چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۷۹
 
۱۱ سياست و اقتصاد  
 
شماره قبل
آيت الله جوادي آملي در پيامي به همايش اسلام ناب محمدي:
در اسلام ناب جهل و خطا و خرافات وجود ندارد

آيت الله جوادي آملي در پيامي به همايش اسلام ناب محمد‌ي(ص)، اسلام ناب را خالي از هرگونه جهل، نسيان، خطا و خرافات معرفي کرد.
به گزارش رسا، چهارمين همايش ساليانه اسلام ناب محمدي(ص)، جولاي 2008، از سوي انجمن مسلمانان آمريکاي شمالي، در شهر دالاس ايالت تگزاس آمريکا برگزار شد.
به مناسبت برگزاري اين همايش، حضرت آيت الله جوادي آملي، پيامي خطاب به شرکت‌کنندگان در چهارمين همايش ساليانه اسلام ناب محمدي(ص)، ارسال کرد که متن آن بدين شرح است:
"اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله ربّ‌ العالمين والصلاة والسلام علي جميع الأنبياء و المرسلين و الأئمة الهداة المهديّين سيّما خاتم الأنبياء و خاتم الأوصياء(عليهما آلاف التحية والثناء) بهم نتولي و من أعدائهم نتبرّء الي الله.
مقدم حضّار محترم، علما و انديشمندان و برادران ايماني را گرامي مي‌داريم و از برگزاركنندگان اين همايش وَزين حق‌شناسي مي‌كنيم، اميدواريم خداي سبحان به همه ما توفيق فراهم كردن علمِ صائب و عمل صالح را عطا كند. موضوع اين همايش تبيين اسلام ناب محمدي(ص) و پيوند ناگسستني آن با ولايت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است.
مطلب اول اين است كه مبدأ اسلام، ذات اقدس الهي است و خداوند هستيِ خالص است و حقيقتِ ناب، نه جهلِ علمي در حرمِ امن الهي راه دارد، نه جهالتِ عملي را آنجا جاري است و نه سهو، نسيان و عصيان در آن راهي دارد؛"ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ" اگر خدا حقّ محض است و جهل و سهو و نسيان در آن بارگاه راه ندارد؛ اسلام هم كه دين الهي است؛"إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الْإِسْلاَمُ" از طرف خداي خالص، دينِ خالص و محض نازل مي‌شود،"إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الْإِسْلاَمُ" اگر خدا نورِ محض است كه"اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ" و اسلام هم از ناحيه ذات اقدس الهي است كه"إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الْإِسْلاَمُ" آنچه از اسلام از خداي سبحان با عنوان اسلام تجلّي مي‌كند، نور خواهد بود؛ چه اين كه درباره قرآن كريم آمده است"قَدْ جَاءَكُم مِنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ" و درباره عترت طاهرين(ع) هم وارد شده است كه اينها نور واحدند.
اسلامِ ناب آن است كه در حرمِ او جهل، سهو، نسيان، خطا، خطيئه، خرافات راه نداشته باشد، اگر ديني ـ معاذ الله ـ آلوده با جهل بود، با خطا و خطيئه همراه بود، اين اسلامِ ناب نيست و ذات اقدس الهي ما را به دين خالص فرا خوانده است كه"أَلاَ لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ" خالصاً و مانند آن چون خودش خالص محض است و ديني كه از او نازل شده است، خالص محض است. از ما هم اخلاص طلب كردند يعني از ما اسلامِ ناب خواستند. اسلام چون منزّه از خطا، سهو، نسيان و خرافه و امثال اينها است، خالص است. مسلمان چون منزّه از هوا و هوس، و ريا و سُمْعِه است؛ اين خالص است. اگر كسي اسلامِ او آميخته با تسامح و تساهل بود، آميخته با خرافات بود، آميخته با هوس و هوا بود، آميخته با ريا و سُمعه بود؛ اين اسلام ناب نيست؛ اسلامي نيست كه از طرف خداي سبحان آمده باشد.
بنابر اين اگر ما خواستيم مسلمانِ خالص باشيم، هم در عربِ توحيد بايد اخلاص را رعايت كنيم كه معرفتِ الهي آغاز دينداري است و كمال معرفت او تصديق و توحيد او است و كمال توحيد، اخلاص او است. اخلاص در توحيد آن است كه صفات را زائد بر ذات ندانيم؛ عين ذات بدانيم، هستي را محدود نكنيم؛ خدا را هستي نامتناهي بدانيم كه در حرم ذات اقدس الهي نه نقصي راه داشته و نه عيبي و نه كثرتي، قهراً مسأله تثليث و مسأله تثنيه آنها كه گفتند:"إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ" آنها كه گفتند:"عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ". اينها توحيد خالص ندارند؛ چون توحيد خالص ندارند، اسلام خالص و اسلام ناب ندارند و موحّد خالص هم نخواهند بود و مسلم راستين هم نيستند.
ذات اقدس الهي براي اين كه ما را به اسلام ناب آشنا كند، خود را معرّفي كرد كه حقّ محض است، كتاب خودش را معرّفي كرد كه حقّ صِرف است، فرمود؛ اين كتاب"لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ" اولياي خود را وجود مبارك حضرت ختمي نبوّت را، وجود مبارك پيامبر اسلام(ص) و همچنين اهل بيت عصمت و طهارت را معرفي كرده است كه اينها انسان هاي كامل‌اند. انسانِ كاملِ معصوم اين معلّم فرشته‌ها است. اگر فرشته‌ها از گزند خطا و آسيبِ خطيئه مصون‌اند اگر از آفت جهل و اُفت جهالت معصوم‌اند، معلّم اينها كه انسانِ كامل است، يقيناً از اين خطا و خطيئه و خطرها و آفت ها و اُفت ها مصون است. اگر خداي سبحان درباره تعليم اسما به فرشتگان فرمود:"أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هؤُلاَءِ" منظور، قضيه شخصي نيست؛ منظور، شخص حضرت آدم نيست؛ منظور، مقام مَنيع آدميّت است يعني انسانِ كامل مقام والاي انسانيّت اين معلّم فرشته‌ها است و اين مقام والا را به صورت انبيا و مرسلين و به صورت ائمه هداي مهديين به ما معرفي كرده است. اينها مي‌شوند مسلمانان خالص، اسلامِ ناب در اختيار اينها است كه نه اهل ظلم‌پذيري‌اند، نه اهل ظلم كردن كه"لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ" نه در برابر ستمِ ستمگران آرام مي‌نشينند، نه در برابر عصيان تبهكاران ساكت‌اند، نه در برابر جهلِ خرافات و خرافت‌زدگان آرام‌اند. اينها دوّار به طبّ‌اند اينها طب را در هر جايي كه لازم باشد به كار مي‌برند، مردم را دعوت مي‌كنند به بهداشت، به درمان جهل و جهالت؛ پس خدا خالصِ محض است چون حقّ صِرف است، قرآن خالص محض است چون"لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ" انبيا و انسان هاي كامل خالص‌‌اند؛ چون معلّم ملائكه‌اند و ملائكه"لاَ يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ" هستند، آنجا خرافات و جهل نيست، آنجا تعليمش تعليمِ ناب است، معلّمان آنها هم معلّمان ناب.
در نشئه طبيعت، خداي سبحان از همه ما دينداريِ خالصانه را خواسته است، فرمود؛ خالصاً دين را بپذيريد و خدا را عبادت كنيد. مردان الهي مخصوصاً اولياي الهي بالأخص اهل بيت عصمت و طهارت(ع) مخلص‌اند كه در همه موارد، چيزي كه از هوا و هوس سهمي برده باشد، از ريا و سُمعه طَرْفي بسته باشد؛ از حرم امن اينها دور است، اينها مي‌شوند"مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ" در بين مخلِصين كه كم نيستند. خداي سبحان عده‌اي را برچين مي‌كند، اينها مي‌شوند مجتبي، اينها مي‌شوند مصطفي، اينها مي‌شوند معتام، اينها مي‌شوند مختار كه اينها به عنوان مخلَص‌اند كه"استخلصهم الله لنفسه" اهل بيت عصمت و طهارت كه داراي مقام مَنيع ولايت‌اند، اينها جزء مخلَصين‌اند يعني خداي سبحان اينها را براي خود به عنوان عبدِ محض انتخاب كرده است. در بيانات نوراني سيد الأولياء و االأصفياء، اميرالموحّدين، علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) چنين آمده است كه وقتي پيامبر را معرفي مي‌كند، مي‌فرمايد:"الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ". اعتيام يعني اختيار و انتخاب يعني ذات اقدس الهي وجود مبارك پيامبر(ص) را اختيار كرده است كه حقايق خود را به دست او شرح كند و او شارح حقايق الهي است.
از اينجا روشن مي‌شود كه جنبه بشري وجود مبارك پيامبر(ص) سهمي در وحي‌يابي ندارد، فرمود:"إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ" اما"يُوحَي إِلَي" يا"وَاتَّبِعْ مَا يُوحَي إِلَيْكَ" و مانند آن. آن جنبه بشري كه ديگران هم آن را دارند"‌َأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ" و مانند آن است، آ‌ن جنبه ملكوتي او تابع محض است، وقتي يك انسان كاملي به مقام فنا مي‌رسد، حرف براي آن باقي است، نه براي فاني. اگر وجود مبارك رسول گرامي وحي را در حال فنا يافت، اگر به مقام فنا رسيد"دَنَا فَتَدَلَّي" شد،"فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَي" شد، حرف براي او نيست، كلام براي او نيست، وحي براي او نيست؛ زيرا فاني حرفي براي گفتن ندارد، آن كه حرفي براي گفتن دارد باقي است، نه فاني؛ فاني فقط تابع است و مستمع است و شنونده آن باقي است كه متكلّم و گوينده است و رساننده است و مانند آن.
اين‌چنين نيست كه پيامبر ـ معاذ الله ـ به جايي برسد كه حرف‌هاي او بشود حرف خدا، اگر به مقام فنا رسيد، ديگر حرفي ندارد، معنا ندارد كه كسي به مقام فنا برسد، داعيه و دعوت داشته باشد، حرفي داشته باشد، فكري داشته باشد، شهودي داشته باشد؛ چه علم حصولي، چه علم حضوري، چه گفتن، چه نوشتن، چه رفتار عبدِ محض، وقتي به مقام فنا بار‌يافت فقط مستمعِ محض است در آنجا ذات اقدس الهي فرمود:"فَأَوْحَي إِلَي عَبْدِهِ مَا أَوْحَي" اين حدوثاً و بقائاً عبد بود؛"سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَي بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَي الْمَسْجِدِ الْأَقْصَي" اين براي اِسرا كه در سوره اسرا است، آنچه مربوط معراج است كه در سوره نجم است، فرمود:"فَأَوْحَي إِلَي عَبْدِهِ مَا أَوْحَي" اگر عبد است و فاني است حرفي براي گفتن ندارد، نه مي‌توان گفت او مستقل است، نه مي‌توان گفت حرفي دارد و خدا آن حرف را امضا مي‌كند؛ بنابراين هر چه را وجود مبارك رسول گرامي دارد از ناحيه ايحاي الهي است و تعليم الهي و اين مي‌شود مستمعِ محض.
نتيجه آن كه انسانِ كامل همتاي قرآن كريم است، اول؛ برابر با حديث شريف ثقلين و دوم؛ قرآن مصون از هر گزند است، پس اولياي الهي، معصومين، اهل بيت، منزّه از هر جهل و از خطا هستند،اين نتيجه؛ زيرا ممكن نيست بر اساس"إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي" قرآنْ معصوم باشد و اينها معصوم نباشند؟ قرآن"لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ" باشد و اينها"يأتيه الباطل" باشند؟ قرآن حق و صِدق محض باشد، اينها احياناً اشتباه بكنند؟ ممكن نيست يك انسان خطاكار را با قرآن معصوم همتا قرار بدهند.
نتيجه آن كه ولايت هم‌سنگ قرآن است يعني قرآن اگر بخواهد پياده بشود وجود عيني قرآن مي‌شود اهل بيت عصمت و طهارت. اهل بيت عصمت و طهارت(ع) اگر بخواهند به صورت يك كتاب تدويني در بيايند مي‌شوند قرآنِ حكيم و قرآنِ كريم؛ اينها هستند كه معلّم ملائكه‌اند، اينها هستند كه اُسوه و قُدوه ما هستند، اينها هستند كه اگر ما با اسلام ناب آشنا بشويم و نزديك بشويم، نه ظلمي را امضا بكنيم، نه زير بار ظلم مي برويم و جهاني را كه به سَمت ظلم حركت مي‌كند، او را به جهت عدل هدايت بكنيم، اگر اين كار را كرديم، اميدواريم همان پيام درست و اميدبخشي كه يا جايزه اميدبخشي كه اهل بيت(ع) درباره سلمان(رضوان الله عليه) دادند كه"سلمان منّا اهل‌البيت"؛ چنين اميد و نويدي هم نصيب ما بشود كه ما را هم جزء اهل بيت(ع) بدانند.
من مجدّداً مقدم شما علما و انديشمندان مغرب‌زمين را و برادران ايماني اين منطقه را گرامي مي‌دارم و از برگزاركنندگان اين همايش وَزين حق‌شناسي مي‌كنم. اميدوارم ذات اقدس الهي همه ما را به اسلام ناب محمدي(صلّي الله عليه و آله و سلّم) بيش از گذشته آشنا بفرمايد و امام راحل را كه پرچمدار نشر اسلام ناب بود با اولياي خود محشور بفرمايد و همه علما و بزرگواران و شهداي در راه دين را با اولياي خود هم‌حشر قرار بدهد. "غفر الله لنا و لكم والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته"
بالای صفحه

رهبر شيعيان پاکستان ترور شد 
 
علامه "سيد ساجد علي نقوي" رهبر شيعيان پاکستان و رهبر تحريک جعفريه پاکستان روز جمعه(28تيرماه) هدف يک عمليات انتحاري قرار گرفت ولي آسيبي نديد.
به گزارش تقريب ، علامه سيد ساجد نقوي که در ديداري مردمي در شهر "دراه اسماعيل خان" به سر مي برد هدف يک عمليات انتحاري قرار گرفت ولي به دليل انفجار بمب دست ساز دردستان عامل ترور از اين سوءقصد جان سالم به در برد.
علامه سيد ساجد علي نقوي نماينده ولي فقيه در پاکستان است که بارها توسط گروه تندرو و افراطي سپاه صحابه تهديد به ترور شده است.
وي همچنين عضو شوراي عالي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي و عضو ائتلاف شش حزب مذهبي پاکستان به نام متحده مجلس عمل مي باشد که در متحده مجلس عمل نمايندگان مذاهب مختلف شيعه و سني پاکستان حضور يافته و در جهت ايجاد اتحاد و همگرايي ميان مسلمانان اين کشور تلاش مي کنند.

نابودي معيارهاي اخلاقي در جامعه نژاد پرست اسرائيل
 
گرايشها و برخورد نژاد پرستانه اسرائيل در برخورد با غير يهويان و نگاه تحقيرآميز به آنها, ظلم, تعدي و تحقير فلسطينيان باعث شده در فرهنگ جامعه مسائل غير اخلاقي از جمله تجاوزهاي جنسي امري عادي دانسته شود.
به گزارش پرس تى وى ، پژوهش ها نشان مي دهد که روزنامه هاي اسراييلي, در بررسي تجاوزهاي جنسي و بزه هاي ضد اخلاقي, به دليل نگاه اجتماعي ذلت بار به زن و بي اعتنايي به آن به جاي تشويق زنان به مقاومت و ايستادگي در برابر چنين مسائلي , آنها را به تساهل و گذشت فرا مي خوانند که اين موضوع باعث تقويت نگاه پست به زن مي شود.
اين پژوهش که توسط دانشگاه تل آويو با عنوان پوشش رسانه هاي اسراييلي در مورد تجاوزهاي جنسي ضد زنان صورت گرفته است, ديد روزنامه هاي اسراييلي به تجاوزهاي جنسي را يک ديد سطحي و بي اهميت به معاني و دلايل آن دانسته است.
در اين پژوهش که توسط خانم دکنر هاجر لاهب صورت گرفته است نشان ميدهد که روزنامه هاي اسراييلي به شيوه خاصي اين پديده را مورد بررسي قرار مي دهند که موجب تقويت و ازدياد آن پديده هاي بزهکاري و جنايتهاي جنسي مي شود به عنوان مثال تجاوز هاي جنسي را با آب و تاب تعريف کرده به نحوي که همه جنبه جنسي آن را مورد توجه قرار مي دهند نه جنبه تجاوز و تعدي آنرا, بخصوص وقتي که اين جرم توسط يک ستاره يا يک شخصيت معروف صورت گرفته باشد.
و از سوي ديگر، سالانه دهها نمونه از تجاوزهاي اخلاقي و جنسي رخ مي دهد و کسي پليس را در جريان قرار نمي دهد به اين دليل که پوشش کامل اين نوع حوادث در سيستم قضائي با دشواري روبروست .
پژوهش هاي مشابهي که در دو دهه اخير در کشورهاي مانند آمريکا و اروپا در باره حوادث تجاوز جنسي صورت گرفته است نشان مي دهد, پوشش خبري اين نوع حوادث به نوعي است که انگار اين نوع حوادث بخش جدا ناپذيري از واقعييت هاي روزانه اجتماعي است و به جاي مبارزه با آن به اين پديده ها دامن زده مي شود.
در اين تحقيق اشاره شده است که روزنامه ها, حادثه تجاوز جنسي را با عبارت هاي جذاب مطرح مي کنند که انگار يک عمل جنسي زناشوئي بوده است و از پرداختن به جزئيات حادثه خودداري مي کنند و کاري ندارند که شخص قرباني انساني است که مورد اهانت و شکنجه قرار گرفته است و مساله جنسي محض نيست.
اين پژوهش اشاره دارد که در حوادث تجاوز جنسي معمولا قرباني مورد اتهام قرار مي گيرد به اين بهانه که ظاهر بد وي موجب تشويق تجاوزگر شده است و زنان با ظاهري آراسته و محجوب کمتر در معرض اين نوع حوادث قرار مي گيرند.
به نظر مي رسد که روحيه و برخوردهاد نژاد پرستانه شهروندان و شهرک نشينان اسرائيلي در برخورد با غير يهويان و نگاه تحقيرآميز به آنها, ظلم, تعدي و تحقير فلسطينيان باعث شده در فرهنگ جامعه مسائل غير اخلاقي از جمله تجاوزهاي جنسي امري عادي دانسته شود.

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني:
نعمت‌هاي خدادادي مسئوليت مردم عراق را براي حركت در مسير اسلام سنگين‌تر مي‌كند

رئيس مجلس خبرگان رهبري عراق را كشوري غني از لحاظ منابع خدادادي بيان كرد و گفت: اين نعمت‌ها مسئوليت مردم عراق را براي حركت در مسير توسعه و اسلام و همچنين آزادي و استقلال سنگين‌تر مي‌كند.
به گزارش روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني رئيس‌مجلس خبرگان رهبري امروز، سه‌شنبه اول مردادماه در ديدار جمعي از چهره‌هاي فرهنگي و هنري عراق، عراق امن، آزاد و يكپارچه را خواست جمهوري اسلامي ايران عنوان كرد و گفت: ايجاد شرايطي كه مردم عراق بتوانند سرنوشت خود را بر عهده بگيرند و پايان اشغال اين كشور توسط نيروهاي بيگانه مي‌تواند آينده روشني را براي مردم عراق به همراه داشته باشد.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام اتهام‌افكني اشغالگران عراق عليه جمهوري اسلامي ايران را مبني بر دخالت در اوضاع داخلي اين كشور، دروغي بزرگ و آشكار خواند و افزود: واهي بودن بهانه اشغالگران براي ايجاد امنيت، مبارزه با تروريسم و اهداف بشردوستانه در اشغال عراق، امروز مشخص شده است و آنها با فرافكني به دنبال ايجاد دلايلي براي ادامه حضور اشغالگران در عراق هستند.
وي اصرار آمريكا براي نوشتن قرارداد امنيتي درازمدت با عراق را در حقيقت هموار كردن راه براي ادامه اشغال اين كشور عنوان كرد و افزود: مردم عراق با اتحاد و يكپارچگي و به دور از اختلاف مي‌توانند مانع از اين‌گونه اقدامات اشغالگران شوند.
رئيس مجلس خبرگان رهبري عراق را كشوري غني از لحاظ منابع خدادادي بيان كرد و گفت: اين نعمت‌ها مسئوليت مردم عراق را براي حركت در مسير توسعه و اسلام و همچنين آزادي و استقلال سنگين‌تر مي‌كند.
هاشمي رفسنجاني امكانات و تجربه جمهوري اسلامي ايران را براي كمك به مردم عراق و جهت بازسازي اين كشور وسيع عنوان كرد و ادامه داد: فراهم شدن شرايط براي حضور ايران مي‌توانند منافع بيشماري براي مردم دو كشور به همراه داشته باشند.
وي همچنين با اشاره به فرهنگ غني مردم عراق نقش چهره‌هاي فرهنگي در بازسازي اين كشور را مهم ارزيابي كرد و افزود: مردم عراق از يك جريان مستبد نجات پيدا كرده ولي گرفتار يك جريان اشغالي و استكباري شدند و اكنون با تكيه بر گذشته تاريخي خود مي‌توانند شرايط را تغيير دهند.
در اين ديدار چند تن از چهره‌هاي فرهنگي و هنري عراق در سخنان جداگانه‌اي تسهيلات بيشتر را از سوي ايران براي مسافرت زائران و گردشگران عراقي به جمهوري اسلامي ايران و همچنين تقاضا براي ايجاد خانه فرهنگ عراق در جمهوري اسلامي ايران به منظور آشنايي بيشتر مردم دو كشور با فرهنگ غني يكديگر خواستار شدند.