چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۷۹
 
۱۰ دانش و آموزش  
 
شماره قبل
زنبورهاي عسل به هنگام بيماري، بي رنگ مي‌شوند

پژوهشگران دانشگاه "ليسستر" در مطالعات جديد خود دريافته‌اند كه زنبورهاي عسل پشمالو به هنگام بيماري بي رنگ مي‌شوند و نمي‌توانند به ياد بياورند كه كدام گل‌ها بيشترين گرده را دارند.
رفتار اين زنبورهاي كركدار نشان مي‌دهد كه آنها نيز مانند انسانها وقتي بيمار مي‌شوند، زيركي و هوشمندي خود را از دست مي‌دهند.
دكتر آمون مالون، استاد رشته بيولوژي حيوانات در دانشگاه "ليسستر" و سرپرست اين تيم پژوهشي مي‌گويد: بيماري مي‌تواند روي رفتارهاي مختلف زنبورهاي عسل از جمله انتخاب جفت و جست‌وجو كردن غذا تاثير بگذارد.
در چندين مقاله اخير نشان داده شده است كه در زنبورهاي بيمار، توانايي‌هاي يادگيري كاهش پيدا مي‌كند، اما تفكيك كردن تاثيرات واكنش ايمني آنها از تاثيرات مستقيم يك انگل كار دشواري است.
يك جنبه مهم مطالعات اين بود كه نشان داد بين سيستم ايمني و سيستم عصبي در انسان‌ها و حشرات نقاط تشابه قابل توجهي وجود دارد.
در تحقيقات آينده، پژوهشگران به بررسي اساس اين تعامل عصبي ــ ايمني خواهند پرداخت. اين تحقيق در دپارتمان بيولوژي و با همكاري دپارتمان ژنتيك در دانشگاه ليسستر انجام شده است.
بالای صفحه

از سوي جهاددانشگاهي‌ برگزار مي‌شود
جشنواره ملي "ابوريحان بيروني"

جشنواره ملي طرح‌هاي پژوهشي "ابوريحان بيروني" اسفند‌ سال جاري به همت مركز افكار سنجي دانشجويان ايران وابسته به جهاددانشگاهي برگزار مي‌شود.
اين جشنواره به منظور معرفي طرح‌هاي تحقيقاتي برگزيده در حوزه افكارسنجي و در 5 بخش تحقيقات بازار، مطالعات سياسي و رفتار انتخاباتي، مطالعات اجتماعي و فرهنگي، مطالعات شهري و مطالعات پايه برگزار مي‌شود.
براساس اين گزارش، در بخش ويژه اين جشنواره نيز كليه طرح‌هاي پژوهشي مرتبط با موضوع نوآوري و شكوفايي معرفي و مورد تقدير قرار خواهد گرفت.
اين گزارش حاكي است شناساندن روش‌ها و متدهاي تحقيقاتي كمي، آشنايي با موضوعات محورهاي نظرسنجي و سنجش افكار، معرفي طرح‌هاي پژوهشي و پژوهشگران برتر، كمك به ارتقاي شأن و منزلت علمي و اجتماعي پژوهش‌هاي افكار سنجي و ترغيب و تشويق پژوهشگران از مهم‌ترين اهداف اين جشنواره عنوان شده است.
‌علاقه‌مندان مي‌توانند آثار خود را حداكثر تا 15 آذر‌ امسال به دبيرخانه اين جشنواره واقع در خيابان انقلاب اسلامي، خيابان فخرزاري، خيابان شهداي ژاندارمري، پلاك 172 طبقه اول ارسال كنند.
خاطرنشان مي‌كند، متقاضيان شركت در اين جشنواره براي كسب اطلاعات بيش‌تر مي‌توانند به پايگاه اينترنتي مركز افكارسنجي دانشجويان ايران (ايسپا) به نشاني www.ispa.ir مراجعه و يا با شماره‌تلفن‌هاي 9 ـ 66971196 تماس حاصل كنند.
بالای صفحه

مطالعه پژوهشي دين اسلام در دانشگاه يانگزتاون آمريکا

سالها است که دانشگاه‌هاي مختلف مراکز يا مؤسسات مطالعات اسلامي تأسيس کرده‌اند. اين مراکز با هدف ارائه فرصتي براي مطالعه ابعاد مختلف اسلام، موضوعات اسلامي، جوامع اسلامي در بافت معاصر، تاريخي و فرهنگي تأسيس شده و چون ساير عرصه‌هاي آکادميک، اين حوزه نيز نيازمند اتخاذ رويکردهاي تحليلي نسبت به موضوعات بين رشته‌اي خود است.
مرکز مطالعات اسلامي دانشگاه يانگزتاون بخشي از دپارتمان فلسفه و مطالعات اديان است و در دانشکده هنرها و علوم اين دانشگاه مستقر در اوهايو، ايالات متحده واقع شده است. اين مرکز به مطالعه پژوهشگرانه دين اسلام و آموزش جامعه درباره دين، تاريخ و فرهنگ اسلام مي پردازد.
اين مرکز به واسطه توافق ميان جامعه اسلامي يانگزتاون و دانشگاه ايالتي يانگزتاون تأسيس شد و توسط مستنسير مير استاد مطالعات اسلامي دپارتمان فلسفه و مطالعات ديني اداره مي شود.
اين مرکز مطالعات اسلامي يک نشريه آکادميک نيز منتشر مي کند که با عنوان " مطالعات اسلام معاصر" در فصل بهار و پائيز منتشر مي شود. سردبيري اين نشريه را اساتيد مسلمان دپارتمان فلسفه و مطالعات ديني برعهده دارند.
نشريه " مطالعات اسلام معاصر" به درک، بررسي، تحليل و نقد تغييرات ديني، فکري، تحولات فلسفي و همچنين سياسي - اجتماعي در جوامع اسلامي مي پردازد. اين نشريه قصد دارد به عنوان مجله اي بين رشته اي و بين المللي عمل کند و محفلي براي گفتگوهاي پژوهشگرانه و ارتباطات باشد. از سوي ديگر نشريه " مطالعات اسلام معاصر" ترويج کننده ديد يا ايدئولوژي خاصي نيست و ديدگاه هاي منعکس شده نظر نويسندگان محسوب مي شود.
براساس توافق ميان دانشگاه ايالتي يانگزتاون و جامعه مسلمانان اين شهر يک گروه مشورتي براي ياري اساتيد مطالعات اسلامي دانشگاه در اداره اين مرکز تعيين شده است.اين کميته هر از چند گاهي در طول سال تحصيلي به منظور ارائه راهبردهاي مدنظر خود به مقامات اجرايي تشکيل جلسه مي دهد.
اين کميته مشورتي از 6 عضو تشکيل شده که 3 نفر آنها از دانشگاه يانگزتاون و سه نفر آنها از ميان جامعه مسلمانان شهر در آن حضورمي يابند و به مدت دو سال در اين کميته فعاليت کرده و پس از آن نفرات ديگري جايگزين آنها مي شوند.
درميان فعاليتهايي که اين مرکز برعهده دارد مي توان به پروژه تکثرگرايي اشاره کرد که در دپارتمان فلسفه و مطالعات ديني اجرا مي شود و از آنجا که اين فعاليت پروژه اي بين ديني محسوب مي شود مرکز مطالعات ديني دانشگاه نيز در اجراي آن سهمي برعهده دارد.
در ميان ساير فعاليتهاي اين مرکز مي توان به دعوت از اساتيد برجسته مطالعات اسلامي و برگزاري جلسات سخنراني آنها ، برگزاري سمينارهايي که به دغدغه ها و نگرانيهاي جامعه اسلامي مي پردازند، اشاره  کرد .
بالای صفحه

اصطلاح نامه تاريخ پزشکي تدوين مي‌شود

دکتر قاسملو گفت: از سال 86 فرهنگستان علوم طرحي را در دست گرفت با عنوان علم در ايران که بخشي از اين طرح به مطالعات پزشکي و تاريخ پزشکي اختصاص يافت و ثمره آن پنج جلد کتاب از جمله اصطلاح نامه تاريخ پزشکي بود. در نشست سازوکار تدوين اصطلاح نامه تاريخ پزشکي دوره اسلامي که ديروز يکشنبه از سوي کتاب ماه علوم و فنون در سراي اهل قلم خانه کتاب برگزار شد دکتر فريد قاسملو عضو گروه تاريخ علم بنياد دايرةالمعارف نيز گفت: از سال 86 فرهنگستان علوم طرحي را در دست گرفت با عنوان علم در ايران که بخشي از اين طرح به مطالعات پزشکي و تاريخ پزشکي اختصاص يافت که ثمره آن پنج جلد کتاب از جمله اصطلاح نامه تاريخ پزشکي بود.
وي افزود: اين اصطلاح نامه مطالعات  مربوط به تاريخ پرشکي دوره اسلامي را سروسامان مي دهد و هدف از برگزاري اين نشست استفاده از تجربيات کساني است که در اين زمينه فعاليت کرده اند ، تا افرادي که کار تدوين اصطلاح نامه پزشکي را دنبال مي کنند در خلا و از طريق آزمون و خطا گام برندارند.
دکتر عباس حري استاد دانشگاه تهران نيز اظهار داشت: اول از همه بايد اين سؤال را مطرح کنم که چرا عنوان اين اصطلاح نامه ، تاريخ پزشکي گذاشته شده است؟ در زمينه علم مي توان از کلمه تاريخ استفاده کرد ولي کاربرد اين کلمه در اصطلاح نامه درست نيست چون وقتي براي اصطلاح نامه کلمه تاريخ استفاده مي شود انتظار اين است که سير تحول کلمات در طول زمان بررسي شود در صورتي که وظيفه اصطلاح نامه اين نيست.
وي افزود: اصطلاح نامه روابط مفهومي را بررسي مي کند نه تاريخي را بنابراين من پيشنهاد مي کنم اين عنوان به اصطلاح نامه پزشکي سنتي تغيير يابد. ما اصطلاحاتي داشته ايم و ممکن است اينها ارتباط معنائي با اطلاعاتي که امروزه رايج هستند برقرار کنند و اينکه اينها کجاي تاريخ قرار مي گيرند از نظر روابط معنائي جائي ندارد.
حري در ادامه يادآور شد: درست است که طب سنتي و اسلامي خواستگاهي داشته اما تنها محدود به گستره جغرافيائي خاصي نيست و همگان مي توانند از آن بهره مند شوند. پزشکي ما در گذشته به شدت آميخته با عرصه هاي ديگر چون رياضي ، فلسفه ، جامعه شناسي و ديگر علوم بوده و خاصيت اصطلاح نامه اين است که يک محور دارد و دوائري  که پيرامون آن را احاطه کرده اند و هرکدام از اينها به ميزان ورودشان به اين محور بخشي از دايره را به خود اختصاص مي دهند.
اين پژوهشگر اصطلاح نامه در پايان سخنان خود گفت: پزشکي سنتي بدين معنا نيست که امري خرافي است و ريشه علمي ندارد طب سنتي ريشه علمي است که امروز وجود دارد. بخصوص اينکه امروزه مسائلي مطرح شده است براي استفاده مجدد طب سنتي که اين امر خود را در گياهشناسي نشان مي دهد. بنابراين نمي توان اين مقوله ها را از هم جدا کرد چون اينها از نظر معنائي از هم جدا نيستند.
سپس حجت الاسلام يعقوب نژاد به عنوان سخنران بعدي گفت: زماني که بنده مسئول تدوين اصطلاح نامه علوم اسلامي شدم يکي از بحثهاي جدي که پيش رويمان وجود داشت اين بود که تعريف علوم اسلامي چيست و ما پس از چند سال فعاليت هنوز در اينکه چه بخشهائي را به علوم اسلامي متصل کنيم مشکل داريم. بنابراين اگر تعريف ما از عنواني که انتخاب مي کنيم روشن نباشد در ادامه کار مشکل ايجاد مي شود.
وي افزود: اصطلاح نامه در واقع گزارش دهنده وضع موجود است و ما بايد اصطلاحاتي را که در يک حوزه خاص قرار دارد شناسائي کنيم و روابط پيشيني و معنائي آنها را پيدا کنيم و نهايتا ساختاري به فراخور انسجام آن علم ترسيم کنيم.
يعقوب نژاد در پايان يادآور شد: ما بايد ببينينم قرار است نگاه تاريخي به پزشکي داشته باشيم يا يک نگاه دانشي؟ نگاه ما به اصطلاحات بايد يک نگاه معرفتي باشد فارغ از نگاه تاريخي.  پرداختن به مفاهيم واژگاني در اصطلاح نامه ها اگر بخواهد همراه محتوي موجود در آن اطلاعات باشد بايد فکري به حال داده ها کرد.
بالای صفحه

رشد فعاليت مجازي در استان فارس؛
افتتاح پژوهشکده الکترونيکي و سامانه پاسخگويي به مسايل ديني در فارس‏

 مدير کل سازمان تبليغات اسلامي فارس از افتتاح پژوهشکده الکتريکي و سامانه پاسخگويي ‏به مسائل ديني در اين استان خبر داد.‏
حجت الاسلام عبدالرضا خوشنويس، سي‌ام تيرماه، در ديدار با دکتر منصور طبيعي، مدير کل ‏فرهنگ و ارشاد ‏اسلامي استان ‏فارس گفت: افتتاح پژوهشکده الکتريکي، راه اندازي کافي‌نت‌هاي ديني ادارات دولتي، اينترنت ‏استاني و ‏سامانه پاسخگويي ‏به مسائل ديني؛ چهار برنامه مورد پي‌گيري اين سازمان در سال جاري است. ‏
وي ابراز اميدواري كرد كه پژوهشکده الکتريکي و سامانه پاسخگويي به مسائل ديني در مرداد‌ماه ‏مورد بهره‌برداري قرار گيرد‏.‏
حجت الاسلام خوشنويس در ادامه با بيان اين كه سازمان تبليغات در سه حوزه فرهنگي، ‏قرآني و مجازي فعاليت ‏دارد، اهم فعاليت‌هاي حوزه مجازي اين سازمان را بر‌پايي کافي‌نت‌هاي ‏ديني و راه ‏اندازي پايگاه اينترنتي«تبيان» در استان فارس عنوان كرد.‏
مدير کل سازمان تبليغات اسلامي فارس در ادامه ابراز داشت: براي اولين بار«‌تبلاگ» سازمان تبليغات ‏استان که جايگزين وبلاگ مي‌شود كه اين امر در مسير حرکت فرهنگي صورت گرفته است.‏
همچنين مدير کل فرهنگ و ارشاد ‏اسلامي فارس در اين ديدار، انعکاس خوب اخبار و ‏رويدادهاي سازمان تبليغات اسلامي فارس را ‏برخورداري اين سازمان از نيروهاي متخصص در بخش انفورماتيک دانست.‏
دكتر منصور طبيعي از سازمان تبليغات اسلامي فارس به سبب ايجاد فضاي مجازي در حوزه ‏فرهنگي و مذهبي تجليل کرد و آن را گامي در جهت استفاده مناسب جوانان از اينترنت خواند.‏
بالای صفحه

كلمات فارسى در قرآن مجيد     

از جمله مباحثي كه از ديرباز تا كنون انديشه قرآن پژوهان و زبان شناسان عالم را به خود واداشته است مساله وجود يا عدم وجود واژگان قرآني برگرفته از زبان فارسي است.پاره اي انگيزه ها و زمينه هاي اعتقادي موجب گرديده كه عده اي از محققان و صاحبنظران در عرصه علوم قرآني، خصوصا قدما، پا را از گليم تعصب دراز كرده و در اين وادي، موضعي جزمانه اخذ نموده و گفته اند در قرآن حتي يك كلمه غير عربي نمي توان يافت و بدينسان مساله اي را كه امروزه كاملا علمي مي نمايد به چوب غير قابل تحقيق بودن مي رانند. البته اين سخن بدين معنا نيست كه بتوان نتيجه هر تحقيق آزادانديشانه اي را به سادگي بر قرآن تحميل نمود كه اين خود خالي از رخنه نيست بلكه منظور، فراهم ساختن فضاي مناسبي براي تحقيق و پژوهش در حوزه مسائل گره خورده با اين كتاب مقدس آسماني باعنايت به حريم ملكوتي وحي و پاسداشت ساحت قدسي قرآن است. ديگر اينكه شرط گام نهادن در اين جاده باريك و سخت لغزنده، فرونگذاشتن جانب احتياط علمي و پرهيز از اظهار نظرهاي شتابزده و زود هنگام است.
تنور: [ 2 بار در قرآن به كار رفته است، از جمله: هود، 40 ].
جواليقى آن را فارسى معرب مى داند ( المعرب، ص 84 ) سيوطى هم مى نويسد كه جواليقى و ثعالبى [ در فقه اللغة، ص 316 ] برآنند كه فارسى معرب است ( اتقان، 2/131؛ المهذب، ص 50 ). ادى شير چنين مدخلى در كتابش ندارد. آرتـور جـفـرى از قول مزهر سيوطى و معرب جواليقى برمى آورد كه اصمعى و ابن دريد هم آن را فارسى معرب مى دانسته اند.
 با تقديم اين مقدمه، اينك موضوع سخن و اصل مدعا اين است كه عـده اى از مـحـقـقـان اعـم از قرآن شناسان و لغوياني چون طبرى، امام شافعى، ابوعبيده معمر بن مـثـنـى، قـاضـى ابـوبكر باقلانى و ابن فارس، در مقام انكار وجود واژگان غير عربي در قرآن برآمده اند(1).استناد ايشان به آياتي است كه در آنها، بحث از نزول قرآن به زبان عربي مبين است. ( يوسف، 2؛ نحل، 103، شعراء، 195، فصلت، 44 ). "امـا مجوزان و قائلان به وجود لغات غير عربى در قرآن برآنند كه بودن چند فقره لغت غير عربى، قرآن را از صفت عربى نمى اندازد. چنانكه قصيده و غزل فارسى هم با آنكه لغات عربى بسيارى دارد، ولى اين واژگان عربى اش، آن را غير فارسى يا عربى نمى گرداند. و امروزه زبانشناسان همه پيرو اين نظريه اند و برآنند كه هيچ زبانى از زبانهاى زنده و حتى مهجور جهان نيست كه در آن كم يا بيش لغات دخيل از زبان ديگر وجود نداشته باشد. سيوطى در المهذب 140 واژه قرآنى را معرب - يعنى غير عربى الاصل كه سپس عربى شده است - شمرده است."(2)
بررسي ادله موافقان و مخالفان اين نظريه را بايد به وقتي ديگر و مجالي فراختر واگذارد. ما در اينجا تنها به ذكرنمونه هايي از اين طرح مقدماتي و پيشنهادي كه توسط قرآن پژوه فرهيخته بهاء الدين خرمشاهي فراهم آمده است بسنده مي كنيم باشد كه مقبول نظر علاقمندان افتد. ( جهت سهولت، كلمات به ترتيب الفبايى آورده شده است.)
1 ) اباريق 
[ واقـعـه / 18 ] سـيوطى در المتوكلى ( ص 7 )، و المهذب ( ص 33 )، و اتقان ( 2/129 )، و آرتور جـفـرى ( واژه هـاى دخيل در قرآن مجيد، ترجمه فارسى، صص 101 ـ 102 ) و ادى شير در الالفاظ الـفـارسية المعربة ( ص 6 ) آن را فارسى مى دانند و دو منبع اخير تصريح دارند كه معرب آبريز است. ويدن گرن آن را معرب آبريغ مى داند. ( واژه هاى دخيل ص 34 ).
2 ) ابد
[ 28 بار در قرآن به كار رفته است، به صورت ابدا، از جمله: بقره، 95؛ نساء ،57 ].
شرط گام نهادن در اين جاده باريك و سخت لغزنده، فرونگذاشتن جانب احتياط علمي و پرهيز از اظهار نظرهاي شتابزده و زود هنگام است
منابع اساس كار ما درباره اين كلمه خاموشند. فـقـط ادى شير به اشتباه آباد را كه جمع اين كلمه است، از آباد فارسى به معناى معمور و آبادان مى گيرد. ( الالفاظ الفارسية المعربة، ص 6 ). راغب نيز در مفردات آن را كلمه اى مولد ( غير عربى اصيل، به نوعى معرب ) مى داند. احتمال دارد كه ابد،‌ متخذ از پت [ پد ] فارسى ميانه مانوى باشد به معناى زوال، پايان، تمام شدن و نظاير آن ( ـ فرهنگ پهلوى مكنزى )، كه بر سر آن حرف نفى ا درآمده است. در هر حال اين مساله شايان تحقيق و بررسى بيشترى است.
3 ) الاريكة
[ كه فقط جمع آن به صورت الارائك، 5 بار در قرآن به كار رفته است: از جمله در كهف، 31 ].
ادى شير ( در الالفاظ الفارسية المعربة، ص 9 ) آن را معرب اورنگ فارسى مى داند. كه خود تلفظى از آورند است. جفرى مى نويسد كه به نظر نمى آيد كه اين سخن درست باشد. اما قائل به اصليت ايرانى آن است.
4 ) استبرق
[ چهار بار در قرآن به كار رفته است، از جمله در كهف , 31 ].
جواليقى ( در المعرب، ص 15 )، سيوطى در المتوكلى ( ص 7 )، و اتقان ( 2/130 )، و المهذب ( ص 39 ). هـمچنين ادى شير ( در الالفاظ الفارسية المعربة، ص 10 ) همه آن را فارسى معرب و به معناى الديباح الغليظ دانسته اند. ادى شير آن را معرب استبر [ ستبر ] مى داند. آرتـور جفرى در واژه هاى دخيل ( ص 116 ـ 118 ) اين نظر را تاييد و آن را صورت استبرك پهلوى مى داند. ( نيز ـ تعليقه ويدن گرن درباره اين كلمه در آغاز كتاب واژه هاى دخيل، ص 35 ).
5 ) اسوة
[ 3 بار در قرآن به كار رفته است؛ از جمله در احزاب، 21 ].
از ميان همه منابع، فقط ادى شير آن را ماخوذ از آساى فارسى مى داند. در اعتبار اين قول، جاى ترديد هست.
6 ) برزخ 
[ 3 بار در قرآن به كار رفته است، از جمله در المؤمنون , 100 ] ادى شير آن را معرب پرزك فارسى مى داند , و آرتور جفرى نظر او را رد مى كند. و خـود معتقد است كه برزخ ( يعنى مانع و حائل يا فاصله ميان دو چيز ) صورتى از فرسخ است كه همان پرسنگ يا فرسنگ فارسى است ( واژه هاى دخيل، ص 139 ). اما ويدن گرن در تعليقه اى كه بر اين كلمه نوشته است راى و نظر جفرى را به دلايل زبانشناختى رد كـرده است و اين واژه را مركب از برز + اخو كه جزء اولش به معناى بلند و رفيع و جزء دومش از ريشه آهو به معناى هستى است. لذا برزخ مجموعا به معناى هستى برتر است در مقابل دوزخ كه به معناى هستى بد مى باشد، و بهشت به معناى هستى برين ( واژه هاى دخيل، ص 36 ).
7 ) برهان 
[ 8 بار در قرآن به كار رفده است، از جمله در نساء، 174 ].
ادى شير برهان را كه به معناى حجت و دليل است، معرب كلمه پروهان فارسى ( روشن و آشكار و معروف ) مى داند. ( الالفاظ الفارسية المعربة، ص 21 ). اما آرتور جفرى مى نويسد اين امر تا حدى بعيد مى نمايد. ( واژه هاى دخيل، ص 140 ) و به پيروى از نولد كه آن را متخذ از اصل حبشى برهان مى داند ( به معناى روشن و روشنايى ). دكـتر فريدون بدره اى در تعليقه اى كه بر اين كلمه نوشته شده است، مى نويسد كه معلوم نيست قول نولدكه بر قول ادى شير ترجيح داشته باشد. ( واژه هاى دخيل، ص 37 ).
پاره اي انگيزه ها و زمينه هاي اعتقادي موجب گرديده كه عده اي از محققان و صاحبنظران در عرصه علوم قرآني، خصوصا قدما، پا را از گليم تعصب دراز كرده و در اين وادي، موضعي جزمانه اخذ نموده و گفته اند در قرآن حتي يك كلمه غير عربي نمي توان يافت و بدينسان مساله اي را كه امروزه كاملا علمي مي نمايد به چوب غير قابل تحقيق بودن مي رانند
8 ) تنور
[ 2 بار در قرآن به كار رفته است، از جمله: هود، 40 ].
جواليقى آن را فارسى معرب مى داند ( المعرب، ص 84 ) سيوطى هم مى نويسد كه جواليقى و ثعالبى [ در فقه اللغة، ص 316 ] برآنند كه فارسى معرب است ( اتقان، 2/131؛ المهذب، ص 50 ). ادى شير چنين مدخلى در كتابش ندارد. آرتـور جـفـرى از قول مزهر سيوطى و معرب جواليقى برمى آورد كه اصمعى و ابن دريد هم آن را فارسى معرب مى دانسته اند. و بـر آن اسـت كـه اين كلمه هم در زبانهاى سامى ( آرامى و اكدى و غيره ) سابقه دارد، و هم در زبانهاى ايرانى ( از جمله اوستايى ). (3)
پي نوشت ها:
1- سيوطي، جلال الدين، المهذب
2- خرمشاهي، بهاءالدين، قرآن پژوهي
3- همان

معجزه اعجاز

 قسمت اول
****تعريف اعجاز
اعجاز در لغت، يعني عاجز كردن و ناتوان ساختن و در اصطلاح، يعني انجام دادن كار يا ارائه كردن كلامي كه كسي نتواند نظير آن كار را انجام دهد يا همانند آن كلام را بيان كند. پس، به آيات و عجايبي كه پيغمبران براي اثبات نبوت خويش مي آورند، معجزه مي گويند. مانند: اژدها شدن عصاي حضرت موسي "عليه السلام" - زنده شدن اموات از دم عيسي "عليه السلام"  و نازل شدن قرآن بر قلب مبارك حضرت محمد صلي الله عليه و آله.
منتهي تفاوت اساسي معجزه ي پيامبر اسلام " صلي الله عليه و آله" با ديگر انبياء عظام، جاودانه ماندن و قابل طرح بودن آن در همه ي مكانها و زمانهاست، كه ان شاء الله در قسمتهاي بعد، اين مطلب توضيح داده مي شود.
***شرايط معجزه
هر معجزه بايد داراي شرائط و امتيازات زير باشد:
1. معجزه بايد از نظر عقل و علم، امر معقول و ممكني باشد.
2. بايد يك عمل خارق العاده باشد كه هيچ انساني، حتي نوابغ جهان، و همچنين مُرتاضان قادر به انجام آن، با اتكاي نيروي بشري نباشند.
3. آورنده معجزه بايد با كمال اطمينان خاطر از تمام انسانها و متفكران و نوابغ جهان دعوت براي " مقابله به مثل" بكند و همه را از انجام آن عاجز بداند.
4. معجزه بايد از نظر زمان، مكان، كيفيت، نوع و ساير شرايط محدود به هيچ حدّي نباشد؛ يعني در هرگونه شرائط و در هر وضع و كيفيت امكان پذيرباشد؛ زيرا از نيروي لايزال و نامحدود خداوند سرچشمه مي گيرد، و از همين جا يكي از فرقهاي اساسي ميان (معجزات) و ( ساير  خارق عادات)  كه از مرتاضان و امثال  آنها سر مي زند، روشن مي شود؛ زيرا هر مرتاضي عمل خارق العاده ي خود را در شرايط خاصي و به كيفيت معيني انجام مي دهد، چون از نيروي محدودِ بشري سرچشمه مي گيرد.
5. آورنده معجزه هرگز در برابر رقيب شكست نمي خورد.  
6. معجزه يك معلول بدون علت نيست، زيرا معلول بدون علّت، عقلاً محال است؛ بلكه معجزه به نوبه ي خود معلول علّتي است، منتها يك علت غير عادي و مافوق طبيعي كه تسلّط بر آن از قدرت انسانِ عادي بيرون است. 
7. معجزه حتماً داراي  هدف خاص تربيتي است و به عنوان سند زنده اي براي اثبات ارتباطِ آورنده ي معجزه، با جهان ماوراي طبيعت و مبداء هستي مي باشد.
****وجوهِ مختلفِ معجزه بودن قرآن
علماي  سده هاي پيشين، غالباً به اعجاز قرآن از جنبه ي  فصاحت و بلاغت  و اسلوب عالي  آن مي نگريستند و نيز برخي از آنان معتقد بودند كه : عجزِ عرب از آوردن سخناني نظير قرآن، بدان جهت است كه خدا اراده و تصميم بر معارضه را از آنان گرفته است.
در اينجا براي مشخص كردنِ اينكه چه چيزي از قرآن معجزه مي باشد، نظر علامه ي طباطبايي "رحمة الله عليه" را بيان مي نمائيم. ايشان مي فرمايند:
" قرآن كريم تنها از راه فصاحت و بلاغت، افراد را  دعوت به مبارزه نمي كند، بلكه از جهت معني نيز پيشنهاد معارضه مي نمايد."  1
آنگاه استاد علامه با استفاده از آيه ي شريفه ي [ افلا يتدبرون القران و لو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً] 2
( آيا در قرآن تدّبر و تأمل نمي كنند؟ در حاليكه اگر از جانب غير خدا بود، در آن [از جهت لفظ و معنا] اختلاف فراوان مي يافتند.)
به يك نكته ي ظريف كه هم بر اعجاز قرآن دلالت دارد و هم بر عدم تناقض و تضادّ و تحريفِ آياتِ آن در طول تاريخ، اشاره كرده و فرموده اند:
" قرآن كريم از راه ديگر نيز تحدّي3  مي كند، و آن اين است كه اين كتاب ، تدريجاً با شرايطي كاملاً مختلف و گوناگون از گرفتاري و آسودگي و جنگ و صلح و قدرت و ضعف و ... در مدت 23 سال نازل شده است،
اگر از جانب خدا نبود، و ساخته و پرداخته ي بشربود، تناقض و تضادّ بسياري در آن پديد مي آمد و ناگزير، آخر آن از اولش بهتر و مترقّي تر بود؛ چنانكه لازمه ي تكامل تدريجي بشر همين است؛ و حال آنكه آيات مكّي آن با آيات مدني، يكنواخت مي باشد؛ و آخرش از اولش متفاوت نيست. " 4
آيات تحدي به اشكال متفاوت آمده كه در آنها تحّدي به همه ي قرآن ، به 10 سوره و ... صورت پذيرفته مانند:  " كافران مي گويند محمد قرآن را از پيش خود آورده است، بگو اگر راست مي گوئيد، شما هم هر كس جز خدا را كه مي توانيد، به ياري طلبيد و ده سوره مانند قرآن بياوريد."  5
كه علامه طباطبايي مي فرمانيد: " آنچه در تحّدي ها از دشمن خواسته شده اين است كه كلامي همانند قرآن، با تمامي ويژگيهاي موجود در آن، بياورد؛ يعني كلامي كه صفات برجسته ي معنوي قرآن را به انضمام فصاحت و بلاغت  لفظي آن  دارا باشد." 6  و در ادامه  مي فرمايند:  " كسانيكه  آشنايي  به  زبان عربي دارند هرگز نمي توانند ترديد كنند كه لهجه ي قرآن،  لهجه ي  شيوا  و شيريني است كه درك انسان را از زيبايي  خود  مبهوت و زبان  را از وصف  آن الكن و زبون مي سازد. نه شعر است و نه نثر، بلكه اسلوبي است وَراي هر دو كه جذبه و كششي مافوق شعر و رواني مافوق نثر را دارد ... سازمان وسيع معارف اعتقادي و اخلاقي و قوانين فردي و اجتماعي اسلام كه اصول وكليات آن در قرآن است، تنظيم غير قابل خدشه، و تضاد و تناقض ناپذير آن، از عهده ي بشر بيرون است، خاصّه به دست كسي كه در شرايطي همانند شرايط زندگي پيغمبر اكرم "صلي الله عليه و آله" قرار گرفته باشد. " 7  
***وجه تمايز قرآن نسبت به ساير معجزات
به طور كلي اين كتاب 3 امتياز بر تمام معجزات پيامبران پيشين و حتي ساير معجزات خود پيامبر اسلام دارد:
1. قرآن مرز (زمان) و (مكان) را در هم شكسته.
كارهاي اعجاز آميزي كه از پيامبران پيشين نقل شده عموماً در دايره ي معيني از زمان و مكان قرار دارد، مثلاً اگر حضرت عيسي عليه السلام در گاهواره سخن مي گويد يا اينكه موسي عليه السلام از دريا مي گذرد اين امور خارق العاده در مدار معيني از زمان و در برابر عده ي خاصي صورت گرفته، بنابراين براي كساني كه شاهد و ناظر اين جريانات نبوده اند، جنبه ( حسي ) نداشته است.
اما قرآن اين دو اشكال [ دايره ي محدود زماني و مكاني] را نداشته، ما از قرآن همانطور استفاده مي كنيم كه ياران پيغمبر استفاده مي كردند؛ بلكه  گذشت زمان و  پيشرفت علم و دانش به ما امكاناتي داده كه بتوانيم استفاده ي بيشتري از آن نسبت به مردم اعصار گذشته بنمائيم.
همچنين فاصله هاي مكاني نمي توانند تأثيري در وضع اعجاز قرآن داشته باشند، كسانيكه در حجاز زندگي مي كردند به قرآن نزديكتر از كساني كه در ايران و روم زندگي مي كردند، نبودند.
2. يك معجزه روحاني
امور خارق العاده اي كه از پيامبران گذشته ديده شده، معمولاً جنبه ي جسماني داشته است. زنده كردن مرده -شفاي بيماران غير قابل علاج و ... و همه جنبه جسمي دارند. و در حقيقت چشم و گوش انسان را تسخير مي كنند.   ولي الفاظ قرآن كه از همين حروف و كلمات معمول تركيب يافته آنچنان معاني بزرگ در بر دارد كه  در اعماق دل و جان انسان نفوذ مي كند. اين معجزه اي است كه تنها با مغزها و انديشه ها و ارواح انسانها سر و كار دارد.
ادامه دارد..