَّدٌ[75]
فاطمه بنت اسد على را زائيد در حرم خدا و محل امن و امان الهى، در بيت الله كه ساحت ‏حرم و مسجد الحرام است.
فاطمه زنى پارسا و روشن‏دل و پاكدامن و بزرگوار-پاك و پاكيزه بود هم خودش و هم فرزند مولودش و هم محل تولد مولودش.
در شبى اين مولود مبارك را زائيد كه ستارگان نحسش همه غائب شده بودند و فاطمه با آن ماه منير تابناك سعد و سعادت بدرخشيد.
هيچگاه چشم و روزگار نديده كه مانند اين مولود مسعود را دست قابله‏ها در پارچه‏اى بپيچند، مگر پسر آمنه: پيامبر اكرم محمّد را.
و نيز در اين باره عبد الباقى عمر مي‌‏گويد:
اَنتَ العَلِىُّ الَّذِى فَوقَ العُلى رُفِعَا بِبَطنِ مَكَّةَ وَسطُ البَيتِ اِذوُضِعَا[76]
تو همان على بلند مقامى هستى، كه در بطن مكه در وسط بيت‏خدا كه بزمين نهاده شدى، از فراز رفعت و بلندى هم گذشتى و بر فوق علو و رفعت ترفيع يافتى.
حاكم نيشابورى گويد: لَم يُولَد فِى جَوفِ الكَعبَةِ قَبلَ عَلِىٍّ وَ لَا بَعدَهُ مَولُودٌ سِوَاهُ إكراماً لَهُ وَ إجلا لاً لِمَحَلِّهِ در جوف خانه كعبه هيچ مولودى غير از على متولد نشد، نه قبل از على و نه بعد از على، و اين بجهت اكرام و عنايتى است كه خدا باو داشته و بعلّت جلال و عظمتى است كه در مقام او مرعى داشته است
و نيز ابن صباغ مالكى گويد: وُلدَ عَلِىٌّ عليه السلام بِمَكَّةَ المُشَرَّفَةِ بِدَاخِلِ البَيتِ الحَرامِ فِى يَومِ الجُمُعَةِ الثّالِثِ عشَرَ مِن شَهرِ اللهِ الأصَمِّ، رَجَبِ الفَردِ سَنَةَ ثَلاثِينَ مِن عَامِ الفِيلِ، قَبلَ الهِجرَةِ بِثَلاثٍ وَ عِشرَينَ سَنَةً، وَ قِيلَ بِخَمسٍ وَ عِشرِينَ، وَ قَبلَ البَعثِ ‏بِاثنَتَى عَشرَةِ سَنَةً، وَ قِيلَ بِعشرِ سِنِين، وَ لَم يُولَد فِى البَيت الحَرامِ، قَبلَهُ اَحَدٌ سِواهُ، وَ هِىَ فَضِيلَةٌ خَصَّهُ اللهُ تَعاَلىَ بِهَا اِجلَالاً لَه وَ اِعلَائاً لِمَرتَبَتِهِ وَ اِظهَاراً لِتَكرِمَتهِ، وَ كَانَ عَلِىٌّ هاَشميّاً مِن هَاشِمييَّنِ وَ اَوَّلُ مَن وَلَّدَهُ هَاشِمٌ مَرَّتَينِ[77]
.ادامه دارد
-----------
[68] رجوع شود بكتاب مؤمن قريش تاليف خنيزى و كتاب الحجة على الذاهب الى تكفير ابيطالب تاليف فخار بن سعد بن فخار موسوى حائرى و او از ابن ادريس حلى روايت مى‏كند و محقق حلى از او روايت مى‏نمايد و نيز رجوع شود بكتاب "ابوطالب حامى الرسول و ناصره‏" تاليف علامه نجم الدين شريف عسكرى
[69] ذيل صفحه 13 از "فصول المهمه‏" ابن صباغ، و "تذكره سبط‏" ابن جوزى ص 6
[70] "فصول المهمه‏" ص 13
[71] ابن اثير ذيل كلام ابن صباغ را در ج 5 ص 517 از اسد الغابة نقل مى‏كند
[72] تا اينجا كلام ابن صباغ بود
[73] "تذكرة الخواص‏" ص 6
[74] "فصول المهمه‏" ابن صباغ نقلا عن ضياء الدين ابوالمؤيد موفق بن احمد خوارزمى در كتاب "مناقب‏" خود
[75] ديوان حميرى ص 155. مؤلف ديوان مى‏گويد تخريج اين ابيات از "اعيان الشيعه‏" ج 12 ص 240 و "مناقب‏" ج 2 ص 175 و "دلائل الصدق‏" ج 2 ص 328 است
[76] تعليقه اشعار حميرى در ديوان حميرى ص 155
[77] فصول المهمه ص 12 و نيز ابن اثير در "اسد الغابة‏" ج 4 ص 16 گفته است كه و هو اول هاشمى ولد بين هاشميين

نايبان خاص حضرت مهدى در دوران غيبت صغرى

قسمت دوم
ابو جعفر تأليفاتى در فقه داشته است كه پس از وفاتش، به دست حسين بن روح، سومين نايب امام (و يا به دست ابو الحسن سمرى، نايب چهارم) رسيده است. (21)
محمد بن عثمان، حدود چهل سال عهده دار سفارت و وكالت امام زمان بود و در طول اين مدّت، وكلاى محلّى و منطقه‏اى را سازماندهى و بر فعاليتشان نظارت مى‏كرد و به اداره امور شيعيان اشتغال داشت. توقيع‏هاى متعددى از ناحيه امام صادر، و توسط او به ديگران رسيد. او سرانجام در سال 304 يا 305 درگذشت. (22)
او پيش از مرگ، از تاريخ وفات خود خبر داد، و دقيقاً در همان تاريخى كه گفته بود، در گذشت. (23)
3 - ابو القاسم حسين بن روح نوبختى
در روزهاى آخر عمر ابو جعفر، گروهى از بزرگان شيعه نزد او رفتند. او گفت: چنانچه از دنيا رفتم، به امر امام، جنشين من و نايب امام "ابو القاسم حسين بن روح نوبختى" خواهد بود. به او مراجعه كنيد و در كارهايتان به او اعتماد نماييد. (24)
حسين بن روح، از دستياران نزديك نايب دوم بود و عَمرى از مدتها پيش، براى تثبيت امر نيابت او زمينه سازى مى‏كرد و شيعيان را جهت تحويل اموال، به او ارجاع مى‏داد و او، رابط بين عثمان بن سعيد و شيعيان بود. (25)
حسين بن روح، كتابى در فقه شيعه به نام "التأديب" تأليف كرده بود. آن را جهت اظهار نظر، نزد فقهاى قم فرستاد. آنان پس از بررسى، در پاسخ نوشتند، جز در يك مسئله، همگى مطابق فتاواى فقهاى شيعه است. (26) بعضى از معاصرين او، عقل و هوش و درايت وى را تحسين كرده و مى‏گفتند: به تصديق موافق و مخالف، حسين بن روح از عاقلترين مردم روزگار است. (27) نوبختى در دوران حكومت "مقتدر"، خليفه عباسى، به خدت پنج سال به زندان افتاد و در سال 317 آزاد شد. (28) و سرانجام، بعد از بيست و يك سال فعاليّت و سفارت، در سال 326 چشم از جهان فرو بست. (29)
4 - ابو الحسن على بن محمد سَمَرى (30)
به فرمان امام عصر (ع) وبا وصيت و معرفى نوبختى، پس از حسين بن روح، على بن محمد سمرى منصب نيابت خاص و اداره امور شيعيان را عهده دار گرديد. (31)
سمرى از اصحاب و ياران امام عسكرى - عليه السلام - بوده است. (32) او تا سال 329 كه ديده از جهان فرو بست، مسئوليت نيابت و وكالت خاص را به عهده داشت. چند روز پيش از وفات او توقيعى از ناحيه امام به اين مضمون خطاب به وى صادر شد:
اى على بن محمد سمرى! خداوند در سوك فقدان تو پاداشى بزرگ به برادرانت عطا كند. تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهى رفت. كارهايت را مرتب كن و هيچ كس را به جانشينى خويش مگمار. دوران غيبت كامل فرا رسيده است و من جز با اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم كرد و ظهور من پس از گذشت مدتى طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمين ازستم خواهد بود. افرادى نزد شيعيان من مدّعى مشاهده من (ارتباط با من به عنوان نايب خاص) خواهند شد. آگاه باشيد كه هر كس پيش از خروج "سفيانى" و "صيحه آسمانى" (33) چنين ادعايى بكند، دروغگو و افترا زننده است و هيچ حركت و نيرويى جز به خداوند عظيم نيست. (34)
در ششمين روز پس از صدور توقيع، ابو الحسن سمرى از دنيا رفت. (35) پيش از مرگش از وى پرسيدند: نايب بعد از تو كيست؟ پاسخ داد: اجازه ندارم كسى را معرفى كنم. (36)
با در گذشت ابو الحسن سمرى دوره جديدى در تاريخ شيعه آغاز گرديد كه به دوران غيبت كبرى معروف است و ما در صفحات آينده پيرامون آن بحث خواهيم كرد.
**وظايف و فعاليتهاى اساسى نوّاب خاص
انتخاب نواب خاص از سوى امام دوزدهم، در واقع ادامه و توسعه فعاليت شبكه ارتباطى "وكالت" بود كه گفتيم از زمان پيشواى نهم به صورت فعّال در آمده، و در زمان امام هادى و امام عسكرى - عليهما السلام - گسترش چشمگيرى يافته بود، و اينك در زمان امام قائم به اوج رسيده بود. وظايف و فعاليتهاى اساسى نوّاب خاص را مى‏توان در چند مورد زير خلاصه كرد:
رالف - پنهان داشتن نام و مكان امام
گرچه امكارؤيت حضرت مهدى - عجل الله تعالى فرجه - در دوران غيبت صغرى براى نوّاب خاص و برخى از شيعيان وجود داشت و گهگاه ديدارهايى صورت مى‏گرفت (37) امّا به دليل مشكلات سياسى، هر يك از نواب اربعه در زمان خود موظف بودند از بردن نام حضرت و افشاى محل او در سطح عمومى خوددارى ورزند. زيرا در غير اين صورت، جان امام از سوى حكومت وقت به خطر مى‏افتاد. اين سياست استتار و پنهانكارى، دقيقاً بر اساس دستور و راهنمايى خود امام صورت مى‏گرفت. چنانكه روزى ابتدأاو بدون اينكه سؤالى از حضرت در اين باره شده باشد، توقيعى به اين مضمون خطاب به محمد بن عثمان (سفير دوم) صادر شد:

كسانى كه از اسم (من) مى‏پرسند، بايد بدانند اگر سكوت كنندبهشت، و اگر حرفى بزنند جهنم (در انتظار آنان) است. چه، اينان اگر بر اسم واقف شوند، آن را فاش مى‏سازند و اگر از مكان آگاه شوند، آن را نشان مى‏دهند. (38)
ادامه دارد
---------
21- طوسى، الغيبة، ص .221
22- طوسى،، الغيبة، ص .223
23- طوسى، الغيبة، ص 222 - بحار الأنوار، ج 51، ص .351
24- طوسى،، همان كتاب، ص 226 و 227 - بحار الأنوار، ج 51، ص .355
25- طوسى،، همان كتاب، ص 224 و 225 و .227
26- طوسى،، همان كتاب، ص .240
27- مجلسى،، بحار الأنوار، ج 51، ص 356، ور.ك به: طوسى،، همان كتاب، ص .236
28- دكتر حسين، جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، چاپ اوّل، تهران، انتشارات امير كبير، 1367 ه'. ش، ص .199
29- طوسى،، همان كتاب، ص .238
30- سَيمَرى و صَيٌمَرى نيز گفته شده است (صدر، محمد، تاريخ الغيبة الصغرى، ط 1، بيروت دار التعارف للمطبوعات، 1392 ه'. ق، ص 412).
31- طوسى،، همان كتاب، ص .445
32- طوسى،، همان كتاب، ص .242
33- صدر، همان كتاب ص .412
34- چنانكه در بحث علائم ظهور گفته شده، قيام شخصى به نام سفيانى و صداى آسمانى از علامتهايى هستند كه در آستانه ظهور امام رخ خواهد داد.
35- طوسى،، الغيبة، ص 242 و 243 - مجلسى،، بحار الأنوار، ج 51، ص 361 - طبرسى،، همان كتاب، ص 445 - صدر،
همان كتاب، ص- .15
36- طوسى،، همان كتاب، ص .243
37- طوسى،، همان كتاب، ص .242
38- طوسى،، همان كتاب، ص 222 و 246 - صدوق، كمال ادين، قم، مؤسسة النشر الاسلامى (التابعة) لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1405 ه'. ق، ص .44