چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۶
 
۱۰ دانش و آموزش  
 
شماره قبل

توجه ويژه قرآن به تغذيه مناسب انسان‌ها

آدمي بايد به خوراکش و به آنچه مي‌خورد توجه داشته باشد که از هر نظر پاک و تميز، حلال، مباح و قابل خوردن باشد و از نظر بهداشت و سلامتي بايستي دقت کافي مبذول دارد که آنچه مي خورد سالم باشد و چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن آلوده نباشد.   
احسان حمزه اي - تهيه غذاي سالم امروزه در جوامع بشري و با وجود هجوم بيماري هاي جديد و بعضا ناشناخته يک نياز همگاني است و اين در حالي است که قرآن کريم قرن ها قبل به تهيه غذاي سالم و تغذيه مناسب توجه ويژه داشته است.
خداوند کريم در قرآن مجيد براي بهتر و سالم ماندن جسم انسان ها دستوراتي فرموده و بوسيله پيامبر اعظم(ص) به بشريت ارزاني شده است.
قرآن کريم در سوره عبس آيه 24 مي‌فرمايد: " آدمي بايد به غذايش، خوراکش و به آنچه مي خورد توجه داشته باشد که از هر نظر پاک و تميز، حلال، مباح و قابل خوردن باشد و از نظر بهداشت و سلامتي بايستي دقت کافي مبذول دارد که آنچه مي خورد سالم باشد و چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن آلوده نباشد."
وبلاگ "سروش دل" با اشاره به سفارش هاي مکرر پيامبر(ص) در اين زمينه آيات و روايات بسياري درباره رعايت بهداشت مادي و معنوي در تهيه مواد غذايي جمع آوري کرده است.
آيات قرآني انسان را از تصرف خائنانه در غذاها، خراب کردن مواد غذايي مردم و آلوده کردن آنها، مواد خوب و بد را مخلوط کردن براي سودجويي شخصي، گران فروشي و ظلم و ستم بر مردم بازداشته و نهي فرموده است و آن را از زشتي ها و پليدي ها مي داند.
براي به دست آوردن غذاهاي پاکيزه و براي بدست آوردن سالم ترين غذاها در محل سکونت انسان ها هم از نظر پاکي ظاهري و هم از نظر پاکي معنوي آيات قرآن بسياري نازل شده است. بر اساس اين آيات قرآني خداوند متعال و اسلام مبين براي بهداشت و سلامتي بشر دستورات بس گرانبهايي داده است که نشان از حضور دين اسلام در جزئيات اساسي زندگي بشري است.

بالای صفحه

برگزاري نشست‌هاي نقد و بررسي "شيوه تفسير قرآن به قرآن الميزان" در قم 

به همت گروه علوم قرآني و تفسير مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني (ره)، اولين نشست از سلسله نشست‌هاي علمي با موضوع "نقد و بررسي شيوه تفسير قرآن به قرآن علامه طباطبايي"، 23 ارديبهشت‌ماه، در محل اين مؤسسه برگزار شد.
حجت‌الاسلام "مصطفي كريمي"، عضو هيئت علمي گروه علوم قرآني و تفسير مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام‌خميني (ره) با اشاره به هدف برگزاري اين نشست، گفت: با نظر به وجود اختلاف نظرهايي درباره تفسير قرآن به قرآن الميزان تصميم گرفتيم نشست‌هايي با همين موضوع برگزار كنيم، كه حاصل آن به صورت يك همايش علمي خواهد بود كه در ترم تحصيلي آينده برگزار مي‌شود.
حجت‌الاسلام مصطفي كريمي ادامه داد: اولين نشست با عنوان "مفهوم‌شناسي روش تفسير قرآن به قرآن از ديدگاه علامه طباطبايي" با حضور قرآن‌پژوهان و كارشناسان برگزار شد.
وي تصريح كرد: نشست‌هاي بعدي براساس تبيين روش تفسير علامه طباطبايي در قالب چند نشست ماهانه ادامه پيدا مي‌كند.
كريمي از اجراي طرح تصنيف الميزان خبر داد و خاطرنشان كرد: تصنيف موضوعي 20 جلد كتاب تفسير الميزان با موضوعاتي چون خداشناسي، امام‌شناسي، حقوق و سياست در قرآن و مباحث فلسفي استخراج و به دو صورت سخت‌افزاري كتاب و نرم‌افزاري سي‌دي عرضه مي‌شود.
وي با بيان اينكه عنوان‌بندي برخي موضوعات اين طرح به پايان رسيده اظهار كرد: موضوعات خداشناسي و اقتصاد در قرآن عنوان‌بندي شده و ساير موضوعات در روزهاي آينده پيگيري و در دسترس علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد.

بالای صفحه

با تازه‌هاي نشر:
كتاب "روان‌شناسي دين از ديدگاه جيمز" منتشر شد
كتاب "روان‌شناسي دين از ديدگاه ويليام جيمز"، تأليف دكتر "مسعود آذربايجاني" به همت انتشارات "پژوهشگاه حوزه و دانشگاه" منتشر شد.
اين اثر در 5 بخش با عناوين چيستي دين و دين‌داري، خاستگاه دين و منشأ دين‌داري، در باب ايمان، تجربه ديني و آثار دين‌داري تنظيم شده است.
قبل از بخش اول اين اثر، نويسنده به مسائل و موضوعاتي مانند بيان مسأله و پرسش‌هاي اصلي، اهميت موضوع، تعريف روان‌شناسي دين، تاريخچه روان‌شناسي دين، زندگي‌نامه ويليام جيمز و مباني فكري و نظري وي مي‌پردازد.
واژه‌شناسي دين، آيا دين تعريف‌پذير است؟، ديدگاه ويليام جيمز، تعريف دين، ملاحظات، كثرت‌گرايي، درباره خدا، ويژگي‌هاي رهبران ديني و ... از موضوعاتي است كه در بخش اول اين اثر مورد بررسي قرار گرفته است.
در بخش دوم اين كتاب نيز رويكرد جامعه‌شناسان و مردم‌شناساني مانند اگوست كنت، اداوارد تيلور، كارل ماركس، اميل دوركيم و هم‌چنين رويكرد روان‌شناساني مانند زيگموند فرويد و كارل گوستاو يونگ مورد تحليل نويسنده قرار گرفته است. رودلف اتو، ميرچا الياده، مرتضي مطهري، نيز افرادي هستند كه به عنوان فيلسوف و الهيات‌دان آراي آن‌ها در اين بخش مورد بررسي قرار گرفته است.
در فصل سوم با عنوان در باب ايمان، مسائلي مانند ايمان در انديشه اسلامي و مسيحي مورد بررسي قرار گرفته است. در اين بخش آرا و انديشه‌هاي توماس آكويناس، مارتين لوتر، بلز پاسكال، پل تيليش و ... مورد توجه قرار گرفته است.
چيستي تجربه ديني، نظريه‌ها و ديدگاه‌ها، ديدگاه ويليام جيمز در تجربه ديني و ... از بخش‌هاي مهم مورد بحث در فصل پنجم اين كتاب است. هم‌چنين در بخش پنجم اين اثر با عنوان آثار دين‌داري، آثاري مانند زهد، قوت قلب، خلوص، مهرورزي و ... مورد توجه قرار گرفته است.
در بخشي از مقدمه اين اثر آمده است: دين و دين‌داري متاعي است كه بازار آن در ميان آدميان گرماي بيشتر داشته و دل‌هاي بيشتري را صيد كرده است، حال رمز و راز آن چيست؟ ارباب معرفت از اهل عرفان و اصحاب فلسفه و طلاب مدرسه، هر يك در گشودن اين سر سر به مهر، تلاشي وافر و جهدي بليغ كرده و هر يك به فراخور حال و مقام درهايي را گشوده‌اند، اما شايد بتوان گفت، كشف و كاوش در اين عرصه نيازمند علمي است كه از يك‌سو، سر در جيب آدميان داشته باشد و احوال و اطوار ايشان را باز جويد.
بالای صفحه

بدن انسان

قسمت اول
نـيـروي حـفـاظـتـي بـدن
" هر کسي در درون خود نيروي پشتيباني دارد".
"نَفس": زندگي و خودآگاهي در پديده زنده، و آنچه غرائز و احساسات و هستي خود را درک مي کند و از خود بعنوان "من" ياد مي کند. پديده زنده با زنده بودن نَفس زنده است و با مردن نَفس مي ميرد و همينطور با مردن بدن نَفس نيز مي ميرد. نَفس فوت هم مي کند و فوت وضعيت ميان مرگ و زندگي است مانند خواب و بي هوشي). نفس در آيه مجاز است و بجاي جسم آمده است. بعبارتي آيه مي گويد: هر جسمي نيروي پشتيباني دارد که نتيجه پشتيباني از زندگي آن جسم مي شود پشتيباني از "زندگي نفس آن جسم".
"حافظ": اسم فاعل از مصدر حفظ است. حفظ بمعني: چيزي را از درون يا در درون نگهباني و نگهداري و پشتيباني نمودن است، ("حراست" بمعني: چيزي را از بيرون نگهباني و پشتيباني نمودن است). و حافظ: کسي يا چيزي است که چيزي را از درون آن يا در درون آن نگهباني و نگهداري و پشتيباني مي کند).
نکته آيه: هر کسي در درون خود نيروي پشتيباني دارد:
بدن هر انساني يک سيستم حفاظتي دفاعي دارد. برخي از سلولهاي آن در جاي مخصوصي به انتظار وارد شدن غير خوديها (باکتريها، ويروسها، ميکروبها و مواد خطرناک) هستند و برخي با جـريان خـون در سـراسـر بدن گـشـت ميزنند و هـنگام برخورد با دشـمـن با آن درگير شده و آنرا از پا در مي آورند. و به اين ترتيب سلامتي بدن را در برابر بيماريها حفظ مي کنند و بدن زنده مي ماند و با زنده ماندن بدن نفس زنده مي ماند.
تصويري از سلولهاي مغز استخوان انسان که با ميکروسـکوپ ديده ميشوند. در مغز استخوان هـر دقـيقه مـيـلـيـونها سلول درست ميشوند تا به بخشهاي ديگر بدن صادر شوند. اين سلولها بين يک صدم تا سه صدم ميليمتر قـطر دارند.
*****سـرانـگـشـتـان
" آيا انـسـان مي پندارد کـه مـا هـرگـز استخـوانهاي او را جـمع نخواهيم کرد؟ چرا! ما حتي مي توانيم سرانگشتان او را نيز دوباره درست کنيم"!
(واژه بـنـان در اصـل به معني: "تکيه گاه و چيزيکه بنوعي و بنحوي به آن تکـيه مي شـود" است. در معني دوم خود از جمله به: قـسـمـت داخلي سر انگـشـتـان، يعـني هـمان قسمتي که در تصوير مي بينيم اطلاق شده، به اعتبار اينکه "انـسان در کـارهـا و نشست و برخاست هاي خود به آنها تکيه مي کند").
نکـتـه آيه: سرانگشتان وضعيت خاصي دارند:
سـر انـگـشـتـان هــر فــردي رسـم و نـمودار کاملا منحصر بفرد خود دارد. حتي دو نـفـر دو قـلـو را نمي توان يافت که نمودار سرانگشتان آنها نظير هم باشد (دوقـلوهاي موسوم به "دوقـلوهاي همسان" که از يک تخم درست مي شوند نيز نمودار سرانگشتان آنها دقيقاً يکي نيست ولي تميز دادن آنها دقت و بررسي زيادي مي خواهد). نمودار سرانگشتان از تولد تا وفات ثابت مي ماند، و به هر چيزي دست زده شود اثر خود را بجا مي گذارد، و قطر خطهاي آن در مردان از زنان بزرگتر است.اينکه قـرآن "دوباره سازي سرانگشتان" را مطرح مي کند به اين معني نيست که آفرينش سرانگشتان سخت تر و پيچيده تر از اندامهاي ديگر است، بلکه به اين معني است که سرانگشتان چيزِ خاصي دارند و در آينده کشف ميشود و آيه روشن مي کند که قرآن سخن خداوند است. انسان در قرن نوزدهم به وضعيت سرانگشتان پي برد.
****تأثير رنگها بر انسان
"گفتند: از خداي خود بخواه براي ما روشن کند رنگ آن چيست؟ موسي گفت: خدا مي گويد: آن گاوي است زرد، رنگ آن پر رنگ يکدست است، بينندگان را خرسند و شادمان مي کند".
پژوهشهاي علمي نشان مي دهد که رنگها بر انسان و در زندگي وي تأثير دارند. رنگ سبز احساس دوست داشتن زندگي و اميد به زندگي را در انسان ايجاد مي کند (به اين خاطر پوشاک جراحان از رنگ سبز انتخاب شده که روي بيمار تأثير بگذارد. و آياتي که از پوشش بهشتيان در بهشت صحبت مي کنند نيز مي گويند که پوشاک آنها سبز رنگ است) ـ رنگ ارغواني انسان را به آرامش فرا مي خواند ـ رنگ زرد دستگاه عصبي را پر جنب و جوش و انسان را با نشاط مي کند (فعال مي کند) و احساس شادماني و خرسندي را در وي ايجاد مي کند ـ رنگ آبي احساس سردي نمودن و رنگ سرخ احساس خشکي نمودن را در وي ايجاد مي کند. همينطور درصد ياد گيري در متون و تصاوير رنگي بيشتر از متون و تصاوير سياه و سفيد است (بعبارتي مغز چيزهاي رنگي را بهتر ذخيره مي کند و بياد مي آورد). رنگ به کارها معني مي دهد، در کارهائي که با اعداد با حجم زياد صورت مي گيرد درصد اشتباهات در اعداد رنگي کمتر ار اعداد سياه و سفيد است.
****توجه شديد به چيزي و احساس درد نکردن
" و زناني در شهر گفتند: همسر عزيز (يعني زليخا همسر نخست وزير مصر) با جوان خود درگير مي شود تا خواست خود را به او بخواهاند. شيفتگي دوستداري يوسف براستي مشغوليت او شده است. ما براستي او را در رويه اي که همه آن را ناپسند مي دانند مي بينيم ــ هنگاميکه (زليخا) نقشه آنها را شنيد دنبال آنها فرستاد، براي هر کدام نشيمني مشخص نمود، بدست هر کدام يک کارد داد، و به يوسف گفت بر آنها وارد شو! همينکه او را ديدند او را بزرگ ديدند و دستهاي خود را بريده بريده نمودند و گفتند: خدا از بدي دور! اين بشر نيست، اين تنها يک فرشته بزرگوار است".
"مُراوِدَة": درگير شدن با کسي براي خواهاندن خواست خود به او است. "شَـغَـف": شيفته و دلباخته شدني است که انديشه انسان را بخود مشغول مي کند ـ "حُبّ": دوست داشتن کسي بخاطر خوب بودن آن است. مانند دوست داشتن يک آموزگار خوش رفتار. "مبين": چيزي است که براي همه پيدا و آشکار است. و "ضلال مبين" در آيه بمعني: چيزي است که همه آنرا بي راهـگي و رويه نادرست مي دانند. "دستهاي خود را بريده بريده نمودن" مجاز است بمعني: پوست و گوشت دستهاي خود را بريده بريده نمودن. "مکر" بمعني: نقش بر آب نمودن است و منظور زليخا از مکر زنان اين است که آنها (از روي رشک ورزي) نقشه داشته اند که جايگاه و شخصيت وي بعنوان همسر نخست وزير را لکه دار کنند. 
نکته مورد نظر ما در آيه اينست که مي گويد: زنان يوسف را  بزرگ مي بينند و دستهاي خود را بريده بريده مي کنند. يعني زيبائي يوسف چنان آنها را شيفته مي کند که کاردهائي که با آنها ميوه پوست مي کنده و تکه مي کرده اند دستهاي آنها را پاره پاره مي کند ولي آنها احساس نمي کرده اند.
پژوهشهائي که با دستگاه روي مغز شده نشان مي دهد که هنگاميکه مغز شديداً متوجه چيز مهمي است، فعاليت مناطقي از مغز که درد احساس مي کند کم مي شود. و فعاليت در سلولهاي عصبي پيرامون کانال سيلويوز بيشتر مي شود، که اين فعاليت منجر به ترشح ماده تسکين دهنده درد مي شود. به اين خاطر هنگاميکه توجه انسان پيش چيز مهم و بزرگي است اگر در آن لحظات پوست و گوشت دست خود را بريده بريده بکند احساس درد نمي کند و متوجه نمي شود که دارد دست خود را مي برد.  ادامه دارد...