چهارشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷
شماره ۱۰۲۶
 
۹ فرهنگ و هنر اسلامي  
 
شماره قبل

حکيم توس و آموزه هاي قرآني

 کامران شرفشاهي  
* اشاره:
... شاهنامه اثر سترگ حكيم ابوالقاسم فردوسي طوسي بي‌گمان شاهكاري عظيم و اعجاب‌انگيز است. اين اثر گرچه به ظاهر روايت زندگي و دوران پادشاهان و پهلوانان كهن و اساطيري ايران باستان را در بر مي‌گيرد، اما در باطن آن دريايي از معارف، حكمتها و ارزشهاي عالي نهفته است. و بي‌ترديد آنچه اين اثر بي‌بديل را از يك كتاب صرفاً حماسي جدا مي‌كند، همين روح معنا و نگاه ژرف سراينده آن به هستي و جهان پيرامون خويش است و به همين اعتبار است كه عنوان "حكيم" را به حق برازندة فردوسي مي‌دانيم.
متأسفانه علي‌رغم جايگاه رفيع اين انديشمند فرزانه و سخن‌سراي بزرگ، اطلاعات چندان در خور اعتماد و قابل اعتنايي درباره زندگي و احوال او در دست نيست تا جايي كه حتي نام او و پدرش نيز به روشني معلوم نمي‌باشد. و به همين لحاظ "ابوالقاسم" كه ك‍ُنيه اوست و در كهن‌ترين مآخذ (تاريخ سيستان و چهارمقاله) ذكر شده است، به ناچار به جاي نام اين شاعر پ‍ُرآوازه مورد استفاده قرار گرفته است. در آثار بسيار كهن كه درباره او سخن رانده شده، او را با نامهاي حسن، احمد و منصور ياد كرده‌اند. در تذكره دولتشاه (ص 428) و مجالس ‌المؤمنين (ص 453) و مجمع الفصحا (ص 428) نام او را حسن بن اسحاق بن شرف‌شاه ذكر كرده‌اند. ضمناً آنچه مسلم است آنكه "فردوسي" تخلص شاعر بوده است.
نظامي عروضي سمرقندي زادگاه فردوسي را روستايي از توابع طوس خراسان ذكر كرده است كه در برخي منابع به روستاي ديگري به نام "رزان" نيز اشاره شده است. درباره سال تولد او نيز اختلاف نظر فراوان است. آنچه كه از اشعار او برمي‌آيد اين است كه نزديك و يا شايد بيش از هشتاد سال عمر كرده است. و از آنجا كه در 58 سالگي دو سوم شاهنامه را به نظم درآورده است و اين زمان مقارن با جلوس سلطان محمود غزنوي مي‌باشد، تاريخ تولد او را با كسر 387 هجري، سال 329 هجري تخمين زده‌اند.
به اتكا به مصرع "بسي رنج بردم در اين سال سي" بر مي‌آيد كه فردوسي براي نگارش شاهنامه 30 سال وقت صرف كرده است و باز به استناد بيت:
ز هجرت شده پنج هشتاد بار  كه گفتم من اين نامة نامدار
مي‌توان نتيجه گرفت كه نظم شاهنامه در سال 400 هجري به اتمام رسيده است. درباره دين و مذهب فردوسي شكي باقي نيست كه او مسلماني معتقد و شيعي مذهب بوده است. پژوهشگران بر اين باور استوارند كه اصول عقايد فردوسي به معتزله نزديك‌تر بوده است.
فردوسي سخنوري ديندار و دوستدار راستين خاندان پاك پيامبر عالي‌قدر اسلام (ص) و امام علي بن ابيطالب (ع) بوده است و راه رهايي و رستگاري را در دينداري و كسب دانش و معرفت مي‌دانسته است.
فردوسي شاعري يكتاپرست است و سراسر شاهنامه سرشار از نام و ياد خداست، آنچنان كه اين كتاب بزرگ با نام و ياد پروردگار بي‌همتا آغاز مي‌شود:
به نام خداوند جان و خرد           كزين برتر انديشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جاي             خداوند روزي ده رهنماي
خداوند كيوان و گردان سپهر          فروزندة ماه و ناهيد و مهر ...
فردوسي در شاهنامه يك‌دم از ياد خدا غافل نيست. "ايزد"، "كردگار"، "يزدان"، "خداوند" و ... واژه‌هايي است كه در برگيرنده اعتقاد شاعر به توحيد و ذات آفريدگار متعال است. در نگاه فردوسي گرچه طريق دانش جستن از ارج و قرب فراواني برخوردار است، اما اولويت در اين راه شناخت خدا و كسب دانشي مي‌باشد در مسير قرب ‌الي الله باشد:
ز دانش نخستين به يزدان گراي              كه او هست و باشد هميشه به جاي
ز دانش نخست آنچه آيد به كار             بهين هست دانستن كردگار
در انديشه فردوسي همه چيز از خداست و شاعر در بيان اين نكته تأكيد فراوان دارد تا جايي كه در ابتداي شاهنامه هنگامي كه حتي به خرد اشاره مي‌كند، آن را موهبتي الهي بر مي‌شمارد:
خرد بهتر از هر چه ايزد بداد              ستايش خرد را به از راه داد
همچنين اعتقاد به روز رستاخيز، موجوديت انسان و عظمت هستي از ديگر نكات قابل تأملي است كه در باب خداشناسي مي‌توان در شاهنامه مشاهده كرد:
خرد رهنما و خرد دلگشاي                      خرد دست گيرد به هر دو سراي
كه مراد از خرد همان رسول باطني است و عقلي كه موهبت خداوند و وجه تمايز ميان انسان و ساير موجودات است، مي‌باشد. و از اين طريق انسان مي‌تواند با انديشيدن در مجموعه شگفت‌انگيز خلقت خود را در آينه هستي به تماشا بنشيند:
ز آغاز بايد كه داني درست                    سرماية گوهران از نخست
كه يزدان ز ناچيز چيز آفريد                  بدان تا توانايي آرد پديد
عشق و ارادت فردوسي به رسول گرامي اسلام و حضرت علي (ع) و اهل بيت مكرم عصمت و طهارت آن‌قدر بزرگ و شورانگيز است كه قلم را ياراي بيان آن نيست. ايستادگي و اعتقاد اين شاعر فرهيخته تا به جايي است كه در برخي از آثار علت عهدشكني سلطان غزنوي و بي‌مهري او نسبت به فردوسي را شيعه بودن شاعر ذكر كرده‌اند. فشار و حرمت‌شكني نسبت به اين شاعر گرانمايه تا حدي بود كه به نوشتة نظامي عروضي سمرقندي، پيكر فردوسي پس از درگذشت او به دليل شيعه بودنش،‌ در گورستان عمومي شهر اجازه دفن ندادند و در نهايت در باغي كه ملك او بود به خاك سپرده شد. در چهار مقاله نظامي عروضي آمده است كه پس از درگذشت فردوسي، دخترش صلة سلطان محمود را نپذيرفت. و باز دربارة رافضي بودن و ماجراي دفن فردوسي در آثار متقدمان آمده است كه همان شيخي كه بر جنازة وي نماز نگذاشته بود و مانع از دفن او در قبرستان مسلمين شده بود او را به خواب ديد كه مي‌گفت چون درگذشتم خداوند تبارك تعالي مرا گفت كه اگر هيچ كار خير و هيچ سخن خيري جز اين بيت:
به نام خداوند جان و خرد                        كزين برتر انديشه برنگذرد
نداشتي، باز هم به سبب عظمت همين بيت، همچنان كه نام تو فردوسي است تو را در فردوس خويش جاي مي‌داديم.
حكيم داناي طوس در شاهنامه به صراحت از اعتقاد خود به دين اسلام، پيامبر (ص)،‌ امام علي (ع) و اهل بيت آن حضرت سخن گفته است:
به گفتار پيغمبرت راه جوي                        دل از تيرگيها بدين آب شوي
گواهي دهم كاين سخنها از اوست                  تو گويي دوگوشم پرآواز اوست
كه من شهر علمم، عليم در است                  درست اين سخن قول پيغمبر است
منم بنده اهل بيت نبي                     ستايندة خاك پاي وصي     
اگرچشم داري به ديگر سراي                به نزد نبي و علي گير جاي
گرت زين بد آيد گناه من است               چنين است و اين دين و راه من است
برين زادم و هم برين بگذرم                چنان دان كه خاك پي حيدرم
متأسفانه فردوسي همان‌ قدر كه در زمان حياتش مظلوم واقع شد، پس ازمرگ نيز از ستم كوتاه‌بينان و كج‌انديشان در امان نماند. برخي او را نادانسته و بي‌آنكه روح سخن وي را دريابند مورد مذمت و نكوهش قرار دادند و گروهي ديگر شعاع اثر اين حكيم فرزانه را تا حد يك حماسه ملي محدود كردند و آگاهانه يا ناآگاهانه از پرداختن به جهان‌بيني اين شاعر دردمند و دل‌آگاه امتناع وزيده و صرفاً به بيان جنبه‌هاي نمادين، اسطوره‌اي و دراماتيك آثار او اكتفا كردند.
فردوسي و قرآن كريم
قرآن مجيد كلام آسماني خداوند و معجزه بزرگ خاتم پيامبران است. در عظمت اين كتاب همين بس كه خداوند كفار و مشركين را دعوت مي‌كند كه اگر توانايي دارند آيه‌اي همچون آيات قرآن بيافرينند.
آيات قرآن گرچه به تدريج بر پيامبر عظيم ‌الشأن اسلام نازل شده است اما انسجام و ويژگيهاي منحصر به فرد اين كتاب آسماني خارق ‌العاده است، به گونه‌اي كه با گذشت زمان و در طي هر يك از اعصار جلوه‌هاي شگفت‌انگيز تازه‌اي از اين كتاب آشكار مي‌شود. به عبارت ديگر هر چه گستره دانش و معرفت بشري بيشتر مي‌شود، زمينه فهم اين كتاب الهي افزون‌تر مي‌گردد و اعجاب خردمندان را بر مي‌انگيزد.
فردوسي بي هيچ شك و شبهه‌اي با قرآن مأنوس بوده است و آيات ژرف و دل‌انگيز اين كتاب انسان‌ساز بر اعماق روح و انديشه اين شاعر توانا اثر نهاده است. هر كسي حتي با يك بار مطالعه شاهنامه در مي‌يابد كه سراينده اين اثر بزرگ با تمام علوم و دانشهاي روزگار خود آشنايي و تسلط داشته است. چگونه ممكن است شاعري كه در آن دوران براي بيان تولد رستم عمل پيچيده سزارين را مطرح مي‌كند، با اسلام، احكام و معارف آن بيگانه و يا نامطلع باشد؟!
فردوسي بي‌گمان نيمي از عمر خويش را صرف مطالعه و تحقيق نموده است و در آن زمانه دسترسي او به آثار مذهبي و كتابهاي ديني بسيار بيشتر بوده است و لذا تأثير اين آثار بر شاعر و اثر او امري اجتناب‌ناپذير و غيرقابل انكار است. رافضي بودن فردوسي در آن دوران پرآشوب بر اين امر دلالت دارد كه مطالعات فردوسي در زمينه اسلام بسيار وسيع بوده و اين حكيم پرآوازه به تمامي جريانهاي فكري عصر خويش نيز احاطه كامل داشته است و اگر شاعر مذهب تشيع را پذيرفته است، اين عمل شجاعانه او بر پايه حقانيت و آگاهي استوار بوده است.
تأثيرپذيري فردوسي از قرآن كريم به شكلهاي متعددي در شاهنامه نمايان است. نخستين سخن در اين خصوص آنكه بنا به تحقيق ادباي نامداري همچون روان‌شاد استاد بديع‌الزمان فروزانفر، فردوسي اسلوب كار خويش را از قرآن كريم گرفته است. و از آنجا كه زبان عربي زبان علمي آن عهد بوده است و نظر به استفاده استادانه فردوسي در شناخت و به‌ كارگيري واژه‌هاي فارسي، مي‌توان نتيجه گرفت كه شاعر به زبان عربي مسلط بوده است و به همين دليل ظرافتها و ساير دقايق ادبي قرآن را عميقاً درك كرده و به شدت تحت تأثير آن قرار گرفته است و با الگو قرار دادن قرآن كريم، روش كار و اساس بيان خويش را شكل بخشيده است.
نكته دوم اينكه فردوسي همانند ساير حماسه‌سرايان تنها به شرح يك سلسله رخدادهاي مهيج و پرحادثه (اكشن) بسنده نكرده است، بلكه در آغاز و پايان و اكثر ماجراها و گاهي نيز در هنگام بيان صحنه‌هايي در اواسط داستان به طرح مسائل اخلاقي و ارزشهاي عالي انساني پرداخته است و با ذكر مطالبي حكمت‌آموز و عبرت‌آور در خصوص سپري شدن عمر و بي‌اعتباري دنيا و بقاي حيات اخروي و ضرورت انديشيدن به روز جزا و لزوم پرهيزگاري و احترام به حقوق ديگران، سخنان قابل تأملي را ارائه نموده است و خير دنيا و آخرت را در به كار بستن اين رهنمودها دانسته است. پرسشي كه در اينجا مطرح است اين است كه منبع اين سخنان كيست كه شاعر نسبت به آن تا اين اندازه التزام دارد و با فرا خواندن ديگران به پيروي از اين سخنان و اجراي آن، سعادت و نيك‌بختي بشر را تضمين شده بر مي‌شمارد؟ به تحقيق اين نكته به اثبات رسيده است كه تمامي سخنان حكمت‌آميز فردوسي بر پايه قرآن كريم و احاديث بوده است. در اين باره مقالات متعددي تاكنون به رشته تحرير درآمده و به چاپ رسيده است كه هر يك حكايت از وسعت استفاده فردوسي در اين زمينه دارد. در اين مجال به ذكر دو نمونه در اين خصوص اكتفا مي‌كنيم:
قرآن كريم: الا بذكرالله تطمئن القلوب                        حكيم فردوسي: دل آرام گيرد به ياد خداي
حضرت محمد بن عبدالله (ص): اطلب العلم من المهد الي اللحد
حكيم فردوسي: زگهواره تا گور دانش بجوي
سومين نكته كه بسيار با اهميت است در كيفيت داستان‌سرايي فردوسي نهفته است. برخي نقاط مشترك بين داستانهاي قرآن كريم و شاهنامه حكايت از دلبستگي فردوسي و تأثيرپذيري آشكار وي از قرآن دارد.
داستانهاي قرآن، زيبا، عميق و عبرت‌انگيز است تا به آنجا كه اين داستانها به بهترين داستان (احسن ‌القصص) معروف است. در هر يك از اين داستانها سرگذشت عبرت‌آموز و حكمت‌آميز يكي از پيامبران الهي و قوم او به ايجاز بيان شده است و از انسانها دعوت به عمل آمده تا در احوال پيشينيان خود بينديشند تا در صراط مستقيم قرار گيرند.
داستانهاي قرآن به حدي زيبا و تأثيرگذار است كه در اين خصوص تاكنون مقالات و كتابهاي فراواني متنشر شده است و چه بسيار نويسندگاني كه با تأثير پذيرفتن از داستانهاي قرآن كريم به خلق آثار ارزنده‌اي توفيق يافته‌اند.
فردوسي نيز از زمره شيفتگان و ارادتمندان اين كتاب آسماني است كه به الهام گرفتن از داستانهاي قرآن كريم به اثر خويش شكوه مضاعفي بخشيده است. فردوسي شاهنامه را با الهام از آياتي آغاز مي‌كند كه درباره داستان آفرينش هستي و خلقت انسان سخن مي‌گويد و مراحل پيدايش حيات را روايت مي‌كند. شيطان در سرتاسر اثر او حضور دارد و آن چنان كه در قرآن كريم آمده است اهريمن در صدد گمراه كردن آدمي و به ضلالت كشيدن اوست. آن چنان كه در قرآن كريم آمده است ابليس مي‌تواند به شكلهاي مختلفي درآيد و آدمي را بفريبد. مشهورترين مورد اين كار وسوسه شيطان درباره حضرت آدم (ع) است كه عقوبتي سخت در پي دارد. در شاهنامه نيز ابليس با فريفتن ضحاك و بوسيدن شانه‌هاي او، زندگيش را تباه مي‌كند. باز در ديگر داستانهاي شاهنامه نيز ابليس در داستان كيكاووس نيز به صورت نوازنده‌اي به ديدار شاه مي‌آيد و با توصيفهاي جذاب و اغواگرانه خويش شاه را مي‌فريبد و او را به درد سر مي‌اندازد.
فردوسي در شاهنامه با كسي تعارف و رودربايستي ندارد. هر كسي كه از ياد خداوند غافل شود، عاقبتي تلخ در انتظار اوست و هر كه به ستمكاري روي آورد، مورد نكوهش او قرار مي‌گيرد. براي او شاه با ديگران فرقي ندارد چنان كه در داستان جمشيد غفلت و غرور او پس از سيصد سال جهانداري موجب مي‌گردد تا فره ايزدي را از دست بدهد و به دست ضحاك اسير شود و با اره به دو نيم گردد، آن‌ گونه كه غفلت حضرت آدم (ع) و سرپيچي او از امر خداوند، موجب رانده شدن او از بهشت مي‌شود و مصايب فراواني براي او فراهم مي‌آورد.
فردوسي در شاهنامه گاه به صراحت از پيامبران الهي و دين و آيين آنان نام آورده است. وي در چند جا با نام آوردن از حضرت عيسي مسيح (ع) فضايل آن حضرت را ستوده است و علناً به خصومت "جهود" با آن حضرت اشاره كرده است. در گزارش "خرداد برزين" و در نامه "انوشيروان" به نگهبان مدائن پيرامون منش و سلوك حضرت عيسي (ع) به زيبايي هر چه تمام‌تر سخن گفته شده است.همچنين درباره حضرت ابراهيم (ع) نيز ابياتي سروده است كه اشاره به مقام آن حضرت و خانه كعبه دارد. فردوسي در اشعار ديگري از حضرت موسي (ع) و حضرت محمد مصطفي (ص) نيز ياد كرده است كه آورنده دين پاكي است كه هوشمندان به آن مي‌گروند.
نگاه فردوسي به تمام اديان نگاهي آميخته با احترام است و درباره پيامبران و پارسايان هر ديني با نهايت خشوع و خضوع سخن گفته است كه اين امر برخاسته از انديشه دين‌باور اوست كه تمام اين اديان و پيامبران به تصديق قرآن كريم از سوي خداوند مبعوث شده‌اند و تمامي اديان الهي داراي يك وحدت اساسي هستند كه همانا دعوت به پرستش پروردگار يكتاست. در اين زمينه نيز فردوسي بحثهاي حكيمانه‌اي دارد كه هدف از اين مباحث تقريب اديان و مذاهب است كه اين نكته نيز حكايت از ژرف‌نگري و دورانديشي حكيم فرزانه طوس در آن برهه از زمان دارد.
يكي از داستانهاي قرآن كريم كه به شدت مورد توجه قرار گرفته است، داستان حضرت سليمان (ع) است. در قرآن كريم 56 آيه درباره حضرت سليمان (ع) آمده است و شانزده بار نام مبارك آن حضرت ذكر شده است. داستان اين پيامبر الهي در سوره‌هاي مباركه بقره، انعام، انبياء، سبا، نساء، انعام، نمل و ص بيان شده است.
فردوسي در داستان "جمشيد" به نحو آشكاري از داستان زندگاني حضرت سليمان الهام گرفته است. از نظر نوع ادبي هر دو داستان تراژيك است يعني با مرگ قهرمان يا شخصيت اصلي داستان پايان مي‌پذيرد. و در هر دو داستان سليمان (ع) و جمشيد شخصيت محوري و اصلي داستان به شمار مي‌آيند. در داستان سليمان خداوند به او ثروت و دارايي فراوان، مقام و منزلت و جاه و جلال فراواني مي‌بخشد و سليمان (ع) به اراده خداوند پس از چندي به قدرت بي‌رقيب روزگار خويش تبديل مي‌شود. سليمان اقدام به ساختن قصرهاي بزرگ و بي‌نظير مي‌كند. حكومتهاي ديگر را به اطاعت خويش در مي‌آورد و لشكر مجهز و بي‌مانندي را تدارك مي‌‌بيند و جان كلام آنكه حشمت و شوكت بي‌نظيري از سوي خداوند به اين پيامبر ارزاني شد كه غير قابل توصيف است.
در داستان جمشيد هنگامي كه او قصد دارد به جاي پدرش "تهمورث" بر تخت سلطنت بنشيند، همچون سليمان (ع) با فره ايزدي پيمان مي‌بندد كه راه صلاح و صواب را طي كند و با پليديها و پلشتيها به مبارزه برخيزد:
بدان را ز بد دست كوته كنم                             روان را سوي روشني ره كنم
وي در طول دوران حكمروايي خويش اهتمام به ساختن بناها و عمارتهاي بسيار نمود و همچون سليمان نبي (ع) جاه و جلال‌ و حشمت و قدرت فراوان يافت و كشورهاي اطراف خويش را مطيع و منقاد نمود.
ديگر تشابه بين اين دو داستان جام جهان‌نماي جمشيدي معروف به جام جم است كه وي در آن مي‌توانست جهان را نظاره كند و از احوال آنچه در دورد‌َستها مي‌گذرد، آگاه نشود. اين نيروي خارق‌العاده در داستان حضرت سليمان نبي (ع) در انگشتر آن حضرت نهفته است كه نام اعظم بر آن حك شده بود و به سبب آن امور ناممكن، ممكن مي‌شد و تمام موجودات عالم از جانوران گرفته تا جن و پريان در اطراف آن حضرت اجتماع مي‌كردند. همچنين باد نيز به فرمان آن جناب بود و از آن جايي كه زبان پرندگان و حيوانات را نيز خداوند به آن حضرت آموخته بود، وي قادر بود از اين طرف نيز از بسياري از مسائلي كه در دوردستها مي‌گذشت، مطلع گردد.
البته داستان سخن گفتن حضرت سليمان نبي (ع) با پرندگان در داستانهاي ديگر شاهنامه الهام‌بخش فردوسي بوده است، چنان كه در داستان تولد "زال" كه سپيدموي است و اين نكته براي "سام" كه پدر اوست، خوشايند نيست، شاهد هستيم كه "سيمرغ" چگونه با زال و سام سخن مي‌گويد:
چنين گفت سيمرغ با پور سام                              كه اي ديده رنج نشيم و ك‍ُنام
پدر سام يل پهلوان جهان                                    سرافرازتر كس ميان مهان
بدين كوه فرزند جوي آمدست                              ترا نزد او آبروي آمدست ...
در اين داستان سيمرغ هنگام جدا شدن از زال يكي از پرهاي خود را به او مي‌دهد تا در هنگام احتياج و به وقت ضرورت آن را آتش زند تا سيمرغ به كمك او بشتابد كه در داستان نبرد رستم و اسفنديار اين اتفاق روي مي‌دهد و سيمرغ طريق غلبه بر اسفنديار را به رستم مي‌آموزد. اين پرنده زيرك و اسرارآميز كه زبان آدمي را مي‌داند و در كوه قاف مسكن دارد و چون جهان‌ديدگان خردمند سخن مي‌گويد الهام‌بخش ديگر سخن‌سرايان ادب پارسي نيز بوده است. چنان كه در كتاب "منطق ‌الطير" شيخ فريد‌الدين عطار نيشابوري نيز رد پاي آن به شكل كاملاً محسوسي آشكار است.
از ديگر شباهتهاي داستان سلمان نبي (ع) و جمشيد در شاهنامه طول عمر بسيار زياد و محير العقول اين دو شخصيت است. طول عمر حضرت سليمان (ع) بيش از 500 سال ذكر شده است و طول عمر جمشيد 300 سال كه هر دو از طول عمر طبيعي انسانها بسيار زيادتر است.
در داستان سليمان نبي (ع) دستور مي‌دهد كه تخت با شكوهي براي او بسازند كه تمامي متعلقان و اطرافيان آن حضرت بتوانند برآن بنشينند و سپس باد اين تخت را به فرمان آن حضرت به آسمان برد. همچنين در ماجراي آمدن ملكه سبا به بارگاه حضرت سليمان (ع) آن حضرت قبل از آمدن ملكه سبا به يكي از ديوها دستور مي‌دهد تا تخت بزرگ و شكوهمند او را در يك چشم به هم زدن در نزد او حاضر كند و اين امر به همين سادگي محقق مي‌شود. اين ماجرا در سوره "سبا" آمده است و يكي از جذاب‌ترين داستانهاي قرآن كريم است.
حال در داستان جمشيد نيز فردوسي همين تخت با شكوه را به همراه ديوي كه آن را به آسمان مي‌برد، به عاريت گرفته است:
به فر كياني يك تخت ساخت                        چه مايه بد و گوهر اندر نساخت
كه چون خواستي ديو برداشتي                      ز هامون به گردون برافراشتي
نكته مهم ديگري كه در تشابهات داستان حضرت سليمان (ع) و جمشيد شايان ذكر است امتحان الهي است. سلماني نبي (ع) و جمشيد پس از آنكه خداوند به آنان حشمت و شكوه فراوان مي‌دهد و مورد تعظيم و تكريم ديگران قرار مي‌گيرند، مورد آزمايش پروردگار قادر يكتا قرار مي‌گيرند. با اين تفاوت كه سليمان (ع) از اين آزمايش رو سپيد خارج مي‌شود اما جمشيد كه دستخوش غرور و غفلت شده است فره ايزدي را از دست مي‌دهد و از اينجا دوران نابساماني و انحطاط او فراهم مي‌گردد:
مني كرد آن شاه يزدان‌شناس                       ز يزدان بپيچيد و شد ناسپاس
چنين گفت با سال‌خورده جهان                        كه جز خويشتن را ندانم جهان
هنر در جهان از من آمد پديد                         چو من نامور تخت شاهي نديد
جهان را به خوبي من آراستم                          چنان است گفتي كه من خواستم
چو اين گفته شد فر يزدان ازوي                      گسست و جهان شد پر از گفت‌وگوي
به جمشيد بر تيره‌گون گشت روز                      همي كاست آن فر گيتي فروز
چه گفت آن سخنگوي با فر و هوش                  چو خسرو شوي بندگي را بكوش
به يزدان هر آن كس كه شد ناسپاس                  به دلش اندر آيد ز هر سو هراس
يكي ديگر از تشابهات داستانهاي قرآن كريم و شاهنامه فردوسي در تولد چهار نوزاد است، كه اين تشابه نيز حكايت از الهام گرفتن فردوسي از داستانهاي ولادت حضرت موسي (ع) و حضرت عيسي (ع) دارد.
در قرآن كريم درباره حضرت موسي (ع) و قوم بني اسرائيل در 34 سوره و 143 آيه سخن گفته شده است. ولادت حضرت موسي كليم‌الله از عجايب قدرت الهي در سنين جاريه ربوبي بوده كه در آيه بيست صحاح ثاني سفر خروج تورات نيز ذكر شده است. ماجرا از اين قرار است كه در پي اينكه فرعون خواب وحشتناكي مي‌بيند، معبران تولد و ظهور پيامبري را پيشگويي مي‌كنند كه بساط ظلم فرعون را بر هم خواهد ريخت و از اين رو فرعون دستور مي‌دهد تمامي كودكان پسر را به محض تولد از بين ببرند. به‌‌رغم اين فشار و خشونت حضرت موسي (ع) متولد مي‌شود و مادرش او را در سبدي نهاده و در رود نيل رها مي‌كند. اما به اراده خداوند "آسيه" همسر فرعون موسي را از آب گرفته و او را به فرزندي پذيرفته و پرورش مي‌دهد.
در داستان تولد "زال" نيز وقتي خبر سپيدموي بودن نوزاد را به سام مي‌دهند پدر از ترس سرزنش و تمسخر ديگران فرزند را به دامنه كوهي برده و در آنجا رها مي‌كنند:
بخندند بر من مهان جهان                                 از اين بچه در آشكار و نهان
از اين ننگ بگذارم ايران زمين                        نخوانم برين بوم و برآفرين
بفرمود پس تاش برداشتند                              از آن بوم و بر دور بگذاشتند
به جايي كه سيمرغ را خانه بود                     بدان خانه اين خرد بيگانه بود
نهادند بر كوه و گشتند باز                             برآمد بر اين روزگاري دراز
آن كوه از آنجا كه محل زندگي سيمرغ بود، خداوند اراده مي‌فرمايد كه اين پرنده آن كودك را از مرگ نجات دهد و همچون موسي (ع) او را در آينده به خانواده و اقوام خود بازگرداند. در هر دو اين داستانها تدبير آدمي در مقابل قضا و قدر و اراده خدا ناچيز جلوه مي‌كند و عظمت مشيت الهي آشكار مي‌شود كه "هر چه خدا خواست، همان مي‌شود."
در داستان تولد حضرت عيسي (ع) سخن از يك تولد غيرعادي و كودكي فوق‌العاده است. در بيان زندگي اين پيامبر اوالعزم در سيزده سوره و 33 آيه سخن گفته شده است. در يازده جا به نام مسيح در 25 مورد به نام عيسي و در 23 مورد ديگر درباره مادر مقدس آن حضرت، مريم عذرا خوانده شده است. يكي از نكات شگفت‌آور درباره حضرت عيسي (ع) سخن گفتن وي پس از تولد بود كه بي‌گمان معجزه‌اي بزرگ است. اين ماجرا در سوره مباركه مريم نقل شده است كه خداوند به حضرت مريم امر مي‌كند كه در مقابل تهمت و نسبتهاي ناروا م‍ُهر سكوت بر لب بزند و روزه سكوت بگيرد و در مقابل از نوزادش بخواهند كه در دفاع از او سخن بگويد و به اذن خدا نوزاد لب به سخن مي‌گشايد و ضمن بيان رسالت خود و دعوت به اجراي احكام الهي و مبرا بودن مادر خود از هر معصيتي شهادت مي‌دهد.
عقل آدمي براي هر چيزي تعريفي آفريده است و تعريف تواناييهاي يك نوزاد چندان دشوار نيست. در غير اين صورت اراده خداوند را بايد در نظر گرفت و اينكه اوست قادر متعال.
فردوسي از آنجا كه زبان امري اكتسابي است و در ثاني شخصيت او شأن پيامبري را ندارد، بالطبع نمي‌توانسته چنين رويدادي را به اين صورت مورد استفاده قرار دهد. اما اين امر دليل نمي‌شده كه نوزاد داستان او موجودي بسيار قوي‌تر از هم‌سالان و همانندان خود نباشد. در واقع او كودكي را با استفاده از اين رابطه خلق كرده است كه در طول تاريخ بشر هرگز همانندي نداشته است! فردوسي در توصيف ايام بارداري رودابه و نوزادي كه در رحم پرورش مي‌داده بسيار قلم‌فرسايي كرده است تا بتواند ذهن خواننده يا شنونده را براي تولد نوزادي قوي بنيه چون رستم آماده و مجاب كند تا جايي كه با شكافتن تهيگاه رودابه رستم را با زحمت فراوان به دنيا مي‌آورند و:
به يك روزه گفتي كه يك ساله بود                    يكي توده سوسن و لاله بود
رويارويي پدر و پسر و غلبه پدر بر پسر از ديگر نكات مشترك ميان داستانهاي قرآن كريم و شاهنامه فردوسي است. در داستان پسر نوح (ع) و در داستان زندگي حضرت يوسف (ع) شاهد رودررويي پسر ناخلف حضرت نوح (ع) و پسران ناخلف حضرت يعقوب (ع) هستيم. نافرماني پسران پيامبر تنها محدود به اين پسران اين دو پيامبر نمي‌شود و در ديگر داستانهاي قرآن كريم نيز باز به موارد اختلاف بين پدر و پسر بر مي‌خوريم كه در تمامي اين داستانها در نهايت با آشكار شدن خورشيد حقيقت و يا ظهور غضب الهي، حقانيت و اصالت راه و مرام پدران به اثبات مي‌رسد.
در شاهنامه فردوسي نيز با الهام از همين اصل رويارويي و جدال پدران و پسران با پيروزي پدر خاتمه مي‌يابد. در داستان رستم و سهراب يا كيكاووس و سياوش اين پسران هستند كه در پايان داستان جان خويش را از دست مي‌دهند. البته پسران شاهنامه همچون پسران انبيا از شخصيت منفي برخوردار نيستند. اما در رويارويي با پدران در هر صورت مي‌بايست بازنده باشند.
در ادبيات غرب در چنين مواقعي پيروزي غالباً با پسران است و پدران مغلوب هميشگي جدالها و روياروييها هستند. غربيان از غلبه پدران بر پسران در ادبيات شرق با عنوان "پسركشي" ياد مي‌كنند و عقيده دارند كه چنين اتفاقي برخاسته از نگرشي است كه حاكم بر يك جامعه "ايستا" مي‌باشد و "پدركشي" در ادبيات غرب را حمل بر نگرش "ديناميكي" غرب مي‌دانند كه همواره خواستار حركت و تحول است. اما حقيقت اين است كه نگرش سخن‌سرايان بزرگ شرق برخاسته از الهام آنان از اديان الهي است. در دين مبين اسلام احترام و رعايت حقوق والدين بر فرزندان واجب است، چنان كه در قرآن كريم پس از توحيد نسبت به حفظ احترام هيچ چيزي مگر به اندازه حفظ احترام والدين سفارش و تأكيد نشده است. اين امر حتي در احاديث و روايات نيز كاملاً ملموس و آشكار است چنان كه در قرآن كريم پس از توحيد نسبت به حفظ احترام هيچ چيزي مگر به اندازه حفظ احترام والدين سفارش و تأكيد نشده است. اين امر حتي در احاديث و روايات نيز كاملاً ملموس و آشكار است چنان كه پيامبر عالي‌قدر اسلام (ص) نگهداري از والدين و حفظ احترام آنان را حتي بر فريضه مقدس جهاد مقدم مي‌شمارد.
در ادبيات غرب حتي اگر نويسنده‌اي مانند "ايوان تورگينف" در اثري مانند "پدران و پسران" حقي براي پدران قائل باشد منتقدان غربي را چندان خوشايند نيست. چنان كه در نقدي كه "هرتسن" و "كاتكو" بر كتاب پدران و پسران نوشته‌اند، ناخشنودي اين منتقدان را به خوبي مي‌توان دريافت.
در داستان رستم و سهراب، غلبه پدر بر پسر را مي‌توان برتري يافتن خرد و تجربه بر قدرت و خامي نيز به شمار آورد. بي‌ترديد آنچه موجب پايان غم‌انگيز سهراب شد همانا كم‌تجربگي و جهالت او كه باعث شد هم از سوي افراسياب اغفال شود و هم در نبرد با پدر اسير ترفند وي گردد.
در داستان سياوش و كيكاووس نيز همانند داستان حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل، آنچه كاملاً مشهود است ادب و فرمانبرداري فرزند از پدر است. هر چند كه در داستان قرآن كريم در نهايت حضرت اسماعيل (ع) به دست حضرت ابراهيم (ع) قرباني نمي‌شود و سياوش نيز به دست پدر كشته نمي‌شود.
اين دو پسر نمونه تام و تمام مطيع بودن در برابر فرمان پدر هستند. ناگفته نماند در شاهنامه شاهد "پدركشي" نيز هستيم. اما اين عمل به شدت تقبيح شده است و سرنوشت بسيار شومي در انتظار چنين شخصي قرار گرفته است. ضحاك ماردوش به واسطه كم‌خردي از اهريمن فريب مي‌خورد و به طمع رسيدن به پادشاهي پدرش را در چاه مي‌اندازد تا مقام او را غصب كند.
و از آنجا كه وي جواني ناپخته بود، باز هم از ابليس فريب خورده و به سرنوشت دردناكي دچار مي‌شود. سرنوشتي كه با پدركشي او رقم مي‌خورد و برخلاف تصور او استمرار دلپذيري ندارد.
تمرد و سرپيچي از فرمان پدر از يك سو و اختلاف بين برادران در داستان حضرت يوسف (ع) در قرآن كريم آمده است. در اين داستان برادران حضرت يوسف (ع) كه نسبت به او حسادت مي‌ورزيدند، به دشمني با او برخاسته و او را به چاه مي‌اندازند. همين موضوع در داستان فريدون در شاهنامه نيز اتفاق مي‌افتد. فريدون پس از آنكه سراسر جهان را بين سه پسر خود (سلم و تور و ايرج) تقسيم مي‌كند و به هر يك حكمراني سرزمينهايي را مي‌بخشد، سلم و تور نسبت به ايرج احساس حسادت مي‌كنند و با ناخرسندي به دشمني با ايرج بر مي‌خيزند و كمر به قتل او مي‌بندند. زنهاي بدكردار يكي ديگر از موضوعاتي مي‌باشد كه فردوسي به تأثير از قرآن كريم، در اثر خود به آن توجه كرده است. در قرآن كريم زن حضرت نوح (ع) و زن لوط هر دو از كرداري ناشايست برخوردارند. به علاوه عشق گناه‌آلود و ابراز علاقه آتشين "زليخا" به حضرت يوسف (ع) از ديگر نمونه‌هاي زناني است كه مورد توجه فردوسي قرار گرفته است و موجب به خلق شخصيت "سودابه" در شاهنامه شده است. شخصيتي كه عشق نامشروع او به سياوش موجب مي‌شود كه براي اثبات بي‌گناهي خود همچون حضرت ابراهيم (ع) از آتش بگذرد و همانند داستان ابراهيم (ع) آتش هيچ‌ گزندي بر او وارد نمي‌كند.
خواب از ديگر مواردي است كه در قرآن كريم به آن اشاره شده است. ماجراي خواب حضرت يوسف و يا خواب عزيز مصر كه پيشگويي آن قحطي مي‌باشد، در شاهنامه نيز به شكلهاي ديگري مورد استفاده قرار گرفته است كه از جمله مي‌توان به خواب هولناك ضحاك و پيشگويي معبران مبني بر سقوط حكومت او و وقوع انقلاب، اشاره نمود.

بالای صفحه

تازه‌هاي نشر قرآني

*** كتاب قرآن در اسلام منتشر شد.
* كتاب قرآن در اسلام نوشته سيد محمد حسين طباطبايي و به كوشش سيد هادي خسرو شاهي توسط انتشارات بوستان كتاب به چاپ رسيد.
نويسنده كه از مفسران نامدار جهان تشيع است در اين كتاب در پنج فصل با زبان ساده به ارزش قرآن و اهتمام مسلمانان به اين وديعه الهي اشاره كرده است. مباحث علوم قرآني چون محكم و متشابه، ظاهر و باطن، تاويل، حقيقت وحي، رابطه قرآن و علوم، اسباب نزول، قاريان هفت گانه، عدد آيات و سوره ها، خط و اعراب از ديگر مباحث اين كتاب است.
*** كتاب كامل‌ترين راهنماي تفسير قرآن كريم
* كتاب كامل‌ترين راهنماي تفسير قرآن كريم نوشته علي شريفي از سوي انتشارات طحان منتشر شد.
اين كتاب در ? 9 ?فصل و درس تنظيم و تدوين شده است، نويسنده در ضمن هر يك از اين دروس با اشاره به خلاصه آن درس، به سوالات چهار گزينه‌اي و پاسخ تشريحي و نكات كليدي آن جهت آمادگي بيشتر در آزمون پرداخته است.
مهمترين عنوان‌هاي اين دروس شامل شاخص‌هاي قرآن، اهل بيت(ع) و قرآن، تفسير و تاويل، لطائف سوره حمد، محكم و متشابه، خدا در قرآن، خلقت انسان و سنت‌هاي اجتماعي قرآن است.
*** كتاب تفسير موضوعي قرآن كريم
*كتاب تفسير موضوعي قرآن كريم نوشته عبدالله موحدي محب از سوي نشر دانشگاهي معارف چاپ و منتشر شد.
اين كتاب كه به منظور آشنايي دانشجويان با مباني قرآن و تفسير آن تدوين شده است، به عنوان كتاب درسي در مراكز علمي عالي تدريس مي‌شود.
مولف در بخش اول به موضوع‌هايي در ارتباط با وحي، تحريف ناپذيري قرآن، تفسير و شيوه‌هاي آن، قرائت قرآن و آداب آن مي‌پردازد.
در بخش دوم كتاب نيز برخي از معارف قرآن از جمله نماز، دعا، فطرت، صفات خداوند، ايمان، بندگي خداوند، نظارت همگاني، سنت‌هاي الهي، تفكر و عبادت مورد بررسي قرار گرفته است.
*** كتاب خدا در حكمت و شريعت
* كتاب خدا در حكمت و شريعت نوشته محمدحسن قدردان قراملكي با تلاش گروه علمي فلسفه پژوهشكده حكمت و دين پژوهي منتشر شد. مولف اين كتاب به تطبيق و مقايسه معارف قرآن و روايي با دستاوردهاي فلسفي پرداخته و بالندگي معارف اسلامي را نشان داده است. اين كتاب در چهار فصل تنظيم شده است كه فصل اول آن به بيان كلياتي نظير معناشناختي خدا، اصطلاح شناسي، امكان شناخت خدا، مخالفان براهين فلسفي خداشناسي، استدلال بر خدا در قرآن و زبان دين به همراه دلايل و شواهد نقلي بر چند ساحتي بودن زبان دين پرداخته است. تحليل فطري انگاري خداشناسي و صورت‌هاي آن، دلايل فطري انگاري خداشناسي، رهيافت‌هاي مختلف در تفسير، دلالت آيات نظم، بيان ادله توحيد ربوبي، تقرير صدرالمتالهين، تقرير علامه طباطبايي، تبيين توحيد خالقيت و فعلي از طريق نظام عليت عنوان برخي ديگر از مطالب اين كتاب است.
اين اثر پژوهشي با رويكرد جامع نگرانه، خداشناسي را از منظر فلسفي، عقلي و نصوص ديني (قرآن و روايات)، تطبيق، تحليل و تبيين كرده است.
كتاب خدا در حكمت و شريعت در شمارگان دو هزار نسخه به تازگي منتشر شده است.
*** كتاب نگاهي به سيره پيامبر اعظم
* كتاب نگاهي به سيره پيامبر اعظم به قلم منوچهر حسن اللهي با هدف بررسي و پژوهشي در سيره حضرت رسول اكرم(ص)، زير نظر مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما و توسط انتشارات بوستان كتاب به چاپ رسيده است. اين مجموعه پيش از اين به صورت جزوه با عنوان سيره نبوي ? ??و ? ??در مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما منتشر شده بود كه اكنون با بازنگري و تلخيص برخي فصول به صورت كتاب تدوين شده است. در اين كتاب، نويسنده ابتدا تحليلي كوتاه درباره اين موضوع ارائه كرده و سپس به ارايه نمونه‌هاي گفتاري و رفتاري پيامبر اعظم(ص) پرداخته است. اين كتاب، سيره پيامبر اعظم(ص) را با بيان روايات و رفتار و گفتار آن حضرت در قالب بخش‌هايي چون سيره اجتماعي، سيره سياسي، سيره اقتصادي و سيره نظامي بررسي و تبيين كرده است. كتاب نگاهي به سيره پيامبر اعظم (ص) در شمارگان دو هزار نسخه منتشر شده است.


نماينده مقام‌معظم رهبري در بنياد شهيد:
خوشنويسي از دستاوردهاي قرآن است  

نماينده مقام‌معظم رهبري در سازمان بنياد شهيد وامور ايثارگران گفت: هنر خوشنويسي يكي از دستاوردهاي قرآن كريم است.
حجت‌الاسلام "محمدحسن رحيميان" روز سه‌شنبه در ديدار با اعضاي شوراي مركزي ستاد جشنواره خوشنويسي "مشق عشق" افزود: خوشنويسي هنري است كه انسان را به سمت ارزش‌هاي الهي سوق مي‌دهد.
وي اظهار داشت: شكوفايي خوشنويسي همواره درطول تاريخ در سايه قرآن بدست آمده‌است و مسلمانان به‌خاطر علاقه به قرآن از خط درنوشتن نسخ قرآني استفاده مي‌كرده‌اند.
اين مسوول بااشاره به‌اهميت جمع‌آوري آثار شهداي خوشنويس گفت: ارايه آثار هنرمندان با موضوع شهيد وشهادت تاثير بسزايي درترويج فرهنگ ايثار و شهادت و آشناكردن نسل جوان با فكر و اعتقاد شهدا دارد.
حجت‌الاسلام رحيميان برگزاري چنين جشنواره‌هايي را نشان‌دهنده اهميت تاثير هنر در ترويج فرهنگ ايثار ارزيابي كرد.
وي تصريح كرد: نقش و اهميت هنر خوشنويسي در فرآيند و شكل‌گيري انقلاب هم بايد مورد توجه قرار گيرد و از اين هنر متعالي براي ترويج ارزشهاي اسلامي بهره گرفت.
نماينده مقام معظم رهبري در بنياد شهيد و امور ايثارگران بااشاره به خط خوش علما و روحانيون، گفت: امام (ره) هنر خوشنويسي را به‌خوبي مي‌شناختند و خودشان نيز از اين هنر بهره‌مند بودند.
نخستين جشنواره خوشنويسي باعنوان "مشق عشق" با موضوع "شهيد وشهادت" سوم سوم خردادماه سال‌جاري مصادف با روز مقاومت، ايثار و پيروزي باحضور مسوولان كشوري در دانشگاه آزاد اسلامي واحد قزوين برگزار مي‌شود.


چند انتصاب در معاونت فرهنگي سازمان فرهنگي هنري شهرداري
محمد احساني معاون فرهنگي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران طي احکام جداگانه اي چهار مدير جديد اين معاونت را در حوزه هاي مختلف منصوب کرد.
"حيدر کلهري" به سمت مدير امور کتابخانه‌ها، "محمد حسن حجازي" مدير شبکه ارائه کننده خدمات محصولات فرهنگي، "شاکر واثقي" مدير طراحي و ارزيابي فرهنگي و "ناصر اسداللهي" به عنوان مشاور اجرايي معاون فرهنگي منصوب شدند.
پيش از اين، کلهري سرپرستي امور کتابخانه‌ها، حجازي مديريت همکاري و امور بين‌الملل، واثقي رياست فرهنگسراي رسانه و اسداللهي سرپرستي فرهنگسراي پايداري را بر عهده داشتند.