طبقهبندي اسامي
سورههاي قرآن
قسمت اول:
نويسنده: (دكتر عبدالمهدي جلالي)
********** گروه بندي بر اساس: سوره و آيه
اشاره قرآن كريم در قالب مجموعه آياتي نازل شده كه خداوند متعال آنها را به سوره نام بردار ساخته است . از زمان رسول خدا (ص) ، هر يك از سورهها به نام ويژهاي شهرت يافته و نخستين نام سورهها از زبان آن حضرت شنيده شده است. پرسشي كه در اين جا مطرح شده اين است كه : آيا اين نامگذاري بر مبناي اصول خاصي و يا حكمتهاي ويژهاي صورت گرفته است يا اين كه به صورت اتفاقي و صرفاً براي تشخيص سورهها از يكديگر بوده است؟
نويسندهي محترم ضمن رد فرضيهي " بي نظمي و پريشان پويي" در تمسيهي سورهها، بر اين ديد گاه است كه " عقل گرايي " ، "روشمندي" و " بهگزيني " در گزينش نام سورهها دخالت داشته است . به طوري كه اين نام گذاري خود داراي پيامهاي حكيمانهاي براي مخاطبان است . اين مقاله در دو بخش سامان يافته است؛ در بخش نخست، عناوين سورهها در بيستطبقهي كلي طبقهبندي شده است . در بخش دوم، ضمن برشمردن نام يك يك سورهها ، جايگاه هر يك از آنها در طبقههاي ياد شده تعيين گرديده است.
كليد واژهها : نام سورهها ، تسميه(نامگذاري) سورهها، وجهتسميه، تنوع تسميه، طبقهبندي نام سورهها . 1 ـ مقدمه قرآن كريم داراي 114 سوره است كه هر يك به نام ويژهاي نام دار است . برخي از سورهها علاوه بر نام اصلي، به چند نام فرعي ديگر نيز شناخته ميشوند. دربارهي نامگذاري سورهها ، پرسشهاي چندي مطرح است؛ پرسشهاي زير از آن جملهاند:
* ـ آيا نام سورهها توقيفي است ؟
* آيا اين نامها همچون خود سورهها و حي الاهي است؟
*ـ آيا سورهها توسط شخص رسول اكرم(ص) نامگذاري شده است؟
* ـ آيا در اين نامگذاري هدف خاصي مورد نظر بوده است؟
در اين نوشتار، پرسش اخير را مورد تحقيق قرار داده و نشان دادهايم كه در جريان نامگذاري سورهها ـ صرفنظر از اين كه چه كسي انجام داده است ـ نوعي كوشش منظم و معقول دستاندكار بوده است. ما كوشيدهايم ناماي موجود در مصحف را از نظر جايگاهشان در خود سورهها طبقهبندي كنيم. 2ـ طبقهبندي نامهاي سورهها
درنامگذاري سورههاي قرآن كريم شيوههاي متعدد و متنوعي به كار گرفته شده و كوششي حكيمانه اعمال گشته است به نحوي كه ميتوان ساز و كار نامگذاري سورهها را فرآيندي هدفمند براي نمودن " مضامين اصلي قرآن كريم " در " پيكرهي نام سورهها " به حساب آورد. اين شيوهها را در 20 عنوان به شرح ذيل طبقهبندي كردهايم:
1ـ ناميدن سوره به نامي كه بيانگر مكان سوره در قرآن كريم است، نظير "فاتحه".
2ـ ناميدن سوره به نامي كه در سرتاسر قرآن كريم، اختصاصاً در همان سوره آمده و اين ويژگي، شاخص ممتازي براي تمييز و تشخيص آن سوره است، مانند " انفال " و " قريش " .
3 ـ ناميدن سوره به نامي كه بيانگر بخشي از محتواي سوره واز قبيل ناميدن كل به جزء است، مانند " توبه" و " مريم " .
4 ـ ناميدن سوره به كلمهاي كه نماد پديده يا رخدادي اعجازآميز يا ملكوتي و صرفاً در همان سوره ذكر شده است، مانند: " مائده" و " كهف".
5ـ ناميدنسوره به اسمي كه آيههاي سوره، پاك در عنان آن عنوان رواناند،مانند " يوسف " و " نوح " .
6ـ ناميدن سوره به ساختاري صرفي، برگرفته از صيغهاي از يك فعل كه آن صيغهي فعل، صرفاً در همان سوره آمده و در جاي ديگري از قرآن نيامده است، مانند : " إسراء " و " إنفطار".
7ـ ناميدن سوره به حرف يا حروف مقطعهي مرموز در آغاز سورهها كه گاه به تنهايي آيهاي هستند و گاه جزيي از يك آيه، مانند: " طه" و " ص" .
8ـ ناميدن سوره به نامي كه عنوان جامع مصداقهاي فراواني در سوره محسوب ميگردد،مانند: " أنبياء".
9ـ ناميده سوره به نامي نمايانگر روح روان در سوره، مانند " مؤمنون" و " فتح " .
10ـ ناميدن سوره به كلمهي رديف در آيهي نخست، مانند: "كوثر" و " فلق" .
11ـ ناميدن سوره به كلمهي رديف در آيهي دوم،مانند : " روم " و " علق ".
12ـ ناميدن سوره به كلمهي رديف در آيهي پاياني مانند: " ماعون " و " مَسَد" .
13 ـ ناميدن سوره به كلمهي رديف در 2 يا در چندآيه، مانند : " قدر" و " ناس" .
14 ـ ناميدن سوره به كليد واژهاي از آيهي نخست، مانند : " نساء " و " هُمَزه".
15 ـ ناميدن سوره به كليد واژهاي از آيههاي ديگر سوره ، مانند: " أنعام" و " حُجُرات " . 16 ـ ناميدن سوره به فعلْ واژهاي از آيهي نخست، مانند: " فُصِّلَت " و " عَبَس ". 17ـ ناميدن سوره به نامي كه به تنهايي آيهي نخست سوره محسوب ميگردد، مانند " رحمان " و " قارعه " .
18 ـ ناميدن سوره به " مقسم به " در آيهي نخست، پس از حذف حرف سوگند، مانند: " طور " و "تين".
19 ـناميدن سوره به نامي كه در آن سوره با مصداق و تأويل خاصّ ، از نظايرش در سورههاي ديگر ممتاز گشته است، مانند: " صافات " و " دُخان".
20ـ ناميدن سوره به كليد واژهاي جغرافيايي مربوط به روايتي تاريخي كه به طور اختصاصي در همان سوره روايت شده است، مانند: " سَبَأ " و " أحقاف" .
* 3 ـ وجه تسميهي سورهها و جايگاه هر يك در طبقات
پس از بيان طبقات بيستگانه، اينك وجه تسميه و جايگاه نام هر يك از سورهها را در اين طبقات به تفصيل يادآور ميشويم.
1ـ الفاتحه : اين نام بيانگر نقش و جايگاهي است كه اين سوره در قلمرو عددي مصحف به عنوان حسن مطلع قرآن، به خود اختصاص داده است1 . در قرآن كريم،از مادهي " فتح " ساختار اسم فاعل وجود ندارد . نام اصلي اين سوره " فاتحة الكتاب" است؛ يعني گشاينده و آغازگر كتاب الاهي.
2ـ البقرة : كليد واژهاي از يك قصهي تاريخي است كه در سرتاسر قرآن كريم، فقط يك بار و در همين سوره مطرح گشته است . 2
3ـ آل عمران : كليد واژهاي است كه به سبب غناي حجم و مضمون غناي حجم و مضمون مطالب، نقش عمده و اصلي را در ستون فقرات آن سوره يافته است3 و در سرتاسر قرآن يك بار، و در همين سوره آمده است .
4ـ النساء : نامي است كه در آغاز ، ميانه و پايان سوره، همواره حضور دارد و سوره از مطالبي دربارهي آن، تقريباً پرگشته است.4
5ـ المائدة : واژهاي است كه اختصاصاً در همين سوره آمده و مهمترين نماد ماجرايي اعجازآميز است.5
6ـ الانعام : نام واژهاي است كه سوره به گونهاي مفصل و مبسوط به آن پرداخته6 و 6 بار در سوره، مكرَّر گشته است. " اَنعام،چارپاياني كه براي چريدن به صحرا برده ميشوند و در آغل تعليف نميشوند" .
7ـ الأعراف : واژهاي است كه اختصاصاً در همين سوره آمده و كليد واژهاي نمادين حادثهاي است كه در آينده رخ مينمايد7. كلمهي " اعراف " فقط دوبار در قرآن و در همين سوره به كار رفته است.
8ـ الأنفال : نام واژهاي است كه اختصاصاً در اين سوره ذكر شده و حكم ويژهي آن بيان گشته است 8 . اين كلمه كه به معناي " غنيمتهاي جنگي و ثروتهاي عمومي " است، 2 بار در آيهي نخست سوره آمده است. 9 ـ التوبة : ناميدن كل به جزء ، يعني ناميدن يك سوره به نام واژهاي كه در آن ذكر شده و جزئي از محتواي سوره را به خود، ويژه ساخته است. " علت نامگذاري اين سوره كاربرد مكرر كلمهي " توبه" با اشتقاقات مختلف آن (17بار) و احكام آن و دو مصداق مهم از توبهپذيري خداوند در اين سوره است. "9
10 ـ يونس : نام واژهاي است كه پيوند خوردگان به آن (يونس و قوم يونس)، در سنجش با همبران و همالان(پيامآوران ديگر و اقوامشان) وضعيتي استثنايي و سرنوشتي متفاوت يافتهاند و همين عنصر، اين نام را در سوره برجسته ساخته است10 . اين كلمه، 4 بار در قرآن ذكر شده كه يك مورد آن در اين سوره است و فقط در همين سوره (آيه 98) از عنصر فوق سخن رفته است.
11ـ هود: نام واژهاي است كه داستانش طولانيتر از هر سورهي، ديگر در اين سوره مذكور افتاده است . 11 اين واژه، 5 بار در اين سوره و 2 بار نيز در سورهاي ديگر آمده است .
12 ـ يوسف : ناو واژهاي است كه يگانه ستون فقرات سوره ميباشد و سوره صرفاً دربارهي او و داستان اوست . داستان يوسف در سوره به تفصيل بيان شده است، اين داستان به نحو يك يكپارچه آمده و بيشترين آيات اين سوره به همين داستان اختصاص دارد."12 اين نام واژه، 27 بار در قرآن آمده كه 25 مورد آن در اين سوره است.
ادامه دارد...