محشتميپور:
وحدت فلسطين با محمود عباس، غيرمنطقي است
در آستانهي شصتمين سالگرد اشغال فلسطين و تاسيس رژيم نامشروع صهيونيستي، با هدف حمايت از مقاومت اسلامي ملت مظلوم فلسطين سرويس ويژهاي با نام "فلسطين" در اداره اخبار بينالملل خبرگزاري ايسنا با حضور حجت الاسلام والمسلمين سيد علي اكبر محتشمي پور، دبيركل كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين و صلاح زواوي، سفير فلسطين، ابواسامه عبدالمعطي، نماينده حركت مقاومت فلسطين (حماس) و ابوشريف، نماينده جهاد اسلامي در تهران افتتاح شد.
علياكبر محتشميپور در اين مراسم بزرگترين خطري كه امروز فلسطين را تهديد ميكند، محمود عباس و قلمداد شدن امضاي وي به معناي امضاي مردم فلسطين دانست و گفت: امروز در فلسطين نياز به وحدت داريم؛ اما وحدت مردم فلسطين با محمود عباس، غيرمنطقي است.
دبيركل كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين با اشاره به اشغال بيتالمقدس از سال 1967 و تقسيم عملي قدس به دو قسمت شرقي و غربي گفت: طي اين 40 سال شوم گذشته بسياري از مناطق قدس توسط رژيم صهيونيستي اشغال شد و شهركهايي يهودينشين در اين مناطق ايجاد شد و امروز رژيم صهيونيستي و آمريكا ميخواهند قدس شرقي را نيز از دست فلسطينيها خارج كنند.
به گفتهي محتشميپور، رژيم صهيونيستي حتي مدعي مسجدالاقصي است و ميخواهد آن را تحت تصرف اين رژيم در بياورد؛ اما علت اينكه تاكنون موفق نشده، مقاومت مردم و به خصوص مقدسيهاست كه به نمايندگي از مسلمانان عالم ميباشند.
وي ادامه داد: تاكنون رژيم صهيونيستي موفق نشده اهداف خود را در پايتخت قرار دادن بيتالمقدس به عنوان پايتخت ابدي يهوديان تحقق ببخشد كه اين مساله ناشي از تلاشهاي مسلمانان و مقاومت آنان ميباشد.
محتشميپور در ادامه، موضوع هدف آمريكا در انتقال سفارتخانهي اين كشور از تلآويو به بيتالمقدس را مورد اشاره قرار داد و با تاكيد بر اين كه اين انتقال سفارتخانه از ديرباز مدنظر صهيونيستها بوده است، يادآور شد: صهيونيستها اصرار داشته و دارند كه آمريكا اين كار را انجام بدهد كه در صورت تحقق اين امر مقدمهاي بر فشار به ديگر كشورها خواهد شد كه اين كار را آنها نيز انجام دهند.
وي يادآور شد: اگر چنين اتفاقي روي دهد بزرگترين خطري است كه جهان اسلام و فلسطين را تهديد ميكند. اما در مجموع فكر نميكنم منطقه اين آمادگي را داشته باشد كه آمريكا سفارتش را به بيتالمقدس منتقل كند.
به اعتقاد دبيركل كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين، در صورتي آمريكا اين كار را انجام خواهد داد كه امنيت در بيتالمقدس برقرار باشد و اين امنيت نيز تنها با از بين رفتن مقاومت ايجاد ميشود. اما با پايمردي نيروهاي مقاومت اسلامي، نه تنها براي اشغالگران صهيونيست، امنيتي در اراضي اشغالي وجود ندارد بلكه براي آمريكا نيز چنين امنيتي متصور نميباشد.
اين كارشناس مسايل فلسطين در ادامه با اشاره به يكپارچگي و اتحاد مردمي در حمايت از فلسطين و نيروهاي مبارز فلسطيني عليه رژيم جعلي اسراييل و تاكيد بر ايجاد اين اتحاد در ميان نخبگان دانشگاهي و فرهنگي كنوني گفت: پس از پيروزي انقلاب در ايران شاهد يكپارچگي مردمي در حمايت از فلسطين و نيروهاي مبارز فلسطيني و نيز عليه رژيم جعلي اسراييل بوديم. در دانشگاهها نخبگان فرهنگي ما با حساسيت فوقالعادهاي مسايل منطقه را دنبال ميكردند و داراي يك استراتژي مشخص در مبارزه با اهداف و سياست آمريكا و اسراييل بودند.
وي نمونهي بارز اين مساله را در هنگام پيروزي تيم فوتبال ايران بر رژيم صهيونيستي در بازيهاي آسيايي عنوان كرد كه طي آن جمعيت فوقالعادهاي از مردم با پيروزي تيم ايران شعارهاي ضدصهيونيستي سر دادند كه نشان از درك بالاي مردم داشت.
محتشميپور افزود: هماكنون نيز به چنين چيزي نياز داريم. اما جريانهاي سياسي داخل كشور اعم از احزاب، گروهها و NGO ها آنگونه كه بايد مسايل منطقه را مورد توجه قرار نميدهند تا حقايق را درك كنند و تحليل و موضعگيري صحيح داشته باشند.
دبيركل كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين، تحليل مسايل منطقه و فلسطين و بحث پيرامون آن را يكي از راهكارهايي برشمرد كه در رابطه با مسايل منطقه و پيرامون ميتوان به يك تحليل و راهكار مناسب و واحد رسيد.
وي اظهار داشت: بيشتر اوقات كساني كه بايد به فكر باشند ميگويند فلسطين به ما چه ربطي دارد؛ در حالي كه اين حرف غرب و آمريكاست.
محتشميپور با طرح اين سوال كه چگونه است كه مسالهي فلسطين به غرب و آمريكا با هزاران كيلومتر فاصله ارتباط دارد اما به ما كه در كنار گوشمان قرار دارند ربطي ندارد؟ اين مساله حداقل از نظر منافع ملي براي ما مهم است.
اين كارشناس مسايل فلسطين در ادامه، سيطرهي كامل آمريكا بر منطقه با تاسيس رژيم جعلي صهيونيستي همانند اشغال ژاپن و آلمان پس از جنگ جهاني دوم را از جمله اهداف تاسيس اين رژيم برشمرد و گفت: چون مسلمانان زير يوغ استعمار نرفتند و با آن مبارزه كردند، لذا رژيمي جعلي در منطقه توسط آمريكا و انگليس ايجاد شد تا بتوانند از اين طريق منطقهي اسلامي و عربي را تحت سيطره درآورند و سيادت نظامي و سياسي خود بر منطقه را حفظ كنند.
وي تاكيد كرد: تا وقتي اسراييل باشد آمريكا و غرب نيز در منطقه هستند؛ چرا كه از اسراييل حمايت ميكنند.
محتشميپور سپس عدم اقدام جدي رهبران جهان عرب در قبال مسالهي فلسطين را مورد بحث قرار داد و گفت: در كشورهاي عربي برخلاف رهبران، مردم از مسالهي فلسطين حمايت ميكنند اما رهبران چون نمايندگان مردم خودشان نيستند و آمريكا را در كشور خودشان نمايندگي ميكنند، لذا تقابلي بين ملتها و دولتها در مورد مسالهي فلسطين وجود دارد. در صورتي كه سران يكي از كشورهاي عربي از فلسطين حمايت كند، آمريكا وي را سرنگون و مزدور ديگري را به جاي وي خواهد گذاشت.
وي خاطرنشان كرد: زماني مسالهي فلسطين را عربي و نه اسلامي قلمداد كردند و امروز ميگويند مسالهي فلسطين، فلسطيني است؛ در حالي كه فلسطين مدنظر آنان مزدوري به نام محمود عباس است.
محتشميپور بزرگترين خطري كه امروز فلسطين را تهديد ميكند محمود عباس و قلمداد شدن امضاي وي به معناي امضاي مردم فلسطين دانست و گفت: امروز در فلسطين نياز به وحدت داريم اما وحدت مردم فلسطين با محمود عباس، غيرمنطقي است.
وي راهكار تحقق اين وحدت را اتحاد عناصر شريف و رهبران شريف فلسطيني در فتح و گروههاي مقاومت نظير حماس و جهاد اسلامي عنوان كرد.
دبيركل كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين در پايان از رسانهها و نخبگان سياسي و فرهنگي ايران خواست مسايل مختلف مرتبط با فلسطين را به صورت شفاف منعكس و پخش كنند تا در آن صورت اين انتظار ايجاد شود كه بتوان در بين افكار عمومي داخل و خارج ايران درخصوص مسالهي فلسطين وحدت ايجاد كرد.
زندگينامه چند شخصيت فلسطيني
جبرئيل، احمد Jibril, Ahmad
متولد 1921 در نزديكي يافا، مهاجرت به سوريه در خلال جنگ 1948، پيوستن به ارتش سوريه پس از اتمام تحصيلات، از مؤسسين جبهه آزاديبخش فلسطين در اوايل دهه 60، يكي از مؤسسين جبهه خلق براي آزادي فلسطين، مؤسس جبهه خلق براي آزادي فلسطين ـ فرماندهي كل ـ 1968، انتقال دفتر جبهه به دمشق در سال 1982، مخالف توافق غزه-اريحا 1993.
حبش، جرج Habash, George
متولد 1926 در لُد، اخراج از فلسطين 1948، فارغالتحصيل رشته پزشكي از دانشگاه آمريكايي بيروت 1951، مؤسس جنبش ملي عرب 1952، تأسيس و فعاليت در كلينيك و مدرسه براي آوارگان فلسطين در امان (1952-1957)، مهاجرت به سوريه پس از تشكيل جمهوري متحد عرب، نقش كليدي در تأسيس جبهه خلق براي آزادي فلسطين و دبيركلي آن 1967، بازگشت به امان 1969، وقوع سپتامبر سياه و مهاجرت به بيروت، رد طرح تأسيس كشور فلسطين و كنارهگيري از عضويت در كميته اجرايي ساف 1974، پيوستن دوباره به ساف 1984، مخالفت با توافق ساف-اسرائيل 1993، كنارهگيري از جبهه خلق و جانشيني شهيد ابوعلي مصطفي به جاي وي 2000.
الحسن، هاني al-Hasan, Hani
متولد 1937 در حيفا، رئيس شعبه اروپايي سازمان الفتح 1967، سخنگوي الفتح در اردن 1970، رئيس اداره امور سياسي فلسطين در الفتح 1974، مدير روابط ساف و الفتح با چين و رهبري مذاكرات ساف با آن كشور، عضو پارلمان فلسطين و شوراي مركزي جنبش الفتح، نماينده ساف در ج.ا.ا 1979، وزير كشور تشكيلات خودگردان فلسطين 2001.