سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۱۹
 
۹ هنر اسلامی  
 
شماره قبل

موسيقي دستگاهي ايران در تلاوت قرآن

مسعود ديه جي
قسمت پنجم وپاياني
موسيقى
عرب قبل از اسلام اشكال ساده‏اى از موسيقى را كه به صورت ترنم و ديگر صورتفننى كه با رقص و دف توام بود ابداع كرده بود. از آنجا كه دين اسلام هرگونه تعلقاتى را كه موجب حجاب و اشتغال صرف و غافلانه‏به لذايذ دنيوى مى‏شود،نفى مى‏كند،با ظهورش حكم به تحريم غناء و ساختن آلات‏طرب كرد. مسلمين تا زمان خلفاى راشدين كه احكام شرع اسلام باشد هرچه تمامتراجرا مى‏شد از هرجهت‏به دين پايبندى داشتند و در ساعات فراغت جز به امور دينى وزندگى ساده به كار ديگرى نمى‏پرداختند تا آنجا كه همان آهنگهاى ساده جاهليت را هم ترك گفتند و تنها چيزى كه از غناء و موسيقى مى‏دانستند قرآن خواندن و زمزمه اشعاردينى با آواز زيبا بود. پيامبر همواره به قرائت قرآن با صوت جميل دعوت مى‏كردمسلمانان نخستين موسيقى خود را با ترتيل اكرام آميز و صادقانه كلام الهى آغاز كردند كه‏در آن با احساس روشنايى و گرمى و وزن و آهنگ در دل همراه بود. موسيقى نيز در عصر اسلامى ابتدا با غلبه عشق و شهوترانى به ابتذال گرايش يافت وبيشتر در تفنن و ارضاى هوسهاى اشراف و عوام به كار آمد.اين وضع چنان بود كه‏مسلمين گويى كمتر نظرى به موسيقى روحانى و دينى نخستين اسلام داشتند.اكثريت‏متفكران اهل ايمان نيز از موسيقى متعارف اشراف دورى مى‏گزيدند،اما به تدريج‏بانهضت ترجمه و عروج الحان و نغمات دينى و مواجه متفكران اسلامى با حكمت نظرى‏موسيقى در انديشه فيثاغورثيان اسكندريه و مدارس يونانى به تعالى موسيقى و تامل درمبادى روحانى و آسمانى موسيقى پرداختند.اين نظر در ميان متفكران اسلامى رايج‏گرديد كه موسيقى نظرى بدور از هوى و هوس و شهوت و لهو و لعب نيز جهت عروج‏روحانى وجود داشته و بدينسان متفكران و هنرمندان مسلمان ميان موسيقى قرآنى وموسيقى نظرى ملل و نحل قديم جمع كردند و به تجربه معنوى فياض روح اسلامى درموسيقى دست‏يافتند.
اما اين تحول بسيار بطى‏ء بود و آنچه غلبه داشت همان هنر باطل و كفر آميز اموى‏بود،بدين ترتيب كه پس از عهد خلفاى راشدين دوران سلطنت اموى فرا رسيد و اين موقع‏عهد عيش و عشرت شد و دوران زهد و تقوى به روزگار فسق تبديل گرديد.آمدن‏بسيارى از اقوام تحت پرچم امويان فرهنگ ايشان را نيز به خدمت اينان در آورد واز آنجا كه همه خلفاى اموى(به استثناء عمر بن عبد العزيز)بى‏دين و متجاهر به فسق بودند،آن جهات و وجوهى از فرهنگ مشركين را مورد توجه قرار دادند كه به عياشى و ارضاى‏شهواتشان مدد مى‏رساند.از اين رو از تمام صنايع و هنرهاى تجملى كه مى‏توانستندوسايل فسق و فجور باشند بهره جستند. سازندگان و نوازندگان ايرانى و رومى از آن‏گروهى بودند كه مورد حمايت امويان قرار گرفتند و موجب گسترش موسيقى فاسقانه درجامعه اسلامى شدند.بعضى از اعراب موسيقى ايرانى را با شعر عرب آميختند و آن رامتنوع ساختند. سلاطين اموى عموما در ترويج موسيقى و تشويق موسيقى دانان هم عقيده و يكزبان‏نبودند،بلكه بعضى چون‏"سليمان بن عبد الملك‏"ظاهرا مخالف رواج و شيوع موسيقى‏بودلكن اكثر سلاطين اموى به جهت اينكه اهل خوشگذرانى بودند به ترويج و تشويق‏موسيقى پرداختند و همين امر موجب رواج موسيقى(غناء)در عصر امويان شد.نخستين‏خليفه خوشگذران عياش‏"يزيد بن معاويه‏"بود كه در دوران خلافت وى نه تنها موسيقى‏بلكه همه نوع هنرهاى فسق آميز در حجاز به خصوص مدينه و مكه شيوع يافت،ولى تازمان‏"وليد بن يزيد بن عبد الملك‏"موسيقى در حجاز محصور ماند و همين كه وليد خليفه‏شد سازندگان و نوازندگان را از مدينه به دمشق آورد و از آن به بعد در سراسر ممالك‏اسلامى موسيقى رواج گرفت.زيرا خليفه وقت ميگسار و عياش بود و با نهايت‏بى‏باكى‏همه نوع هرزگى مى‏كرد و هم خود او درباره معايب غناء چنين مى‏گويد:"از غناءبپرهيزيد،زيرا غناء آبرو و حيا را مى‏برد،شهوت را مى‏افزايد،مروت را نابود مى‏كند ومانند شراب انسان را مست و از خود بيخود مى‏كند.ساز و آواز مشوق فسق و فجور است.
من اين را مى‏گويم اما غناء را از جان بيشتر دوست دارم.غناء براى من بهتر از آب سردگوارا براى تشنه جگر سوخته مى‏باشد.ولى حق آن است كه حقيقت گفته شود."وقتى‏خليفه هرزه خوشگذران اين طور از غناء(موسيقى بزمى)بد بگويد،خلفاى پرهيزگارى‏چون‏"عمر بن عبد العزيز"اموى و"مهتدى‏"عباسى طبعا بايد از شيوع موسيقى جلوگيرى‏كنند.بعضى نيز به مصالحى مدتى محدود موسيقى را منع مى‏كردند و سپس آن را موردحمايت قرار مى‏دادند و حتى بعضى از ايشان آهنگساز بودند."عمر بن عبد العزيز"قبل ازخلافت موقعى كه فرمانرواى حجاز شد به موسيقى و غناء مشغول گشت آنگاه وليد بن‏يزيد آهنگهايى ساخت كه به نام وى باقى ماند. همين قسم در زمان بنى اميه بخصوص در اواخر سلطنت آنان توجه به موسيقى فزونى‏يافت، به طورى كه دستگاه خلفا هيچ وقت‏بى‏ساز و آواز نمى‏ماند و در ميدان جنگ هم‏عده‏اى آوازخوان و سازنده آلات موسيقى همراه مى‏بردند.چنانكه‏"ابن اثير"مى‏نويسدپس از شكست از عباسيان در نزديكى اصفهان صدها"بربط‏"و"طنبور"و"مزمار"دراردوگاه امويان يافت‏شد. گروهى از خلفاى عباسى نيز آهنگساز بودند و مشهورترين‏افراد اين گروه واثق،منتصر،معتز،و معتضد است و فرزندان خلفا نيز مثل پدران‏آهنگسازى،خوانندگى و نوازندگى مى‏كردند.از اين رو به طريق امويان رفتند.
خلفاى اموى و عباسى و ديگر سلاطين و اميران حاكم در مناطق تمدن اسلامى درترويج و تكميل موسيقى كوشش داشتند و براى رسيدن به آن مقصود همه قسم كمك‏مى‏كردند. خليفگان عباسى مقارن نهضت ترجمه سعى داشتند كه موسيقيدانان وخوانندگان اهل ادب و حكمت نيز باشند تا اشعار را درست‏بخوانند."ابراهيم بن اسحق‏موصلى‏"موسيقيدان مشهور دوره عباسى علاوه بر اطلاع از موسيقى از علم فقه و صرف ونحو و لغت نيز مطلع بود و"زرياب‏"از هيئت اطلاع كامل داشت.در اين زمان اساس‏تئورى موسيقى عصر اسلامى شكل گرفت.خلفا آهنگسازان را براى مناظره و تحقيق‏جمع كردند و به بهترين آنان جايزه و مقررى دادند.و اينان نيز در موسيقى بسياركوشيدند،چنانكه آهنگهايى ساختند كه فقط در يك حالت‏خوانده مى‏شد.يا آلاتى براى‏موسيقى ساختند كه حالات مختلف را در انسان ايجاد مى‏كرد(داستان مشهور فارابى ازهمين باب است)علاوه بر موسيقى بزمى كه با ظهور اسلام تحريم شده و باز بابه قدرت رسيدن امويان رواج يافت،نوع ديگرى از موسيقى نيز در جامعه عرب جاهلى‏وجود داشت كه آن هم شكل ساده‏اى داشت ولى بعد از اسلام تنوع بيشترى يافت و كمترمورد تحريم قرار گرفت.اين موسيقى عبارت بود از موسيقى رزمى.
در نهضت ترجمه كه دوره انتقال علمى-قبل از آن هنر ملل و نحل مختلف انتقال‏يافته بود-فرهنگ يونانى،ايرانى،هندى(ملل و نحل مشرك)بود،كتابهاى موسيقى رانيز از فارسى و هندى به عربى ترجمه كردند.به اين ترتيب علاوه بر ارتباط انضمامى وذوقى با هنر مشركين ارتباط انتزاعى و علمى نيز بر قرار شد.پس از اين چه در جهات‏ذوقى و چه در جهات علمى بر تنوع موسيقى كوشيدند.آلات موسيقى جديدى اختراع وكتابهاى جديدى در موسيقى تاليف كردند.بدينسان تفكرى در ميان مسلمين تكوين‏يافت كه ديگر از غناى متعارف و موسيقى تفننى اشرافى و مبتذل عصر بريده صورتى‏حكمى يافته بود،گرچه مانند شعر ابتدا متاثر از حكمت‏يونانى بود.حتى در قلمروميتولوژى و قصص اسلامى نيز بنياد فكرى نويى پى‏افكنده مى‏شد كه به موسيقى نيز رنگى‏ربانى مى‏زد.بوركهارت در كتاب هنر مقدس از زبان دو تار زنى سخن مى‏آورد كه بيانگراين معانى است.
"وقتى از او پرسيديم چرا سازش-دوتار كوچك عربى-كه همراه با نواى آن ترنم‏و قصه خوانى مى‏كرد،تنها دو سيم دارد،پاسخ داد:افزودن سيم سومى به ساز،همانانخستين گام در راه بدعت و الحاد است.وقتى خداوند جان حضرت آدم را آفريد،آن‏جان نخواست‏به كالبد در آيد،و چون پرنده‏اى پيرامون قفس تن پرپر مى‏زد.آنگاه‏خداوند به فرشتگان فرمود دوتار را كه يكى‏"نرينه‏"نام دارد و آن ديگرى‏"مادينه‏"،به صدادرآورند و جان كه مى‏پنداشت نغمه در ساز-كه همان كالبد است-جاى دارد،در كالبدشد و بندى آن گشت.از اين رو تنها دو سيم كه همواره نر و ماده نام دارند،براى‏آزاد ساختن جان از بدن كافى است‏".
در اين ميت(قصص)وجود در معنايى ابدى و جاويدان تجلى مى‏كند.بدينسان در هنراسلامى همه امور شبيه آسمان خدا يا الوهيت مى‏گردد و اين چنين بنياد معنوى موسيقى درعصر اسلامى پى‏افكنده مى‏شود.

بالای صفحه

انتقاد "مريم بهجت تبريزي" نسبت به سريال "شهريار"؛
سريال "شهريار" ارتباطي با زندگي واقعي پدرم ندارد

"مريم بهجت‌ تبريزي" فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال "شهريار" گفت: اعلام مي‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلند‌آوازه ايراني، شهريار نداشته است.
 "مريم بهجت‌ تبريزي" فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال "شهريار"(كمال تبريزي) گفت: سريالي كه با نام "شهريار" از شبكه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنه‌ها و سكانس‌هايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده كه نه تنها با واقعيت‌هاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلكه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است كه نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -كه محبوب‌ترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر مي‌شود.
وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانت‌هاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يك معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم كه سريال شهريار بدون كمترين تحقيق و پژوهش سرهم‌بندي و نگارش شده است.
فرزند محمدحسين بهجت‌تبريزي با اشاره به ذكر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال گفت: مي‌خواهم بگويم شما كه خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفته‌ايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشكر مي‌كنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال مي‌بيند، فكر مي‌كند كه حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همكاري داشته‌ است.
وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع مي‌كردند،ابتدا درخواست مي‌كردم كه فيلمنامه را بخوانم.
بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي كه به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق مي‌گيرد و براي هر گونه استفاده‌اي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچ‌گونه اجازه‌اي نگرفتند.
وي ادامه داد: داستان،بيوگرافي و شخصيتي كه از پدر من در اين سريال نمايش داده مي‌شود به طور كلي متفاوت از واقعيت است و كسي كه اين فيلم را ساخته كوچك‌ترين شناختي از شخصيت ادبي، مذهبي، ديني و عرفاني پدرم نداشته است.
بهجت تبريزي با اشاره به برخي شخصيت‌هاي اين سريال گفت: حتي شخصيت‌هايي در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ كه اصلا وجود خارجي نداشته‌اند. كلا داستاني كه در مورد جواني، بعد از ازدواج و ميانسالي‌ پدرم نشان مي‌دهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است.
وي افزود: اولا به لحاظ زماني،تاريخ‌ها را رعايت نكرده‌اند و همه ساختگي بودند.به جرات مي‌گويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگي است و هيچ‌كدام از اينها اتفاق نيفتاده است.
دختر استاد شهريار تصريح كرد: قسمت اخير سريال "شهريار" كاملا ساختگي بود چرا كه مادر من اصلا در بيمارستان فوت نكرده‌اند و اصلا مريض نبوده‌اند بلكه ايشان سكته مغزي كردند و از دنيا رفتند.
وي با انتقاد از نمايش چهره‌اي غير واقعي از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردي باسواد بوده كه در سريال بي‌سواد معرفي مي‌شود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديك مادرم بود ولي در اين سريال، يك فرد بيگانه معرفي مي‌شود كه پدرم را به طور اتفاقي در بانك مي‌بيند.
بهجت‌تبريزي گفت: مادر من عاشق شعرهاي پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم كوچك‌تر بود و به خاطر انگيزه ادبي‌اش با پدرم ازدواج كرد.
وي در ادامه گفت: همانطور كه اشاره كردم برخلاف آنچه سريال نشان مي‌دهد مادر من اصلا مريض نبودند. يك روز كه ما را براي مدرسه آماده مي‌كردند، سكته مغزي كردند و دار فاني را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند كه پدرم از ايشان پرستاري كند.
وي ادامه داد: برخلاف آنچه در "شهريار" ديديم، اين واقعيت ندارد كه مادرم، پدرم را "محمد جان" صدا مي‌كرده بلكه همه او را با نام شهريار صدا مي‌زدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش مي‌‌كرد.
"بهجت تبريزي" با بيان اين نكته كه شهريار در 40 سال آخر زندگي‌اش خانه‌نشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگي‌اش را از خانه بيرون نرفت. خودش يك شعري را دارد كه وصف احوال اين چهل سال است: از من چه طالعي است كه با اين شتاب عمر/بازم بپرود لب بام آفتاب عمر/ من روي چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايي كه آب ريخته از آسياب عمر/ سائيده رشته‌اي است كه تابيده به گلو/ من تاب مي‌خورم به نخي از طناب عمر / چل سال آزگار به زندان روزگار حبس ابد چگونه نهي در حساب عمر/.
وي افزود: در آن مدت اگر كسي به ملاقات استاد شهريار مي‌آمد، بعضي وقت‌ها مي‌پذيرفت و بعضي مواقع به دليل كسرت جمعيت و اينكه حال عمومي خوبي نداشت، نمي‌توانست كسي را به حضور بپذيرد.
فرزند شهريار تصريح كرد: در كل سريال "شهريار" بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي‌ پدرم ندارد بلكه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواد‌ه‌ ما است.
بهجت تبريزي گفت:اين سريال بدون كوچكترين تحقيق و پژوهش سرهم‌بندي و نگارش شده است‌، لذا به عنوان يك رسالت تاريخي، نه به عنوان وارث پدرم كه جاي خود دارد، بلكه به عنوان يك واصل با استادي كه سال‌ها با او زندگي گذرانده‌ام، اعلام مي‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلند‌آوازه ايراني، شهريار نداشته است.
وي افزود: به جرات مي‌توانم بگويم حتي يك مطالب مهم كه در مورد پدرم بايد منعكس شود، در اين سريال ديده نمي‌شود و اكثريت مطالب مهم زندگي پدرم مثل شبي كه از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيد و مهمترين شب زندگي او محسوب مي‌شود، در اين فيلم آن چنان كه بايد به مردم نشان داده نشده است.
فرزند شهربار خاطرنشان كرد: پدرم وقتي از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقي رسيدند و متحول شدند، اتفاقي كه براي كمتر كسي مي‌افتد ولي در سريال "تبريزي" به هيچ يك از اين مسائل پرداخته نشده است.
وي در انتها گفت:پدرم فردي بسيار متدين و مذهبي بودند ولي اين مسئله نشان داده نشده است.ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند كه زبان عربي را از اين طريق ياد گرفتند.
با تشکر از خبرگزاري فارس

بالای صفحه

اختصاص سالن جداگانه به ناشران قرآني در نمايشگاه ضررهاي در پي دارد

اختصاص سالني جداگانه به ناشران قرآني در نمايشگاه كتاب كاري بيهوده بوده و ممكن است براي ناشران قرآني ضرر‌هايي نيز داشته باشد.
"كيومرث معتمدي" مسئول فروش انتشارت بنياد بعثت گفت: مخاطبان خاص ما هميشه بوده‌اند و به كتاب‌ها نيز دسترسي داشته‌اند ما بايد سعي كنيم كه از بين مخاطبان عام افرادي را جذب كنيم. در اين صورت موفق‌تر هستيم و اين امر ممكن نيست مگر اينكه ما در مكاني باشيم كه مخاطبان عام به صورت اتفاقي و رهگذري از غرفه بازديد كنند و بتوانند با كتاب‌هاي قرآني ما آشنا شده و احيانا خريدي نيز انجام دهند.
او ادامه داد: در نظر بگيريد پدر و مادري كه به دنبال كتابي براي كودك خود هستند از كنار يكي از غرفه‌هاي قرآني مي‌‌گذرند و چشمشان به كتابي قرآني در زمينه كودك مي‌افتد و آن را براي كودك خود مي‌خرند. در صورتي‌كه اگر ناشران قرآني در سالني جداگانه باشند اين مادر و پدر ممكن است هرگز اين كتاب را براي كودك خود نخرند.
 او در مورد مناسب بودن فضاي مصلي براي نمايشگاه كتاب گفت: سالن شبستان اگر چه خوب است اما مشكلاتي نيز دارد؛ براي مثال فضاي تهويه آن اصلا مناسب نيست. البته غرفه‌هايي كه بيرون از شبستان هستند وضع به مراتب بدتري دارند.
اين مسئول دليل شركت نكردن اين انتشارت را در نمايشگاه كتاب سال گذشته به حد‌نصاب نرسيدن تعداد عنوان كتاب‌ها ذكر كرد و افزود: حمايت‌هاي ارشاد از ناشران قرآني تا حدودي خوب است ولي بايد بيشتر شود.
معتمدي در پايان گفت: وزارت ارشاد بايد براي ناشران قرآني تسهيلات ويژه‌اي قائل شود و مناسب‌ترين غرفه‌ها را به اين ناشران اختصاص دهد تا با اين كار كمكي به جا افتادن فرهنگ قرآن و آموزه‌هايش در جامعه كرده باشد.


در پاسخ به فيلم "فتنه" صورت گرفت،
كتاب "آيه آيه فتنه" در اندونزي منتشر شد
كتاب "آيه آيه فتنه" نوشته "قريش شهاب"، استاد معارف و علوم قرآني، با هدف مقابله با فيلم ضد اسلامي "فتنه"، روز يکشنبه در جاكارتا، اندونزي منتشر شد.
"قريش شهاب"، نويسنده كتاب "آيه آيه فتنه"،ضمن تفسير پنج آيه قرآني كه در فيلم "فتنه" بدان‌ها اشاره شده است، متذكر مي‌شود كه معاني اين آيه‌ها در اين فيلم به طور كلي تحريف شده و موارد ذكر شده در فيلم فتنه به هيچ وجه حقيقت ندارد.
شهاب در اين كتاب 90 صفحه‌اي به اين نكته اشاره مي‌كند،كه "وايلدرز"، سياستمدار هلندي، در فيلم خود به آيه‌هايي اشعاره كرده كه كاربرد آن در مواقع خاصي چون زمانيكه به سرزمين مسلمانان حمله مي‌شود است و در زندگي روزمره مسلمانان كاربردي ندارد و بحث دفاع از خود در جنگ‌ها، با مسئله تروريسم كاملا متفاوت است. شهاب نسخه‌هايي از كتاب خود را به طور مجاني در چندين مسجد در سراسر جاكارتا پخش كرده است.

كتاب "سيماي حضرت مهدي(عج) در قرآن" در نمايشگاه كتاب  عرضه شد

كتاب "سيماي حضرت مهدي(عج) در قرآن" نوشته سيد "هاشم بحراني" و ترجمه "مهدي حائري قزويني" در بيست‌ويكمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران عرضه شد.
دسته‌اي قابل توجه از آيات قرآن مجيد به امام غائب(عج) و به غيبت و ظهور آن حضرت اشاره دارند.
مرحوم علامه سيد هاشم حسيني بحراني (متوفي نخسين دهه قرن 12 در بحرين) 120 آيه از اين دسته آيات را در اين كتاب جمع‌آوري كرده و در ذيل هر آيه حديث يا احاديثي مسند آورده است.
مولف، آثار فراوان ديگري نيز دارد كه از آن جمله مي‌توان به مشهورترين آن‌ها يعني "البرهان في التفسير القران" و "غايه المرام" اشاره كرد.
مصحح متن عربي و مترجم كتاب به فارسي، 13 آيه ديگر را به روش نويسنده در اين كتاب بيان كرده است.
سيماي حضرت مهدي(عج) در قرآن يادآور همراهي كتاب جاودان خدا با عترت جاويد است.
اين كتاب با شمارگان 5000 نسخه، در 584 صفحه و به‌كوشش انتشارات آفاق منتشر شد.


"سعيد غفاري" مدير سيماي معارفي انگليسي شبكه جهاني سحر
استقبال شيعيان انگلستان از برنامه‌هاي معارفي سيماي انگليسي شبكه سحر

رئيس مركز اسلامي نيوكاسل و مدير مركز شيعه‌شناسي دانشگاه دورنهايم انگلستان با حضور در سيماي معارفي انگليسي شبكه جهاني سحر، پخش برنامه‌هاي مناسبتي و معارفي سيماي انگليسي در انگلستان را مورد استقبال و توجه شيعيان اين كشور اعلام كرد.
رئيس مركز اسلامي نيوكاسل و مدير مركز شيعه‌شناسي دانشگاه دورنهايم انگلستان با حضور در سيماي معارفي انگليسي شبكه جهاني سحر، ضمن بازديد از روند كار و تلاش‌هاي انجام شده در اين حوزه از فعاليت‌هاي انجام يافته تشكر كرد.
حجت‌الاسلام‌والمسلمين "مختاري" در ديدار با "سعيد غفاري" مدير سيماي معارفي انگليسي شبكه جهاني سحر با اظهار خرسندي از اينكه در حال حاضر برنامه‌هاي ويژه اسلامي، معارفي و شيعي به زبان انگليسي در عرصه ماهواره و از ايران قابل پخش است، اين رويداد را اتفاق مهمي دانست كه بايد پيش‌تر از اين به آن پرداخته مي‌شد.
وي ضمن اشاره به آنكه برنامه‌هاي مناسبتي و معارفي سيماي انگليسي در انگلستان از سوي شيعيان اين كشور با اقبال روبرو شده است، اظهار اميدواري كرد تا با گسترش برنامه‌ها بر حوزه تأثير و وسعت آن افزوده شود.
سيماي انگليسي شبكه جهاني سحر پس از افتتاح شبكه خبري 24 ساعته انگليسي‌زبان Press tv، زمينه فعاليت خود را با رويكرد معارفي طراحي و ادامه داده است و در طي مدت پخش برنامه با رويكرد معارفي توانسته است جايگاه قابل قبولي در عرصه مخاطبان بين‌المللي بيابد.