سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۵۱
 
۵ عبرت آموزی  
 
شماره قبل

پارسايان خويشتندار

خداوند سبحان به آدميان مى فرمايد:
1. مَنْ تَرَكَ الْحَسَدَ، اسْتَراحَ.
2. وَ مَنِ اجْتَنَبَ الْحَرامَ، خَلَّصَ دينَهُ.
3. وَ مَنْ تَرَكَ الْغيبَةَ، ظَهَرَتْ مَحَبَّتُهُ فِي الْقُلُوبِ.
4. وَ مَنِ اعْتَزَلَ عَنِ النّاسِ، سَلِمَ مِنْهُمْ.
5. وَ مَنْ قَلَّ كَلامُهُ، كَمُلَ عَقْلُهُ.
6. وَ مَنْ رَضيَ مِنَ اللّهِ بِالْقَليلِ مِنَ الرِّزْقِ، رَضيَ اللّهُ عَنْهُ بِالْقَليلِ مِنَ الْعَمَلِ.
اى فرزندآدم !
1. كسى كه ((حسد)) را وانهد [و از رَشك بردن بر ديگران دورى گزيند] آسوده گردد وآسايش خاطر يابد.
2. و آن كه از ((حرام )) بپرهيزد، دينش را خلاصى بخشد [و ايمانش را از دستبرد ديوان راهوصول به خداى سبحان ، بِرهانَد].
3. و آن كس كه ((غيبتِ)) از ديگران [و بدگويى از مردمان ] را ترك گويد، محبّتش در دلهاتجلّى يابد و جِلوِه گر شود.
4. و كسى كه از مردم كناره گيرد [و از درآميختن فراوان با مردمان بپرهيزد] از آنان سلامتي ابد [و از شرّ مردمان ناصالح ، در امان مانَد].
5. و آن كه سخنش اندك گردد، عقلش كمال يابد.
6. و آن كس كه به رزق و روزى اندك ، از خداوند راضى شود، خدا نيز از او بهعمل اندك راضى گردد.
همچنان كه انجام برخى اعمال ، شرط وصول به كمال و سعادت است ، خويشتندارى و باز داشتن خود از ارتكاب پاره اى از كارهاى ديگرنيز، شرط ديگر رسيدن به اين هدف ارجمند است .
كردار و گفتار و اوصاف ناصواب و نكوهيده ، خارهاى راه كمالند و با خليدن در پا وچشم و دلِ ((رهرو))، دردى جانكاه در روان وى پديد مى آورند و از قوّت و بصيرت او مىكاهند و توان ره مى دارند.
ناخوانده الف به يا نخواهى ره يافت
 ناكرده سلوك ، موهبت يعنى چه ؟
 رهپوى هدفمند، نيك مى داند كه : بر چيدن خار و خاشاك راه ، شرط نخستين رهپيمايى است .و سالك هوشمند، آگاه است كه : زدودن موانع طريق ، گام آغازين سلوك است .
سر كوى تو، به جان تو قسم ، جاى من است
 به خم زلف تو، در ميكده ماءواى من است
 رخ گشا، جلوه نما، گوشه چشمى انداز
 اين هواى دل غمديده شيداى من است
 مسجد و صومعه و بتكده و دير كنيس
 هر كجا مى گذرى ياد دل آراى من است
 در حجابيم و حجابيم و حجابيم و حجاب
 اين حجاب است كه خود راز معمّاى من است
 با كنار زدن هر پرده ، نورى پرفروغ ، فراديد آدمى ساطع مى شود و با برداشتن هرمانع ، افقى پهناور فرا روى انسان پديدار مى گردد.
بردار حجاب ، تا جمالش بينى
 تا طلعت ذات بى مثالش بينى
 خفاش ! ز جلد خويشتن بيرون آى
 تا جلوه خورشيد جلالش بينى
 و آن گاه ، شوقى سرشار براى پويشى فراتر،دل را لبريز مى كند و با فراپيش نهادن هر گام ، جان انسان ، پروبالى تازه مىگيرد و همچنان به سوى پيشتر و پيشترها و بالاتر و بالاترها ره مى پويد... تا چناناوج گيرد كه هر خار و خاشاكى و سدّ و مانعى را زير پا و پشت سر مى نهد وبال در بال رنگ )) را در مى نوردد و بدانجا مى رسد ((كه به جز خدا نبيند))! ...

پايدارها و ناپايدارها

خداوند سبحان به انسان مى فرمايد:
يَابْن َآدَمَ!
1. لاتَفْرَحْ بِالْغِناءِ فَلَيْسَ بِمُ خَلَّدٍ.
2. وَ لا تَجْزَعْ مِنَ الْفَقْرِ فَلَيْسَ عَلَيْكَ حَتْما وَ واجِبا.
3. وَلا تَقْنَطْ بِالْبَلاءِ فَإِنَّ الذَّهَبَ يُجَرَّبُ بِالنّارِ وَ الْمُوْمِنُ يُجَرَّبُ بِالْبَلاءِ.
4. فَإِنَّ الْغَنيَّ عَزيزٌ فِي الدُّنْيا وَ ذَليلٌ فِي الاَّْخِرةِ.
5. وَ الْفَقيرُ ذَليلٌ فِي الدُّنْيا وَ عَزيزٌ فِى الاَّْخِرَةِ.
6. إِنَّ الاَّْخِرَةَ اءَبْقى وَ اءَبْهى .
اى فرزندآدم !
1. بر ثروت و دارايى ، فرحناك [و مغرور] مشو؛ زيرا جاودانه نيست .
2. و از فقر و بينوايى ، بى تابى مكن ؛ زيرا برتو حتمى و پايدارنيست .
3. و هنگام بلا و سختيها نااميد مشو؛ زيرا همان سان كه طلا با آتش ، آزموده [و تصفيه ]مى شود، مؤ من - نيز - با بلا و ناگواريها آزموده مى گردد.
4. پس همانا ثروتمندِ [وظيفه ناشناس ] در دنيا [و در ديدگان ظاهربين ] عزيز است و [امّا]در جهان آخرت ، ذليل است .
5. و فقيرِ [مؤ من و قانع و پارسا]، در دنيا [و در ديدگان سطحى نگر]،ذليل مى نمايد و [امّا] در جهان آخرت ، عزيز است .
6. به راستى كه جهان آخرت ، ماندگارتر و فرحبخش تر است .
افسوس كه پرده هاى اوهام ، پيش چشمان آدميان را پوشانيده و آنان را از نگريستن بهباطن پديده ها و حوادث هستى ، محروم ساخته است ! دريغا كه چشمان ظاهر ما، پُرسوتر ازچشمان باطنمان است ! صد حيف كه درخشندگى فريباى بيرونى اشيا، ديده بنى آدم راچنان خيره كرده كه مجال نگريستن به درون پديده ها و رخدادهاى جهان را از آنان ستاندهاست !
تا اسير رنگ و بويى ، بوى دلبر نشنوى
 هر كه اين اغلال در جانش بُوَد آماده نيست  اگر هواها و هوسهاى نفسانى و خيالهاى واهى ، جلوى ديدگان ما را نپوشانده بودند، درمى يافتيم كه چونان كودكانى هستيم كه به امور ناچيز،دل خوش كرده ايم و بازيچه ((ناپايدارها)) شده ايم و گردوهاى پوك را گوهرهايىگرانبها مى پنداريم و گوهرهاى گرانسنگ را گردوهايى پوك مى انگاريم !
اگر غبارِ ره فرونشيند، به وضوح در مى يابيم كه ((سراب )) را ((آب )) پنداشته ايمو آب را سراب !
به فرموده پيامبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - :
((لَوْلا اءَنَّ الشَّياطينَ يَحُومُونَ حَوْلَ قُلُوبِ بَني آدَمَ، لَنَظَرُوا إِلى مَلَكُوتِ السَّماواتِ:
 اگر شيطانها دلهاى آدميان را فرانمى گرفتند و خيالات آلوده را پيرامون قلبهاشان نمى پراكندند، مى توانستند ملكوت و باطن آسمانها را نظاره كنند [و از خاك ، به افلاك، پَركشند!].))
آرى ! قهقهه هاى مستانه و شاديهاى كودكانه در مواجهه با برخورداريهاى حقير دنيا، ونيز خود باختنهاى بى تابانه و اندوه خوردنهاى ماءيوسانه ، نشان حقارت آدمى است .اگر سينه اى ((دريا وَش )) و عقلى ((عاقبت انديش )) و ديده اى ((باطن نگر)) مى داشتيم ،چنين ناشكيبا نمى بوديم .
آنان كه به دنيا با ديده عبرت مى نگرند و با بصيرتى ژرفنگر در اشيا و وقايع نظر مى افكنند و باطن امور را مى كاوند و حقيقت حوادث و پديده ها را مى بينند، هرگزدل در گرو ((فناپذيرها)) نمى سپارند، بلكه به ((ماناها)) اميد مى بندند و همواره درپى ((فناناپذيرها)) هستند.
هر دست كه دادند از آن دست گرفتند
 
هر نكته كه گفتند همان نكته شنيدند
 يك فرقه به عشرت درِ كاشانه گشادند
 يك زُمره به حسرت سرِ انگشت گزيدند
 جمعى به در پير خرابات خرابند
 قومى به بَرِ شيخ مناجات مريدند
 يك جمع نكوشيده رسيدند به مقصد
 يك قوم دويدند و به مقصد نرسيدند
 فرياد كه در رهگذر آدم خاكى
 بس دانه فشاندند و بسى دام تنيدند
 همّت طلب از باطن پيران سحرخيز
 زيرا كه يكى را ز دو عالم طلبيدند
 زنهار مزن دست به دامان گروهى
 كز حق ببريدند و به باطل گرويدند
 چون خلق در آيند به بازارِ حقيقت
 ترسم نفروشند متاعى كه خريدند
 كوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
 كين جامه به اندازه هركس نبريدند
 مرغانِ نظر بازِ سبك سير ((فروغى ))
از دامگه خاك بر افلاك پريدند

بالای صفحه

هدايت الهي در سوره حمد

- قسمت سوم -
هدايت تشريعى يا هدايت به امور تشريعي مانند اعتقادات حق و اعمال صالح كه امر و نهى ، بعث و زجر و ثواب و عقاب خداوند مربوط است و عارف در سلوکش به سختي در پايبندي و التزام به دريافت و درک هدايت تشريعي اصرار مي ورزد.
توضيح اينکه اگر ظاهر و باطن يا غيب و شهادت، دو عالم جدا و روياروي با يكديگر بودند، ورود به يكي به معناي خروج از ديگري بود و در اين صورت، "عرفان" با دعوت به باطن، انسان را از توجّه به ظاهر باز مي‏داشت.
ولكن ظاهر و باطن، دو مرتبه و لايه از "حقيقت واحد" مي‏باشند و عارف مي‏كوشد انسان را از ركود و جمود نسبت به ظاهر، رهايي بخشد و او را به سوي باطن طبيعت و باطن اعمالي كه انجام مي‏دهد يعني به سوي اسماء و صفات الهي راه برد بنابراين كار عارف هرگز به معناي "اعراض از ظاهر" نيست بلكه كاوش و ورود به ژرفاي آن است وروشن است که در اين عروج هرگز "ظاهر"، زايل نمي‏شود.
اين قسم هدايت خود نيز دو گونه است :
ارائه طريق يعني صرف نشان دادن راه كه هدايت مذكور در آيه" انا هديناه السبيل اما شاكرا واما كفورا "از آن قبيل است . ?
ايصال به مطلوب يعنى دست  مخلوق را گرفتن و او رابه مقصدش رساندن ،كه درنظائر آيه" و لو شئنا لرفعناه بها و لكنه اخلد الى الارض و اتبع هويه"(اعراف/176) به آن اشاره شده است .
از آنجا که عرفان جوهره ايمان و عمل صالح و نتيجه مترتب بر هدايت پذيري از "قرآن" و "عترت" است،مقصد عارف قرار گرفتن در جاذبه ي كمال مطلق است، به گونه اي که به  لقأاللّه منتهي ‏گردد ،لکن درک چنين مقامي جز با دريافت انوار الهيه "هدايت" و مدد او براي احدي از مخلوقات ميسور نيست .
 تحقق دريافت فيض هدايت از مبدء فياض هستي در دو شکل کلي آن يعني " ارائه طريق " و  "ايصال به مطلوب" است و اين معنا را خداى سبحان  چنين بيان فرموده است : ( فمن يرد الله ان يهديه ، يشرح صدره للاسلام ، خداوند هر كه را بخواهد هدايت كند ، سينه او را براى اسلام پذيرا نموده ، و ظرفيت ميدهد ) ، و نيز فرموده :  ثم تلين جلودهم و قلوبهم الى ذكر الله ، ذلك هدى الله يهدى به من يشاء ، سپس پوست بدن و دلهايشان بسوى ياد خدا نرم ميشود و ميل مى‏كند ، اين هدايت خدا است ، كه هر كه را بخواهد از آن موهبت برخوردار ميسازد  . (11) 
هدايت ويژه عارف
دريافت اين نوع از هدايت به داشتن قابليتهاي خاص و نوعي از معرفت منوط است که عمدتا به فلب و روح انسان مربوط مي شود .
علامه طباطبائي مي فرمايند: و قوله : " ثم تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر الله ذلك هدى الله يهدي به من يشاء " (الزمر/23)... تعدية قوله تلين بإلى لتضمين معنى مثل الميل و الاطمينان ، فهو إيجاده تعالى وصفا في القلب به يقبل ذكر الله و يميل و يطمئن إليه ، و كما أن سبله تعالى مختلفة ، فكذلك الهداية تختلف باختلاف السبل التي تضاف إليه فلكل سبيل هداية قبله تختص به.
اين قسم هدايت عبارت است از اينكه قلب به نحو مخصوصى انبساط پيدا كرده و در نتيجه بدون هيچ گرفتگى قول حق را پذيرفته به عمل صالح بگرايد ، و از تسليم بودن در برابر امر خدا و اطاعت از حكم او إبا و امتناع نداشته باشد . (12)
در حقيقت براي عارف اين حالت "نور" است ، چون قلب با داشتن اين حالت نسبت به اينكه چه چيزهايى را بايد در خود جاى دهد ، و چه چيزهايى را قبول نكند روشن و بينا است .چنانکه گفته شده :
شرح الصدر الذي يعد في الكلام وعاء للعلم و العرفان هو التوسعة فيه بحيث يسع ما يصادفه من المعارف الحقة و لا يدفع كلمة الحق إذا ألقيت إليه...(13)  
شاهد ديگر براي اين نوع هدايت :"قَدْ جَاءَكم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كتَبٌ مُّبِينٌ- يَهْدِى بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوَنَهُ سبُلَ السلَمِ وَ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صرَطٍ مُّستَقِيم"ٍ (مائده/16)
و اين رسول از ناحيه خدا برايتان نورى و كتابي روشنگر آورده ، نور ( نبوت) و كتابى كه خدا بوسيله آن پيروان خوشنودى خويش را به طرق سلامت هدايت مى‏كند ، و آنان را به اذن خود از ظلمت‏ها به سوى نور خارج ساخته به سوى صراط مستقيم هدايت مى‏كند .
نكته‏اى كه در آيه مورد بحث است اين است كه جمله يهدى به الله را مقيد كرده به جمله : من اتبع رضوانه ، و شرط كرده كه تنها كسانى را هدايت مى‏كند كه?خوشنودى خدا را دنبال مى‏كنند ، معلوم مى‏شود خداى هادى كه هدايت گر او است ، وقتى هدايت بالقوه‏اش فعليت پيدا مى‏كند كه مكلف پيرو رضوان و خوشنودى او باشد .
 پس مراد از هدايت در اينجا هدايت به معناى رساندن به مقصد است ، نه هدايت به معناى نشان دادن راه ، و آن اين است كه پيرو رضوان خود را وارد در راهى از راههاى سلام خود و يا در همه راههاى سلام خود كند ، و يا وارد در بيشتر آن راهها يكى پس از ديگرى بسازد.(14) ?

خلاصه مطلب :
نكته‏اى كه در آيه مورد بحث است اين است كه جمله يهدى به الله را مقيد كرده به جمله : من اتبع رضوانه ، و شرط كرده كه تنها كسانى را هدايت مى‏كند كه?خوشنودى خدا را دنبال مى‏كنند ، معلوم مى‏شود خداى هادى كه هدايت گر او است ، وقتى هدايت بالقوه‏اش فعليت پيدا مى‏كند كه مكلف پيرو رضوان و خوشنودى او باشد .
ادامه دارد...

بالای صفحه

احتياط کنيد
با گرم شدن هوا آمار حريق خودروها افزايش مي‌يابد 

هر ساله تعداد زيادي از انواع وسائط نقليه به دلايل گوناگوني دچار آتش سوزي مي شوند که عمده‌ترين آن نقص فني خودرو در سيستم‌هاي برق و سوخت‌رساني خودروهاست.
به گزارش روابط عمومي آتش‌نشاني تهران، بر اساس آمار موجود در سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني تهران، در فاصله سالهاي 84 تا 86 بالغ بر 3990 مورد حريق وسيله نقليه درتهران بوقوع پيوسته است و دهها نفر جان خود را از دست داده و يا به شدت مجروح شده اند وهمچنين ميليونها ريال خسارت ببار آمده است.
برابر آمار ثبت شده در اين سازمان در طول سال گذشته حداقل 1400 دستگاه خودرو دچار آتش سوزي شده است. اين درحاليست که در سال 87 سه ماه اول بالغ بر 760 مورد حريق وسائط نقليه را شامل مي شده است.
مهندس داود براتي معاون حفاظت و پيشگيري از حريق وحادثه سازمان آتش نشاني در پاسخ به اين سوال که چه نقايصي سبب بروز آتش سوزي در سيستم برق خودروها مي‌شود گفت: نقص در سيستم برق خودرو از جمله اتصالي در سيستم برق‌رساني و سيم‌کشي اتومبيل كه علل مختلفي دارد نظير استفاده از فيوزهاي نا مناسب يا سيم‌پيچي شده با دست، شل بودن اتصالات از قبيل پيچ و مهره‌ها و ... که دو سيم يا دو وسيله را با يکديگر ارتباط و اتصال مي‌دهند. بعنوان مثال بست‌هاي مربوط به باطري واستارت، فيش‌هاي پشت سوئيچ، چراغ‌ها، پشت آمپر و نيز سيم‌هاي عبوري از داشبورد که هر يک در بعضي مواقع  با ايجاد جرقه و جدا شدن تکه‌هاي مذاب منجر به آتش گرفتن روکش سيم‌ها و يا مواد قابل اشتعال اطراف مي‌شود، از مهمترين دلايل بروز حريق در وسايل نقليه است.
وي ادامه داد: بهنگام استفاده از وسايل برقي خودرومانند برف پاک کن، بخاري ،چراغ جلو يا سيمهاي سوئيچ به دليل نازک و نامناسب بودن آنها که گاه تحمل شدت جريان برق عبوري را نيز ندارد، ممکن است باعث آتش سوزي در خودروها شود.
مهندس براتي، مواد سوختي خودروها و تمامي لوله‌هاي ارتباطي آن را از ديگر عوامل عمده بروز حريق در وسائط نقليه عنوان کرد وافزود: نقص فني کاربراتور خودرو از علل مهم ايجاد آتش‌سوزي در خودروهاست. غالبا بر اثر خراب شدن شناور آن و به اصطلاح عموم، فلوت کردن کاربراتور يا خرابي واشرهاي مخزن شناور، نداشتن بست مناسب براي اتصال محکم لوله بنزين از پمپ بنزين به کاربراتور، سوراخ بودن لوله بنزين در ناحيه کاربراتور، هر يک از اين موارد در صورت داشتن نقص و ريزش بنزين بر روي اگزوز که معمولا در کنار و يا زير کاربراتور قرار دارد و نيز داغ بودن هميشگي آن د رهنگام روشن بودن موتور خودرو وبخصوص در مناطق گرم و در فصل تابستان علل اصلي بروز آتش‌سوزي در اتومبيل‌هاست.
وي همچنين تاكيد كرد: نگهداري سيستم سوخت‌رساني خودرو در شرايط ايمن و بدون هر گونه نشتي نقش مهمي در ارتقاي سطح ايمني خودرو دارد.
داود درويش‌زاده معاون عمليات منطقه يک آتش‌نشاني تهران نيز در خصوص علل افزايش حريق خودرو در فصول گرم سال بيان داشت: هر يک از فصل‌هاي سال باتوجه به شرايط آب و هوايي، ويژگي‌هاي خاص خود را دارد و همين شرايط آب و هوايي موجب مي شود که هر کدام از فصول سال، پاره‌اي از حوادث فزوني يابد که در اين ميان با شروع فصل تابستان و گرم شدن هوا، نشت بنزين از خودرو، از جمله حوادث و آتش‌سوزي‌هاي ناشي از آن است که افزايش قابل توجهي پيدا مي‌کند.
درويش زاده نسبت به خطرات بنزين هشدار داد و به چند ويژگي بسيار مهم اين مايع سريع الاشتعال اشاره کرد و گفت: با توجه به اينکه بنزين، مايعي قابل اشتعال بوده و بخارات آن سنگين تر ار هواست و در صورت انتشار آن در فضا، نزديک به سطح زمين حرکت مي ‌کند بنابراين در صد اشتعال آن بسيار بالا بوده وممکن است باعث بروز آتش‌سوزي‌هاي مهيب گردد.
وي در ادامه اظهار داشت: بخار بنزين به آساني با هوا مخلوط شده وترکيب قابل انفجاري را ايجاد مي‌کند به نحوي که اين مواد در تابستان بسرعت تبخير شده وآلودگي مضري را بوجود مي آورد.
معاون عمليات منطقه يک آتش‌نشاني تهران با اشاره به افزايش حوادث ناشي از نشت بنزين و آتش سوزيهاي خودروها در فصل گرما، به شهروندان توصيه کرد: از نگهداري و ذخيره بنزين در صندوق عقب خودرو بايد خودداري نمايند. پر بودن بيش از حد باک خودرو و پارک آن در سراشيبي بسيار خطرناک است چرا که رسيدن کوچکترين منبع آتش زنه مانند ته سيگار روشن مي تواند موجب بروز آتش سوزي خودرو شود؛ بنابراين براي پيشگيري از نشت بنزين و بوجود آمدن حوادث احتمالي، از پر کردن کامل باک خودرو بايستي خودداري کنند. شيلنگ‌هاي انتقال بنزين در داخل موتور خودرو اغلب از جنس پلاستيک است به همين خاطر در فصل تابستان بر اثر انبساطي که به دليل دماي بالاي هوا و داغ شدن موتور خودرو ايجاد مي‌شود، شل شده و موجب نشت بنزين مي‌گردد. باتوجه به اينکه محفظه موتور خودرو نيز داغ است بنزين نشتي به سرعت مشتعل و سبب بروز آتش سوزي در وسيله نقليه مي‌گردد. بنابراين براي جلوگيري از هر گونه حادثه احتمالي، بازديد و سرويس به موقع وسفت و محکم کردن بست شيلنگهاي انتقال بنزين ضرورتي اجتناب ناپذير است و شهروندان مي بايست موضوع را جدي بگيرند تا خداي ناکرده دچار حوادث نشوند.
مهندس براتي معاون پيشگيري سازمان آتش نشاني تهران نيز براي پيشگيري و مقابله باحريق درخودروها اعلام کرد: بهترين اقدامي که مي توان براي پيشگيري از وقوع اين نوع آتش سوزي انجام داد اين است که بايستي سيستم برق اتومبيل شامل سيم کشيها، مدارهاي برقي، فيوزها و باطري مرتبا بازرسي وکنترل شوند تا از سالم بودن آنها اطمينان حاصل شود. حتما از مصرف بيش از حد مجاز باطري خودداري شود زيرا اين عمل باعث مي شود در جاهائيکه مدار الکتريکي بار زيادي را تحمل مي کند سيمها داغ شده، بسوزد و آتش‌سوزي ايجاد شود.
 همچنين بدليل اين که بنزين، باک بنزين و تمام لوله‌هاي ارتباطي بويژه در اتومبيل‌هايي که اين لوله‌ها از داخل اتاقک آن عبور مي کند از عوامل ايجاد حريق‌اند بنابراين ضروري است باک و لوله‌هاي مربوطه هر چند وقت يکبار بازرسي شوند تا سوراخ‌هاي احتمالي، پوسيدگي و يا نشتي در آنها رفع شود و  نيز با كنترل‌هاي لازم از نشت بنزين در قسمت‌هاي مختلف سيستم سوخت‌رساني جداً خودداري به عمل آيد و در صورت هر گونه نواقص به فوريت توسط تعميركاران مجرب و مجاز مرتفع شود.
وي در ادامه اظهار داشت: در صورت بروز آتش سوزي در خودروي خود، در اولين لحظه به فکر نجات خود و ديگر سرنشينان اتومبيل باشيد زيرا شعله‌هاي آتش در اتومبيل بسيار سريع گسترش مي‌يابد و در مرحله بعد در صورتيکه هنوز آتش‌سوزي کوچک است و توسعه پيدا نکرده، بايستي سعي کرد حريق را سريعاً و بدون از دست دادن وقت خاموش کرد.
معاون امور حفاظت و پيشگيري از حريق اين سازمان، قرار دادن يک دستگاه خاموش کننده دستي آتش‌نشاني از نوع پودر و گاز را در اتومبيل بسيار ضروري و حياتي دانست و به شهروندان توصيه کرد که حتماً بايستي راه‌هاي مبارزه و مقابله با آتش‌سوزي اتومبيل و پيشگيري از آن را فرا گيرند.
مهندس براتي در مورد خودروهايي كه در ساليان اخير بطور مرتب توسط كارخانه توليدي (ايران خودرو) فراخوان داده شده تا با مراجعه به نمايندگي‌هاي مجاز، به صورت رايگان نقص سيستم سوخت‌رساني آن‌ها مرتفع شود متذكر شد. به دليل اهميت ايمني وسيله و سرنشينان در اسرع وقت نسبت به مراجعه و رفع نقيصه اقدام نمايند.
وي در خاتمه تاکيد کرد: در صورت نداشتن خاموش‌کننده، شهروندان مي‌توانند از خاک يا ماسه استفاده نمايند و يا در صورت داشتن پتو يا پارچه ضخيم، آن را بر روي قسمت شعله‌ور انداخته و مانع از رسيدن اکسيژن و هوا به آتش شوند تا کاملاً خاموش شود. 

بالای صفحه

سخنان حکیمانه
جبران خليل جبران : اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که يکي بر سفره ي شما نشسته است ، ديگري در رختخوابتان آرميده باشد.شما پيوسته چون ترازوييد بي تکليف در ميانه اندوه و نشاط
ارد بزرگ : آن گاه که شب فرا رسيد و همه پديدگان فرو خُفتند ابردرياها به پا مي خيزند، آيا تو هم بر مي خيزي ؟
فردريش  نيچه :بشر امروز در پرستش بتان مي زيد بتان عرصهء اخلاق بتان گستره سياست بتان عرصه فلسفه.خداياني کاملا" باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستيده اند.از اين روي از راه
تئودور وزد : در هر کجا که هستيد و با هر چه که در اختيار داريد کاري بکنيد .
ارد بزرگ : آن گاه که نمي دانم چه مي گويم ، جز راستي چيزي بر زبانم جاري نيست .
نادر شاه افشار : ميدان جنگ مي تواند ميدان دوستي نيز باشد اگر نيروهاي دو طرف ميدان به حقوق خويش اکتفا کنند .
توماس کارلايل : بشر ، حيوان بکار برنده ابزار است . در هيچ نقطه اي او را بدون ابزار نمي توان يافت . با نداشتن ابزار در حکم هيچ است و با داشتن آن همه چيز .
تاگور : زندگي حتي با عشق گم شده نيز شيرين تر از زندگي بي عشق است .
ارد بزرگ : آسودگي آدمي ، به گنج و دينار نيست که به خرد است و روشن بيني .
تي .اس.اليوت : هرکس نبوغي دارد ، اما اغلب فقط براي چند دقيقه
اُرد بزرگ : آسيب ديده هميشه درهاي روياهايش کوچک و کوچکتر مي شود ، مگر با اميد که شرايط ما را دگرگون مي سازد .
جبران خليل جبران : بسياري از دين ها به شيشه پنجره مي مانند.راستي را از پس آنها مي بينيم، اما خود، ما را از راستي جدا مي كنند .
سنت بور : تنها به قصد دست يافتن به امور محال است که بشر مي تواند به بالاترين حد امور ممکن دست يابد.
مولير : هر قدر کسي را بيشتر دوست داشته باشيد کمتر مغرورش کنيد.
اُرد بزرگ : فزون خواهي براي داشته هاي ما زيانبار است .
ل - کارو :در جواني دوست نداشتن علامت بدي است . روح سالم هميشه يکنفر دوست را که لايق باشد ملاقات خواهد کرد .
لئوپول : اگر از طبقه‌ بالا زن‌ بگيريد، به‌جاي‌ خويشاوند ارباب‌ خواهيد داشت‌.
اُرد بزرگ : فرمانروا با انديشه وزيران توانمند خويش فرمانروايي مي کند .
جبران خليل جبران : شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آميزيد و پيوسته بار وظيفه اي را  بي رغبت به دوش مي کشيد ، زنهار دست از کار بشوييد و بر آستان معبدي نشينيد و از آنان که به شادي ، تلاش کنند صدقه بستانيد.زيرا آنکه بي ميل ، خميري در تنور نهد ، نان تلخي واستاند که انسان را تنها نيمه سير کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره اي مسموم سازد ، و آنکه حتي به زيبايي آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خويش عشق نمي ورزد ، تنها مي تواند گوش انساني را بر صداي روز و نجواي شب ببندد.

پتياگور : براي تلفظ کوتاهترين کلمه "بله" يا "نه" خيلي بيشتر از يک نطق بايد فکر کرد .
فردريش  نيچه :اراده يک احساس نيست بلکه شامل احساس هاي متعدد است و نمي توان آن را از انديشه جدا کرد. در عين حال اراده يک شور است و کسي که اراده مي کند به اشتباه اراده را با عمل يکي در نظر مي گيرد.
پرسليس : هرکس قادر به تملک و اراده نفس خود باشد آزادي حقيقي را به دست آورده است .
بزرگمهر : به هنگام نبرد هوشيار و نگهدار تن خويش باش . چون دشمن در برابر تو ايستاد بر آشفته مشو و تدبير نيکو کن .
ارد بزرگ : آن که در بيراهه قدم بر مي دارد آرمان خويش را گم کرده است .
اريسون سووت ماردن : ميزان بزرگي و موفقيت هر فرد بستگي به اين دارد که تا چه حد مي تواند همه نيروهاي خود را در يک کانال بريزد.
اُرد بزرگ : آنان که تيشه به ريشه بزرگان و ريش سفيدان مي زنند خود و فرزندانشان را بي پناه خواهند ساخت .
شوپنهاور:  ايده هاي ازلي دريافته از تامل ناب هستند و مايه اساسي و ابدي تمام پديده هاي جهان را بازگو مي کنند. اين ايده ها متناسب با ماده اي که واسطه بازگويي آنها هستند ، جامه نقاشي ، شعر، مجسمه سازي يا موسيقي مي پوشند . تنها سرچشمه هنر معرفت بر ايده هاست و تنها هدف آن انتقال اين معرفت است.
اريسون سووت ماردن : هر عادتي در ابتدا مانند يک نخ نازک است . اما هربار که يک عمل را تکرار مي کنيم ما اين نخ را ضخيم تر مي کنيم و با تکرار عمل نهايتا اين نخ تبديل به طناب و بلندي مي شود که براي هميشه به دور فکر و عمل ما مي پيچد.
اُرد بزرگ : آنان که از رسيدن به ريشه ها هراس دارند ، در روزمرگي دست و پا مي زنند .
جبران خليل جبران : شما مي توانيد بانگ طبل را مهار کنيد و سيم هاي گيتار را باز کنيد ، ولي کداميک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟
بايگون : بدگماني ميان افکار انسان مانند خفاش در ميان پرندگان است که هميشه در سپيده دم يا به هنگام غروب که نور ظلمت بهم آميخته است بال فشاني مي کند .
آندره ژيد : من احساس مي كنم پس هستم
اُرد بزرگ : آنان که پژوهش کرده اند تنها به داشته هاي دروني خويش آشنا شده اند و اين دستآويزي بر خوار شمردن ديگران نيست ، کساني به اين رازها مي رسند بي کوچکترين پژوهشي ، آنها با کار و نگرش  در ژرفاي آفريده هاي اين جهاني  به بسياري از ناگفته ها پي مي برند .  بزرگمهر  : به نزديک خردمندان چهار چيز بر پادشاهان عيب است : ترسيدن در ميدان جنگ ، گريز از بخشندگي ، خوار داشتن راي خردمندان ، شتابزدگي و نا آرامي و بيقراري در کارها .
فردريش  نيچه :اي اختر بزرگ ؛ تو را چه نبکبختي مي بود اگر نمي داشتي آناني را که روشني شان مي بخشي !
هان ! از فرزانگي خويش به تنگ آمده ام و چون زنبوري انگبين بسيار گرد کرده ؛ مرا به دستهايي نياز است که به سويم دراز شوند.
 هان ! اين جام ديگر بار تهي شدن خواهد و ابرانسان ديگر بار انسان شدن.
يانيس ريتسوس : شعر، حافظه ي آينده است.
بالای صفحه

شفاي دختربچه مبتلا به روماتيسم

آقاي احمد قاضي زاهدي نقل ميکند:
" روز سه شنبه 10/3/73 در تاکسي، به جناب آقاي "مشهدي قاسم زهرائي نيا" برخورد کردم و اين داستان توسل را از زبان خودشان در قم شنيدم.
" تقريباً 8 سال قبل بود که دختر بچه ام مبتلا به روماتيسم شديد شد و بعد از آنکه مدتها در بيمارستان و منزل بستري بود، تصميم گرفتم چهل شب جمعه به مسجد جمکران بروم و توسل به آقا امام زمان (ارواحنا فداه) پيدا کنم تا شفاي فرزندم را بگيريم.
هفته سوم بود که از مسجد مي رفتم، رسيدم سر پل که به طرف " فُردو" بروم. اول شب بود، ناراحت شدم، ولي بي اختيار جملاتي بر زبان مي گفتم از جمله رو کردم به مسجد جمکران و با تشر گفتم:
" آقا امام زمان! يا فرزندم را شفا بده تا مرتب بيايم يا ديگر نمي آيم. "
و مثل اينکه کسي به من گفت: " علامت شفاي فرزندت اين است که اگر درخواست ماشين بنمايي، فوراً مي رسد. "
اين را در دل خود گفتم، بلافاصله ديدم ماشيني چراغ مي زند و روي پل ايستاد. رو به من کرد و گفت: " کجا مي روي؟ "
گفتم: " لنگرود! "
گفت: " سوار شو! "
بعد گفت: " جاي ديگر نمي خواهي بروي؟ "
گفتم: " نه! "
بعد فهميدم که آقا مي دانست که من به فردو مي روم. سيد معمم جواني بود، مرا رساند لنگرود و گفت: " بسلامت! " ايشان رفت و من به فکر افتادم که سر پل چه گفتم و فوراً اين ماشين رسيد و مرا بدون زحمت به اينجا رسانيد، يقين کردم که حواله آقا امام زمان (عليه السلام) بوده و بچه ام شفا گرفته است.
به منزل آمدم و وضع بچه رو به راه شد و از آن به بعد کسالت او از بين رفت. "

دختر و پسر متواري از خانه دستگير شدند

دختر و پسر نوجواني كه 2 ماه قبل از خانه متواري شده بودند توسط مأموران پليس آگاهي تهران بزرگ دستگير شدند.
به گزارش فارس، عصر روز 15 فروردين سال‌جاري فردي با مراجعه به مسئولان دادسراي امور جنايي تهران بزرگ مدعي شد دختر 14 ساله‌اش از روز 13 فروردين ماه از خانه خارج شده و به خانه بازنگشته‌است.
ماموران ، بررسي در خصوص اين پرونده را آغاز كردند تا اينكه مشخص شد اين دختر نوجوان به همراه پسر جوان 19 ساله‌اي از تهران متواري شده است.
سليماني داديار شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: با انجام تحقيقات مأموران موفق شدند تا در تاريخ 10 خرداد سال‌جاري دختر و پسر جوان را در يكي از شهرهاي شمالي كشور دستگير كنند.
وي ادامه داد: دختر نوجوان در بازجويي مدعي شد پدر و مادرش در خانه با وي بد رفتاري كرده و همين امر عاملي شده‌است تا با دوستش اقدام به فرار كند.
داديار شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران گفت: پزشكي قانوني وجود ارتباط نامشروع ميان اين دو نوجوان را تأييد كرده و به اين ترتيب اين دو نفر به جرم فرار و برقراري رابطه نامشروع بازداشت هستند.


قاتل فراري پس از يک‌سال در تهران دستگير شد

فردي که در فروردين ماه سال گذشته طي يک مشاجره و درگيري، جواني را در يک خانه فساد به قتل رسانده بود، صبح ديروز از سوي کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي تهران بزرگ دستگير شد.
به گزارش ايسنا، ساعت 22 روز چهارم فروردين سال گذشته‏، به دنبال گزارش مسوولان بيمارستان رسول اكرم (ص) مبني بر فوت جواني به نام "علي ـ ط" در اين بيمارستان، اكيپ بررسي صحنه جرم و تيم ويژه بررسي صحنه‌هاي قتل اداره 10 پليس آگاهي تهران بزرگ به منظور تحقيقات بيشتر به محل اعزام شدند.
سرهنگ سعيد ليراوي ـ معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ ـ در تشريح اين خبر اظهاركرد: جواني که به عنوان همراه، مقتول را به بيمارستان منتقل کرده بود، به ماموران پليس گفت كه به اتفاق دوستم در خانه زني به نام "گيتي" حضور داشتيم که ميان "علي" و چند نفر ديگر که در محل حضور داشتند، درگيري پيش آمد و او مجروح شد.
معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ در ادامه افزود: به دنبال اين اظهارات، موضوع به بازپرس "بهروز هنرمند" قاضي کشيک ويژه قتل گزارش و با دستور قضايي جسد به پزشکي قانوني منتقل و تحقيق براي دستگيري قاتل يا قاتلان آغازشد.
کارآگاه ليراوي تصريح كرد: در تحقيقات ميداني صورت گرفته از سوي پليس مشخص شد، "گيتي" زن سابقه‌داري است که پيش از اين نيز به اتهام فساد دستگير و داراي سوابق کيفري در اين رابطه در دادسراي ارشاد است. با جمع‌بندي اين اطلاعات و تحقيق از همسايه‌ها معلوم شد، "گيتي "اين محل را به مرکز فساد تبديل کرده بود.
سرهنگ ليراوي خاطر نشان كرد: چند روز پس از وقوع جنايت،کارآگاهان طي يک عمليات ضربتي "گيتي" و پسرش را دستگير کردند.
"گيتي" در بازجويي‌هاي پليسي اعتراف کرد: پس از حضور مقتول (علي) در خانه فساد، او با دو مرد ديگر که در اين محل حضور داشتند، مشاجره کردند. در اين حين يکي از آن‌ها با پيچ گوشتي به علي حمله ور شد و ضرباتي را بر پيکر وي وارد کرد که اين حادثه منجر به مرگ علي شد. در پي اين اعترافات، پليس طي يک عمليات ضربتي يکي از طرفين درگيري به نام "رحيم" را شناسايي و او را در جنوب تهران دستگير کردند.
"رحيم" در بازجويي‌هاي پليسي اعتراف کرد: قتل از سوي فردي به نام "سعيد" که قاچاقچي مواد مخدر است، صورت گرفته و وي هيچ شناختي از قاتل ندارد.
معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ اضافه کرد: پس از اعترافات رحيم، کارآگاهان جست‌وجوي گسترده خود را براي دستگيري "سعيد" آغاز کردند که سرانجام صبح ديروز (يکشنبه) متهم فراري (سعيد) طي يک اقدام ضربتي شناسايي و دستگير شد.
"سعيد" در بازجويي‌هاي پليسي ضمن اعتراف به جرم خود، با اشاره به اين‌که براي "گيتي" مواد مخدر تهيه مي‌کردم، عنوان کرد: در روز حادثه، پس از اين‌که مشاهده درگيري و فحاشي مقتول(علي) بودم، با پيچ‌گوشتي ضربه‌اي به سر مقتول زده و از محل متواري شدم.
ليراوي يادآورشد: با ثبت اين اعترافات، دستور بازداشت موقت متهم صادر و تحقيق از وي ادامه دارد.


17 حادثه آسانسور در تهران رخ داد 

امدادگران آتش‌نشاني طي شبانه روزيکشنبه در جريان 17 عمليات امدادي در آسانسورهاي شهر تهران توانستند 25 شهروند تهراني را كه در داخل كابين آن بدام افتاده بودند نجات دهند.
 به گزارش روابط عمومي آتش‌نشاني تهران، در طول 24 ساعت گذشته تعداد 99 مورد حريق و حادثه در سطح شهر تهران بوقوع پيوست كه 57 مورد آن آتش‌سوزي و 42 مورد ديگر حوادث مختلف بود.
حوادث اين مدت خوشبختانه تلفات جاني نداشت اما در جريان آن 12 نفر از جمله 10 نفر در تصادفات رانندگي دچار مصدوميت شدند و همچنين قريب 806 ميليون ريال خسارت مالي ببار آمد.
در اين مدت شعله‌هاي آتش 14 منزل مسكوني، 13 وسيله نقليه، 7 منطقه از فضاهاي سبز، 6 نقطه از معابر شهري، 6 باب مغازه، 2 واحد صنعتي و نيز چند مكان ديگر را در بر گرفت.
ماموران آتش‌نشاني تهران علاوه بر اطفاي آتش‌سوزي‌هاي اين اماكن در عمليات امداد و نجات 4 حادثه بدام انداختن حيوانات وحشي، 3 حادثه رانندگي، 2 حادثه چاه، 2 حادثه محبوس شدن افراد در اماكن شهري، يك حادثه ريزش ساختمان، يك حادثه نشت آب و همچنين چند حادثه ديگر شركت كرده و موفق شدند 29 تن از شهروندان حادثه ديده را نجات دهند.
مجموعاً در طول 24 ساعت گذشته 672 آتش‌نشان تهراني با استفاده از 207 دستگاه خودروي آتش‌نشاني به مدت 45 ساعت عمليات امدادي و اطفايي انجام دادند.