بهروز ياريگل:
آموزش مفاهيم قرآن را نبايد به شبكه قرآن منحصر كنيم
يك حركت خلاقانه در رسانه ملي اين است كه آثار توليدي شبكه قرآن در شبكههاي ديگر هم پخش شود و به ارائه آموزههاي قرآني در شبكه قرآن اكتفا نكنيم.
"بهروز ياريگل" استاد و كارشناس قرائت قرآن در مورد خلاقيت و نوآوري در برنامههاي ديني صداوسيما عنوان كرد: طرحها و ايدههاي نو و جديد بسياري براي كار كردن در زمينه قرآن وجود دارد. در كارهاي نمايشي خيلي حرفها را خيلي بهتر از پاي تابلو و در قالب تدريس ميتوان گفت. كارهاي بسيار زيادي را در حيطه قرآن ميتوان انجام داد، اما هنوز بستر و جايگاه مناسبي بين مردم و حتي مسئولان امر در شبكهها و مراكز و فرهنگسراهاي قرآني براي اين كار ايجاد نشده است.
وي افزود: متأسفانه در زمينه قرآن دست ما براي انجام كارهاي نويي كه تا به حال انجام نشده تا حدود زيادي بسته است. به عنوان مثال ما ميتوانيم كارهاي نمايشي زيادي در اين راستا انجام دهيم، اما مقوله كار نمايشي در زمينه قرآن مستلزم مسائل ديگري است كه براي بسياري از مسئولان ما قابل قبول نيست.
ياريگل اظهار كرد: وقتي من به عنوان يك كارشناس قرائت قرآن كار نمايشي انجام ميدهم، با بازخورد منفي اين كار در جامعه مواجه ميشوم. برخورد بسياري از افراد به گونهاي است كه گويا بازي كردن در فيلم و سريال در شأن كساني مثل قاريان قرآن نيست.
وي ادامه داد: بايد اين قاب را شكست. موضوعات قرآني به قدري زياد است كه به عنوان يك حركت خلاقانه، ميتوان بر اساس اين موضوعات براي شبكه قرآن فيلم و سريالهاي متعددي ساخت. اما هنوز پذيرش اين مسئله براي برخي از مسئولان ما سخت است.
اين استاد قرائت ابراز كرد: به اعتقاد من جاي اين قبيل كارها در بين برنامههاي توليدي ما خالي است. ما ميتوانيم براي قشر جوان و نوجوان آثاري توليد كنيم كه بيانگر يك سري خصوصيات اخلاقي و رفتاري منطبق با مفاهيم قرآن باشد و با استفاده از هنر نمايش كه تأثيرش بسيار بيشتر از كار آموزشي است، اين مفاهيم را به افراد جامعه منتقل كنيم.
وي افزود: اگر در يك اثر نمايشي يكي از مفاهيم و آموزههاي قرآني يا يك آيه از قرآن توسط معلمي در كلاس يا يك روحاني و يا حتي يك فرد عادي در صف نانوايي بيان شود تأثيري دوچندان خواهد داشت. ضمن آن كه كارهاي بسياري نيز با اين روش ميتوان انجام داد. در حقيقت بهتر است مفاهيم را به صورت غيرمستقيم به مردم آموزش دهيم.
ياريگل بيان كرد: هرچند كه توليد فيلم و سريال با موضوع داستانهاي قرآن سبب شناخت و آگاهي بيشتر مردم ميشود، اما ميتوان همه موضوعات قرآني و مفاهيم روزمره را نيز در قالب نمايشهاي خاص ده دقيقهاي در سطوح مختلف توليد و پخش كرد.
وي ادامه داد: يك حركت خلاقانه ديگر اين است كه آثار توليدي شبكه قرآن در شبكههاي ديگر نيز پخش شود و به ارائه آموزههاي قرآني نمايشي در شبكه قرآن اكتفا نكنيم. يكي از معضلات ما اين است كه فكر ميكنيم بايد به مطالب و آموزشهاي قرآني و اخلاقي فقط در شبكه قرآن بپردازيم.
اين كارشناس قرائت قرآن تصريح كرد: به اعتقاد من اين بزرگترين اشتباه است، زيرا با وجود اينكه مطالب و برنامههاي قرآني زيادي در شبكه قرآن داريم، اما به دليل اين كه زمان اينگونه برنامهها زمان خاصي است، لذا از ميزان مخاطب اندكي برخوردار است. اگر اين برنامهها را در قالب برنامههاي 5 تا 10 دقيقهاي در ساعات پرمخاطب تلويزيون به نمايش بگذاريم، ميتوانيم مخاطب را با حجم زيادي از آموزشها و مفاهيم قرآني مواجه كنيم.
وي ابراز تأسف كرد و گفت: بزرگترين مشكل ما اين است كه در زمينه قرآن با كمبود طرح و طراحان خوش ذوق مواجهيم. كساني كه آموزش قرآن و مفاهيم قرآني را فقط آموزش مستقيم آيات توسط معلم و پاي تابلو نميبينند ولو اينكه آموزش مستقيم آيات هم جايگاه خود را دارند.
ياريگل در ادامه گفت: ما بايد آثاري با مدت زمان خيلي كوتاه با كارشناسي خوب توليد كنيم. اين برنامهها بايد به گونهاي تهيه شود كه داراي قسمتهاي نمايشي باشد، زيرا نمايش داراي اثرگذاري به سزايي است.
وي ادامه داد: پس از توليد اين آثار نيز بايد جلسات و نشستهايي با حضور مديران شبكههاي ديگر سيما برگزار و آنها را مجاب كنيم كه اين قبيل كارها را در زمانهاي خاص و پربيننده، حتي با عناوين ديگر در ساير شبكهها نمايش دهند.
كارشناس روخواني و روانخواني طرح قرآني 1442 سيما اظهار كرد: كارهاي قرآني كه از شبكه قرآن پخش ميشود مخاطب خاص دارد، كسانيكه داراي ديدگاه و خانوادههاي مذهبي هستند و برنامههاي مورد نظر خود را فقط در شبكه قرآن پيدا ميكنند.
وي افزود: تداخل زماني برنامههاي شبكه قرآن با شبكههاي ديگر سيما، عدم پوششدهي اين قيبل برنامهها توسط ساير شبكهها و برنامههاي پرمخاطب ديگر شبكهها در ساعاتي كه خانوداهها فرصت بيشتري براي ديدن تلويزيون دارند، موجب ميشود اين مخاطبان خاص نيز نتوانند برنامههاي مورد نظر خود را پيگيري كنند.
ياريگل ادامه داد: ما بايد كاري كنيم كه برنامههاي خوب در ساعات پرمخاطب از شبكههاي ديگر نيز پخش شود. نبايد شرايط بهگونهاي باشد كه برنامههاي قرآني خاص شبكه قرآن باشد و بقيه شبكهها خود را از اين مقوله منفك بدانند.
وي افزود: اين درست است كه شبكه قرآن متخصصتر است و بهترين كارشناسان را در اختيار دارد، اما اين موضوع نبايد سبب شود كه موضوع قرآن در شبكههاي ديگر كمرنگ شده و اين مسئوليت به تنهايي بر عهده شبكه قرآن باشد.
اين كارشناس قرآني عنوان كرد: با مشاركت ساير شبكهها و به نحوي كه آنها نيز سهمي در اين زمينه داشته باشند، ميتوان آثار ارزشمند و مطلوبي توليد و پخش كرد كه ايجادگر يك موج قرآني در جامعه باشد و مخاطبان بيشتري را درگير اين جريان كند.
وي در پايان افزود: البته هر حركت قرآني و هر گونه ارائه مفاهيم ديني و اخلاقي مبتني بر قرآن، بايد به دور از شعارزدگي و حتيالامكان به صورت غيرمستقيم باشد. مخاطب بايد در آثار قرآني عمل را نيز در كنار گفتار ببيند تا مفاهيم دروني آن اثر را بپذيرد.
حسينعلي شريف:
ستاد عالي مسابقات بينالمللي قرآن
در ميان كشورهاي اسلامي تشكيل شود
پيشنهاد ميكنم براي اجراي زيباتر مسابقات بينالمللي ستاد عالي مسابقات بين كشورهاي اسلامي تشكيل شود تا نفراتي كه در مسابقات كشورهاي مختلف رتبههاي برتر را كسب كردهاند در نهايت در مسابقاتي كه تحت نظارت آن ستاد عالي برگزار ميشود، شركت كنند.
"حسينعلي شريف" معاون قرآني دفتر گسترش فرهنگ نماز و فعاليتهاي قرآن و عترت وزارت آموزش و پرورش گفت: تشكيل ستاد عالي بين كشورهاي اسلامي و رقابت رتبههاي برتر كشورهاي مختلف تحت نظارت اين ستاد عالي موجب ميشود تا كشورهاي مختلف به اين بهانه با هم نزديك و با يكديگر متحد شوند.
وي در ادامه افزود: مسابقات بينالمللي قرآن كريم تنها بايد ابزاري براي جذب نوجوانان و جوانان به قرآن باشد نه اينكه هدف نهايي آنان تلقي شود.
شريف تصريح كرد: گاهي فكر ميكنم هدف از برگزاري مسابقات قرآن چيست و در پاسخ به نظرم ميرسد مسابقات قرآن ميداني جذاب براي نوجوانان و جوانان است تا اين افراد به قرآن نزديك شوند.
وي افزود: نبايد تنها برگزاري مسابقات قرآن را هدف قرار دهيم بلكه در حاليكه در مسابقات شركت ميكنيم بايد تلاش كرد تا به قرآن نزديك و مأنوستر شد و در اين زمينه استادان قرآني نبايد به فكر حضور در مسابقات و رقابتها باشند بلكه بايد به كارهاي بزرگتري بپردازند از جمله اينكه چطور ميتوان نوجوانان و جوانان را به قرآن نزديك كرد.
شريف اظهار كرد: مسابقه وسيلهاي براي جذب نوجوانان و جوانان به قرآن است و بزرگسالاني كه با قرآن مأنوس هستند نبايد در آن شركت كنند و درست است كه خواندن قرآن با تمام جزئيات خوب است ولي بايد بررسي شود كه هدف از مطرح كردن قرآن در مسابقات چيست و از چه راهي ميتوان جوانان را با قرآن آشنا كرد تا اين افراد قرآن را الگوي خود قرار دهند.
اين موذن برجسته كشور با تأكيد بر ايجاد جذابيتهاي لازم براي حضور قاريان و حافظان قرآن در مسابقات بينالمللي، تصريح كرد: مسابقات بينالمللي قرآن اگر از پايه و اساس صحيحي برخوردار باشد (يعني ويژه نوجوانان و جوانان باشد) بايد به قدري جلوهها و جذابيتهاي فراواني داشته باشد تا اگر قاريان و حافظان قرآن موفق نشدند در آن شركت يابند احساس خسران كنند.
معاون قرآني دفتر گسترش فرهنگ نماز و فعاليتهاي قرآن و عترت وزارت آموزش و پرورش در ادامه به برگزاري مسابقات امسال در مشهد اشاره كرد و يادآور شد: برگزاري مسابقات امسال در مشهد ميتواند داراي مزايا و معايبي باشد ولي بد نيست براي نوآوري در مسابقات از پوسته هميشگي آن خارج شد و به ويژه در مسابقات بينالمللي كه مهمانان خارجي در آن حضور پيدا ميكنند شهر مشهد مكان مناسبي است.
اين كارشناس قرآني گفت: حضور مهمانان خارجي در جوار حرم حضرت رضا(ع) ميتواند باعث تأثيرپذيري آنان شود و از طريق اين اقدامات فرهنگي ميتوان در كنار اصل برنامه مسابقات فرهنگ تشيع را نيز براي مهمانان تشريح كرد و من اين موضوع را مفيد ارزيابي ميكنم.
شريف در پايان تاكيد كرد: از نظر امكانات نيز ممكن است برگزاري مسابقات در اين سطح باعث تقويت شهرستانها شود تا خود را به استانداردهاي لازم برسانند و نيز روحيه رقابت در آنها ايجاد ميشود و چون برگزاري مسابقات يك كار جمعي است، روحيه و قواي جمعي در شهرستانها را تقويت ميكند.
خاطرات استاد قرائتی
**جوان عاشق
شبي تا دير وقت در حرم امام رضا عليه السلام مشغول دعا و زيارت بودم . بعد از مدتي به صحن رفتم.
يكي از خدام به من رسيد و گفت : آقاي قرائتي! خستهاي ؟ افتخار بدهيد در كنار شما يك چاي بخوريم . ما را به يك اتاق بزرگي برد كه عدّه زيادي از خادمان حرم مطهر بودند . بعد از احوال پرسي گفتم : آيا شما خاطرهاي از امام رضا عليهالسلام داريد؟
گفتند: زياد و هر كدام شروع به بيان خاطرهاي كردند كه يكي از خاطرات بسيار شگفت و زيبا اين بود كه :
تاجري در تهران ، پسري داشت كه هنگام ازدواجش بود . با اين كه خانوادة بسيار مذهبي بودند ، او ميگفت : من حتماً بايد با يك دختر خارجي ازدواج كنم . هرچه پدر و مادر با او صحبت ميكننند .قانع نميشود؛ تا اين كه پدر به حرم امام رضا عليه السلام پناه ميبرد و از آن حضرت ميخواهد كه پسرش را از اين خواسته منصرف كند. به هنگام ترك حرم ، خادمي آشنا او را نگران و دل گرفته مي بييند . او مشكلش را براي وي و خواسته اش را از حضرت بازگو مي كند . او هم به ايشان پيشنهاد مي كند كه شب چون ضريح را غبار روبي مي كنند ، در آنجا بماند و مقداري از غبار ضريح را ببرد . و آن را به بدن آن جوان بمالد ؛ شايد از اين فكر دور شود. او هم ميپذيرد ، خادم وقتي به داخل ضريح رفته ، مقداري از غبار را جمع مي كند . در آن مكان مقدس فكر مي كند كه آن را داخل چه چيزي بريزد و به او بدهد . مي بيند كاغذي افتاده است ، آن را برمي دارد . غبار را به داخل آن مي ريزد و به آقاي تاجر مي دهد و او با خوشحالي به تهران مي آيد . زماني كه از راه مي رسد ، داستان را براي همسرش نقل مي كند كه ناخواسته جوان هم از اتاق ديگر آن را مي شنود پس از آن به حضور پدر آمده و غباري كه داخل كاغذ است مي خواهد پدر احساس نگراني ميكند كه نكند جوان به غبار ضريح بياحترامي كند؛ ولي او اطمينان مي دهد كه چنين كاري نخواهد كرد. كاغذ را به دست او مي دهند ؛ او هم آن را باز كرده و مي بيند كلماتي روي كاغذ نوشته شده است . بعد از دقت معلوم مي شود از يك دختر تحصيل كرده ولي فرزند كارمند شهرداري مشهد است كه مخفيانه به امام رضا عليه السلام نامه نوشته است: " آقا جان علي بن موسي الرضا: به جرم اين كه دختر كارمند شهرداري هستم ، براي ازدواج ، كسي به سراغ من نمي آيد " . در ذيل نامه هم آدرس و مشخصات خود را نوشته بود .
جوان وقتي اين نامه را مي خواند ، با كمال تعجب و شگفتي به والدين خود مي گويد : من همين دختر را مي خواهم . پدر و مادر او را نهي مي كنند كه آنها به شأن و زندگي ما نمي آيند . پسر اصرار مي كند كه من و همين دختر و گرنه ازدواج نمي كنم .
بالاخره پدر و مادر به مشهد و درب خانة آنها مي روند و از دختر خواستگاري مي كنند؛ (بدون اينكه داستان را بگويند .) والدين دختر هم با ناباوري فكر مي كنند كه اينها دارند مسخره مي كنند . بعد متوجه مي شوند كه مسأله جدي است ، دختر را به ازدواج پسر در مي آورند . در شب عروسي ، دختر با اصرار از پسر مي پرسد كه چطور شد تو سراغ من آمدي ؟ زماني كه داستان را براي او نقل مي كند و او به ياد نامه اش به امام رضا عليه السلام مي افتد ، از شدت شوق ، لطف و عنايت آن حضرت آن قدر گريه كرده كه غش مي كند .
**هميشه در پناه قرآن محفوظ باشيد
**جوان متحير
در مسجد النبي زيارت مي كردم ؛ جواني به من رسيد و گفت: آقاي قرائتي! به فريادم برس،
پرسيدم چه اتفاقي افتاده است ؟
گفت: رفتهام حرم حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم را ببوسم خادمها مي گويند : شما مشرك و بت پرست هستيد . در ، ديوار ، آهن و چوپ كه بوسيدن ندارد . به همراه جوان رفتم با آنها بحث كردم ، ديدم لجاجت ميكنند . به آنان گفتم : اگر جواب شما را از قرآن بگويم قبول ميكنيد ؟
گفتند : بله . قرآن وحي و از جانب خدا است و شكي در آن نيست .
گفتم : خداوند در قرآن مي فرمايد :
" زماني كه يعقوب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در فراق يوسف آن قدر گريه كرد كه نابينا شد . برادران وقتي براي گرفتن گندم در زمان قحط سالي خدمت يوسف رسيدند و او را شناختند ؛ گفتند : برادر! آيا مي داني كه پدر در فراق تو چشمانش را از دست داده است ؟ آنگاه يوسف به برادران گفت :
اذهبوا بقميصي هذا فالقوه علي وجه ابي يأت بصيراً ؛سوره يوسف، آيه 93
اين پيراهنِ مرا ببريد و روي صورت و چشمهاي پدر بيندازيد بينا ميگردد .
مگر پيراهن يوسف غير از نخ و پارچه بود كه چشمان پدر را بينا كرد و آيا اين كار تشويق به شرك است كه يوسف و برادرانش ، شفاي پدر را از غير خدا خواسته اند؟!
بنابراين ما هر چوب ، آهن و ديواري را نمي بوسيم ؛ بلكه اينها متعلق به پيامبر بزرگ و عظيم الشأن اسلام صلي الله عليه و آله و سلم است كه مورد احترام و توجه ما است و از پيراهن يوسف هم كمتر نيست . به دليل اين كه پيامبر اسلام در محضر خدا، از حضرت يوسف مقام والاتري دارد .
آنها جوابي نداشتند كه بدهند و ما جدا شديم .
**هميشه در پناه قرآن محفوظ باشيد
**چهل نان و گرسنگي
در سنين جواني و اوايل طلبگي ، مي خواستم از نجف اشرف به مكه بروم . چون از راه زمين مي رفتم به من توصيه شد كه براي بين راه مقدار نان خوبِ خشك تهيه كنم . به نانوايي سفارش دادم و شب كه رفتم 40 نان گرفتم . خواستم يك نان هم ، براي استفاده آن شب بگيرم ؛ پيش خود گفتم كسي كه 40 نان دارد گرسنگي نمي خورد . خلاصه نانها را آوردم و چون حجره خودم كوچك و حجره دوستم بزرگ بود، نانها را در حجره او براي خشك شدن پهن كردم . شب كه خواستم شام بخورم ، ديدم نان نيست . رفتم
حجره دوستم از آن نانها بردارم ، ديدم او هم درب را بسته و رفته است .
درب چند حجره را هم زدم كه نان بگيرم ، گفتند نداريم پس آن شب كه 40 نان داشتم ، گرسنه ماندم .
گويند: حضرت يوسف لبِ چاه ميخنديد ، گفتند : چرا ميخندي ؟ گفت : من روزي فكر ميكردم يازده برادر دارم ؛ يعني ، يازده بازو و پشتوانه . به آنها اعتماد كردم امروز ميبينم همانها تصميم گرفتهاند مرا به چاه بيندازند.
**هميشه در پناه قرآن محفوظ باشيد
**رفتار قرآني با بدهكار
در زمان رياست جمهوري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنهاي دامت بركاته . در خدمت ايشان به عنوان همراه به يكي از كشورهاي اسلامي رفتم . معظم له به رئيس جمهور آنجا فرمود : بدهيِ ما را نميدهيد ؟
او در جواب گفت : قرآن ميفرمايد:
" فنظرة تلي ميسره ؛ به آدم بدهكار مهلت دهيد "
ايشان فرمود : تا اينجا را قبول دارم ؛ ولي به شرط اينكه قسمت بعد را ديگر نخوانيد؛ كه اگر ندارد به او ببخشيد .(و ان تصدقوا خيراً لكم ) (بقره آيه :280)
**هميشه در پناه قرآن محفوظ باشيد
**روان گويي
به ياد دارم جمله زيبايي را دو شخصيت به من سفارش كردهاند :
يكي آيت الله حاج آقا مرتض حائري رحمت الله ،
و ديگر آيت الله شهيد دكتر بهشتي رحمت الله .
آن
دو فرمودند : قرائتي نگو من معلم بچه ها هستم و در نتيجه سست و آبكي صحبت كني، روان ؛ بگو ولي سست گويي نكن ، به شكلي اين نسل را بساز و براي آنها بگو كه ديگران آمدند ، بتوانند بقيه راه را ببرند و آنها را بسازند .
قرآن مي فرمايد:
" و قولوا قولاً سديداً ؛ (سوره احزاب ، آيه 7 ) بگوييد ولي محكم و با استدلال"
**هميشه در پناه قرآن محفوظ باشيد