حركات سكون
حركات : جمع حركت است و حركت به معنى جنبش مى آيد و در اصطلاح تجويد به حركت آوردن حروف هجا ء را گويند .حركاتيكه در حروف هجاء بكار ميروند عبارتند از :
( فتحه - كسره و ضمه ) (( -َ -ِ -ُ )) كه بزبان عربى حركات ثلا ثه گويند و به لسان درى (( زير - زبر - و پيش )) ناميده ميشوند . فتح و ضمه در بالا و كسره در زير ( پائين ) حروف واقع ميگردند . زبر را در زبان عربى فتحه يا نصب و حرف زبر دار را مفتوح و يا منصوب ميگويند . زير را كسره يا جر و حرف زير دار را مكسور و مجرور مى نامند . پيش را ضمه يا رفع و حرف پيش دار را مضموم و يا مرفوع ميگويند .
**مشدٌد يا تشديد :
وقتى دو حرف هم مثل پـهلوى همديگر واقع گردند يك حرف مى نويسند و روى آن علامت ( _ٌ ) را قرار داده و آنرا محكم و به سختى اداء ميكنند مانند : محمٌد . صٌل و غيره .
**تنوين :
دو زبر ، دو زير ، دو پيش را تنوين نامند . دو زبر و دو پيش در بالا و دو زير در پائين حروف واقع ميشوند مانند : ( - ً -ٍ -ُُُُ ُ ).
**دندانها :
چون در مخارج و ترتيب اداء حروف زبان، لبها ، دندانها ،حلق و فكهاى بالا و پائين همه بكار انداخته ميشوند مخصوصاً دندانها از ينرو بايد پيش از مبحث مخارج حروف دندانها را شناخت.در دوره بعد از بلوغ دندانها بالا و پايان به ( 32) عدد ميرسد كه قرار ذيل بنام هاى جداگانه ياد ميگردند :
1 :- ثناياى عليا : دو ندان طرف بالا پيش روى دهن بنام ثناياى عليا ياد ميشوند .
2 :- ثناياى سفلى : دو دندان طرف پايان پيش روى دهن بنام ثناياى سفلى ياد ميگردد .
3 :- رباعيات يا قواطع : چهار دندان در طرف بالا و پائين متصل ثنايا بنام رباعى ياد ميشوند.
4 :- انياب يا كواسر : چهار دندان بالا و پائين متصل رباعى بنام انياب ياد ميشوند
5 :- ضواحك : چهار ندان متصل انياب را ضواحك ميگويند .
6 :-طواحن :دوازده دندان بعد از ضواحكرابنام طواحن ياد ميكنند
7:- نواجذ : چهار دندان آخرى ( الاشه ) بنام نواجذ ياد ميشود و مجموع دندانهاى ضواحك، طواحن و نواجذ را بنام اضراس ياد ميكنند .
آب درماني يعني ...
آب درماني ( هيدروپاتي) واژه اي است که براي درمان برخي آسيب ديدگي ها از آب استفاده مي شود.
در گذشته برخي قبايل بدوي هم آب را براي درمان به کار مي گرفتند.
به عقيده کارشناسان ، پس از آسيب ديدگي در رشته هاي مختلف ورزشي ، نياز به آب درماني بيش از پيش مشاهده مي شود.
مصرف صحيح آب نه فقط تندرستي ما را حفظ مي کند، بلکه درصورت از دست رفتن تندرستي يا بروز اختلال درآن سلامتي را باز مي گرداند.
** طبقه بندي آب از نظر درجه حرارت:
1. آب خنک از دماي بدن ( 37 درجه ) اثر برانگيزنده، خنک کننده و محرک دارد.
2. آب گرمتر از بدن تقويت کننده ، نيروبخش و قدرت آفرين است.
3. آبي که داغ است آرامش به وجود مي آورد و دردها را مرتفع مي سازد، اما موجب ايجاد خستگي مفرط مي شود.
4. آبي که اندکي از درجه حرارت بدن پايين تر است، يعني آب ولرم (27 تا 32 درجه) يا آب نه سرد و نه گرم (32 تا 35 درجه) هميشه سودمند است و براي مصارف عمومي مناسب است.
بدن انسان سالم بيش از60 درصد آب دارد که درجه حرارت آن 37 درجه سانتيگراد است.
بدن روزانه مقداري آب از طريق پوست ، شش ها ، اعضاي ادراري و روده ها دفع مي کند و براي اينکه تندرست باقي بماند ، بايد مقداري آب خالص را از راه غذا وآشاميدني به آن برسانيم.
علت اوليه همه بيماريها در باقي ماندن مواد مضر در بدن است.
باکتريها ازاين مواد زائد تغذيه مي کنند.
همچنين باکتري درخون خالص اکسيژن دار و در مکاني که اين مواد زائد يافت نمي شوند، نمي تواند رشد کند.
با آب مي توانيم :
1. هضم خود را بهبود بخشيم.
2. اجابت مزاج خود را فعال کنيم.
3. جريان ادرار را منظم کنيم.
4. پوست را پاک کنيم ومنافذ را براي تعريق باز نگه داريم.
5. تعريق را کم کنيم ، وقتي که فزون تر از اندازه باشد.
6. خواب طبيعي و سالم داشته باشيم.
7. درجه حرارت را به هنگام تب کم کنيم.
8. درجه حرارت را در شرايط زير طبيعي و لرز فزون بخشيم.
9. جريان خون را تسريع کنيم.
10. التهاب واحتقان در هر جاي بدن را کاهش دهيم.
11 . از چرکي شدن هر قسمت ملتهب جلوگيري کنيم.
12 . هنگام بيماري تشنگي را مرتفع سازيم.
13. تمام ضايعات از قبيل زخم، بريدگي، سقوط، شکستگي ها،سوختگي ها وغيره را ترميم کنيم.
14. درد را به شيوه اي طبيعي بدون تقبل خطر آثار ناگوار شايع داروهاي سمي آرام کنيم.
15. به طبيعت در ريشه کن ساختن ناخالصي ها،سموم وغيره از بدن کمک برسانيم.
16. آسيب هاي کبد،يرقان،سنگ صفرا،يبوست،قولنج،کهير،چاقي،بيماري هاي تحليل برنده را شفا بخشيم.
17. اختلال در آشاميدن ، تپش قلب ، روماتيسم ، نقرس ، ضعف جنسي وغيره را بهبود بخشيم.
18 . بيماريهايي ار قبيل گال، کورک و دمل ، کيست سرطان،زخم هاي خورنده،خنازير،لويوس،سل،جذام وغيره را التيام دهيم.
19. افراد ضعيف و خسته را مراقبت کنيم و آنان را با طراوت و سرپا نگهداريم.
اما براي استفاده از آب بايد اين هشدارها را جدي گرفت :
* آب هاي خنک تر را براي مدت کوتاهتري بايد بکار برد.
* زماني که بدن خشک مي شود،نبايد آب سرد را به مصرف داخلي رساند.
* درکم خوني ها،درجه حرارت پايين،سيانوز و در خلال عادات ماهانه در افراد حساس ،آب در ماني توصيه نمي شود.
* آب گرم را نبايد در افراد ناتوان که احساس کوفتگي مي کنند،يا مستعد غش و ضعف يا آنهايي که مستعد گرمازدگي هستند ويا درسکته به مصارف داخلي وخارجي بدن رساند.
* آب ولرم نه سرد ونه گرم دردرمان بيشتر بيماريها مفيد است به شرط آنکه با نسخه پزشکي مجرب آب درمانگر تجويزشده باشد.
* آب داراي مواد معدني اوليه و ناخالصي يا آغشته به راديوم و غيره را نبايد براي مصارف آشاميدني به کار گرفت.
آثار آب درماني به شرح زير است :
** تا زماني که آب سرد مورد مصرف قرار مي گيرد ، فعاليت عضو تقليل مي يابد و پس از قطع مصرف آب قسمتهايي از بدن به حالت طبيعي برمي گردند وبراي مدتي درجه حرارت از حد فعاليت بالاتر قرار مي گيرد.
** پس از اين مصارف بايد قسمتهايي از بدن را ماساژ داد تا گردش خون تسريع شود کمپرس کيسه يخ يا آب سرد در سر از احتقان و هجوم خون در سر جلوگيري مي کند که در برطرف ساختن سردرد و دردهاي عصبي موثر است.
** نوشيدن آب سرد وتنقيه با آب سرد، درجه حرارت را دربيماريهاي تب زا فرو مي اندازد، آب سرد اگر براي سر وکف پا به کار روددرجه حرارت عمومي را درتبها پائين مي آورد.
** کاربرد آب داغ فعاليت حياتي را تحريک مي کند،ولي موجب رخوت واکنش هاي بعدي مي شود پس از کاربرد با آب داغ، قسمتهايي ازبدن را بايد با آب سرد مواجه کرد وبا مالش ايجاد گرما کرد.
** حمام کامل آب داغ حملات آسم را بهبود مي بخشد ؛ ابتدا دستگاه مرکزي را تحريک و سپس به رخوت مي اندازد ، لذا بيمار ابتدا احساس برانگيختگي خواهد کرد، سپس کوفتگي.
** کاربرد متناوب آب داغ و سرد در پوست بسيار سودمند است ، دراين برنامه مصرف آب سرد همواره آخر کار انجام مي شود ، دماي پوست ابتدا به طور قابل ملاحظه اي نسبت به درجه حرارت طبيعي افزايش پيدا مي کند وپس ازآن از طريق آب سرد پائين مي آيد.
** کاربرد آب ولرم يا نه سرد ونه گرم، همواره آثار نيکوبخشي دارد وبراي کودکان، مردان جوان، زنان ظريف وافراد حساس مناسب است.
مزاياي آب درماني به شرح زير است :
1. درمان با آب در بيماريهاي انسان بسيار ساده وطبيعي است.
2 . روش درمان زياد دشوار نيست.
3. کاملا بي ضرر است وآثار بدي بر جا نمي گذارد.
4. آثار مسموميت به همراه ندارد و نيازي به داروهاي سمي نيست.
5. ارزانترين وسيله است و درهمه جا به راحتي به دست مي آيد.
6. هضم را بهبود مي بخشد و يبوست را که منشاء بروز اغلب بيماريهاست برطرف مي کند.
7. خواب طبيعي را برقرار ومغز وبدن را تقويت مي کند.
8 . بي درد است ودرد را به سهولت تسکين مي دهد.
9. درمان آن اساسي و ريشه اي است.
* همچنين قواعد کلي براي آب درماني :
1. بدن بيمار به ويژه پاها را نبايد به مقدارکافي گرم نگه داشت و اگر احساس لرز کند،از طريق مالش با حوله داغ، ورزش و جرياني ازآب گرم در پا او را گرم کرد.
2. مناسب ترين زمان پيش از اوقات صبحگاهي وقبل ازرفتن به بستر خواب است. بيمار نبايد پيش يا بلافاصله پس از هر غذا يا فعاليت يا وقتي که اطاقش سرد است، درمان شود.
3. پس از جريان هواي گرم، بايد کشاله ران را شستشو داد يا دوش گرفت يا با اسفنج بدن را مرطوب کرد .
4. يک قاشق چايخوري آب تازه يا ولرم در صورتي که بيمارآب بطلبد،در حلقوم وي مي ريزند، ولي نبايد مقادير زيادي آب داد.
5. از تمام مواد مضعف يا محرک اعصاب مانند چاي، قهوه،ليکور، تنباکو حشيش وترياک بايد پرهيز کرد.
در موارد شديد از گوشت و ادويه بايد پرهيز کرد.شير،ميوه،قرص کامل نان را وقتي که به بيمار احساس اشتها دست داد ويا درحالات ديگر بايد به بيمار رساند.
6. اطاق بيمار بايد آرام وتهويه هواي آن مناسب باشد.
7. حمام آب نه سرد ونه گرم ومالش دادن بيمار زماني توصيه مي شود که بيمار نتواند فعاليت کند يا براي کسب گرماي آفتاب بيرون قدم بزند.
8. اشخاص حساس و ناتوان وکودکان را نبايد با شدت معالجه کرد ، اگر آنان آب سرد را تحمل نمي کنند، آب گرم يا ولرم را بايد به کاربرد ، اما بايد آنها بتدريج با آب سرد عادت کنند واين امر مي تواند براي پائين افتادن درجه حرارت بدن ، مرحله به مرحله براي حصول به نتايج موفقيت آميزتر تاثير گذار شود.
9 . اگر بيمار احساس سرما و لرز کرد، آب سرد نبايد به کار برد ، بايد وي را بوسيله حوله ماساژ داد يا او را به ورزش ويا حرکات سريع دستها و ساير قسمتهاي بدن يا قدم زدنهاي تند يا جريان آب گرم و غيره وا داشت.
10. درمان بيماريهاي مزمن بايد مطابق با دوره زماني بيماري و به اندازه کافي تداوم پيدا کند.
11. حتي پس از معالجه، از عواملي که احتمال عود بيماري را افزايش دهد،بايد اجتناب کرد.
مرکز تمرينات آبي آکادمي ملي المپيک و پارالمپيک مجموعه ورزشي انقلاب تهران ، براي رسيدن به سلامت ورزشکاران پس از آسيب ديدگي راه اندازي شده است.
رضا حبيبي مدير اين مرکز مي گويد: اب درماني درمان با آب است ، با استفاده از ابزار مقاومتي و شناوري در آب است و دراين مکان براي ورزشکاران تيم هاي ملي ، پس از تمريناتشان ، افرادي که آسيب ديده هستند و جراحي دارند ، اين مراحل را با استفاده ازتيم پزشکي و، يزيوتراپي انجام مي دهيم.
وي افزود : براي ورزشکاران تيم هاي ملي تمرين هاي داخل آب ، شناوري (فلوتينگ) ، موزيک هاي آرامبخش ، وان هاي ماساژ با فشارهاي کنترل شده داريم که مي تواند ماساژ موضعي بهتري براي ورزشکاران داشته باشد.
البته ورزشکاران رشته هاي مختلف مي خواهند اين جلسات تمريني در هفته چند جلسه باشد تا بازدهي بيشتري داشته باشد.
عليرضا حساس رودسري پزشک اين مرکز هم گفت : ورزشکاران پس از آسيب ديدگي به مرحله اي مي رسند که بايد توان خود را بازيابند که از اين مرحله آب درماني آغاز مي شود.
وي افزود : گرما دربرداشتن درد و اثر التيام بخشي آن درخصوص اين افراد مفيد است.
بخشهايي از اعجاز علمي قرآن
قسمت اول:
وحدت هستي
جديدترين نظريهء علمي ثابت کرده است که زمين جزئي از منظومهء شمسي بوده و به مرور زمان از آن جدا شده، به سردي گرايده و قابليت زندگي را پيدا کرده است. براي صحت اين نظريه به وجود آتش فشان ها در بطن زمين و زمين لرزه ها در اثر اين آتش فشان ها اشاره ميکنند.
اين نظريهء علمي جديد آنچه را که در قرآن بدان اشاره شده است تأييد ميکند:
أولم يرالّذين کفروا أنّ السّموات ولأرض کانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء کلّ شيءٍ حي، أفلا تؤمنون.( آيا نديدند کسانيکه کافر شدند، هر آيينه بود آسمانها و زمين خشک و بهم چسپيده، ما گشاديم آنرا و زنده گردانيديم از آب همه چيز را. آيا ايمان نمي آورند؟)
استاد طباره ميگويد: اين يکي از معجزات علمي قرآن است که علمي جديد آنرا تأييد ميکند. علم ثابت کرده است که اين هستي يک کتلهء متصل با هم بوده و به مرور زمان تقسيم شده است. منظومهء شمسي ما در نتيجهء همين انقسامات بميان آمده است. هر چه بخش دوم از آيت ( و جعلنا من الماء کلّ شيءٍ حي...) اين آشکارترين اشاره به تأييد حقيقت علمي است که دانشمندان راز آنرا کشف کرده اند. بيشترين کاووشهاي کيمياوي به آب ضرورت دارد و آب عنصر اساسي ادامهء زندگي در هستي و نباتات است. 1ـ رتق بمعناي با هم متصل و يکجا. 2ـ فتق جدايي ميان دو چيز.
ديگر اينکه؛ اين آيت نشان ميدهد که خالق و ايجادگر اين هستي آنرا بگونه اي ساخته است که براي مخلوقاتش قابل زندگي باشد. اگر درجهء حرارت بحد زياد پايان باشد درجهء آکسيجن در آن بسياز زيادي است، وقتي آب جامد ميشود حرارت زيادي از آن بيرون رانده ميشود و زير آبرا براي زندگي حيوانات آبي مساعد ميسازد. و عجيبترين حکمت قرآني اينست که، با کلمات بسيار ارزشمندي راز زندگي را بيان ميدارد.
از ابن عباس(رض) روايت شده است که، در تفسير اين آيت فرموده اند: آسمان بهم چسپيده بود و باران نمي باريد، زمين خشک بود و گياه نميروييد، وقتي در زمين مخلوقات پيدا کرده شد آسمان با باران کشوده شد و زمين هم گشوده شد و از آن گياهان روييد. تفسير ابن کثير ج3 ص187
من بدين نظر هستم که؛ اين يک تفسير خوبي است و ازباب استعاره مفسرين پيشين بدين نظر اند، ولي اين مانع اين نيست که در قرآن نکات علمي وجود داشته باشد که در گذشته مفسرين بدان آگاهي نداشتند و علم امروزي آنرا کشف کرده است و آيات قرآني احتمال چندين توجيه را دارند. اينجا هيچ مانع از فهم اسرار قرآن وجود ندارد و ميشود که متأخرين چيزهاي را بدانند که متقدمين نداسته بودند. خداوند(ج) فرموده است: سنريهم آياتنا في الآفاق و في أنفسهم حتي يتبيّن لهم أنّه الحق. ( بزودي مينمايم ما برايشان نشانه هاي قدرت خود را در کناره جهان ( طبيعت) و در ذات خودشان، تا برايشان ثابت گردد که اين قرآن حق است)
شايد اين از نشانه هاي اعجاز باشد که خداوند(ج) در قرن بيستم توسط انسان آنرا کشف کرده است.
دوم ـ پيدايش هستي:
دانشمند فضايي( جينز) ميگويد: اولين مادهء هستي بشکل گازهاي بوده اند که در فضا طور منظم وجود داشتند و مجموعهء کهکهشانها از کثافت وتجمع اين گاز هاي پديد آمده اند.
دانشمند ديگري بنام ( جامو) ميگويد: هستي در وهلهء اول پيدايشش پر از گازهاي بوده که طور منظم در فضا توزيع شده بودند و از آنجا عمليهء تکوين آغاز يافته است.
اين نظريه اي است که قرآنکريم آنرا تأييد ميکند. اگر نص قرآني در رابطه موجود نميبود شايد اکثر ما اين فرضيهء علمي را نادرست ميپنداشتيم و يا به آن بديدهء شک مينگريستيم. : ثمّ استوي إلي السّماء و هي دخانٌ، فقال لها و للأرض إتيا طوعاً أو کرهاً، قالتا أتينا طائعين.( بعد از آن بسوي آسمان شد که از دود بود، و گفت براي آن و زمين بياييد بفرمان من خواسته يا نخواسته، گفتند: آمديم خواسته و فرمانبردار)
درين آيت کريمه قرآن مصدر پيدايش و خلقت اين هستي را دود( دخان) معرفي کرده است. دود چيزي است که عربها از اشياء ملموس آنرا درک ميکردند که در حقيقت همان گاز است. آيا چهارده قرن قبل در مقدور يک شخص که خواندن و نگاشتن نميدانست بود که اين کشف علمي قرن بيستم را بداند، آنهم در زمانيکه مردم از هستي و اسرار آن چيزي نميدانستند؟!
سوم ـ تجزيهء اتم:
تا آخر قرن نوزدهم اعتقاد برين بود که کوچکترين مادهء هستي اتم است که در يکي از عناصر وجود دارد و اتم غير قابل تجزيه است، اين نظريه چندين قرن وجود داشت و در چندين دههء گذشته دانشمندان توجه بيشترين شان بر اتم بود تا اينکه مؤفق به تجزيهء آن شدند و پي بردند که اتم داراي اجزاء پروتون، نيترون و الکترون است. بواسطهء اين تجزيه مؤفق به ساختن بم اتم و بم هايدوژني شدند. بخداوند(ج) پناه ميبرم از شر شيطان رجيم.
به اين قول پرودگار دانا و توانا توجه کنيد: و ما يعزب عن ربّک مثقال ذرةٍ في الأرض و لا في السماء ولا أصغر من ذلک ولا أکبر إلاّ في کتابٍ مبين.( پوشيده نيست از پروردگارتوم چيزي قدر ذره در آسمان و زمين، نه کوچکتر از آن و بزرگتر از آن مگر اينکه در کتاب بيان کننده و واضح است)
کلمه أصغر (کوچکتر از ذره) در قرآنکريم اشاره به همين امکان تجزيهء اتم است. و درين قول پروردگا ( ولا في السّماء) بيانگراينست که خواص اتم در زمين همان خواص اتم در موجودات فضاي مثل آفتاب، ستاره ها و سياره هاست.
آيا محمد(ص) خواص اتم را خوانده و براي تجزيهء آن در زمين و آسمان تلاش کرده بود ؟ نه خير! اين بزرگترين معجزهء علمي قرآن و دليل است برينکه اين کتاب وحي الهيست.
چهارم ـ کمبود آکسيژن:
از زماني که عمليه و تواناي پرواز براي بشر ميسر شد دانشمندان به يک پديده اي طبيعي پي بردند که عبارت از کمبود آکسيژن در طبقات بالاي فضاست. وقتي انسان به بالا ميرود و در فضا قرار ميگيرد اين امر را درک ميکند و احساس نفس تنگي مينمايد و هرچه بالا ميرود احساس خفقان ميکند و تا حدي که ديگر زندگي بدون آکسيژن غير ممکن ميگردد. از همينرو خدمه هاي پرواز به مسافرين مي آموزند که که هرگاه طياره به ارتفاع بيشتر از ?? هزار قدم بلند شود خريطه هاي اکسيژن هاي مصنوعي را استفاده کنند. ولي قرآنکريم در چهارده قرن قبل و قبل از کشف عمليهء پرواز به اين امر اشاره کرده است: ( فمن يريدالله أن يهديه يشرح صدره للإسلام و من يريد أن يضله يجعل صدره ضيقاً حرجاً کأنّما يصّّعّد في السّماء. ـ کسي را اراده کند خداوند که هدايت کند اورا، گشاده ميسازد سينهء او را به اسلام و کسي را که بخواهد گمراه کند ميگرداند سينهء اورا تنگ، مشکلدار گويا اينکه به آسمان بالا ميرودـ )
ادامه دارد...