حاكميّت و ولايت در خانواده
قسمت سوم
حقوق والدين.
درباره وظايف پدر و مادر و حقوقي كه فرزند بر آنها دارد، بسيار سخن گفتيم. اكنون به جا و مناسب است كه درباره وظايف فرزندان هم بحثي داشته باشيم.
بالاترين حقي كه والدين بر فرزندان خود دارند، حق اطاعت است. اميرمؤمنان على(ع) مي فرمايد:.
حَقُّ الوالِدِ عَلَي الوَلَدِ أنْ يُطيعَهُ فِى كُلِّ شَىءٍ إى فِى مَعْصِيَةِ اللّهِ؛(10).
حق پدر بر فرزند اين است كه: در هر چيزي جز در معصيت خداوند، او را اطاعت كند.
در اين جا فرقي ميان پدر و مادر نيست و بنابراين، همان گونه كه اطاعت پدر بر فرزند واجب است، اطاعت مادر نيز واجب است.
اين طاعت، يا بايد در راستاي اطاعت خداوند باشد، يا اين كه مخالفتي با اطاعت خداوند نداشته باشد.
اگر پدر و مادر دستوري بدهند كه مطابق دستور خداوند است، مانند: دستور به نماز و روزه و جهاد و حج و...، در اين صورت، اطاعت والدين در راستاي اطاعت خداوند است و در حقيقت، فرزندهم امر خدا را اطاعت كرده و هم امر والدين را.
با اين حال، اطاعت او از والدين به خاطر اطاعت خداوند است و نه به عكس و نه اين كه هر دو را درعرض هم قرار دهد؛ زيرا اگر چنين باشد، اطاعت او اطاعت كافرانه و مشركانه خواهد بود.
اما اگر به چيزي دستور بدهند كه خداوند درباره آن حكم ايجابي يا تحريمي ندارد، در اين صورت، اطاعت والدين مخالفتي با اطاعت خداوند ندارد، بلكه لزوم اين اطاعت، به دستور خداست و در حقيقت، اطاعت خداوند است.
اصولاً فرد مسلماني كه مكتبش مكتب توحيد خالص است، همان گونه كه تنها خدا را عبادت مي كند، تنها خدا را اطاعت مي كند. فرقي كه ميان عبادت و اطاعت اوست، از اين لحاظ است كه در عبادت، بدون هيچ واسطه اي خدا را مي پرستد و در اطاعت، يا بدون واسطه خدا را فرمان مي برد يا با واسطه.
اگر او اطاعت پيامبر و اولي الامر و فقيه جامع الشرايط و شوهر و پدر و مادر مي كند، به دستور خداست و با واسطه، اطاعت او اطاعت خداست.
قرآن كريم مي فرمايد:.
وَإنْ جاهَداكَ عَلي أنْ تُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْم فَلاتُطِعْهُما وَصاحِبْهُما فِي الدُّنيا مَعْرُوفاً؛(11).
اگر پدر و مادر از تو بخواهند كه چيزي را شريك من قرار دهي كه تو را به آن علمي نيست، آنها را اطاعت مكن و در دنيا با آنها به نيكي مصاحبت كن.
در اين دستور ارشادي قرآن، دو نكته مهم وجود دارد:.
يكي اين كه؛ اگر اطاعت والدين، در راستاي اطاعت خدا نيست، بلكه با آن منافات داردو مستلزم شرك و عصيان است، بايد از آن به طور جدي خودداري كرد و نبايد انسان به خاطر اطاعت والدين، گرفتار معصيت و نافرماني خداوند بشود.
ديگري اين كه: عدم اطاعت والدين، مستلزم بدخلقي و تندخويي و چيزهايي از اين قبيل نيست.
در حقيقت، ما از آيه فوق چنين مي فهميم كه: وجوب اطاعت والدين، مطلق نيست، ولي حسن خُلق در برابر آنها مطلق است.
وجوب اطاعت والدين، مشروط به اين است كه مستلزم زير پا گذاشتن فرمان خداوند نباشد، اما حسن خلق و نيكي مصاحبت آنها مشروط به هيچ شرطي نيست.
فرزند، به هر حال وظيفه دارد كه به آنها نيكي و محبت كند و در برابر آنها متواضع و مهربان باشد و در چهره و رفتار و گفتار، چيزي كه موجب آزردگي خاطر آنها و افسردگي روح آنان بشود، ظاهر نسازد.
سه توصيه مهم.
بهترين شاهد اين كه حسن خُلق نسبت به والدين، مطلق است و مشروط به هيچ شرطي نيست،اين است كه درقرآن كريم، سه بار به پيروان اسلام و همه انسان ها، سفارش و توصيه شده است كه نيكي و احسان به والدين را از نظر دور ندارند.
ما در اين جا هر سه توصيه قرآني را مي آوريم:.
1. وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ اُمُّهُ وَهْناً عَلي وَهْنٍ وَفِصالُهُ في عامَيْنِ أنِ اشْكُرْ لِي وَلِوالِدَيْكَ إلَىَّ المَصيرُ؛(12).
و انسان را درمورد پدر و مادرش كه مادرش با ناتواني روز افزون به او حامله بود و از شير بريدنش پس از دو سال بود سفارش كرديم كه مرا و پدر و مادرت را سپاسگزار باش كه سرانجام به سوي من است.
ادامه دارد
نياز کودک به معاشر همسان
کودک در خانواده نيازمند به فردي است که مثل او رفتار کند و چون او بينديشد و مانند او خواسته و نياز داشته باشد . بدين نظر وجود لااقل دو فرزند درخانه از ضروريات است .
تجربه نشان داده است که کودکان واحد در خانواده ها اغلب متعادل و بهنجار نيستند , در چنين مواردي والدين بايد بکوشند که بخش بيشتر از اوقات خود را صرف او کنند . با او به زبان خود حرف بزنند , داستان بگويند, بازي کنند .
کودک اغلب متکي به خيالات و رويااست و والدين گاه بايد کودک شوند ولي نه کودکي خيالباف بلکه کودکي که به جنبه هاي خيالبافي او آگاه است و ضمن همساني با او سعي کنند انديشه هاي سازنده را در ذهنش وارد نمايند و او را به کنجکاوي و کشف وادارند .
* نياز کودک به تنهايي و خلوت
طفل نيازمند به داشتن محل خصوصي در خانه است که در آن بتواند تنها باشد گاه کودکان چون بزرگسالان بي حساب احساس دلتنگي مي کنند و نياز به جاي خلوتي دارند که در آن تنها گريه کنند و آرام گيرند .
البته اين عمل نبايد به صورت عادت درآيد و بايد در حالات خلوت ,او را زير نظر داشته باشيم " ( 1 )
--------------------
1- " بحارالانوار " و ديگر کتب حديثي
* نياز به استقلال
کودک از حدود 15 ماهگي مي خواهد مستقل باشد خودش کارهايش را انجام دهد مادام که رعايت استقلال او زيان نداشته باشد دادن استقلال به کودک حق اوست اما نه اين که او را به خود واگذار کنيم که خود را آزاد مطلق بپندارد و اين استقلال موجب عصيان و طغيان نگردد و زمينه را براي استثمار ديگران فراهم نسازد.(1 )
*نياز به خود نمايي
طفل مي خواهد چون بزرگسالان در محافل و در نزد حضار خودي نشان مي دهد ولياقتها و شگفتگي ها ي خود را عرضه کند والدين بايد در هر جلسه و جمعيتي او را به حساب مي آورند و اين نياز او را ضمن ارضا تعديل نمايند .
خودنمايي تا حدودي که موجب بروز شخصيت شود و او را آنچنان که هست معرفي کند خوبست ولي وقتي از اندازه گذشت به صورت يک عيب اخلاقي درمي آيد که ، بايد از آن جلوگيري به عمل آيد تا کودک خود را آنچنان که هست نشان دهد و لاف و گزاف نکرده و غلو نکند . موجب تحقير ديگران و فرار کردن شخصيت غير نگردد.
نبايد خود نمايي به صورت عادت درآمده و در برابر کارهايش تحسين و ترغيب نباشد . زيرا او مي خواهد در جامعه نيز چنان باشد و چون جامعه در مقابل او متعهد نيست به جامعه بدبين مي شود " (2)
----------------------
1 خانواده و تربيت کودک , علي قائمي
2پرورش مذهبي و اخلاقي کودکان , علي قائمي
*خودنمايي مخرب کودک و رفتار والدين
ممکن است بعضي کودکان در ابراز وجود دست به کارهاي خلاف بزنند مثلا گلها را بشکنند , همبازيهايش را اذيت کنند ..... البته پدر و مادر نمي توانند در اين موارد ساکت بمانند و کار آنها را تائيد کنند.
اما بايد توجه داشته باشند که کودک قصد خصومت و طغيان ندارد بلکه هدفش ابراز وجود است بهترين راه جلوگيري اين است که نظر او را به کارهاي سودمند ديگري جلب کنند و او را به بازيهاي آموزنده کسب مهارتها سرگرم سازند , تا دست از خلافکاريها بردارد .