شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۲
 
۱۲ گوناگون  
 
شماره قبل

شيخ كليني، گوهر گرانبهاي شيعه 

بازبيني تاريخ شيعه نشان مي‌دهد كه فقها و بزرگاني در دل اين تاريخ رشد و تعالي كرده‌اند كه همواره عاشق و دوستدار اهل بيت (ع) بوده و در هر برهه از زمان سعي داشته‌اند تا احاديث و روايت‌هاي اين خاندان مطهر را مستند كنند تا در گذر زمان و فراز و نشيب‌هاي تاريخ گرفتار تحريف نشود.
اينان امانتداران واقعي و صادقي هستند كه رنج سفر را بر خود هموار كرده و در هر شهر و دياري نكته‌ها و احاديث اهل بيت (ع) را به ثبت رسانده اند تا دست نامراد دشمنان خاندان عصمت و طهارت اين سخنان گهربار را آلوده نكند.
شيخ كليني نيز در زمره اين بزرگان و انديشمندان محدث و شيعه است كه در عهد امامت امام يازدهم (ع) در قريه‌اي به نام كلين واقع در 38كيلومتري جنوب غربي شهرري چشم به جهان گشود.
سالروز ولادتش برغم تحقيقات و پژوهش‌هاي بسيار? ?معلوم نيست اما آنچه در تاريخ آمده اينكه وي از بزرگان شيعه در زمان غيبت صغرا در نيمه دوم قرن سوم و نيمه اول قرن چهارم هجري به شمار مي‌رود.
كليني دوران كودكي را در نزد پدر بزرگوارش يعقوب بن اسحاق كه خود مردي با فضيلت و پاك سرشت بود به فراگيري اخلاق، رفتار و آداب اسلامي سپري كرد.
دايي كليني معروف به علان كه خود محدثي بزرگ و از شيفتگان مكتب اهل بيت بود نيز در تعليم و تربيت وي نقش بسزايي داشت.
شيخ كليني پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي براي پيمودن مدارج كمال انساني به شهر ري كه در آن عصر از مرتبه علمي خاصي برخوردار بود مسافرت كرد.
در آن زمان در ري فرقه‌هاي مختلفي چون شافعي، حنفي و شيعي به ارايه آرا و نظرات خود مي‌پرداختند. شيخ نيز ضمن ادامه تحصيلات خود با عقايد مذاهب و گرايش‌ها و ماهيت برخي حركت‌هاي ضد شيعي آشنا شد.
وي كه مسير دوستي با اهل بيت (ع) را براي خود برگزيده بود در آن برهه از زمان به دور از هر گونه هياهويي به ضبط و فراگيري احاديث پرداخت و از محضر استاداني چون ابوالحسن محمد بن اسدي كوفي بهره برد.
شيخ كه تشنه فراگيري علم حديث بود آن هم در زماني كه احاديث و روايات با بحران جدي مواجه شده بود تصميم گرفت براي سالم و دور ماندن احاديث شيعه از هر گونه تحريفي شهر ري را كه دوستداران مكتب علوي به تازگي در آن به قدرت رسيده بودند رها كرده و به قم مهاجرت كند.
شيخ در روزگاري به قم رفت كه مصادف با حاكميت سياسي و ديني مردان با تقوايي بود كه از ارادتمندان خاندان اهل بيت (ع) بودند از جمله اين بزرگان مي‌توان به احمد بن محمد بن عيسي اشعري ، احمد بن ادريس قمي معروف به معلم و عبد الله بن جعفر حميري اشاره كرد كه كليني مشتاقانه از علم و فضيلت آنان بهره برد.
عطش سيري ناپذير كليني به اميد يافتن روايات و احاديث ناشنيده در قم مركز تشيع نيز دوام نياورد و آن بزرگوار هجرت خود به شهرهاي مختلف را آغاز كرد و در هر دياري احاديث اهل بيت (ع) را با صداقت ثبت مي‌كرد.
كليني پس از كسب فيض از ده‌ها استاد و محدث سرانجام به بغداد رسيد، او در طول اين مسافرت‌ها از چنان علم و فضيلتي بهره مند شده بود كه در بغداد بسيار مورد توجه بزرگان و انديشمندان قرار گرفت.
اين اقبال تا آنجا بود كه آنان در مشكلات ديني خود به او مراجعه كرده و پيروان فرق اسلامي در فتوا به او روي مي‌آوردند به همين مناسبت به ثقه الاسلام مشهور شد، او نخستين كسي است كه در دوره اسلامي به اين لقب مفتخر شده است.
شاگردان بسياري از محضر شيخ كليني بهره گرفته‌اند كه از جمله آنان مي توان به احمد بن ابراهيم، معروف به ابن ابي رافع صيمري، احمد بن كاتب كوفي، احمد بن علي بن سعيد كوفي، احمد بن محمد بن علي كوفي، ابوغالب احمد بن محمد زراري، جعفر بن محمد بن قولويه قمي، عبدالكريم بن عبدالله بن نصر بزاز تنيسي، علي بن احمد بن موسي دقان، محمد بن ابراهيم نعماني، معروف به ابن ابي زينب و محمد بن احمد صفواني اشاره كرد.
عظمت و بزرگي كليني حتي در ميان اهل تسنن نيز وجود دارد، به گونه‌اي كه ابن اثير روايتي از پيامبر نقل مي‌كند كه فرمود: خداوند در آغاز هر قرن شخصي را برمي انگيزد كه دين او را زنده و نامدار نگه دارد. آنگاه به تشريح اين حديث پرداخته و مي‌گويد: احياكننده مذهب شيعه در آغاز قرن اول هجري محمد بن علي امام باقر (ع)، در ابتداي قرن دوم علي بن موسي امام رضا (ع)و در ابتداي قرن سوم ابوجعفر محمد بن يعقوب كليني رازي بوده است.
ثقه‌الاسلام با چهار سفير و نماينده خاص حضرت امام زمان (عج) كه در طول غيبت صغري ? 69سال رابط بين آن حضرت و شيعيان بودند، هم عصر بود.
با وجود اينكه آن چهار نفر از محدثان بزرگ شيعه به شمار مي‌رفتند اما كليني مشهورترين شخصيتي بود كه در آن زمان ميان شيعه و سني از احترام ويژه‌اي برخوردار بود.
در تاييد اين سخن مي‌توان به نظرات برخي از بزرگان و متفكران اشاره كرد:
ابن طاووس حلي ميگويد: امانت كليني مورد اتفاق همگان است.
ابن اثير صاحب كتاب الكامل في التاريخ ميگويد: او به فرقه اماميه در قرن سوم هجري زندگي تازهاي بخشيد و پيشوا و عالم بزرگ و فاضل و مشهور در آن مذهب است.
ابن حجر عسقلاني نيز ميگويد: كليني از روسا و فضلاي شيعه است در ايام مقتدر عباسي.
ملا محمد تقي مجلسي ميگويد: حق اين است كه در ميان علماء شيعه مانند كليني نيامده است، و هر كه در اخبار و ترتيب كتاب او دقت كند درمييابد كه او از جانب خداوند تبارك و تعالي مويد بوده است.
كتاب الكافي يكي از مهمترين و معتبرترين كتب حديثي شيعه و ماندگارترين اثر ثقهالاسلام كليني است.
اين كتاب داراي 34رساله و 326باب است و در سه بخش اصول، فروع و روضه تنظيم شده است.
كليني اولين كسي است كه اخبار را تقسيم بندي كرد و الكافي وي نخستين كتاب از كتب اربعه شيعه است كه بنا بر قول بزرگان شيعه داراي 15هزار و 176 حديث است.
تاليف اين كتاب ? 20سال طول كشيده و هنگامي كه كليني در بغداد بود كتاب خاتمه يافته، اما تاريخ شروع كتاب و مكان آن مشخص نيست.
مولف در بخش اول كتاب، طي هشت عنوان (فصل) به تبيين اصول اعتقادي شيعه و برخي مطالب ديگر كه با مسائل اعتقادي ارتباط دارد، پرداخته است.
وي هر عنوان را به باب‌هاي مختلفي تقسيم كرده و در هر باب روايات متعددي را نقل كرده است. برخي از اين عنوانها بيش از ? 200باب دارند.
عنوان‌هاي اصلي اين كتاب شامل العقل و الجهل، فضل العلم، التوحيد، الحجه، الايمان و الكفر، الدعاء، فضل القرآن و العشره است.
بخش دوم كتاب كافي كه فروع الكافي نام دارد نيز دربردارند؟ روايات مربوط به مسائل فقهي است. دراين بخش عنوان‌هايي چون كتاب الطهاره، كتاب الحيض، كتاب الجنائز،كتاب الصلاه، كتاب الزكاه والصدقه،كتاب الصيام، كتاب الحج، كتاب الجهاد، كتاب المعيشه، كتاب النكاح، كتاب العقيقه، كتاب الطلاق، كتاب العتق والتدبير والمكاتبه، كتاب الصيد، كتاب الذبائح، كتاب الاطعمه، كتاب الاشربه، كتاب الزي والتجمل والمروه، كتاب الدواجن، كتاب الوصايا، كتاب المواريث، كتاب الحدود، كتاب الديات، كتاب الشهادات، كتاب القضا والاحكام، كتاب الايمان والنذور والكفارات وجود دارد.
در سومين بخش از كتاب كافي كه به نام روضه شهرت دارد، روايات مربوط به موضوع‌هاي مختلف و متنوع، بدون هيچ ترتيب و نظم خاصي گردآوري شده است.
تاويل و تفسير برخي آيات قرآن مجيد، توصيهها و اندرزهاي ائمه(ع)، رويا و انواع آن، دردها و درمانها، كيفيت آفرينش جهان هستي و برخي از پديدههاي آن، تاريخ بعضي از پيامبران بزرگ، فضيلت شيعه و وظايف آن، برخي مسائل تاريخ صدر اسلام و زمان خلافت اميرمومنان، مهدي (ع) و صفات او و نيز اصحاب و ويژگيهاي زمان حضور او و تاريخ زندگي برخي اصحاب و اشخاص، نظير ابوذر، ثمامه بن اثال، زيد بن علي عنوان موضوع‌هاي اين بخش است.
كتاب الكافي به اندازه‌اي با اهميت است كه شيخ مفيد از معاصران كليني درباره كتاب مينويسد: كتاب كافي از برترين كتابهاي شيعه و پرفايدهترين آنهاست.
در تنقيح المقال نيز آمده است: علامه شيخ عبدالله مامقاني درخصوص كتاب كافي مينويسد: همانند كافي در اسلام نگاشته نشده و گفته ميشود اين كتاب بر امام زمان عرضه شده و آن حضرت آن را پسنديده و فرموده است: اين كتاب براي شيعيان ما كافي است.
كتابشناس بزرگ، علامه شيخ آقا بزرگ تهراني نيز مينويسد: كافي برترين كتب اربعه است و مانند آن درباره روايات اهل بيت نگاشته نشده است.
محمد بن مكي عاملي (شهيد اول) ميگويد: كتاب كافي در علم حديث است و شيعه مانندش را ننوشته است.
شيخ زين‌الدين (شهيد ثاني) نيز ميگويد: به جان خودم هيچ نويسندهاي مانند كافي را به رشته تاليف در نياورده است. و قدر و منزلت كليني و جلالت او از اين كتاب نمايان است.
محقق كركي ميگويد: اين كتاب از احاديثشرعي و اسرار ديني مقداري جمعآوري نموده كه در كتاب ديگري يافت نميشود.
ملا محسن فيض كاشاني ميگويد: كافي شريفترين و كاملترين و جامعترين كتاب است زيرا كه در ميان آنها شامل اصول و خالي از عيب و فضول است.
مولي محمد امين استرآبادي در كتاب فوائد المدينه ميگويد: ما از اساتيد و علماي خود شنيدهايم كه در اسلام كتابي تاليف نشده كه برابر يا نزديك كتاب كافي است.
از ديگر تاليفات كليني مي‌توان به پنج كتاب تفسير الرويا، الرجال، الرد علي القرامطه، كتاب الرسائل (رسائل ائمه (ع) و مجموعه شعر، مشتمل بر قصايد شعرا در مناقب و فضايل اهل بيت (ع) اشاره كرد.
كليني سرانجام پس از سالها تلاش در راه ثبت احاديث و روايات در سال ? 328يا ? 329هجري در بغداد وفات كرد و در باب الكوفه بغداد به خاك سپرده شد.

بالای صفحه

مِنْ دَلائِلِ العالِمِ اِنْتِقادُهُ لِحَديثِهِ وَعِلمُهُ بِحَقائِقِ فُنونِ النَّظَرِ.
از نشانه‌هاي عالم، نقد سخن و انديشه خود و آگاهي از عمق نظرات مختلف است.
بحار الأنوار، ج 78، ص 119  

استخاره امروز

سوره النساء  
فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيدًا (41)
پس چگونه است [حالشان] آنگاه كه از هر امتى گواهى آوريم و تو را بر آنان گواه آوريم (41)