پنج شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۸۰
 
۳ عترت  
 
شماره قبل
سرگذشت احادیث نبوی
تحریم نقل احادیث
قسمت دوم
عن الحسين بن محمد بن عبدالله بن الحسن عن ابيه عن ابي‏جعفر (ع) في قوله تعالي: "ان الارض يرثها عبادي الصالحون" (انبياء:105) قال: اصحاب المهدي في آخر الزمان.
به روايت حسين بن محمد بن عبدالله بن حسن از پدرش از امام باقر (ع) در تفسير آيه شريفه (اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد) فرمود: ياران حضرت مهدي (ع) در آخر الزمان وارثان زمين خواهند بود.
(اثبات الهداة ج 3 ص 563)
عن عبدالله بن عجلان عن ابي‏جعفر (ع) في قول الله عزوجل:"اذن الذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم لقدير" (الحج:39) هي في القائم و اصحابه.
به روايت عبدالله بن عجلان از امام باقر (ع) در تفسير آيه شريفه:"به کساني که با
 [ صفحه 27]
جنگ بر سرشان تاخت آورده‏اند و مورد ستم قرار گرفته‏اند اجازه داده شد و خدا بر پيروز ساختنشان توانا است" فرمود: او حضرت قائم (عج) و يارانش مي‏باشد.
(اثبات الهداة ج 3 ص 563):
عن ابي‏الجارود عن ابي‏جعفر (ع) في قول الله عزوجل:"الذين ان مکناهم في الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزکوة (الحج:41) قال: هذه لال محمد: المهدي و اصحابه يملکهم الله مشارق الارض و مغاربها و يظهر به الدين و يميت الله به و باصحابه البدع و الباطل کما امات السفيه الحق لا يري اثر من الظلم و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و لله عاقبة الامور.
به روايت ابي‏جارود از امام باقر (ع) در تفسير آيه شريفه "همان کسان که اگر در زمين مکانتشان دهيم نماز مي‏گزارند و زکات مي‏دهند وامر بمعروف و نهي از منکر مي‏کند و سرانجام همه کارها با خداست" فرمود: اين آيه مربوط به آل محمد (ع) مهدي (ع) و يارانش مي‏باشد آنهايي که خداوند مشرق و مغرب زمين را در اختيارشان گذارد و دين را به تمامي ظاهر سازد و خداوند اصحاب بدعت‏ها را نابود سازد و باطل از بين برود چنانچه نادانان حق را قبلا کشته بودند و اثري از ظلم ديده نشود و امر به معروف مي‏شود و نهي از منکر مي‏گردد و عاقبت امر همه بسوي خدا است.
(اثبات الهداة ج 3 ص 567):
عن زيد بن علي قال: اذا قام القائم من آل محمد يقول: ايها الناس نحن الذين وعدنا الله في کتابه: "الذين ان مکناهم في الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور.
زيد بن علي (ع) فرمود: زماني که حضرت قائم (ع) از آل محمد (ع) قيام کند فرمايد: اي مردم ما از آن کساني هستيم که خداوند در کتابش وعده فرمود: "همان کسان که اگر زمين را در اختيارشان قرار دهيم نماز مي‏گزارند و زکات مي‏دهند و امر به معروف و نهي از منکر کنند و عاقبت کارها با خداوند است".
(بحار ج 51 ص 63 و اثبات الهداة ج 3 ص 568):
عن علي (ع) في قوله تعالي: و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة قال: المستضعفون في الارض المذکورون في الکتاب الذين يجعلهم
 [ صفحه 28]
الله ائمة، نحن اهل يبعث الله مهديهم فيغزهم و يذل عدوهم.
امير المؤمنين (ع) در تفسير آيه کريمه:"ما بر آن هستيم که بر مستضعفان روي زمين منت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان حکومت زمين گردانيم فرمود: مستضعفين در زمين کساني باشند که خداوند در کتابش آنان را وارث قرار داده ما اهل بيت هستيم و خداوند مهدي ايشان را برانگيزد پس عزيز سازد اهل بيت را و ذليل و خوار سازد دشمنانشان را.
(اثبات الهداة ج 3 ص 568):
عن موسي بن جعفر (ع): انه سئل عن نعم الله الظاهرة و الباطنة فقال النعمة الظاهرة الامام الظاهر و النعمة الباطنة الأمام الغائب، يغيب عن ابصار الناس شخصه و تظهر له کنوز الأرض، و يقرب عليه کل بعيد.
از موسي بن جعفر (ع) درباره نعمت ظاهري و باطني پرسش شد؟ فرمود: نعمت ظاهري امامي است که در انظار مردم ظاهر باشد و نعمت باطني امام غائب از ديده‏هاي مردم است که شخص امام از ديدگان مردم غايب باشد و براي ان امام همه گنج‏هاي زمين ظاهر گردد و هر چيز دوري برايش نزديک مي‏شود (فاصله‏ها از بين مي‏رود).
(بحار ج 51 ص 45):
قال الله: (و لقد ارسلا موسي باياتنا ان اخرج قومک من الظلمات الي النور و ذکرهم بايام الله) (ابراهيم:5) قال: ايام الله ثلاثة يوم القائم (ع) و يوم الموت، و يوم القيامة.
خداي تعالي فرمايد:"و بتحقيق ما موسي را با آيات و معجزاتي به رسالت فرستاديم و فرمان داديم که قوم خود را از تاريکي به روشنايي بيرون آور و روزهاي خدا را يادآوريشان کن" فرمود: روزهاي خداوند سه روز است روزي که قائم آل محمد (ع) قيام کند و روزي که آدمي از دنيا برود و روز قيامت (که همگان براي حساب حاضرانند).
(بحار ج 51 ص 47):
"و لقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر" قال: الکتب کلها ذکر (ان الارض يرثها
 [ صفحه 29]
عبادي الصالحون) قال: القائم (ع) و اصحابه.
خداي تعالي فرمايد:"و ما در زبور پس از تورات" نوشته‏ايم که اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد فرمود: تمام کتب آسماني ذکر ناميده شود و بندگان صالح من که زمين را به ميراث مي‏برند حضرت قائم و اصحابش مي‏باشند.
(بحار ج 51 ص 41):
عن بي مسکان، عن ابي‏عبدالله (ع) في قوله تعالي: (اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم لقدير) قال: ان العامة يقولون: نزلت في رسول الله (ص) لما اخرجته قريش من مکة و انما هو القائم (ع) اذا خرج يطلب بدم الحسين (ع) و هو قوله: نحن اولياء الدم و طلاب الثرة.
به روايت ابن‏مسکان از امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه:"به کساني که به جنگ بر سرشان تاخت آورند و مورد ستم و تعدي قرار گرفته‏اند اجازه داده شد و خداوند بر پيروز گردانيشان تواناست" فرمود: عامه مي‏گويند آيه شريفه درباره رسول خدا (ص) است هنگاميکه قريش او را از مکه مکرمه بيرون کردند اما مقصود آيه شريفه حضرت قائم است به هنگامي که خروج کند طلب خون سيدالشهدا (ع) از قاتلين نمايد.
بالای صفحه

جمشيد معصومي:
علي(ع) آمده تا قرآن را به صورت عملي ارائه دهد
اعتقاد به اين‌كه علي(ع) انسان مافوق است مي‌تواند براي ما راه‌گشا باشد؛ زيرا در اين صورت ما مي‌توانيم از اين مكتب بهره ببريم؛ چرا كه مافوق انسان بودن او، براي ما قابل الگوگيري نيست؛ زيرا ديگر از يك جنس نيستيم تا بتوانيم الگويي از او بگيريم.
به گزارش ايكنا، حجت‌الاسلام و المسلمين "جمشيد معصومي"، معاون نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي، ضمن بيان مطلب فوق گفت: نسبت ما با علي(ع) آن است كه ما علي(ع) را به عنوان يك مدل هم در انديشه و هم در رفتار بپذيريم و تبعيت او را كرده و پيروش باشيم و در واقع بر اساس اين مدل كامل انساني انديشه، فكر و رفتارمان را درست و اصلاح كنيم.
عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي با اشاره به رواياتي كه حضرت امام علي(ع) را به عنوان "ميزان" معرفي كرده است، تصريح كرد: خود پيامبر(ص)، علي(ع) را به عنوان ميزان حق معرفي مي‌كنند؛ يعني مي‌خواهند بفرمايند اگر مي‌خواهيد فاصله خود را با حق و حق‌طلبي بسنجيد در واقع علي(ع) يك ميزان است. ايشان آمده است تا حرف‌ها و مسائلي كه در قرآن كريم است را به صورت عملي نمايش و بروز دهد. پس شما اگر مي‌خواهيد انديشه و عمل خود را محك بزنيد تا ببينيد كجاي كار هستيد، بياييد و خود را با علي(ع) مقايسه كنيد.
معاون نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران، با بيان اين مطلب كه قرار بر اين بوده كه مدل ما در رفتار و زندگي و انديشه علي(ع) باشد و ميزان نزديكي ما به حق و دوري ما به حق شباهت ما با علي(ع) باشد، افزود: بايد ببينيم چقدر شبيه او شديم، چقدر مثل او شديم. بنابراين به همان ميزان به او نزديك هستيم و هر اندازه كه شبيه به او نباشيم، به همان اندازه از حق و حقيقت دور افتاد‌ه‌ايم.
وي اظهار كرد: منتهي به جاي اين‌كه از اين زاويه به بحث بپردازيم و علي(ع) را از اين زاويه ببينيم، متأسفانه دچار يك سري مشكلات شديم. اكنون اگر به مجالس و محافل برويم، بيشتر وصف علي(ع) را مي‌گويند كه علي(ع) چنين شخصيتي است، چنين جايگاه و مقامي دارد و ... اما هيچ وقت نسبتي بين خود با علي(ع) برقرار نمي‌كنيم؛ يعني ببينيم چه نسبتي با علي(ع) در چنين جايگاه و وضعيتي داريم. ببينيم كه اين مقام علمي دنيوي و اخروي او چه ربطي به من پيدا مي‌كند.
حجت‌الاسلام معصومي با بيان اين موضوع كه ما هرگز مشخصه‌هاي علي(ع) را با ديدي تربيتي و آموزشي نمي‌بينيم، اذعان كرد: در واقع نمود، ظهور و بروزهاي حضرت(ع) يك جنبه تربيتي، آموزشي و تعليمي براي ما دارد. اين يك كلاس بوده است و مثل ما هم مثل كسي است كه سر كلاس مي‌رود، اما به مطلب توجه نمي‌كند و تنها استاد را نگاه مي‌كند. البته خود اين هم يك ارزش است منتهي هدف چيز ديگري است.
بالای صفحه

از ولایت چه می دانید

قسمت شصت هفتم
و اما موضوع ديگر تسليم و خضوع و پيروى از امام است كه قلب را مستعد و آماده تلقى و اخذ معارف و علوم مى‏كند، و اين خصوصيت در شيعه است، لذا ديده مى‏شود كه در شيعه صفت محبت، و وفا و صفا، و انفاق، و ايثار و قضاى حوائج ‏بشر، و رقت قلب، و عاطفه و نظاير آنها از صفات پسنديده به مقدار معتنابهى از عامه بيشتر است، اين بوسيله روح تسليم و خضوع در مقابل معلم بشريت و مبدء تعليم و تربيت است، خواه امام حضور داشته باشد و خواه غائب باشد، چون تاثير و تاثر ارواح نياز بسيارى به حضور ندارد، ماده نيست كه شرط تاثيرش در ماده ديگر، قرب مكانى و مماسه خارجى باشد، تاثير فعليت نفس فعال، در استعدادات نفوس قابله است، و چون عالم ملكوت از زمان و مكان بيرون است، لذا در هر قلبى تاثير فعليت آثار حياتى امام را مى‏توان يافت، امام اگر در مشرق عالم باشد و پيرو امام در مغرب، باز قلب پيرو استفاده خود را مى‏برد، همانطور كه انسان در اثر محبت‏به فرزند هميشه بياد اوست، چه فرزندش در نزد او باشد، يا سفر كند، صورت فرزند در دل اوست، و هميشه با اوست، همينطور اگر جلوات امام در قلب مؤمن پيدا شود، هر جا باشد در اثر انعكاس آن صورت حقه از آن معدن بيكران آب حيات برخوردار مى‏شود.
لذا شيعه و لو در زمان غيبت، بعلت توجه كامل به مصدر خيرات و علوم از آن كانون علم و معرفت‏ بهرمند مى‏شود، گر چه بدون ترديد حضور امام اثرش بيشتر و فوائدش بمقدار فراوانى زيادتر است، بخلاف غير شيعه كه دل آنها باين معدن ارتباطى ندارد، نفس آنها در خود متحير و راهى بخارج از خود باز نمى‏نمايد.
بازگشت به فهرست
شيعه داراى ملاطفت و رقت و ملايمت است
ابن ابى الحديد ميگويد: و بقى هذا الخلق متوارثا متناقلا فى محبيه و اوليائه الى الآن كما بقى الحسد و الخشونة و الوعورة فى الجانب الاخر، و من له ادنى معرفة باخلاق الناس و عوائدهم يعرف ذلك[239]
پس از آنكه قدرى از صفات اميرالمؤمنين عليه السلام را ذكر مى‏كند مى‏گويد: و اين اخلاق به نحو توارث در محبين و دوستان آن حضرت نقل شده، و الى الآن وجود دارد، كما آنكه آن حسد و خشونت و سنگين دلى در جانب ديگر كه غير شيعه است موجود است، و كسيكه كوچكترين معرفت‏به اخلاق مردم و نتائج افعال مكتسبه آنان داشته باشد اين سر و حقيقت را به خوبى ادراك مى‏كند.
در اثر اتصال قلوب پيروان امام بقلب امام معارف و علوم الهيه در قلب جارى مى‏شود، و علت آنكه مؤمنين در بهشت داراى نهرهاى آب زلال هستند در اثر همان اتصال قلب و بهرمند شدن از چشمه فضائل آنانست. در قرآن مجيد بسيار ديده مى‏شود كه براى مؤمنين در بهشت‏"جنات تجرى من تحتها الانهار"را وعده ميدهد مانند:
بازگشت به فهرست
بهشت تجلى صفات و اعمال است
"ان الله يدخل الذين آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار"[240]
خداوند مؤمنينى را كه عمل شايسته‏اى انجام دهند در بهشتهائى كه درختان آن سر به هم آورده، و زمين آنرا سايه انداخته، و از تابش آفتاب حفظ مى‏كند، و در آنجا نهرهائى جريان دارد وارد مى‏كند، چون سابقا گفتيم كه بهشت، ظهور و بروز عالم نفس مؤمن است در آخرت، و چون نفس مؤمن بعلت اطمينان به خدا و سكينه و آرامش كه پيدا نموده است، از حرارت و سوختگى ياس و ناكامى و گرد و غبار و طوفان خاطرات شيطانى، و نوسانهاى فكرى، و اضطرابات اخلاقى، نجات پيدا كرده و در رحمت‏خدا و مقام امن و امان دلخوش بوده، و با يك دنيا نشاط و لذت حتى در دقيق‏ترين دقائق مانند سكرات مرگ دل بخدا داده، وآرام و داراى مقام سكينه مى‏باشد، لذا در آخرت كه ملكوت اشياء ظهور مى‏كند، ملكوت نفس مؤمن بصورت بهشتى است كه درختان آن باندازه‏اى سر بهم آورده، و شاخ و برگهاى اعمال صالحه در هم فرورفته، و زمين را سايه انداخته است، كه ابدا در آنجا از تابش سوزنده خورشيد گداخته، يا طوفان حوادث، و گرد و غبار خيالات، و خواطر شيطانيه، راه ندارد.
چه ما بهشت را از نقطه نظر تجسم اعمال ظهور ملكوت نفس مؤمن بدانيم، يا بعنوان جزاى مترتب بر عمل بدانيم، در هر حال نتيجه يكى است،
شاهد بر اين معنى خطابى است كه خداى تعالى شانه بآدم بوالبشر قبل از ورودش در اين نشاه مى‏كند"فقلنا يا آدم ان هذا عدو لك و لزوجك فلا يخرجنكما من الجنة فتشقى-ان لك الا تجوع فيها و لا تعرى-و انك لا تظمئوا فيها و لا تضحى‏"[241]
خداوند در خطاب بآدم فرمود: در اين بهشت كه خواطر نفسانيه نيست، و اضطرابات خيالات و قواى واهمه راه ندارد، هيچگاه گرسنه و عريان نخواهى شد، و هيچگاه تشنه و آفتاب زده نخواهى شد، گرسنگى و تشنگى، و عريانى و گرما، و حرارت و گداختگى، بر اثر تسلط نفس اماره بر انسان بوده، ولى در بهشت كه قلب انسان آرام و هيچ خاطره‏اى به انسان راه ندارد آنجا"فى مقعد صدق عند مليك مقتدر"[242] جاى استراحت است.
افرادى هم كه با ايمان و عمل صالح از دنيا رجوع بخدا مى‏نمايند، در آن بهشت تفصيلا قرار گرفته، و در زير سايه درختان سر بهم آورنده آن ميآرمند.
حقيقت نهرهاى جارى در بهشت
و اما نهرهاى جاريه در اين بهشتها همانا علوم و معرفتى است، كه موجب حيات قلب بوده است، چون مؤمنين با علم و معرفت و اقرار به وحدانيت‏خدا، و صفات و اسماء ذات مقدس او، و اقرار بحقانيت امام و پيغمبر قلب خود را از اين علوم آبيارى كرده‏اند، در آنجا نيز ظهور اين علوم كه حيات قلب است‏بصورت نهرهاى آب كه زنده كننده زمين خشك مى‏باشد بروز و ظهور خواهد نمود. تمام مؤمنينى كه عمل صالح انجام دهند، كه از جمله اقرار بامام وقت است از اين نهرها برخوردار خواهند بود، بلكه مى ‏توان ميزان عمل صالح را از عمل غير صالح همان امضا و عدم امضاى امام دانست، هر فعلى را كه امام امر كند صالح و هر فعلى را كه نهى كند غير صالح خواهد بود، بعلت آنكه نظر امام و ديد امام، نظر واقع‏بين و حقيقت‏بين است، و بنابراين تجاوز از كلام امام انحراف از متن واقع و حقيقت نفس الامر است.
اما افرادى كه دل به امام خود نداده‏اند، و از آن منبع فيض استفاده ننموده‏اند، دل آنها خشك و بى‏طراوت و بى‏صفا و بى‏محبت و بى‏معرفت، چون مشكى پوسيده و پاره، و خشك شده، قابليت انعطاف و ظرفيت ‏خود را از دست داده است، آب آنان همان حرمان و حسرت و ندامت است كه بصورت فلز گداخته در كام آنها ريخته مى‏شود.

آیاتی که مطابقت با حضرت مهدی دارد
-قسمت پنجم-
اين، در حالي بود که قرآن شامل قوانين و احکام کلّي اسلام بود و در مرحلة عمل و اجرا، نياز مبرم به مفسّر و مبيّني همچون پيامبر داشت؛ مثلاً در قرآن دربارة نماز و روزه حکم کلّي )اقيموا الصّلواة ([10] و )کتب عليکم الصّيام([11] آمده است که تبيين چگونگي و جزئيات آن، بر عهدة پيامبر است. در موارد بسيار ديگر نيز احاديث پيامبر نقش تعيين کننده در تبيين آيات داشت و اصلاً قرآن با قطع نظر از سيره و سنّت پيامبر، قابل فهم و عمل نبود. به همين سبب، آن حضرت چنين وصيت کرد: "انّي تارک فيکم الثّقلين کتاب الله و عترتي". آن حضرت طبق اين حديث شريف، به امت سفارش کرد تا پس از رحلت آن حضرت، به کتاب و عترت، هر دو کنار هم تمسّک کنند.[12] منظور از "عترت و اهل بيت" همان بيان کنندگان سيره و سنّت پيامبرند که به اعتقاد شيعه، جانشينان معرفي شده آن حضرت به شمار مي‌روند..
پيروان اهل بيت و شيعيان امام علي7 پس از رحلت پيامبر به رغم فضاي اختناق، با توجه به اين حديث، همواره در کنار قرآن، به احاديث پيامبر نيز اهتمام داشتند و در حفظ و جمع­آوري سيره و سنّت پيامبر هرگز غفلت نورزيدند و در اين راه، دشوار ترين شکنجه­ها، مخوف­ترين زندان­ها و رنج بدترين تبعيدگاه­ها را به جان و دل تحمل کردند، حتي جام شهادت به سر کشيدند؛ ولي لحظه­اي در نشر احاديث و جمع­آوري آن درنگ روا نداشتند و بدين ترتيب، توانستند اين گوهر گران مايه و گنجينة حيات بخش را به نسل­هاي آينده برسانند.
جبران يک قرن محروميت
در اين ميان، علما و فقهاي اهل سنّت نيز از همين بينش سه خليفه و بني اميه پيروي مي­کردند؛ و به همين دليل، نزديک به يک قرن از نعمت احاديث پيامبر و اين منبع نور و هدايت محروم ماندند. و به دنبال خويش، امت اسلامي را نيز بي نصيب ساختند. در سال 99 هجري که عمر بن عبدالعزيز به خلافت رسيد، اين تحريم را شکست.[13] او طي بخشنامه­اي خطاب به ابوبکر محمد بن حزم ( فرماندار و قاضي شهر مدينه) و ساير کارگزاران در مناطق مختلف، خطر نابودي "علوم اسلامي" را گوشزد کرد و آنها را به نگارش و جمع آوري احاديث پيامبر ملزم ساخت. در پي اين درخواست، در ميان عالمان اهل سنّت، محمد بن مسلم بن شهاب زهري (متوفّاي 125ق.) از علماي شام و حجاز، اولين کسي بود که تلاش­هاي بسياري کرد و به جمع آوري احاديث نبوي اقدام ورزيد. او بدين منظور، به حضور افراد ديگري که از آن حضرت حديث شنيده و حفظ کرده بودند، رسيد و با تمام توان به جمع آوري و ضبط اين گونه احاديث پرداخت.[14]
ادامه دارد...

تاكيد قائم مقام توليت آستان قدس رضوي
توجه به نوآوري و شكوفايي در جشن‌هاي ميلاد حضرت رضا (ع)
قائم مقام توليت آستان قدس رضوي بر لزوم نوآوري و شكوفايي در ويژه برنامه‌هاي ميلاد هشتمين امام شيعيان تأكيد كرد.
به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني آستان قدس رضوي، در جلسه ستاد برگزاري جشن‌هاي ميلاد حضرت رضا در جمع مديران اين آستان مقدس، احمد علوي اظهار داشت: در فرصت مناسبي كه تا ميلاد حضرت ثامن‌الحجج (ع) باقي ‌مانده است، مي‌توان با تكيه بر نوآوري و شكوفايي، برنامه‌هايي متفاوت و مناسب براي اقشار مختلف زائران و مجاوران تدارك ديد.
وي با استناد به اين روايت كه اگر مردم زيبايي‌هاي دين را بشناسند، جذب آن مي‌شوند، اظهار داشت: برنامه‌هاي ميلاد بايد دربرگيرنده بلندترين معارف و مباني فقهي و اسلامي بوده و كام تشنه زائران و مجاوران را سيراب كند.
علوي با بيان اينكه در ايام ميلاد حضرت رضا، بارگاه منور رضوي كانون توجه مسلمانان جهان است، گفت: جشن‌هاي ميلاد بايد به‌گونه‌اي برنامه‌ريزي شود كه براي تمام مخاطبان در سراسر دنيا جذاب و داراي پيام باشد.
وي نقش رسانه‌ها را در ابلاغ پيام‌هاي فرهنگي و تبليغي برنامه‌هاي ميلاد قابل توجه دانست و گفت: براي ايجاد فضايي پرشور و نشاط در جامعه، برنامه برگزاري جشن‌ها بايد به طور گسترده در رسانه‌ها اعلام شود تا عموم مردم از اين واقعه بزرگ ابراز شادماني و سرور كنند.
وي تصريح كرد: همچنين ميزگردهاي علمي و پژوهشي پيرامون شخصيت و سيره حضرت رضا و فرهنگ شيعي در صدا و سيما پيش‌بيني شود تا اقشار مختلف مردم با اين مسائل بيشتر آشنا شوند.
قائم مقام توليت آستان قدس رضوي خطاب به مديران اين نهاد گفت: ضروري است امسال در ايام ميلاد امام رضا، عملكرد آستان قدس رضوي در پرتو نظام و مديريت موفق اسلامي براي اطلاع عموم منتشر شود.