چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۰
 
۵ عبرت آموزی  
 
شماره قبل

نکات اخلاقي

قسمت سوم و( پاياني)
****آرمان شيعيان در زمينه اخلاقيات چيست؟
 ما مسلمانها و بخصوص شيعيان اعتقاد داريم كه بهترين تغذيه اخلاقي جسم برزخي در مكتب اسلام ارائه شده است و لذا سعي داريم با بهره‌گيري از دستورات اخلاقي مکتب اسلام به بهترين نحو به اصلاح جنبه‌هاي مختلف ، از جمله چهره اخلاقي خود بپردازيم.
وقتي به قرآن رجوع مي‌کنيم، درمي‌يابيم که خداوند الگوي بسيار نيکويي را در اين زمينه براي ما معرفي کرده و آن وجود مبارک سيد ما رسول الله (ص) است. خداوند خطاب به ايشان مي‌فرمايد:  انّک لعلي خلق عظيم.
ما بايد حضرت رسول الله (ص) را (علاوه بر تمامي وجوه انساني) در اخلاقيات نيز الگوي خود قرار داده و تسليم ايشان باشيم چراکه خداوند از ما چنين خواسته است.
علاوه بر ايشان و پيروي ايشان، ديگر اهل بيت عصمت و طهارت (ع) نيز براي ما الگو معرفي شده‌اند و ما بايد اخلاقيات و صفات خود را با اين بزرگواران هماهنگ کنيم. در زمان حيات مادي هر يک از اهل بيت (ع)، شيعيان سعي مي‌کردند که اخلاقيات و صفات خود را با آن امام حي (ع) ميزان کنند و در اين زمان نيز که دوره امامت امام مهدي (عج) مي‌باشد ما بايد شديدا مقيد باشيم که اخلاقيات خود را با اخلاقيات مهدوي (عج) هماهنگ کنيم. يعني آن اخلاقياتي که مناسب اين زمان است. از ثمرات زيباي اخلاقيات مهدوي (عج) اين خواهد بود که چهره اخلاقي انسان اشبه به امام (ع) مي‌گردد.
آنچيزي که ما در اين زمان بسيار به آن نيازمنديم، اخلاق مهدوي (عج) است. مقدار کمي از اخلاقيات مهدوي (عج) اثرات زيادي دارد چراکه خداوند اينگونه قرار داده است.
ما بايد اخلاقيات مهدوي (عج) را ياد بگيريم، هم خود بنوشيم و هم به ديگران بنوشانيم. ما که دوست داريم ياور امام زمان (عج) باشيم و همنشين ايشان گرديم بايد لايق اين همنشيني بشويم. ياوران مهدي(عج) بايد لايق مهدي (عج) گردند.
بايد که جمله جان شويم تا لايق جانان شويم.
اخلاق مهدوي (عج)؛ اخلاق السابقون السابقون
 در اخلاق مهدوي (عج) چه عناصري نمود دارد؟
بارزترين واجدين اخلاق مهدوي(عج) در بين گذشتگان و آيندگان، انبياء، رسولان (ع) و در مجموع "السابقون" هستند (السابقون السابقون اولئک المقربون - سوره واقعه، آيات 10 و 11). همان کساني که خداوند ماجراي زندگي آنها را در قرآن بيان کرده و به رفتار آنها افتخار مي‌کند. همان کساني که در ابتداي خلقت، عزم خود را بر ياري مهدي (عج) جزم کرده و همه حيات خود را در راه برپايي ملک مهدي (عج) صرف کرده و خواهند کرد. بي‌شک بررسي عناصر اخلاقي زندگي ايشان ما را به سمت شناخت اخلاق مهدوي (عج) رهنمون خواهد ساخت.
البته قصد نداريم در اين مجال به شرح تفصيلي اين مسئله بپردازيم چراکه بضاعت ما بسيار محدود و نيز پرداختن به آن نيازمند توفيقي ويژه از جانب خداوند متعال است.
شاخص‌ترين ويژگي اخلاقي کساني که خداوند آنها را با عنوان "السابقون" در قرآن مي‌نامد، قيام و حرکت است و اين ويژگي همان خصوصيت اساسي اخلاقيات مهدوي (عج) است. در اخلاقيات مهدوي، بلند شدن، بپاخاستن و حركت كردن وجود دارد. در اخلاقيات مهدوي، قيام كردن و به قيام كشاندن مردم بسيار نمود دارد. در اخلاقيات مهدوي، كلام يك شخص مهدوي نافذ است و انسانهاي خفته را از خواب بيدار مي‌كند و آنها را به سمت مهدوي شدن حرکت مي‌دهد و هدف اين حرکت ظهور مهدي (عج) و برپايي ملک ايشان خواهد بود.
وقتي به زندگي انبياء و رسولان (ع) و برخي ديگر از خوبان گذشته مي‌نگريم، عناصر ذکر شده فوق را بسيار پررنگ مي‌يابيم به نحوي که اساسا اصلي‌ترين هدف آنها در زندگي، بپاخاستن و حرکت کردن و حرکت دادن مردم به سمت اخلاقيات مهدوي و به سمت آمادگي براي ملک عظيم مهدي (عج) بوده است.
از اينرو مي‌توان يک معيار مناسب و کارآمد براي تمييز دادن اخلاقيات مهدوي (عج) از ديگر اخلاق‌ها داشت و آن معيار "حرکت به سمت ظهور" است.
از خداوند مي‌طلبيم که ما را بيش از پيش با اخلاقيات مهدوي (عج) آشنا کند و در مسير کسب آن حرکت دهد و اين تلاش ناچيز ما را مورد رضاي خود قرار دهد.

بالای صفحه

يهوديان لجوج

وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ (89)
و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد و از ديرباز [در انتظارش] بر كسانى كه كافر شده بودند پيروزى مى‏جستند ولى همين كه آنچه [كه اوصافش] را مى‏شناختند برايشان آمد انكارش كردند پس لعنت‏خدا بر كافران باد (89)
از امام صادق عليه السلام درباره آيه مورد بحث نقل شده كه : يهود در كتابهاى خويش ديده بودند كه محل هجرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بين كوه عير و كوه احد (1) خواهد بود.
يهود از سرزمين خويش بيرون آمدند و به جستجوى سرزمين مهاجرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله پرداختند. در اين ميان كوهى به نام حداد كه همان احد است ، رسيدند و در همان جا پراكنده شده ، هر يك در جايى مسكن گزيدند؛ بعضى در سرزمين تيما برخى در فدك و عده اى ديگر در خيبر (پس از مدتى ) آنان كه كه در تيما برخى در فدك و عده اى ديگر در خيبر. (پس از مدتى ) آنان كه كه در تيما بودند، ميل ديدار برادران خويش نمودند، در اين اثنا عربى عبور مى كرد، مركبى از او كرايه كردند. او گفت : من شما را از بين كوه عير و احد خواهم برد.به او گفتند: هنگامى كه بين اين دو كوه رسيديم ما را آگاه نما.
همين كه آنان به سرزمين مدينه رسيدند، مرد عرب اعلام كرد كه اين جا همان سرزمين است كه بين دو كوه عير و احد قرار گرفته ، سپس با دست اشاره كرد و گفت : اين عير است و آن هم احد. يهود از مركب پياده شدند و گفتند ما به مقصود رسيديم ، ديگر احتياجى به مركب تو نيست . به هر كجا مى خواهى برو!
نامه اى به برادران خويش نوشتند كه ما اين جا(بين دو كوه عير و احد) محل هجرت پيامبر عليه السلام را يافتيم شما هم به سوى ما كوچ كنيد! آنان در پاسخ نوشتند كه ما اين جا مسكن گزيده و خانه و اموالى تهيه كرده ايم و از آن سرزمين فاصله اى نداريم هنگامى كه پيامبر موعود مهاجرت نمود به سرعت به سوى شما خواهيم آمد يهود در سرزمين مدينه مانده اموال فراوانى كسب كردند اين خبر به سلطانى به نام تبع رسيد. او با آن جنگيد. يهود در قلعه هاى خويش متحصن شدند. وى هم آنها را محاصره كرد سپس به آنان امان داد. آنها به نزد سلطان آمدند. تبع كفت من اين سرزمين را پسنديده ام و در اين جا خواهم ماند.آنان در پاسخ گفتند:اين چنين نخواهد شد؛ زيرا اين سرزمين محل هجرت پيامبرى است كه جز او كسى نمى تواند - به عنوان رياست - در اين سرزمين بماند.
تبع گفت : بنابراين ، من از خاندان خويش كسانى را در اين جا قرار خواهم داد. تا هنگامى كه آن پيامبر آمد، وى را يارى نمايند؛ لذا دو قبيله معروف اوس و خزرج را در آن مكان قرار داد، به اموال يهود تجاوز نمودند.
يهوديان به آنها گفتند هنگامى كه محمد صلى الله عليه و آله مبعوث گردد، شما را از سرزمين ما بيرون خواهد كرد و دست شما را از اموال ما قطع خواهند نمود. هنگامى كه محمد صلى الله عليه و آله مبعوث شد. اوس و خزرج كه به نام انصار معروف شده بودند به او ايمان آوردند و يهود وى را انكار نمودند.

بالای صفحه

اسلحه غيرمجاز در نهاوند حادثه آفريد:
اصابت گلوله فرد ناشناس به نوجوان 13 ساله

بازيكنان دو تيم به وجد آمده‌اند؛ مثل هميشه پسر مربي تيم ميزبان براي تماشاي بازي تيم پدرش به زمين بازي آمده است؛ بازي شروع مي‌شود، تماشاچيان مشغول تشويق تيم‌شان هستند؛ ناگهان صداي تيري از سمت مرغداري پشت زمين بازي، توجه همه را به خود جلب مي‌كند...!
تماشاگران به سرعت پراكنده شده و صداي جيغ و فرياد به هوا بلند مي‌شود؛ مربي به سرعت به سراغ پسر 13 ساله‌اش مي‌دود و ناگهان با بدن خون‌آلود فرزندش مواجه مي‌شود. از قضا تيري كه توسط فرد مسلح شليك شده بود، به نزديكترين نقطه قلب پسر نوجوان برخورد مي‌كند.
زمين بازي فوتبال "ميلاب" از توابع شهرستان نهاوند، واقع در استان همدان، 9 فروردين شاهد زخمي شدن فرشيد، پسر نوجوان 13 ساله‌اي بود كه مورد اصابت گلوله فرد ناشناس قرار گرفت.
ابوالفتحي، پدر فرشيد، در تشريح اين حادثه مي‌گويد: هنگام برگزاري بازي فوتبال،‌ صداي شليك گلوله شنيده شد و در پي آن متوجه شدم كه گلوله به پسرم كه در بين تماشاگران بود، اصابت و از سمت چپ بدن پسرم عبور كرده و از سمت راست بدنش خارج شده است.
وي گفت: فرشيد را كه بر اثر شليك تير غرق در خون شده بود، ابتدا به بيمارستان نهاوند برديم تا اقدامات اوليه درماني بر روي وي انجام شود.
پدر فرشيد درباره جزئيات حادثه‌ افزود: گلوله از سمت مرغداري پشت زمين فوتبال با هدف قرار دادن فرد ديگري، شليك شد كه به خطا رفت و به پسرم كه در بين تماشاچيان بود،‌اصابت كرد.
وي از جزئيات بيشتر حادثه ابراز بي‌اطلاعي كرد و گفت: با شناسايي فرد ضارب، پليس بلافاصله پس از گزارش حادثه، در محل حاضر شده و وي را دستگير كرد.
به گفته ابوالفتحي، فرشيد در حال حاضر در بيمارستان تهران بستري است و تحت چندين عمل جراحي قرار گرفته است.
وي به درآمد ناچيز كارگري خود و مخارج 10 ميليون توماني عمل جراحي فرزندش اشاره و نسبت به اين كه افرادي امكان دستيابي به اسلحه گرم داشته و سبب بروز چنين حوادثي مي‌شوند، ابراز تاسف و از مسؤولان درخواست ياري كرد.

بالای صفحه

خاطرات قرآني

با صداي خاله به خود آمدم
- فيروزه جان چرا ميوه نمي‌خوري ؟
دختر خاله ، آهسته اما طوري كه همه شنيدند گفت : شايد روزه است !! بعد هم خنديد
بغضم را قورت دادم و شروع كردم به سرزنش خودم : كاش نيامده بودم . هر چند اون موقع هم هزار حرف و حديث پشت سرم بود . گذشته از اين نمي‌توانم كه با فاميل قطع رابطه كنم ! خدايا چكار كنم ؟ خسته شدم .
خاله با ظرف شيريني جلويم ايستاده بود و داشت تعارف مي‌كرد : فيروزه حواست كجاست خاله ؟ بفرما .
داشتم شيريني برمي‌داشتم كه صداي پسر خاله‌ام بلند شد : مواظب باش دستت را نامحرم نبيند !!
هيچ نگفتم اما نيش كنايه‌اش تمام تنم را سوزاند . خيلي سعي كردم كه اشك به چشمانم راه پيدا نكند . دلم خيلي گرفته بود . احساس بدي داشتم .
به خودم گفتم : آخر تو با يك چنين فاميلي چادر سر كردنت چي بود ؟ مگر نمي‌دانستي اين وضــــع پيش مي‌آيد اصلاً چرا به مهماني آمدي ؟!!
اين فكرها مثل گرداب ، ذهنم را در خود مي‌پيچيد كه صداي اذان به فريادم رسيد .
تا بلند شدم بچه‌ها گفتند : حاج آقا التماس دعا
با تلاش زياد لرزش صدايم را كنترل كردم و گفتم : ان‌شاءالله به همين زودي حاجيه خانم هم مي‌شوم .
تكبيره‌الاحرام نماز ، گويي آبي بر آتش دلم بود . راز و نياز با خداي برزگ اندكي آرامم كرد . بعد از نماز با خودم گفتم : خوب است از قرآن راه چاره بخواهم .
بسم الله گفتم و قرآن را باز كردم . آيات انتهايي سوره حجر آمد . همچنان كه آيات را مي‌خواندم با اشكهايم آنها را بدرقه مي‌كردم .
" آنچه را مأموري با صداي بلند بيان كن و از مشركان روي بگردان * ما شر استهزاء كنندگان را از تو دفع خواهيم كرد * آنان كه با خداي يكتا ، خداي ديگري گرفتند ، بزودي خواهند دانست * ما مي‌دانيم كه دلت از آنچه ( به طعنه و تكذيب ) مي‌گويند ، تنگ مي‌شود * پس به ستايش پروردگارت تسبيح گوي و از سجده كنندگان باش * دائم به پرستش پروردگارت مشغول باش تا يقين ( هنگام مرگ ) تو فرا رسد ."
وقتي به خود آمدم صفحه قرآن از اشك خيس شده بود و صفحه دلم وسعت دريا گرفته بود


جانباز ديگري آسماني شد

جانباز 70 در صد شيميايي پس از سالها تحمل درد و رنج حاصل از عارضه شيميايي در شهرستان کبودرآهنگ استان همدان به فيض شهادت نائل آمد. اکبر کريمي دستجرد بر اثر سرطان ريه ناشي از مواد شيميايي در بيمارستان ساسان تهران به ديدار حق شتافت. اين شهيد در سال 1365 در عمليات کربلاي 4 شيميايي شد. از اين شهيد والا مقام شش فرزند به يادگار مانده است. از اين شهيد گرانقدر در زادگاهش روستاي دستجرد به خاک سپرده شد. کبودرآهنک از توابع استان همدان داراي 98 گلزار شهيد شهري و روستايي و 600 شهيد و 1650 جانباز است.


برادر تازه داماد از کشتن "نوعروس" مي گويد

پرونده مردي که زن برادرش را قرباني جنايت کرد روي ميز پنج قاضي دادگاه کيفري تهران قرار گرفت.رسيدگي به اين پرونده از بامداد 26 مهر1385 پس از آن آغاز شد که افسر نگهبان کلانتري 148 انقلاب جنايت در يک ساختمان مسکوني را به دادسراي جنايي پايتخت خبر داد.
بازپرس حسين اصغر زاده (کشيک جنايي تهران) به همراه افسران دايره 10 اداره آگاهي مرکز به خانه مورد نظر رفت و با ديدن جنازه "مريم- ع" 23 ساله، رسيدگي به پرونده را در دستور کار خود قرار داد.
در آن ميان "خسرو" برادر33 ساله شوهر قرباني، با توجه به سرنخ هاي مکشوفه به عنوان متهم اصلي دستگير شد.
وي در بازجويي گفت:شب براي مهماني به خانه برادرم که يک ماه از عروسي اش مي گذشت رفتم که وضع روحي ام به هم ريخت. او براي تهيه داروي اعصاب به داروخانه رفت و من و مريم تنها شديم. نمي دانم چه شد که ناگهان زن برادرم را شيطان ديدم و احساس کردم بايد او را بکشم. بنابر اين چند ضربه با کارد ميوه خوري به سرش زدم که از پا افتاد.همان موقع مرد همسايه به نام رسول سر رسيد، در را شکست و وارد خانه شد که او را هم زخمي کردم.
پرونده خسرو با بازسازي صحنه جرم و صدور کيفرخواست، از سوي قاضي حيدري (داديار اظهار نظر دادسراي جنايي پايتخت) به دادگاه کيفري فرستاده شد.
برادر شورهر جنايتکار که بررسي پزشکي قانوني نشان مي دهد جنون ندارد قرار بود امروز در شعبه 71 دادگاه کيفري به رياست قاضي "نور ا... عزيز محمدي" محاکمه علني شود اما اين نشست به خاطر به حدنصاب نرسيدن شمار مستشاران به وقت ديگري موکول شد.گزارش ايسکانيوز مي افزايد، خانواده داغدار نوعروس براي "خسرو" حکم مرگ خواسته است.


جنازه اي آويزان از سيم

مرگ بي صداي مرد سالخورده اي در شرق پايتخت، بازپرس و پليس جنايي را مقابل فرضيه خودکشي قرار داد. عصر دوشنبه بازپرس "محمدحسين شاملوم کشيک جنايي پايتخت از مرگ مرموز مرد 72 ساله اي به نام "حسام" با خبر شد.
سپس اين مقام قضايي و افسران دايره 10 اداره آگاهي مرکز به ساختمان مورد نظر در شرق پايتخت رفتند و با ديدن جنازه "حسام" که به نظر مي رسد خود را با سيم برق ، حلق آويز کرد رسيدگي به ماجرا را در دستور کار خود قرار دادند.
شواهد نشان مي دهد او اواخر عمرش افسرده شده بود و به همين دليل به استقبال مرگ خودخواسته رفت.
با طرح اين فرضيه، جنازه براي آزمايش هاي سم شناسي و ... به پزشکي قانوني سپرده شد. گزارش ايسکانيوز مي افزايد، امروز پرونده براي رسيدگي قضايي و صدور جواز دفن به رييس شعبه اول دادسراي ناحيه 27 سپرده شد


کشف قايق 1100 ساله

قايق تک نفره( کانوي) تاريخي با تلاش باستان‌شناسان آمريکايي در ايالت فلوريدا کشف شد.
 قايق 1100 ساله اي که از چوب درخت کاج ساخته شده قديمي‌ترين نوعي به شمار مي رود که تاکنون در شکارگاه "ويدون" فلوريدا ديده شده است.
مدير مرکز زمين‌شناسي "ويدون" گفت:جلوي اين قايق به بالا، انحنا دارد که نشان مي دهددر آب‌هاي خروشان ، کاربرد خوبي داشت.
"بروس رينکر" ادامه داد: باستان‌شناسان معتقدند اندازه "کانوي" مورد نظر با گذشت زمان کوچک‌تر شده واز 45 به 39 فوت رسيده است.قايق تاريخي ، يادگار نخستين مردم "ويدون" ابه شمار مي رود و اسرار زيادي درباره فرهنگ اين منطقه در خود جا داده است.