دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷
شماره ۱۰۸۳
 
۵ عبرت آموزی  
 
شماره قبل

بحثي پيرامون حسادت

- قسمت چهارم -

آثار عمومى حسادت
از جمله آثار عمومى حسادت، كه در كودك و بزرگ‏سال وجود دارد، "خشم‏" است.حسود فرد مورد حسادت واقع شده را هدف غضب خود قرار مى‏دهد.
گاهى كودك به نحو غير عادى نسبت‏به فرد مورد حسادت اظهار علاقه و محبت مى‏نمايد و گاهى با انجام رفتارهاى مطلوب و جامعه‏پسند و جلب توجه والدين به سوى خود، سعى مى‏كند تا فرد مورد حسادت را شكست دهد. (13)
در برخى از روايات به بعضى از واكنش‏هاى غيرمستقيم حسود اشاره شده است: امام صادق‏عليه السلام به نقل از لقمان در ذكر نشانه‏هاى حسود مى‏فرمايند: "...در پنهان، از فرد مورد حسادت بدگويى مى‏كند، اما در ظاهر، به چاپلوسى مى‏پردازد و هنگام مصيبت، شماتت مى‏كند." (14)

آثار جسمى و روانى حسادت

حسادت گذشته از واكنش‏هاى مستقيم و غيرمستقيم نسبت‏به ديگران، داراى آثار جسمى و روانى نامطلوبى در خود حسود نيز مى‏باشد كه در اين‏جا به برخى از آن‏ها اشاره مى‏شود:
آثار جسمى حسد موضوعى است‏شايان توجه و تحقيق علمى بيش‏تر.فعل و انفعالات تنكردشناختى - همانند فعاليت غدد درون‏ريز - و واكنش دستگاه‏هاى عصبى هنگام بروز و ادامه يافتن اين حالت هيجانى بايد مورد توجه بيش‏تر قرار گيرد.
در روايات بسيارى، آثار جسمى حسد مورد توجه قرار گرفته است.به عنوان مثال، در تعدادى از آن‏ها آمده است كه حسادت بدن را ذوب مى‏كند. (15)
 در بعضى ديگر، حسد به زنگار و بدن به آهن تشبيه شده است; همان‏گونه كه زنگار به تدريج موجب نابودى آهن مى‏گردد، حسد نيز بدن را از بين مى‏برد. (16).
آثار روانى حسد، به ويژه در سال‏هاى بالاى رشد، از اهميت فراوانى برخوردار است. حسادت در سال‏هاى اوليه، رشد چندان عمقى ندارد و به همين‏رو، آثار آن زودگذر است و با از بين رفتن شرايطى كه باعث‏حسادت شده، آثار آن نيز از بين مى‏رود.به عنوان مثال، هنگامى كه يك اسباب بازى مورد علاقه كودكى قرار مى‏گيرد و با كودكى كه آن را در اختيار دارد درگير مى‏شود، اگر اسباب بازى بشكند يا اسباب بازى را از آن‏ها بگيريم، ممكن است مدتى بعد رفتار صلح‏آميز از سر گرفته شود.ولى در سال‏هاى بالاتر، حسادت عميق‏تر و پابرجاتر است و گاه چندين سال ادامه مى‏يابد. در اين موارد، آثار روانى نامطلوب حسادت آشكار مى‏شود.اين نكته در روايات متعدد مورد تاكيد قرار گرفته و به آثارى از حسادت همچون اندوه مداوم اشاره شده است.حسود نسبت‏به چيزى محزون است كه توانايى تغيير آن را ندارد.او از محروميت‏خود رنج مى‏برد، در حالى كه نه قدرت سلب آن نعمت را از ديگرى دارد و نه توانايى كسب آن را براى خود.حسادت حتى بهره‏مندى فرد را از چيزهايى كه در اختيار دارد و لذت بردن از نعمت‏هاى موجود را از او سلب مى‏كند (17) و بدين‏سان، او را از آسايش روانى محروم مى‏گرداند (18)
و در دراز مدت، موجب ابتلاى او به بيمارى‏هاى سخت روانى مى‏شود.
ادامه دارد ...

پى‏نوشت‏ها:
13- Ibid.
14- محمدباقر مجلسى، پيشين، ص 251: "للحاسد ثلاث علامات: يغتاب اذا غاب، يتملق اذا شهد و يشمت‏بالمصيبة‏"
15- آقا جمال خوانسارى، پيشين، ج 1، ص 17: امام على‏عليه السلام: "الحسد يذيب الجسد."
16- محمدباقر مجلسى، پيشين، ص 256
17- محمدباقر مجلسى، پيشين، ص‏250: امام‏على‏عليه السلام: "اقل الناس لذة الحسود."
18- همان، ص 252: امام على‏عليه السلام: "لايطمعن الحسود في راحة القلب."

بالای صفحه

عظمت قرآن

- قسمت ششم و پاياني -
آيت الله جوادى آملى
3- تهذيب نفس: "فاذا اتاك اليقين‏فاقم العبادة و حسنها و اتمها و اكملها" اگر يقين پيدا كردى‏بهتر و زيباتر عبادت بكن. اين عبادت است كه راه "حارثة بن‏مالك‏" است، نبايد كسى بگويد اين راه مخصوص معصومين عليهم‏السلام است، چون "حارثه‏" يك آدم عادى بود و در محضر حضرت‏اين راه را ياد گرفت. اين كه فرموده‏اند: "قلب المؤمن عرش‏الرحمن‏" به اين شرط كه در اين قلب كينه احدى نباشد، اين قلب‏سالن رقص دنيا نباشد. چه قدر امير المؤمنين صلوات الله و سلامه عليه آبروى دنيا وافراد دل‏باخته به دنيا را مى‏برد، هيچ كسى در امت اسلامى به‏اندازه حضرت امير دنيا را بى‏آبرو نكرد. او آن قدر دنيا رارسوا و مفتضح كرد و به طور غير مستقيم دنياخواه را رسوا كردكه آبرويى براى دنيا نگذاشت. شما يك دور به طور عميق نهج‏البلاغه را مطالعه بفرماييد و در تشبيهات حضرت در باره دنيادقت كنيد، گاهى دنيا را به صورت استخوان خوك در دست فرد جذام‏گرفته معرفى مى‏كند، گاهى به صورت "عفطه عنز" و در جايى به‏صورت عطسه انف، گاهى به صورت "ورقه در دهان جراده‏".آن بزرگوار آن چنان آبروى دنيا را برد كه در امت اسلامى احدى‏اين چنين دنيا را بى‏حيثيت نكرد. اگر كسى دنيا را اين طور بى‏آبرو كرد دنيازده را نيز هم چنين. حال اين تعبير حضرت (ع) رادر باره عده‏اى ببينيد، ايشان در كلمات قصار شماره 367 اين‏چنين مى‏فرمايد: "يا ايها الناس متاع الدنيا حطام موبى‏ء"پاييز كه مى‏شود ساقه‏ها زرد شده و مى‏ريزند و خشك مى‏شوند و بايك تكان همه از بين مى‏روند، اين را "حطام‏" مى‏گويند، فرموداين حطامى است وبادار (موبى) يعنى بيمارى وبا مى‏آورد"فتجنبوا مرعاه‏" اين جا جايى است وباخيز، اولا: حطام است‏دنيا براى كسى بهار نشده بلكه هميشه پاييز است و ساقه‏هايش هم‏حطام است، دست‏بزنى مى‏ريزد و اين ساقه هم وبا مى‏آورد نچريد."فتجنبوا مرعاه قلعتها احظى من طمانينتها و بلغتها ازكى من‏ثروتها حكم على مكثر منها بالفاقة و اعين من غنى عنها بالراحة‏من راقه زبرجها اعقبت ناظريه كمها و من استشعر الشغف بها ملات‏ضميره اشجانا" آن گاه فرمود: "لهن رقص على سويداء قلبه‏". "سويدا" حبه شى‏ء و هسته مركزى‏را مى‏گويند، سويداى دل يعنى آن حبه، آن هسته مركزى دل ، آن‏دل‏دل. خلاصه، فرمود در دل دل اين اوباش دارند رقص مى‏كنند:"لهن رقص على سويداء قلبه هم يشغله و غم يحزنه كذلك حتى يؤخذبكظمه‏" خوب اگر چنان چه اين چنين شد، آن دل توان اين را نداردكه اهل عبادت باشد و از عبادت طرفى ببندد. اگر همه اين‏ها را به‏دور انداخت مى‏گويد "حارثة بن مالك‏" كه بود كه من نيستم. اين‏تعبير، تعبير خوب و پسنديده‏اى است اين كه به ما مى‏گويندمسابقه بدهيد يعنى اين كه چرا او رفت و من نروم اين "من‏"مذموم نيست، "فاستبقوا" همين است; يعنى مسابقه بدهيد نه‏تنها مسابقه بدهيد در مسابقه شركت كنيد "سارعوا" جلو بزنيد،اين راهى نيست كه تصادف داشته باشد چون در اين معارف و معانى‏تزاحمى نيست همه مى‏گويند بيا تو بگير بر خلاف تكالب دنياست كه‏همه مى‏گويند من مى‏خواهم بگيرم اين تزاحم است اما در معارف هريك مى‏گويد اين دنيا را تو بگير، اين حطام را تو بگير، اين‏چراگاه وباخيز مال تو او مى‏گويد مال تو من رفتم اين سبقت درنجات از رذيلت و فراهم كردن فضيلت تزاحمى ندارد، لذا فرمود:تا توانستى سابقوا و استبقوا تا توانستى سارعوا نه تنهاسابقوا نه تنها مسابقه بدهيد برنده بشويد، سرعت‏بگيريد، وقتى‏سرعت گرفتيد امام متقين مى‏شويد، لذا بگوييد: "و اجعلناللمتقين اماما". برخى چون حل اين گونه از معارف برايشان دشوار بود گفته‏اند كه:"و اجعلنا للمتقين اماما" يعنى "و اجعل لنا من المتقين‏اماما" مى‏فرمايد چرا همت ما پست‏باشد كه يك كسى كه با تقواست‏امام ما باشد ما چرا امام المتقين نباشيم، چرا كارى نكنيم كه‏همه مردم باتقوا به ما اقتدا كنند. اين راه براى همه باز است‏اين راه، راه تواضع است، اگر كسى متواضع‏تر و خاكسارتر شد اين‏گونه حرف مى‏زند، اگر "هو الله هو" شد اين چنين حرف مى‏زند ومى‏گويد: "و اجعلنا للمتقين اماما" خدايا توفيقمان بده كه من‏طورى باشم كه همه مردم باتقوا به من اقتدا بكنند يعنى علم وعمل و سيره علمى من براى مردم باتقوا الگو باشد. حالا بياييم‏در قرآن معاذ الله تحميل كنيم بگوييم، نه، قرائت آن اين چنين‏نيست، بلكه اين گونه است كه: "و اجعل لنا من المتقين اماما".

جمع ميان سه راه هدايتى

جمع هر سه راه عقل، تهذيب نفس و تعبد ايمانى ممكن و شدنى است; يعنى هم انسان با برهانى كه خود قرآن اقامه كرده است هم باظواهر دينى و هم با تهذيب نفس مى‏تواند حركت كند. يقينى كه‏خداى سبحان به ابراهيم سلام الله عليه داد با درس خواندن‏به دست نيامد، چون وضع حضرت ابراهيم مشخص بود:دوران كودكى را در غار گذراند كم كم آمد بيرون و فرمود: "وكذلك نري ابراهيم ملكوت السموات و الارض و ليكون من‏الموقنين." ما ملكوت را نشانش داديم تا او اهل يقين بشود.خوب اين راه را هم كه به ما نشان دادند فرمود: چرا شما درملكوت سفر نمى‏كنيد؟ "ا و لم ينظروا في ملكوت السموات و الارض‏"ما را نه تنها تشويق كردند، توبيخ كردند كه چرا نگاه نمى‏كنيدچرا نمى‏رويد. پس يك راهى است رفتنى، به ما گفته‏اند كه اگرقدرى جلوتر رفتى هم اكنون كه اين جا نشستى جهنم و اهلش رامى‏بينى: "كلا لو تعلمون علم اليقين لترون الجحيم‏" حالا ببينيدبر سر اين آيه چه‏ها آوردند گفتند بين اين دو جمله چيزى محذوف‏است كلا لو تعلمون علم اليقين مثلا عمل صالح مى‏كنيد بعد اگرمرديد لترون الجحيم خوب بعد اگر مرديد همه لترون الجحيمند چه‏كافر چه غير كافر، ديگر نيازى ندارد كه بفرمايد اگر اهل يقين‏باشيد جهنم را مى‏بينيد. چرا ما بگوييم آن در آيه شريفه فوق،وسطها محذوف است، لذا برخى چيزى به عنوان پسوند براى‏"لو تعلمون علم اليقين‏" در تقدير گرفتند كه با آن هم آهنگ‏نيست و يك چيزى به عنوان پيش‏وند براى "لترون الجحيم‏" ذكركرده‏اند كه با اين هم‏سان نيست. چرا ما اين چنين با قرآن‏برخورد كنيم، فرمود:"كلا لو تعلمون علم اليقين لترون الجحيم ثم لترونها عين اليقين‏ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم‏" فرمود شما اگر اهل علم اليقين‏باشيد جهنم را مى‏بينيد نشانش اين است كه عده‏اى هم ديدند، درنتيجه اين راه رفتنى است. پس اين كه فرمود: "ان هذا القرآن‏يهدي للتي هي اقوم‏"، سه راه را به ما نشان داد جمعش هم‏ميسر است هيچ كس در هيچ شرايطى نمى‏تواند بهانه بياورد، بعضى‏كه اهل تهذيب نفس نيستند براى آنها سخت است، چون هر شب بايدغذا بخورند و هميشه بايد بخوابند، بالاخره يك نماز صبحى هم‏مى‏خوانند ديگر حالا هرچه شد، شد اهل اين كه شب كم غذا بخورد،يك مقدارى سبك باشد سحرى داشته باشد اهل اين نيست. اين گونه‏افراد بالاخره اهل فهم كه هستند، اگر اهل فهم و تفكر عقلى‏باشند با استدلال. بعضى هستند كه نه اهل استدلال‏اند و نه اهل‏تهذيب، بلكه اهل ظواهر دينى‏اند، قرآن اين راه ظواهر دينى رابه آنان معرفى كرده است; يعنى هم با ظواهر دينى در آن جا كه‏ظواهر دينى به نصاب اعتبار رسيده است و هم با براهين عقلى واستدلال‏ها آن جا هم در صورتى طبق براهين به حد نصاب استدلال‏رسيده باشد و هم از راه تهذيب نفس در صورتى كه تهذيب به شرايطبه نصاب لازم رسيده باشد وعده خداى سبحان هم كه هست: "الذين‏جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا" هم ما را تشويق كرد و هم فرمودكه اگر يك قدرى اين راه را طى كردى من نشانت مى‏دهم و هدايتت‏مى‏كنم.

بالای صفحه

مادري كه شاهد مرگ همه اعضاي خانواده‌اش در حادثه كوهنوردي بود

يك زن 50 ساله كه به همراه خانواده‌اش قصد صعود به يكي از قلل اروپايي را داشت شاهد مرگ همسر و 3 فرزندش بود.
به نقل از بي بي سي، 4 قرباني اين حادثه با طناب به هم بسته شده بودند كه ناگهان از يك مسير يخ‌زده در كوهستان‌هاي فرانسوي ـ ايتاليايي آلپ، حدود 500 متر را به پائين سقوط كردند.
اين زن براي كاهش ضربه روحي وارده در بيمارستان تحت درمان قرار گرفته است.
اين خانواده جمعه در حال صعود به قله "دولنت" در نزديكي قله "مون بلان" بلندترين قله اروپا را داشتند كه 3810 متر ارتفاع دارد.
"اسكار تاخولا" رئيس تيم امداد كوهستاني شهر كورمايور در ايتاليا در اين‌باره گفت:"من گمان مي‌كنم كه يكي از آن‌ها سر خورده و بقيه را نيز به همراه خود به پائين پرتاب كرده است."
زن در حالي شاهد اين حادثه بوده كه به تنهايي از مسيري ديگر در حال فرود از قله بوده است. ‌وي جسد شوهر 56 ساله، و اجساد يك پسر 20 ساله و دو دختر 23 و 17 ساله خود را كه توسط امدادگران ايتاليايي پيدا شده بود را شناسايي كرد.

بالای صفحه

سخنان حکیمانه

ارد بزرگ : براي رسيدن به کاميابي نبايد از شکست هاي پيشين خيلي ساده بگذريد ، شناخت موشکافانه آنها ، پيشرفت شما را در پي خواهد داشت .
بزرگمهر : اگر  کوه با همه سنگيني و عظمت و صلابت  که وي راست فرمان شاه را سبک دارد تيره راي خيره سري بيش نيست .
فردريش نيچه : انديشه هاي ما ، آري و نه گفتن هاي ما ، و اگر و اما گفتن هاي ما ، همه با همان ضرورتي از درون ما رشد مي کنند که ميوه از دل درخت ، به هم مر بوط و با هم خويشاوندند ، و همه از يک اراده، يک وضع جسماني، يک خاک ، و يک خورشيد نشان دارند  .
والت ديسني : غير ممکن ها را انجام دادن نوعي لذت است .  
جبران خليل جبران : به روزگار شيرين رفاقت سفره ي خنده بگستريد و نان شادماني قسمت کنيد . به شبنم اين بهانه هاي کوچک است که در دل ، سپيده مي دمد و جان تازه مي شود  .
شوپنهاور : هنرها تنها تقليد محض واقعيت خارجي نيستند و اگر برخي آثار هنري چنين بودند در حقيقت در برابر رسالت عالي خود کاذب مي نمودند.
فردريش نيچه : انسان برتر از ابرانسان بسيار دور  است  .
ارد بزرگ : پيران فريبکار، آتش زندگي جوانانند .
پاتريک هانري : آيا زندگي آنقدر عزيز ، و صلح آنقدر شيرين است که به بهاي زنجير و اسارت خريداري شود ؟ .
ويليام ماتيوس : نخستين قانون موفقيت تمرکز است . يعني همه نيروهاي خود را روي يک نقطه متمرکز کنيد ، مستقيما به سراغ همان برويد و به چپ و راست منحرف نشويد .
ارد بزرگ : خموشي در برابر بدگويي از دوستان ، گونه اي دشمني است .
حاشا که آواز آزادي از پس ميله و زنجير به گوش تواند رسيد و از گلوگاه مرغان اسير . جبران خليل جبران
بزرگمهر : برترين دانش ها يزدان پرستي است .
پل نرولا : دوست بجاي چتريست که بايد روزهاي باراني همراه شما باشد .
پول شرر : يگانه راه براي افزودن خوشبختي بر روي زمين آن است که تقسيمش کنيم .
ارد بزرگ : آدمهاي بزرگ و انديشمند ، بسيار اشک مي ريزند .
ويل دورانت : بخش عمده ي تاريخ حدس است و بقيه تعصب.
فردريش نيچه : اصولا زماني پوچي براي چيزي معنا پيدا ميکند که بيايم براي آن ، هدفي تعريف کنيم .و اگر بدانيم هدفي در کار نيست، به پوچي هم نخواهيم رسيد  .
ارد بزرگ : پيش نياز دلير بودن بدني ورزيده نيست ، گاهي آدمهاي سبکبار، پشت کوهستان را هم به خاک ماليده اند .
وينسنت لمباردي : مهم نيست اگر زمين بخوريد، مهم دوباره برخاستن است.
ارد بزرگ : اگر مي خواهي کسي را بزرگ کني ، پيوسته از او به دشمني ياد کن .
شوپنهاور : مفاهيم سازه هاي مغزي اند حال آنکه ايده ها مقدم بر فکر بشري هستند . در حقيقت درک مغزي ما از ايده ها مفهوم را مي سازند لذا مفاهيم را راهي به قلمرو ذاتها نيست .
پوپ : انديشه هاي ما در غرفه هاي بيشمار دماغ با زنجير ناپيدا به يکديگر پيوسته اند . چون يکي از آنها بيدار شود ، هزار تاي ديگر نيز سر بر مي دارند .
بزرگمهر : آن چه دلخواه همه است جز تن درستي نيست ، که اگر کسي روزي از آن محروم شد آرزويي جز بدست آوردنش ندارد .
آلن لاکين : هر جا که عشق بزرگي خانه کرده است خشم بزرگي نيز مسکن دارد .
جبران خليل جبران : ايمان از کردار جدا نيست و عمل از پندار  .
ارد بزرگ : هيچ گاه هماورد خويش را کوچک مپندار چون او بهترين دوست توست او انگيزه پيشرفت و پويش مي دهد .
فردريش نيچه : اجحاف نکردن و آسيب نرساندن به ديگران براي رسيدن به برابري ريشه و بنياد جامعه است ولي اين خواست نفي زندگي ست چون زندگي بهره کشيدن از ديگران است که ناتوان ترند .
پورلي نيکولاس : ازدواج کتابي است که فصل اول آن به نظم است و بقيه فصول به نصر .
ارد بزرگ : در دوي زندگي ، هميشه هماورد را شانه به شانه ات بپندار و هميشه با خود بگو تنها يک گام پيشترم ، تنها يک گام .
يانيس ريتسوس : زبان شاعر، تنها برآيند يک کار نقد يا تحليل نيست. سنتز واقعيت است با خيال و افسانه. سنتزي که توسط حواس - در رابطه ي متقابل با عقل - صورت مي گيرد.
شوپنهاور : وظيفه هنر تجلي ايده هاست.
پرويز ياحقي : شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمي شوند ، اين بماند ، در هر زماني بسته به موقع و مقام جلوه و جمالي دوباره مي يابند چنان که گويي به تازگي مطرح شده اند .
ارد بزرگ : در بلند هنگام هيچ نيرويي نمي تواند در برابر فرهنگ و هنر ايستادگي کند .
توماس مان : هنر ، قدرت و توانايي نيست بلکه تسلي خاطر است .
ارد بزرگ : درياها نماد فروتني هستند . در نهاد خود کوه هايي بلندتر از خشکي دارند ولي هيچ گاه آن را به رخ ما نمي کشند .
بزرگمهر : تن به تن آساني و کاهلي نبايد سپرد . کاري باش و از اين راه شادي  و آسايش فراهم کن . 
ويکتور کوزن : آزادي حقيقي آن نيست که هرچه ميل داريم انجام بدهيم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داريم بکنيم .
فردريش نيچه : توان خواهي مي تواند بر گذشت زمان پيروز شود  .
ارد بزرگ : پوزش خواستن از پس اشتباه ، زيباست حتي اگر از يک کودک باشد.
ولسواني : هر افتادني همان برخاستن است. آن کس که به اين حقيقت ايمان دارد به راستي خردمند است.
ارد بزرگ : آدمياني که با ديگران روراست نيستند با خود نيز بدين گونه اند . 
ارد بزرگ : آنکه به خرد توانا شد ، ترس برايش نامفهوم است .
شاتو بريان : وقتي انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش مي خواهد بخرد ، مي بيند معده اش بيمار است و همه چيز را هضم نمي کند .
ارد بزرگ : انديشه برتر در روزهاي توفاني و آشوب و در همان حال خموشي و آرامش ، توانايي برتر خويش را از دست نمي دهد. 
گراسيان : برتري هميشه منفور بوده است ، و هنگاميکه برتر از همه اي بيشتر منفوري .
فردريش نيچه : تکبر زائيده قدرت مادي است و تواضع زاييده ضعف معنوي .
بالای صفحه

على سام بن نوح را زنده مى كند  
اعجاز امام علي (ع)
 
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
از يمن جماعتى نزد پيغمبر آمدند و گفتند: ما بقاياى ملك مقدم هستيم از آل نوح و از براى پيغمبر ما وصيى بود كه اسم او سام بود خبر داده است در كتابش اين كه از براى هر پيغمبرى معجزه است و نيز از براى او وصيى هست كه قائم مقام او مى شود.
وصى تو چه كسى است ؟ آن حضرت اشاره فرمود به طرف على (ع )، پس ‍ گفتند: يا محمد (ص ) اگر از وصى شما بخواهيم كه سام بن نوح را زنده كند، مى تواند؟ فرمود: بلى به اذن خدا. سپس فرمود: يا على بلند شو با آنها برو مسجد نزديك محراب و پاى خود را به زمين بزن . پس على (ع ) نزديك محراب رفت و در دست آن جماعت نوشته هايى بود على (ع ) دو ركعت نماز خواند و پاى خود را به زمين زد در آن هنگام زمين شكافته شد و لحد و تابوتى ظاهر شد، سپس بلند شد و ايستاد از تابوت پيرمردى كه صورت او مثل ماه شب چهارده مى درخشيد و خاك از سر خود مى افشاند، صلوات فرستاد بر على (ع ) و گفت : شهادت مى دهم كه معبودى جز ذات پروردگار نيست .
و اين كه محمد (ص ) سيد پيغمبران است و به درستى كه تو وصى محمد و سيد اوصيا هستى .
منم سام بن نوح ، پس آن جماعت باز كردند صحيفه هاى خود را چنان كه وصف شده بود ديدند، سپس آن قوم گفتند: مى خواهيم كه سوره اى از صحف را بخوانى . پس شروع كرد به خواندن ، تا آن كه سوره را تمام كرد، سپس سلام كرد بر على (ع ) و به همان حالت كه بود خوابيد و شكاف زمين به هم آمد و آن جماعت تماما گفتند: ان الذين عندالله الاسلام و مسلمان شدند.
انهدام باند قاچاق انسان در تهران ‌
سرپرست دادسراي فرودگاه از متلاشي شدن باند قاچاق انسان در تهران خبر داد. قاضي اسديان در گفت‌وگو با فارس افزود: اعضاي اين باند قاچاق قصد انتقال 27 نفر از اتباع پاكستاني را به كشورهاي اروپايي داشتند كه بعد از ورود به ايران توسط مأموران پليس دستگير شدند.
وي با بيان اين‌كه هر كدام از افراد قاچاق شده در قبال انتقال خود به كشورهاي اروپايي مبلغ 7 ميليون تومان را پرداخته‌اند، گفت: راننده ايراني كه اين افراد را منتقل مي‌كرد، توسط پليس بازداشت شده است.
براي اساس بررسي‌هاي صورت گرفته قرار بود‌ اين افراد مدارك و هويت‌هاي جعلي را در ايران دريافت كنند و سپس به تركيه منتقل و از آن محل به اروپا بروند.
سرپرست دادسراي فرودگاه ادامه داد: در حال شناسايي ساير عناصر اين باند هستيم‌ و به زودي اين افراد دستگير مي‌شوند.
اسديان گفت: افراد پاكستاني از طريق مرز غير‌مجاز زميني ميرجاوه وارد خاك ايران شده‌اند و همگي نيز هم‌اكنون در بازداشت هستند.
وي ادامه داد: در حال ادامه تحقيقات براي شناسايي و دستگيري افرادي كه براي تهيه گذرنامه و ويزاهاي جعلي در ايران فعاليت مي‌كردند، هستيم.

29 محکوم خطرناک تهران اعدام شدند
دادستاني تهران ، دقايقي پيش اعلام کرد 29 نفر از سوداگران مرگ و اشرار خطرناک پايتخت ، بامداد ديروز در زندان اوين به دار مجازات آويخته شدند.
 به گزارش ايسکانيوز ،در اطلاعيه دادستاني تهران آمده است : 29 نفر از محکومان که به جرم قتل عمد، توزيع مواد مخدر در سطح گسترده، مشارکت در باندهاي مسلحانه و سلب امنيت و آسايش عمومي همراه با تهديد و آزار ، ضرب و جرح با سلاح سرد و گرم،رابطه نامشروع، دستبردهاي متعدد و شرارت هاي مستانه بازداشت شده بودند سحرگاه يکشنبه - ششم مرداد 87 - به دار مجازات آويخته شدند.
9 نفر از اين تبهکاران به جرم آدمکشي با انگيزه دستبرد و همراه با تهديد و آزار و ضرب و جرح به وسيله چاقو ، ميله، قمه ، چکش و حتي خفه کردن با سيم و دفن کردن جنازه قرباني در بيابان و همچنين رفتار غير متعارف توام با شرارت ، سلب امنيت و آسايش عمومي به قصاص نفس محکوم شده بودند.
همچنين جنايتکاري که دستبرد مسلحانه مقرون به آزار وضرب و جرح عمدي داشت و نظم و آسايش عمومي را مختل کرده بود به لحاظ پيشينه هاي کيفري ، شرارت هاي فراوان و شکايت افزون بر50 نفر از شهروندان تهران که از سوي او آسيب ديده اند به عنوان محارب (مفسد روي زمين) به اعدام و قصاص نفس محکوم شده بود که سحرگاه يکشنبه به دار مجازات آويخته شد تا جامعه از لوث اين گونه اشرار پاک شود.
در ادامه اجراي طرح افزايش امنيت اجتماعي تهران و مبارزه بي امان با سوداگران مرگ ، اعم از فروشندگان ، توزيع کنندگان و کساني که در ترويج اين معضل دخالت دارند نيز 20 نفر اعدام شدند.از اين سوداگران ، محموله هاي مرفين ، هروئين، ترياک و حشيش به دست آمده است و آنان در باند هاي مسلح قاچاق هزاران کيلو ترياک و اخلال در نظم عمومي ، مزاحمت ، شرب و خمر، نگهداري ابزار و سلاح هاي جنگي ، شرکت در دعوا ، ضرب و جرح عمدي و ... عضويت موثر داشتند.
روابط عمومي دادسراي تهران تصريح کرد :پرونده ساير کساني که در اجراي طرح افزايش امنيت اجتماعي دستگير شده اند تحت رسيدگي قرار دارد که آنان بلافاصله پس از قطعيت احکام صادره ، مجازات مي شوند.
 دادستاني تهران به منظور ريشه کن کردن جرم هاي سازمان يافته و باندي و برخورد قاطع با اخلالگران امنيت و آسايش عمومي و سوداگران مرگ ،از عموم شهروندان خواست با همکاري همه جانبه ، هرگونه اطلاعي از تبهکاران دارند مراتب را به اين مرکز يا فرماندهي پليس پايتخت اطلاع دهند.
حکم مجازات 29 شرور5:10 ديروز در محوطه زندان اوين اجرا شد.بر اساس اعلام دادستاني تهران ، فهرست محکومان و و جرم هاي شماري از ازآنها بدين شرح است: ع- چ به جرم قتل عمد، شرارت، سرقت مسلحانه، مقرون به آزار ايراد ضرب وجرح عمدي، اخلال در نظم و آسايش عمومي، ع - ش به جرم نگهداري بيش از يکهزار و 505 کيلوگرم ترياک و يکصد و 76 کيلوگرم هروئين و مرفين و فروش 158 کيلوگرم ترياک، ش - ت به جرم قتل عمد با ضربات متعدد چاقو، تجاوز به عنف و شرارت، م - خ به جرم شرارت، مشارکت در حمل و نگهداري چهارکيلوگرم هروئين داراي سابقه کيفري در امرحمل موادمخدر، س - ک عضو موثر در کاروان مسلح قاچاق موادمخدر و نقل و انتقال هزاران کيلوگرم ترياک و مرفين و شرارت، ع - ر به جرم حمل و نگهداري 5/4کيلوگرم هروئين و چهار کيلوگرم ترياک و شرارت، م - چ به جرم اخلال در نظم عمومي، شرب خمر، نگهداري و توزيع موادمخدر در سطح گسترده، ا - ن نيز به جرم نگهداري سلاح جنگي، شرارت، شرکت در نزاع و ايراد ضرب و جرح عمدي سابقه هاي متعدد محکوميت کيفري و نگهداري و فروش بيش از يک کيلوگرم هروئين و ترياک، ح - م به جرم شرکت در باند قاچاقچيان حرفه اي موادمخدر و نگهداري بيش از هشت کيلوگرم انواع موادمخدر از جمله هروئين، کوکائين و ترياک، بقيه محکومان نيز با داشتن جرم هاي مشابهي به چوبه اعدام سپرده شدند.
دادستاني تهران در اين اطلاعيه تاکيدکرد: به منظور ريشه کن کردن جرم هاي سازمان يافته و باندي و برخورد قاطع با اخلال گران امنيت و آسايش عمومي و سوداگران مرگ از هيچ اقدامي کوتاهي نخواهد کرد و با مجرمان به شدت برخورد مي کند.