خاطراتي از اساتيد و پيشکسوتان قرآني افغانستان
تجويد عبارت است از نکو خواندن قران کريم مطابق به قواعدي که در علم تجويد بيان شده است.
يک سري مطالبي که از استاد گرامي و عبد صالح مرحوم مولوي نجاتي قاري و استاد مشهور افغانستان بياد دارم به قرار ذيل است:
اول خاطره ي از ايشان که بزرگي شأن او را مي رساند ذکر مي کنيم. آنچه مختصر از دوراني که بنده در سن پانزده سال بودم و در مسجد خافياي چند اول از طرف صبح بعد از نماز به محضر ايشان حاضر مي شديم. در آن مسجد در حدود چهل تا پنجاه نفر شاگرد داشت که در آن ميان قاري مشهور راديو کابل قاري امان نوايي وامثال ايشان ازشاگردان اوبودند.درهمان مسجدهمه شاگردان باشکوه خاص مشغول تلاوت قرآن کريم بوديم.هم خواني درآخرختم جلسه که در حدود دوساعت بود، شروع مي شد.مقابله قرآن يعني همه ازيک جا قرآن ها راجلو رو بالاي وسيله ي چوبي گذاشته همه توجه مي کردند ويک نفر به صوت مي خواند.
نا گفته نماند که جناب مولوي نجاتي از شاگردان حضرت آيت الله آقاي مير علي احمد حجت ره بودند چون اولين کس در بين مردم شيعه در چند اول که قرائت قرآن کريم را با تجويدشروع کرد آن بزرگوار بود .
خود مرحوم آية الله حجت مي فرمودند که درسنين جواني صوت و صداي خوبي داشتم و بيست و دو مقام ( 1 ) از اصوات مشهور را مي خواندم. آن مرحوم مي گفت:صداي من تاحدي خوب بودکه يک روزدرمشهدمقدس با چندتن ازدوستان همسن شرط (يعني مسابقه) بستيم که همه به نوبت بخوانيم تادرخواندن کدام يکي ازگروه ما بلبل هزاردستان حاضر مي شود. دوستان همه خوش صدا بودند و نيز مشهد مقدس درآن زمان باغ و درخت زيادداشت وشهر گسترش نيافته بود. من که شروع به خواندن کردم در اندک زماني ديدم صداي چه چه بلبل هزاردستان به گوش رسيد و در مسابقه فائق شدم.
مولوي نجاتي يکي ازکساني بودکه ازمحضرتدريس وتجويدقرآني آن مرحوم استفاده کرده وامرشده بودکه به ديگران نيزاين علم شريف راياد بدهد.اين بود که درمسجدهاي چنداول و در اواخر در مسجد شريف کارته سخي مشغول تربيت شاگردان زيادي گرديد.او تا آنجا کوشيد که امثال قاري امان نوايي،قاري فاخر، قاري سيد غفور، قاري جان محمد، قاري محمد علي و قاري مرادعلي زغال فروش را تربيت کرد. اين قاري ها ازجمله شاگردان مولوي نجاتي بودند. جناب قاري مولوي قدير قاري قرآن درماه مبارک رمضان درتکيه ي مير اکبر درچند اول حدود پنجاه شاگرد داشت. خداوند کريم به آبروي قرآن کريم او را با تمام کساني که در ماه رمضان درآنجا براي يادگرفتن قرآن کريم مي آمدند، بيامرزد. اين قاريان درکابل کماهو حقه زحمت کشيدند و تاحدي کمال به خرج دادند که درقرائت و صوت و نيکو خواندن مطابق تجويد، در تمام ممالک اسلامي، بعداز مصر و صداي جذاب عبدالباسط محمد عبدالصمد، قاري هاي افغانستان نظير نداشت. مسجد پل خشتي کابل و مسجد شاه دو شمشيره کابل از بابت مجالس تعليم قرائت قرآن کريم شکوه و جلال خاص داشت.
نگارنده هم درمسجد پل خشتي و مسجد شاه دو شمشيره هم با صوت و تجويد تلاوت قرآن انجام داده ام و هم به صداي خوش اين قاري ها گوش جان سپرده ام. در مسجد کارته هزاره هاي سرآسيا در دارالامان در يک مجلس فاتحه اين جانب مشغول تلاوت قرآن کريم با صوت بودم. جلسه ي فاتحه ي باشکوه بود. يک نفر از دانشمندان برادران اهل سنت را ديدم که با توجه خاص به تلاوتم گوش مي داد. بعد از اتمام تلاوت ديده شد که اشکش جاري بود و پاک مي کرد. مضمون آيات قرآن آن هم با صوت حزين او را تا آنجا تحت تأثير قرار داده بود که اشکش جاري شد. مرحوم حجةالاسلام والمسلمين سيد ميرحسين فصيحي فرزند سيدطاهر- غفرالله لهما- به اينجانب مي گقت: هر وقت تو قرآن مي خواني مرا گريه مي گيرد.
به هرصورت اينجانب شکر حضرت حق مي کنم که در قرائت از شاگردان معلم کلام الهي، مولوي نجاتي بودم. وي درمسجد خافياو ديگرمساجد بسيار زحمت کشيد و به ياد دادن و درست خواندن قرآن کريم مشغول بود. جلسه قرائت او از طرف صبح هر روز و در ماه مبارک رمضان بعد از ظهر،درتکيه ي عمومي هم دائر مي شد.خاطره اي ديگر هم از استاد مولوي نجاتي دارم.يک روزصبح در مسجدخافياي چنداول درمجلس قرائت حاضرشدم.درسن پانزده سال بودم و تازه عمامه مي بستم. اتفاقاً آن روز عمامه بزرگي برسرداشتم که مطابق سن وسالم نبود.وقتي که درجلسه نشستم، چشم استاد به همان عمامه ي من افتادکه برسرم گرنگي کرده بود.استاد گفت:"او بچه همي لنگي را دو تا بساز.از بينش دو نيم کو. يکي براي روز ديگرت باشه".
استاد نجاتي ظرافت و خوش سخني در مجالس بزرگ با همه داشت که نمايانگر محبت دوستي وي بود.خداوند عالم او را باقرآن محشور فرمايد.او درتمام مجالس قرآني و ديگرجلسات مذهبي استاد کل شناخته شده و مورد احترام شخصيت هاي مهم قرارمي گرفت.وي درقرائت قرآن و پيروي از آن به حدّ کمال رسيده بود. روش تدريس و آموزش قرائت استاد مولوي نجاتي اين بود که قواعد ضروري تجويد را به طور مختصر در ورق بزرگ تايپ مي کرد و به هريک از شاگردان يک ورق مي داد.در وقت قرائت قرآن درجلسه،آن قواعد را توضيح مي داد و هرنفر به نوبت به تنهايي مي خواند.همه هم به دقت به روي قرآن ها نگاه کرده گوش مي دادند.خود استاد هم با دقت بيشتر گوش داده اشتباهات را يادآوري مي کردند.
از تلاش اين استادان رفته رفته درکابل قاري هايي بوجودآمدند که دردنياي اسلام غير از قاري عبدالباسط کم نظير بودند. متأسفانه دروقت حمله ي روسها درافغانستان اکثرآن قاري ها دستگير يا مفقودالاثر شدند و چند نفر از ايشان هم به مرگ طبيعي از دنيا رفتند.ديگر به خاطر اشغال روسها وجگرخوني ملت درافغانستان مجال رشد،آن چنان پيدا نشد ومجالس قرائت قرآن از رشد و ترقي بازماند.بعضي قاري ها امثال قاري مرادعلي ترکمن،قاري محمدعلي ترکمن وقاري گلستاني ازغزني الحمدلله ازآن گيرودار بيرون آمده اند و مشغول خدمت هستند.قاري هاي ديگري هم درحال رشد مي باشند. ما از پبشگاه خداوند منان درخواست مي کنيم که اين قاري هايي که الآن به حدکمال رسيده اند و درآينده مي کوشندکه باز فرزندان وطن به همان پايه ي اول و بالاتر برسند،به توفيق عالي و کمال توأم با علم و عمل آشنا بفرمايد.از تمامي طرفداران قرآن مي خواهيم که تا حد ممکن ياد قاري هاي وطن را زنده نگه دارند.