چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۶
 
۴ قرآن  
 
شماره قبل

رحيم‌پور ازغدي:
اعتقاد به بشري بودن قرآن، راه عرفان‌هاي تقلبي را باز مي‌كند

حسن رحيم‌پور ازغدي معتقد است كه باور به بشري بودن كلام وحي و خطاپذير دانستن آن، موجب از بين بردن آرامش انسان مي‌شود و راه‌ را براي عرفان‌هاي تقلبي باز مي‌كند.
حسن رحيم‌پور ازغدي در مراسم اختتاميه همايش علمي "پيامبر اسلام(ص) عرفان و معنويت نو" كه عصر ديروز در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار شد، به عنوان آخرين سخنران اين همايش اظهار داشت: اين‌قدر مشغول مباحث تئوريك شده‌ايم كه از اصل قضيه كه همان معنويت است، دور شده‌ايم. انقلاب ما انقلاب معنويت بود، ولي اكنون ما در معرض خطر معنويت‌هاي دروغين هستيم.
وي افزود:‌ من حدود 15 رخنه را كه در نظام معنوي كشور از سوي عرفان‌‌هاي شرقي و غربي ايجاد شده است، بررسي كرده‌ام. اين رخنه‌ها بيش‌تر در دو دهه اخير صورت گرفته است.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: من در اين جا به چند تفاوتي كه عرفان و اخلاق اسلامي با عرفان‌هاي دروغين دارد اشاره مي‌كنم. اما قبل از آن نكته‌اي وجود دارد و آن اين است كه آيا عرفان، اسلامي و غير‌اسلامي دارد يا خير؟ اين سؤال قديمي است و از ابتدا علما سعي مي‌كردند به اين پرسش پاسخ دهند. آنان با ترجمه متون عرفاني هند، ايران باستان و ديگر جاها سعي مي‌كردند بين عرفان اسلامي و ديگر عرفان‌ها مرزبندي كنند.
وي افزود: ما معتقديم همه بشريت فطرت واحد توحيدي دارند و حتي مشركين نياز به معنويت دارند و اساسا به همين دليل است كه عرفان‌هاي دروغين به وجود مي‌آيد. از طرف ديگر حوزه عرفان حوزه‌اي است كه داوري و قضاوت درباره آن مشكل است، زيرا معيار حسي وجود ندارد و به غير از كليات امكان داوري عقلاني هم درباره جزييات هر عرفاني وجود ندارد. عرفان مبتني بر شهود است و مشاهدات هيچ كس براي كس ديگري حجت نيست.
رحيم‌پور ازغدي اضافه كرد: عرصه متافيزيك مثل شمشير دولبه است. مباحث مافوق عقل و مادون عقل هر دو در اين عرصه مطرح شده است و به راحتي قابل تشخيص نيست. قواي نفساني انسان در اثر رياضت، قدرت پيدا مي‌كند كه البته اين قدرت در دست همه نيست و فقط عده‌ خاصي حاضر به پذيرش رياضت آن‌ هستند.
وي با بيان اين‌كه هيچ تضميني براي صحت و حقانيت شهود شخصي هيچ كس وجود ندارد، گفت: بعضي‌‌ها آرامش اعصاب را با عرفان اشتباه مي‌گيرند و مي‌گويند ما با موسيقي به عرفان مي‌رسيم! در صورتي كه موسيقي فقط آرامش اعصاب مي‌آورد و عرفان چيز ديگري است. ما معنويت معيار داريم كه من اسم آن را گذاشته‌ام تجربه معيار. از طريق اين تجربه مي‌توانيم به حقيقت برسيم.
رحيم‌پور ازغدي با تأكيد بر اين‌كه در عرصه‌ عرفان هم خرافه‌ وجود دارد هم حقيقت ناب الهي، اظهار داشت: دعوت رسول‌الله در درجه اول دعوت به معنويت و روحانيت است و اين موضوع همراه با تربيت عقلاني بشر بوده است. بقيه اسلام مثل سياسيات، اقتصاديات، احكام خانواده و ... مقدمه‌اي براي ارتباط بشر با خداوند و مقدمه‌اي براي اخلاق معنوي انسان است كه به لقاءالله برسد. حتي عدالت اجتماعي هم مقدمه‌اي براي اخلاق معنوي است. در جامعه‌اي كه عدالت رعايت نمي‌شود، امكان رشد معنويت وجود ندارد.
وي افزود: در اسلام بين معنويات و امور مادي مرزي وجود ندارد و اسلام تن به مرز ميان امور قدسي و امور دنيوي نداده است. در صورتي كه در خيلي از عرفان‌ها اين مرزبندي وجود دارد. پيامبر به ما آموخت كه چطور در سراسر زندگي معنوي باشيم، حتي خواب و خوراك و تفريح و حتي رابطه زناشويي‌مان را به امور معنوي تبديل كنيم. هنر پيامبر اين بود كه به بشر آموخت چطور حيواني‌ترين خصلت‌هاي انسان را متعالي كند. اين مترقي‌ترين نوع عرفان است كه هيچ لحظه‌اي از زندگي‌ات را بدون ذكر خداوند نمي‌گذراني. در عرفان اسلامي كار كردن، درس خواندن و تمامي اعمال ديگر زندگي همه عبادت مي‌شود و عرفي‌ترين امر به قدسي‌ترين عمل تبديل مي‌شود و البته ممكن است قدسي‌ترين امر نيز به شيطاني‌ترين امر تبديل شود، مثل دل بستن يك زاهد به تسبيح خود كه عملي شيطاني است.
رحيم‌پور ازغدي گفت: فكر ثنوي‌گري يعني تقسيم دنيا به خدا و شيطان، در اسلام نيست و همه چيز حتي شيطان در دايره خداوند است.
وي با بيان اين‌كه با مواد مخدر آرامش به‌وجود نمي‌آيد بلكه آرامش اين است كه عقلاً به اين برسيم كه نبايد غم بخوريم يا بترسم، اظهار داشت: عرفان اسلامي، عرفان فراز از صحنه نيست، بلكه عرفان حضور در صحنه است و نبايد يك لحظه از ياد خداوند غافل شد. رسول‌الله بدون اينكه از مردم جدا شود خلوتش را به ميان مردم ‌بردند و مي‌فرمود من در خوابم هم بيدارم.
رحيم‌پور ازغدي گفت: جهاد با زياده‌طلبي‌ها، نفس، خودخواهي و حب دين از ديگر ويژگي‌هاي عرفان اسلامي است. از طرف ديگر پيامبر خودش به نوعي عرفان را آسيب‌شناسي كرده‌اند. پيامبر بيشتر با مشتركان درگير بوده‌اند تا ملحدان. ملحدان به هيچ چيز اعتقاد نداشتند اما مشركان به عرفان‌هاي دروغين اعتقاد داشتند مثل بت‌پرستي. بنابراين معنويت‌هاي دروغين به نوعي در جزيرة‌العرب زمان پيامبر وجود داشت. پيامبر معنويت را به گونه‌اي تعريف كرد كه عقل‌‌ستيزي در آن نباشد. معنويت عقل‌‌ستيز‌ در سنت پيامبر اكرم نيست. همچنين در عرفان نبوي طبيعت‌ستيزي و سركوب غريزه وجود ندارد، بلكه تربيت و كنترل غزيره وجود دارد. اين تفاوت‌ مهمي ميان عرفان نبوي با ديگر عرفان‌ها است.
وي افزود: در سنت پيامبر شهوت و قدرت نماينده شيطان نيستند، بلكه كاملاً به اين بستگي دارد كه ما چگونه با آن مواجه مي‌شويم. در واقع آن چيزي كه شيطاني است نوع مواجهه با غزاير است و نه خود آنها. پيامبر با دنيا مبارزه نكرده است، بلكه با حب دنيا مبارزه كرده است. هنر بزرگ پيامبر اين است كه زندگي را دارالعباده مي‌داند. معرفت‌شناسي عرفان پيامبر اين است كه پيامبر معرفت عقلي و شهودي و حسي را نفي نمي‌كند اما معرفت وحياني را بالاتر از اين سه معرفت معرفي مي‌كند. پيامبر مي‌گويد هر نوع شهودي را بايد با دو ملاك وحي و عقل سنجيد.
رحيم‌پور ازغدي گفت: اگر كسي گفت وحي كلام بشري است و خطاپذير است و اگر انبيا را جزو شاعران پنداشت نه تنها آرامش آن دنيا را از دست داده‌ است، بلكه آرامش موقتي اين دنيايي را نيز از دست مي‌دهد. اين كلام معنا را از زندگي مي‌گيرد و راه‌ را براي عرفان‌هاي تقلي باز مي‌كند. اگر آخرت نباشد دنيا هيچ توجيه منطقي ندارد و اگر سكولارسيتي به زندگي نگاه كنيم زندگي معنا نخواهد داشت.
وي افزود: معنويت‌هاي مشركانه در كشورهايي كه محروم از معارف حقيقي هستند، امري طبيعي است. اما اگر در جامعه اسلامي رشد پيدا كند بايد دنبال علت آن گشت. دليل اول اين امر نياز فطري انسان به معنويت است. علت ديگر را بايد در نظام معنوي و اخلاقي‌مان جست‌وجو كرد. ما بايد در نظام معنوي خود تحول ايجاد كنيم و فرهنگ معنوي را هم به صورت كمي و كيفي ارتقا بدهيم. در حوزه‌هاي ما نيز نظام اخلاقي مدوني وجود ندارد و معنويت اسلامي به صورت كلاسيك تدريس داده نمي‌شود. البته حلقه‌هاي كوچك اخلاقي بوده و هست اما منحصر به يك عده خاصي است.
رحيم‌پور ازغدي گفت: يك مشكل ديگر اين است كه در علوم مختلف مهارت نظري كافي است، اما در عرفان مهارت نظري كافي نيست و نفس خاصي مي‌خواهد. علت ديگر اين است كه در تربيت معنوي جامعه به كليات بسنده مي‌شود و اين تربيت وارد جزئيات نمي‌شود. در صورتي كه در روايات اسلامي اصلاً كلي‌گويي نشده است. بايد احاديثي را كه به عرفان عملي مربوط مي‌شود تدوين كرد و در اختيار مردم قرار داد و به صورت زير در قالب جزوات مختلف ارائه كرد.
وي افزود: عرفان‌هاي دروغين به نوعي مونتاژ است از ديگر عرفان‌ها و تقرب به خداوند و رشد روحاني در آن يافت نمي‌شود. يك شبه عرفان مسيحي هم وجود دارد كه از قرن نوزدهم به بعد در فرهنگ ليبرال پروتستان مسيحي به وجود آمد. اين عرفان، الهيات عقلي را كلاً نفي مي‌كند، دقيقا آنچه كه ما از آن جهان‌بيني توحيدي ياد مي‌كنيم. در صورتي كه پيامبر در دين اسلام مي‌گويد عقل حجت باطني الهي است. اين نوع از عرفان‌ براي حفظ ايمان، عقل را تعطيل كرده است و اسم‌اش را تجربه حسي و شهودي گذاشته. در اين عرفان استدلال‌هاي عقلي به كلي حذف شده و معنويتي تعريف شده كه هيچ احتياج به معرفت ندارد. زيرا در دين مسيحيت، كلام خدا وجود ندارد و وحي خطاپذير است و دين جز ايمان شخصي نيست و آن هم هيچ دليل خاصي ندارد.

بالای صفحه

مرحله نهايي مسابقات قرآن در تركيه برگزار خواهد شد 
مرحله نهايي مسابقات قرآن دانش‌آموزان دبيرستان امام خطيب در رشته حفظ قرآن و اذان در شهر موغلاي تركيه برگزار خواهد شد.
اين مسابقه با حضور شركت‌‌كنندگان از 10 شهرستان در تاريخ 25.05.2008 در شهر موغلاي شهرستان فتحيه برگزار خواهد شد.
مرحله نهايي مسابقه حفظ قرآن و اذان در سالن فرهنگي فتحيه ساعت 10:00 صبح آغاز خواهد شد.
مسابقه در دو گروه 10 نفره برگزار مي‌شود و برندگان هر گروه با هم به رقابت خواهند پرداخت.
در پايان به نفرات برتر جوايزي اهدا خواهد شد.
بالای صفحه

تأكيد آيت‌الله صدر بر رعايت آداب دعا مطابق با فرهنگ قرآن 
آيت‌الله "صدر" بر ضرورت رعايت آداب دعا مطابق با فرهنگ قرآن كريم و روايات اسلامي تأكيد كرد.
آيت‌الله "صدر" در مراسم سخنراني و تفسير قرآن كريم در مسجد جامع گوهرشاد، در ميان جمع زيادي از زائران و مجاوران گفت: حقيقت و اصل زيارت، حضور قلب و نهايت ادب و احترام در پيشگاه امام است.
وي با اشاره به اصول و آداب دعا در فرهنگ قرآن كريم گفت: دعا يعني "گشايش و اجابت"، خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: "بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را"، علاوه بر اهميت دعا به‌ نحوه بيان و نوع خواندن هم اشاره مي‌كند (تضرعاً و خفيه)، يعني دعا كردن همراه با تضرع و از عمق دل باشد.
وي در ادامه افزود: مكان و زمان دعا و شرايطي كه در آن قرار گرفتيم خيلي مهم است، در دعا كردن بايد خودت را به او بسپاري و اين معناي تضرع است، دعا كردن بايستي از عمق دل و همراه با نجوا و حضور قلب باشد.
مكان در استجابت دعا مهم اس. دعا كردن در اماكن متبركه مستجاب است و حرم امام رضا(ع) كانون استجابت دعا است.
آيت‌الله صدر" به اصل زيارت امام رضا(ع) اشاره كرد و گفت: حقيقت زيارت، زماني محقق مي‌شود كه در ساكت‌ترين و محترم‌ترين جاي حرم صورت گيرد، براي زيارت تمسك و تبرك مهم است، اما نبايد حضور قلب و فيض معنوي از حضور در برابر امام فداي اين هدف شود.
لازم به ذكر است، جلسات تفسير قرآن كريم و آداب زيارت، هر روز قبل از نماز مغرب و عشاء در صحن جامع گوهرشاد برگزار مي‌شود.
بالای صفحه

گفتگو با استاد
شهريار پرهيزگار 

قسمت  اول : 
مقدمه 
در خدمت استاد "شهريار پرهيزگار" يكى از قاريان و حافظان بزرگوار كشورمان هستيم. ايشان به گرمى ما را پذيرا شدند و با حوصله به سئوالات ما جواب ‏دادند و از خودشان، چگونگى حفظ و يادگيرى قرآن كريم، چگونگى پيوند نسل جوان با قرآن و از مشكلات آنها و ... سخن گفتند. نفسشان گرم، كلامشان ‏دلنشين و رهنمودهايشان شيرين بود. 
‏ضمن تقدير و تشكر از ايشان و با آرزوى توفيق و بهروزى براى شما، قسمت اول اين گفت و گو را در اين شماره مى‏آوريم. 
‏در ابتدا خودتان را معرفى نماييد و خلاصه‏اى از تحصيلات و زندگى خود را بيان بفرماييد. 
‏ ‏- ابتدا بايد تشكر كنم از جنابعالى و دوستانى كه چنين نشريه خوب و پاكيزه‏اى را تهيه مى‏فرماييد. نشريه‏اى كه انصافا بوى معارف قرآنى از آن استشمام ‏مى‏شود و مشخص است كه پشت اين تلاشها يك اخلاص و صداقتى هست و از تشريف فرمايى شما من تشكر مى‏كنم. 
‏ بنده شهريار پرهيزگار در سال 1343 در تهران متولد شدم و با پيشنهاد پدر و مادرم فعاليتهاى قرآن را شروع كردم. از سال 1352 كه نه ساله بودم، شروع ‏به يادگيرى قرآن كريم كردم و چون مادرم قرآن و دعا را با صوت حزين در منزل قرائت مى‏فرمودند و من پيش ايشان مى‏نشستم، از همين جا علاقمند شدم. ‏پدرم آدم خوش سليقه‏اى است، ايشان رفت و بهترين جلسات قرآنى را در سطح شهر شناسايى كرد و استاتيدى كه بنده در خدمتشان بودم، الآن از ‏اساتيد مبرز و مطرح مى‏باشند و ما در خدمت آقايان قرائت را شروع كرديم و خداوند هم خيلى كمك كرد ، هفته‏اى 4 - 5 شب جلسه مى‏رفتم و خسته هم ‏نمى‏شدم و پدرم هم من را همراهى مى كرد، مخصوصا ماه‏هاى رمضان كه خاطره خوشى از آن ماه‏ها دارم، در اين سى شب بعد از افطار مى‏رفتيم و ‏وقتى كه برمى‏گشتيم، نزديك اذان صبح بود و هيچ احساس خستگى نمى‏كرديم و اين در اثر لطف خداوند و شوق و علاقه‏اى بود كه داشتم. 
‏ براى ما بگوييد چطور با قرآن مانوس و به آن علاقمند شديد؟ 
‏ ‏- علت عمده‏اى كه باعث‏شد من به طرف قرآن بروم اين بود كه تلاوت‏هاى زيبا مى‏شنيدم. اگر صوت زيبا و دل‏نشين نبود، انگيزه نداشتم كه بروم به طرف ‏قرآن - حداقل در آن سن كودكى انگيزه‏اى نداشتم - و من الآن دهها قارى قرآن را مى‏شناسم كه فقط با شنيدن يك نوار قرآن به سراغ قرائت قرآن رفته‏اند و ‏براى اينها كسى سخنرانى نكرده است و منبرى هم نشنيده‏اند كه درباره فضيلت قرآن برايشان صحبت كرده باشند. فقط يك نوار - مثلا عبد الباسط - ‏شنيده است و رفته سراغ قرآن و بعد وقتى وارد قرآن مى‏شود، ممكن است اهداف ديگرى پيدا كند و بعد وقتى وارد اين خط مى‏شود بايد مواظب باشد ‏نيتها و اهدافش از قرآن تغيير نكند و ما هم اينطور بوديم. 
‏ از تحصيلات غير قرآنى خودتان بگوييد، چه خوانده‏ايد و الان چه مى‏كنيد؟ 
‏ ‏- بعد از اينكه ديپلم گرفتم، وارد سپاه شدم و تا سال 1366 در سپاه بودم و همان سال وارد دانشگاه شدم، در رشته مهندسى كامپيوتر درس خواندم و ‏فارغ التحصيل شدم، در طول اين دوران نيز من شايد 6 - 7 سفر خارجى داشتم، بعضى وقتها حتى از امتحانات عقب مى‏ماندم و مى‏رفتم و آن درس را ‏حذف مى‏كردم ولى هر كدام را كه بودم خودم را مى‏رساندم و قبول مى‏شدم. الآن هم با بعضى دوستان كارهاى جسته و گريخته كامپيوترى انجام ‏مى‏دهيم، ولى عمده كارهاى ما قرآنى است، در شوراهاى قرآنى و جلسات طرح و برنامه‏هاى قرآنى كه در سطح كشور فعاليت مى‏كنند، همكارى‏هايى ‏داريم و بعضى وقتها مشورتهايى مى‏شود كه ما هم نظر مى‏دهيم.  ‏
آقاى پرهيزگار! همه شما را به عنوان يكى از موفق‏ترين حفاظ كشورمان مى‏شناسند ما سؤالات زيادى پيرامون حفظ و نكات مهم آن داريم كه اكثرا ‏از خوانندگان به دست ما رسيده است، ابتدا بفرماييد كه چطور حفظ قرآن را شروع كرديد؟  ‏
‏- بعد از 2 - 3 سالى كه قرائت را كار كرديم - باز به پيشنهاد پدر و مادرم حفظ قرآن را شروع كردم. جلسه حفظى كنار جلسات قرآن داشتم و من با حفاظ ‏ديگر كار مى‏كردم و اين حافظان را كه مى ديدم، الهام مى‏گرفتم و تشويق مى‏شدم و 7 - 8 جزء نيز حفظ كردم. اول جزء سى‏ام را با آنها شروع و حفظ آن را ‏تمام كردم و امتحان گرفتند. بعد اسم‏نويسى حفظ از اول قرآن شروع شد و حدود چهل نفر ثبت نام كردند، ولى كم كم تحليل رفتند. به آيه پنجاه كه ‏رسيديم چهار نفر رفتند به آيه صد كه رسيديم باز چهار نفر و سوره بقره كه تمام شد، ما پنج نفر مانده بوديم و مسابقه داديم و استاد جلسه عادت داشتند ‏كه جايزه‏هاى بزرگى را هديه مى‏كردند و خلاصه تا انتها ما چهار نفر بوديم و ادامه داديم. 
‏استادان شما چه كسانى بودند؟ 
‏ ‏- البته من به آن معنى در حفظ استاد نداشتم، البته استاد اولى ما آقاى "مروت‏" بودند كه آلان ايران نيستند. ايشان ابتدا در قرائت‏با ما كار كردند كه استاد ‏بسيار مسلط و خوبى بودند، ايشان اول قرائت كار مى‏كردند ولى تشويق مى‏كردند كه در كنار قرائت‏حفظ كنيم. 
‏پس شما حفظ قرآن را تحت نظر استاد نبوديد و با روش منطم و خاصى عمل نمى‏كرديد؟ 
‏ ‏- بلى، در حقيقت ما روش خاصى در حفظ نداشتيم، بلكه بيشتر بر اساس تجربه‏هاى شخصى كار مى‏كرديم و گاهى روشى را پيش مى‏گرفتيم بعد ‏مى‏ديديم مناسب نيست روش ديگرى را دنبال مى‏كرديم، كتاب و نوار آموزش و خلاصه هيچ چيزى در اين زمينه نبود و فقط هفته‏اى يك بار محفوظات خود را ‏نزد استاد تحويل مى‏داديم، اما همين كه دو سه نفر بوديم و جلسه‏اى داشتيم خودش مؤثر بود و آدم يك الزامى پيدا مى‏كرد كه ادامه دهد و مخصوصا ‏تشويقاتى كه ايشان مى‏كردند و ما چون سن‏مان كم بود، تشويق را خيلى دوست داشتيم - البته يك وقفه‏اى در حفظ ما افتاد - من در سال 54 يا 55 حفظ ‏را شروع كردم، حدود ده جزء كه حفظ كردم انقلاب شد و جلسات ما متوقف شد، ولى بعد دوباره شروع كرديم و اگر بخواهيم اين فاصله‏ها را حذف كنيم ‏حدود سه سال حفظ ما طول كشيد. 
‏شما چه تجربه خاصى براى حفظ داريد كه بدرد ديگران بخورد؟ 
‏‏- الآن كه از ما روش مى‏خواهند و مى‏پرسند، من روى نظم خيلى تكيه مى‏كنم، ولى خودم چون تجره نداشتم بر اساس روش منظمى كار نكردم و الآن ‏متوجه مى‏شوم كه نظم و اينكه آدم بداند در هر روز چه مقدار حفظ كند، خيلى مهم است و من خودم اين تجربه را نداشتم. گاهى روزى 5 - 6 ساعت كار ‏مى‏كردم، اما خسته نمى‏شدم و بعضى اوقات اصلا حفظ نمى‏كردم، ولى اگر به طور متوسط حساب كنيم روزى دو ساعت‏بيشتر نمى‏شد. 
‏يعنى مى‏فرمائيد كه اگر كسى به صورت منظم روزى دو ساعت در طول سه سال كار كند مى‏توان حافظ قرآن بشود؟ 
‏ ‏- بله دقيقا. با يك حافظه معمولى و لازم نيست كه شخص داراى هوش و حافظه خيلى قوى داشته باشد. البته من درسهايم خيلى خوب بود، ولى خودم را ‏در حد متوسط ارزيابى مى‏كنم. 
ادامه دارد