جمع قرآن در زمان زندگاني حضرت رسول اكرم (ص)
مؤلف : عبدالهادي فقهي زاده
قسمت دوم:
دلايل جمع قرآن در دوران زندگاني پيامبر (ص):
در آغاز بحث، از تذكر دو نكتهگريزي نيست: اول اينكه هر چند دلايل و شواهد تاريخي ـ روايي فراواني بيانگر گردآوري قرآن در عصر رسالتاند، اما درباره كيفيت اين امر، رأيي همگاي وجود ندارد. به اعتقاد بعضي از صاحبنظران، جمع مزبور هم شامل تنظيم آيات در سورههاست و هم شكلگيري سورهها "بين الدفتين"[14]. برخي ديگر تنها رسالتي را كه براي جمع زمان پيامبر (ص) معرفي ميكنند، جمعآوري آيات در سوره هاست.[15]
به هر تقدير، اين نوشتار بيش از هر چيز به قدر مشترك اين دو نظرگاه؛ يعني گردآوري و نگارش آيات در سورههاي مقارن با عصر نزول گرايش دارد.
نكته دوم اينكه : در اينجا اساساً سعي نشده است تا تمام ادلهاي كه بر اين واقعيت تاريخي ميتوان ارائه داد، احصا و به تفصيل ذكر شوند بلكه در اين مورد تنها اهم دلايل ، مذكور افتادهاند تا در عين كفايت، اطاله كلام را هم موجب نشوند.
***الف ـ اهتمام به قرآن
اهتمام حضرت محمد (ص) و ساير مسلمانان به كتاب مقدس قرآن چيزي نيست كه قابل رد و انكار باشد . محكمترين اساس ديانت اسلامي و معتبرترين منبع احكام و معارف ديني، قرآن است . پيامبر اسلام (ص) با درك اين موقعيت و فهم نقشي كه قرآن ميتواند در زندگي مسلمان دارا باشد، آنان را به بذل توجه به قرآن فرا خواند و در عصر خود تا حدود زيادي در اين راه موفق شد. اصحاب بر اثر تشويق حضرت رسول (ص) آنچنان توجهي به قرآن پيدا كردند كه در ميان خود براي حفظ، قرائت و كتابت آن افتخار ميكردند و دراين ميدان از همديگر پيشي ميجستند . البته در اين راه انگيزههاي گوناگوني وجود داشت . رسيدن به پاداش اخروي، پند آموزي از مفاهيم اصيل قرآني، تبرك جستن،استجابت دعوت رسولالله (ص) و تقويت ذوق ادبي را در زمره انگيزههاي ياد شده ميتوان نهاد[16].
پيامبر بزرگ اسلام(ص) وظيفهمند بود كه وحي آسماني را همانگونه كه خود از جبريل امين دريافت ميكرد، به مردم برساند و هم آن را براي آيندگان تاريخ به امانت بگذارد تا بدين ترتيب معجزه دين خاتم به تمامي نسلها برسد. وي همچنين بنابر فرمان ضمني خداوند در آيه :
"لتبين للناس ما نُزِّل اليهم "[17]
در بيان مشكلاتي كه احياناً در فهم مضامين آيات رخ مينمود كوتاهي نميكرد و هر جا لازم بود از شرح و توضيح دريغ نداشت.
به هر صورت در پرتو عنايات رسول گرامي (ص) وتلاش مسلمانان، چهره تابناك قرآن كريم با پشتوانهاي گرانسنگ از نقل شفاهي و كتبي، بي هيچ كم و كاستي به جهانيان شناسانده شد و هماكنون همگان از نعمت دسترسي به آن برخوردارند . پيامبر اسلام (ص) در راه صيانت و حفظ موجوديت گرانبار قرآن تمهيدهايي قاطع انديشيد كه سرانجام مصونيت نص قرآني را بيمه كرد.
نخستين وسيلهاي كه در اين جهت بكار گرفته شد عبارت از حفظ و بخاطر سپردن آيات و سورهها بود. شدت استقبال مسلمانان از اين كار تا حدي بود كه حتي زناني، كابين زناشوييشان را آموختن سورهاي از قرآن قرار ميدادند كه شوهرانشان به آنان بياموزند.[18]
وسيله بعدي كه براي حفظ وحي الهي مورد توجه واقع شد ، نگارش قرآن بود.[19]نوشتن قرآن مورد توجه مخصوص رسول خدا(ص) قرار داشت. او برخي كساني را كه خواندن و نوشتن ميدانستند،براي اين كار برگزيد[20]و هر گاه چيزي از قرآن نازل ميگشت نويسندگان وحي را فرا ميخواند و به آنان دستور ميداد تا آن را بنگارند . اين كار با نظارت حضرت رسول (ص) همراه بود[21] و اينچنين اشتباهات احتمالي رفع و اصلاح ميشد. [22]
در اين زمينه، گواه و شاهد فراوان وجود دارد . از جمله ميتوان از آيه 5 سوره مبارك فرقان نام برد كه نزول آن به حدود سالهاي شش و هفت بعثت بر ميگردد[23]:
"وقالوااساطير الاولين اتتبها فهي تملي عليه بكرة و اصيلاً"
در اينجا اتهامات كافران بازگو شده است كه گفتند: اينها كهنه داستانهايي هستند كه بازنويسي كرده است و به او ديكته مي كنند . در هر صورت آيه به ثبتي اشاره دارد كه مخالفان به رخ ميكشيدند.
اين نكته نيز ناگفته نماند كه بيشك آغاز نگارش قرآن به دوران قبل از هجرت مربوط است و كاتبان وحي از همان اوان بعثت،در مكه كار نگارش آيات را بر عهده داشتند .اين مسأله علاوه بر نخستين آيات نازله كه از " قلم" گفتگو كرده است[24]، همچنين مورد تاييد آياتي قرار دارد كه در آنها از ادوات كتابت، مانند:"مداد" و "رق" سخن رفته است:
1ـ قل لوكان البحر مداداً لكلمات ربي لنفدالبحر قبل ان تنفد كلمات ربي [25].
2ـ "ن والقلم و ما يسطورن [26].
3ـ " و كتاب مسطور، في رق منشور [27]
اين آيات، همگي در سورههاي مكي جاي گرفته است .
حال ضروري است پارهاي از انبوه رواياتي را كه در باره اهتمام به قرآن كريم وجود دارد، از نظر بگذرانيم:
1ـ عاصم بن ضمرةاز اميرمؤمنان علي (ع) نقل ميكند كه رسول خدا(ص) فرمود:
" من قرأالقرآن حتي يستظهره و يحفظه أدخله الله الجنة [28]"
ترجمه: هر كس قرآن را بخواند تا اين كه آن را از بر كند خداوند او را در بهشت جاي خواهد داد.
2ـ از عبادة بن صامت منقول است كه :
" كان الرجل اذاهاجر، دفعه النبي (ص) الي رجل منا يعلمه القرآن و كان لمسجد رسولالله (ص) ضجة بتلاوة القرآن حتي أمرهم رسول الله(ص) ان يخفضوا اصواتهم لئلاً يتغالطوا[29]"
ترجمه : هر گاه فردي از مسلمانان از مكه راه هجرت پيش ميگرفت و به مدينه ميامد، نبياكرم(ص) او را به يكي از ما ميسپرد تا به وي قرآن بياموزيم. تلاوت قرآن در مسجد النبي چنان همهمهاي ميافكند كه سرانجام حضرت رسول (ص) به قاريان دستور داد به هنگام تلاوت، صداي خود را چندان بلند نكنند كه به اشتباه بيفتند.
ادامه دارد...
***پينوشت:
[14] "دف" جلدي از پوست حيوانات بوده ك در آغاز، علوم و حوادث را بر آن مينوشتند . بعدها كاغذها و برگهاي نوشته شده را براي نگهداري بهتر ميان دو جلد پوستي ميگذاشتند و به آنها "الدفتين" ميگفتند . به كتاب هم "مجموع ما بين الدفتين" [اطلاق ميشد] زيرا مجموعهاي بود ميان دو جلد پوستي : محمود راميار،تاريخ قرآن، ص 213.
[15] ر.ك به : ابوالفضل ميرمحمدي، بحوث في تاريخ القرآن و علومه ( درالتعارف للمطبوعات ـ بيروت ـ1400 ، هـ . ق) ص 127 و مناهل العرفان في علوم القرآن ج 1، ص 262.
[16] محمد علي الاشيقر، لمحات من تاريخ القرآن (موسسه الاعلمي للمطبوعات ـ بيروت ـ 1408 هـ . ق) ص 315 و 316 .
[17] النحل /44.
[18] النشر في القرأأت العشر ، ج 1 ، ص 6 و البيان في تفسير القرآن، ص 255.
[19] روزي بلاشر، در آستانه قرآن، ترجمه محمود راميار ـ (دفتر نشر فرهنگ اسلامي ـ تهران ـ 1365 هـ .ش) ص 27.
[20] محمد تقي شريعتي، تفسير نوين(دفتر نشر فرهنگ اسلامي ـ تهران ـ بدون تاريخ) ، ص 13 مقدمه .
[21] البرهان في علوم القرآن، ج 1، ص 304
[22] حقائق هامةحول القرآن الكريم، ص 76.
[23] بر اساس نظر آقاي دكتر راميار: تاريخ قرآن، 258.
[24] "اقراباسم ربك الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاحرم، الذي علم بالقم ، علم الانسان مالم يعلم"، علق /105.
[25] كهف /109.
[26] قلم /5.
[27] طور /2 و 3.
[28] مجمع البيان في تفسير القرآن ، ج 1 ص 85.
[29] دراسات قرآنية، ص 80 و حقائق هامة حول القرآن الكريم، ص 65.