چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۰
 
۱۱ سياست و اقتصاد  
 
شماره قبل

هشدار! دجال در کمین است

قسمت بیست و دوم
26 - ساخت فيلم ضد ايراني 300.
در ماه مارس سال 2007 ميلادي (اسفند سال 1385 شمسي) و دقيقاً همزمان با اعمال فشار شديد غرب بر پرونده ي هسته اي ايران، فيلم ضد ايراني 300 به کارگرداني زک اسنايدر (Zack Snyder) بر روي پرده سينما رفت. اين فيلم جنجالي و سراسر دروغ، از کتاب کمدي و بي پايه و اساس (300) نوشته ي فرانک ميلر (Frank Miller) اقتباس شده است.(398)
اين فيلم، فيلمي سراسر دروغ و مملو از تحريف ها، مجعولات و دستکاري ها مي باشد. در اين فيلم، حقايق تاريخي بسياري وارونه جلوه داده شده است که از آن جمله مي توان به چهره ي خشايارشاه پادشاه ايران، چهره هاي سربازان ايراني، رفتار و منش ايرانيان و ... اشاره کرد. دروغ هاي تاريخي فيلم مذکور به قدري فراوان مي باشند که براي بررسي آن ها مقاله اي کامل مورد نياز است و ما به دليل پرهيز از اطاله ي کلام، در اين مقاله به آن ها نمي پردازيم.
اما اين فيلم، در پس ظواهر هنري و تاريخي خود، حاوي پيام ها و اهداف سياسي خطرناکي است. در اين قسمت از مقاله، تلاش داريم تا به بررسي جنبه هاي سياسي و نيز اهداف شيطاني فيلم 300 بپردازيم تا لايه هاي پنهان اين فيلم، بيش از پيش بر خوانندگان عزيز هويدا گردد.
مسايلي که سبب شده است فيلم 300 به عنوان يک فيلم سياسي و آلت دست کشور هاي ماسوني مطرح شود، عبارتند از:
1)  در حال حاضر (سال 2007 ميلادي) که جهان غرب، به بهانه ي پرونده ي هسته اي، ايران را آماج شديد ترين حملات تبليغاتي قرار داده است(399) و با اهرم شوراي امنيت سعي در تضعيف ايران دارد، ساخت فيلم 300 بزرگترين کمکي بود که صنعت سينماي ماسوني و صهيونيستي هاليوود مي توانست به  دولت هاي  غربي  نمايد.  زيرا  اين  فيلم  با  ارايه ي  چهره اي  خشن  و جنگ طلب از ايرانيان، زمينه را براي تنفر اروپاييان و آمريکاييان از ايران آماده کرده و اين تنفر سبب مي گردد تا اجماعي در داخل کشورهاي غربي بر عليه ايران تشکيل شود. بدين ترتيب زمينه براي هر گونه تحريم سياسي و اقتصادي ايران آماده تر مي شود و حتي در صورت اقدام نظامي غرب بر عليه ايران، مردم اين کشورها حمايت بيشتري از جنگ مي نمايند؛ زيرا آن ها با استناد به فيلم 300، ايرانيان را ذاتاً انسان هاي جنگ طلب مي دانند. اين خدمت بزرگ فيلم 300 به سياستمداران ماسوني غرب از يک سو، و توليد اين فيلم توسط يک کمپاني کاملاً ماسوني(400) وابسته به هاليوود از سوي ديگر، اين فرضيه را که فيلم مذکور تنها در جهت خدمت به اهداف فراماسونري ساخته شده است، قوياً تأييد مي نمايد. (لازم به ذکر است که تعدادي از " برادران وارنر " که صاحب کمپاني سازنده ي فيلم 300 هستند، به صورت قطعي و اثبات شده فراماسون هستند.)(401)
2)  فيلم 300 پر از صحنه ها و ديالوگ هايي است که مستقيم يا غير مستقيم، به مناقشات سياسي امروز ايران (و حتي اسلام) با غرب مي پردازد و در اين بين حق را به جهان غرب مي دهد. از مهمترين صحنه ها و ديالوگ هايي که در  اين  زمينه  مي توان  به  آن ها  اشاره  کرد،  صحنه ها  و  ديالوگ هاي  زير مي باشند:
A) در اکثر صحنه هاي فيلم، ايرانيان با لباس هايي مشابه لباس هاي عربي و با چهره هايي مشابه اعراب ديده مي شوند. اين مسأله قطعاً عمدي بوده است؛ زيرا پس از واقعه ي ساختگي 11 سپتامبر، تبليغات شديدي عليه اسلام و به خصوص اعراب انجام شد. مخصوصاً به دليل معرفي گروه تکفيري القاعده به عنوان مسبب اصلي اين واقعه، حملات تبليغاتي زيادي عليه اعراب شکل گرفت.(402)
فيلم 300  با  توجه  به  اين  تبليغات،  به همسان سازي چهره ي ايرانيان و اعراب  پرداخته  تا  بدين  وسيله  چهره ي  افراد  عربستاني  که  توسط رسانه ها به  عنوان  مسببين  حادثه ي  ساختگي  11  سپتامبر  معرفي شده اند، مجدداً در اذهان مردم آمريکا زنده نمايد. با اين ترفند و به دليل ذهنيتي که آمريکايي ها از حادثه ي 11 سپتامبر دارند، ايرانيان را خطرناک فرض کرده و هراس از ايران را در دل خود جاي مي دهند. بدين ترتيب مردم آمريکا از سياست هاي خصمانه ي آمريکا در قبال ايران، حمايت بيشتري خواهند کرد.
B) در فيلم 300، ملکه ي اسپارت در بخش هاي زيادي از فيلم، حضور موثري دارد. مطمئناً حضور ملکه ي اسپارت در اين بخش ها تصادفي نيست؛ به خصوص اين که در صحنه هاي ابتدايي فيلم، ديالوگ هايي از زبان اولين فرستاده ي خشايارشاه بيان مي گردد که در آن، به حضور زنان در جلسات سياسي اعتراض مي شود.(403)
به نظر مي رسد که حضور بي شمار ملکه ي اسپارت در صحنه هاي مختلف  فيلم،  و  بي حرمتي  سفير  ايران  نسبت  به  زنان،  حرکتي شيطنت آميز از سوي تهيه کنندگان فيلم است که با استفاده از آن قصد دارند تا ايرانيان را به نقض حقوق بشر و محدود نمودن زنان، متهم نمايند. به ويژه اين که در سال هاي اخير، کشورهاي استعمارگر غربي، با ابزارهايي همچون دموکراسي غربي، آزادي زنان و ... سعي کرده اند تا ايران را تحت فشار قرار دهند.(404)
البته لازم به ذکر است که در کتاب مصور 300 اثر فرانک ميلر که فيلم 300 از مطالب آن اقتباس شده است، به هيچ عنوان ملکه ي اسپارت در صحنه ي گفتگو بين اولين نماينده ي خشايارشاه و لئونيداس (پادشاه اسپارت) حضور ندارد و اين کتاب سراسر دروغ نيز به اين مسأله اشاره اي نکرده است. بدين ترتيب به نظر مي رسد که سازندگان فيلم 300، به عمد و براي اجراي مقاصد سياسي، ملکه ي اسپارت را در صحنه ي مذکور، شرکت داده اند.(405)
علاوه بر آن، نقش ملکه در کتاب 300 اثر فرانک ميلر، بسيار کمرنگ تر از نقشي  او  در  فيلم  300  است  که  اين  مسأله  نيز  خود  تأييدي  بر دسيسه آميز بودن حضور فعال ملکه ي اسپارت در صحنه هاي تأثير گذار فيلم 300 مي باشد.
بنابراين همان گونه که ملاحظه فرموديد، حضور ملکه ي اسپارت در قسمت هاي مختلف فيلم نيز، حاوي نکات ظريف سياسي است و هدف از آن، بيان ادعاهاي تکراري کشورهاي غربي درباره ي آزادي زنان در غرب! و محدوديت فعاليت زنان! در کشور هاي اسلامي است.
C) کشته شدن اولين فرستاده ي خشايارشاه به دست لئونيداس، از جمله قسمت هايي  است  که  حاوي  پيام هاي  سياسي  مهمي  است.  در صحنه ي مذکور، اولين فرستاده ي خشايارشاه و همراهانش به دست لئونيداس در چاه بزرگي افتاده و کشته مي شوند.
در اين صحنه، ديالوگ جالب و تأمل برانگيزي بين اولين فرستاده ي خشايارشاه و لئونيداس برقرار مي شود؛ بدين صورت که فرستاده ي  خشايارشاه  مي گويد: " رسم بر اين نيست که فرستاده ي پادشاهان را بکشند. " اما  لئونيداس در پاسخ مي گويد: " تو به ملکه ي من توهين و مردم کشورم  را به مرگ تهديد کردي و ... . "
و بدين ترتيب لئونيداس، اولين فرستاده ي خشايارشاه و همراهانش را به درون چاه مي افکند.(406)
نکته ي جالب اين که در کتاب مصور 300 اثر فرانک ميلر، در صحنه ي مذکور، به هيچ عنوان لئونيداس علت کشتن فرستاده ي خشايارشاه را توهين به ملکه نمي داند و دليل اين کار خود را تهديد خشايارشاه به جنگ با يونان ذکر مي کند که اين مسأله نيز دستکاري عوامل سازنده ي فيلم را در مطالب کتاب 300 نشان مي دهد و پرده از توطئه هاي آنان برمي دارد.(407)
همان گونه که ملاحظه فرموديد، لئونيداس به عنوان سمبل يک پادشاه و حاکم غربي، برخلاف اصول ديپلماتيک، فرستاده ي خشايارشاه را به قتل مي رساند. اين صحنه، خود تبليغي براي خودکامگي رهبران کشورهاي غربي است؛ چرا که مطابق فيلم، آنان مجاز به انجام هر کاري هستند.
در واقع مي توان گفت که اين  بخش  از  فيلم،  بر  جنايت ها  و  اعمال يکجانبه ي کشور هاي ماسوني اسراييل و آمريکا از جمله دستگيري ديپلمات هاي ايراني  در عراق  و  لبنان،(408) اشغال  خودسرانه ي  عراق  و  افغانستان  و ...   که   مخالف   اصول   ديپلماتيک   هستند،   سرپوش مي گذارد و اين کشور ها را مجاز به انجام هر نوع برخوردي با مخالفانشان مي داند.
بدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت که صحنه ي کشته شدن اولين فرستاده ي خشايارشاه و همراهانش به دست لئونيداس نيز کاملاً سياسي و هدفمند بوده و اعمال غير ديپلماتيک کشور هاي ماسوني را در برخورد با مخالفانشان توجيه مي کند.
D) چهره ي  دومين  نماينده اي  که  خشايارشاه  به  نزد  يونانيان  فرستاد  تا  آن ها  را  وادار  به  تسليم  نمايد،  بسيار  شبيه  به  چهره ي  جعلي " بن لادن "   است   که   دولت   آمريکا   پس   از   واقعه ي   ساختگي 11 سپتامبر، در رسانه ها به نمايش گذاشته  بود. البته منظور از جعلي اين نيست  که  ما  فعاليت  گروه  تکفيري  و  تروريست  القاعده  را  تأييد مي نماييم،  بلکه  منظور  اين  است  که دولت آمريکا در راستاي جعل اسناد  واقعه ي  11 سپتامبر،  فيلمي  منسوب  به  " بن لادن "  را  در رسانه ها  منتشر  نموده  بود  که  در  آن،  شخصي  شبيه  به  " اسامه بن لادن "، آمريکا را تهديد مي نمود.
براي مقايسه ي تصوير " بن لادن " واقعي و " بن لادن " جعلي، به تصاوير زير توجه فرماييد:(409)
در فيلم 300 نيز چهره ي دومين فرستاده ي خشايارشاه،(410) که به منظور تهديد مجدد سپاه اسپارت و دعوت آنان به تسليم، به سوي آنان رهسپار مي گردد، بسيار شبيه  به "بن لادن " جعلي  فيلم  منتشر  شده  از  سوي  دولت  آمريکا مي باشد. براي مقايسه ي  بهتر، به تصاوير زير توجه فرماييد:
همانگونه که ملاحظه فرموديد، شباهت عجيبي بين چهره ي دومين فرستاده ي خشايارشاه در فيلم 300 و " بن لادن " جعلي فيلم پخش شده از رسانه هاي آمريکايي وجود دارد؛  به  نحوي  که  حتي  جزييات چهره هاي مذکور از جمله فرم بيني، رنگ پوست، حالت گونه ها و ... نيز بسيار شبيه به يکديگر مي باشند.
به نظر مي رسد که شباهت مذکور بي دليل نبوده و احتمالاً هدف از اين اقدام، تداعي حادثه ي ساختگي 11 سپتامبر در ذهن بينندگان آمريکايي بوده است تا بدين وسيله، بينندگان بين القاعده و ايران ارتباط برقرار نمايند  و  القاعده  را  سفير  و  نماينده ي  ايران  بدانند!  (کما اينکه  در سال هاي قبل، ادعاهايي مبني بر اين که ايران به القاعده پناه داده است نيز از سوي رسانه هاي غربي مطرح مي شد.)(411)
قطعاً اگر اين هدف فيلم سازان و حاميان آن ها به نتيجه برسد، تماشاگران آمريکايي تنفر زيادي از ايران پيدا خواهند نمود و از اقدامات دولت آمريکا عليه ايران، حمايت بيشتري خواهند کرد.
بدين ترتيب به احتمال زياد، اين بخش از فيلم نيز در جهت اهداف شيطاني سردمداران دولت ماسوني آمريکا ساخته شده است و هدف از آن، برقراري ارتباط بين ايران و القاعده مي باشد تا با اين ترفند، افکار عمومي مردم آمريکا و کشور هاي غربي از ايران متنفر گشته و زمينه براي مقابله ي اقتصادي، سياسي يا نظامي با ايران آماده شود.
ادامه دارد

بالای صفحه

متكي، در ديدار با جمعي از رهبران مذهبي پاكستان:
وحدت ميان كشورهاي اسلامي  ضرورت دارد

جمعي از رهبران مذهبي پاكستان كه براي شركت در كنفرانس بين‌المللي وحدت اسلامي در تهران بسفر مي‌برند، روز دوشنبه با منوچهر متكي وزير امور خارجه كشورمان ديدار و گفت وگو كردند.
به گزارش ايرنا، وزيرامورخارجه در اين ديدار با اشاره به حضور بيگانگان در منطقه و نقشه‌هاي آنان، بر ضرورت وحدت ميان مسلمانان و كشورهاي اسلامي تاكيد كرد.
متكي با تاكيد براين مطلب كه يكي از برنامه‌هاي قدرتهاي، خارج از منطقه ترويچ اختلاف بين شيعه و سني است تصريح كرد: نقش رهبران مذهبي براي خنثي نمودن اين توطئه‌ها بسيار برجسته مي‌باشد.
وزيرامورخارجه، سفر اخير رئيس جمهوري ايران به پاكستان را تحول مهمي در روابط دو كشور دانست و افزود: اراده جمهوري اسلامي ايران گسترش و تعميق مناسبات با كشور دوست و همسايه پاكستان است و با برگزاري كميسيون‌هاي مشترك، همكاري هاي دو كشور در آينده پيگيري خواهد شد.
وزير امور خارجه كشورمان، آرامش و ثبات در پاكستان را براي جمهوري اسلامي ايران بسيار با اهميت ارزيابي كرد.
در اين ديدار همچنين رهبران مذهبي پاكستان نيز نظرات خود را در مورد تقريب مذاهب و اهميت وحدت و هوشياري مسلمانان تشريح و از ابتكار جمهوري اسلامي ايران در برگزاري كنفرانس بين‌المللي وحدت اسلامي تشكر كردند .


محمد هاشمي:
جنگ مذهبي راهبرد جديد آمريکاست

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: در مبارزه با استعمار با تغيير راهبرد آمريکا در برابر توطئه‌هاي جديدي قرار گرفته‌ايم که با عنوان جنگ مذهبي مطرح مي‌شود.
محمد هاشمي ، درباره بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجويان استان فارس كه يكي از مهم‌ترين اهداف مردم از انقلاب اسلامي را ساختن ايراني مستقل، آزاد از استبداد و وابستگي و بهره‌مند از معنويت و اخلاق دانستند، اظهار داشت: آزادي از استعمار يک مبارزه طولاني مدت است که در کشور ما از حدود 200 سال پيش آغاز شده ؛ يعني زماني که استعمار انگليس و ساير کشورهاي اروپايي پس از کشف نفت و شناسايي استعدادهاي منطقه به خاورميانه آمدند.
به گزارش ايسنا، وي با بيان اين که دولت‌هاي استعمارگر براي تسلط بر منابع ملت‌ها وارد منطقه شدند، يادآور شد: در دوران قاجار بسياري از منابع کشور ما در اختيار مستعمران قرار گرفت. در دروان پهلوي نيز هرچند که داعيه حکومت ملي وجود داشت، اما حکومت استعماري وابسته با برنامه‌اي از پيش طراحي شده در جهت تامين منافع دشمنان حرکت مي‌کرد.
اين عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران با اشاره به اين که با آغاز نهضت اسلامي و پيروزي انقلاب اسلامي اين مبارزه وارد مرحله جديدي شد، افزود: در زمان نهضت اسلامي و پيروزي انقلاب اسلامي چهره استعمارگري که بيشتر در منطقه ريشه دوانده بود و منابع کشورها را به يغما مي‌برد، کشور آمريکا بود؛ هرچند که اين کشور در استعمار برخي از منابع با کشورهايي نظير روسيه و انگليس سهيم بود.
وي با بيان اين که با حوادث و اتفاقاتي که پس از انقلاب اسلامي نظير تسخير لانه جاسوسي رخ داد، حضور فيزيکي اين کشور در منطقه و به ويژه در ايران قطع شد، تصريح کرد: با اين وجود توطئه‌هاي آمريکا در منطقه به اتمام نرسيد؛ بلکه اين کشور براي دست‌يابي به هدف بزرگ خود که همانا مبارزه با انقلاب اسلامي و در اصل مبارزه با فرهنگ تشيع است شيوه جديدي از مبارزه را آغاز کرد.
هاشمي شيوه جديد مبارزه آمريکا در منطقه خليج فارس را در دو محور خواند و در تشرح اين محورها گفت: ايجاد تفرقه ميان مذاهب و به ويژه دو مکتب شيعه و سني در منطقه که با دامن‌زني به وهابيت تشديد مي‌شود محور نخست مبارزه جديد است که نمونه ها و نمادهاي آن به وضوح مشهود است.
وي محور دوم اين مبارزه را تفرقه‌افکني ميان دولت‌ها با موضوع تقسيم کشورهاي منطقه به جزيره‌هاي کوچک‌تر دانست و افزود: آمريکا در اين بخش از برنامه خود تلاش مي‌کند ترس و رعب از ايران را در منطقه ايجاد و در ميان دولت‌ها گسترش دهد.
اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام تاکيد کرد: با اين راهبرد دشمن و با شناختي که براي مصلحان وجود دارد طبيعي است که براي خنثي‌سازي اين حرکت اقدامات گسترده اي نظير تقريب مباحث، ايجاد جلسات بحث و بررسي ميان علما انجام گيرد.
وي با تاکيد بر لزوم هوشياري مسئولان کشور در نوع برخورد و گفتارهاي خود، اظهار داشت: رسانه‌هاي دنيا براي ايجاد ترس از ايران در خدمت آمريکا هستند. علي‌رغم اينکه در دوران حيات انقلاب حتي يک گلوله هم به هيچ کشوري پرتاب نشده و هيچ اقدام خصمانه‌اي انجام نشده است، گفتارهاي برخي مسوولان به صورت ناآگاهانه به سوژه‌هايي براي اين رسانه‌ها تبديل مي‌شود.
عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران تصريح کرد: مديران و مسئولان کشور بايد بسيار هوشيارانه و مدبرانه به اظهار نظر بپردازند تا سوژه‌اي براي رسانه‌هاي دشمن فراهم نشود و در جهت ديگر، با توجه به تاريخ و تمدن و منابع عظيم کشور گام‌هاي بزرگي در جهت دوستي ملت‌ها برداشته شود.
وي تصريح کرد: در مبارزه با استعمار تنها نبايد به بيرون راندن آمريکا از کشور دل خوش کنيم. ما در مرحله فيزيکي پيروز شده‌ايم و در واقع اکنون با تغيير راهبرد آمريکا در برابر توطئه‌هاي جديدي قرار گرفته‌ايم که با عنوان جنگ مذهبي مطرح مي‌شود.
هاشمي با بيان اين که اين اتفاق از سال 1991 يعني زماني که يک کليساي انجيلي با 70 ميليون عضو وارد عرصه سياست شد، به اين نتيجه رسيدند که با يهود مشکل چنداني ندارند و مشکل اصلي آنها با اسلام و در حقيقت انديشه شيعي است، گفت: به اين جنگ در کتاب جنگ تمدن‌ها اثر هانتينگتون نيز اشاره شده و در حقيقت مقابله‌اي در برابر شيعه است.


شهادت امام‌جمعه تايباد درپي جراحات وارده
امام جمعه موقت اهل تشيع شهرستان مرزي تايباد در استان خراسان رضوي پس گذراندن يک دوره 40 روزه در بيمارستاني در مشهد به شهادت رسيد.
به گزارش ايرنا، حجت‌الاسلام عباس عباسيان فروردين ماه امسال در حوالي شهرستان سوسنگرد هدف تيراندازي افراد ضدانقلاب قرار گرفته بود.
وي به عنوان روحاني در قالب کاروان راهيان نور عازم مناطق جنگي جنوب کشور شده بود.
رييس بنياد شهيد و امور ايثارگران تايباد روز سه‌شنبه گفت:حجت‌الاسلام عباسيان که استاد حوزه علميه امام صادق (ع) تايباد و فرمانده بسيج طلاب اين شهر بود، در هشتم فروردين ماه امسال در منطقه کمربندي پيام نور سوسنگرد هدف تيراندازي گروهک‌هاي ضدانقلاب قرار گرفته بود.
عليرضا زنده دل افزود:شهيد عباسيان که از ناحيه شکم، دست‌ها و پاها مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، بلافاصله به بيمارستان اهواز منتقل و از آنجا به بيمارستان قائم شهر مشهد منتقل شده بود.
وي گفت:متاسفانه امام جمعه موقت فقيد تايباد در پانزدهم ارديبهشت ماه جاري به علت شدت جراحات وارده به شهادت رسيد.