شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۲
 
۱۰ دانش و آموزش  
 
شماره قبل

انحطاط علوم طبيعى در جهان اسلام

قسمت پنجم
**جمع‏بندى
ديديم كه در اسلام همه كارها و فعاليتها بر محورخدا مى‏گردد و علوم طبيعى نيز بعنوان وسايلى كه به‏خداشناسى ما مى‏افزايند و در ايجاد جامعه توحيدى مستقل مؤثرند مطلوب هستند. در عصرحاضر كه‏جوامع اسلامى كاملا تحت‏سلطه كفار هستند مسلمانان‏وظيفه‏اى بس دشوار بر عهده دارند.
بايد از هر جهت مجهز شوند و از آنجا كه علوم‏تجربى امروز اساس تمام كارهاى زندگى دنيوى است،تقويت اين بعد امت اسلامى كمال ضرورت را دارد.كشورهاى اسلامى بايد با تشكيل مراكز تحقيقاتى وتجهيز امكانات دانشگاهى به تربيت متخصصين درتمام رشته‏هاى علمى بپردازند، و البته بايد در اين كار دردرجه اول علوم بنيادى را تقويت كنند تا بتوانندنيازهاى علمى و فنى‏شان را تامين كنند واز حالت مقلدبودن در آيند و خود مبتكر شوند.
در اين نهضت علمى رعايت نكاتى چند در ارتباط باتقويت‏بنيه علمى جوامع اسلامى ضرورى است:
1- واضح است كه لااقل در زمان حاضر مسلمين‏نيازمند به دريافت‏برخى از علوم و فنون از كشورهاى‏پيشرفته هستند و البته جذب علوم و فنون از هر منشا كه‏باشد اشكالى ندارد، چه براساس احاديثى كه از پيامبراعظم‏صلى الله عليه وآله وسلم نقل شد اين اجازه داده شده است.
و دانشمندان مسلمان هم خود در گذشته بدينطريق‏عمل كردند. مرحوم ميرداماد در كتاب التعليقة على‏كتاب الكافى متذكر مى‏شود كه دليل تلمذ هشام بن‏حكم نزد ابوشاكر زنديق تاسى به اين حديث‏شريف‏بود كه حكمت گمشده مؤمن است و او بايد آن را از هرجا كه بيابد فرا بگيرد. (54)
اما كارى كه گذشتگان صالح كردند و ما هم بايد بكنيم‏اين است كه عمل جذب بايد بصورت گزينشى و همراه‏با پيرايش باشد، يعنى اين جذب بايد در پرتو جهان‏بينى اسلامى باشد، چه در اينصورت است كه‏مسلمانان مى‏توانند عناصرى از فرهنگ و دانش‏بيگانگان را كه با روحيه اسلام سازگار است جذب كنندو در آنها روحيه اسلامى بدمند. فقط در پرتو جهان بينى‏اسلامى است كه علوم مختلف مى‏توانند هدف واحدداشته باشند و ما را بسوى حق تعالى راهنمايى كنند.
2- بايد آن برخوردى كه دانشمندان مسلمان درعصر تمدن اسلامى با علوم مختلف داشتند احياء ورايج‏شود. آنها هيچ جدايى واقعى بين معارف خاص‏مذهبى و علوم طبيعى نمى‏ديدند و هدف هر دو را يكى‏مى‏دانستند. از نظر آنها علوم تجربى وحدت و انسجام‏طبيعت را نشان مى‏دهند و در نتيجه ما را به خالق‏طبيعت مى‏رسانند و اين همان چيزى است كه هدف‏اديان است.
درست‏بخاطر اين نوع بينش بود كه در دوران‏درخشان تمدن اسلامى همه دانشها در يك جا تدريس‏مى‏شد و برخى از دانشمندان مسلمان، هم در معارف‏مذهبى مجتهد بودند و هم در علوم طبيعى. اين سنت‏حسنه بايد بار ديگر احياء شود و برنامه درسى‏دانشگاهها و مدارس در كشورهاى اسلامى بايد، هم‏حاوى آخرين تجارب علمى بشرى باشد و هم شامل‏معارف خاص اسلامى. تنها در اينصورت است كه افكارالحادى و بينشهاى مادى غرب و شرق تاثيرات سوء دردانش‏پژوهان نخواهند گذشت، و آنها خواهند توانست‏خوب و بد افكار وارداتى را از هم جدا و جهان‏بينى‏اسلامى را بر علم و فن‏شان حاكم كنند.
3- از آنجايى كه طبق آيات شريفه كه قبلا نقل شد،بشر نقش خليفه الهى را در زمين ايفا مى‏كند، و از آنجاكه طبق آياتى نظير:
«هوالذى خلق لكم ما فى الارض جميعا» (بقره، 29)
(اوست‏خدائى كه همه آنچه را كه در زمين است‏براى شماآفريد.)
«ولقد مكنا كم فى الارض و جعلنا لكم فيهامعايش...» (اعراف، 10)
(و همانا ما شما را در زمين تمكين بخشيديم و در آن براى‏شما از هر گونه نعمتى مقرر داشتيم...)
خداوند براى ايفاى اين نقش امكانات زيادى را درطبيعت‏براى بشر فراهم كرده و هماهنگى جالبى بين‏تكوين انسان و تكوين ساير موجودات برقرار كرده‏است تا بشر بتواند نيازهاى خود را برطرف كند،بنابراين مسلمين بايد از علم و فن شان تنها در راه‏بكارگيرى اين امكانات در جهت اهداف عاليه اسلامى‏و مصالح عاليه بشرى استفاده كنند تا مصداق آيه‏شريفه:
«كنتم خير امة اخرجت للناس...» (آل عمران، 110)
(شما بهترين امتى بوديد كه بسود انسانها در زمين ظاهرشد...)شوند.
4- بايد در دانشگاهها و ممدارس جوامع اسلامى به‏مساله تزكيه اخلاقى دانش‏پژوهان توجه كافى شود دراينصورت فارغ‏التحصيلان، هم مجهز به علم خواهندبود و هم مجهز به ايمان و با اين نوع عالمان است كه‏جهان آبادانى مى‏يابد و كلام معروف حضرت على عليه السلام:
«و بالايمان يعمرالعلم‏» (55)
(و به وسيله ايمان علم آباد مى‏شود.)
تحقق پيدا مى‏كند. علم بدون تزكيه اخلاقى‏محصولى جز آنچه دنياى غرب بيرون داده است‏نخواهد داشت عالمان بى‏ايمان هدفى جز كسب جاه وقدرت و مال ندارند. بقول امام خمينى:
«اين همه ابزار فناى انسان و اين همه پيشرفتهايى كه به‏خيال خودشان در ابزار جنگى دارند اساسش ازدانشمندانى بوده كه از دانشگاهها بيرون آمده‏اند.دانشگاهى كه در كنار او اخلاق نبوده است، در كنار اوتهذيب نبوده است...» (56)
به طور خلاصه براى تامين رفاه مادى و معنوى امت‏اسلامى مجهز بودن علماى آن به سلاح ايمان و تقوى ازضروريات اوليه است.
5- از آنجا كه امت اسلامى امت وسط ناميده شده‏است:
«و كذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء على‏الناس...» (بقره، 143)
(همينطور شما را امت ميانه‏اى قرار داديم تا نمونه‏اى براى‏مردم ديگر باشيد...)
و از آنجا كه در اسلام مقرر گشته كه بين جهات مادى‏و جهات معنوى توازن نگه داشته شود:
«ربنا آتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنه...»(بقره، 201)
(خدايا ما را از نعمتهاى دنيا و آخرت هر دو بهره‏مند گردان...)
«و ابتغ فيما آتاك الله الدار الآخرة و لا تنس نصبيك من‏الدنيا...» (قصص، 77)
(و در آنچه خدا به تو داده سراى آخرت را جستجو كن وبهره‏ات از دنيا را نيز فراموش مكن...)
بنابراين امت اسلامى نبايد مثل دنياى غرب غرق درجنبه‏هاى مادى حيات شود و جانب روحى انسان رافراموش كند. مسلمين نبايد فراموش كنند كه اسلام‏ماديات را نيز بعنوان نردبانى براى معنويات مى‏خواهدو بنابراين آنها نبايد هرگز فلسفه‏اى را كه اسلام براى‏فراگيرى علوم و فنون دارد فراموش كنند و خود اينها راهدف اصليشان قرار دهند. البته اين به معناى كوتاه‏آمدن در كسب علوم و فنون يست‏بلكه به معناى اين‏است كه در ضمن آنكه در كسب علوم و فنون بالاترين‏كوششها را مى‏كنند بايد همواره خدا و كسب رضاى اورا محور كارهايشان قرار دهند.
ادامه دارد...

بالای صفحه

آواى قرآن و كاهش اضطراب

مرتضى شيرودى
آدمى به عنوان پيچيده‏ترين و در هم تنيده‏ترين موجود، داراى نيازهاى متعدد و متنوعى است. او سر پا نيازمند آفريده شده و همه زندگى او را نياز دربرگرفته، و "دين‏" به تعبير آلپورت گل سر سبد نيازهاى اوست. ريشه احساس نياز به دين، ژرف و عميق است واين احساس يك وابستگى مطلق است. به ديگر سخن، انسان گرايش و كشش‏هاى دائمى به سوى آفريدگار خويش دارد و كوشش‏ها، زمزمه‏ها، طلب‏ها، راز و نيازهايش نيز برخاسته از آن كشش‏هاست. عبادت، تجلى خواست روحى بشر است و منظومه عبادات نيز شكل دادن و قالب ساختن براى آن حقيقت و تجلى فطرى است كه در عمق فطرت انسان وجود دارد. آدمى قادر نيست از قلمرو راز و نياز بگريزد و خود را نيازمند خداوند احساس نكند. اگر احساس كرد كه در زندگى او خدايى نيست، مثل مگس‏هاى خشك پاييزى مى‏شود كه به محض اين كه به شيشه مى‏خورد، بى‏صدا مى‏ميرد. يكى از نيازهاى بشر، گوش دادن به كلام خداوند است. آواى دلنشين قرآن حتى دردهاى او را تسكين مى‏دهد و نيازش را برمى‏آورد.
مقاله حاضر، از چكيده سه تحقيق پزشكى سخن مى‏گويد كه در هر يك از آنها، تاثير آواى قرآن كريم در كاهش استرس و اضطراب بيماران، مورد مطالعه قرار گرفته است.
1. بررسى ميزان تاثير آواى قرآن كريم بر كاهش سطح اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخيصى و درمانى.
در چكيده تحقيق فوق كه در دانشگاه علوم پزشكى اصفهان، سال 1376 صورت گرفت، آمده است: "اضطراب پديده شايع عصر ماست; اما پيشينه‏اى به طول تمامى تاريخ دارد، و از اين رو، همواره مورد توجه بوده است. با اين وصف، اضطراب كم، براى حيات و زندگى روزمره لازم است، ولى قطعا اضطراب زياد، آثار و زيان‏هاى جدى بر جسم و روان و روابط اجتماعى مى‏گذارد، و در نتيجه، كنترل و مهار آن هميشه توصيه شده است. شايد به اين علت در سال‏هاى اخير، پژوهشگران تاكيد و توجه زيادى بر روش‏هاى غير دارويى كاهش اضطراب دارند، و در اين راستا، در تحقيقات فراوان، تاثير انواع موسيقى بر كاهش اضطراب، ارزيابى شده است. يكى از اقسام موسيقى، موسيقى ناشى از تلاوت آيات قرآن كريم است. اين موسيقى عرفانى و دلپذير، يكى از باشكوه‏ترين ابعاد اعجاز بيانى قرآن مجيد است."
هدف تحقيق، بررسى تاثير آواى قرآن بر وضعيت استرس بيماران، قبل و بعد از اقدامات درمانى است. فرضيه تحقيق عبارت است از: آواى قرآن بر كاهش شدت اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخيصى و درمانى، مؤثر است. اين طرح تحقيقاتى، يك مطالعه نيمه‏تجربى به شمار مى‏رود كه جامعه آمارى آن را، كليه بيماران بخش‏هاى داخلى و جراحى بيمارستان امام حسين (ع) و امام خمينى (ره) اصفهان تشكيل مى‏داد. اين بيماران قرار بود تحت‏يك نوع پروسيجر تهاجمى قرار گيرند. حجم نمونه در اين مطالعه 80 نفر بوده‏اند كه به طور تصادفى در دو گروه آزمون و شاهد قرار داده شدند. در اين تحقيق، براى كاهش اضطراب گروه آزمون، از 20 دقيقه آواى قرآن كريم با صداى اساتيد بزرگ مصرى و ايرانى كه از بين آيات و سوره‏هاى مختلف انتخاب شده بود، استفاده گرديد، و از طريق هدفون به استماع واحدهاى بيمارستانى رسانده شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم‏افزار EPL6 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت، و نتايج زير به دست آمد:
در مرحله اول، كاهش اضطراب در دو گروه شاهد و آزمون محسوس نبود; در حالى كه در گروه آزمون در مراحل دوم و سوم - قبل و بعد از انجام پروسيجر ميزان اضطراب كاهش يافته بود; اما اين كاهش در گروه شاهد مشاهده نشد. و نيز، در بررسى علائم حياتى در گروه آزمون، ميزان فشار خون سيستول و تنفس تعديل يافته، ولى تعداد نبض، و ميزان فشار خون دياستول در مقايسه با گروه شاهد، تغيير معنادارى نداشت. همچنين، عوامل ديگرى مثل سابقه انجام پروسيجر، نوع عمل، سن، جنبش، سابقه استماع به موسيقى يا تلاوت آيات قرآن، تشخيص پزشكى و... بررسى گرديد، كه هيچ كدام ارتباط معنادارى با كاهش سطح اضطراب نشان ندادند. بنابراين، نتايج تحقيق نشان داد كه فرضيه تحقيق درست و قابل اثبات است; يعنى آواى قرآن كريم بر كاهش سطح اضطراب بيماران قبل و بعد از انجام تشخيصى و درمانى تاثير دارد.
2. ميزان تاثير آواى قرآن كريم بر اضطراب بيماران، قبل از عمل جراحى در بيمارستان‏هاى منتخب تهران در سال 1376.
تحقيق مذكور نيز نيمه‏تجربى بود كه به منظور بررسى ميزان تاثير آواى قرآن كريم بر اضطراب بيماران، قبل از عمل جراحى قلب صورت گرفت. اين پژوهش، در بخش جراحى قلب بيمارستان امام خمينى (ره) تهران انجام يافت. هدف كلى پژوهش، تعيين ميزان تاثير آواى قرآن كريم بر اضطراب بيماران قبل از عمل جراحى بود. ابزار مورد استفاده در پژوهش را، سياهه حالت فرم اضطراب اسپيل برگر، پرسش‏نامه اطلاعات فردى، چك‏ليست ثبت علائم حياتى، برگه ثبت تعداد دفعات و مدت زمان گوش كردن به آواى قرآن تشكيل مى‏داد. تعداد 80 نفر از بيماران با توجه به مشخصات نمونه انتخاب شدند. از اين تعداد، 50 نفر در گروه آزمون، از بعد از ظهر روز قبل، دو بار و هر بار 15 دقيقه به آواى قرآن كريم گوش كردند، و 30 نفر در گروه شاهد قرار گرفتند، كه تحت تاثير دخالت و مداخله پژوهشگر قرار نداشتند، و تنها از مراقبت‏هاى معمول بخش جراحى استفاده مى‏كردند. اضطراب بيماران در دو گروه با بعد از ظهر روز قبل از عمل و صبح عمل با پرسش‏نامه اضطراب اسپيل برگر و چك ليست ثبت علائم حياتى سنجيده شد، و در پايان نمونه‏گيرى، ميزان كاهش اضطراب گروه آزمون و شاهد مقايسه گرديد. تجزيه و تحليل يافته‏هاى آزمون آمارى نشان از آن داشت كه ميزان اضطراب بيماران قبل از عمل جراحى، به تاثير از آواى قرآن، كاهش يافته است.
3. بررسى تاثير آواى قرآن كريم بر ميزان اضطراب بيماران بسترى در بخش‏هاى مراقبت ويژه قلبى يكى از بيمارستان‏هاى منتخب تهران در سال 1376.
پژوهش مذكور، يك مطالعه نيمه‏تجربى بود كه با هدف مطالعه تاثير آواى قرآن كريم بر ميزان اضطراب بيماران بسترى در بخش‏هاى مراقبت ويژه قلبى يكى از بيمارستان‏هاى منتخب شهر تهران انجام شده است. تعداد نمونه‏هاى اين پژوهش 60 نفر بودند كه به صورتى تصادفى و با استفاده از قرعه‏كشى در دو گروه آزمايش كنترل قرار گرفتند. جهت گرد آورى داده‏ها، از پرسش‏نامه دو قسمتى استفاده شد. قسمت اول پرسش‏نامه مربوط به اطلاعات فردى و سؤالاتى در مورد موسيقى‏هاى مذهبى بود، و بخش دوم، شامل پرسش نامه استاندارد اسپيل برگر بود. در اين پژوهش براى گروه آزمايش با صداى استاد عبدالباسط، آيات 10 تا 23 سوره يوسف با استفاده از ضبط صوت مجهز به هدفون به مدت 20 دقيقه پخش شد. قبل و بعد از پخش آواى قرآن كريم، در دو گروه آزمايش و كنترل فرم اضطراب اسپيل برگر توسط واحدها تكميل و جهت تعيين ميزان اثر بخش آواى قرآن كريم، اختلاف نمرات اضطراب قبل و بعد از مداخله، محاسبه گرديد. براى تجزيه و تحليل داده‏ها از آزمون‏هاى آمارى تى، فيشر، كاى اسكوئر و كوكران استفاده شد. نتايج‏حاصل از پژوهش نشان داد كه استماع آواى قرآن كريم باعث كاهش اضطراب بيماران مى‏شود.
**نتيجه
در سال‏هاى آغازين قرن بيست و يكم نيز توجه و گرايش به معنويت مهم‏ترين پديده زمان ماست، و ديگر همانند گذشته، جدال با معنويت و خداوند، جدالى ترقى‏خواهانه به نظر نمى‏رسد. از يك طرف علم در پاسخ به سؤالات انسان اظهار عجز و ناتوانى مى‏كند و به قول سارتر (1971) علم مرده است، و از طرف ديگر احساس تنهايى، ناامنى، پوچى و وانهادگى او را سخت مى‏آزرد. راه نجات از اين بحران در آميختن معنويت و عقلانيت است كه يك پاى آن وحى و پاى ديگرش عقل است.

بالای صفحه

زمين

قسمت سوم
****راهـنـمـاي مـسـيـر يـابـي زمين
" و همينطور خدا زمين را براي شما نشانه دار درست کرد تا بتوانيد راه هايِ بازِ آن را طي کنيد".
نکـتـه آيه: زمين نشانه اي دارد که انسان مي تواند با آن راههاي باز را طي کند:
راهـهـاي بـاز زمـين، راهـهـاي دريائي، هـوائي و بيابانـي هـستـنـد که بصورت جاده نيستند. و نشانه داري زمين نيز قطب مغناطيسي آن است که بمثابه نشانه عمل مي کند. انسان با تقسيم بندي نمودن زمين و قـطب نما، مسيرهاي هوائي و دريائي و زميني که بصورت جاده نيستند را جهت يابي و پيدا مي کند و بسوي مقصد مورد نظر خود پيش مي رود.
آيه مزبور نقـل قول از حضرت نوح است. يعني وي چند هزار سال پيش از ميلاد اين موضوع را به مردم خود گفـته بوده است، ولي مردم طبق عادت هميشگي خود به وي مي خنديده اند.
**سنگيني مواد درون زمين
"آنگاه که زمين لرزش خود را بلرزد ــ و آنگاه که زمين سنگيني هاي خود را بيرون بياورد".
نکته آيه: مواد درون زمين سنگين است:
هرچه از سطح زمين رو به عمق برويم مواد درون زمين سنگين تر است. يکي بدليل اينکه نسبت عناصر سنگين تر (مانند آهن) نسبت به عناصر سبک تر بيشتر مي شود، و ديگري بدليل فشار وزن مواد بالاي آن. چنانکه هنگامي که چند گوني خاک را روي هم مي چينيم، گوني دومي که زير فشار گوني اولي است فشرده تر است. يعني مثلا اندازه يک سانتيمتر مکعب خاک در گوني دومي بيش از اندازه يک سانتيمتر خاک در گوني اولي است و در نتيجه سنگين تر است. و يک سانتيمتر مکعب خاک در گوني سومي که زير فشار دو گوني بالاتر از خود است از گوني دومي بازهم بيشتر تر است و در نتيجه سنگين تر است، و همينطور که رو به پائين برويم گونيها فشرده تر مي شوند. و به اين ترتيب موادي که آتش فشان از اعماق زمين بيرون مي ريزد مواد سنگين هستند.
***تشبيه زمين به حيوان خوش سواري
"اوست که زمين را "مانند يک حيوان سواري که سواره احساس ثبات و آرامش مي کند"  کرد".
واژه " ذلـولاً " تشبيه بليغ است به معني "کالذلول" به معني "مانند ذلول". و ذلول به معني: "حـيـوان سـواري اسـت کـه سواره آن احساس آرامش و راحتي و ثبات مي کند" و به قـولي بمعني: "حـيـوان خوش سوار" است.
نکـتـه آيه: زمين مانند حيوان سواري که سواره احساس ثبات و آرامش مي کند مي ماند:
تشبيه زمين به "حيوان سواري که سواره آن احساس ثبات و آرامش مي کند" يعني چه؟ يعني اينکه زمين حرکات مختلـف دارد ولي مانند يک حـيـوان خـوش سـوار کـه انـسـان بـر روي آن احسـاس ثبات و آرامـش مي کند، حرکات آنرا احساس نمي کند.
زمـين حرکات زيادي دارد. از جمله: دور خود مي گردد، دور خورشيد مي گردد، به پهـلو متمايل مي شود، محور آن حرکت دايـره اي کوچکي مي زند. و مانند حيوان خوش سوار مي ماند.
و فعل "جَـعْـل" به معـني: "کـردن و قـرار دادن"، به ايـن معني است که زمين در آغـاز آرام و با ثبات نبوده است. بلکه بعدها چنين کرده شده. زمين نيز در واقع در ابتدا متلاطم و لرزان بوده است.
**زمـيـن مانند جـو هـفـت طبقه است
"خـدا آن است که هـفـت جـو را آفـريـد و از زمـيـن نـيـز چيزي مانـنـد آنهـا".
همانطور که قـرآن مطرح کرده زمين در واقع از 7 قشر (7 لايه) تشکيل مي شود:
1ـــ قشر خارجي زمين. اين قشر اساساً از سنگ خارا و کوههاي آن تشکيل شده.دما در عمق يازده کيلومتري به 1100 در جه مي رسد.
2ـــ قشر زير قشر خارجي. اين قشر از مگنزيم و سليکات آهن تشکيل شده و در 400 کيلو متري دما تقريباً 1400 در جه است.
3ـــ سومين قشر زمين در عمق ميان 400 تا 700 کيلومتري قرار دارد. و از همان عناصر قشر بالائي تشکيل شده است. دما در آن بالاي 1400 درجه است.
4ـــ چهارمين قشر تا 2900 کيلومتري عمق امتداد دارد. پائين آن آهن و سليکات منزيم تقريباً 3800 درجه گرم است.
5ـــ دماي آن بالاي 3800 درجه است و فعل و انفعالات خشونت باري در آن صورت مي گيرد.
6ـــ ششمين قشر از آهن و آلياژ فلز نيکل و مقادير کمي سولفيد آهن تشکيل شده.گفته ميشود که جريانهاي اين قشر باعث نيروي آهن ربائي زمين ميشود. دماي آن ميان 3800 تا 4200 درجه است.
7ـــ از همان آهن و نيکل قشر بالائي خود تشکيل شده و در مرکز آن دما به 6000 درجه مي رسد.
**پائين ترين سطح خشکي زمين
" روميان در پائين ترين سطح زمين شکست خوردند ولي پس از شکست خود پيروز خواهند شد. در فاصله بين سه تا نه سال آينده. روند تحولات، پيش از آن و پس از آن همه براي خدا است. و آنروزها مؤمنين نيز با کمک سربزنگاهي خدا خوشحال خواهند شد"!
نکات آيات:1ـــ محل  شکست خوردن روميان پائين ترين سطح زمين است. 2ـــ روميان در فاصله ميان سه تا نه سال پس از شکست خود از ايرانيان بر آنها پيروز خواهند شد. 3ـ در روزهاي پيروزي روميان پيروان محمد نيز با کمک سر بزنگاهي خدا خوشحال خواهند شد.
1ـــ محل  شکست خوردن روميان پائين ترين سطح زمين است:
محل جنگ مورد نظر آيه که در سال 619 ميلادي ميان ايرانيان و رومـيـان رخ داده و منجر به شکست روميان شـده در منطقه اَغوار درياي مرده در فلسطين قرار دارد. آن نقطه دقيقاً پائين ترين نقطه سطح خشکي زمين است و 392 متر از سطح دريا پائين تر است. اين اندازه گيري البته با امکانات ماهواره اي صورت گرفته و از دانش قرن بيستم بشر است.
2ـــ روميان در فاصله ميان سه تا نه سال پس از شکست خود از ايرانيان بر آنها پيروز خواهند شد:
در سال 626 ميلادي يعني 7 سال بعد، جنگ ديگري ميان ايرانيان و روميان در گرفته بوده که در آن رومي ها پيروز شده اند. اگـر چـنـين جنگ مجددي ميان روميان و ايرانيان رخ نمي داد يا نتيجه آن چنانکه آيه پيش بيني کرده بود نمي شد، همه دين محمد مي سوخت. روشن است که کـسـيکه ديـني را از خود در مي آورد هـيچگاه چنين چيزي راجع به آينده نمي گويد، که در صورت درست درنيامدن همه دين وي بسوزد. و تنها خداوند مي تواند اين حرفها را بزند.
3ـ در روزهاي پيروزي روميان پيروان محمد نيز با کمک سربزنگاهي خدا خوشحال خواهند شد:
دقيقاً در همان سال و همان روزهاي پيروزي روميان بر ايرانيان ميان مسلمانان و دشـمـنان آنها نـيـز نبرد مـعـروف به "بَـدر" در مي گيرد و در آن نبرد نابرابر بکمک سربزنگاهي خدا مسلمانان پيروز و خوشحال مي شوند. (نصر به معني: کمک سرِ بزنگاهي است. يعني: مسلمانان در آستانه شکست خوردن بوده اند و خداوند آنها را کمک کرده و پيروز نموده است).
اگر در تاريخ مشخص شـده مزبور (يعني در فـاصله سـه تـا نه سـال پس از شکست روميان از ايرانيان) ميان مسلمانان و دشمنان آنها نبردي صورت نمي گرفت و يا نتيجه آن چنانکه قـرآن پـيـش بـيـني کرده بـود نمي شـد ديـن محـمد مي سوخت. روشن است که وقتي کسي ديني را از خود مـي سـازد هـيـچـگـاه هـمه دار و ندار خود را در گرو يک چنين پـيـش بيني اي نمي گذارد. و روشن است که چنين پيش گوئيهائي فـقـط کار خداوند مي تواند باشد.
***خطوط دفاعي آسمان
"در آسمان خطوط دفاعي درست کرديم و آنرا براي بينندگان زيبا نموديم. و آنرا از دخول هر شيطانِ شليک شده اي حفظ نموديم. و آني که از روزنه اي وارد بشود به شهاب ديدني تبديل ميشود".
"بُرُوجْ" جمع بُرْجْ است. بُرج در اصل بمعني: رفاه و برخورداري چشمگير است. بعد بطور ضمني و تلويحي به: قلعه، بارو و کاخِ بيش از يک طبقه اطلاق شده است. و بعد بنابر کارکرد قلعه و بارو در نبردها، بطور ضمني و تلويحي به: "استحکامات و خط دفاعي" برج اطلاق شده، و در آيه به اين معني بکار گرفته شده است.
شيطان صفت است و به هر چيزي که براي زندگي تهديد دارد اطلاق مي شود. در آيه به: طوفانهاي خطرناک خورشيدي اطلاق شده که انفجارات خورشيدي آنها را شليک مي کند.
و "استراق سمع" بمعني: دزدکي گوش دادن، و از لابلاي روزنه اي نفوذ کردن است.
نکات آيات: 1ـــ آسمان خطوط دفاعي دارد. 2ــ آنچه از روزنه اي (از ميان خطوط دفاعي) مي تواند وارد آسمان بشود به شهاب ديدني تبديل مي شود. 3ــ آسمانِ براي بينندگان زيبا کرده شده است.
1ـــ آسمان خطوط دفاعي دارد:
نيروي مغناطيسي زمين، دور زمين کمربندهاي مغناطيسي به شکلي که در تصوير مي بينيم درست مي کند، که دامنه آنها تا آسمان کشيده مي شود. انفجارهاي سطح خورشيد پيوسته توده هاي خطرناک گازي را در فضا شليک مي کنند، که بصورت جريانهاي باد و طوفان بطرف زمين مي آيند. اين بادها وقتي به زمين مي رسند توسط اين کمربندهاي مغناطيسي دور زمين به شکلي که در تصوير مي بينيم به اطراف زمين منحرف کرده مي شوند. و به اين شکل اين کمربندها به مثابه استحکامات و خطوط دفاعيِ آسمان عمل مي کنند.
3ــ آنچه از روزنه اي (از ميان خطوط دفاعي) مي تواند وارد آسمان بشود به شهاب ديدني تبديل مي شود:
بخش ناچيزي از طوفانهاي خورشيدي که به اطراف زمين منحرف مي شوند، در نواحي قطبي که کمربندهاي مغناطيسي ندارد يا ضعيف است موفق مي شوند که به درون جو نفوذ کنند. وقتي وارد مي شود انرژي الکتريکي توليد مي کند و در جاهائي که گازها متراکم تر هستند به درخشش تبديل مي شود و انسان آنرا به شکلي که در تصوير مي بينيم مي بيند. قرآن آنرا شهاب ناميده است. (شهاب به: درخششهاي شعله گونه، آتش ساطع، پاره آتش، و مواردي از اين قبيل اطلاق مي شود).
3ــ آسمانِ ما براي بينندگان زيبا کرده شده:
آسماني که ما مي بينيم، چنانکه قرآن گفته: براي بينندگان (يعني براي ساکنين زمين) زيبا کرده شده. زيبائي آن ناشي از بازتاب نور خورشيد توسط عناصر جو است که پس از شکل گيري جو به شکل کنوني خود صورت گرفته است، و پيش از آن چنين نبوده است. نور خورشيد از امواج نور زيادي تشکيل مي شود که هر کدام رنگ خود را دارد، وقتي با ذرات غبار و بخار برخورد مي کند، نور آبيِ آن بيش از بقيه نورها پخش مي شود و به آسمان رنگ آبي مي دهد.
و در سوره ق آيه 6 مي خوانيم: آيا به آسمان بالاي خود نگاه نمي کنند ببينند چگونه آن را ساختيم و آن را زيبا نموديم و هيچ سوراخ و شکافي  ندارد. (أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ). معني سوراخ و شکاف نداشتن آسمان اينست که اگر سوراخ و شکافي مي داشت، پشت آن ديده مي شد. و اين به اين معني است که پشت اين آسمانِ آبي که مي بينيم چيز ديگري هم هست که با آن فرق مي کند. واقعيت هم همين است:
وقتي از آسمان (يعني از محدوده جو) خارج بشويم مي بينيم که پشت آسمان که آن را زيبا مي بينيم فضاي سياه وجود دارد. اين تصوير از بيرون از آسمان (يعني بيرون از محدوده جو) و در روز گرفته شده. چنانکه مي بينيم پشت آسمان فضا است و رنگ آن نيز سياه است.
ادامه دارد...

بالای صفحه

هدف از حفظ قرآن
الف) تهذيب نفس: اوّلين و مهم ترين هدف از حفظ قرآن ،انس و ارتباط بيشتر با كلام الهي براي بهره مند شدن از زمينه مناسب در مسير تهذيب نفس است ؛ چرا كه اگر كسي آيات الهي را كه برترين معلّم اخلاق است ، در سينة خود داشته باشد زمينة بسيار مساعد و مناسبي براي پيشرفت و ترقّي براي خود فراهم كرده است.روايتي از امام جواد سلام الله عليه نقل شده كه فرمود :" المؤمن يحتاج الي ثلاث خصال ؛ مؤمن نياز به سه خصلت دارد . حوبط من الله ؛ از طرف خداي متعال توبه اي نصيب او شود. و واعظ من نفسه ؛ يك نصيحت گر نفساني داشته باشد . و قبول من من ينصحه ؛ و اينكه اگر كسي او را نصيحت كرد ، بپذيرد ". نكته مورد نظر ، نكتة دوم است كه امام مي‌فرمايند ، مؤمن نياز به يك نصيحت كننده دروني و نفساني دارد .
 اين سخن را ضميمه مي كنيم به فرمايش علي عليه السلام در نهج البلاغه كه مي‌فرمايد : " اعلموا ان هذا القرآن هو الناصح الذي لا يغش ؛ اگر يك نصيحت گر عادي از حيله و نيرنگ مي‌خواهيد ، به قرآن پناه ببريد   ". قرآن نصيحت‌گري است كه به شما نيرنگ نمي‌زند . چه خوب است آن واعظ نفساني ، همين قرآن باشد و انسان با حفظ آيات قرآن ، در طول عمر ، يك معلم وارسته اخلاق را همراه خود داشته باشد و اين معلم اخلاق در كوران حوادث زندگي ، بر سر دو راهيها ، در هنگامي كه وساوس شيطان از همه طرف به انسان هجوم مي‌آورد ، مي‌تواند دست انسان را بگيرد و انسان را از گرداب و مرداب گناه نجات بدهد.
 ب) فهم عميق تر از معارف قرآن: هدف دوم اين است كه يك زمينة مناسب براي ارتباط با معارف قرآن در خودمان ايجاد كنيم. بسياري از بزرگان تفسير قرآن تاكيد كرده‌اند كه اگر كسي بخواهد معارف الهي را آن گونه كه هست ، درك كند  و اگر كسي مي‌خواهد در فهم معارف الهي به بالاترين حد ممكن دست پيدا بكند ، حتما بايد علاوه بر اينكه در تفسير قرآن تلاش مي‌كند ، قرآن را حفظ كرده باشد . علت اين نكته ، غير از نورانيتي كه آيات قرآن براي انسان به ارمغان مي آورد ، مي تواند اين باشد كه شما تا بر زواياي كلام احاطه نداشته باشيد ، نمي توانيد مقصود گوينده را چنان‌كه هست ، درك كنيد . اگر انسان قرآن را حفظ كرده باشد ، بسيار بهتر مي‌تواند به مجموعة معارف قرآن احاطه داشته باشد و از معارف قرآن بهره‌مند شود .
ج) انس با محبوب يكتا : هدف سوم ، كه البته مختص به اولياء و خاصّان درگاه حق است ، انس با جان جهان و يكتا محبوب واقعي انسانهاست . خداي متعال برترين محبوب است و كتاب او ، نامه‌اي فرستاده شده از طرف اوست . كسي كه به محبوب خود علاقه وافري دارد ، آن قدر با نامة او مأنوس مي‌شود كه جملات آن نامه را در خاطر و در سينه خود ثبت و ضبط مي‌كند و بدين وسيله فراق و دوري خود را از محبوب تسكين مي‌بخشد.
منبع: مؤسسه جامعةالقرآن 

هشدار به ديابتي ها
رابطه مستقيم ديابت و ابتلا به آرتروز

بر اساس تحقيقات دانشمندان آمريکايي، بيش از 50 درصد از مبتلايان به ديابت با مشکلات آرتروزي روبرو هستند.
اين يافته ها چالشي خاص را براي افرادي که در نظر داشتند با اين بيماري مقابله کنند به وجود آورده است، زيرا به بيشتر افراد ديابتي توصيه مي شود براي بهبود وضعيت خود بايد حرکات ورزشي انجام دهند و اين در حالي است که مبتلايان به بيماري هاي آرتروزي بايد از حرکات بيش از اندازه خودداري نمايند.
در اين تحقيقات، بيش از 800 هزار نفر از افرادي که يا ديابت و يا آرتروز داشتند مورد بررسي قرار گرفتند.
به دنبال بررسي نتايج اين تحقيقات مشخص شد، بيش از 46 ميليون نفر از آمريکايي ها آرتروز مبتلا هستند، و اين درحالي است که 20.6 نفر از آنها از ديابت رنج مي برند. در حدود 52 درصد از افرادي که به ديابت مبتلا بودند، از آرتروز نيز رنج مي بردند.
در اين بررسي ها نشان داده شد که در گروه سني 45 تا 64 سال، 51.8 درصد از افرادي که به ديابت مبتلا بودند آرتروز نيز داشتند و اين در حالي بود 36.4 درصد از جمعيت عمومي آمريکا در اين سن نيزبدون اينکه به ديابت مبتلا باشند از ابتلا به آرتروز رنج مي بردند.
نتايج تحقيقات حاکي از آن بود که 62.4 درصد از افراد 65 ساله مبتلا به ديابت و 56.2 درصد از افرادي که مبتلا به ديابت نبودند، از بيماري آرتروز رنج مي بردند.
اين تحقيقات اعلام کرد که افرادي که ديابت يا آرتروز دارند ممکن از انجام فعاليت هاي فيزيکي خودداري کنند زيرا از وخيم شدن اوضاع خود مي هراسند و پزشکان بايد به آنها اين اطمينان را دهد که براي سلامت جسماني خود بايد با مشاوره پزشک حرکات ورزشي را انجام دهند.


پيوند پروتز حالب مصنوعي براي اولين بار دربيمارستان شهيد محلاتي تبريز
به گزارش خبرنگاراعتدال سعيد ايريلوزاديان از تبريز: پيوند پروتز حالب مصنوعي، براي اولين بار درتبريز توسط دكتر زعفراني متخصص اورولوژي در بيمارستان شهيد محلاتي بر روي مرد 64 ساله انجام شد. براساس اين گزارش اين عمل چهارمين عملي است كه در آسيا و ايران انجام مي شود. دركشورهاي آمريكا،فرانسه ،آلمان، سوئيس وايران از اين عمل صورت گرفته است. گفتني است بيماراني كه حالب (مجرايي كه كليه را به مثانه وصل مي كند) خود را از دست بدهند د رصوتي كه حتي كليه سالم داشته باشند محكوم به دياليز هستند . ولي با اين عمل كليه سالم باقي مي ماند. دركشورهاي خارجي اگر حالب از كار بيفتد شكم را پاره كرده و ادرار رااز شكم بيرون مي ريزند كه مشكلات زيادي براي بيمار ايجاد ميكند ولي با پيوند لوله مصنوعي (حالب) اين مشكل برطرف مي شود. گفتني است كه امسال باوجود اين كه بار اول است كه اين عمل در ايران انجام ميگيرد  بيش از 14 عمل مي تواندصورت گيرد و پنجمين عمل هفته آينده توسط دكتر پورمند درتهران انجام خواهد شد.

همايش حكمت مطهر در شهرستانهاي جلفاو هريس برگزار شد
بمناسبت هفته عقيدتي سياسي درسپاه و بسيج و روز معلم ، همايش حكمت مطهر با حضور فرمانده ناحيه مقا ومت بسيج هريس ونمايندگي ولي فقيه درناحيه وجمعي از معلمان و مربيان عقيدتي درسالن بنت الهدي شهرستان هريس برگزار گرديد. دراين همايش سرهنگ رزاق شكرانه شهيد مطهري را الگوي نمونه معلمان و مربيان برشمرد و مبناي فكري شهيد مطهري را اسلام ناب بيان كرد.همچنين در شهرستان جلفا همايش حكمت مطهر با حضور هاديان سياسي، مربيان وكاركنان ناحيه مقاومت بسيج جلفا و تالار فجر سپاه برگزار گرديد. حجت الاسلام تقوي مسئول نمايندگي ولي فقيه در جلفا از علما روشنفكرن و دانشمندان با عنوان مرزداران جبهه فرهنگي ياد كرد و آنان را يكي از مدافعان اسلام وكشور در مقابل هجوم دشمنان خواند. ايشان از مربيان ومعلمان جامعه اسلامي خواست تا در سال نوآوري و شكوفائي با تلاش بيشتر خود دست دشمنان وبيگانگان را از اين مرز وبوم كوتاه كنند.