نمايشكاه كتاب،
همراه با رهبري (6)
* استثنا
ما نمىخواهيم به مردم بگوييم شما حتماً اين كتاب را بخوانيد، آن كتاب را نخوانيد؛ نه. انواع سلايق، انواع فكرها، انواع ذهنها، انواع استعدادها، بايد در مقابل خودشان ميدان بازى داشته باشند، براى اينكه آنچه را مىخواهند، بتوانند انتخاب كنند؛ اما آن چيزى كه گمراه كننده و فاسد كننده است، ما نبايد اجازه بدهيم وارد ميدان شود. اين، وظيفهى ماست، وظيفهى دولت است، وظيفهى وزارت ارشاد است. به همين خاطر، اين استثناى مطلبى است كه من گفتم: ما بايستى فرآوردهى كتابى زياد داشته باشيم.
(مصاحبه پس از بازديد از يازدهمين نمايشگاه بينالمللى كتاب 05/03/1377)
* كتاب عملياتي!
در باب نظريهپردازى نبايد محدوديتى وجود داشته باشد. بيشتر بايستى براى نقد و ارزيابى و جدا كردن سره از ناسره همت شود؛ اما در زمينهى كار عملياتى، بايد جلو كتابهاى مضر را گرفت. ما كتاب عملياتى داريم. كتاب عملياتى اين است كه عملاً يك نفر را دچار مشكل مىكند؛ مثل همان احساسات جنسى... اينجا بحث نظريه نيست. كسى كه خواند، خودش بهطور طبيعى تحت تأثير قرار مىگيرد. جلو اين را بايد گرفت؛ اين اصلاً چيز قابل نقدى نيست. اين ملاك است؛ يعنى آن نوشتهاى كه وقتى وارد بازار فرهنگ شد، مشغول عمليات مىشود و قابل اين نيست كه به آن جواب داده شود، مضر است و بايستى جلوش را گرفت.
(مصاحبه پس از بازديد از يازدهمين نمايشگاه بينالمللى كتاب 05/03/1377)
* مزد بيشتر!
بهنظر من، طبقهى ناشر در هر بخشى از نشر و طبع، جزو مجموعههاى ارزشمند جامعه محسوب مىشود؛ چون توليدكنندگان كتاب و ناشران آن، مهمترين وسيلهى انتقال فرهنگ را در اختيار مردممان مىگذارند. در اينجا نبايد كسى بگويد كه ناشران به دنبال كسب درآمدند. البته اين حرف، حرف درستى است؛ ناشران دنبال كسب درآمدند. گاهى مؤلف و مترجم هم همين فكر را مىكنند؛ ولى اين از ارزش كار آنها نمىكاهد... اگر كسى كه اين كار را انجام مىدهد، نيت مخلصانه داشته باشد و اين كار را براى اهداف عالى و الهى بكند، ارزش و مزد او مضاعف و چند برابر مىشود.
(سخنراني پس از بازديد از نمايشگاه كتاب در حسينيهى امام خمينى(ره) 28/02/1378)
* جوابي نداريم!
اگر در تجويز و ارائهى دارو، بىتوجهى كنيد و چيزى را در اختيار مشترى كتاب بگذاريد كه براى او زيانبار است، شما هم ضرر معنوى بزرگى كردهايد. در نهايت، به هيچوجه شانهى شما و شانهى ما از بار وِزر آن نوشتهاى كه شما وقتى آن را مىدهيد، به زيان تمام مىشود، فارغ نخواهد بود. اين نكتهاى كه ما بارها آن را تكرار مىكنيم، ناشى از يك منطق و ناشى از يك استدلال قوى است. اينطور نيست كه به خاطر احساسات، يا به خاطر تصورات زودگذر، انسان از آنچه كه در عالم نشر و طبع مىآيد و زيانبار است، شكوه كند؛ نه. چون ضرر آن به قدر اهميت كار تأليف و نشر و انتقال فرهنگ، بزرگ است.
وقتى كه يك اثر هنرى و يك نوشته و يك عكس، يك تأثير ويرانگر اخلاقى دارد، اين قابل پاسخگويى نيست. جلو اين كار فرهنگى را بايد گرفت؛ اين آن مميزى واجب است؛ در جنجال عليه مميزى و سانسور نبايد هدف را گم كرد... اين هيچ ربطى ندارد به اينكه ما با فكر آزاد موافقيم يا مخالفيم. طبيعى است كه ما با آزاديهايى مخالفيم؛ مگر كسى شك دارد؟ ما با بعضى از آزاديها مخالفيم. ما با آزاديهاى جنسى مخالفيم؛ ما با آزادى گناه مخالفيم و اين كارى است كه مردم را به اين طرف سوق مىدهد. همين الان در كتابهاى ما هست؛ كتابهاى منتشر شده الان وجود دارد. اگر خوف اين نبود كه با گفتن من، نام يك اثر غلطى تكرار شود، اسمش را مىگفتم. كتابى كه جوانان را بهطور واضحى، با شيوههاى هنرى، به سمت گناه سوق مىدهد! اين يك مسألهى فكرى نيست كه ما بگوييم حالا اين كتاب منتشر شود، ما هم جوابش را منتشر كنيم؛ اين جواب ندارد!
(سخنراني پس از بازديد از نمايشگاه كتاب در حسينيهى امام خمينى(ره) 28/02/1378)
* به اعتماد ما ميآيند!
خطاست اگر كسى گمان كند، ما كه نسبت به مسألهى مطبوعات و كتاب و نوشتن و نشر در جامعه حساسيت بهخرج مىدهيم، با تفكر آزاد، با فكر آزاد و با مباحثهى آزاد مخالفيم؛ نه. ما كسانى هستيم كه اولين شعارهاى اين مسائل را دادهايم و الحمدلله تا الآن هم دنبالش بودهايم؛ اما با آزادى گناه و آزادى ويرانگرى مخالفيم. نمىشود اجازه داد كه نسل جوان يك كشور كه به اعتماد ما مىآيد كتاب را از شما مىخرد و مىگويد اينها متديّناند و در رأس كار هستند، از اين طريق گمراه يا فاسد شود؛ يا از اين طريق دشمن بخواهد كارى انجام دهد. (سخنراني پس از بازديد از نمايشگاه كتاب در حسينيهى امام خمينى(ره) 28/02/1378)