پنج شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۱
 
۴ قرآن  
 
شماره قبل
واكنشي ديگر به اظهارات عبدالكريم سروش
قرآن كريم به طور دائم در حال معجزه است
قسمت دوم:
بدون استثناء تمام كساني كه از دسته دوم هستند، همه توانايي هاي خود را مرهون خداوند مي‌دانسته‌اند. فرق اساسي اين دو دسته به شرح ذيل است: (ما آن ها را مرتاض و عارف مي ناميم.)
1_ خرق عادت مرتاض با تخصص است اما خرق عادت عارف با تخصص و توجه رب مي باشد.
2_ تخصص مرتاض، زهد است بدون توجه به رب يا كم توجه به او و استفاده از هر روشي بدون در نظر داشتن نظر رب. اما تخصص عارف، صبوري، پاكي، صدق و ... پيروزي در آزمايشات همه جانبه اقتصادي، اجتماعي، خانوادگي، سياسي و فرهنگي و ... بوده و همه اين امور از ارزش هايي است كه خداوند بر آن صحه گذاشته است.
3_ سطح توانايي مرتاض در خرق عادت بسيار كم و ناپايدار است اما توانايي عارف بسيار عميق و پايدار است و مرتاض رشدش ابتر است اما عارف بي نهايت.
4_ مرتاض خرق عادت را براي اهداف الهي انجام نمي دهد اما عارف فقط براي اهداف الهي اقدام به اين عمل مي نمايد. با آن كه خرق عادت عارفان هيچ گاه شبيه معجزه انبياء نيست اما در خدمت و در راستاي معجزه انبياء است.
5_ مرتاض خود مدعي اين توانايي است اما عارف اين توانايي را مطلقاً از خداوند مي داند.
6_ براي مرتاض خرق عادت حالت سرگرمي يا طرح خود است اما عارف فقط براي حل مشكلات ايماني و نيازهاي اساسي مردم از آن استفاده مي كند. (مثل دعاي باران)
7_ مرتاض ها اهداف اوليه و متفاوتي از تخصص خود دارند اما عارفان فقط هدفشان رسيدن به خدا و رسانيدن مردم به خدا و هدف خلقت آن ها است. در حقيقت عرفان و خرق عادت عارف در خدمت انبياء و هدف آن ها است.
8_ در تخصص مرتاض ها شيطان و جنودش و اجنه شريك هستند اما تخصص عارفان، پاك از همه‌ي آن ها است.
9_ در تخصص مرتاض ها اراده گاه از مرتاض و گاه از شيطان و جنودش است و كارايي آن تخصص در خدمت نفس مرتاض و شيطان است اما در عارفان فقط در خدمت حق و عشق خود آنها به خداوند است.
10_ مرتاض نفس خود و بهره وري اش را از دنيا مي كُشد اما عارف در دنيا زندگي مي كند.
11_ مرتاض در دنيا بي تفاوت است ولي عارف در دنيا عاشقانه زندگي مي كند.
12_ مرتاض به دليل زهدش نسبت به مشكلات مردم در همه ي زمينه ها بي تفاوت و تنها در دنياي خاموش ذهن خود است اما عارف مجاهدي است كه در راه حق آماده شهادت و جان دادن است و....
بالای صفحه

اكنون ما فرق و تعريف سه رفتار را از يكديگر تميز مي دهيم. معجزات پيامبران، خرق عادت ائمه معصومين و عارفان، خرق عادت مرتاض ها و ساحران و جادوگران. بعد از تبيين مختصري كه از اين سه رفتار صورت گرفت مجدداً به بخش معجزه مي پردازيم.
معجزه علاوه بر ويژگي هاي ذكر شده در ابتداي اين مقاله داراي ويژگي هاي ديگري نيز مي باشد كه با توجه به تبي?ن و جداسازي آن از خرق عادت و سحر مي توان آن ها را بيان كرد كه به شرح زير هستند:
1_ معجزه قابل تعليم و تعلم نيست بلكه فقط عنايت الهي و به اذن اوست. اما هم سحر و هم خرق عادت مرتاض گري نياز به تعليم و ... دارد.
2_ معجزه علتي غير مغلوب دارد و امري نامحدود است و سبب آن مستقيماً خداست، پس كسي نمي تواند آن را مغلوب كند. اما سحر و خرق عادت مرتاض و ... قابل شكست و فرو ريختن هستند كه قبلاً توضيح داده شده است.
3_ معجزه شبيه و مانند ندارد (كمي و كيفي) اما سحر و خرق عادت مرتاض دارد.
4_معجزه به كسي آسيب نمي رساند الا دشمنان حق ولي سحر به دوست و دشمن آسيب مي رساند.
5_ اخلاق معجزه گران كه پيامبران الهي هستند، متعالي و داراي پاكي خاص خود آن ها است و همه به يك سو جهت دارند اما اخلاق ساحران و مرتاضان متفاوت و متضاد يكديگر مي باشد و اصلاً به اصول اخلاقي متعهد و پايبند نيستند و برضد هم نيز بسيج مي شوند. اما پيامبران هم يكديگر را تأييد مي كنند و هم به همديگر احترام ويژه اي مي گذارند.
6_ انبياء در معجزات خود اثبات محال ندارند، ادعاي خدايي يا انسان ماورائي و ... نمي كنند آن ها خود را بشري مثل همه افراد مي دانند اما بسياري از ساحران و مرتاضان چنين ادعاهايي را نموده‌اند.
7_ پيامبران بي مقدمه معجزه نمي كنند بلكه ابتدا ادعاهاي آن ها كه همه بر وحدانيت خداوند و رسالت خود آن ها است، مطرح مي شود و سپس معجزات در جهت اين ادعاها صورت مي گيرد. اما ساحران ادعاهاي متفاوت دارند و بسياري از آن ها نيز بي مقدمه سحر يا خرق عادت مي كنند و سپس نظرات خود را بيان مي دارند يا از آن خرق عادت ها استفاده غرض دار خود را مي برند.
8_ همان طور كه قبلاً نيز گفته شد معجزه كننده الهي همه قدرت و توان خود را از خدا دانسته و نفس خود را در معجزه مؤثر نمي داند و حتي قبل از به دست آوردن معجزه شان نمي دانند كه چه چيزي برايشان معجزه خواهد شد. يعني مصداق معجزه را نمي دانند تا خدا براي آن ها مشخص مي كند. اما ساحر، خود مصداق خود را مشخص مي كند و در اين جهت تخصص مي يابد.
9_ همه پيامبران به خدا و آن چه كه خدا انزال مي كند و به ملائك و عالم غيب و كتب آن ها ايمان دارند و هيچ گونه تفرقه و تضادي بين ايمان و رفتار و اخلاق آن ها در جهت خداوند نيست و همه دستورات خدا را با جان و دل اجرا مي كنند و خود را مستحق غفران خدا دانسته و هدف را بازگشت به سوي او مي دانند و معجزات آن ها نيز در اين جهت است. اما هيچ ساحري و مرتاضي چنين نمي انديشد و چنين نمي كند. با آن كه انبياء در طول هزاران سال بعثت كرده اند اما همه يك جهت دارند ولي حتي ساحران و مرتاضانِ يك نسل هم با يكديگر وحدت ندارند و خرق عادت آن ها در جهت اهداف شخصي خودشان است نه وحدت بين آن ها.
بالای صفحه

* معجزه مستمر تا آخر زمان و زمين
و اما آخرين معجزه‌ آخرينِ پيامبر يعني قرآن كريم كتابي است كه بطور دائم در حال معجزه است و اين معجزه دائماً ايمان مؤمنان را افزايش و در جهت تعالي هدايت مي‌كند. قرآنِ حضرت رسول اكرم(ص) مدعي هدايت و تعالي است. هم چنين تحدي دارد و خود را نيز كامل ترين اعجازي مي‌داند كه تا به حال رسولي آورده است. و از همه مهم تر خود را معجزه اي جاويد و پايدار در هر عصر و براي هر نسل مي داند و با بودن خود، بشر را از ديدن معجزه ديگر بي نياز مي داند و ايمان ها را با خود محكم مي كند.
همه اين ادعاها كه قرآن آن را بيان مي دارد قابل اثبات و تبيين هستند كه ما در حد توان كم خود به آن ها خواهيم پرداخت. قبل از آن كه به اثبات اين ادعا هاي قرآن بپردازيم يادآور مي شويم كه چندي است كه نظراتي مبني بر نيمه معجزه بودن قرآن بيان گرديده است كه در عين خنده دار بودن، اين موضوع قابل بحث و تبادل نظر است.
ابتدا اين نظريات را كه در كلام آقاي سروش عنوان شده است بيان مي‌داريم و سپس آن ها را بررسي مي كنيم. ايشان در مصاحبه با ميشل هوبينگ كارمند بخش عربي راديو هلند و در جوابيه نامه آقاي جعفر سبحاني مطالب زير را بيان نموده است كه خودش عنوان داشته چكيده‌اي از كتاب بسط تجربه نبوي وي است.
1_ وحي الهام است. همان تجربه اي كه شاعران و عارفان دارند، هر چند پيامبر آن را در سطح بالاتري تجربه مي كنند. و در روزگار مدرن، ما وحي را با استفاده از استعاره ي شعر مي فهميم. چنان كه يكي از فيلسوفان مسلمان گفته است وحي بالاترين درجه شعر است.
2_ شاعري درست مانند وحي، يك استعداد و قريحه است.
3_ به نظر من، پيامبر نقش محوري در توليد قرآن داشته است. پيامبر درست مانند يك شاعر احساس مي كند كه نيرويي بيروني او را در اختيار گرفته اما در واقع يا حتي بالاتر از آن در همان حال، شخص پيامبر همه چيز است .... در سطح وحي، تفاوت و تمايزي ميان درون و بيرون نيست. اين الهام از نفس پيامبر مي آيد؛ نفس هر فردي الهي است، اما پيامبر با ساير اشخاص فرق دارد؛ او از الهي بودن اين نفس آگاه شده و اين وضع بالقوه را به فعليت رسانده است. نفس او با خدا يكي شده، البته اتحاد معنوي به معناي خدا شدن پيامبر نيست؛ اين اتحادي است كه محدود به قد و قامت خود پيامبر است.
4_ وحي بي صورت است و وظيفه پيامبر اين است كه به اين مضمون بي صورت، صورت بخشد تا آن را در دسترس همگان قرار دهد و پيامبر خود به نحوي ديگر آفريننده وحي است. پيامبر اين مفاهيم بي صورت را مانند يك شاعر، اين الهام را به زباني كه خود مي داند و سبكي كه خود به آن اعتراف دارد و با تصاوير و دانش كه خود در اختيار دارد منتقل مي كند.
شخصيت او نيز نقش مهم در شكل دادن به اين متن ايفا مي كند. تاريخ زندگي خود او، پدرش، مادرش، كودكي اش و حتي احوالات روحي اش در آن نقش دارد و تمام اين ها اثر خود را در متن قرآن باقي گذاشته اند. اين جنبه ? كاملاً بشري وحي است.
5_ من فكر نمي كنم كه پيامبر به زبان خويش سخن گفته باشد در حالي كه خود دانش و معرفت ديگري داشته است؛ او حقيقتاً به آن چه مي گفته باور داشته است و اين زبان خود او و دانش خود او بوده و فكر نمي كنم دانش او از دانش مردم هم عصرش درباره ? زمين، كيهان و ژنتيك انسان ها بيشتر بوده است. اين دانش را كه ما امروز در اختيار داريم نداشته است و اين نكته، خدشه اي هم به نبوت او وارد نمي كند چون او پيامبر بوده نه دانشمند يا مورخ.
6_ تلقي بشري از قرآن تفاوت نهادن ميان جنبه هاي ذاتي و عرضي قرآن را مسير مي كند. بعضي از جنبه هاي آن به طور تاريخي و فرهنگي شكل گرفته اند و امروز موضوعيت ندارند. به عنوان مثال درباره مجازات هاي بدني كه در قرآن مقرر شده است، صادق است. اگر پيامبر در محيط فرهنگي ديگري زندگي مي كرد اين مجازات ها احتمالاً بخشي از پيام او نمي بودند.
7_ پيامبر چنان وصف و رنگ الهي گرفته بود و واسطه ها (حتي جبرئيل) از ميان او و خدا برخاسته بودند كه هر چه مي گفت هم كلام انساني او بود هم كلام وحياني خدا و اين دو از هم جدا نبودند.
8_ قرآن ميوه شجره طيبه شخصيت محمد(ص) بود كه به اذن خدا ثمر بخشي مي كرد و اين عين نزول وحي و تصرف الهي است.
9_ محمدي بودن قرآن، هزار بار از جبرئيلي بودن آن عميق تر است.
10_ همه چيز يكسره محمدي است. محمد عرب است، لذا قرآن هم عربي مي شود؛ وي در حجاز و ميان قبايل چادر نشين زندگي مي كند، لذا بهشت هم گاه چهره عربي و چادر نشيني پيدا مي كند. "حور مقصورات في الخيام" .
11_ بلاغت قرآن هم به تبع احوال پيامبر پستي و بلندي مي گيرد. باران، رحمت خدا شمرده مي شود، بسي بيشتر از نور خورشيد.
12_ آنچه كه محمد به ميان مي آورد، محدوديت هاي علمي، وجودي، تاريخي، خصلتي و ... است كه هيچ آفريده اي از آن ها گزير و گريزي ندارد.
13_ آقاي سروش به نقل از ابن خلدون مي گويد پيامبر اعراب را از گرده افشاني نخل هاي نر بر روي نخل هاي ماده منع كرد و بعد از مدتي به اشتباه خود پي برد و گفت شما امور دنيايي را نيكوتر مي دانيد و من كار دين را نيكوتر.
از قول ابن عربي مي گويد كه ابراهيم تعبير رؤيا نمي دانست لذا اسماعيل را به خطا به قربانگاه برد و در قرآن آمده است كه حضرت ابراهيم فرشتگان را نشناخت و از آنان ترسيد.
14_ وحي تجربه ديني است و تجربه ديني درباره ديگر انسان ها نيز روي مي دهد پس تجارب ديني ديگر نيز به فربهي و غناي دين مي افزايد و با گذشت زمان دين بسط و گسترش پيدا مي كند. از اين رو تجربه ديني عارفان مكمل و بسط دهنده تجربه ديني پيامبر است. در نتيجه دين خدا رفته رفته پخته تر مي گردد. (از كتاب بسط تجربه نبوي)
ادامه دارد...
بالای صفحه

آيين‌نامه داوري بيست‌و‌سومين جشنواره ملي‌ قرآن ‌دانشجويان ايران

آيين‌نامه داوري بيست‌وسومين جشنواره ملي قرآن دانشجويان ايران توسط سازمان فعاليت‌هاي قرآني كشور اعلام شد.
براساس اعلام سازمان فعاليت‌هاي قرآني دانشجويان ايران، آيين‌نامه داوري جشنواره ملي‌ قرآن ‌دانشجويان در رشتــه‌ قرائت قرآن كـريم داراي 100 امتياز است و كليات آن شامل ميزان تلاوت بر مبناي قطعات معين در مرحله مقدماتي حدود 8 تا 10 سطر و در مرحله پاياني با يك قطعه معين، حدود 14 تا 16 سطر خواهد بود و داراي يك تبصره شامل؛ استفاده از قرآن منطبق با خط عثمان‌طه است.
رشتــه‌ قرائت قرآن کـريم:
تعيين قطعات مرحله مقدماتي در اين قسمت با قيد قرعه و تعيين قطعه مرحله پاياني به عهده هيأت داوران خواهد بود، چنان‌كه شركت‌كننده كمتر از حد تعيين‌شده تلاوت كند، به ازاي هر سطر دو نمره از وي كسر خواهد شد و چنانچه شركت‌كننده بيشتر از حد تعيين شده تلاوت كند يك نمره منفي از وي كسر شده و هيچيك از داوران بجز داوران لحن و آن‌هم منحصراً در مورد فرود، بعد از اتمام حد تعيين شده، امتياز نخواهند داد، تبصره: كسر امتياز در اين مورد به عهده داوران رشته وقف و ابتداء است.
براي مرحله پاياني، حداكثر شش نفر از افرادي ‌كه در مرحله مقدماتي بالا‌ترين امتياز را احراز كرده باشند، انتخاب مي‌شوند، تعيين دقيق تعداد نفرات به عهده هيأت داوران است، همچنين مبناي قرائت در مسابقات داخلي روايت حفص از عاصم تعيين شده است و امتيازات اين رشته در چهار فصل به شرح ذيل محاسبه مي‌شود:
تجويد 40 امتياز
وقف‌وابتدا 20 امتياز
صوت 15 امتياز
لحن 25 امتياز
تبصره: حداقل امتيازي كه به ضعيف‌ترين تلاوت اعطاء مي‌شود در بخش تجويد 15 امتياز، وقف و ابتدا 10 امتياز، صوت هشت امتياز و لحن 12 امتياز است كه جمعاً 45 امتياز مي‌‌شود.

بالای صفحه

**تجويد
فصل اول يا تجويد داراي 40 امتياز و شامل سه بخش است، صحت قرائت و احكام 30 امتياز و فصاحت 10امتياز، صحت قرائت در مواردي مانند؛ تبديل حركات به يكديگر (اغلاط اعرابي) دو نمره، در تبديل حركات به حروف مدي و با‌لعكس(مانند اشباع و عدم آن) دو نمره، براي حذف يا اضافه نمودن تشديد و تنوين دو نمره، حذف يا اضافه نمودن حركات دو نمره از متسابقان كسر خواهد شد، تبصره: همچنين وقف به حركت، وصل به سكون و عدم رعايت وقف به اسكان نيز داراي دو نمره منفي است.
همچنين كسر دو نمره براي تبديل حروف به يكديگر (عدم رعايت حق حرف) تبصره: همچنين عدم رعايت وقف به ابدال نيز داراي دو نمره منفي است، دو نمره براي حذف يا اضافه كردن حرف، دو نمره ويژه حذف يا اضافه كردن كلمه يا عبارت و يا جا انداختن آيه و سطر، تبصره 1: درصورت اصلاح فوري موارد فوق (قبل از تجديد نفس) فقط يك نمره كسر مي‌شود، تبصره‌ دو: چنانچه در طول تلاوت در مرحله مقدماتي، موارد مذكور دوبار پيش آيد و در همان نفس به صورت فوري اصلاح نشود قاري از دور مسابقات حذف خواهد شد(به استثناء تبديل حروف متجانس مانند تبديل "ص" به "س" و "ت" به "ط")، تبصره سه: چنان‌چه در طول تلاوت در مرحله پاياني، موارد مذكور يك بار پيش‌آيد و در همان نفس و به صورت فوري اصلاح نشود، قاري از دور مسابقات حذف خواهد شد.
در بخش احكام موارد كسر نمره شامل عدم رعايت كامل احكام تجويدي مانند يك نمره منفي براي قلقله، غنه، ترقيق، تفخيم، تغليظ، اظهار، ادغام، اقلاب، اخفاء، مدّ، اماله، تسهيل، سكت، اشمام در نظر گرفته شده است، تبصره يك: قاري در انتخاب هريك از موارد دو وجهي، ‌به شرط عدم خلط طرق، مختار است، تبصره دو: در صورت نقصان رعايت موارد مذكور و با توجه به ميزان نقص در هرمورد 25/0 تا 5/0، ازدياد و يا نقصان در كميت غنه هر مورد 5/0 نمره، ازدياد و يا نقصان مقدار مد و نيز عدم توازن آن هر مورد 5/0 نمره كسر خواهد شد.
تذكر: عدم رعايت تلفظ صحيح حروف به علت لكنت زبان قاري، براي هر حرف در طول تلاوت حداكثر دو نمره، عدم رعايت هريك از احكام حروف كه به طور مكرر و در طول تلاوت قاري رخ مي‌دهد، هر مورد حداكثر سه نمره كم خواهد شد.
فصاحت عبارت است از اداءالحروف ممتاز، تلفظ روان و سليس و طبيعي حركات و حروف مدي و قرائت لهجه فصيح و نداشتن تكلف است و موارد كسر نمره در اين بخش شامل؛ عدم رعايت دقيق حروف در هر مورد 25/0 و حداكثر دو نمره منفي در طول تلاوت، ازدياد و نقصان صفات حروف در هر مورد25/0 و حداكثر سه نمره منفي در طول تلاوت، عدم رعايت اداي طبيعي و روان حركات و حرف مدي براي هر مورد 25/0 وحداكثر دو نمره منفي در طول تلاوت، ضعف در لهجه فصيح عربي حداكثر يك نمره منفي در طول تلاوت، تكلف در رعايت احكام تجويد در هر مورد 25/0 وحداكثر دو نمره منفي در طول تلاوت لحاظ شده است، تبصره: اغلاط اعرابي يا حرفي(به استثناي حروف: ث ـ ح ـ ذ ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ ع ـ غ ـ و كه توسط داور تجويد محاسبه مي‌شود) كلامي و عبارتي در بخش حفظ فقط توسط داوران حفظ محاسبه و منظور مي‌شود.
بالای صفحه

***وقف و ابتدا
در فصل دوم آيين‌نامه جشنواره ملي دانشجويان فصل وقف و ابتدا آمده است كه داراي 20 امتياز است، تلاوت ممتاز نيز تلاوتي است كه قاري صحيح‌ترين وقف‌ها، صحيح‌ترين ابتداها و صحيح‌ترين وصل‌ها را در كلام الهي رعايت كند و از نفس بلند نيز برخوردار باشد.
موارد كسر نمره در اين فصل شامل؛ سه نمره براي وقف يا ابتداي اقبح، دو نمره براي وقف يا ابتداي قبيح، 5/0 تا يك نمره ويژه وقف يا ابتداي ناقص و وصل نامناسب، 25/0 نمره براي قبيح اضطراري درنظر گرفته شده است، تبصره: در عبارات طولاني كه نمي‌توان در جاي مناسب وقف كرد، وقف اضطراري موجب كسر امتياز نمي‌شود.
همچنين در موارد وقف اضطراري كه ابتدا از مابعد آن صحيح نباشد، قاري بايد با برگشت به كلمات قبل از وقف، مناسب‌ترين و نزديك‌ترين شروع را ارائه دهد و در غير اين صورت 5/0 تا يك نمره كسر مي‌شود، تبصره: در عبارات طولاني، با مراعات اولويت‌ها امتيازي كسر نخواهد شد.
دو نمره منفي براي عدم رعايت وقف لازم، 5/0 تا يك نمره براي عدول از وقف يا ابتداي مناسب به وقف يا ابتداي ضعيف‌تر(عدم رعايت اولويت‌ها)، كسر دو نمره ويژه هر مورد نفس در غير محل وقف، تبصره: بيش از دو مرتبه نفس‌كشيدن در غير محل وقف موجب حذف شركت‌كننده‌ها از مسابقات خواهد بود.
همچنين يك نمره براي تكرار بي‌مورد عين آيه يا قسمتي از آن كسر خواهد شد، تبصره: براي تكرار به منظور اصلاح غلط اعرابي يا عبارتي يا اجتناب از ابتداي نامناسب، امتيازي كسر نخواهد شد، براي هر قاري كه در مدت زمان قرائت خود، نتواند يك نفس بلند "25" ثانيه ارائه كند يك امتياز كسر خواهد شد.
همچنين يادآوري مي‌شود: كسر امتياز افزايش يا كاهش در ميزان تلاوت برابر با ماده چهار كليات رشته قرائت به عهده داوران وقف و ابتدا است.
در فصل سوم آيين‌نامه قسمت صوت با 15 امتياز مطرح شده است كه ضوابط آن شامل؛ دو امتياز مثبت براي وضوح يا صافي صدا(عدم اضطراب، لرزش، خش، خيشومي، گرفتگي صدا و... ...)، سه امتياز مثبت ويژه قدرت و رسايي صوت، يك امتياز مثبت ويژه انتخاب پرده مناسب، چهار امتياز ويژه هر پرده 3/0امتياز با توجه به كيفيت آن ارتفاع صوت(فاصله زير وبمي صوت)، دو امتياز براي طنين صوت(ملاحت، گيرايي و زيبايي صوت)، دو امتياز براي نرمي و انعطاف صوت(توانايي و سرعت انتقال صوت از پرده‌اي به پرده ديگر)، يك امتياز براي كميت تحريرها(قدرت اجراي تحرير در كوتاه‌ترين زمان)
موارد كسر نمره در اين فصل شامل؛ سه نمره منفي شهيق و زفير، گرفتگي صدا، خش، تصنعي بودن صدا، خلط آمدن، آب‌گرفتگي، التهاب و اضطراب،‌‌ مقطّع شدن صدا،حباب گرفتگي صدا، شكاف در صدا(دورگه شدن) و هر عاملي كه از كيفيت ملاحت،زيبايي و جذابيت صدا بكاهد، لحاظ شده است.
***لحن
فصل چهارم آيين‌نامه داوري به بخش لحن اختصاص دارد و 25 امتياز نيز دارد، ضوابط لحن شامل يك نمره مثبت ويژه در هر يك از قسمت‌هاي تطبيق شروع با فرود از لحاظ پرده صوتي، تطبيق شروع با فرود از لحاظ مقام و نغمه، براي فصاحت در لحن عربي، تطبيق قرائت با مفاهيم، تطبيق مقام با مفاهيم، هماهنگي صوت با لحن، ارائه كامل مقامات و نغمات (امتياز بين تعداد مقامات الزامي تقسيم مي‌شود)رواني و سلامت در حين اجراي مقامات، كيفيت ممتاز تحريرها و جذابيت و انعطاف آن‌ها، ارائه ريز‌نغمه بديع و ممتاز، قدرت تنغيم، سعي در تحزين قرائت، زيبايي نغمات، جاذبه تلاوت(ملاحت و گيرايي و تأثير‌گذاري تلاوت) و تحرك در تلاوت(داشتن افعال، اصوات و انغام مختلف) است.
بخش مقامات و نغمات در اين حيطه داراي 10 امتياز است و در در مرحله مقدماتي مسابقات قاري مي‌تواند آيات انتخابي را در هريك از مقامات مشهور و مقبول عربي و در مرحله پاياني مسابقات بايد آيات تعيين شده را در قالب چهار مقام از مقامات مشهور و مقبول عربي تلاوت كند.
همچنين اعطاي امتياز در مقامات در هر نفس به دو عامل؛ پرده صدا و كيفيت اجراي نغمات بستگي دارد، اجراي نغمه در هرنفس با پرده‌هاي بم يك امتياز با پرده‌هاي متوسط 5/1 و در پرده‌هاي زير دو امتياز دارد، تبصره يك: عوامل موثر در كاهش كيفيت مقامات، نارسايي‌ها و خروج‌ها است و تبصره دو: تغيير تعداد مقامات(با توجه به زمان مسابقه) با تصويب هيئت داوران است.
موارد كسر نمره در اين قسمت نيز حداكثر 5/0 نمره براي؛ آغاز تلاوت با پرده غير متعارف و غير بم( به جز مرحله مقدماتي)، تكرار اجزاي نغمات(تكرار رديف نغمه يا خود نغمه)، خروج از رديف صوت، ناهمگوني در رديف‌ها، خروج از مقام(نغمه)، عدم رعايت قابليت و ظرفيت‌هاي تنغيم در حروف و حركات، عدم توازن يا تناسب در سرعت قرائت، بم‌‌خواني قبل از كمال اوج، حداكثر دو نمره براي عدم اجراي مقامات به تعداد لازم، حداكثر دو امتياز ويژه تقليد صرف در سبك، حداكثر يك امتياز براي تكلف و رفتار غير طبيعي(غير منطقي)، تبصره: اجراي يك ريز نغمه از يك مقام مانع كسر نمره مي‌شود.
بالای صفحه

***رشته‌هاي حفظ قرآن كريم:
رشته‌هاي حفظ قرآن كريم داراي 100 امتياز است كه رشته حفظ قرآن كريم در دو مرحله مقدماتي و پاياني برگزار مي‌شود، در مرحله مقدماتي حفظ‌ كل و بيست جزء از هر جزء يك سئوال شامل يك صفحه و در مرحله پاياني از هر جزء يك سئوال شامل 5/1 صفحه پرسيده مي‌شود.
با اين‌حال در هر رشته حفظ به جز حفظ كل اجزاي مربوطه به دو بخش متساوي تقسيم و از هر بخش يك سئوال به عمل مي‌آيد، تبصره: برگزاري مرحله پاياني و همچنين حجم هر سئوال بستگي به تعداد شركت‌كنندگان هر رشته و نظر مسئول برگزاري جشنواره و هيأت داوران دارد.
همچنين رشته‌هاي حفظ قرآن كريم شامل ده جزء پيوسته است، امتياز حسن تلاوت بر ‌اساس آيين‌نامه قرائت(حداكثر 100 امتياز، مندرج در بخش اول) محاسبه و با امتياز صحت حفظ (حداكثر 100 امتياز) جمع و ميانگين آنها امتياز شركت‌كننده را نشان مي‌دهد.
براي مرحله پاياني مسابقات حفظ حداكثر شش نفر از حائزان بالاترين امتياز مرحله مقدماتي به شرطي كه 90 امتياز از 100 امتياز صحت حفظ را كسب كرده باشند، انتخاب و همگي به يك قطعه معين كه توسط داوران حفظ انتخاب مي‌شود پاسخ مي‌دهند، تعيين دقيق تعداد نفرات به عهده هيأت داوران است.
نفرات منتخب براي مرحله پاياني در محلي خارج از سالن مسابقه(قرنطينه) در انتظار نوبت به‌سر مي‌بردند، انتخاب قطعات حفظ در مرحله مقدماتي به حكم قرعه انجام ‌مي‌شود، داور حفظ بايد حافظ باشد.
موارد كسر نمره در اين بخش نيز شامل؛ 25/0 كسر نمره اشتباه در حركات چنان‌چه حافظ خود فوراً تصحيح كند و 5/0 نمره منفي در صورت عدم تصحيح( تبصره: پس از اولين وقف، داور مورد صحيح را اعلام مي‌كند.)
اشتباه در حرف و كلمه:‌ شامل حذف، اضافه نمودن و جابجايي؛ چنانچه حافظ خود فوراً تصحيح كند 25/0 و در صورت تصحيح با تذكر داور 5/0 كسر خواهد شد، اشتباه در كلمات مانند حذف و يا اضافه كردن و يا جابجايي عبارتي كوتاه، يا قسمتي از آن عبارت در خلال آيات داراي نمره منفي خواهد بود، چنان‌چه حافظ خود فوراً تصحيح كند 5/0 نمره، تصحيح با تذكر داور يك نمره و عدم تصحيح دو نمره را در برخواهد داشت.
همچنين عدم رعايت ترتيب آيات و جابجايي آن‌ها، چنانچه آيه‌اي كه تلاوت مي‌شود با آخرين آيه‌اي كه تلاوت شده است تا يك آيه فاصله داشته باشد و يا اشتباهاً از آيات مشابه در همان سوره و يا سوره‌هاي ديگر تلاوت شود؛ چنانچه حافظ خود فوراً تصحيح كند، 5/0 نمره، در صورت تصحيح با تذكر داور يك نمره و عدم تصحيح 2/5 نمره منفي خواهد داشت.
عدم رعايت ترتيب آيات و جابجايي آن‌ها: چنانچه فاصله جابجايي بيش از يك آيه باشد و يا اشتباهاً از آيات غير مشبه همان سوره و يا سوره‌هاي ديگر تلاوت شود؛ چنانچه حافظ خود فوراً تصحيح كند 5/0 نمره، تصحيح با تذكر داور يك نمره منفي و عدم تصحيح سه نمره منفي را براي متسابق در برخواهد داشت.
اگر شركت‌كننده بيش از حد متعارف مكث و يا عبارتي را براي ياد‌آوري حد‌اكثر تا دو بار تكرار و بعد به تلاوت آيه ادامه دهد؛ براي هر بار برگشت 25/0 نمره، اگر شركت‌كننده پس از مكث و يا دو بار تكرار موفق به ادامه تلاوت نشود داور كمك خواهد كرد و به حسب نوع كمك، نمره منفي تعلق خواهد گرفت، چنانچه جمع امتيازات منفي بالغ بر 12 نمره شود، موجب قطع تلاوت و پايان سئوالات حفظ شركت‌كننده خواهد شد.
بالای صفحه

طبقه‌بندي اسامي
سوره‌هاي قرآن

قسمت اول:
نويسنده: (دكتر عبدالمهدي جلالي)
********** گروه بندي بر اساس: سوره و آيه
اشاره قرآن كريم در قالب مجموعه آياتي نازل شده كه خداوند متعال آنها را به سوره نام بردار ساخته است . از زمان رسول خدا (ص) ، هر يك از سوره‌ها به نام ويژه‌اي شهرت يافته و نخستين نام سوره‌ها از زبان آن حضرت شنيده شده است. پرسشي كه در اين جا مطرح شده اين است كه : آيا اين نام‌گذاري بر مبناي اصول خاصي و يا حكمت‌هاي ويژه‌اي صورت گرفته است يا اين كه به صورت اتفاقي و صرفاً براي تشخيص سوره‌ها از يكديگر بوده است؟
نويسنده‌ي محترم ضمن رد فرضيه‌ي " بي نظمي و پريشان پويي" در تمسيه‌ي سوره‌ها، بر اين ديد گاه است كه " عقل گرايي " ، "روش‌مندي"‌ و " به‌گزيني " در گزينش نام سوره‌ها دخالت داشته است . به طوري كه اين نام گذاري خود داراي پيام‌هاي حكيمانه‌اي براي مخاطبان است . اين مقاله در دو بخش سامان يافته است؛ در بخش نخست، عناوين سوره‌ها در بيست‌طبقه‌ي كلي طبقه‌بندي شده است . در بخش دوم، ضمن برشمردن نام يك يك سوره‌ها ، جايگاه هر يك از آنها در طبقه‌هاي ياد شده تعيين گرديده است.
كليد واژه‌ها : نام سوره‌ها ، تسميه(نام‌گذاري) سوره‌ها، وجه‌تسميه، تنوع تسميه، طبقه‌بندي نام سوره‌ها . 1 ـ مقدمه قرآن كريم داراي 114 سوره است كه هر يك به نام ويژه‌اي نام دار است . برخي از سوره‌ها علاوه بر نام اصلي، به چند نام فرعي ديگر نيز شناخته مي‌شوند. درباره‌ي نام‌گذاري سوره‌ها ، پرسش‌هاي چندي مطرح است؛ پرسش‌هاي زير از آن جمله‌اند:
* ـ آيا نام سوره‌ها توقيفي است ؟
*  آيا اين نام‌ها همچون خود سوره‌ها و حي الاهي است؟
*ـ آيا سوره‌ها توسط شخص رسول اكرم(ص) نام‌گذاري شده است؟
* ـ آيا در اين نام‌گذاري هدف خاصي مورد نظر بوده است؟
در اين نوشتار، پرسش اخير را مورد تحقيق قرار داده و نشان داده‌ايم كه در جريان نام‌گذاري سوره‌ها ـ صرف‌نظر از اين كه چه كسي انجام داده است ـ نوعي كوشش منظم و معقول دست‌اندكار بوده است. ما كوشيده‌ايم نام‌اي موجود در مصحف را از نظر جايگاهشان در خود سوره‌ها طبقه‌بندي كنيم. 2ـ طبقه‌بندي نام‌هاي سوره‌ها
درنام‌گذاري سوره‌هاي قرآن كريم شيوه‌هاي متعدد و متنوعي به كار گرفته شده و كوششي حكيمانه اعمال گشته است به نحوي كه مي‌توان ساز و كار نام‌گذاري سوره‌ها را فرآيندي هدف‌مند براي نمودن " مضامين اصلي قرآن كريم " در " پيكره‌ي نام سوره‌ها " به حساب آورد. اين شيوه‌ها را در 20 عنوان به شرح ذيل طبقه‌بندي كرده‌ايم:


1ـ ناميدن سوره به نامي كه بيان‌گر مكان سوره در قرآن كريم است، نظير "فاتحه".
2ـ ناميدن سوره به نامي كه در سرتاسر قرآن كريم، اختصاصاً در همان سوره آمده و اين ويژگي، شاخص ممتازي براي تمييز و تشخيص آن سوره است، مانند " انفال " و " قريش " .
3 ـ ناميدن سوره به نامي كه بيانگر بخشي از محتواي سوره واز قبيل ناميدن كل به جزء است، مانند " توبه" و " مريم " .
4 ـ ناميدن سوره به كلمه‌اي كه نماد پديده يا رخدادي اعجازآميز يا ملكوتي و صرفاً در همان سوره ذكر شده است، مانند: " مائده" و " كهف".
5ـ ناميدنسوره به اسمي كه آيه‌هاي سوره، پاك در عنان آن عنوان روان‌اند،‌مانند " يوسف " و " نوح " .
6ـ ناميدن سوره به ساختاري صرفي، برگرفته از صيغه‌اي از يك فعل كه آن صيغه‌ي فعل، صرفاً در همان سوره آمده و در جاي ديگري از قرآن نيامده است، مانند : " إسراء " و " إنفطار".
7ـ ناميدن سوره به حرف يا حروف مقطعه‌ي مرموز در آغاز سوره‌ها كه گاه به تنهايي آيه‌اي هستند و گاه جزيي از يك آيه، مانند: " طه‌" و " ص" .
8ـ ناميدن سوره به نامي كه عنوان جامع مصداق‌هاي فراواني در سوره محسوب مي‌گردد،‌مانند: " أنبياء".
9ـ ناميده سوره به نامي نمايان‌گر روح روان در سوره، مانند " مؤمنون" و " فتح " .
10ـ ناميدن سوره به كلمه‌ي رديف در آيه‌ي نخست، مانند: "كوثر" و " فلق" .
11ـ ناميدن سوره به كلمه‌ي رديف در آيه‌ي دوم،‌مانند : " روم " و " علق ".
12ـ ناميدن سوره به كلمه‌ي رديف در آيه‌ي پاياني مانند: " ماعون " و " مَسَد" .
13 ـ ناميدن سوره به كلمه‌ي رديف در 2 يا در چندآيه، مانند : " قدر" و " ناس" .
14 ـ ناميدن سوره به كليد واژه‌اي از آيه‌ي نخست، مانند : " نساء " و " هُمَزه".
15 ـ ناميدن سوره به كليد واژه‌اي از آيه‌هاي ديگر سوره ، مانند: " أنعام" و " حُجُرات " . 16 ـ ناميدن سوره به فعلْ واژه‌اي از آيه‌ي نخست، مانند: " فُصِّلَت " و " عَبَس ". 17ـ ناميدن سوره به نامي كه به تنهايي آيه‌ي نخست سوره محسوب مي‌گردد، مانند " رحمان " و " قارعه " .
18 ـ ناميدن سوره به " مقسم به " در آيه‌ي نخست، پس از حذف حرف سوگند، مانند: " طور " و "تين".
19 ـ‌ناميدن سوره به نامي كه در آن سوره با مصداق و تأويل خاصّ ، از نظايرش در سوره‌هاي ديگر ممتاز گشته است، مانند: " صافات " و " دُخان".
20ـ ناميدن سوره به كليد واژه‌اي جغرافيايي مربوط به روايتي تاريخي كه به طور اختصاصي در همان سوره روايت شده است، مانند: " سَبَأ " و " أحقاف" .

* 3 ـ وجه تسميه‌ي سوره‌ها و جايگاه هر يك در طبقات
پس از بيان طبقات بيست‌گانه، اينك وجه تسميه و جايگاه نام هر يك از سوره‌ها را در اين طبقات به تفصيل يادآور مي‌شويم.
1ـ الفاتحه : اين نام بيان‌گر نقش و جايگاهي است كه اين سوره در قلمرو عددي مصحف به عنوان حسن مطلع قرآن، به خود اختصاص داده است1 . در قرآن كريم،‌از ماده‌ي " فتح " ساختار اسم فاعل وجود ندارد . نام اصلي اين سوره " فاتحة الكتاب" است؛ يعني گشاينده و آغازگر كتاب الاهي.
2ـ البقرة : كليد واژه‌اي از يك قصه‌ي تاريخي است كه در سرتاسر قرآن كريم، فقط يك بار و در همين سوره مطرح گشته است . 2
3ـ آل عمران : كليد واژه‌اي است كه به سبب غناي حجم و مضمون غناي حجم و مضمون مطالب، نقش عمده و اصلي را در ستون فقرات آن سوره يافته است3 و در سرتاسر قرآن يك بار، و در همين سوره آمده است .
4ـ النساء : نامي است كه در آغاز ، ميانه و پايان سوره، همواره حضور دارد و سوره از مطالبي درباره‌ي آن، تقريباً پرگشته است.4
5ـ المائدة : واژه‌اي است كه اختصاصاً در همين سوره آمده و مهم‌ترين نماد ماجرايي اعجازآميز است.5
6ـ الانعام : نام واژه‌اي است كه سوره به گونه‌اي مفصل و مبسوط به آن پرداخته6 و 6 بار در سوره، مكرَّر گشته است. " اَنعام،‌چارپاياني كه براي چريدن به صحرا برده مي‌شوند و در آغل تعليف نمي‌شوند" .
7ـ الأعراف : واژه‌اي است كه اختصاصاً در همين سوره آمده و كليد واژه‌اي نمادين حادثه‌اي است كه در آينده رخ مي‌نمايد7. كلمه‌ي " اعراف " فقط دوبار در قرآن و در همين سوره به كار رفته است.
8ـ الأنفال : نام واژه‌اي است كه اختصاصاً در اين سوره ذكر شده و حكم ويژه‌ي آن بيان گشته است 8 . اين كلمه كه به معناي " غنيمت‌هاي جنگي و ثروت‌هاي عمومي " است، 2 بار در آيه‌ي نخست سوره آمده است. 9 ـ التوبة : ناميدن كل به جزء ، يعني ناميدن يك سوره به نام واژه‌اي كه در آن ذكر شده و جزئي از محتواي سوره را به خود، ويژه ساخته است. " علت نام‌گذاري اين سوره كاربرد مكرر كلمه‌ي " توبه" با اشتقاقات مختلف آن (17بار) و احكام آن و دو مصداق مهم از توبه‌پذيري خداوند در اين سوره است. "9
10 ـ يونس : نام واژه‌اي است كه پيوند خوردگان به آن (يونس و قوم يونس)، در سنجش با همبران و همالان(پيام‌آوران ديگر و اقوامشان) وضعيتي استثنايي و سرنوشتي متفاوت يافته‌اند و همين عنصر، اين نام را در سوره برجسته ساخته است10 . اين كلمه، 4 بار در قرآن ذكر شده كه يك مورد آن در اين سوره است و فقط در همين سوره (آيه 98) از عنصر فوق سخن رفته است.
11ـ هود: نام واژه‌اي است كه داستانش طولاني‌تر از هر سوره‌ي، ديگر در اين سوره مذكور افتاده است . 11 اين واژه، 5 بار در اين سوره و 2 بار نيز در سوره‌اي ديگر آمده است .
12 ـ يوسف : ناو واژه‌اي است كه يگانه ستون فقرات سوره مي‌باشد و سوره صرفاً درباره‌ي او و داستان اوست . داستان يوسف در سوره به تفصيل بيان شده است، اين داستان به نحو يك يكپارچه آمده و بيش‌ترين آيات اين سوره به همين داستان اختصاص دارد."12 اين نام واژه، 27 بار در قرآن آمده كه 25 مورد آن در اين سوره است.
ادامه دارد...