انحطاط علوم طبيعى در جهان اسلام
قسمت ششم
***بعد علمى قرآن كريم
نگرشها به "آيات علمى" قرآن
بيش از ده درصد آيات قرآن اشاره به پديدههاىطبيعى دارند. ما براى سهولتبحث از اينها به عنوان"آيات علمى" ياد مىكنيم. يك سؤال بنيادى اين استكه پيام اينگونه "آيات علمى" براى ما چيست و چگونهبايد از آنها استفاده كنيم. در اين مورد دو نظر افراطىهست و البته طيف وسيعى بين اين دو نظر داريم.
يك عده مىگويند كه قرآن شامل همه دانشهاست وبنابراين تمامى اجزاء بنيادى علوم طبيعت را در بردارد.در مقابل، عده ديگرى مىگويند كه قرآن صرفا يككتاب هدايت است و در آن جايى براى علوم فيزيكى وطبيعى نيست. ما ابتداء به تشريح اين دو ديدگاهمىپردازيم و سپس برداشتخود را بيان خواهيم كرد.
1- قرآن بعنوان منبع دانش علمى
در عصر حاضر عده زيادى را مىبينيم كه سعىمىكنند آيات قرآن را بر پيشرفتهاى علمى وتكنولوژيكى معاصر تطبيق دهند. هدف اصلى اين گروهاين است كه اعجاز علمى قرآن را در حوزه علم نشاندهند، و بدين ترتيب از يك طرف به پيروان مذاهب ومسالك ديگر عظمت و يگانگى قرآن را بنماينانند و ازطرف ديگر مسلمانان را به داشتن چنين كتاب گرانبهايىمفتخر سازند. اما اين ديدگاه يك ديدگاه تازه نيست و مادانشمندان عظيمالشانى از گذشته را مىيابيم كه داراىچنين ديدگاهى بودهاند. غزالى از ابن مسعود نقلمىكند كه:
"اگر كسى بخواهد به علوم اولين و آخرين دستيابد،بايد در قرآن تدبر كند."
غزالى آنگاه مىافزايد:
"به طور خلاصه تمام علوم داخل در افعال و صفاتخداوند است و در قرآن شرحا افعال و صفات او آمدهاست، و براى اين دانشها نهايتى نيست و در قرآناشارتى ستبه مجامع آنها." (57)
همچنين او در كتاب جواهرالقرآن و درره كه بعد ازاحياء علوم الدين نوشته است در فصلى تحت عنوان"ريشههاى علوم اولين و آخرين از قرآن نشات مىگيرد"مىگويد:
"اين علوم، چه آنها كه برشمرديم و چه آنها كه مذكورنيفتاد، اصولش از قرآن به دست مىآيد زيرا همگى آنهااز دريائى از درياهاى معرفت الهى نشات مىگيرد، ودرياى افعال، چنانكه متذكر شديم، دريائى است كهكرانه ندارد و اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگار مدادشود، آن به پايان مىرسد قبل از آنكه كلمات پروردگاربانتها رسد. پس از جمله افعال خداوند بيمارى وشفاست چنانكه خداوند از قول ابراهيم مىفرمايد: وهنگامى كه مريض مىشوم او مرا شفا مىدهد. و اينفعل واحد را كسى نشناسد مگر آنكه علم طب را بروجه كمال بداند. زيرا طب نيست مگر شناسائى كاملمرض و علائم آن و علاج و اسباب درمان آن. و از جملهافعال خداوند تقدير حركتخورشيد و ماه و منازلآنهاست. چنانكه خداوند فرموده: "والشمس و القمربحسبان" و "القمر قدرناه منازل" و "جمع الشمس والقمر" و "يولج الليل و النهار"... و حقيقتحركتخورشيد و ماه و كسوف و خسوف و رفت و آمد شب وروز را نمىداند مگر كسى كه هيات تركيب آسمانها وزمين را بداند، و اين بنوبه خود دانشى است، و معناىقول خداوند: "يا ايهاالانسان ما غرك بربك الكريم الذىخلقك فسويك فعدلك فى اى صورة ماشاء ركبك" راكسى به كمال نداند مگر آنكه تشريح بدن انسان را بهصورت ظاهر و باطن و عدد و انواع و حكمت و منافعآن را بداند، و در قرآن در مواضعى بدان اشارت رفتهاست، و اين از جمله علوم پيشينيان و آيندگان است ودر قرآن مجامع علوم اولين و آخرين يافت مىشود." (58)
جلال الدين سيوطى نيز همين نظر را دارد و در پى آناست كه نشان دهد قرآن حاوى جميع دانشهاست. وىبا توسل به آياتى نظير:
"... ما فرطنا فى الكتاب من شىء" (انعام، 38)
(... ما در اين كتاب چيزى را فرو گذار نكردهايم.)
"...نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شىء..." (النحل، 89)
(... ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم تا همه چيز را روشنكند...)
و رواياتى نظير:
"... قالصلى الله عليه وآله وسلم: سيكون فتن. قيل و ماالمخرج منها؟ قال:كتاب الله فيه نباما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم مابينكم."
(... پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم فرمود: فتنههايى برپا خواهد شد. پرسيده شد: چه چيزى مىتواند ما را از آنها نجات دهد؟ فرمود: كتابخداوند. در آن اخبار قبل از شما و اخبار بعد از شما و حكمبين شماست.)
استدلال مىكند كه قرآن علوم قديم و جديد را دربردارد. آنگاه مىافزايد:
"كتاب خداوند عزيز همه چيز را در بردارد. هيچ بخشيا مساله اساسى از علوم را نمىتوان يافت كه در قرآن بهآن اشاره نشده باشد. در قرآن جهات شگفتانگيزمخلوقات، ملكوت آسمانها و زمين، اشياء بالاترينبخش افق و اشياء زير زمين، ابتداء خلقت و ... يافتمىشود." (59)
از جمله مدافعين اين نظر مصطفى صادق الرافعى استكه معتقد است:
"انسان در قرآن اشاره به بسيارى از حقايق علمى رامىيابد، و علم جديد ما را در تفسير بعضى از آياتقرآنى و كشف حقايق آنها يارى مىكند." (60)
در اينجا لازم است متذكر شويم كه داعيه علماىپيشين در اتخاذ اين ديدگاه اعتقاد عميق آنها بهجامعيت قرآن بود. اما علماى متاخر بيشتر دنبال اثباتاعجاز علمى قرآن هستند، و كوشش آنها بر اين است كهقرآن را با يافتههاى علوم جديد تطبيق دهند. بعضى ازمتاخرين بر اين هستند كه هيچ يافته علم جديد نيستكه لااقل تلويحا در قرآن پيشبينى نشده باشد.
و موريس بوكاى در كتاب عهدين، قرآن و علم مىگويد:
"نه تنها وحى قرآن حاوى تناقضهايى نيست كه رواياتاناجيل، در نتيجه دخالت افراد انسانى، با آنها دستبگريبانند، بلكه اگر كسى به عينيت و در پرتو علم بهمطالعه قرآن بپردازد، به خصوصيتى ديگر كه ويژه اينكتاب استبرمىخورد: همآهنگى كامل قرآن بامعلومات علمى جديد. علاوه بر اين ديديم كه در قرآننكات و مطالب علمى ديده مىشود، نكات و مطالبىكه نمىتوان بيان كننده آنها را آدميزادهاى متعلق به عهدپيامبر دانست. در واقع معارف علمى جديدند كه بهفهم برخى از آيات قرآنى (كه تاكنون غيرقابل تفسيرمانده بودند) يارى مىكنند." (61)
بعضى از مؤلفين دنبال اين بودهاند كه هر ايده مهمعلم جديد را از قرآن بيرون بكشند و در اين راه از عرفزبان عربى تجاوز كردهاند. مثلا بعضى خواستهاند نظريهاتمى ماده را از قرآن استخراج كنند و در اين راه به آياتىنظير:
"... و ما يعزب عن ربك من مثقال ذرة فى الارض و لا فىالسماء و لا اصغر من ذلك و لا اكبر الا فىكتابمبيين" (يونس، 61)
(... بر پروردگار تو حتى باندازه يك ذره در زمين و آسمانهاپوشيده نيست و همينطور است هر چه كوچكتر از آن يا بزرگتراز آن باشد.)
متوسل شدهاند. (62) در اينجا آنها كلمه عربى "ذره" رابا "اتم" تطبيق دادهاند. در حاليكه معناى متداول آن"مور كوچك" يا "ذره كوچك غبار" است و هيچ دليلقانعكنندهاى وجود ندارد كه باور كنيم خداونداصطلاحى غيرقابل فهم را براى معاصرين پيامبرصلى الله عليه وآله وسلمبكار برده باشد. (63)
كوشش براى تطبيق يك كتاب آسمانى با علممعاصر منحصر به مسلمانان نيست مسيحيان نيزخواستهاند انجيل را با علم جديد تطبيق دهند و يهودنيز همين كار را در مورد تورات كردهاند.
2- قرآن بعنوان يك كتاب هدايت
ديدگاه اول از همان قديم مورد انتقاد قرار گرفتهاست. ابواسحاق شاطبى (متولد 790 هجرى) يكى ازمخالفان سرسخت اين ديدگاه است. او معتقد است كهپيشينيان با تقواى ما اطلاعاتشان درباره قرآن بيش از مابود و آنها درباره اينگونه علوم صحبت نكردند. اينحاكى از اين است كه از نظر آنها قرآن حاوى چنينمطالبى نيست.
ديدگاه اول را بعضى از علماى متاخر نيز مورد نقدقرار دادهاند. استدلال آنها به قرار زير است:
الف) درست نيست كه كلمات قرآنى را به طريقى كهبر عرب عصر پيامبر آشكار نبود تعبير كنيم.
ب) قرآن براى آموزش علم و تكنولوژى نازل نشدهاست، بلكه آن كتاب هدايت است. صحبت از علومطبيعى نيز جهت ترغيب آدميان به كشف اسرار طبيعتاست. پس معناى آياتى نظير:
"... ما فرطنا فى الكتاب من شىء ..."
اين است كه قرآن شامل همه چيزهايى است كه براىهدايت و سعادت ما لازم است.
ج) علم به مرحله نهائيش نرسيده است. بنابرايندرست نيست كه قرآن را با تئوريهاى زودگذر علمتطبيق دهيم. يك نظريه زمانى مقبول واقع مىشود وسپس نظريه جامعترى جاى آن را ميگيرد. نظامبطلميوسى براى مدتى طولانى حاكم بود و سپس كنارگذاشته شد. اين اشتباه است كه فرض كنيم قرآننظريههاى معارض را تاييد ميكند.
دانشمندان برجستهاى نظير ابن سينا، بيرونى،ابنهيثم و خواجه نصيرالدين طوسى هيچگاه دنبالفرمولهاى علمى در قرآن نگشتند، گرچه سختبه قرآنمعتقد بودند و اطلاعات وسيعى درباره آن داشتند.تطبيق قرآن با نظريههاى ناپايدار علم اين خطر را داردكه حقائق قرآنى را مورد تعرض قرار مىدهد و راه رابراى تعابير نامعقول باز مىكند.
د) خداوند خواسته است كه بشر خودش حقائقطبيعت را از طريق حواس و عقلش كشف كند. اگر قرآنتمامى علوم طبيعت را بيان مىكرد عقل انسان عاطلمىماند و آزادى انسان بى خاصيت.
ادامه دارد...
ساخت دهان مصنوعي با قابليت تشخيص مزه
محققان فرانسوي دهان روباتيکي ساخته اند که مي تواند با جويدن ميوه اي همچون سيب مزه آن را تشخيص دهد. اين دهان مصنوعي مي تواند به وسيله تجزيه و تحليل طيف وسيعي از فاکتورهاي دخيل در انتشار ترکيبات معطر در دهان از جمله بزاق يا سرعت در هم خرد شدن ترکيبات غذايي ، تأثيرات جويدن را باز توليد کند.
به گفته محققان درصورتي که اين دهان مصنوعي بتواند همچون انسانها غذا را بجود، مي توان اميدوار بود تا راهي مؤثر براي طراحي و ساخت ماشينهايي پيدا کرد که بتوانند ياد بگيرند چگونه غذاها را مزه کرده و در ارتقاي کيفيت آنها تأثيرگذار باشند.
اين دهان مصنوعي ترکيبي از يک حمل کننده ساده، پيستون دندانه دار و موتورهاي سرعت متغير است که با استفاده از آنها سرعت فشرده و خرد شدن غذا را کنترل مي کند.
دماي دروني اين حمل کننده به وسيله يک ترموستات آزمايشگاهي در دماي 37 درجه سانتيگراد نگهداري مي شود.
بر اساس گزارش زد.دي.نت، اين دهان روباتيکي به وسيله محققان مرکز Gaëlle Arvisenet در مدرسه ENITIAA اين کشور طراحي و ساخته شده است.
در اين مرکز تحقيقاتي نسل آينده مهندسان فرانسوي پرورش داده مي شوند که قرار است در صنايع غذايي اين کشور به کار گرفته شوند.
ساخت مولد انرژي كه با آب فعال ميشود!
شركتهاي "ميلنيوم سل" و "فنآوريهاي پيل سوختي هوريزن"، توليد مقدماتي مولد انرژي قابل حمل HydroPak را تكميل كردند.
اين محصول از سيستم كارتريج منحصر به فردي استفاده ميكند كه با آب فعال ميشود و هر دو فنآوري پيلهاي سوختي هوريزون و ذخيره سازي HYDROGEN ON DEMAND شركت ميلنيوم سل را به كار گرفته است.
اين منبع انرژي داراي مزايايي چون تاريخ مصرف نامحدود، تامين هشت تا 10 برابر انرژي مورد نياز براي شارژ يك رايانه همراه، قابليت استفاده در محيطهاي بسته بدون سر و صدا و توليد آلايندگي مضر، سبكتر، كوچكتر و كم صداتر بودن از ژانراتورهاي متداول و ارزانتر بودن از هر پيل سوختي مشابه است.
تك نمونه اين سيستم، 400 دلار و كارتريجهاي قابل عرضه آن 20 دلار قيمت گذاري شده كه با آب فعال شده و چندين سال عمر ميكنند؛ بنابراين اين مجموعه راه حلي جذاب براي پاسخگويي به انرژي مورد نياز در مواقع اضطراري و نيز مشتريان علاقمند به منابع انرژي قابل حمل براي كاربردهاي پشتيبان و سفرهاي گردشي است.
دو شركت هوريزن و ميلنيوم سل در نظر دارند در اوايل فوريه سال جاري تعداد محدودي از اين منابع انرژي توليد شده را در معرض نمايش شركتهاي سازنده تجهيزات اصلي يا توزيع كنندهها و فرماندهان نظامي قرار دهند و متعاقبا چند هزار واحد از اين سيستم توسط شركت هوريزون براي فروش در نيمه دوم سال 2008 ساخته ميشود.
شركت ميلنيوم سل، مسووليت انحصاري فروش اين سيستمهاي توليد انرژي در ايالات متحده را برعهده دارد.
محصولات ديگري نيز براي توسعه شناسايي شدهاند و پيشبيني ميشود در سال 2008 و 2009 براي مشتريان دولتي و تجاري ارسال شوند و يك نمونه اوليه محصول HydroPak Mini براي استفاده در وسايلي نظير تلفن همراه، PDA و دستگاه پخش موزيك همراه براي نخستين بار در كنفرانس ژانويه نمايش داده شد.
هدف از نمايش اين واحد، ارزيابي استقبال از منابع انرژي كوچكتر و ارزانتر با طول عمر نامحدود و فعاليت بدون سر و صدا در ابزارهاي ارتباطي و الكترونيكي قابل حمل كوچكتر است.
توان خروجي اين سيستم برابر 25 وات در حالت پيوسته و 50 وات در حالت پيك است و داراي يك خروجي 100 واتي AC و دو خروجي USB پنج واتي DC براي شارژ بوده و در وسايل با توان كم چون لامپهاي سيار، رايانههاي همراه، تلويزيونهاي قابل حمل و شبكههاي ارتباطي تك كاره براي بيش از 14 ساعت كاركرد پيوسته قابل استفاده است.
زمين
قسمت چهارم
1ـــ آسمان خطوط دفاعي دارد:
نيروي مغناطيسي زمين، دور زمين کمربندهاي مغناطيسي به شکلي که در تصوير مي بينيم درست مي کند، که دامنه آنها تا آسمان کشيده مي شود. انفجارهاي سطح خورشيد پيوسته توده هاي خطرناک گازي را در فضا شليک مي کنند، که بصورت جريانهاي باد و طوفان بطرف زمين مي آيند. اين بادها وقتي به زمين مي رسند توسط اين کمربندهاي مغناطيسي دور زمين به شکلي که در تصوير مي بينيم به اطراف زمين منحرف کرده مي شوند. و به اين شکل اين کمربندها به مثابه استحکامات و خطوط دفاعيِ آسمان عمل مي کنند.
3ــ آنچه از روزنه اي (از ميان خطوط دفاعي) مي تواند وارد آسمان بشود به شهاب ديدني تبديل مي شود:
بخش ناچيزي از طوفانهاي خورشيدي که به اطراف زمين منحرف مي شوند، در نواحي قطبي که کمربندهاي مغناطيسي ندارد يا ضعيف است موفق مي شوند که به درون جو نفوذ کنند. وقتي وارد مي شود انرژي الکتريکي توليد مي کند و در جاهائي که گازها متراکم تر هستند به درخشش تبديل مي شود و انسان آنرا به شکلي که در تصوير مي بينيم مي بيند. قرآن آنرا شهاب ناميده است. (شهاب به: درخششهاي شعله گونه، آتش ساطع، پاره آتش، و مواردي از اين قبيل اطلاق مي شود).
3ــ آسمانِ ما براي بينندگان زيبا کرده شده:
آسماني که ما مي بينيم، چنانکه قرآن گفته: براي بينندگان (يعني براي ساکنين زمين) زيبا کرده شده. زيبائي آن ناشي از بازتاب نور خورشيد توسط عناصر جو است که پس از شکل گيري جو به شکل کنوني خود صورت گرفته است، و پيش از آن چنين نبوده است. نور خورشيد از امواج نور زيادي تشکيل مي شود که هر کدام رنگ خود را دارد، وقتي با ذرات غبار و بخار برخورد مي کند، نور آبيِ آن بيش از بقيه نورها پخش مي شود و به آسمان رنگ آبي مي دهد.
و در سوره ق آيه 6 مي خوانيم: آيا به آسمان بالاي خود نگاه نمي کنند ببينند چگونه آن را ساختيم و آن را زيبا نموديم و هيچ سوراخ و شکافي ندارد. (أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ). معني سوراخ و شکاف نداشتن آسمان اينست که اگر سوراخ و شکافي مي داشت، پشت آن ديده مي شد. و اين به اين معني است که پشت اين آسمانِ آبي که مي بينيم چيز ديگري هم هست که با آن فرق مي کند. واقعيت هم همين است:
وقتي از آسمان (يعني از محدوده جو) خارج بشويم مي بينيم که پشت آسمان که آن را زيبا مي بينيم فضاي سياه وجود دارد. اين تصوير از بيرون از آسمان (يعني بيرون از محدوده جو) و در روز گرفته شده. چنانکه مي بينيم پشت آسمان فضا است و رنگ آن نيز سياه است.
*****ميزان آب و خشکي زمين
واژه "بَـحْـر" به معني دريا 41 بار در قـرآن بکار رفـته و واژه "بَـرّ" به معني خشکي 12 بار. "12" بـار 29 درصـد "41" بار است. خشکي سـطح زمـيـن نيز 29 درصد است و 71 درصد بـقـيه آن آب است.
****به زير رفتن زمين در دريا
" آيا خيالتان راحت است از اينکه کـنار خشکي را به زير نخواهـد کشيد"؟
نکـتـه آيـه: امکان به زير رفتن کنار خشکي امري منتفي نيست:
اينکه آيه بزير رفتن کنار خشکي را امري غير ممکن نمي داند و توجه انـسان را به آن جلب مي دهد، به اين معني است که در آنجا اتفاقي يآ اتفاقاتي مي افتد که احتمال و امکان به زير رفـتن کنار خشکي را مـنـتـفي نمي کند.
درياها در واقع روي قـشر اقيانوسي زمين قرار دارند و قشر اقيانوسي زمين نيز بشکلي که در تصوير مي بينيم زير قشر قاره اي مي رود. و در وضـعـيـتي که امکان رو به پائـيـن چرخيدن بخـش مـربـوط به خـشـکـي قـاره اي (کـه در نـزديـکـي خـشکي است) وجود دارد.
زمين نشست مي کند و از آسمان اجرام بزرگ آسماني مي افتد
"آيا نمي توانند وضعيت حال و گذشته زمين و فضا را ببينند و بدانند که اگر ما بخواهيم ميتوانيم زمين را زير آنها پائين بکشيم يا اجسام بزرگ را از فضا روي آنها بيندازيم"؟
نکات آيه: 1ـــ مواردي از پائين رفتن زمين براي ديدن وجود دارد. 2ـــ مواردي از افتادن تکه هاي بزرگ از فضا در زمين وجود دارد.
1ـــ مواردي از پائين رفتن زمين براي ديدن وجود دارد:
اينجا نقطه و نمونه اي از فرونشستن زمين است.
2ـــ مواردي از افتادن تکه هاي بزرگ از فضا در زمين وجود دارد:
در فـضـاي دور و نـزديـک ما اجسام کوچک و بـزرگ زيـاد وجـود دارد. پاره هاي کوچک وقـتي بطرف زمين مي آيند جو زمين آنها را مي سوزاند و پودر مي کند. ولي بزرگ آنها گـاه گـاهـي بـطرف زمين ميآيند. حفره اي که در تصوير مي بينيم مربوط به سقوط سنگ آسماني در استراليا است. (بزرگترين حـفـره اي که تا کنون انسان آنرا پيدا کرده است در آريزونا است و 1300 متر قطر دارد. يعني به وسعت يک دهکده است)
****سطح زمين و کوهها روي حساب درست شده اند
" و آيا نمي توانند ببينند کوهها روي چه حسابي بپا داشته شده اند ــ و زمين روي چه حسابي سطح داده شده است"!
ادامه دارد....