چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۷۹
 
۱۲ گوناگون  
 
شماره قبل
علم و عالم در فرهنگ اسلام
 
علم، ايمان، عمل
علم، ايمان و عمل سه حلقه به هم پيوسته از يك زنجيره‌اند، كه فقدان هر كدام تأثير منفي در تحقّق اثر ديگري را موجب مي‌شود و در عين حال هر يك از اينها براي رساندن شخص به آخرين نقطه‌هاي كمال به ديگري وابسته است. در ابتدا به تبيين ماهيت علم و ايمان از لسان حضرت استاد جوادي آملي (حفظه الله) مي‌پردازيم و سپس رابطه اين سه امر مهم را بيان مي‌كنيم.
مراد از علم و قضيه علمي، قضيه‌اي است كه بين اجزاي سه گانه آن يعني موضوع، محمول و نسبت پيوند مستحكم و غيرقابل زوال باشد و عالم تصديق به آن و يقين به وجود اين رابطه پيدا كند. و ايمان عبارت از پيوندي است كه بين نفس انسان و مطلبي برقرار مي‌شود، كه اگر مطلبي كه مورد اعتقاد نفس است، مطلبي صحيح باشد آن را ايمانِ صحيح خوانند و اگر مطلبي باطل و وهمي و خيال باشد، آن ايماني باطل و متزلزل خواهد بود و با تغيير شناخت دگرگون مي‌شود.[1]
البته قضاياي علمي هميشه به يك صورت نيستند بلكه آنها را مي‌توان به صورت‌هاي متعددي دسته بندي كرد از جمله اينكه برخي قضاياي علمي در زمره علوم انسان‌ساز و الهي كه مؤثر در كمال معنوي بشرند جاي مي‌گيرند و برخي ديگر در جرگه علوم بشري كه صرفاً به جهت گذران زندگي فردي و اجتماعي بشر تدوين شده‌اند قرار دارند.
رابطه علم ايمان:
با توجه به تفسيري كه ازعلم و ايمان بيان گرديد، ايمان به مطلبي علمي، ‌امري مؤخر از علم به آن است و آن عبارت است از گره (و پيوند) و عقدي كه بين مطلب محكم علمي و بين نفس برقرار مي‌شود. از اين رو ممكن است در درون نفس كسي آن گره و اعتقاد علمي بين اجزاي مسأله‌اي علمي وجود داشته باشد، ليكن هنوز بين آن مسأله و جان او پيوند ايماني منعقد نگرديده باشد.[2]
در مورد علم به معارف دين نيز چه بسا افرادي به بالاترين درجات علمي رسيده‌ باشند لكن علم آنها با ايمان توأم نباشد، به همين سبب است كه فرعونيان وقتي با آيات روشن الهي روبرو گشتند، قرآن تعبير مي‌كند كه: "و جحدوا بها و استيقنتَها أنفُسهم ظلماً و علوّاً"؛[3] به خاطر ستم و سركشي آنها را انكار كردند، در حالي كه به آن يقين داشتند. مراد اينكه گرچه علم يقين به مطلب داشتند امّا به جهت مانعي كه در وجود آنها بود و آن حالت استكبار و خودبرتر بيني بود، ايمان به آيات روشن الهي نياورده و انكار كردند. از اينرو در فرهنگ قرآن علمي ستوده شده كه شخص عالم ايمان به متعلق آن علم داشته باشد و از طرف ديگر ايماني مورد تحسين و ستايش است كه از روي علم و يقين بوده باشد، ‌نه ايمان مبتني برجهل و تخيّل.
مطلب مهم ديگر، تأثير و تأثرپذيري علم و ايمان از يكديگر است، ‌به طوري كه مي‌توان گفت: علم و معرفت دقيق مقدمه ايمان عميق و پابرجاست و از طرف ديگر علم نيز در مراحل بالاتر از ايمان كمك مي‌گيرد. شاهد بر تأثير علم در ايمان را آيه شريفه سوره اسراء مي‌توان دانست، كه خداوند مي‌فرمايد: " قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً"؛[4] شما چه به آيات الهي ايمان بياوريد، چه نياوريد آنها كه از قبل به آنها علم داده شده، نه تنها به آن ايمان مي‌آورند بلكه آن چنان عشق به الله در وجودشان شعله مي‌كشد كه با شنيدن آيات الهي بي‌اختيار در برابر آن به سجده مي‌افتند و سيلاب اشك بر رخسارشان جاري مي‌شود.[5] چنانكه از اين آيه فهميده مي‌شود ـ و امري مسلم و ثابت شده نيز هست ـ ايمان عميق و پا برجا جز در سايه علم ممكن نيست و افراد جاهل گرچه به سمت ايمان جذب شوند، ايماني ضعيف،‌ ناپايدار و خالي از عشق و شور و حرارت خواهند داشت زيرا به حقيقت ايمان خود و چرائي آن واقف نيستند.
و امّا اينكه گفتيم علم نيز به نحوي از ايمان تأثير مي‌پذيرد و خود يكي از ثمرات ايمان است، بهترين شاهد بر آن كلام نوراني پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ است كه فرمودند: "ايمان برهنه است و جامه آن تقوي و زيورش حيا و دارائي‌اش فقه و ميوه‌اش دانش است".[6] البته دانشي كه از ثمرات ايمان به حساب مي‌آيد، علمي نيست كه با خواندن و نوشتن و تحصيل علوم رسمي به دست آيد، بلكه مراد از آن نور علم و معرفت حقيقي است. چنان كه شهيد ثاني (ره) نيز به همين مطلب اشاره نموده‌اند كه: "ايمان حقيقي به خدا و مراقب وناظر بر اعمال خويش دانستن او، موجب سرازير شدن دانشها و گشوده شدن ابواب معرفت بر روي قلب انسان است."[7]
هر چقدر ايمان انسان بيشتر شود، ظرفيت معنوي او بيشتر شده و قابليت دريافت فيض بيشتري را پيدا مي‌كند و لذا نور علم به شكل گسترده‌تري بر قلب او افاضه و عطا مي‌گردد. البته بايد توجه داشت كه ايمان از روي علم و معرفت به خداوند حتي در آموختن علوم رسمي نيز به ياري طالب علوم مي‌شتابد و دانشجوي با ايمان بيشتر وقت خود را صرف تحصيل علوم مورد رضايت پروردگار خويش مي‌نمايد.
رابطه علم و عمل:
علم و عمل نيز داراي رابطه تنگاتنگ با يكديگر هستند، علم مقدمه عمل صحيح و شايسته است و "عمل" موجب بهره‌برداري از عمل، ‌برداشت ثمره آن و گشوده شدن درهاي ديگري از حكمت به روي انسان خواهد بود. به فرموده رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ : "من عملَ بما علمَ ورثهُ الله عِلمَ ما لم يعلم"؛[8] هر كس به آنچه مي‌داند عمل كند خداوند او را وارث آنچه نمي‌داند خواهد گردانيد. كنايه از اين كه نادانسته‌ها برايش آشكار مي‌شود و خداوند درهاي حكمت را بر قلب او مي‌گشايد.
از آنجا كه علم بدون عمل فايده‌اي را در برندارد، در روايات از عالم بي‌عمل به "شجر بلاثمر"[9] و "سحاب بلامطر" تعبير شده است. در قرآن كريم[10] نيز مثل او را همانند چهارپائي مي‌داند كه كتابهائي را بر خود حمل مي‌كند و هيچ سودي از آن نمي‌برد. عالم بي‌عمل به قول شهيد ثاني (ره) همانند بيماري است كه با زحمت بسيار پزشك معالج حاذقي را يافته و از او نسخه شفا گرفته، ولي به جاي عمل به آن، آن را به ديگران تعليم مي‌دهد تا اينكه سرانجام بيماري او را هلاك مي‌كند. از اين روست كه حضرت امام (ره) فرموده‌اند: "علم تنها اثر ندارد، بلكه گاهي مضرّ است. علم بدون عمل بي‌نتيجه است، علم و عمل دو بالي است كه انسان را به مقام انسانيت مي‌رساند."[11]
عواقب عمل نكردن به علم:
در پايان به برخي از عواقب عمل نكردن به علم با استفاده از روايات اشاره مي‌كنيم:
1. عمل نكردن به علم موجب دوري از خدا مي‌شود: امام سجاد ـ عليه السّلام ـ فرمود: "لا تطلبوا اعلم ما لاتعلمون و لمّا تعلموا بما علمتم فانّ العلمَ اذا لَم يُعمل به لم يزدَدْ صاحبهُ الّا كُفراً و لم يزدَدْ من الله الّا بُعداً"؛[12] تا آنگاه كه نسبت به دانسته‌هاي خويش عمل نكرديد، از آن چه نمي‌دانيد سؤال نكنيد، زيرا هر نوع علم و آگاهي ديني كه بدان عمل نشود كفر و ناسپاسي و مراتب دوري انسان نسبت به خدا را فزاينده مي‌سازد.
2. علم بي‌عمل موجب هلاكت انسان است: قال علي ـ عليه السّلام ـ : "العلماء رجلان، رجلٌ آخذٌ بعلمهِ فهذا ناجٍ و عالمٌ تاركٌ لعلمِهِ فهذا هالك"؛[13] علما بر دو گروه‌اند، گروهي كه به علم خويش عمل مي‌كنند، پس اينها اهل نجات هستند و گروه ديگري كه به علمشان عمل نمي‌كنند، پس اهل هلاكت هستند.
3. عمل نكردن به علم موجب زوال آن خواهد شد، امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: العلمُ مقرونٌ بالعمل فمن عَلِمَ عمِلَ و من عملَ عَلِمَ و العلمُ يهتِفُ بالعمل فان اجابهُ و الّا ارتحل عنه"؛[14] علم با عمل توأم است، هر كس چيزي را مي‌داند بايد به آن عمل كند، علم فرياد مي‌زند و عمل را دعوت مي‌كند اگر به او پاسخ مثبت نداد، از آنجا كوچ مي‌كند.
4. بدون عمل نمي‌توان از دانش بهره‌اي برد: امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمودند: ميوه دانش با كردار نيك چيده مي‌شود، نه با گفتار نيك".[15]
5. موعظه عالم بي‌عمل اثر نمي‌كند: امام صادق ـ عليه السّلام ـ : "انّ العالمَ اذا لم يعمل بعلمِهِ ذلّت موعظَتُه عن القلوبِ كما يزلّ المطر عن الصّفا"؛[16] اگر عالم و دانشمند به علم خود عمل نكند موعظه و اندرز او از دلها مي‌لغزد، آن چنان كه باران از روي سنگ صفا ـ كه صاف و لغزنده است ـ بلغزد.
توجه به اين نكته ضروري است كه اگر چه برخي از اين عواقب اختصاص به علوم انسان‌ساز و الهي دارد، لكن بين علوم تجربي و بشري كه صرفاً براي گذران حيات فردي و يا جمعي بشر به وجود آمده‌اند و عمل به آنها نيز چنين ارتباطي مؤثر و تنگاتنگي وجود دارد و عمل نكردن به اينگونه علوم نيز داراي برخي از اين عواقب است از جمله اينكه عمل نكردن به آنها موجب زوال و فراموشي آنها مي‌باشد و يا اينكه عمل به آنها باعث گشوده شدن دريچه‌هاي جديد از دانش به روي انسان خواهد بود، علاوه بر اينكه عمل به هر كدام از گزاره‌هاي علمي داراي اثر خاص مربوط به خود است، مثلاً توجه و ترتيب اثر دادن به گزاره‌هاي علم پزشكي در حفظ و بازگرداندن سلامتي به انسان مؤثر است.
[1] . تفسير موضوعي قرآن كريم، ج 13، ص 277 ـ 289، جوادي آملي؛ ر.ك: اخلاق در قرآن، مصباح يزدي، ج 1، ص 95 ـ 98، چ اول.
[2] . تفسير موضوعي قرآن كريم، ج 13، ص 277 ـ 289، جوادي آملي؛ ر.ك: اخلاق در قرآن، مصباح يزدي، ج 1، ص 95 ـ 98، چ اول.
[3] . نمل، 14.
[4] . اسراء، 108.
[5] . تفسير نمونه، ج 12، ذيل آيه 108 سوره اسراء، مكارم شيرازي.
[6] . الفردوس، ج 1، ص 112، ح 380.
[7] . آداب تعليم و تعلم در اسلام، محمد باقر حجتي، ص 252، چ هجدهم.
[8] . بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 40، ص 128، بيروت، 1403 ق.
[9] . غرر الحكم، با شرح جمال الدين خوانساري، ج 4، ص 350، ح 6290، دانشگاه تهران، چ سوم.
[10] . جمعه، 5.
[11] . صحيفه نور، ج 7، ص 191، تاريخ: 3/ 4/ 58، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، بهمن 61.
[12] . اصول كافي، ج 1، ص 56، انتشارات علميه اسلاميه، چ اول، ترجمه و شرح سيد جواد مصطفوي.
[13] . همان، ج 1، ص 55.
[14] . همان، ص 55.
[15] . غرر الحكم، ح 4296، ج 3، ص 228.
[16] . اصول كافي، ج 1، ص 56.
بالای صفحه

ناگفته اي از شهيد کربلاي هفتم تير

دكتر غلامعلي رجايي
در اين كه جنس شهدا با جنس ما بازمانده هاي از قافله شهادت فرق اساسي داردگمان نمي كنم هيچ كس شك و ترديدي داشته باشد. ما آدمها طالب جنس خوب هستيم خدا هم كه در ما اين صفت را قرار داده خودش طالب جان صدف هاي عالم هستي - مومنين و موحدين - است و عرش او قلب آنهاست: قلب المومن عرش الرحمن و چه نكته عميقي در اين آيه نهفته است كه الرحمن علي العرش استوي خدا بر عرش استيلا دارد كه شايد يك اشاره لطيف آن از عرش قلب مومن باشد .
همه جا عطر نام و ياد شهيد بهشتي همه جا را فرا گرفته است . اما كمتر از ساير شهداي فاجعه حزب جمهوري اسلامي در واقعه هفتم تير ماه سال 60 سخني بميان آمده و مي آيد . اين مختصر اداي ديني است به يكي از اين شهدا كه روح بلند و پاكش به همراه شهيد بهشتي به جوار محبوب پر كشيد.
او روحاني انقلابي شهيد حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد كاظم دانش نماينده مردم انديمشك و شوش در مجلس شوراي اسلامي بود.
در آن ماهها و روزها در سال 59 اين كمترين در منطقه ماهشهر و هنديجان و بندر امام كار فرهنگي مي كردم. در بعضي از شهرها از جمله در دو شهر اخير هنوز از سوي حضرت امام، امام جمعه اي تعيين نشده بود لذا جمعه ها مي آمد و مي رفت و اين ظرفيت عظيم خدايي مجتمع توده هاي نمازگزار عاطل مي ماند. در جهت استفاده از اين ظرفيت تصميم گرفته شد در اين شهرها نماز وحدت بجاي نماز جمعه برگزار شود و باتوجه به جذابيت دعوت از شخصيت ها و چهره هاي برجسته سياسي و فرهنگي در مجلس و غير مجلس براي مردم محلي، هر هفته يكي از روحانيون براي اقامه نماز وحدت و سخنراني با هواپيماهاي نظامي 130 c- از تهران به ماهشهر آمده و سپس به اين شهرها عزيمت مي نمودند . مردم هم از اين مراسم به طور بسيار چشمگيري استقبال مي كردند.
در يكي از آن هفته ها كه از شهيد دانش خواستم براي سخنراني و اقامه نماز وحدت هنديجان به منطقه بيايند باتوجه به سالها رفاقت و رابطه قديمي همشهري كه با ايشان داشتم و محبتي كه بمن داشتند دعوتم را اجابت نمودند . در طول مسير يك ساعته ماهشهر به هنديجان از فرصت استفاده كردم و گفتم نماز جماعت را شما مي خوانيد بعد بين دو نماز سخنراني مي فرماييد. ايشان گفت فلاني من مسافر هستم و نماز مردم را نمي توانم به جماعت بخوانم اگر بقيه بعد از من نمازشان را به صورت فرادا ادامه دهند صورت خوشي ندارد و شكوه جماعت را مي شكند. من كه درمانده شده بودم خدمتشان عرض كردم مانعي ندارد نماز واجب تان را بعدا بخوانيد و براي مردم نماز چهار ركعتي قضا بخوانيد و افزودم كسي در محل سراغ ندارم كه نماز مردم را بخواند. آقاي دانش در پاسخ كه به حيرت من بسيار افزود فرمود: فلاني من نماز قضا هم ندارم ! با ناراحتي خدمتشان گفتم حاج آقا اصلا ما شما را براي اين دعوت كرده ايم حالا با اين سيل جمعيت كه براي نماز جماعت به محل مراسم مي آيند چه كنيم ؟ خيلي خونسرد گفت خوب من چه كار كنم نماز قضا ندارم. مسير را ادامه داديم و به هنديجان رسيديم در حالي كه واقعا در دلم عزا گرفته بودم با آن همه خيل جمعيت جه كار كنم .
وقتي اذان نماز را مي گفتند و من در دلم خدا خدا مي كردم كه راه حلي پيدا بشود از بالاي جايگاه ناگهان با كمال ناباوري سر وكله يك روحاني را از دور ديدم كه خودش را به صف هاي آخر جمعيت مي رساند تا در بين مردم بنشيند. انگار فرشته نجات بود! فرستادم او را به جلو آوردند و همه نماز را به او اقتدا كرديم.
پس از 28 سال هنوز كه هنوز است وقتي اين خاطره به يادم مي آيد به سلامت روحي و تقوا و پاكي و فروتني شهيد دانش غبطه مي خورم.
شيريني ديدار يار هميشه گوارايشان باد
بالای صفحه

در عربستان اجرا مي شود؛
استفاده از رستوران ها، تنها با سند ازدواج
 
برخي از شعبه ها كساني را كه بچه به همراه دارند از اين شرط مستثنا كرده اند. در صورتي كه زن و مردي سند ازدواج همراه نداشته باشند تنها مي توانند در مكان عمومي و در حضور عموم مردم از رستوران استفاده كنند.
زوج هاي عربستاني مجبور به ارائه سند ازدواج براي استفاده از رستوران هاي اين کشور شدند.
به گزارش العربيه، تعدادي از رستوران هاي عربستان در شهر جده اخيرا اعلام كرده اند مشتريان مرد و زني كه همراه هم به به اين رستوران مي آيند بايد همراه خود سند ازدواج داشته باشند تا بتوانند به غرفه هاي اين رستوران وراد شوند. البته برخي از شعبه ها كساني را كه بچه به همراه دارند از اين شرط مستثنا كرده اند.
بنابراين گزارش مسوول يكي از اين رستورتن ها اين امر را يك اجتهاد شخصي و نه يك تصميم دولتي و رسمي دانسته كه هدف آن ممانعت از بروز مشكلات و جلوگيري از سوء شهرت رستوران است.
در صورتي كه زن و مردي سند ازدواج همراه نداشته باشند تنها مي توانند در مكان عمومي و در حضور عموم مردم از رستوران استفاده كنند.
بالای صفحه

امامزادگان  شهر رى

بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم (ع)
يکي ديگرازنوادگان امام موسى بن جعفر (ع)،امامزاده ابراهيم (ع)است که بقعه ايشان در روستاى اندرمان خيابان شهيد رجايى ،خيابان امامزاده ابو الحسن (ع) واقع شده و ملجاء و ماواى زائرين و بازديد کنند گان است .ساختمان بقعه در سال 1403 ه.ق ساخته شده و مشتمل بر گنبد ضربى کوتاه و ايوان است که کتيبه اى بر پيشانى آن نقش بسته است .اين بنا در محوطه اى مشجر قرار دارد .نماى داخل حرم تماما رنگ آميزى شده و صندوق مشبک ساده اي از جنس چوب روى مرقد را پوشانيده است .
بقعه متبرکه امامزادگان سيد ابراهيم و سيد اسماعيل (ع)
اين بقعه مطهر که معروف به امامزاده قلعه شيخ است در قسمت شرقى بخش کهريزک در محله قلعه شيخ و در امتداد خيابانى که به طرف آسايشگاه معلولين کهريزک مى رود واقع گرديده است و اطراف آن قبرستان عمومى محل قرار دارد .امامزادگان واجب التعظيم سيد ابراهيم و سيد اسماعيل (ع)از نوادگان امام موسى بن جعفر (ع) هستند.بناى اين بقعه ،بسيار قديمى و داراى رواق ورودى آجرى به اتاقهاى ضربى بوده که در سال 1375 مرمت و نو سازى شده است .طرح جامع بقعه اخيرا به تصويب سازمان اوقاف و امور خيريه رسيده و براى اجرا آماده است .اخيرا ضريح جديدى با روکش طلا بر روى مرقد نصب گرديده است .اين بقعه جزو آثار ملى به ثبت رسيده است .محوطه بقعه مزبور بسيار وسيع و بيش از 9 هکتار وسعت دارد و با توجه به قرار گرفتن در منطقه کهريزک از موقعيت مناسبى برخوردار است .طرح نوسازي و توسعه اين بقعه تهيه گرديده و ساختمان ادارى و حسينيه آن در حال اجراء است و بقيه طرحها در آينده به مرور زمان اجرا خواهد شد .
بقعه متبرکه امامزادگان سيد ابراهيم و سيد اسماعيل(ع)
بقعه مبارکه امامزادگان سيد ابراهيم و سيد اسماعيل (ع) در جنوب شرقى تهران ،قلعه دولت آباد واقع شده است .نسب آن بزرگواران را به امام موسى کاظم (ع) مى رسانند.بناى بقعه به صورت مربع مستطيل و تک اتاقي معمولى و فاقد گنبد و سازه آن فلزى است که به تازگى توسط مردم محل وخيرين احداث گرديده است . زير بناى کلى محوطه 120 متر و حرم 60 متر مربع است .ضريح آن چوبى و بدون شيشه محافظ و داراى قفل است .زائران بقعه عمدتا از خواهرانند .بقعه داراى امکانات رفاهى است .
بقعه متبرکه امامزادگان ايوب و يوشع(ع)
بقعه مبارکه امامزادگان ايوب و يوشع (ع) که از نوادگان امام زين العابدين (ع) هستند،در دشتى وسيع کنار روستاى کوشک حسن آباد شهر رى واقع گرديده است .بناى بقعه قديمى است و دو گنبد ضربى و خشت و گلى کوچک بر فراز آن نشانگر وجود دو مقبره است .مساحت بناى بقعه حدود 200 متر مربع است و نياز مبرم به تعمير و مرمت دارد.
بقعه متبرکه امامزاده ابوالحسن علي(ع)
يکي از با صفاترين زيارتگاههاى حومه تهران و رى بقعه متبرکه امامزاده ابوالحسن (ع) است که در قريه (آب)اندرمان ،خيابان شهيد رجايى ،خيابان امامزاده ابو الحسن (ع) در محوطه باغ مشجر و با صفايى واقع شده است .آن حضرت صاحب کرامات و مورد توجه علما و بزرگان است .نسب امامزاده ابو الحسن با چهار واسطه به امام جعفر صادق (ع) مى رسد،به اين طريق : (ابو الحسن على بن الحسين بن عيسى بن محمد بن على العريض ابن الامام جعفر بن محمد الصادق (ع)که در زيارتنامه امامزاده نيز به آن اشاره گرديده است .ساختمان اصلى بقعه بر اساس نوشته درب وقفى حرم ،احتمالا در زمان قاجاريه احداث شده است که بر فراز آن گنبدى با کاشيهاى فيروزه اى ساخته اند و طرح مرمت و باز سازى آن در سال 1371 توسط اداره اوقاف و امور خيريه شهر رى انجام شده است .مساحت داخل بقعه حدود 70 متر مربع و بر بالاى ايوان ورودى آن کتيبه اى مشتمل بر اشعار مرثيه به خط نستعليق گچبرى شده است .بر روى درى که رواق را به حرم مربوط مى سازد اين کتيبه به خط ثلث به طور برجسته مرقوم گرديده است :
(وقف هذاالباب على بقعه الشريفه امامزاده ابو الحسن بن امام جعفر صادق (ع) خواجه گودرزبن خواجه جمشيد در زمان دولت سلطان عادل محمد شاه غازي)متعلق به قرن پنجم هجرى (سلجوقيان ).ضريح چوبى نسبتا بزرگى که به گفته مولف (آثار تاريخى تهران)به سبک معروف(خانه مربع)خراطى گرديده و در زمان قاجاريه ساخته شده و احتمالا ضريح فعلى همان ضريح است که روى مرقد نصب شده است .مرقد پوشيده از کاشيهاى فيروزه اى رنگ امامزاده در ميان ضريح قرار دارد .اخيرا نيز ضريح نقره اى جديدى توسط شخص خيرى براي اين بقعه ساخته و نصب گرديده است .اين بقعه از امکانات رفاهى مناسبي جهت استفاده زائرين محترم برخوردار است.
بناي مزبور جزو آثار تاريخى به ثبت رسيده است . 
                                          
بقعه متبرکه امامزاده سيد ابو القاسم(ع)
در ضلع شمالى پارکينگ حرم مطهر حضرت امام خمينى (ره)بقعه متبرکه امامزاده سيد ابو القاسم (ع) در ميان فضايى سبز و مشجر در روستاى غار واقع گرديده است.آن حضرت يکى از نوادگان امام جعفر صادق (ع) است. ساختمان قديمى بقعه در اوايل انقلاب اسلامى توسط آقاى حسين زنديه يکى از خيرين و با کمکهاى افراد خير و اهالى محل بازسازي شده است .اين بقعه داراى امکانات آب و برق است و باز سازى و بهبود وضعيت آن در حال انجام است.
بقعه متبرکه امامزادگان دو برادران (ع)
در نزديکى بقعه امامزاده سه دختران مقبره ديگرى است که متعلق به امامزادگان عيسى و على (ع)منسوب به نوادگان امام حسن مجتبى (ع) هستند .بقعه مزبور نيز کمابيش ويژگى هاى ساختمانى بقعه سه دختران را دارا است و مساحت آن 64 متر مربع است .نزديک بودن بقاع مزبور به محوطه وسيع پارک ،طرح توسعه آنها را از اهميت زيادى برخوردار کرده است .
بقعه متبرکه امامزاده رقيه (س)
بقعه متبرکه امامزاده رقيه (س) که از نوادگان امام هفتم شيعيان حضرت امام موسي کاظم (ع) و خواهر امامزادگان ابراهيم و اسماعيل (ع) است در روستاى بتائين ،بين کهريزرک و اتوبان قم ،تهران واقع گرديده است . بناى بقعه محقر ونوساز ايشان ،داراى گنبد کوچک ضربى سيمانى و يک ورودى است .نماى ورودى تماما کاشى شطرنجى جديد سبز فام است و نام صاحب بقعه بر بالاى آن بر کاشى کوچک لاجوردى نقش بسته و نيز در طرفين درب ورودى دو کتيبه عمودى کوتاه به خط نستعليق بر کاشي لاجوردى وجود دارد که بر يکى حديث   :
 (کلمه لااله الاالله حصنى ...) و بر ديگرى اين شعر نوشته شده است :
علي الله فى کل الامور توکلى وفى الخمس اصحاب الکساء توسلي
در ميان حرم مطهر که 16 متر مربع وسعت آن است مقبره امامزاده به صورت مرتفع نمايان است که با پارچه هاى سبز و چند عدد گلدان مزين شده است .ديوارهاى حرم سفيد کارى و رنگ آميزى شده است .در سال 1382 ضريح هشت ضلعى با طرح مشبک با روکش آب طلا برروى مرقد نصب گرديده است .ضمنا با اضافه شدن ملک مسکونى مجاور به حرم امامزاده توسط بانى خير ،نسبت به توسعه آن اقدام شده است .
بقعه متبرکه امامزاده زيد (ع)
امامزاده زيد (ع) با کنيه ابوالحسن (ع) از نوادگان امام زين العابدين (ع) است .بقعه و بارگاه ايشان در محله صادقيه (نعمت آباد)جاده ساوه قرار دارد که در ميان گورستان عمومى واقع شده است. بناى بقعه آن حضرت با مساحت 350 متر مربع در سال 1358 در قالب طرح جامع عمرانى احداث گرديده است .طرح داخلى حرم به صورت هشت ضلعى وسقف آن به صورت ضربى و سفيد کارى شده است .همچنين گنبد بقعه کاشيکارى و نماهاى خارجى ساختمان نيز با کاشي خشتى نما سازى گرديده است .ضريح مطهر امامزاده ازجنس آلومينيوم بر روى مرقد مطهر قرار دارد.اخيرا هم توسط بانيان خير ضريح جديدى ساخته شده و بر روى مرقد مطهر قرار گرفته و صندوقى نيز براى نذورات زائرين محترم در حرم نصب گرديده است .شجره نامه امامزاده نيز در داخل حرم نوشته شده است .محوطه بقعه که بيش از سه هکتار وسعت دارد ،به دليل واقع شدن در مجاورت جاده ساوه از موقعيت مناسب و خوبى برخوردار است.  
                                             
بقعه متبرکه امامزادگان سه دختران (س)
در قسمت شرقى شهر رى در امتداد خيابان شهيد قمى ،جنب بوستان (پارک) ،که قبلا به نام قبرستان سه دختران مشهور بوده ،دو بقعه ساده با فاصله کمي از يکديگر قرا دارند ،يکى معروف به امامزاده سه دختران و ديگرى بقعه (دو برادران).گفته مى شود امامزادگان سه دختران از نوادگان حضرت موسى بن جعفر (ع)به شمار مى روند .ساختمان بقعه سه دختران 48 متر مربع وسعت دارد.
نماي آن سيمانى است و گنبدى بر فراز آن بنا گرديده است که احتمالا در عهد قاجاريه احداث شده باشد .در سال 1377 توسط اداره اوقاف و امور خيريه شهر ري مرمت و تعميراتى در اين بقعه صورت گرفته است .طرح توسه بنا تهيه گرديده ،که در آينده به مورد اجرا گذاشته خواهد شد .در ميان حرم سنگ قبرى بتوني طراحى شده که اطراف ان سنگ و نرده هاى فلزى نصب گرديده است. اين بقعه جزو آثار ملى به ثبت رسيده است .
بقعه متبرکه امامزاده شعيب(ع)­
يکي ديگر از بقاع متبرکه شهرستان رى بقعه مبارکه امامزاده شعيب ابو موسي (ع)واقع در جاده ورامين ،روستاى فيروز آباد است که مورد توجه و اقبال اهالى است .مى گويند امامزاده شعيب(ع)از نوادگان امام موسى کاظم (ع) است .بناى بقعه آجرى و داراى گنبدى ضربى ويک ايوان است که قسمتهايى از آن فرسوده و ويران شده و نياز به تعمير يا باز سازى دارد .در سال 1381 طرح مرمت بقعه به تاييد ميراث فرهنگى رسيده و در حال اجرا است .بقعه مزبور با شماره 3377 جزو آثار ملى به ثبت رسيده است .
بقعه متبرکه امامزادگان عبد الله و اسماعيل (ع)
امامزادگان عبد الله و اسماعيل (عليهما السلام)از نوادگان امام جعفر صادق (ع) به شمار مى روند.بقعه آنها درجاده ورامين ،جاده گل تپه ،بين روستاى کريم آبادو شمس آباد داخل قلعه که از کف آن به اندازه يک متر بالاتر است واقع گرديده است .در سال 1378 توسط افراد خير در مساحتى بالغ بر 400 متر مربع باز سازى شده و هم اکنون به صورت نيمه تمام است بقعه فاقد حرم و ضريح است و فقط چند قطعه قبر در ميانه بنا مشاهده مى شود.
بقعه متبرکه امامزاده عبد الله(ع)
بقعه متبرکه امامزاده جليل القدر ابو عبد الله حسين(ع)مشهور به امامزاده عبدالله واقع در خيابان فدائيان اسلام سه راه ورامين و نزديک به ميدان و حرم حضرت عبدالعظيم (ع) واقع شده است.نسب آن حضرت با پنج واسطه به امام زين العابدين (ع) مى رسد.در شرح احوال ايشان نوشته اند :ابو عبد الله حسين که به ابيض مشهور و شاعر نيز بوده ،از قم به رى مهاجرت نموده و در سال 319 قمرى در رى وفات يافته و در مکان ياد شده دفن گرديده است .با توجه به اين که آن حضرت حسين بوده لکن با کينه اش عبد الله شهرت يافته است.بناى اصلى بقعه ايشان به احتمال قوى مربوط به قرن يازدهم و از آثار دوره صفوى بوده و تزيينات و ايوان شرقى رواق فعلى آن توسط ميرزا کاظم خان نظام الملک در سال 274 قمرى صورت گرفته و گنبدى بزرگ بر فراز آن وايوانى هم در شمال حرم احداث شده است . در سالهاى 1329 و 1378 شمسى از سوى مسئولين اين بقعه و اداره اوقاف و امور خيريه شهر رى تعمير و مرمت بسيار عالي و دقيق به ويژه در داخل حرم اين بقعه صورت پذيرفته است.اين بنا خيرا با شماره 2313 جزو آثار ملى ثبت گرديده است .بقعه داراى طرح جامع عمرانى است .کاشيکارى از اره ايوان و حرم با نقاشيهاى ديوارى و مقرنس کارى و رنگ آميزى داخل حرم به شيوه اى صحيح و با سليقه انجام گرفته است .اين ضريح بقعه از جنس فولاد با روکش طلاست که در سال 1368 شمسي ساخته و نصب شده است .در کتيبه کاشى خشتى ايوان بقعه اشعارى به خط نستعليق موجود است که شامل مدح بانى عمارت و تاريخ 1274 قمرى است. درب خاتم بنا هم توسط ميرزا کاظم خان نظام الملک وقف گرديده و داراى تاريخ 1276 ق است.
از فعاليتهاى عمرانى سالهاى اخير .احداث سر درب ورودى محوطه بقعه است که مورد توجه مردم قرار گرفته است .با توجه به نزديکى بقعه مزبور به حرم حضرت عبد العظيم (ع)شهر رى و محوطه بزرگ وبا صفاى آن،قابليت پذيرايى از زوار و جهانگردان در روزهاى هفته به ويژه ايام متبرکه اسلامى وجود دارد . ضمنا کتابخانه و فروشگاه از امکانات جانبى اين بقعه است که در اختيار علاقه مندان قرار دارد. 
                                   
بقعه متبرکه امامزاده على اکبر (ع)
در فاصله 15 کيلومترى تهران و نزديک آستان حضرت امام خميني (ره)،روستاى پلا ئين قرار دارد .
بقعه متبرکه امامزاده على اکبر (ع) در اين روستا واقع شده است .اين امامزاده را به حضرت امام موسى بن جعفر (ع) نسبت مى دهند .ساختمان اصلى بقعه قديمى ،خشت و گلى و داراى گنبدى خشتى بوده و جنبه تاريخى داشته است .اين بنا که جزو آثار ملى نيز به ثبت رسيده ،در سال 1374 با نظارت ميراث فرهنگى استان تهران مورد مرمت و توسعه قرار گرفته که اجراي آن مدت سه سال به طول انجاميده است .مخارج طرح مزبور توسط موقوفه  ثلث حضرت عليا پرداخت گرديده است .ديوارهاى داخلى حرم سفيد کارى و کاشيکارى شده و محراب کاشيکارى شده زيبايى نيز در آن وجود دارد .ضريح بقعه به صورت مشبک با روکش طلاست که در سال 1381 احداث و در حرم اين بقعه نصب گرديده است .محوطه بقعه به مساحت 3500 متر مربع ديوار کشى و درختکارى شده و محل مناسبى براى تفرح واستراحت زائرين محترم است .مسئولين مربوطه در اين بقعه برابر طرح توسعه در حال احداث حسينيه در مجاورت آن هستند.
بقعه متبرکه امامزاده هادى (ع)
 بقعه متبرکه امامزاده هادى (ع)در مسير جاده قديم شهر رى ،بين خيابان فداييان اسلام و ابن بابويه در محوطه اى و سيع و پردرخت ،که محوطه گورستان است ،واقع گرديده و اخيرا توسط شهر دارى محيط آن فضا سازى و ديوار کشى شده است .نسب شريف امامزاده هادى (ع) ،طبق کتيبه مرقد ،به امام موسى کاظم (ع) مى رسد.بقعه اصلى به صورت چهار ضلعي ،آجرى و به طرز کاملا ساده بنا شده ودر طرف غرب آن مسجدى به نام مسجد مسجد ماشائالله ضميمه گرديده که مساحت اعيانى بقعه و مسجد جمعا 250 متر مربع است .ابعاد داخلى حرم تقريبا36 متر مربع است.
اين مرقد داراى يک سنگ قبر مرتفع و فاقد ضريح است .اطراف مرقد با خشتهاي کاشى زمينه زرد داراى گلهاى بوته جقه ظريف عهد قاجاريه مزين گرديده و سطح فوقانى مرقد پوشيده از کاشيهاى معرق قديمى است که بر روى آن به خط ثلث بر زمينه لاجوردى ،عبارتى مبنى بر احداث بنا توسط ابو المظفر شاه طهماسب بهادر خان آمده است .کتيبه ديگرى هم به خط نستعليق در بالاى ضلع شرقى مرقوم است که حاوى اين عبارات است:
(اين مرقد شريف حضرت امامزاده هادى ابن سر اوين ابن حضرت امام موسى کاظم (ع) با يک خواهرش حضرت زينب خاتون در اينجا مدفون و شهيد مى باشند و قاتل ايشان منصور دمشقى ،1286).با مطالعه اين دو کتيبه معلوم مى شود بناى موجود امامزاده از آثار زمان شاه طهماسب صفوى (930 تا 984 هجري)است و در سال 1286 در زمان ناصر الدين شاه ،اين مرقد تعمير شده و مسجد ياد شده نيز در همان سال متصل به بقعه گرديده و بناى کوچک قديمى توسعه داده شده است .بقعه مزبور جزو آثار ملى به ثبت رسيده است .
بقعه متبرکه امامزاده يعقوب (ع)
اين بقعه شريف ،در جاده خاوران ( خراسان)بعد از خاور شهر و در نزديکي روستاى عباس آباد قرار دارد .گفته مى شود اين امامزاده از نوادگان امام سجاد (ع) است.بقعه مزبور 250 متر مربع وسعت دارد و تقريبا نوساز و سازه آن آجرى ،فلزى است که بر مبناى طرح جامع احداث گرديده است. گنبد آن به صورت اسکلت فلزى و به سبک مخروطى و دو پوش است .فضاي داخلى حرم آجرى و با تلفيق کاشى ،نما کارى و مزين گرديده است .
طرح جامع بقعه در سالهاى اخير به مورد اجرا گذاشته شده و در هيمن راستا بقعه مزبور نوسازى گرديده است .

امام رضا (ع) مي فرمايد :

بخيل را آسايشى نيست و حسود را خوشى و لذتى نيست و زمامدار را وفايى نيست و دروغگو را مروت و مردانگى نيست