پنج شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۱
 
۳ عترت  
 
شماره قبل

رابطه حديث با قرآن

اگر قرآن را به مثابه قانون اساسي اسلام بدانيم، حديث به منزله لوايحي است که با توجه به قانون اساسي براي تبيين جزئيات و راهکارهاي عملي آن تصويب مي‌شود. همان‌گونه که لوايح، در کنار قانون اساسي، نشانگر نگرشهاي بنيادين يک نظام سياسي است، مجموعه قرآن و روايات نيز بيانگر نظرگاههاي دين در عرصه‌هاي مختلف زندگي است. همان‌‌گونه که منشاء اعتبار لفظي و محتوايي قرآن اعتبار وحي است، روايات نيز اعتبار محتوايي خود را از وحي وام مي‌گيرد، بدين جهت ميان آنان هماهنگي برقرار است و هيچ‌گاه يکديگر را نقض نمي‌کنند. از اين‌رو گفته شده است که حديثِ مخالف قرآن، مردود است و قطعاً از معصوم صادر نشده است، اما حديث مي‌تواند به صورت تخصيص، تقييد، حکومت، ورود و ... در قرآن تأثير گذارد، چه، از اين امور به عنوان جمع عرفي ميان کتاب و سنّت و نه تناقض ياد مي‌شود.

*تدوين حديث در چه زماني صورت گرفت؟
 
ثبت و نگارش روايات به عنوان دومين منبع شناخت دين از امور مورد توجه پيشوايان ديني بوده است و در عصر پيامبر (صلي الله عليه و آله) شماري از مجموعه‌هاي روايي همچون صحيفه امام علي (عليه ‌السلام) و کتاب علي (عليه ‌السلام) فراهم آمد.
پس از رحلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نگارش و حتي نقل روايات به مدت يک قرن، تا عصر عمر بن عبدالعزيز، با منع شديد خلفا مواجه شد. عالمان اهل سنت اين منع را ناشي از نهي پيامبر (صلي الله عليه و آله) از کتابت حديث، امکان خلط حديث با قرآن، رويکرد مردم به احاديث به جاي قرآن و .. دانسته‌اند. اما عالمان شيعه ضمن پاسخ گفتن به اين توجيهات، انگيزه منع را دست‌يابي به اهداف سياسي به منظور مقابله با مکتب اهل بيت (عليهم السلام) ارزيابي کرده‌اند. از دست رفتن بخش عظيمي از ميراث روايي و نفوذ رواياتِ برساخته، از نتايج تلخ اين سياست بوده است.
اهل بيت (عليهم السلام) به رغم منع حاکمان از تدوين حديث، تمام کوشش خود را براي نشر احاديث و ثبت و ماندگاري آنها به‌ کار بستند. فراهم آمدن "اصول اربعمأة"، کثرت روايات شيعه و نيز پيراسته بودن بيشتر اين روايات در مقايسه با روايات اهل سنّت، گواه اين سخن است. پس از گذار از اين دوران و انتشار احاديث، کار تدوين احاديث در قرن دوم و تصنيف و تبويب آن در قالب جوامع روايي از قرن سوم هجري آغاز شد. کتب اربعه شيعه و صحاح ستّه اهل سنت از اين قرن به بعد پديدار شده است.

بالای صفحه

معاون امور فرهنگي و تبليغ سازمان تبليغات اسلامي :
عزاداري ايام فاطميه مطابق با منويات مقام معظم رهبري برگزار شود

معاون امور فرهنگي و تبليغ سازمان تبليغات اسلامي گفت: مراسم عزاداري ايام فاطميه بايد به گونه‌اي برگزار شود كه مطابق با منويات مقام معظم رهبري و علماي شيعه باشد.
 به گزارش اعتدال به نقل از روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، در ششمين نشست ساماندهي شئون فرهنگي در مناسبت‌هاي مذهبي علاوه بر بررسي و پيگيري مصوبه‌هاي پيشين، در مورد چگونگي برگزاري مراسم عزاداري در ايام فاطميه بحث و گفت‌وگو شد.
در اين نشست حسين روحاني‌نژاد، معاون امور فرهنگي و تبليغ سازمان گفت: متأسفانه در سال‌هاي اخير مراسم عزاداري ايام فاطميه با كميت‌ها و كيفيت‌هاي متفاوتي در جاهاي مختلف كشور برگزار مي‌شود.
وي با اشاره با طولاني بودن مدت ايام فاطميه در بعضي از جاها گفت: اختلاف در مدت ايام فاطميه مردم را سرگردان كرده است، طوري كه خيلي از آن‌ها مجبور مي‌شوند بعضي از برنامه‌هاي خود مثل برگزاري مراسم عروسي را تا مدت‌ها به تأخير بيندازند.
وي ادامه داد: مراسم عزاداري ائمه اطهار (ع) بايد به گونه‌اي برگزار شود كه مطابق با منويات مقام معظم رهبري و علماي شيعه باشد.
در اين نشست قادر فاضلي نماينده وزارت كشور، داوود رنجبران نماينده نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه‌ها، رضا اسكندري نماينده دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، حميدرضا ارباب سليماني نماينده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و همچنين نماينده وزارت اطلاعات حضور داشتند كه هر يك طرح‌ها و پيشنهادات خود را در مورد چگونگي برگزاري مراسم عزاداري ايام فاطميه ارائه دادند.
در پايان اين نشست كه بعد از ظهر روز گذشته برگزار شد، سيد مهدي خاموشي، رئيس سازمان تبليغات اسلامي با اهداي لوحي از برخي حاضران تقدير كرد.

بالای صفحه

رييس ستاد بازسازي عتبات عاليات کشور:
فعاليت ما قانوني است
مديريت حرم مطهر امام حسين(ع): صلاحيتي به هيچ ارگاني براي اخذ هدايا و نذورات مردمي داده نشده است
رييس ستاد بازسازي عتبات عاليات کشور در واکنش به اعلام مديريت حرم مطهر امام حسين(ع) مبني بر عدم ارتباط مالي موسسات اخذ هداياي و نزورات مردمي خارج از عراق با حرم مطهر تاکيد کرد: اين ستاد در اداره ثبت شرکت ها ثبت شده، زير نظر وزارت کشور اداره مي شود و مورد هزينه نذورات نيز مشخص است. 
 در پي بخش اعلاميه هايي از سوي مديريت حرم مطهر امام حسين(ع) در بيست و يکمين نمايشگاه کتاب تهران مبني بر عدم ارتباط موسسات خارج از عراق که هدايا و نذورات مردمي را جمع آوري مي کنند با حرم مطهر حضرت امام حسين، در همين خصوص خيمه گفت و گويي با منصور حقيقت پور، رييس ستاد بازسازي عتبات عاليات و پشتيباني عراق صورت داده که در ذيل مي خوانيد؛
- لطفا در مورد ماهيت ستاد بازسازي عتبات صحبت بفرماييد:
اين ستاد در اداره ثبت شرکت‌ها به ثبت رسيده و هم اکنون ثبت آن به عنوان يک تشکل مردم‌نهاد (NGO) در دست پيگيري است. در اساسنامه اين مجموعه پيگيري منويات رهبري و دولت در خصوص عتبات عاليات در نظر گرفته شده است.
- حوزه فعاليت ستاد عتبات عاليات در کدام شهرها است؟
در تمام شهرها انجام مي‌شود. يعني ما 500 شعبه داريم.
- مجوز فعاليت ستاد از کجاست؟
استانداري‌ها و فرمانداري‌ها در جريان هستند و در واقع زير نظر وزارت کشور است. فرمانداري‌ها و استانداري‌ها به طور نامحسوس پشتيبان اين‌ها هستند.
- در حال حاضر فعاليت‌تان در کدام يک از شهرهاي عراق متمرکز است؟
همه عتبات به جز سامرا. سامرا را خود دولت انجام مي‌دهد و ما پشت صحنه‌ايم.
-  براي هدايا و نذورات جمع‌آوري شده چه برنامه‌اي داريد؟
اين مورد در واقع جزو کمک‌هاي عام است. ما حسابي به نام بازسازي عتبات عاليات داريم. براي سامرا و کربلا هم برنامه جداگانه‌اي داريم. نذوراتي که مورد هزينه‌ي آن مشخص شده است، در همان بخش و مابقي را در بخش مديريت خرج مي‌کنيم.
-  آيا تا به حال گزارشي از مبالغ دريافتي از سوي ستاد منتشر شده است؟
بله سايت atabat.org هست. و نيز از ستادها گزارش‌هايي مي‌دهند و مسئولين هم مسئوليني شناخته شده و مردمي هستند. مي‌روند و پروژه‌ها را مي‌بينند.
- طرف قرارداد شما در کشور عراق چه کسي است؟ دولت يا مديريت حرم؟
ما با مديريت حرم و دانشگاه‌ها و بخش سياسي در تماسيم. اگر پروژه‌اي بخواهد درگير با بخش شهري و معماري شهري شود، قطعاً با مقامات شهري و استاني و افرادي که در بالا هستند ارتباط مي‌گيريم.
طرح توسعه حرم امام علي (ع) را با استانداري و وزارت شهرداري‌هاي عراق در حال پيگيري هستيم و از دانشگاه کوفه نيز پشتيباني مي‌شود.
-  در لوح يادبود گنبد امام جواد (ع) که چندي پيش افتتاح شد، اسمي از ايران نيامده است و فقط نوشته‌اند به همت يکي از آقايان آن‌جا انجام شده است.
روال‌شان همين است. مي‌خواهند ايران لجستيک باشد و تأمين کننده اين اقدامات، ولي نه به نام ايران. در همان گنبد اسم مقام معظم رهبري و آرم جمهوري اسلامي را زده‌اند.
- به نظر شما اگر مبالغ جمع‌آوري شده مستقيماً به مديريت حرم تحويل داده شود مشکلي پيش مي‌آيد؟
بله، اولاً که بايد اطمينان پيدا کنيم پول کجا مصرف مي‌شود. چون هزاران مشکل دارند، احتمال دارد پولي را که براي ضريح مي‌دهيم خرج مستخدمين آن‌ها کنند. پس ما مردم را تشويق نمي‌کنيم که پول در ضريح بيندازند. بيلبوردهاي ما در مرز نصب است که نوشته‌ايم اگر نذري داريد، و مي‌خواهيد کاري انجام شود، به ستاد بدهيد.
- به نظر شما، امکان انجام اموري مانند ساخت و ضريح و ...در داخل کشور عراق وجود ندارد؟
امکان ندارد. اين اقدامات هنري اقداماتي است که سابقه دو هزار ساله و سه هزارساله دارد و در کوتاه مدت نمي‌توان به چنين هنري دست يافت.
گفتني است در بروشور دفتر امور فرهنگي و تبليغاتي حرم مطهر امام حسين(ع) آماده است: صلاحيت به هيچ ارگاني و يا موسسه اي براي اخذ هدايا و نزورات مردمي مربوط به حرم مقدس امام حسين داده نشده است و هيچ انجمني براي تعمير و بازسازي عتبات مقدسه در خارج از عراق داير نيست.
همچنين در اين بروشور بااشاره به اين که با توجه به جمع آوري هدايا و نزورات توسط موسسات و انجمن هاي مختلف در سراسر جهان و عدم ارسال َآن تاکنون به حرم مطهر حسيني تاکيد شده است: جهت بازسازي و تعمير و يا جمع آوري هدايا و نذورات عتبات مقدسه در کشور برادر جمهوري اسلامي ايران يا هر کشور ديگري هرگونه موسسه ، ارگان، انجمن و يا نماينده اي وابسته به اين مديريت وجود نداشته و تنها مرجع ذي صلاح در اين رابطه دفاتر مستقر در حرم مطهر امام حسين مي باشند.
بالای صفحه

در مشهد برگزار شد
نخستين نشست از سلسله همايش هاي تخصصي فاطمه شناسي

سلسله همايش هاي تخصصي "فاطمه شناسي" به همت اداره امور فرهنگي آستان قدس رضوي در حال برگزاري است.
رضا خوراکيان، مسؤول اداره امور فرهنگي آستان قدس رضوي، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري رسا گفت: نخستين نشست از سلسله همايش هاي تخصصي "فاطمه شناسي"، با حضور حجت الاسلام انصاري بحريني، استاد حوزه علميه خراسان، پانزدهم تا هجدهم ارديبهشت ماه در مشهد برگزار شد.
وي برگزاري اين گونه نشست ها را به منظور ارائه مباحث تخصصي به زائران نخبه، طلاب، دانشجويان و اساتيد دانست و افزود: سعي شده است بيشتر مخاطبان از افرادي باشند که توانايي تبليغ و انتقال نتايج مباحث را در مدارس، حوزه ها و دانشگاه ها داشته باشند.
خوراکيان با بيان اين‌که نشست ها به صورت هم انديشي و پرسش و پاسخ برگزار مي شود، تصريح کرد: در اولين نشست از سلسله همايش هاي فاطمه شناسي، شأن نزول آيه مبارکه تطهير، که از جمله آيات در شأن حضرت زهرا(س) و اهل بيت(ع) است، با حضور حجت الاسلام انصاري بحريني تحليل و بررسي شد.
وي ادامه داد: توجه به فرازهاي مختلف قرآن به عنوان کليد فهم آن، روش شگفت انگيز هدايتي قرآن، تبليغات معاصر، رابطه ميان زنان پيامبر(ص) و اهل بيت عصمت و طهارت(ع)، چگونگي برخورد قرآن با زنان پيامبر(ص) و ويژگي منحصر به فرد حضرت زهرا(س) از جمله مباحثي بود که در اين همايش بدان پرداخته شد.
خوراكيان اظهار داشت: در اولين روز اين هم انديشي همچنين چگونگي حضور و تعامل زن امروز با جامعه با توجه به آيه تطهير، از سوي حاضران مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
گفتني است، آخرين روز از نخستين نشست سلسله همايش هاي تخصصي فاطمه شناسي از ساعت هفده تا نوزده ديروز در محل تالار بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي واقع در جنب دوربرگردان طبرسي حرم مطهر برگزار شد.

بالای صفحه

از ولايت چه مي دانيد
قسمت بيست وهشتم
تاثير مجالست در انسان
اخلاق و ملكات و عقائد و روحيه افراد بنى آدم نيز از اين اصل كلى خارج نيست، بتجربه ثابت است كه معاشرت با نيكان بر روى انسان اثر مى‏گذارد، و معاشرت با بدان نيز مؤثر است، چه بسا شخص پاك‏فطرت و نيك كردارى كه در اثر برخورد با رفيق نااهل، كم‏كم و رفته رفته آن صفاى باطن خود را از دست داده، دلش تاريك، و روحش خفه گرديده است، و بالعكس شخص زشت كردارى در اثر برخورد با صاحب دلى، تغيير روش داده، و كم‏كم نيت و بتبع آن افعالش صالح، و نيكو شده است.
لذا در تعاليم اسلام بسيار وارد است كه انسان خوب است‏ با نيكان صحبت داشته باشد، و از انس و دلبستگى با اشرار خوددارى كند، حتى مجالست ‏يك جلسه در انسان مؤثر است، خواه به سكوت بگذرد، و خواه به مذاكره، چون تاثير ارواح در يكدگر محتاج به مذاكره نيست، دو روحى كه با يكديگر انس و ملايمت دارند هر يك به روى ديگرى اثر مى‏گذارد.
انسان براى آنكه اخلاق و صفات او به اخلاق و صفات انسانى كامل درآيد، بايد دل و روحيه خود را به اصل و علت اخلاق و صفات نيك آشنا كند، تا در اثر برخورد، آن محامد در انسان اثر بگذارد، بايد كانون دل خود را به منبع علم و معرفت و حيات متصل كند، تا از آن نيز بقدر سعه و استعداد در او علم و معرفت و حياتى حاصل گردد.
همانطور كه در لوله ‏كشى آب شهرها يك منبع عظيم موجود و بخانه‏ هاى بسيار، طبق ظروف و استعدادات، آب داده ميشود، همينطور علت و منبع حيات و معرفت‏بايد بوسيله تسليم و پيروى و خضوع دلها بقدر سعه و ظرفيت آنها، آنها را اشباع و سيراب نمايد.
و براى اين موضوع دو امر ضرورت دارد، يكى وجود آن اصل و علت، يعنى مبدء افاضه علم و حيات، و ديگرى تسليم و تلقى و خضوع، تا آن علت‏بتواند كار خود را بنمايد، چون تسليم براى تلقى علم و معارف حكم شروط را داشته و از مقدمات معده محسوب مى‏گردد.
*قلب امام كانون افاضه علوم است
مبدا افاضه علم، قلب امام است، كه بواسطه سيطره بر ملكوت موجودات، بهر موجود بقدر استعداد افاضه مى‏كند"و جعلناهم ائمة يهدون بامرنا"[236]
هدايت‏به امر خدا، همان رهبرى افراد بشر است، از راه ملكوت و نفوس آنها.
فلذا هميشه بايد در عالم امام زنده باشد و از آيه‏"يوم ندعوا كل اناس بامامهم‏"[237] استفاده كرديم كه امام در هر زمان موجود است، و بوسيله آن يك يك از افراد بشر خوانده مى‏شوند، و اين يك اصل مسلم و صحيحى است كه در ميان جميع اديان و مذاهب عالم، مذهب اسلام در روى آن اتكاء دارد، و تعيين امام بر جامعه را از طرف خدا مى‏داند، و او را صاحب قلب و محيط بر ملكوت و معصوم از خطا و گناه معرفى مى‏كند، و شيعه كه بر اساس تعاليم اسلام از اين موضوع بهرمند است، روش خود را بر واقع و حقيقت دستورات اسلام قرار داده، و اهل تسنن كه اين موضوع را مراعات نمى‏كنند دستشان از منبع حيات و علم كوتاه، و همانطور كه سابقا اشاره شد از اسلام بالمعنى الحقيقى بى‏بهره‏اند.
و روى همين اصل است كه بعد از رسول خدا نياز به امام زنده است، كه وجود مقدس اميرالمؤمنين عليه السلام باشد، اين براى آن است كه توسط آن قلب زنده و بيدار كه در عالم جمع واقعست، افراد بنى آدم به بهره حيات و علوم خود مى‏رسند، و الا اگر مجرد عمل كافى بود با نداى كفانا كتاب الله هر كس در زاويه نفس، و بيغوله تاريك آن مى‏خزيد، و تا آخر عمر قدمى از نفس و هواى آن فراتر نمى‏گذارد.
چون القا كننده معارف قرآن به قلب انسان، امام است، و بدون آن انسان نابيناى متهوس به شهوات و منغمر در لذات، آيات قرآن را وسيله‏اى براى رسيدن به منويات خود تفسير و تاويل مى‏كند، و بنابراين هر چه عمل كند از دائره اميال نفسانيه او خارج نيست، و چنين قرآنى بدون روح زنده و دراك امام، لا يزيد من الله الا بعدا.
*شيعه اساس تعاليم اسلام را بر امامت ميداند
شيعه مى‏گويد اساس تعاليم اسلام بر اساس امامت است. در زمان رسول الله خود آن حضرت امام بوده‏اند، و توسط آن قلب بيدار كه در منبع علوم‏"فاوحى الى عبده ما اوحى‏"[238] قرار گرفته، به دلهاى امت افاضه معارف مى‏گردد، و بعد از آن حضرت توسط ائمه اطهار، يكى بعد از ديگرى تا حضرت بقية الله الاعظم عجل الله تعالى فرجه الشريف، توسط آن كانونهاى حيات و معرفت، هر قلبى به اندازه سعه خود اشباع مى‏شود.
و اما موضوع ديگر تسليم و خضوع و پيروى از امام است كه قلب را مستعد و آماده تلقى و اخذ معارف و علوم مى‏كند، و اين خصوصيت در شيعه است، لذا ديده مى‏شود كه در شيعه صفت محبت، و وفا و صفا، و انفاق، و ايثار و قضاى حوائج ‏بشر، و رقت قلب، و عاطفه و نظاير آنها از صفات پسنديده به مقدار معتنابهى از عامه بيشتر است، اين بوسيله روح تسليم و خضوع در مقابل معلم بشريت و مبدء تعليم و تربيت است، خواه امام حضور داشته باشد و خواه غائب باشد، چون تاثير و تاثر ارواح نياز بسيارى به حضور ندارد، ماده نيست كه شرط تاثيرش در ماده ديگر، قرب مكانى و مماسه خارجى باشد، تاثير فعليت نفس فعال، در استعدادات نفوس قابله است، و چون عالم ملكوت از زمان و مكان بيرون است، لذا در هر قلبى تاثير فعليت آثار حياتى امام را مى‏توان يافت، امام اگر در مشرق عالم باشد و پيرو امام در مغرب، باز قلب پيرو استفاده خود را مى‏برد، همانطور كه انسان در اثر محبت‏به فرزند هميشه بياد اوست، چه فرزندش در نزد او باشد، يا سفر كند، صورت فرزند در دل اوست، و هميشه با اوست، همينطور اگر جلوات امام در قلب مؤمن پيدا شود، هر جا باشد در اثر انعكاس آن صورت حقه از آن معدن بيكران آب حيات برخوردار مى‏شود.
لذا شيعه و لو در زمان غيبت، بعلت توجه كامل به مصدر خيرات و علوم از آن كانون علم و معرفت‏ بهرمند مى‏شود، گر چه بدون ترديد حضور امام اثرش بيشتر و فوائدش بمقدار فراوانى زيادتر است، بخلاف غير شيعه كه دل آنها باين معدن ارتباطى ندارد، نفس آنها در خود متحير و راهى بخارج از خود باز نمى‏نمايد.
*شيعه داراى ملاطفت و رقت و ملايمت است
ابن ابى الحديد ميگويد: و بقى هذا الخلق متوارثا متناقلا فى محبيه و اوليائه الى الآن كما بقى الحسد و الخشونة و الوعورة فى الجانب الاخر، و من له ادنى معرفة باخلاق الناس و عوائدهم يعرف ذلك[239]
پس از آنكه قدرى از صفات اميرالمؤمنين عليه السلام را ذكر مى‏كند مى‏گويد: و اين اخلاق به نحو توارث در محبين و دوستان آن حضرت نقل شده، و الى الآن وجود دارد، كما آنكه آن حسد و خشونت و سنگين دلى در جانب ديگر كه غير شيعه است موجود است، و كسيكه كوچكترين معرفت‏به اخلاق مردم و نتائج افعال مكتسبه آنان داشته باشد اين سر و حقيقت را به خوبى ادراك مى‏كند.
در اثر اتصال قلوب پيروان امام بقلب امام معارف و علوم الهيه در قلب جارى مى‏شود، و علت آنكه مؤمنين در بهشت داراى نهرهاى آب زلال هستند در اثر همان اتصال قلب و بهرمند شدن از چشمه فضائل آنانست. در قرآن مجيد بسيار ديده مى‏شود كه براى مؤمنين در بهشت‏"جنات تجرى من تحتها الانهار"را وعده ميدهد مانند:
*بهشت تجلى صفات و اعمال است
"ان الله يدخل الذين آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار"[240]
خداوند مؤمنينى را كه عمل شايسته‏اى انجام دهند در بهشتهائى كه درختان آن سر به هم آورده، و زمين آنرا سايه انداخته، و از تابش آفتاب حفظ مى‏كند، و در آنجا نهرهائى جريان دارد وارد مى‏كند، چون سابقا گفتيم كه بهشت، ظهور و بروز عالم نفس مؤمن است در آخرت، و چون نفس مؤمن بعلت اطمينان به خدا و سكينه و آرامش كه پيدا نموده است، از حرارت و سوختگى ياس و ناكامى و گرد و غبار و طوفان خاطرات شيطانى، و نوسانهاى فكرى، و اضطرابات اخلاقى، نجات پيدا كرده و در رحمت‏خدا و مقام امن و امان دلخوش بوده، و با يك دنيا نشاط و لذت حتى در دقيق‏ترين دقائق مانند سكرات مرگ دل بخدا داده، وآرام و داراى مقام سكينه مى‏باشد، لذا در آخرت كه ملكوت اشياء ظهور مى‏كند، ملكوت نفس مؤمن بصورت بهشتى است كه درختان آن باندازه‏اى سر بهم آورده، و شاخ و برگهاى اعمال صالحه در هم فرورفته، و زمين را سايه انداخته است، كه ابدا در آنجا از تابش سوزنده خورشيد گداخته، يا طوفان حوادث، و گرد و غبار خيالات، و خواطر شيطانيه، راه ندارد.
چه ما بهشت را از نقطه نظر تجسم اعمال ظهور ملكوت نفس مؤمن بدانيم، يا بعنوان جزاى مترتب بر عمل بدانيم، در هر حال نتيجه يكى است،
شاهد بر اين معنى خطابى است كه خداى تعالى شانه بآدم بوالبشر قبل از ورودش در اين نشاه مى‏كند"فقلنا يا آدم ان هذا عدو لك و لزوجك فلا يخرجنكما من الجنة فتشقى-ان لك الا تجوع فيها و لا تعرى-و انك لا تظمئوا فيها و لا تضحى‏"[241]
خداوند در خطاب بآدم فرمود: در اين بهشت كه خواطر نفسانيه نيست، و اضطرابات خيالات و قواى واهمه راه ندارد، هيچگاه گرسنه و عريان نخواهى شد، و هيچگاه تشنه و آفتاب زده نخواهى شد، گرسنگى و تشنگى، و عريانى و گرما، و حرارت و گداختگى، بر اثر تسلط نفس اماره بر انسان بوده، ولى در بهشت كه قلب انسان آرام و هيچ خاطره‏اى به انسان راه ندارد آنجا"فى مقعد صدق عند مليك مقتدر"[242] جاى استراحت است.
افرادى هم كه با ايمان و عمل صالح از دنيا رجوع بخدا مى‏نمايند، در آن بهشت تفصيلا قرار گرفته، و در زير سايه درختان سر بهم آورنده آن ميآرمند.
ادامه دارد
چگونگي آغاز امامت حضرت مهدي عليه السلام
قسمت بيست ششم
يگانه ديدار عمومي حضرت مهدي عليه السلام در دوران غيبت برنامه اقامه نماز بر بدن مبارک امام عسکري عليه السلام بوده و از آن پس چنين اتفاقي نيفتاده است.
داستان اول به نقل از ابوالاديان يکي از خدمتکاران خانه امام عسکري عليه السلام
در آن بيماري که منجر به وفات امام حسن عسکري عليه السلام شد، ايشان نامه هايي نوشت و فرمود:
آنها را به مداين برسان. چهارده روز آن جا نخواهي بود و روز پانزدهم وارد سامرا خواهي شد و از آن جا صداي واويلا مي شنوي و مرا در جايگاه شست و شو مي يابي.
به ايشان گفتم: اي آقاي من! چون اين امر واقع شود، امام و جانشين شما که خواهد بود؟
فرمود: هر کس پاسخ نامه هاي مرا از تو خواست، همو قائم پس از من خواهد بود.
گفتم: ديگر چه؟
فرمود:کسي که بر من نماز خواند، همو قائم پس از من خواهد بود.
گفتم: ديگرچه؟
فرمود: کسي که بگويد در آن هميان (کيسه اي که اشياي قيمتي در آن مي گذاشتند) چيست، همو قائم پس از من خواهد بود.
هيبت آن حضرت مانع شد که از او بپرسم: در آن هميان چيست؟
نامه ها را به مداين بردم و پاسخ آنها را گرفتم و همان گونه که فرموده بود، روز پانزدهم به سامرا رسيدم. به ناگاه صداي گريه و شيون از سراي آن حضرت شنيدم و او را بر محل غسل دادن يافتم. برادرش جعفربن علي را بر در سرا و شيعيان را بر در خانه اش ديدم که وي را به مرگ برادر تسليت و بر امامت تبريک مي گويند. با خود گفتم: اگر اين امام است که امامت باطل خواهد بود، زيرا مي دانستم که او شراب مي نوشد و قمار مي کند و تار مي زند، پيش رفتم و تبريک و تسليت گفتم. او از من چيزي نپرسيد، آن گاه عُقيد بيرون آمد و گفت: اي آقاي من! برادرت کفن شده است، برخيز و بر او نماز بگزار! جعفربن علي داخل شد و برخي از شيعيان مانند سمان و حسن بن علي- که معتصم او را کشت و به سلمه معروف بود- در اطراف وي بودند.
جعفربن علي پيش رفت تا بر برادرش نماز گزارد. چون خواست تکبير گويد، کودکي گندم گون با گيسواني مجعد و دندان هاي پيوسته، بيرون آمد و رداي جعفربن علي را گرفت و گفت:
"اي عمو! عقب برو که من به نمازگزاردن بر پدرم سزاوارترم".
جعفر با چهره اي رنگ پريده و زرد عقب رفت. آن کودک پيش آمد و بر او نماز گزارد. سپس امام عسکري عليه السلام کنار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شد. سپس آن کودک گفت:
اي بصري! پاسخ نامه هايي را که همراه تو است بياور.
آنها را به او دادم و با خود گفتم: اين دو نشانه، باقي مي ماند هميان، آن گاه نزد جعفربن علي رفتم، در حالي که او آه مي کشيد! حاجز وشّاء به او گفت: اي آقاي من! آن کودک کيست تا بر او اقامه حجت کنيم؟ گفت: به خدا سوگند! هرگز او را نديده ام و او را نمي شناسم! ما نشسته بوديم که گروهي از اهل قم آمدند و از امام عسکري عليه السلام پرسش کردند و فهميدند که او در گذشته است و گفتند: به چه کسي تسليت بگوييم؟ مردم به جعفربن علي اشاره کردند، آنان بر او سلام کردند و به او تبريک و تسليت گفتند و پرسيدند: همراه ما نامه ها و اموالي است، بگو نامه ها از کيست و اموال چقدر است؟
جعفر در حالي که جامه هاي خود را تکان مي داد، برخاست و گفت: آيا از ما علم غيب مي خواهيد؟ راوي گويد: خادم از خانه بيرون آمد و گفت: نامه هاي فلاني و فلاني همراه شماست و همياني که درون آن هزار دينار است و نقش ده دينار آن محو شده است. آنان نامه ها و اموال را به او دادند و گفتند: آن که تو را براي گرفتن اينها فرستاد، همو امام است.
در اين جعفر بن علي نزد معتمد عباسي رفت و ماجراي آن کودک را گزارش داد، معتمد کارگزاران خود را فرستاد و اهل خانه حضرت را گرفتند و از آن ها مطالبه آن کودک را کردند، اهل خانه منکر او شدند تا به اين وسيله کودک را از نگاه آنان پنهان سازند.(1)
*****داستان دوم به نقل از ابراهيم پسر محمد تبريزي
روز رحلت امام حسن عسکري عليه السلام در سامرا وارد خانه امام شدم، جنازه آن حضرت را آوردند و ما 39نفر بوديم که يک کودک به ظاهر ده ساله بيرون آمد، عباي خود را بر سر مبارکش کشيده بود، هنگامي که در صحن خانه ظاهر شد، همه ما پيش از آن که او را بشناسيم، در مقابل شکوه، هيبت، عظمت و وقار او بي اختيار برخاستم، در برابر جنازه ايستاد و همگي پشت سرش صف کشيديم و به امامت او بر پدربزرگوارش نماز خوانديم؛ چون از نماز فارغ شد به يکي از اتاق هاي منزل وارد شد که از غير آن بيرون آمده بود.(2)
 
اما اين که چه دليلي بر اين موضوع وجود داشت که حضرت همه خطرها را به جان خريده مقابل ديد مردم قرار گيرد، يکي از استادان معاصر مي نويسد:
در اين روز، چهار امر باعث شد، تا حضرت مهدي عليه السلام خود را به گروهي از مردم بنماياند و به حوزه کساني که براي مراسم تشييع و خاک سپاري امام يازدهم حاضر شده بودند آشکارا پا نهد:
1. اين که بايد امام بر جنازه امام نماز گزارد. مهدي عليه السلام براي رعايت اين سنت الهي و سرِّ رباني، لازم بود که ظاهر شود و بر پيکر پدر نماز گزارد.
2. اين که جلوگيري شود از اين امر، که کسي از سوي خليفه بيايد و بر پيکر امام نماز بخواند و سپس جريان امامت ختم شده اعلام گردد و خليفه جابرعباسي، وارث امامت شيعي معرفي شود.
3. اين که جلوگيري شود، از روي دادن انحراف داخلي در جريان امامت، زيرا که جعفربن علي الهادي، معروف به جعفرکذاب، که برادر امام عسکري عليه السلام بود و درصدد ادعاي امامت بود، آمد تا بر پيکر امام درگذشته نماز گزارد.
4. اين که ادامه جريان امامت حقّه و ولايت اسلاميه تثبيت شود، و بر معتقدان به امامت معلوم گردد، که از پس امام حسن عسکري عليه السلام، امام ديگري، امام دوازدهم، حامل اين وراثت معنوي و رسالت اسلامي و ولايت ديني و دنيايي است و او هست، تولد يافته و موجود است.
به اين علت ها بود که مردمي که براي انجام مراسم آمده بودند ناگاه ديدند، که کودکي خردسال، اما در نهايت شکوه و حشمت همچون خورشيدي فروزان، از اندرون سرا به درآمد و عموي خود جعفر را، که آماده ي نمازگزاردن بر پيکر پيشواي فقيد شده بود، به يک سو زد و بر پيکر پدر نماز گزارد.(3)
بنابراين مي توان گفت يگانه ديدار عمومي آن حضرت در دوران غيبت همين برنامه اقامه نماز بر بدن مبارک امام عسکري عليه السلام بود و از آن پس چنين اتفاقي نيفتاده است.
ادامه دارد
پي نوشت ها:
1. شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمه، ج2، ص475؛ باب43، ح25. همچنين ر.ک: نيلي نجفي، منتخب الانوار المضيئة، ص157؛ قطب الدين راوندي، الخرائج و الجرائح، ج3، ص1101.