دوشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۴
 
۱۲ گوناگون  
 
شماره قبل
آيت الله ميرزا جواد تبريزي عالمي پارسا و مردمي
آيت الله تبريزي از مراجع تقليد و از برجسته ترين اساتيد حوزه علميه قم بودند که در طول دهها سال، جمع کثيري از فضلا و طلاب علوم ديني از تحقيقات علمي اين فقيه عاليقدر بهره مند گشتند، تقوا و پارسايي اين مرد بزرگ در کنار خلق و خوي مردمي که با شاگردان خود داشتند ايشان را محبوب ساخته بود، آيت الله تبريزي در سن 80 سالگي دار فاني را وداع گفت.
آيت الله ميرزا جواد تبريزي در سال 1305 شمسى در شهرستان تبريز در ميان خانواده اى مذهبى چشم به جهان گشودند.
تحصيلات علوم جديد تا پايان سال دوم دبيرستان را در همان شهر به آخر رساندند. ايشان به خاطر برخوردارى از هوش و استعداد سرشار، از همان زمان طفوليت، مورد توجه خاص اطرافيان قرار گرفت به طورى که هنگام تحصيل مديران و معلمان وى، تعجب مي کردند و اعتقاد داشتند که ايشان از نظر درک مطالب، از استعداد بالايى برخوردار است به همين جهت، همواره او را براى رسيدن به حرفه اى خاص مورد تشويق و تحسين قرار مي دادند.
اما معظم له به خاطر علاقه زياد به مکتب غنى اهل بيت (ع) و روحانيت شيعه، تصميم گرفت تا در اين مسير مقدس وارد شود.
لذا پس از سپرى کردن تحصيلات جديد، با شوق فراوان و علي رغم مخالفت اطرافيان، به مدرسه طالبيه تبريز روى آورد و در سال 1323 در سن 18 سالگى تحصيل علوم دينى را آغاز نمود و طى چهار سال، مقدمات و مقدارى از دروس سطح را در شهر تبريز به پايان رساند.
*حضور در حوزه هاى علميه
الف) عزيمت به حوزه علميه قم:
استاد معظم، آيت الله تبريزى در سال 1327 شمسى شهر تبريز را ترک و وارد حوزه علميه قم شد. ايشان در قم دوره سطح را به پايان برده و در اوج شکوفايى علم و فقاهت و غناى حوزه وارد درس خارج اساتيدى چون مرحوم آيت الله العظمى سيد محمد حجت و مرحوم آيت الله العظمى بروجردى شدند و همزمان با آن مشغول تدريس کتب سطح نيز گرديدند. اين افاده و استفاده 5 سال يعنى تا سال 1332 شمسى طول کشيد. در طول اين مدت، 4 سال نزد آيت الله رضى زنوزى تبريزى مرحوم آيت الله العظمى بروجردى در فقه و اصول بهره لازم را بردند و موفقيت ايشان تا جايى بود که استادشان مرحوم بروجردى (قدس سره) ايشان را به عنوان ممتحن طلاب حوزه انتخاب کردند.
معظم له در طول ساليان اوليه اقامت در قم بيشترين تدريس را در مسجد نور مقابل شيخان داشتند که طلاب و فضلاي بسيارى از محضر درسشان فيض مي بردند.
ب) عزيمت به نجف اشرف
آيت الله تبريزي علاقه وافرى به ادامه درس و بحث، آن هم از منبع پر فيض علوى (ع) و جوار مرقد مطهر امير مؤمنان على (ع) داشتند. يکى از آرزوهاى ايشان اين بود که به نجف اشرف عزيمت نمايند اما به خاطر فقدان امکانات و وجود مشکلات، آرزويى دور به نظر مي رسيد ولى ايشان آنچنان عاشق اين سفر بود که از هر فرصتى براى تحقق اين خواسته استفاده مي کرد .
معظم له روزى در محضر علما و بعضى از مراجع وقت آن زمان در قم نشسته بودند که بحثى علمى پيش ي و تنها کسى که به خوبى از عهده جواب برآمدند ايشان بودند که باعث خوشحالى جمع مي شود و از ذکاوت و هوش ايشان متعجب مي گردند. در اين ميان شخص تاجرى (حاج يعقوب ايپکچى) که فردى متدين و علاقمند به روحانيت بوده است و در آن مجلس حضور داشته، بعد از اتمام جلسه از استاد مي خواهد که قدرى صبر کند و سپس بعد از خلوت شدن مجلس با ايشان به صحبت مي پردازد و از ايشان مي خواهد تا اگر خواسته اى دارند بفرمايند تا برايشان انجام دهند، حضرت استاد پاسخ مي دهند "من خيلى علاقه دارم براى ادامه درس و بحث به نجف بروم ولى به دليل فقدان امکانات نمي توانم". آن شخص، امکانات و خرج سفر ايشان را فراهم مي کند و آيت الله تبريزى بعد از گذشت 5 سال از حضور در حوزه علميه مقدسه قم، در سال 1332 شمسى جهت ادامه تحصيلات به نجف اشرف عزيمت نموده به درس و بحث پرداختند.
استاد، در ابتداى ورود به نجف اشرف، حجره اى در مدرسه قوام السلطنه شيرازى تهيه کردند و مشغول تدريس مکاسب و کفايه در مسجد خضراء و عمران شدند و روز به روز بر وسعت حوزه درسيشان افزوده مي گرديد تا جايى که عده زيادى از فضلاء از محضر درس ايشان استفاده نمودند و با تقاضاى آنان، درس خارج استاد تشکيل و شاگردان خويش را از شجر پر ثمر فقه اهل بيت (ع) بهره مند گردانيدند.
آيت الله  تبريزى را مي توان يکى از شاگردان برجسته و مبرز مرحوم آيت الله خوئى (رحمه الله) دانست که هميشه مورد عنايت و توجه خاص استاد بودند و در اغلب جلسات علمى خصوصى استادشان نيز شرکت مي نمودند و در بحثها و درسها با طرح اشکالات و مطرح کردن فروعات، بر بار علمى محفل مي افزودند. ايت الله تبريزي طرف مشورت آيت الله خوئى (رحمه الله) بوده، از اصحاب استفتاء به شمار مي رفتند و در سفرهايى مثل کوفه و کربلا نيز ملازم استادشان بودند.
استاد علاوه بر تدريس و تحقيق در حوزه علميه نجف، از امر تبليغ احکام و مسائل دينى مردم نيز غافل نبودند و در ايام تبليغى و فرصتهاى مناسب به نقاط مورد احتياج مي رفتند و به تبليغ احکام الله مي پرداختند و از آنجا که گفتارشان با عمل آميخته بوده است اين تلاشها، اثر بسيار مطلوبى را به جاى گذارده است که مي توان گفت ناشى از اخلاق و روش برخورد ايشان با مردم است و مي توان گفت ايشان موجب پايه گذارى تشيع در منطقه اى از کرکوک عراق بوده اند به طورى که اکثر مردم آن مناطق بواسطه آشنايى با ايشان به مکتب غنى اهل بيت (ع) روى آوردند .
*عزيمت به ايران
آيت الله حاج شيخ جواد تبريزى پس از گذشت 23 سال حضور دائم و فعال و جدى در حوزه مقدس نجف اشرف و استفاده و افاده و تحقيق و تدريس و تبليغ، سرانجام در سال 1355 شمسى به هنگام مراجعت از زيارت سيد الشهداء حسين بن على (ع) به سمت نجف، توسط رژيم بعث عراق دستگير و به ايران اعزام شدند.
پس از ورود به ايران، مجدداً به حوزه علميه قم مشرف و فعاليتهاى خود را از سر گرفتند . معظم له در طول ساليان تدريس، هزاران طلبه فاضل را به جامعه اسلامى تحويل داده اند و در طول اين مدت حوزه درس ايشان يکى از شلوغترين حوزه هاى درسى بوده است .
 روحيات و نکات برجسته اخلاقى
به اعتراف همگان، استاد داراى روحيات و نکاتى است درس آموز و جالب که هر طالبى را به خود جلب مي کند و محبتش را در دل او مي افکند.
علاقه و اشتياق شديد به تحقيق و تدريس
علاقه و اشتياق به تحقيق و تدريس يکى از ويژگيها و امتيازات ايشان جديت و تلاش بي وقفه اى است که همگان را به تعجب وا مي دارد. اين خصيصه از بدو تحصيل  در ايشان مشهود بوده است . اهل منزل بارها در دوران تحصيل و تدريس ايشان، مشاهده کرده اند که استاد شبانگاه به مطالعه پرداخته اند و با صداى مؤذن که اذان صبح را مي گفته است سر از کتاب و قلم برداشته اند.
هم دوره ايهاى معظم له مي گويند: "همواره استاد در حال مطالعه بودند و هيچگاه در جلسات و مهمانيها شرکت نمي کردند بلکه وقتشان منحصراً صرف امور علمى مي گشت، چه در نجف و چه قبل از آن که در قم و در حجره بودند." خود ايشان گاهى مي فرمودند: "من چهل سال است که معناى تعطيلى را نفهميده ام."
اين مرجع عاليقدر با وجود کهولت سن نيز حاضر نبودند لحظه اى را هدر دهند و تمام ساعات عمرشان وقف تلاش علمى کردند و اين سيره ى تمام مدت حياتشان مي باشد.
همانگونه که در نجف اشرف از رفتن به هر گونه مجلس و برنامه اى خوددارى مي کردند و حتى بعد از درس چهارشنبه، گاهى تا شنبه از منزل بيرون نمي آمدند و مشغول نوشتن و تحقيق بودند.
نظم، تواضع و فروتنى شديد، بي توجهى به ظواهر دنيوى و خضوع و خشوع در عبادت از ديگر خصوصيات اخلاقي برجسته آيت الله تبريزي است .
تأليفات
ارشاد الطالب (تعليقه چهار جلدى بر مکاسب محرمه شيخ اعظم انصارى "ره")، اسس القضاء والشهادات،  طبقات الرجال که بحث وسيع رجالى است، تکمله منهاج الصالحين و تعليقه بر آن، رساله توضيح المسائل، مسائل منتخبه، مناسک حج، حاشيه عروة الوثقى
9ـ حاشيه بر وسيله مرحوم آيت الله اصفهانى،  فى علم الاصول، فى علم الفقه،  شرح کفاية الاصول، صراط النجاة در 6 جلد، قصاص، التهذيب در احکام حج، الأنوار الالهية في المسائل العقائدية، رساله احکام بانوان، رساله احکام نوجوانان و جوانان،  استفتائات جديد،
بالای صفحه

زينب (س)

امام حسين (عليه ‌السلام):
يَا أُخْتَاهُ! لا تَنْسِينِي فِي نَافِِلَِةِ اللَّيْلِ.
خواهرم (زينب!)، مرا در نماز شب فراموش مكن.
وفيات الأئمه، ص 431

 
استخاره امروز
مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ (209)
 بر تختهايى رديف هم تكيه زده‏اند و حوران درشت‏چشم را همسر آنان گردانده‏ايم (20)
سوره 52: الطور 

ماجراي سورة "نمل‌" چيست‌؟

به طور کلي‌، اين سوره‌، در چند مطلب سخن دارد:
1. در مسائل اعتقادي بيشتر روي مبدأ و معاد تکيه دارد.
2. دربارة قرآن‌، وحي و نشانه‌هاي خدا در عالم آفرينش‌، سخن دارد.
3. بخش قابل ملاحظه‌اي از سرگذشت پنج پيامبر بزرگ الهي‌، و مبارزات آن‌ها با اقوام منحرف بحث مي‌کند، تا هم دل‌داري و تسلّي خاطر براي مؤمناني باشد که مخصوصاً در آن روز در مکه در اقليّت شديد قرار داشتند، و هم هشداري باشد براي مشرکان لجوج و بيدادگر که سرانجام کار خويش را در صفحة تاريخ طاغيان گذشته ببينند، شايد بيدار شوند و به خود آيند.
4. بخش مهمي از اين سوره‌، از داستان حضرت سليمان‌غ و "ملکة سبا" و چگونگي ايمان آوردن او به توحيد، و سخن گفتن پرندگاني‌، هم چون هدهد، و حشراتي هم چون مورچه‌، با سليمان است‌.
5. اين سوره‌، به خاطر سفر حضرت سليمان‌غ به سرزمين مورچگان‌، و گفت و گوي مورچگان با خود دربارة آن حضرت و توجه وي به اين گفت و گو،(آيات 18 و 19.) به سورة "نمل‌" (مورچگان‌) نام‌گذاري شده است‌. هر چند در بعضي از روايات‌، به نام سورة "سليمان‌" آمده است‌. البته‌، اين نام‌گذاري‌ها بسيار حساب شده و از تعليمات پيامبر اکرم‌سرچشمه گرفته است‌، که گاهي بيان‌گر واقعيات مهمي است که در شرايط عادي‌، مردم از آن غافلند.
6. اين سوره‌، از علم بي‌پايان پروردگار، نظارت او بر همه چيز در عالم هستي‌، و حاکميت او در ميان بندگان که توجه به آن‌، اثر تربيتي فوق‌العاده‌اي در انسان دارد سخن مي‌گويد.
7. و بالاخره در اين سوره‌، با "بشارت‌" شروع مي‌شود، و با "تهديد" پايان مي‌يابد، بشارتي که قرآن براي مؤمنان آورده‌، و تهديد به اين که خداوند از اعمال شما بندگان‌، غافل نيست‌.
پيامبر اکرم‌مي‌فرمايد: "هر کس سورة "طس‌" سليمان (سورة نمل‌) را بخواند، خداوند به تعداد کساني که حضرت سليمان‌، هود، شعيب‌، صالح و ابراهيم‌: را تصديق و تکذيب کردند، دو حسنه به او مي‌دهد، و به هنگام رستاخيز که از قبرش بيرون مي‌آيد، نداي "لا اله الا الله‌" سر مي‌دهد.(مجمع البيان‌، طبرسي‌;، ج 5، ص 194، منشورات دارمکتبت الحياة / ر.ک‌: تفسير نمونه‌، آيت ا... مکارم شيرازي و ديگران‌، ج 15، ص 391ـ393، دارالکتب الاسلامية‌.)